تفاوت ميان شورا و دموكراسي

تفاوت  ميان  شورا و دموكراسي

به قلم : ابوانس توحيدي

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

 

الحمد لله القائل :  « بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ » [الأنبياء: ۱۸] والصلاة والسلام على من أتى بكل سمحٍ رائعٍ رائق،أما بعد

بسياري اوقات از انسانهاي گمراه گر ( سكولار زده ي منتسب به اخوان المفلسين و… ) چيزهاي بسيار عجيب و نامباركي را مي شنويم . چنانچه مي گويند : دموكراسي و انتخابات يعني شورا .  يا مي گويند : دموكراسي  معني شورا در اسلام را مي دهد و هر دوي آنها به يك معني بوده و براي همديگر دليل و مدرك هستند  و هيچ اختلاف و تفاوتي در ميانشان وجود ندارد !! «  كبرت كلمة تخرج من أفواههم إن یقولون إلا كذبا ». الكهف:۵٫ يعني:چه سخن ( تهمت ) بزرگي است كه از دهنشان خارج مي شود ، غير از دروغ هيچ چيز ديگري نمي گويند .

يا اينكه  سيستم  دموكراسي  كه برنامه ي مشركان است را با سيستم شوراي اهل توحيد قياس مي گيرند !

سارت مشرقة وسرت مغرباً      ***      شتان بين مشـرق ومغرب

آنگاه بسيار بي شرمانه اين دو آيه ي مبارك را مي آورند : « وأمرهم شُوری بینهم » ، « وشاوِرهم في الأمر » . غافل از اينكه ،  يا خود را به نفهمي مي زنند كه ، خداوند متعال اين آيات را در مورد اهل توحيد گفته است نه در مورد مشركين !

در اينجا مناسب مي بينم كه گفته ي ارزشمند شيخ احمد شاكر را در مورد اين دو آيه برايتان  ذكر كنم . ايشان مي گويند : عده اي از مردم كه در عصر حاظر با دين بازي مي كنند ، اين دو آيه را  اسبابي براي گمراه كردن  مردم نموده اند….بدين معني كه اين گونه انسانهاي گمراه گر جهت فريب  جوامع  مسلمان نشين شعاري از اين دو آيه ساخته اند و مي گويند : اسلام امر به شورا مي كند . سخن حقي را مي گويند اما هدفشان باطل است .

بله ، راست است كه اسلام امر به شورا مي كند اما چه شورائي است كه اسلام به آن امر مي كند ؟ خداوند متعال به پيامبرش صلي الله عليه وسلم مي فرمايند :  وشاروهم في الأمر فإذا عَزمت فتوكل على الله.

معني آيه روشن و آشكار است و نيازي به تفسير ندارد و تاويل پذير هم نيست . آيه فرماني است براي رسول الله صلي الله عليه وسلم ، سپس براي كساني كه پس از وي عهده دار سرپرستي امور جامعه و مسئوليت مسلمين را بر عهده مي گيرند : كه اجازه ي ابراز و عرضه ي نظريات و پيشنهادات يارانش را بدهد . ياراني كه آنها را صاحب راي مي داند . آنهايي كه صاحب عقل و زيركي هستند آنهم در مواردي كه مجالي براي تبادل نظريات مختلف و پذيرش بهترين نظر و همچنين مواردي كه در عملي نمودن آنها مجالي براي اجتهاد وجود دارد، سپس در ميان اين نظريات آن نظريه اي را انتخاب مي كند كه به حق و راستي نزديكتر باشد و يا اينكه مصلحت مسلمين در آن باشد ، سپس بدون در نظر گرفتن گروههاي مخالف و ديدگاههاي  مخالف و بدون در نظر گرفتن اكثريت و اقليت ، در عملي نمودن آن تلاش مي كند . يعني زماني كه پس از مشورت دستوري را صادر نمود ، بر خداوند توكل نموده و آن راي  كه صحيح دانسته را عملي مي نمايد .  

و اين فهمي است كه براي صحيح بودنش نياز به دليل و مدرك ندارد : بدون شك آنهايي كه به رسول الله صلي الله عليه وسلم امر شده است كه با آنها مشورت كند و همچنين تمام مسئوليني كه پس از رسول الله صلي الله عليه وسلم از وي پيروي مي كنند انسانهاي صالح و مومن و به ظاهر مسلماني هستند كه  از حدود و شريعت الله محافظت نموده ، نماز مي خوانند ، زكات مي هند ، در راه تطبيق شريعت الله تلاش مي كنند ، كساني اند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم در وصفشان فرموده است : از ميان شما آنهايي به من نزديك شوند كه صاحب عقل وزيركي و فهميده اند .   اينها انسانهاي بي ايمان به قانون و شريعت الله نيستند و بر عليه شريعت و قانون الله  ضديت نمي كنند و همچنين از فاسداني نيستند كه خودشان را از منكرات حفظ نمي كنند و علاوه بر آن از آندسته از گمراهان فاسدي نيستند كه گمان مي برند  كه مي توانند قانون و حكمي مخالف دين الله را انتخاب نمايند كه ،  شريعت و حكم الله را در حكم كردن بر مردم از ميان بر مي دارد .كفار و فاسقين ضد شريعت شايستگي آن را ندارند كه مورد مشورت قرار بگيرند بلكه فقط شايستگي شمشير يا شلاق را دارند .

به همين دليل – همچنانكه شيخ ابو محمد مقدسي مي گويد –  به كمك الله مي گوئيم :

اولا : عوض نمودن اسمها هيچ ارزشي ندارد مادامي كه درون و حقيقت اشياء مثل خودش باشد ، اما اگر شما به ريش مردم بخنديد و فريبشان دهيد ، هرگز نمي توانيد الله را فريب دهيد :   « یخادعون الله والذین آ‌منوا وما يخدعون إلا أنفسهم وما یشعرون » .البقرە:۹٫ يعني : ( خيال مي كنند كه )  خدا و كساني كه ايمان آورده اند را فريب مي دهند ! غير از خودشان كسي را فريب نمي دهند ، اما احساسش نمي كنند .

به همين دليل عوض نمودن اسم اشياء هيچ تغييري در حكم صادر شده در مورد آنها نمي دهد و حلالي را حرام نمي كند و حرامي را نيز حلال نمي كند …. رسول الله صلي الله عليه وسلم نيز مي فرمايند :« لیستحلن طائفة من أمتي الخمر باسم یسمونها إیاه» .رواه الإمام أحمد. يعني : بي گمان گروهي از امت من شراب را حلال مي كنند به اسمي كه خودشان اين اسم را برايش انتخاب كرده اند .

در حديث ديگري مي فرمايند ‌: « لیشربن ناس من أمتي الخمر یسمونها بغیر اسمها ». رواه ابن ماجە. يعني : بي گمان كساني از امت من شراب را مي نوشند ، اسمي غير از اسم خودش هم بر آن مي گذارند .

ثانيا : قياس نمودن دموكراسي و انجمن پارلمان با شورا و انجمن شورا ، قياسي غلط و ناحق و (قیاس مع الفوارق) است ، قياس كردني است با وجود اختلافات عديده اي در ميان آنها ، نه يك اختلاف . همچنانكه در كتاب  (أصول الفقه) آمده است چنانچه يك اختلاف در ميان دو چيزي كه به هم قياس شده اند وجود داشته باشد ، به چنين قياسي گفته مي شود :  قياس باطل  . حالا چه برسد به اينكه چندين اختلاف وجود داشته باشد .

واجتماعُ ضِدّين معاً في حالِ          من أعظم ما يأتي منَ المحالِ

آنهايي كه اين  گفته ي بي ارزش را بر زبان مي رانند دو دسته اند :

۱-  يا انسانهاي نادان و جاهلي هستند ، كه نه مي دانند شوراچيست و نه دموكراسي يعني چه ؟  و بدون علم در مورد دين الله صحبت مي كنند . درمان اين دسته يادگيري و خود را نسبت به اسلام آگاه نمودن است .  خداوند بزرگ مي فرمايند : « ولا تقف ما لیس لك به علم » .الإسرا‌ء:۳۶٫  يعني : از چيزي پيروي نكن و در موردش صحبت نكن كه در موردش علم و آگاهي نداري .

۲- يا اينكه مي دانند ، بله ، خوب مي دانند كه دموكراسي چيست و شورا يعني چه . و اختلافات ميان آنها را نيز به خوبي مي دانند ، اما حقايق را از مردم پنهان نموده و گمراهشان نموده و فريبشان مي دهند ، و همچنان ناحق را در قالب حق به مردم معرفي مي كنند و به نام الله دروغ مي گويند و به الله دروغ مي بندند !!

درمان اينها نيز انديشيدن و ريزبيني در اين آيه و آيات مشابه است كه مي فرمايد : « ولا تلبسوا الحق بالباطل وتكتموا الحق وأنتم تعلمون » .البقرە:۴۲٫ يعني : حق را با باطل مخلوط نكنيد و حق را پنهان نكنيد در حالي كه خودتان اين را مي دانيد .

شاعر هم راست گفته است :

فإن كنت لا تدري فتلك مصیبة    وإن كنت تدري فالمصیبة أعظم

به همين دليل برما لازم است كه در ابتداي امر تعريفي از شورا و دموكراسي را ارائه دهيم ، و پس از آن در مورد مهمترين اختلافات ميان آنها صحبت كنيم ، آنگاه برايمان روشن مي شود كه حقيقت مسئله ي مورد بحث چيست ؟

شورا : مشورت كردن : در زبان عربي يعني : آن چيزي كه در آن مشورت صورت مي گيرد .

در لغت هم : عبارت است از تبادل آراء و نظريات در مورد چيزيدر ميان اعضاي شورا ، به خاطر شنا سائي و انتخاب نظر راست و درست و مناسب و سپس عمل كردن به آن .

آنگاه اعضاي شورا ( اهل شورا ) بايد داراي  شرايط  زير باشند :

۱-   اسلام.

۲-   عقڵ.

۳-   مرد بودن.

۴-   آزادی.

۵-   عدالت.

۶-   علم .

۷-   وجود تدبير و فهم  صحيح . الإمامة العظمی.

در اينجا ما مي پرسيم آيا اعضاي پارلمانها ي دموكراسي  اين شروط را دارا مي باشند !؟

دموكراسي :لغتي است كه از دو جزء يوناني تشكيل شده است : ديموس ( يعني : مردم ) و كراتوس ( يعني حكم يا حكومت ) و معني سر هم آن مي شود : حكم مردم بر مردم .

يعني مردم خودش براي خودش قانون و حكم مشخص و تعين كند و منبع حكم و حكومت خود مردم باشد نه خداوند بزرگ . اين كار هم از طريق انتخاب افرادي توسط مردم صورت مي گيرد كه به عنوان نماينده گان مردم وارد پارلمان گشته و براي همان مردم قانون و حكم توليد مي كنند  و همين قوانين و احكام بر مردم اجراء مي گردند .

مشخص است كه اين كار كفر و شرك است ،  زيرا  درست كردن حكم و قانون و مشخص كردن برنامه ي زندگي  ، يكي از ويژگيها و صفات خاص خداوند متعال است . همچنانكه خداوند متعال در چندين آيه مي فرمايند : « إن الحكم إلا لله » اما دموكراسي مي گويد :(إن الحكم إلا للشعب)!،و هركسي كه اين حق را به خود يا به هر يك از انسانها بدهد ،  بدون شك براي الله شريك قرار داده است !! خداوند بزرگ مي فرمايند : « ولا یشرك في حكمه أحدا » الكهف:۲۶٫ و همچنين مي فرمايند : «أم لهم شركا‌ء شَرعوا لهم من الدین مالم يأذن به الله ». الشوری:۲۱٫

اين هم مهمترين  نقاط اختلاف ميان شورا و دموكراسي :

۱-   شورا حكمي  ديني است كه چندين بار در قرآن در مورد آن صحبت شده و به آن امر شده است … اما دموكراسي لغتي غربي و كفري است كه سرچشمه اي كثيف دارد و هيچ اساس و جايگاهي در شريعت الله ندارد .

۲-  شورا حكم و دستور خداوند متعال است … اما دموكراسي گري حكم و دستور مردم و طاغوتها مي باشد .  يا به عبارتي ديگر شورا سيستم و برنامه خدايي است اما دموكراسي گري ساخت آندسته از انسانهايي است كه مملوء از كم و كاستي اند و هوا و هوس و آرزوهاي باطل بر آنها مسلط شده است .

۳-  در شورا فرمانروائي و قانونگذاري  متعلق به خداوند بزرگ است … اما در دموكراسي گري قانونگذاري متعلق به  نماينده گان مردم است و حكم و قانون هم هماني است كه نماينده گان همين مردم تعين و انتخابش مي كنند .

۴-   شورا در مواردي صورت مي گيرد كه جايي براي اجتهاد وجود دارد ، به عبارتي ديگر اينكه : هيچ دليلي از قرآن و سنت يا اجماع علما در مورد آن وجود نداشته باشد ، اما در هنگام وجود دليل از منابع ياد شده ، ديگر شورا صلاحيت  خودش را در  مورد نظر دادن در اينگونه موارد از دست مي دهد و بايد همگي پايبند حكم موجود شوند ، چون خداوند بزرگ مي فرمايند : وما كان لِمؤمن ولا مؤمنة إذا قَضى الله ورسوله أمراً أن يكون لهم الخيرة من أمرهم. الأحزاب:۳۶٫ يعني :

اما دموكراسي گري در مورد هرچيزي صحبت مي كند و در مورد همه چيز حكم صادر مي كند ، حتي در مورد حكمهاي محكم شرعي هم حكمهاي جايگزين صادر مي كند ! چون در دين دموكراسي گري چيزي وجود ندارد كه آنقدر مقدس باشد كه نتوان در موردش صحبت كرد و يا آن را به راي گيري و انتخابات نگذاشت ، بلكه تمام احكام و قوانين بايد به راي گيري گذاشته شود و چنانچه راي نياورد بايد حذف شود ، حتي اگر حكمي از احكام الله باشد .

۵-  شورا قسمتي از دين الله مي باشد ، اعتقاد داشتن به آن واجب است و انكار كردن آن كفر و خارج شدن از دين مي باشد … اما دموكراسي گري دين طاغوت است و اعتقاد به آن كفر و خارج شدن از اسلام ، و عدم اعتقاد به آن نيز قسمتي از ايمان است .  يا به عبارتي ديگر ، شورا قسمتي از شرع  و دين خداوند بزرگ و حكم الله است … اما دموكراسي گري كفر  به شرع  و حكم الله و بر عكس دين الله مي باشد .

۶-  در شوراي اهل حل و عقد  مسلمانان آگاه و متخصص و مجتهد دور هم جمع مي شوند … اما در دموكراسي گري عده اي به اصطلاح باسواد در پشت پرده برنامه ريزي كرده و به صورت نمايشي آن را در يك انتخابات نمايشي  به تائيد نماينده گان مردم و خود مردمي كه تخصصي ندارند مي رسانند ،  حالا اين نماينده گان و طراحان اصلي و خود مردم كافر باشند يا مسلمان ، آگاه باشند يا نا آگاه ، پاك باشند يا فاسد و… در اينجا همگي  بر روي تائيد  يا رد حكم و قانون ياد شده به يك اندازه موثر هستند .

۷-   شورا به ديدگاه و نظري اهميت مي دهد كه از تمام نظريات ديگر به حق و راستي نزديك تر است  اگر چه مخالف نظر اكثريت هم باشد … اما دموكراسي گري به اكثريت اهميت مي دهد و طبق ميل و خواست اكثريت حركت مي كند ، هرچند كه سرانجام آن نيز مخالف حق و موافق باطل باشد . يا به عبارتي ديگر در دموكراسي گري ترازوي راستي و ناراستي ، خوبي و بدي عبارت است از اكثريت ، چونكه اكثريت سرچشمه ي قانونگذاري و حكم دادن است … اما در شورا اكثريت هيچ تاثيري ندارد و ترازوي راستي و ناراستي ، يا خوبي و بدي نيست ، بلكه خداوند بزرگ اينچنين در قرآن در مورد آن صحبت كرده است :

« وإن تُطع أكثر من في الأرض يُضلوك عن سبيل الله »  الأنعام:۱۱۶٫

« وما أكثر الناس ولو حَرصت بمؤمنین » یوسف:۱۰۳٫

« وما یؤمن أكثرهم بالله إلا وهم مُشركون » یوسف:۱۰۶٫

« ولكن أكثر الناس لا یشكرون »  البقرە:۲۴۳٫

« ولكن أكْثر الناس لا یؤمنون » یوسف:۲۱٫

« ولكن أكثر الناس لا یعلمون »  الإسرا‌ء:۸۹٫

۸-  در شورا انجمن شورا وجود دارد كه وظيفه ي آن عبارت است از بيرون كشيدن نزديكترين نظريه و راي  به حق ، آنهم طبق بنيادهاي اساسي شريعت … اما در دموكراسي گري « انجمن قانونگذاري يا دقيقتر بگوئيم : انجمن خدايان !! » وجود دارد كه وظيفه ي آن قانونگذاري بدون توجه به دين و شريعت الله مي باشد .

۹- شورا – در مورد راي كه صادر مي كند – واجب است ، اما ملزم نيست ؛ بلكه راهنما و معلم است . يعني امام را ناچار نمي كند كه ملزم به اجراي راي شورا باشد ، بلكه بعد از اتمام شورا هر راي را كه در آن مطرح شده باشد و به نظرش صحيح تر  بود و مصلحت مسلمين در آن قرار داشت را انتخاب مي كند …..  اما نظرياتي كه در دموكراسي گري به مرحله ي اجرا در مي ايند و مورد پذيرش واقع مي شوند حالا هر حكمي كه باشد ، به حق نزديك باشد يا دور از حق ، به مصلحت مردم باشد يانه فقط به نفع طبقه ي خاصي چون سرمايه داران و… باشد ،  بايد به مرحله ي اجرا در آيند .

۱۰-  شورا تمام امور زندگي  و احكام موجود در دين  را اجزاء تشكيل دهنده ي سياست مي داند و تحت هيچ عنواني تفكيك پذير نيست و جدا نمودن بعضي از احكام شريعت از بعضي ديگر و قبول بعضي از احكام و كنار نهادن بعضي ديگر را عين كفر و ارتداد مي داند … اما دموكراسي گري بر اساس سكولاريسم و حذف نمودن احكام شريعت در حكومت داري ، اقتصاد ، قوانين جزائي و مدني ، آموزش و پرورش و… بناء شده است .

در پايان : اينها مهمترين تفاوتهاي ميان شوراي اسلامي و دموكراسي گري شركي بودند ، با توجه به دلايل ياد شده روشن مي شود كه آيا شورا و دموكراسي گري دو روي يك سكه هستند ( همچنانكه گمراه گران دموكراسي خواه مي گويند ) يا اينكه اختلاف آنها چون اختلاف زمين و آسمان است ؟

 

فهذا الحقُّ ليس به خفاءُ                 فدعني من بُنياتِ الطريقِ !

 

هيچ كسي شورا و دموكراسي گري را يكسان نمي داند و دموكراسي را بر شورا قياس نمي كند مگر يكي از اين دوحالت نباشد : يا اينكه چنين شخصي يك دموكراسي خواه كافر است يا اينكه شخصي جاهل و احمق نسبت به شريعت الله است كه فريب ماهوراه ها را خورده است و سومي ندارد ….

 

والله لست بثالث لهما بلی                إما حمارا أو من الثیران

 

به همين دليل  هر كسي كه هر دو را مثل هم يكسان و شبيه قرار داده و هردو را يك چيز بداند ، همچون كسي مي ماند كه خالق و مخلوق را يكي  دانسته و دين الله و دين طاغوت را مثل هم بداند . در اين صورت چنين آيه اي در مورد اين اشخاص تطبيق داده مي شود :  « قالوا وهم فيها يَختصمون . تالله إن كُنا لفي ضلال مبين.إذ نُسويكم برب العالمين » . الشعرا‌ء:۹۶:۹۸٫

 

 

واصدع بما قال الرسول ولا تخف      من قلة الأنصار والأعوانِ

فالله ناصر دينه وكتابه          والله ناصر عبده بأمانِ

 

 

***********************************************************

منابع :

۱-   عمدة التفسیر، الشیخ أحمد شاكر.

۲- حكم الإسلام في الديموقراطية والتعددية الحزبية، الشيخ أبو بصير الطرطوسي.

۳- الدیموقراطیة دین، الشیخ أبو محمد المقدسي.

۴- جاهلیة الدیمقراطية،أستاذ الدكتور غازي عنایة.

۵- إسعاد الأخيار بحرمة الدخول في حكم الكفار، تألیف:اللجنة الشرعیة جیش الإسلام فلسطین.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید