تولید انقلابات نمایشی و کنترل شده (۲۹۱)

تولید انقلابات نمایشی و کنترل شده (۲۹۱)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

شکی در آن نیست که این قرن را از هر لحاظ عصر انقلابات ایدئولوژیک و عصر بیداری نو پای اسلامی باید نامگذاری کرد. دیکتاتوری سکولاریسم با افزایش آگاهیهای عمومی اعلام ورشکستگی نموده و روز های پایانی حیات ننگین خود را در سرزمینهای مسلمان نشین سپری می کند.

کمپانی های فراماسونری و کارتلهای پشت پرده وابسته به جاهلیت با بهره گیری از اطاقهای فکریشان مدتهاست که برای چنین پیش آمدی آماده گشته اند، و جهت ممانعت از انقلاب اسلامی و بازگشت اقتدار و عزت انسانهای ستمدیده طرحها و برنامه های حساب شده ای را برای همچنین روزهایی تدارک دیده و در سرزمینهای مسلمان نشین نیز ، با بهره گیری از اهرمها و افرادی فریب خورده و اکثرا سکولار مرتد، در پی اجرایی شدن توطئه ای وحشتناک علیه اسلام راستین و انقلاب راستین اسلامی بر آمده اند.

آنها شکی ندارند که عمر فرمانروایان دست نشانده و فرسوده اشان به پایان رسیده و ملیتهای مسلمان با بازگشت فراگیر عقیده اسلامی و گسترش سریع توحید و کفر به طاغوت در صدد مبارزه ای ریشه ای با وضع موجودی اند که سالهاست با شعارهای دروغین غیر از فقر و دیکتاتوری سکولاریستی چیزی برایشان در برنداشته است.

سکولارهای دست نشانده و مزدور وعده آزادی و برابری در اندیشه و عمل را دادند، اما در واقع با دیکتاتوری سکولاریستی خود ، به جان تمام عقاید دینی و فرهنگ غنی سنتی مردم افتادند و تبر بی رحم خود را بر تنه ی نیرومند و ریشه دار فرهنگ چند هزار ساله مردم زده و با سکولاریزاسیون ویرانگر خود فرهنگی منحط با ارزشهایی کاملا بیگانه با مردم بر آنها تحمیل کردند.

همین سکولارهای خائن با آوردن مذهب سوسیالیستی و کمونیستی وعده ی از میان بردن فقر و محرومیت و بوجود آوردن دنیایی برابر و یکسان را به مردم داند که در چنین دنیایی هیچ فقیر و محرومی وجود نخواهد داشت و غنا و رفاه سراسر جامعه را در بر خواهد گرفت،اما در حقیقت امر غیر از نکبت و بیچارگی و تاراج رفتن سرمایه های طبیعی و زیر زمینی و … چیزی برایشان در برنداشت.

همین سکولارهای خائن  فریب خورده آلت دست امپریالیستهای سکولار طرفدار کاپیتالیسم و سکولارهای طرفدار دیکتاتوری پرولتاریا ، سرزمینهای مسلمان نشین را میدان تصفیه حسابهای این دو قطب گندیده سکولاریستی سرمایه دار و سوسیالیستی نمودند و هزاران جوان این مرز و بوم را به سلاخی کشیدند و …

امروزه که این همه جنایت فاش گشته و مسلمین از پس پرده تمام شعارها و نیات سکولاریستهای دیکتاتور آگاه گشته اند، با یک وضع غیر قابل پیش بینی روبرو شده اند که امپریالیستهای خونخوار به رهبری امریکا از قبل نسخه اش را پیچیده اند. انقلابی عروسکی و خیمه شب بازی رسانه ای که خوراکش خون مسلمین و نتیجه اش انحراف انقلاب صحیح اسلامی و سنگ اندازی در مسیر صحیح مبارزه مجاهدین موحد و تغییر نوکران مسلط بر سرزمینهای مسلمان نشین می باشد.

آنها به خوبی دریافته اند که اگر این تغییر مهره ها به سرعت و با مهارت و چشم بندی رسانه ای خاص خودشان صورت نپذیرد بدون شک انقلاب از کنترلشان خارج گشته و در مسیر اصلی و صحیح آن در جریان می افتد آنوقت است که اسلامگرایان اهل توحید و مجاهدین شریعت گرا سکانداران راستین حرکت مردم به سوی سعادت و سربلندی و رانده شدن استعمارگران امپریالیست خواهند بود و این کاملا به ضرر دیکتاتوری سکولاریسم و مزدوران محلی اش خواهد بود.

مبارزین مجاهد با کسب تجارب بی شمار مبارزاتی سراسر جهان سالهاست خود را برای یک انقلاب بنیادین آماده نموده اند. این میزان از قدرت و آمادگی هم برای مجاهدین روشن است و هم برای دشمنانشان. به همین دلیل دشمنان سکولار ملتها انقلابات بسته بندی شده زودرسی را در کارخانه های فکری خود تولید کرده و وارد سرزمینهای مسلمان نشین نمودند که آنرا قبل از فراهم شدن زمینه های انقلاب عمومی اسلامی به بازار نیازمند وارد نمایند تا شاید این نسل را به همین جور انقلابات نمایشی دلخوش نموده و مسیر مبارزات حق طلبانه این نسل را به نفع خود مصادره نمایند.

اینها بر این باورند که، همچون انقلابات سکولاریستی سراسر دنیا، هر نسلی فقط یک بار انقلاب می کند و اگر مسیر انقلاب این نسل را به نفع خود به انحراف بکشانند نسل بعدی گرایشش به سمت انقلاب اسلامی و جانفشانی برای تشکیل جامعه ای اسلامی که مجری احکام الهی باشد کمتر خواهد بود. می دانید چرا؟

چون پس از رسوایی سکولاریستهای دست نشانده ی محلی در نزد مردم، این بار عده ای احزاب مسلمان نما و در قوالب اسلامی اش جهت در دست گرفتن زمام امور آماده کرده اند و این بار به جای احزاب کاملا لائیک و سکولاریستی چون سوسیالیستها، ناسیونالیستها، دمکراسی خواهان لیبرال و … رهبرانی منحرف از میان احزاب منتسب به اسلام را به همراه دیگر احزاب به اصطلاح اپوزسیون کهنه کار سکولار برجسته کرده اند.

آشکارا می بینیم که در خیابانها شعارهای الله اکبر سرداده می شود و نقش احزاب به اصطلاح اسلامگرای میانه رو برجسته تر می گردد. این بار دیکتاتوری دین سکولاریسم رهبرانی جدید در لباس جدیدی پیدا کرده است. در ظاهر همچون نواز شریف، قادراف، راشد الغنوشی، رجب طیب اردوغان و حزبش ادعای اسلامی بودن دارند اما درهمان حال ادعا می کنند که اسلامگرایانی سکولار می باشند و مجریانی صادق برای قوانین سکولاریستی و خدمت به امپریالیستهای جهانخوار و نوکرانی وفادار در خدمت منافع امریکا، اتحادیه اروپا و اسرائیل گشته اند. اینها سالهاست که امتحان خود را پس داده اند.

امپریالیستها بر این باورند که اگر انقلاب کنونی مردم را به نفع خود کنترل و مصادره نمایند، زمانی که دوباره گند دیکتاتوری سکولاریسم در سرزمینهای مسلمان نشین در آمد، آن وقت انگشت اتهام به سمت اسلام و اسلامگرایان نشانه خواهد رفت و امیدوارند که مردم پس از ناامیدی از اسلام دوباره به احزاب مرتد سکولار، سوسیال یا لیبرال روی آورند.

طبیعت فعلی بسیاری از سرزمینهای غیر توحیدی طبق همین فرمول حرکت کرده است. در جوامعی که مبارزه علیه دین آسمانی  شدت داشته مردم جهت مخالفت با حاکمیت موجود به طرف دین آسمانی گرایش پیدا کرده اند و در جوامعی هم که دین آلوده به شرک و تحریفی حکم رانده مردمان آن سرزمینها نیز جهت مخالفت با ظلمهای حکام به اندیشه های مخالف با آن و در پاره ای موارد به مکاتب ضد آن پیوسته اند، که رنسانس و رشد سریع دیکتاتوری سکولاریستی فعلی در غرب نتیجه چنین واکنشی بوده است.

امپریالیسم آمریکا و متحدینش در شرایط موجود از یک کانال دیگر و با لباس دیگری به مبارزه علیه مجاهدین و انقلابیون اسلامگرا برخاسته است و قصد دارد با این نقشه ننگین خود از این مرحله گذار به نفع جریان دیکتاتوری سکولاریستی خود نهضت مسلمانان را دچار بحران و جنگ داخلی نماید،  که اینبار خوراک هر دو طرف جنگ مسلمانان باشند.

شعبده بازیی که امروز در سرزمینهای مسلمان نشین تحت عنوان انقلاب مخملین مد گشته چیزی نیست جز حرکت جاهلیت از حالتی به حالت دیگر. جاهلیت همان جاهلیت است. تنها لباس و ظاهرش را عوض کرده است. هرگز در طول تاریخ دیده نشده که جامعه ای دارای قانونی جاهلی از طریق رفورم و اصلاحات و آنهم با حمایت کامل شیطان و نمایندگانش در روی زمین تبدیل به جامعه ای اسلامی گردد که در آن احکام اسلامی بعنوان قانون اجرا گردند، دیده نشده و تا روز قیامت هم دیده نخواهد شد.

در میان جامعه جاهلیت این گونه جابه جایی ها که متأسفانه عنوان انقلاب را بر خود گرفته بسیار رایج است همچنان که در سرزمینهای مسلمان نشین دارای حکم اسلامی نیز ممکن است چنین جابه جاییهایی صورت پذیرد، اما، در هر دو صورت ،اینها انقلاب نیستند و نمی توان عنوان انقلاب را بر آنها نهاد. هم اکنون نیز جریاناتی که با حمایت امریکا و متحدینش در سرزمینهای مسلمان نشین در جریان است کوششی است جهت یک جا به جایی قدرت در داخل دایره دین سکولاریسم و اصلاحاتی است کنترل شده در داخل دایره بسته سکولاریسم. و هیچ یک از آنها نمی توانند و حق ندارند از این دایره تنگ خارج شده و انقلابی گردند. بلکه تا آنجایی اجازه فعالیت داشته و دارند که متناسب با میزان پذیرش اجتماعی منافع آنها تأمین گردد.

به عنوان مثال در افغانستان وپاکستان دین سکولاریسم تا حدودی به جلو می رود اما در ترکیه، مصر، تونس و … یک قدم جلوتر رفته و در بسیاری موارد توانسته اصول دین سکولاریسم را به طور کامل پیاده نماید.

بسیاری از مردمان ساده لوح فریفته شده توسط رسانه های ماهواره ای و اینترنت ،خیال می کنند که در اینگونه جریانات مسلمین یک قدم جلوتر رفته و یک قدم به اجرایی شدن احکام الهی و حکومت اسلامی نزدیک شده اند ،غافل از آنکه به جای پیشروی در این مرحله ی حساس گذار، خائنین منتسب به اسلام با حمایت کفار جهانی، منجمله، به قول سید قطب رحمه الله ، شیطان بزرگ آمریکا و سازمان امم متحده، امتهای اسلامی را کیلومترها به عقب کشانده اند که اگر تدابیر آگاهانه ای اتخاذ نگردد بدون شک آینده نزدیک اصلا به نفع مسلمین نخواهد بود.

باید کمی اندیشید که این چه خواب خرگوشی است که بسیاری دچارش شده اند. در کجای تاریخ قرآن و تاریخ مکتوب بشری دیده شده که شیطان و جنایتکاران خون آشام حامیان پیروزی نهضت اسلامی مردم گردند؟ چرا مسلمین یک ذره فکر نمی کنند که چرا امریکا و رئیس سازمان امم متحده باید پشتیبان چنین نهضتهای عروسکی در مصر، تونس و لیبی باشند؟ و تهدید هم بکنند که اگر این حکام عوض نشوند و جامعه در اختیار احزاب مورد تأئید آنها قرار نگیرد با توسل به شورای امنیت به زور متوسل شده و وارد جنگ به نفع احزاب مورد حمایتشان خواهند گردید و سرنوشت صدام حسین و قذافی را یاد آوری می نمایند و …

خیلی جالب است عده ای چنان فریب خورده و غافلند که می پندارند فرعون طرفدار جریان سید نا موسی گشته، ابولهب و ابوجهل هم حامیان رسول الله و نهضت اسلامی مسلمین!

مستضعفین و ستمدیدگان باید به خود آیند و دیگر فریب هیچ خائنی را در هیچ لباسی نخورند. خواه لباس مذهبیون مزدور را بر تن کرده باشند با سکولارهای مرتد را. چون در هر صورتی خود و وجود آنهاست که قربانی گشته و در راه اهداف پلید خائنین خرج می گردد.

بیدارگران ، پیشروان و سابقون الاولون هر جامعه ای نیز نباید این فرصت مهم مرحله ی گذار را از دست داده و بدون نقشه باشند ، بلکه باید با هشیاری هر چه تمامتر طبق برنامه ای از پیش تعیین شده با وضع موجود برخورد نموده و تا سرحد جان نگذارند که نهضت مبارک اسلامی که ثمره قرنها تلاش و خون گذشتگان صالح ماست بازیچه دست مشتی خائن منتسب به اسلام ،مرتدین سکولار داخلی و کفار همیشه دشمن خارجی گردد.

دیکتاتوری سکولار – صهیونی و دست نشاندگان محلی آن  جنایتکارانی هستند که به صورت سیستماتیک بر علیه مسلمین و قانون شریعت در حال جنگ می باشند و با جنگ روانی که به راه انداخته اند با سوءاستفاده از «احساسات» و «تعلقات» مردم با ظرافت تمام  موجودیت شریعت الله  و دولت اسلامی ما را مورد حمله قرار داده اند .

اینها تجربه ی چندین ساله ی انقلاب شکوهمند و دولت مبارز ما را دارند و قصد ندارند اینگونه انقلابات در سرزمینهای تحت ستم دیگر تکرار گردد . به همین دلیل تمام تلاش خود را از طریق مزدوران خلیجی و غیره جهت نابودی این نعمت شکوهمند مسلمین به کار گرفته اند . مهمترین ابزار آنها در این جنگ فراگیر بهره گیری از جنگ روانی و نرم جهت از طریق سکولارزده های به ظاهر اسلام گرا  ، به جای سکولارهای سوسیالیست و لیبرال، جهت بسیج و جذب انرژی مسلمین به نفع خود است . کار اینها من را یاد مطلبی می اندازد که :

دو گدا در خیابانی نزدیک مسجدی کنار هم نشسته بودند.  یکی عکس صلیبی بر سینه اش چسپانده بود و  دیگری کلمه ی الله را … مردم زیادی که از آنجا رد می‌شدند،  به هر دو نگاه می‌کردند و فقط در کلاه اونی که کلمه ی الله را بر سینه اش نوشته بود پول می‌انداختند.  ملایی از آنجا می‌گذشت،  مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدائی که کلمه ی الله را بر سینه اش دارد پول می‌دهند و هیچ کس به گدایی که عکس صلیبی بر سینه اش چسپانده بود  چیزی نمی‌دهد.   رفت جلو و گفت:  ‌رفیق بیچارة من،  متوجه نیستی؟  اینجا مرکز دین اسلام است. مردم به تو که عکس صلیبی بر سینه ات چسپاندی پول نمی‌دهند، بخصوص که درست نشستی کنار یه گدای دیگری که کلمه ی الله را بر سینه اش دارد.   در واقع از روی لجبازی ‌‌هم که باشد مردم به اون یکی پول می‌دهند نه تو .  گدای صلیب دار  بعد از شنیدن حرف‌های «ملا» رو کرد به گدایی که کلمه ی الله را بر سینه اش داشت و گفت:  هی جوزف!   نگاه کن کی اومده به ما بازاریابی یاد بده!؟ .

این طنز به عمق جنایات دشمنان قانون شریعت  و دروغپردازی و ریاکاریهای آشکار آنها و تولید جریانات خائن بومی اشاره دارد ، جریاناتی چون سلفیت آل سعود و اخوان الشیاطین.

در مورد اخوان نباید دچار اشتباه شد . روشن نمودیم که دو نوع اخوان وجود دارند :

  • اخوان المسلمين كه جريان مبارك و شريعت گرايي است كه قانون شريعت الله و قرآن را مي خواهند و امامان شهيد – باذن الله – حسن البناء و سيد قطب آن را رهبري مي كردند ؛
  • و يك جريان تقلبي و فاسد ديگري را داريم كه تحت همان نام و براي تخريب اين جريان فعاليت مي كند كه تا سر استخوان سكولاريست بوده  و همان قانوني را قبول دارد كه سكولاريستهاي ديگر به آن عمل مي كنند و در تمام جهان در اختيار سياستهاي آمريكا و ناتو مي باشد ؛

كه ما اين جريان اخير را اخوان المفلسين،  اخوان المفسدين و اخوان الشياطين مي ناميم و كسي حق ندارد آگاهانه اين دو جريان را يكي بداند . البته در بطن اسلام و نصرانیت و يهوديت و کمونیسم و جريان سلفيت و تصوف و ساير جريانات هم نوع تقلبي آن به عنوان آنتي تز توليد گشته است تا از درون آن را منهدم نمايد و اين چيز عجيبي نيست . در بازار اقتصاد و كالاهاي مصرفي هم توليد جنس بدل وتقلبی امري طبيعي شده است ، در اين جا  تنها اخلاص فروشندگان محلي و زيركي و هوشياري مصرف كننده و خريدار است كه  مي تواند  مفيد واقع شود .

اما در مورد اين اخوان الشياطيني كه فعلاً در سرزمينهاي مسلمان نشين در بازيهاي سياسي سكولاريستها شركت جسته و بخشي از قدرت سكولاريسم جهاني گشته است مناسبتر اين است كه يكي از بزرگان جريان مبارک اخوان المسلمین نکاتی را بیان نماید  :

محمد قطب برادر سيد قطب رحمه الله در اين زمينه مي فرمايند : ” اخوان  المسلمين (جريان تقلبي اخوان) همچون  يدك غرب مي ماند، هر وقت غرب  احساس كرد كه اسلامگراهاي راستين به قدرت مي رسند و منافع غرب را در سرزمينهاي مسلمان نشين در معرض خطر قرار مي دهند  آنها را جهت ضعيف نمودن اين اسلامگراهاي راستين به كار مي گيرند . از الله متعال خواهانم كه در هيچ يك از سرزمينهاي مسلمين به قدرت نرسند . ”

شما اگر وضعيت موجود صومالي، افغانستان، عراق، فلسطين،  پاكستان، چچن، تركيه، سوریه، ليبي و تونس  را ببينيد صحت اين گفتار را متوجه خواهيد شد و من پيش بيني مي كنم كه در مصر هم زماني كه مسلمين شريعت گراي مجاهد به قدرت بيشتري دست يابند اين اندازه خشونت و سختگيري از روي اخوانهاي آنجا بر داشته شده و دوباره در بازيهاي رايج سهيم مي گردند و به عنوان صحوات به شغل اصلي خود بر عليه قانون شريعت الله  بر مي گردند .

  • اگر كافري سكولار مثل آمريكا يا مرتدي سكولار مثل حكومتهاي دست نشانده ي فعلي سرزمينهاي مسلمان نشين اعلام كنند كه هر شخص جامعه، حتي بچه هاي شيرخواره نيز ، ماهيانه ۱۰۰۰ دلار حقوق دارد ! و هيچ كسي هم مشكل بيكاري نداشته باشد و برق، گاز، تلفن، حمل و نقل و بنزين هم رايگان گردد و تمام راهها را با شهرو روستا آسفالت نمايند، آيا امكانش هست كه مردم بتوانند حکومت آنها را تحمیل نموده  و آشوب درست نكنند ؟

تمام اين امتيازات حول و حوش مسائل اقتصادي مي چرخد، و با اينكه حل نمودن معضلات اقتصادي و فساد اقتصادي موجود درمیان مردم يكي از خواسته هاي ما مي باشد، اما كل هدف ما نيست؛ بلكه بخشي محدود از آن را تشكيل مي دهد .

در مورد حكومتها سكولار نيز دو مسئله ي كاملاً مجزا مطرح است، يكي جامعه اي سكولار كافر كه ساكنان اصلي آن را كفار تشكيل مي دهد  و ديگري سرزميني  كه  ساكنان آن را مسلمين تشكيل مي دهد اما قوانين كفري بر آن تحميل شده و مرتدين سكولار بر آن حكم مي رانند .

در مورد جامعه ي نخست در بهترين شكل موجود سعي مي شود از دارالكفرو يا دارالحرب هجرت نموده و به دارالاسلام محلق شد؛ و يا اينكه، به حكم ضرورت  و با پرهيز از هر گونه همكاري با كفار بر عليه مسلمين، همچون مسلمين مهاجر در حبشه با استقلال در عقيده و عمل به  آن، به حيات ذليلانه ي خود ادامه دهند .

اما در سرزمينهاي مسلمان نشين كه مرتدين با پشتيباني كفار سكولار جهاني بر مسلمين تحميل شده اند، اگر شخصي با وجود اين امكاناتي كه صحبت شد،  آگاهانه و به ميل خود از آنها با «كلمه و زبان» هم حمايت كند، همين عمل آنها را در صف مرتدين سكولار قرار مي دهد و این ضرر با منافع مادی که به دست می آورد قابل مقایسه نیست و می توان گفت شخص خود را نابود کرده و قیامت خود را بر باد داده است .

به دنبال اين بايد گفت كه اگر  طاغوتها و كفار ديوار منازلتان را از طلا بسازند ، باز بايد با آنها مخالفت نموده و به آنها كفر بورزيد (مسئله ي اساسي و زير بنايي كفر به طاغوت و قاعده ی نفی سبیل) و برعليه مرتدين و حاميان آنها اعلان جهاد و جنگ مسلحانه نماييد تا زماني كه يا توبه كنند يا اينكه ريشه كن شوند .  چون برخلاف كفار اهل كتاب،  مرتد  همچون كفار مشرك غير اهل كتاب (يا سكولاريستهاي كنوني)،  بين توبه و مرگ تنها بايد يكي را انتخاب نمايد و راه سومي ندارد و اشغالگر باید سرزمین مسلمین را ترک کند . علماء در این زمینه  فرموده اند كه اگر تمام ساكنان يك سرزمين نابود شوند بهتر از آن است كه قانوني برخلاف قانون شريعت در آن اجرا و پياده شود .

 

دیدگاهتان را بنویسید