دین سکولاریسم بزرگترین تهديد داخلي و خارجی دولت و نظام اسلامي(۲۳۸)

دین سکولاریسم بزرگترین تهديد داخلي  و خارجی دولت  و نظام اسلامي(۲۳۸)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

آسیب شناسی از جمله مفاهیمی است كه از علم پزشكی وارد حوزه علوم انسانی  شده است. این واژه در لغت به معنای «مطالعه علل بیماری و علائم مخصوص مرض و یا علائم غیرعادی هر چیزی» می‌باشد .  بسیاری از مورخین ، از جمله ابن خلدون، جامعه شناس و اندیشمند مسلمان، بر این باورند كه جوامع و نظام‌های سیاسی نیز همچون یك موجود زنده، دارای دوران كودكی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و كهنسالی هستند و عوامل مختلف و مولفه‌های گوناگونی در پایداری و تداوم و یا افول و زوال یك جامعه نقش دارد.

در این نظریه، جامعه به ارگانیسم انسان تشبیه شده است.  با این تفاوت که نمی توان از مرگ یک انسان پیش گیری نمود اما با حفظ و پایبندی به اصول و قوانین شریعت و نو و به روز نمودن نظام و نهادهای دولت اسلامی می توان آن را در یک سن فعال و پیش رونده نگه داشت و از مرگ آن جلوگیری نمود .  با این وصف، باید جامعه و نظام‌های سیاسی را به مثابه یك موجود زنده فرض كرد كه دارای هدف بوده و به سوی آن در حركت اند.

اگر دولت انقلابی و نظام سیاسی، بتواند به بالندگی، رشد و پویایی خود برسد و دوران‌های گوناگون را بدون مشكل طی نماید، آن جامعه، سالم و مطلوب است، ولی اگر روند تكاملی خود را طی نكند و به سمت و سوی آرمانهای خود حركت نكند، در آن صورت آن جامعه، بیمار می‌باشد و دچار آسیب و آفت شده است. به بیان دیگر، آسیب درونی، نقصان حادث شده و عارضه پدید آمده در كل پیكر جامعه است، همچنان كه بدن به عنوان یك سیستم برای بقا تلاش می‌كند و هر عضو در این راستا وظایفی بر عهده دارد، در جماعت، دولت، حکومت و جامعه نیز بروز آسیب به معنای وجود خلل در عضو یا اعضایی است كه به هر دلیل نتوانسته اند وظیفه یا وظایف خود را به نحو مطلوب به انجام رسانند .

با این وصف، انقلاب، دولت و حکومت هم به عنوان یك پدیده اجتماعی مانند هر موجود زنده، دارای حیات است و مانند بدن انسان ممكن است دچار خطرات، آفات و امراضی شود كه برای پویایی و شادابی آن تهدید محسوب می‌شود و مانع به ثمر رسیدن آرمانهای انقلاب و دولت اسلامی و تبدیل آنها به دستاورد می‌شود.

بنابراین می‌توان، مقصود اصطلاحی از آسیب شناسی انقلاب و دولت اسلامی را چنین بیان داشت: «شناسایی آن دسته از عوامل مهم و موثری كه شكل گیری و تداوم آنها می‌تواند فرایند تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب و دولت اسلامی را متوقف و یا به صورت محسوس كند نماید»

آسیب شناسی انقلاب و دولت اسلامی، به معنی بررسی واقع بینانه مشكلات، اشكالات، انحرافات، آفات، تحریفات و موانع رشد و كمال انقلاب اسلامی است. مراد از آسیب‌ها و آفات، اموری هستند كه می‌توانند دستیابی انقلاب اسلامی را به آرمان‌ها و اهداف خود، كند یا ناممكن سازند. این بدین معناست كه غایت و آرمان نهایی انقلاب اسلامی فقط سقوط یك رژیم سیاسی و جایگزینی رژیم سیاسی دیگر نبوده كه با تحقق آن، انقلاب پایان یافته باشد، بلكه آرمان هایی بلند و متعالی پیش روست؛ پر واضح است كه عدم شناسایی و غفلت از پژوهش‌های آسیب شناسانه آفاتی كه ممكن است انقلاب و دولت اسلامی را تهدید كند، می‌تواند موجب تاخیر و یا حتی عدم دستیابی به اهداف و آرمانهای انقلاب شود. انقلاب اسلامی ما  نیز كه با سرمایه ای عظیم و با تقدیر الهی و براساس باور و ایمان مردم معتقد و متدین و با الهام از قرآن مجید، به ثمر رسیده است، نیازمند بازبینی واقع بینانه آفات و موانع رشد و كمال است.

خطرهای فراروی انقلاب و دولت اسلامی از دیدگاههای گوناگونی قابل تقسیم است. یكی از این تقسیم ها، تقسیم معروفی است كه بارها و بارها در سخنان رهبرفعلی نظام اسلامی ما مطرح شده است. بر اساس این تقسیم بندی، تهدیدهای متوجه دولت اسلامی، به تهدیدهای داخلی یا درونی و خارجی و بیرونی تقسیم می‌شود. این تقسیم، به اصطلاح، تقسیمی حصری است؛ زیرا این خطرها یا از داخل، جامعه اسلامی را تهدید می‌كند و یا از خارج و شق سومی برای آن وجود ندارد.

بر اساس تقسیم خطرهای تهدید كننده نظام به داخلی و خارجی، در تشریح تهدیدهای داخلی می‌توان گفت كه همواره داخل جامعه اسلامی و درون مرزهای جغرافیایی آن، آسیب هایی متوجه نظام است. گاهی نیز این تهدید ها، از بیرون جامعه اسلامی و به وسیله بیگانگان بر آن تحمیل می‌شود. هر یك از این دو نیز دارای انواع و اقسام گوناگون و راهكارهای متفاوتی است كه ذیلا ًمورد بررسی قرار می‌گیرد.

آسیب‌های داخلی به خطرهایی اطلاق می‌شود كه ممكن است نظام اسلامی را از درون تهدید كند یا دستكم جلوی رشد آن را بگیرد یا مشكلاتی را در جهت حركت الهی و انقلابی پدید آورد. این خطرها، گاهی از ناحیه كسانی است كه از بازماندگان رژیم جاهلی سابق به شمار می‌روند یا با انقلاب ضدیت دارند. چنین مواردی، هم در انقلاب پیامبر خاتم (صلی الله علیه وآله وسلم ) و هم در انقلاب اسلامی ما كه دنباله همان انقلاب است، مصداق داشته است. در صدر اسلام، هر چند كه پیامبر خاتم صلی الله علیه وآله وسلم در سایه تلاش‌ها و زحمات فراوان در عربستان و طی ۲۳ سال، به تاسیس دولت اسلامی موفق شد و عوامل مخالف را سركوب كرد؛ به طوری كه دیگر چنان خطری درون جامعه اسلامی آن زمان وجود نداشت كه بتواند در برابر قدرت مسلمانان عرض اندام كند؛ اما چنین نیز نبود كه تمام كسانی كه در سایه حكومت اسلامی زندگی می‌كردند از نظر فكری و اعتقادی به باورها و ارزش‌های اسلامی پایبندی داشته باشند.

در جامعه اسلامی، همواره بین خود مومنان نیز درجه‌های گوناگونی از ایمان وجود دارد و تمام آنها در یك سطح از ایمان قرار ندارند. صرف نظر از اختلاف درجه ایمان مومنان، همه كسانی كه در سایه حكومت اسلامی زندگی می‌كردند و به اصطلاح، شهروند جامعه اسلامی شمرده می‌شدند، به اسلام، ایمان واقعی نداشتند و گاهی آشكارا مخالفت خود را با این آیین مقدس و حكومتی كه بر سر كار آمده بود، ابراز می‌كردند؛ البته در اواخر حیات رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین كسانی در داخل مرزهای دولت اسلامی عرض اندام ‌كردند ، در گوشه و كنار كشورهای اسلامی چنین افرادی وجود داشتند كه با اساس اسلام مخالف بودند و مخالفت خود را نیز ابراز می‌كردند.

گروه دیگری كه در صدر اسلام، جامعه اسلامی را از درون با تهدید مواجه ساخته بودند، كسانی بودند كه در جنگ با مسلمانان شكست خورده و خود را تسلیم آنان كرده بودند. اینان نیز با نوعی كراهت، اسلام را پذیرفته بودند و ایمان واقعی به اسلام و مبانی آن نداشتند و صرفا برای حفظ منافع خویش و برطرف ساختن خطر، اظهار اسلام می‌كردند.

درباره انقلاب و دولت اسلامی ما نیز باید خاطر نشان كرد به رغم اینكه اکثریت قاطع مسلمین خواهان تطبیق قانون شریعت و تشکیل حکومتی اسلامی بوده اند اما بقایای ناسیونالیستهای سکولار ماركسیست، مائوئیست‌ها و احزابی سکولار لیبرال و دین فروشان التقاطی منافق که در اوایل انقلاب در جامعه حضور فعال داشتند و مشكلاتی را برای آزادیخواهان شریعت گرا ایجاد می‌كردند، هم اکنون نیزگاهی مخالفت خود را با صراحت اعلام می‌دارند و گاهی منافقانه اظهار موافقت می‌كنند، می‌تواند تهدیدی جدی برای دولت اسلامی ما تلقی شود.

علاوه بر این گروهها كه می‌توانند خطرهایی را متوجه نظام سازند، گروههای دیگری میان خود مومنان وجود دارند كه ممكن است منشاء آسیب هایی جدی برای دولت اسلامی باشند. وجود علمای کتابخانه ای غافل از وضع موجود مسلمین و جهان وچنین گروههایی ممكن است باعث شگفتی دیگران شود؛ اما وجود علمای کتابخانه ای كه با صراحت به مخالفت با دولت ونظام ما می‌پردازند و هنوز از افکار کلیشه ای آمیخته با حسادت خود دست برنداشته اند، جای شگفتی نیست و نباید انتظار داشت كه كل جامعه ی مسلمین، پذیرای نظام و دولت جدید شوند؛ بلكه برای تغییر فرهنگ كل جامعه و تغییر آرمانها، مدت زمان بسیاری لازم است و باید شرایط فراوانی دست به دست هم دهد تا جامعه ای كاملا انقلابی پدید آید.

پس این انتظار وجود ندارد كه با پیروزی انقلاب، تمام مخالفان تغییرعقیده داده، به دولت شریعت گرا و انقلاب علاقه مند شوند، اما انتظار نمی رود آن دسته از افراد جامعه كه نه كافرند تا آشكارا اظهار كفر كنند و نه منافق اند تا در باطن كفر بورزند و درظاهراظهار ایمان كنند بلكه افراد مومنی هستند كه علاقه به انقلاب و دولت اسلامی نیز دارند، به اعمالی دست بزنند كه سبب تضعیف این نظام شود.

متاسفانه گاهی، این افراد موحد مومن انقلابی نیز آفت زده شده از این طریق ضربه هایی را بر نظام وارد می‌سازند. گاهی این آفت قادر خواهد بود تا خطرهایی را برای جامعه و دولت اسلامی ایجاد كند، به طوری كه ممكن است خطر مذكور از خطر وجود منافقان در جامعه نیز بیشتر باشد؛ پس جا دارد تا منشاء پیدایش چنین خطرهایی مورد تامل بیشتری قرار گیرد، زیرا از این طریق می‌توان از فروپاشی نظام جلوگیری كرد و راه را بر وجود هر گونه شك و شبهه درباره انقلاب دولت اسلامی مسدود ساخت.

در وضع موجود ، علاوه بر علمای کتابخانه ای، بزرگترین خطری که انقلاب و دولت اسلامی ما و  مومنین موحد و انقلابی جامعه را مورد تهدید قرار داده است جنگ روانی سکولاریستهای جهانی و پس مانده ها و دنباله روان محلی آنان می باشد .

 

دیدگاهتان را بنویسید