مسلمین و اختلافات درون گروهی (۲۵۰)

مسلمین و اختلافات درون گروهی (۲۵۰)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

هستند کسانی که ،با وجود این که خود شدیداً در تشدد و تضاد با هم به سر می برند ، همواره در تلاشند هر اختلاف رأی هر چند کوچک و سلیقه ای در میان مسلمین و بخصوص در میان جماعت جهادی آن را به انشعاب ، تفرقه و جدایی تبدیل نمایند. به عبارت دیگر حرفه ای را برگزیده اند که به آتش بیار معرکه مشهور است. از پخش شایعه و سنجیدن وضع موجود گرفته تا ایراد سخنرانی و بر پا نمودن جلسات بحث و گفتگو تا پخش نوشته ها و رسانه ها و… . تمام انرژی شان را ابتدا در اثبات شخصیت ناچیز و بی ارزش خود به انسانی صاحب فکر و منتقد، و در نهایت، تسویه حساب با جریان مبارک اسلامی و تخریب و انهدام تدریجی آن متمرکز می نمایند.

اینان دسته ای اند که گاه دست به اقدامات خشونت آمیز و حتی ترور و تصفیه های درون گروهی نیز می زنند و با توجیهات ناقص خود گاه به رادیکالیسم و شتابزدگی و گاه به مداهنه و سازشکاری کشیده می شوند.

در واقعیت امر این جماعت هم می توانند افراد مومن ، صادق ، وطن دوست و مجاهد مبارزی باشند که در چنین دامی افتاده اند و هم ممکن است عده ای مخلص ، مجاهد  صادقی باشند که فریب دشمنی نفوذی یا توطئه و دسیسه ای از جانب دشمن را خورده باشند. در هر دو صورت ظاهراً هر دو طیف مرتکب اشتباه واحدی می شوند که معمولاً واکنش واحدی را نیز به خاطر پیچیدگی و مه آلود بودن وضعیت آنان و حکم به ظاهر عمل آنان در پی داشته است.

برای تمام کسانی که در برابر چنین فتنه ای قرار می گیرند باید جای تعجب و سئوال باشد که این «مومنان به ظاهر صادق» چرا بر خلاف دیگر جماعت های اسلامی مجاهد در جهان اینقدر مشتاقانه در انتظار تفرقه و تکه تکه شدن و در نهایت ضعف و سستی جنبش آزادی خواهانه مسلمان هستند؟ بیننده و شنونده باید از خود بپرسد ضعیف شدن و در نهایت متلاشی شدن جنبش حق طلبانه ی مستضعفین چه سودی به حال این به ظاهر مسلمانان و به ظاهر انقلابیون دارد که خود از اعضاء و هم مسیران آن به شمار می رفته اند؟

حل این مسایل و پاسخ به آن ها می تواند هم به عنوان عاملی پیش گیرنده به کار رود و هم پرده از جنایتی نابخشودنی بردارد که عده ای خواسته یا نا خواسته با آن در مسیر منافع دشمن و ضربه زدن به دین اسلام، دنیا و آخرت خود و دیگران گوسفندوار به سوی قصاب خانه در حرکتند هر چند که فکر چمن زار را درسر خود بپرورانند.

ما از نیت ها می گذریم اما در دنیای کنونی و شرایط عینی موجود سود چنین حرکت هایی نصیب دشمن،و ضرر و فاجعه ی تکراری آن در تاریخ بشریت متوجه تمامی آزادی خواهان و رنج دیدگان می شود.

از نظر درونی این افراد هر چند که خود را پالایش شده و پیشروان درجه یک می شناسانند ،اما در واقع امر، خود در نهایت، دچار اختلافات متعددی گشته و بیشترین انرژی شان را صرف بد و بیراه گفتن به همدیگر نموده و در نهایت دست کشیدن از فعالیت، گوشه گیری و غالب شدن روحیه ی یأس و نا امیدی بر آن ها چیره می شود. این وضعیت آن هایی ست که فریب خورده اند، اما رهروانی که اکثراً مزدوران دشمن و عاملین مستقیم و غیر مستقیم آن هایند با مزدی که از مردم فروشی و دین فروشی نصیبشان شده است به ریش همه می خندند و پیروزیشان را جشن می گیرند.

شما برای اندک زمانی کودتایی که علیه خلیفه سوم رسول الله صلی الله علیه و سلم شد را مجسم کنید ، اغتشاشگران چه کسانی بودند ، رهبرانشان از کجا آب می خوردند، در سپاه خلیفه چهارم رسول الله صلی الله علیه و سلم چه وضعیتی داشتند، چه فجایعی را که به بار نیاوردند، و مسبب چه خون هایی که نشدند، پس از قتل خلیفه چهارم به چه بلایی گرفتار شدند، و چگونه تا هم اکنون پس از چهارده قرن هنوز هم فتنه ای که این خائنین به دین مرتکب شده اند  خاموش نشده و هنوز هم قربانی و خون می گیرد؟

دیدگاهتان را بنویسید