مقدمات پیشنهاد شده قبل از دفع اشغالگران سکولار خارجی توسط سلفیت آمریکائی – سعودی: (۲۷۶)

 مقدمات پیشنهاد شده قبل از دفع اشغالگران سکولار خارجی توسط سلفیت آمریکائی سعودی:  (۲۷۶)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

سلفی ها آل سعود که جهت مشغول نمودن مسلمین به هم دیگر و بسیج  و رام نمودن مردم  در راستای اهداف کفار سکولار جهانی و نوکران محلی آنها تولید و پرواربندی شده اند قبل از فکر در مورد جهاد با کفار اشغالگر خارجی  و آزاد سازی سرزمین مسلمین از اشغال و چپاول اتحادیه سکولار  – صهیونی  و نوکران بومی  به پیروان خود خود می قبولانند که باید  چند مرحله ی زیر به پایان برسانند :

  • در مرحله اول طلب علم واجب است.

آشکار است که این دسته از مفتی یان و علماء سوء خود فقیرتر ، ناآگاه تر و توهم گراتر از آنی اند که توان هم نشینی و هم صحبتی با صاحبان فن و اولی الامران عرصه های علم عقیده، فقه، واقع معاصر، علم مبارزه ، علم به روز جهاد و… را داشته باشند ؛ اما با وجود این همه فقر علمی و عملی شان از بعضی از ایشان این گفتارها را می شنوی[۱] :

یادگیری علم، چاره ای جز یادگیری علم نیست. حتماً دنبال علم بروید و… در عین حال فرق بین لا نفیه و لا ناهیه، بین مفعول فیه و فاعل و… را نمی دانند و تمام منظورشان از علم نیز همین صرف و نحو ساده و تسلط برزبان عربی است که در عالی ترین سطح علمی خود نمی توانند در این زمینه ها به علم امثال ابولهب و ابوجهل برسند .

  • در مرحله دوم اصلاح عقیده ،

کسی که  کفر به طاغوت، برائت از مشرکین = لا اله  و ایمان به الله و تحکیم قانون شریعت الله = الا الله  و اصول ولاء و براء را فهمیده باشد می تواند به سادگی در یابد که فاسدترین چیز در قلب ها و قالب هایشان همان عقیده اشان می باشد. ارجاء قلب ها، تصدات توانایی هایشان را به شیوه ای پرورانده که آن ها را به سوی حسرت و دلسردی سوق می دهد.

  • در مرحله سوم تحطیم ، [۲]القباب [۳]والزوایا ،[۴]

به تحقیق خواست آن ها در انهدام تند خویی ها و دسته بندی های دروغی بیش نیست. و گر نه اگر راست می گویند اول از جانب خود تند خویی نسبت به دیگر مسلمانان را کنار گذاشته و دسته بندی  و بچسب زنی به مخالفین را کنار نهند و از خود شروع کنند که در این دو مورد هیچ فرقی میان آن ها و دیگران وجود ندارد مگر در اسم و عنوان شان که با هم تفاوت دارد و گر نه مشی و سیاست همان است اما با نام و لباسی دیگر.

  • در مرحله چهارم گذر و به پایان رسانیدن پیروزی بر صوفیه ، الطّرقیه و صدها فرقه ی اهل بدعت ….

و اما شناخت شان نسبت به امر جهاد به روشنی پیداست که شناختی معیوب و گندیده ای  ست. و گرنه آشکار است که انهدام بدعت ها ، محدثات، چیرگی بر مفاسد، منکرات ، فقر ، دیکتاتوری و… همگی از ثمرات جهاد  و تشکیل دولت و حکومت اسلامی است . تمام این کارها  توسط حکومت اسلامی صورت می گیرد و نمی توان تحت حاکمیت کفار  سکولار خارجی و نوکران محلی آنها به کوچکترین پیشرفتی نائل  آمد . این همان ستون فقرات و تنها کلید ورود به جامعه ای اسلامی ست که بر هر مسلمانی واجب است آن را بیاموزد.

این ها مقدماتی است که هر شخص مریدی باید قبل از دفع دشمن اشغالگر سکولار خارجی طی نماید، هر چند که قرنها طول بکشد ! و چندین نسل به آن مشغول شوند .

در وضع موجود و الان جهاد با کفار سکولار- صهیونی و مرتدین داخلی و غیره جهاد دفع است نه جهاد طلب. و تفاوت آشکاری میان این دو نوع جهاد وجود دارد.

  • زمانی که به بن بست می رسند در کمال درماندگی و بیچارگی اعلام می کنند که چرا خودتان به چچن ، افغانستان ، صومال و غیره نمی روید ؟

در پاسخ به این آخرین ترفند بزدلانه باید اظهر داشت که ما سالهاست که دولت و حکومت اسلامی خود را داریم و چنانچه بتوانین از این دولت محافظت نموده و با دشمنان مسلح و روانی آن مقابله نمائیم وظیفه ی بزرگی را انجام داده ایم . عاجزانه از خداوند می خواهیم که ما را از پشتیبانان آنان قرار دهد و لو از طریق گفتار و دعا باشد و هم چنین دردمندانه از وی جل جلاله می خواهیم که ما را بر مجاهده بر بدعت گزاران و دین فروشان مردم فروش اطراف مان ثابت گرداند. و این تلاش ناچیز ما را در مسیر جهاد فی سبیل الله قرار دهد. چنان چه ابن تیمیه رحمه الله می گویند: « الرّادّ علی اهل البدع مجاهد »[۵]

از خداوند متعال خاشعانه و ملتمسانه خواستاریم که موانع و بازدارنده ها را از پیش پای برادران ما در سایر سرزمینهای مسلمان نشین بر دارد تا افتخار پیوستن به قافله مجاهدین ،دولت و حاکمیت اسلامی و شهدا را به دست آورند.

اگر برادران ما در سایر سرزمینهای مسلمان نشین به خاطر وضع ناگوار موجودی که خیانت های امثال شما در طی سال های متمادی گذشته مسبب آن هستند، نمی توانند در سنگرها با شند، در عوض در ساختمان های دولتی و… به مجاهدین و دولت اسلامی خیانت نمی کنند، و تهمت های رکیک ناروای دیکته شده را جهت بازداشتن مردم از پشتیبانی آنان هر چند که از طریق دعا باشد را به آنان نمی زنند . هم چنان که این دین فروشی به روش های «سلفی» نیز رسوخ کرده که حتی مردم را با گفتارهای مزدورانه ی زهرآلودشان مسموم نموده و علیه مجاهدین تحریک شان می کنند که یا حداقل خنثی و بی تحرک بمانند و یا در مراحل بالاتر در خدمت منافع کفار سکولار- صهیونی و نوکران مرتد سکولار محلی قرار گیرند .

۶- جهاد در عصر حاضر وجود ندارد و اگر هست فتنه است و باید از آن دوری کرد

در حالی که پیامبر خاتم می فرمایند جهاد تا روز قیامت وجود دارد و «پیوسته» در هر زمانی وجود خواهد داشت، نیازی به توضیح بیشتر نیست .

این فرقه ای که با نام سلفیت آل سعود برعلیه مجاهدین وجنگویان مسلمان فرقه ناجیه ودولت اسلامی ما وارد جنگی روانی گشته اند و جنگ با اشغالگران سکولار خارجی ، مرتدین محلی وعلنی وعملی شدن کفر به طاغوت  و برائت از مشرکین را نا روا شمرده و با این بخش از توحید می جنگند به تاکید جزو کثیف ترین فرقه های محارب با توحید الله سبحانه و سنت رسولش صلی الله علیه و سلم می باشند از آن جهت که مستحکم ترین ستون دوام و بقای دین را مورد هدف پلید خود قرار داده است.

باید پرسید که : آیا جهاد فی سبیل الله  و دفع دشمنان اشغالگر سکولار فتنه است بعد از آن که الله به آن امر فرموده؟ آیا الله سبحانه و تعالی امر به فتنه می کند؟

چنان چه هر کس بپندارد که جهاد در راه خدا و دفع کفار اشغالگر خارجی از سرزمینهای مسلمان نشین فتنه است بدین معنی که مضر به حال مسلمین است و در مصالح مومنین اختلال ایجاد می کند بدون تردید چنین شخصی بر خدا افترا بسته و دروغگو ست. بلکه از دین اسلام خارج شده و مرتد می باشد و علاوه بر آن بر کرسی ریاست کفر تکیه زده و به واسطه طعن در دین خدا و چسباندن فتنه به آن و طعنه زننده به دین :امام و پیشوای کفر به شمار می رود. الله جل جلاله می فرمایند: «وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ»(توبه/۱۲) و اگر پيمانهائي را كه بسته‌اند و مؤكّد نموده‌اند شكستند، و آئين شما را مورد طعن و تمسخر قرار دادند (اينان سردستگان كفر و ضلالند و) با سردستگان كفر و ضلال بجنگيد ، چرا كه پيمانهاي ايشان كمترين ارزشي ندارد . شايد (در پرتو بازبودن درگاه توبه‌ي خدا و شدّت عمل شما ، پشيمان شوند و) دست بردارند.

این فرقه ی گمراه و گمراه کننده از مقربین دم و دستگاه های حکام ظالمی چون آل سعود و دیگر اقمار کفار سکولار جهانی و منطقه اند. چون اینان از افیون های مخدر ملت ها به شمار می روند. جاده صاف کن قضات کفر و عصای والیان و حکام محلی اند و تمام افعال و اقوال آن هایی که به حکم خدا حکم نمی کنند را در قوالب شبه دینی و به شیوه ای که رنگ و بوی دینی عامه فریبانه ی مزدورانه داشته باشد را به صورت فاجعه آمیز و بسیار حقیرانه و شنیع بری از خطا دانسته و عین دین می نمایانند.

توحید ما شامل و کامل است هم چنان که دعوت مان نیز شامل و کامل است، به بخشی از بخش های توحید تجارت نمی کنیم هر چند که به قیمت خون و هستی مان تمام شود. ای فجار، عقیده ی سلف صالح ما دعوت به توحید در تمام عبادات بوده، دعوت به توحید الله در دعاء، استغاثه، استعانه، الرجاء، خوف و دعوت به توحید الله درحکم و قانون و برنامه و  کفر به طاغوت و برائت ازمشرکین  .ما می دانیم که آمدن و نزول بلا حتمی است و از بلایای زمان ما که سرچشمه ی انبوهی از بلایای دیگر گردیده ظهور همین فرقه مبتنی بر این افکار خوار کننده ی انهدام گر است.

بدون شک جنبش بیداری اسلامی نمی تواند به صورت ناقص و منحرفانه و یک جانبه نگرانه تنها اشغالگران سکولار خارجی و حکومتهای دست نشانده را مورد هجوم قرار داده و علماء سوء را رها نماید و یا این که با یورش به علماء سوء فعلاً دست از یورش به کفار سکولار جهانی و نوکرانی محلی آنها بر دارد.

جامعه ی بشری را ،این دو طبقه ی فاسد به سوی سقوط کشانده اند. در نتیجه هرگونه واکنشی که به صورت سیستماتیک، هماهنگ، منظم و به روز، هر دو را مورد هجوم قرار ندهد؛ بدون شک در نتیجه ی مبارزه تاثیرات سوء خود را به نمایش خواهد گذاشت.

[۱] در مورد علم جنگ ، علم جنگ های چریکی ، علم جنگ شهری و کوهستان و دشت و… خود را صاحب نظر می دانند در حالی که حتی بلد نیستند یک طپانچه ی ساده کودکان را باز و بسته کنند و…

[۲] شکسته شدن و…منظورشان تواضح در برابر شیخ و رهبرشان است

[۳] کسی که هنگام درگیری خیلی داد و فریاد کند . منظور یادگیری روش گفتگو با مخالفین

[۴] کنار زد و دور کرد، آن را منع کرد و بازداشت ، گوشه و کنج . منظور شیوه های از میان به در کردن مخالفین است به هر طریقی .

[۵] ابن تیمیه ، مجموع فتاوی / الجزء الرابع ، ص ۱۳

دیدگاهتان را بنویسید