ناسیونالیسم و ملی گرائی ابزار نفوذ و تحکیم دین سکولاریسم در میان مسلمین (۲۸۰)

ناسیونالیسم و ملی گرائی ابزار نفوذ و تحکیم دین سکولاریسم در میان مسلمین (۲۸۰)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

زماني كه از اسلام  صحبت به ميان مي آوريم منظور :

  • برنامه فراگير و در بردارنده كليه مظاهر زندگي است.
  • قرآن، سنت و تبعيت به احسان از سابقين الاولين در شناخت احكام اسلامي مرجع هر مسلماني است.
  • تنوع در نظريه ها و برداشتهاي فقهي آن هم در مسائل فرعي تا زمان پديدار شدن شوراي اولي الامر، امري قهري است كه هيچ گونه جدايي و اختلافي را در برندارد. كه مواضعي آگاهانه و آگاهيهايي را مي طلبد چون:
  • دوري از موانع و نقاط اختلاف .
  • دوري از سلطه و قدرت سکولاریستی حكام.
  • توجه و اهتمام بر تربيت و سازماندهي.
  • برتري و ترجيح عمل بر شعار و تبليغات.
  • هدايت فعاليتها بسوي شوراي واحد اسلامي.
  • عدم غوطه ور شدن در مسائلي كه شرعاً « تكليف » خوانده شده و امر به دوري شده اند كه مبناي عمل قرار نمي گيرند.
  • و…..

همين اسلام از خودسازي در رسانيدن پيام به اهل منزل و نزديكان امر مي كند كه : وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ.( شعراء/ ۲۱۴) خويشاوندان نزديك خود را (از شرك و مخالفت با فرمان پروردگار) بترسان (و آنان را به سوي توحيد و دادگري فرا خوا )، و لزوم وجود افرادي مبلغ آزادانديش در ميان هر قومي كه با زبان ، فرهنگ، محيط جغرافيائي و خلق و خوي آن قوم آگاه باشد را مي رساند .البته اين اصل و زير بنا نيست بلكه هدايت در دست خداست اما شخص بومی مفيدترين شخص و ابزاري است در رسيدن به هدايتی كه در دست خداست .هرچند كه در صورت عدم وجود آنان ديگران آن را برعهده مي گيرند (ابراهيم/ ۴).

بدينسان در ميان هر قوم و گروهي وجود امة و افرادي پيشرو و پيشاهنگ قطعاً لازم و ضروريست. چون اين شخص كه از ميان آن قوم و فرهنگ برخاسته و آنانرا به خوبي مي شناسد، بوسيله وي، با پيشرفتهاي جديد و انديشه صحيح ديني و فرار از خرافات بومي دست و پا گير و تكنولوژي ساير ملل كه در پيشرفت و ترقي شان و تفسير جديد از دين و ارائه مطلوب به شورا و بهره مندي خود مردم از تمام اين پيشرفتها تاثير قاطعي دارد، آشنا مي گردند؛ و از علوم و فنون و تكنولوژي مادي و پيشرفتهاي معنوي متناسب با عصر و زمانشان عقب نمی مانند. اين گروه « سَّائِلِينَ » ناميده شده اند كه سهمي در اقتصاد اسلامي برايشان در نظر گرفته شده است . (توبه / ۱۲۲)

ما اگر سنت خاتم صلي الله عليه و اله و سلم را ۱- سنت تشريعي (صفت عموم و دوام) ۲- سنت غير تشريعي (كه از صفت خصوص يا موقت و یا حکومتی دارد) بناميم [۱] زماني پيامبر  صلي الله عليه و اله و سلم اعلان مي دارد كه :

انا رسول الله لا كذب            انا ابن عبدالمطلب

دعوت به توحيدو بيان قوم و پيشينه عرب، سوران،  فارس، شکاک،  بلوچ، هورامي ، تاجیک، پشتو، ازبک و… تضادی نمی یابند . نكته ديگر اينكه بيان گذشته و حال و تاريخ هر قومي در تسريع قبول پيام الله جل جلاله تاثير بسزايي دارد و بايد بر آن مسلط بوده و بيانش نمود.( ابراهيم / ۸ – ۵  )

از ياد نبريم كه اگر اسلام شخص را جدا كرده باشد ديگر نژاد، منطقه جغرافيايي، فرهنگ ، رنگ، زبان و …  نمي تواند آنرا  وصل نمايد و اگر وصل نموده باشد ديگر رنگ و زبان و نژاد و… نمي تواند آنرا بگسلد كه  بلال، سلمان، عمر، صهيب، عبدالرحمن، علی عليهم السلام و…  همه برادرند و از حقوق يكسان در اين دنيا برخورداند. [۲] بدينسان در كل مليت مسلمان، عقيده اوست و تمام سرزمينهاي مسلمان نشين، ميهن مسلمانان است.

ما مي دانيم كه « بعض الخير و كل الخير و يا بعض الحق و كل الحق » استحقاق غلبه بر كل الشر و كل باطل را دارد. بعض الحق يا بعض الخير همچون امثال ابوالبختری که جهت برداشت ظلم و فشار اقتصادی بر مسلمین  مبارزه می کنند یا مانند كسي كه صرفاً براي استقلال  وطن از چنگال استعمار مي جنگند، يا كسي كه براي رفع ستم اقتصادي برعليه سرمايه داري خون آشام به پا خواسته و مي جنگد و …. كه سیستم مورد دلخواه آنها تماماً خير و بركت براي مردم نيست و ديده ايم كه واقعاً چنين بوده  و هر كدام از گوشه هاي زيادي مي لنگیده اند.

«كل الخير يا كل الحق» همچون اصحاب الا خدود صلي الله عليهم اجمعين و قيام امام حسين عليه السلام و نهضت امام عبدالله بن زبير عليه السلام  .

شكي نيست كه وطن محبوب است اما قانون شریعت محبوتر. خداوند وطن سيدنا ابراهيم  عليه السلام را معاد معرفـي مي كند و مهاجرين هم به بازگشت به وطن وعـده داده مي شوند اما چگونه و با طي چه مراحلي؟

در برابر درياي جاهليت با اين روشنگري كوتاه به مسئله مليت از ديدگاه دو نفر از سابقين بالخيرات بزرگ مي پردازيم :

امام مودودي رحمه الله در «الجماعه الاسلاميه في سطور» مي گويد : جماعت اسلامي  يك گروهي كه فقط هدف ميهني و ملي داشته باشد نيست، به همين دليل دعوت آن ويژه يك امت ويا يك ميهن خاص نيست بلكه هدف آن جهاني بودن دعوت است . ولي جماعت اسلامي معتقد است كه ما مسلمانان در پاكستان تا نتوانيم كشور خود را نمونه اي از يك سيستم اسلامي بسازيم ، نمي توانيم اين باور را در مردم دنيا به وجود بياوريم كه عقيده و مكتب ما  سازنده تر و برتر است.[۳]

امام شهيد حسن البناء رحمه الله علیه  نيز آرزو داشت كه دولت اسلامي را نخست در مصر پياده كند و از آنجا به سراسر جهان اسلام گسترش دهد. پس مسلمان یک ميهني و يك وطن دوست به تمام معناست ، چرا كه تنها مسلمانان استمرار بخش واقعي افتخارات و فرهنگ ميهن خود هستند. و كساني كه با اسلام همگام نيستند، ثابت كرده اند كه در واقع نمي توانند ميهن دوست واقعي باشند و خود را از آثار شوم استعمار و استكبار و اتراف، رها سازند.

اسلام قوانين خود را جايگزين قيد و بندها و تكاليف طاقت فرسايي مي نمايد كه مردم بدان دچارند و عرفا پذيرفته شده و بعنوان فرهنگ عامه عموميت يافته اند(اعراف/ ۱۵۷). شرك هم انواعي داشت كه تنها مبارزه پيامبران صلواه الله عليهم اجمعين منحصر به شرك حسـي مادي نبود . بلكه خدايان و حاكميت غيرخـدا را نيز در بر مي گرفت چون :

  • عرف و رسم آباء و اجدادي بعنوان فرمانروا (لقمان/ ۲۱)
  • فرمانروايان و اكثريت قريش و قبايل بزرگ بعنوان نمايندگان فرهنگ عمومي و خدايان قانونگذار حلال و حرام كن  (توبه/ ۳۷- انعام/ ۱۳۶-۱۴۰)

و اين چنين امر شد كه انسان بايد انسان باقي بماند ، نه حيوان، و نه خدا، و نه حيوان – خدا. انسان بايد در حكم تابع  قانون «بما انزل الله» باشد نه تابع هواي نفس يا قلب و تسليم قوانین طاغوت گرديدن . حكم نيز فقط قضاوت قاضي و حكم حاكم نيست بلكه تمام حكمهايي را كه انسان درمدت زندگي شخصي، خانوادگي، اجتماعي، اقتصادی، حکومتی و قضائی در امور زندگي با آن روبرو و مراجه مي گردد را شامل مي گردد. مثلاً اين كار را به اين شيوه انجام بدهيم يا به شيوه اي ديگر. در حـل اين معضل يا حـادثه به اين برنامه متوسل شوم و يا بدان برنامه و سيستم و … و در اداره حكومت و جامعه اين قانون را به كار گيرم يا قانون ديگري  را ؟ و…

بدين شيوه درجات حكم همچنانكه از امور شخصي و جزئي شروع شده به بالا ترين رده اجتماعي و ارتباط با آن و جهان هستي و حتي خالق آن ختم مي گردد. اين يعني از زير يوغ و بندگي هوي، سنتهاي نياكان و آداب و رسوم غلط خانوادگي مغاير با دين صادر ه از، جناب ملا، مولوي و آخوند ، حضرت شيخ، بخشدار، فرماندار، استاندار، رئيس جمهور و يا هر مقام و منصب دیگری در آمدن و تنها تابع قانون و برنامه خدا گرديدن و با سنتها ، عرف ، آداب و رسوم  همراه گرديدن تا زماني كه مغايرتي با قانون خدا نداشته باشد . أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ  .(آل عمران / ۸۳)آيا جز دين خدا را مي‌جويند (كه اسلام است) ؟ ولي آنان كه در آسمانها و زمينند از روي اختيار يا از روي اجبار در برابر او تسليمند و به سوي او بازگردانده مي‌شوند .

مي دانيم كه هيچ سنگ و درخت و حيواني از آن برنامه اي كه برايش تعيين شده تعدي ننموده و سرتعظيم براي هيچكدام از همنوعانش فرود نمي آورد اما انسان مختار صاحب اختيار با برتري هاي انكار ناپذيرش بر اين موجودات، در اوج رذالت و پستي و از روي جهالت، پست تر از چهارپايان ، از قانون خداوندي تجاوز و طغيان نموده و عامداً خو د را در زمرة غافلين قرار مي دهند. درجه اي كه حيوانات هيچوقت به آن نمي رسند: أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا. أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا‏(فرقان/ ۴۴-۴۳)‏ به من بگو ببينم ، آيا كسي كه هوا و هوس خود را معبود خويش مي‌كند (و آرزوپرستي را جايگزين خداپرستي مي‌سازد، تا آنجا كه اشخاص و وقوانینی را برمي‌گزيند و به دلخواه مي‌پرستد) آيا تو وكيل او خواهي بود ؟ (و مي‌تواني او را از هواپرستي به خداپرستي برگرداني، و از ضلالت به هدايت بكشاني‌ ؟ !) . ‏ آيا گمان مي‌بري كه بيشتر آنان (چنان كه بايد) مي‌شنوند يا مي‌فهمند ؟ !  (نه ! آنان تفكّر و تعقّل ندارند) . ايشان همچون چهارپايان هستند، و بلكه گمراه‌تر . ‏ ‏ ‏

خداوند شيوة برخورد با رسوم و آداب غلط و منحط اجتماعي را ياد  داده  (ممتحنه /۳-۴)و الگوهاي زيادي را نيز بعنوان مثال معرفي نموده و صراحتاً اعلام فرموده كه عدم پيروي از قوانينش هيچ ضرري به خدا نمي رساند بلكه اين خود مردم و جامعه اند كه ضرر مي بينند.

شيطان به عنوان بنیان گذار دین سکولاریسم در راستاي مردمی کردن برنامه هاي خويش دو اصل را زير بناي عمل خود قرار داده است:

۱- يعهدهم ۲- يمنيهم ؛ وعده مي دهد به تحق آنچه در پي آنند و آنان را به عمل وا مي دارد. همچنبن نسبت به چنين وعده و هدفي كه در برابر آنان قرار داده، آنان را مشتاق و آروزمند مي سازد. و اين هدف برايشان آرزويست مقدس و محبوبي دوست داشتني كه به خاطرش هر كاري را انجام مي دهند. و چه قدر زيبا و عيني است كه خداوند مي فرمايند : چينن وعده و آرزوهايي غير از « فريب» چيزي نيستند .( نساء/ ۲۰)

این گونه وعده و آرزوهای پوشالی مختص طبقه یا نژاد خاصی نیست و ممکن است نزدیکترین افراد به مرسلین را نیز در بر بگیرد . از سنتهاي خداوند است كه كسي را به علت اينكه از « نسل » نيكوكاران است به لطف ويژه اي مخصوص نمي گرداند (بقره/ ۱۲۴) و زماني به كساني از نسل نيكوكاران قدرت مي بخشد كه خود مومن و صالح باشند .(نور/ ۵۵) پس از غرق شدن پسر نوح ، سیدنا نوح عليه السلام پسرش را از اهلش خواهند و خداوند با خطاب تندي با ذكر اعمال زشت پسرش وي را بيدار و آگاه نمود.( هود / ۴۷-۴۶ –۴۵)

ريشۀ تمام فساد و تباهيهايی را كه در جهان مشاهده مي نمائيم بخاطر متمركز بودن قدرت ، ثروت، فرهنگ و قانون در اختيار حكومتها، ناشي از فساد زمينه هاي پرورش چنان فرهنگ و قانوني است كه حكومتهاي فاسد نمايندة آنند و علت فساد حكومت، حاكميت انساني بر انسان ديگر است به جاي حاكميت خداوند بر انسان.

نماز از فحشا و كار زشت باز مي دارد. زكات و اقتصاد سالم اجتماع را به سلامتي سوق مي دهد و جان و مال را پاك مي كند، روزه عادت دادن و تمريني است در تقوا، حج انسان را به نيكي مي خواند و… به اين ترتيب همگي در آن واحد هم براي آخرت اند و هم براي دنيا. و كار دنيا و آخرت از هم جدا نيست. دو راه، دو قانون مي طلبد. يعني دنيا و آخرت، اما ما يك قانون و يك راه داريم و سكولاريسم مفهومي ندارد، هرچه در دنيا نيك باشد پاداش آن در آخرت خوب و هر چه در دنيا  بد باشد در آخرت پاداشش بد خواهد بود.[۴] آغاز راه، دنيا؛ و انتهاي آن، آخرت است . راهي است داراي دو كناره. يك طرف صالحان برآنند و به بهشت مي روند و ديگر راه، بدكارانند كه از راه همين دنيا به جهنم مي رسند. و اين راه يكي است. بين دنيا و آخرت گسستگي وجود ندارد .( اعراف/ ۳۰-۲۹)

ناسيوناليسم ، فاشيسم و شونيسم قوم پرست به جاي خداپرستي حربه ايست كه «هم اكنون» مریدان دین سکولاریسم با آميختن ايسمهاي ديگری  همچون سوسياليسم، دموکراسی، لیبرالیسم ، سوسیال دموکراسی، نئوليبراليسم   و…  با آن به تحميق ، استحمار و بسیج مردم در راستاي رسيدن به اميال ناجوانمردانه و پست خود پرداخته اند. قوم پرستي به جاي خدا پرستي را كساني ترويج داده اند تا اينكه مستضعفين را فريفته و تابع خود گردانند ، و در واقع مردمان را با طرحهاي خود الينه مي نمودند تا در جهت اميال و اهداف شوم استكبار و اتراف نعره برآورده و قرباني شوند .( زخرف / ۲۴-۲۳-۲۲)

هيچ وقت از ياد نمي بريم كه سياستمداران براي اينكه بر سر قدرت باقي بمانند مسئله دشمن در سياست را مطرح مي كرده اند كه در نظريات سياسي به عنوان ن« نظريه بلا گردان » نام برده مي شود. بدين معني شما مي توانيد يك دشمن خارجي را بزرگ كنيد تا به اهداف خودتان برسيد. مليت پرستان التقاطي ما نيز در برابر اسلام با دسايس جديد و نيرنگهاي پيشرفته اما شناخته شده ای به نبرد برخاسته اند و مليت را علمي كرده  اند در برابر ملیتهای دیگر آنهم جهت تحميق مردم و بسيج آنها در راه یکی از مذاهب دین سکولاریسم .

البته بايد بدانيم معمولا چيزهاي كه براي عوامفريبي و دروغگويي است زياد مبالغه مي شود. همچون تمام آن چيزهايي كه هم اكنون در باب زبان و نژاد محلي گفته مي شود. اما هم چنانكه گفته شد همه اينها جهت اهدافي است و پشت سر خود برنامه اي مدون و دقيق و طرحي هدفمند را در بر دارند.حزب دمکرات کُردستان ایران و عراق به نام کُرد قیام کردند اما درواقعیت امر به خاطرعقیده سوسیال دموکراسی و اربابان خارجی می جنگیده اند . کومله هم به نام کُرد وکُردستان ظهور نمود اما در حقیقت امر به خاطر عقاید مارکسیستی ومائو ئیستی اش هزاران انسان کُرد را قتل وعام کرد. حزب کارگران اوجالان پ.ک.ک و اتحادیه ی میهنی طالبانی هم که حامل همین عقاید سوسیالیستی وچپ هستند تاریخ ننگینی در خیانت و نوکری برای کفار را باخود حمل می کنند که در پشت تبلیغات مزورانه قایمش کرده اند اما تا کی؟

دشمنان سکولار خارجی علاوه بر صدها مذهب  منشعب ازدین سکولاریسم، قادیانیت،بهائيت  و سلفین مدخلی و اخوان المفلسین و غیره را ساختند تا کفارهر کاری می کنند در امان باشند  و جهاد نماند.

ناسيوناليسم و پالفتن زبان از عربي را با شدت و نيرويي هرچه تمامتر به پيش بردند، جهت دوري مردم از دين اسلام. و حتي كار را به جاي رساندند كه رسم الخط لاتين و سرليك  را جايگزين رسم الخط عربي نمودند تا كاملاً ارتباط ملت با گذشته اش قطع گردد و اين يعني  هدفمند كار كردن . دقیقا همین کاری که الان سکولارهای عقب مانده ی منطقه ی ما در حال انجام آنند.

هرگز به عنوان مثال زنده از ياد نبريم كه ناسيوناليستهاي سكولار و كمونيستهاي ماترياليست يا سوسياليستهاي دموكرات و دموكراتهاي ليبرال عرب ،بدين دليل متفقاً با اسرائيل مي جنگيدند كه، اولاً اسرائيل بر مبناي دين تشكيل شده است و ثانيا سرزمين نژادي آنها را گرفته بود. آنها در واقع با هر دولت ديني مي جنگيدند حتي اگر آن دولت اسلامي باشد شاعرشان مي گويد:

آمنت بالبعث ربا لا شريك له        و بالعروبه دينا ماله ثان    [۵]

مي گفتند راه  تل آويو از رياض مي گذرد ، يا راه تل اويو از عمان مي گذرد چرا؟ چون به زعم خودشان هر دو به نام اسلام حكومت مي كردند. يا تركها [۶]نعره بر مي كشيدند ما ترك هستيم و كعبة ما توران است.[۷]

کومله، دمکرات، پارتی بارزانی، اتحادیه طالبانی، حزب کارگران اوجالان در کُردستانات هرگز به خاطر اجرایی شدن احکام خدا و دفاع از عقاید مردم ،حتی یک لحظه هم نجنگیده اند. بلکه تمام مبارزاتشان علیه حکام و تمام جنایتها و درنده خوئیهایشان در برابر همدیگر، به خاطر عقاید ومذاهب مختلفشان بوده که از دین سکولاریسم منشعب گردیده وهر یکی خود را برتر از دیگری می دانست.

آنها با  اسم کُرد ودفاع از کُرد باهر عقیده ای که مخالف عقیده سکولاریستی خاص حزب خودشان باشد جنگیده اند. خواه این مخالفشان یک کُرد دینگرا باشد یا یک کُرد سکولاری که عقایدش با تفسیر خشک وبسته آنها همخوانی نداشته باشد. جنگهای خونین داخلی و جنایات  کومله ودمکرات، پارتی بارزانی و اتحادیه طالبانی، پ.ک.ک وپارتی، پ.ک.ک و اتحادیه  طالبانی و…مشهور است ونیازی به توضیح ندارد.

کُرد در نظر اینها یعنی کسی که هم عقیده ی آنها باشد، وگرنه خیلی راحت ملیتش از وی گرفته شده، واگر بتوانند زندگیش رانیز  می گیرند؛ همچنان که تا الان گرفته اند.اینها جهت مبارزه با کُردهای مخالف خود،که آنها نیز متعلق به یک حزب سکولار بودند ، باسرسخت ترین دشمنان کُردها متحد گشته اند. روزی با عربها علیه کُردها جنگیده اند روزی با فارسها وترکهاوانگلیسی ها واخیرا هم با آمریکا ومتحدینش علیه کردها متحد گشته اند . ودر پایان تمامی این جنایتها وخیانتهایشان را وسیله ای جهت رسیدن به هدف وعقاید حزب سکولاریستی شان می دانند. و شعار کُرد و کُردستان ودفاع از کُرد پوشالی بودن خودش را آشکار می گرداندو…

رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ(اعراف/ ۴۷)‏ هنگامي كه چشمان ( مؤمنان مستقرّ در اعراف ) متوجّه دوزخيان مي‌شود، ( آنچه ناديدني است آن بينند، و از هراس آتش دوزخ ) مي‌گويند : پروردگارا ! ما را با ( اين ) گروه ستمگر همراه مگردان . ‏ رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ(اعراف/ ۸۹)پروردگارا ! ميان ما و قوم ما به حق داوري كن (حقي كه سنّت تو در داوري ميان محِقّينِ مصلِحين و مبْطِلينِ مفسدين ، بر آن جاري است) و تو بهترينِ داوراني (چرا كه بر همه‌چيز آگاه و بر هر چيز توانائي)رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ(يونس/ ۸۵) . پروردگارا ! ما را (وسيله‌ي) آزمون مردمان ستمكار و (آماج) بلا و آزار كافران (بدكردار) مساز .

ما سرانجام آناني را كه قانوني غير از خدا را مي پذيرفتند مي دانيم [۸]و پذيرفته ايم كه در برابر يك سيستم، نظام، ايد ئولوژي و جهان بيني يا ۱-ايمان واطاعت است ۲- يا عدم پذيرش وعدم تبعيت . و راه سومي وجود ندارد. يا اسلام يا جاهليت ، يا توحيد و معبود خداست يا شرك و معبود هوا و  خواهشهاي نفس و قلب است كه همه چيز بر مبناي آن تفسير مي شود و از ويژگيهاي ماده گرايان وسکولاریستهای به بن بست رسیده  نيز يكي اين است كه برمبناي خواهشهاي هواي خود خواسته هايشان را براي خود توجيه عقلاني مي نمايد ،و پشتوانه ايدئولوژيك مليت مي شوند، چون مليت و ناسيوناليسم بدون پشتوانه ايدئولوژيكي نمي تواند جايگاهي خاص داشته باشد .( جاثيه / ۲۴-۲۳)

خدا انسان را نابود كند چه اندازه پوشاننده حق و ناسپاس است مگر خيال مي كند از چه چيزي ساخته شده است؟ (عبس/ ۱۹-۱۷)به خود آئيد و بيدار شويد .

رهبري جامعه، و در كل دنيا، همچون قطاري است كه فكر و ايدئولوژي و جهانبيني آنرا مي راند. صاحبان جهانبيني راننده اند و مدتی به خاطر نا آگاهی مردم ازعقاید ومنافعشان سكولارها را راننده مي دیدند ، آنهم  در پناه مذهبيون وابسته به جبهه سکولار – صهیونی جهانی .

در داخل اين ماشين و قطار با « تغيير صندلي » نمي توان كاري از پيش برد و مسير را عوض كرد بلكه بايد رهبري و فرمان را  بدست گرفت و سرو صدا، احساسات، شور، غوغا و …  نتيجه اي نخواهد داشت. دین سکولاریسم با خلقت آدم به وجود آمده است و ايدئولويها و مذاهب  سكولاريستي اعم از ماركسيستي و سرمايه داري ليبراليستي اگر چه مال این روزگار هستند اما تولید مذاهب جدید از دین سکولاریسم همواره وجود خواهند داشت. چون شیطان هم وجود دارد. اما ازاين به بعد با بيداري «صرفاً اسلامي » ملتهاو بخصوص با تشکیل دولت اسلامی ما، سکولاریستهای تحت حاکمیت ما ديگر تعيين كننده نخواهندبود. بلكه زندگي انگل گونه ای همچون ديگر هم قطارا نشان خواهند داشت و نهايت تخاصم آنان لفظي خواهد بود.

بعد از بيداري اسلامي ملتها و تشكيل امتهايي به رهبري شوراي اولي الامر، احزاب و دولتهاي سكولار ملي در ميان مسلمين موحد بطور يقيني به دايناسورهاي تاريخي خواهندپيوست. و اقوام و زبان هاي مختلف نيز به عزت از دست رفته اشان دوباره دست خواهند يافت و هر زبان و لهجه ای  نيز در مسير ترقي طبيعي اش همچون ديگر اقوام شخصيت مستقلش را باز خواهد يافت . چیزی که ما سالها پیش با تشکیل دولت و حکومت اسلامی  به آن رسیده ایم .

 

[۱]  كه هيچ  كدام خلاف قرآن نيست ،اما دومي مسائلي است كه بايد به خوبي نسبت به شرايط خاص زمان و مكان و وضع موجود بررسي شود و هزگز نبايد باهم قاطي شده و در هم آميخته گردند

[۲] شعراء/ ۱۰۵ – شعراء /۱۶۱-۱۶۰- شعراء/ ۱۲۴- شعراء /۱۴۲

[۳]ابوالاعلی مودودی ، الجماعه الاسلاميه في سطور،ص ۱۸۲

[۴] يونس/ ۲۷-۲۶، زلزله / ۸-۷- نساء/ ۱۴-۱۳- رعد/ ۲۵-۱۹

[۵] محمد عماره ، القوميه العربيه و مؤامرات امريكا وحدة العرب، دمشق ، مکتبه الشامیه ۱۹۸۹ م  ص ۲۱۸

[۶]  كه بيشترشان ترك نبودند بلكه ترك شده بودند و نژاد ديگري داشتند

[۷] سيبري، تركستان، چين، فارس، قفقاز، آناتولي، روماني،مغول، مجارستان ، فنلاند و…با عقايد و رسوم مختلف

[۸] نساء/ ۶۵-۴۸-۴۷- نور

دیدگاهتان را بنویسید