واکنش سنتی جاهلیت سکولاردر برابر جریان بیداری و انقلابی مسلمین (۲۸۸)

واکنش سنتی جاهلیت سکولاردر برابر جریان بیداری و انقلابی مسلمین (۲۸۸)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

سردمداران جاهليت به خوبي با تمام پشتوانه اي كه از تاريخ دارند درك كرده اند كه اگر روشنفكران ديني بتوانند آزادانه و بدون پيرايه و با صراحت خاص اسلامي ديدگاههاي بيان شده در قرآن و سنت صحيح و موثق را به صورت کامل به تمامي مؤمنين جهان و مسلمين بطور اخص ارائه داده و اشاعه دهند و وقاحت جاهليت سکولارهای حاكم را با مظالم موجود افشاء كنند، ضربة شديدي بر پيكر سيستم كهنه و فرسودة موجود وارد آمده و استحمار، استضعاف، استثمار، بهره كشي و در كل استكبار و اتراف براي هميشه از صحنه محو خواهد گرديد.   مي دانيم كه وجود جاهليت موجود هم به استحمار، استضعاف و استثمار ديگر انسانهاي در بند بستگي  دارد.

در نتيجه جاهليت مهاجم سکولار ـ صهيوني با بهره گیری ازمزدوران سکولار بومی  وثروت ، قدرت فيزيكي و تدليس و تزوير به استخدام در آمده اش برنامه و طرحهاي اجرايي را براي مبارزه و رو در رويي با ديدگاههاي خالص و پاك ديني در اختيار گرفته و سازمانهاي مخوف علني و مخفي را براي جنگ با آزاديخواهي و حق طلبي بوجود آورده است . و مي توان به يكي از تردسيتها و ابزارهاي بكار گرفته شده توسط آنها كه در راستاي انحراف افكار مؤمنين آزادانديش و محرومين از حقيقت و نيازمند به آن، اشاره نمود؛ كه ايجاد سازمانها و گسترش ايدئولوژيها و جهانبيني هاي ضدانساني كاذب و مشابه با اصل و ارائه طرحهاي مجالس رقص و آوازهاي ديوانه وار و فيلمها و محافل برنامه ريزي شده و دقيق و تشويق و كشانيدن آنان، بخصوص جوانان، به عملي نمودن چنين برنامه هايي است تا خشم و خستگي و نيروي مبارزه نهفته در آنان را با چنين جهانبيني ها و زندگيهاي متناسب با آن سبك و خالي نمايند.

بسياري از حكام جاهليت با همكاري و مشورت با اربابان بزرگشان در كنار تمام استثمار و بهره كشي ناجوانمردانه از مردم، كليساها، معابد و مساجد پرزرق و برقي [۱]بوجود آورده و مستضعفين را پس از تحمل كارهاي روزانه بدانجا كشانيده و در فضاي مصنوعي و خيالي به نماز و نيايش و گوش دادن به موعظه هاي تدوين شدة خود وا مي دارند تا خستگي جسمي را با حماقت روحي او برابر سازند و آنها را مجبور سازند تا با گرايش به برنامه هاي مدونشان راه رهايي از استكبار و اتراف كه سرچشمه تمامي بدبختيهاست را به فراموشي سپارند.

چه زيبا  رسول اكرم صلي الله عليه و اله و سلم چنين وضعي را به نمايش در آورده كه : سيأتي علي الناس سنوات خداعات يصدق فيها الكاذب و يكذب فيها الصادق و يوتمني فيها الخائن و يحزن فيها الامين ينطق فيها الرويبضه قیل و ما الرويبضه ؟ قال الرجل التابه فيكم في امر العامه .[۲]

یعنی : سالهايي فريبگر و گول زننده بر مردم فرا مي رسد كه در آن دروغگو تصديق مي شود و راستگو تكذيب مي گردد. خائن بعنوان شخص امانتدار شناخته مي شود و امين و درستكار ، خيانتكار به حساب مي آيد و «رويبضه» در امر مردم سخن مي گويند. از پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم سؤال شد: «رويبضه» چه كسي است؟ پيامبر فرمود : انسان پست و بي ارزشي كه در مسايل عمومي صحبت مي كند .

بله انسانهاي درباري زر خريد و تابع زور و تزوير دين فروش مردم فروش خائن به اندازه اي زيادند كه نياز به معرفي نيست و اربابانشان از نوچه هاي محلي و داخل مرزي گرفته تا  بلند پايگان بين المللي شان به اندازه اي آشكار و معرفي شده اند كه توضيح بيشتري نياز نيست.

در نتيجه دعوتگران راستين و مخلص دروغگو شمرده شده  و دزدان مال و ناموس و هستي مردم مورد تاييد قرار مي گيرند . مخلصين طي مراحل مختلف به خائن ملت و مملكت و تروريست و تندرو خوارج و خطري براي رهبران كشور و امنيت جامعه متهم مي گردند. ايشان در حالي انواع برچسب ها را مي بينند كه انسانهاي خائن به دين و مردم گرگ صفت و توطئه گر، صادق و امانتدار به حساب مي آيند، انسانهايي كه شب و روز با طرحهايي كه از اربابانشان مي گيرند براي مردم مظلوم و محروم در فكر دسيسه چيني و توطئه اند؛ و بنابر قانون سکولاریستی طاغوتيان بجز اين انسانهاي پست و فرومايه كس ديگري حق ندارد اقدام به حق گويي در مسايل عمومي و اجتماعي نمايد!.

مبارزين با برچسبهاي از پيش آماده شده اي چون وهابي، لا مذهب خارج از مذاهب رسمي، سلفي، اخواني، مكتبي، جماعتي، خوارج، رافضی و … خوانده شده و حتي با محافظه كارترين مسلمانان اصلاح طلب و رهبران مي جنگند، البته اين مسئله برچسب زدنها در مورد مبارزين ويژگي هايشان قانوني است فراگير كه از طرف سران جاهليت در جهت حفظ منافع خود به طرفداران حق و عدالت (بعض الحق يا كل الحق) زده مي شود.

روزنامه اورينت اكسپرس در يكي از مقالات خود حول و حوش سالهاي ۵۶-۱۳۵۵ مي آورد « در سال ۱۸۹۰ شهر نيويورك ۵/۱ ميليون نفر جمعيت داشت. بيش از ۵۰ هزار نفر روسپي (شناخته شده) بكار مشغول بودند بچه هاي فقير كه در كارخانه هاي ريسندگي و بافندگي و در معادن زغال سنگ كار مي كردند روزانه يك دلار مي گرفتند. وضع زنان كارگر بهتر از كودكان نبود زيرا يك زن خياط در مقابل ۸۴ ساعت كار در هفته (روزي۱۴ساعت) فقط ۷ دلار مزد مي گرفت نصف اين مبلغ را ناچار بودند براي خوراكهاي ضروري خود خرج كنند. در چنين شرايطي  وقتي رانندگان قطارهاي برقي تقاضا كردند ساعت كار به۱۲ساعت در روز تقليل پيدا كند، (از۱۴ساعت به۱۲ساعت) سناتور تيدي روزولت كه بعدها رئيس جمهور شد گفت كه : «كمونيسم به ايالات متحده رخنه كرده است»  [۳]اين برخورد با بعض الحق مشوشي بوده از جانب ضد حقهاي انساني .

در گذشته هاي دور تا حال جنگ ميان مصلحين با مشركين نبوده بلكه جنگ بين مشركين بوده با «پيامي» كه «مصلح » آورده بود (انعام/ ۳۳)و موضع گيري دشمنان دين كه خداوند به صورت دقيق آنرا ترسيم فرموده مخصوص دوره اي خاص نبوده بلكه موضع گيري جاهليت در برابر تمام پيامبران ثابت، واحد و يكسان بوده است .[۴]

جاهليت بايد بنابر ماهيت جاهلي و ضد اسلامي خود چنين كند كه مي كند. اين خصلت و ويژگي ذاتي و پست كه تغيير پذير هم نيست. زماني كه زمامداري از انسانها گرفته شد و فقط مخصوص خدا مي گردد ،  در اين حالت تمامي آنهايي كه در كسب قدرت با هم اختلاف داشتند(ميزان كسب قدرت) بر عليه اين طرز تفكر متحد مي شوند و از راههاي مختلفي هم وارد مي گردند.[۵]

سازمان CIA  براي سركوب جنبشهاي چپ در السالوادور و نيكاراگوئه شروع به فروش و گسترش مواد مخدر در جامعه امريكايي مي كند تا مخارجي را كه سركوبي اين جنبش ها لازم دارد از آن طريق تأمين كند ، در چین هم جنبش معتاد کردن مردم مبارز توسط انگلیسی ها راه اندازی می شود . چه زيباست . دقت كنيد ببينيد كه مستكبرين مترف به چه ميزان به انسانها احترام مي گذارند  و زماني كه پاي منافع پيش مي آيد خودي و غيرخودي نمي شناسد ، براي رسيدن به تامين منابع بايد از هر وسيله اي استفاده كرد.

خداوند متعال تمام معاندين دين را همچون يك رشته زنجير پيوسته و همانند معرفي مي نمايند و هيچ وقت آنها را از هم جدا نمي داند و بلكه چنين مي نماياند كه تمام اين عقايد معاند ادامه دهندة همان انديشه ها و تفكرات پوسيده اي هستند كه در گذشته نيز در شكل و قالب ديگري وجود داشته اند. (آل عمران / ۱۸۴-۱۸۳)

مثلاً كمونيستي كه در گذشته خود را مترقي و پيشرفته مي دانست با «دهريون» زمان پيامبرخاتم  صلي الله عليه و اله و سلم  كه استخوان پودر مي كردند و عشوه مي آمدند و يا عقايد دمتريوس قبل از ميلاد رسمي نصارا ، كه تاريخ آنرا در رديف اولين ماترياليستها ذكر كرده ، هيچ فرقي با هم در زير بناي عقيدتي ندارند ،  بلكه همگي آنها را يك جسم و حتي يك پيكر واحد مي داند هر چند كه چنيدن نسل باهم اختلاف داشته باشند و يا در يك نسل اما در قاره هاي مختلف با نژادههاي مختلف و آداب و رسوم مختلفي به سربرند.  اكنون امپرياليستهاي جهانخوار، ادامه دهندة جاهليت قديم، را به خاطر بياوريد روسيه، چینی ها، ‌اتحادیه اروپا  و بخصوص سركردة فعلي همه آمريكا را .

تامسن از ثروتمندان به تنگ آمده انگليس است كه شورشيان آمريكايي در حال شكست را عليه انگلستان در راستاي پيروزي انقلاب به هيجان مي آورد وي براي اولين بار بيان كرد كه  : آمريكائيها برگزيده خداوند هستند، آنها جامعه اي را بر فراز كوه ايجاد كردند كه تمثيلي است از تورات در رابطة با رفتن موسي به كوه طور و اين جامعه مقدس است. وي معتقد است كه شما امريكائيها فرزندان برگزيده خدا هستيد و بايد جامعه اي بر فراز كوه ايجاد كنيد، جامعه اي كه همواره بايد در جهان گسترش پيدا كند جهانيان به ما چشم دوخته اند و ما بايد پيام آزادي را به همه جهان ببريم. اين اعتقادي  است كه ميان آمريكائيها جا افتاده و براساس همين مسئله قتل و عام سرخپوستها، سياهان، شرقيان و بخصوص مسلمين براي آنها امري طبيعي است.  آنها در نظرشان يك مشت وحشي هستند كه  بايد از ميان بروند، همين تفكر بر ذهن گردانندگان كنوني سکولار امريكا نيز حكمفرماست . نزديكي امريكا و اسرائيل نيز از همين جا سر چشمه مي گيرد اسرائيلي ها به همان شيوه خودشان را فرزندان برگزيده خدا مي دانند كه پروتستانهاي ايالات متحده امريكا مي دانند.

و اين دو هم اكنون با همياري ديگر جاهليتهای حاكم بر مناطق ديگر، عملاً و عامداً به جان مبارزين آزاديخواه مسلمان و غير مسلمان و بخصوص مسلمان افتاده اند و آگاه باشيم كه يهوديان و نصرانیها  تنها به يك شيوه ازمسلمانان راضي و خشنود مي گردند كه قرآن شيوه برخوردش را نيز آموخته است . (بقره/ ۱۲۰  )

جاهلیت صاحبان قدرت، چه داخلي و چه خارجي سرزمينهايمان، هرگاه نهضتي را  عليه خود در حال ترقي و پيشرفت ببينند، براي جلوگيري از آن در كنار تمام حيله ها و نيرنگها و جهانبيني تراشيهاي مشابه شان متوسل به قوه قهريه مي شوند. اين نوعي قمار است كه ممكن است سه دستاورد را در پي  داشته باشد :

۱-  طرفداران حق تحت فشار قرار گرفته خاموش شوند، يا اينكه در برابر خشونت تاب و توان مقاومت را از دست داده در قبال بضاعت ناچیز دنیوی  در نهایت، ايمان و وجدان خود را بفروشند. قمار بازان و طرفداران خشونت و گروههاي فشار به اميد چنين نتيجه اي به قمار دست مي زنند.

۲- اين است كه مزاحمت، همراه با خشونت ممكن است موجب شود كه طرفداران نهضت بيش از پيش تقويت و تحريك شده و باعث ظهور و بروز خلاقيت هاي نهفته آنان شده، حيات و زندگي خشونت ورزان را مورد تهديد قرار دهد. و چه بسا يك نهضت به اميد چنين نتيجه اي، از سياست خشونت استقبال كند و خواهان چنين عكس العملي در برابر خود باشد.

۳-اينكه نهضت به سمت و سويي غلط حركت كند. رهبر و هواداران آن توازن فكري خود را از دست بدهند. يا اينكه بعد از كنار رفتن رهبران متعهد و وظيفه شناس، نهضت در كنترل افراد غير متعهد و غير مسئول قرار گيرد يا اينكه وقتي راه فعاليتهاي قانوني مسدود باشد، آنگاه شروع به فعاليتهاي زير زميني كند. اين نتايج براي هيچكدام مفيد نخواهد بود. نه براي حكومت مهاجم جاهل و نه براي ميهن و مردم و نه براي خود نهضت؛ اين تاريخ بارها در دنيا در برابر اعمال خشونت تحقيق پیدا كرده است. به خاطر نتيجه نامطلوب ، نهضت هاي بسيار فعال و مفيدي منحرف شده بجاي مفيد بودن زيان آور شده اند. چنين نتيجه اي توانسته است كشورها و ملتها را به هم زند. روسيه نمونه بارز اين مدعاست خشونت تزارها، تمام راههاي قانوني، جمهوري و آئين اصلاح را بست و اطلاح طلبان را وا داشت تا به حركتهاي زيرزميني متوسل شوند و در نتيجه، مزاج و طرز تفكر تمام مردم جهان عوض شد و دود آن تا امروز به چشم تمام مردم جهان مي رود.

دشمنان از «بيداري اسلامي» دست بردار نيستند و بايد كمر همت و شجاعت را بست (بقره/ ۱۲۰- بقره/ ۲۱۷) وجود قهري خطر و انواع بلاها را باور داشته و ايمان آورديم كه مشقت و تحمل ناملايمات را لازمة دعوت و تبليغ و وارد شدن به بهشت و رضاي خدا بدانيم :

  • أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ .  (العنکبوت/ ۲ – ۳)‏ آيا مردمان گمان برده‌اند همين كه بگويند ايمان آورده‌ايم (و به يگانگي خدا و رسالت پيغمبر اقرار كرده‌ايم) به حال خود رها مي‌شوند و ايشان (با تكاليف و وظائف و رنجها و سختيهائي كه بايد در راه آئين آسماني تحمّل كرد) آزمايش نمي‌گردند ؟ ! ‏ ما كساني را كه قبل از ايشان بوده‌اند (با انواع تكاليف و مشقّات و با اقسام نعمتها و محنتها) آزمايش كرده‌ايم، آخر بايد خدا بداند چه كساني راست مي‌گويند، و چه كساني دروغ مي‌گويند
  • أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ ۖ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ ۗ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ (البقره /۲۱۴)آيا گمان برده‌ايد كه داخل بهشت مي‌شويد بدون آن كه به شما همان برسد كه به كساني رسيده است كه پيش از شما درگذشته‌اند ؟ (شما كه هنوز چنين رنجها و دردهائي را نديده‌ايد و بايد چشم به راه تحمّل حوادث تلخ و ناگوار در راه كردگار باشيد و بدانيد : نخست رنج سپس گنج) . زيانهاي مالي و جاني (و شدائد و مشكلات، آن چنان ملّتهاي پيشين را احاطه كرده است و) به آنان دست داده است و پريشان گشته‌اند كه پيغمبر و كساني كه با او ايمان آورده بوده‌اند (هم‌صدا شده و) مي‌گفته‌اند: پس ياري خدا كي (و كجا) است‌ ؟ !(ليكن خدا هرگز مؤمنان را فراموش ننموده است و پس از تعليم فداكاري به مؤمنان و آبديدگي ايشان كه رمز تكامل است ، به وعده‌ي خود وفا كرده و بديشان پاسخ گفته است كه:) بيگمان ياري خدا نزديك است .
  • أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ (آل عمران / ۱۴۲) آيا پنداشته‌ايد كه شما (تنها با ادّعاي ايمان) به بهشت درخواهيد آمد، بدون آن كه خداوند كساني از شما را مشخّص سازد كه به تلاش و پيكار برخاسته‌اند، و بدون آن كه خداوند بردباراني را متمايز گرداند (كه رنجها و سختيها، آنان را پاكيزه و آبديده كرده باشد).

وجود تهديد در عرصة تبليغ و دعوت «دين» اسلام را امري عجيب و غيرقابل وقوع نمي انگاريم چون زندگي انبياء و صالحين و شهداء و صديقين و تمام آنهایی که هم مسیر آنها بوده اند مملو ازاين قبيل رويدادها بوده است :

الف : تهديد به زندان : ‏قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ‏ (شعراء/ ۲۹)فرعون سخت برآشفت و) گفت : اگر جز مرا به پروردگاري برگزيني تو را از زمره‌ي زندانيان خواهم كرد (و در بيغوله‌هاي زندان همچون ديگران خواهي پوسيد) .  ‏

ب : تهديد به شكنجه و«اذي» : لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ (صف/ ۵) چرا مرا مي‌رنجانيد و آزار مي‌رسانيد با اين كه مي‌دانيد كه من قطعاً فرستاده‌ي خدا به سوي شما هستم‌.

ج: تهديد به سنگسار و رجم: قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يَا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ (شعراء/۱۱۶)گفتند : اي نوح ! اگر ( بدين رفتار و گفتار خود ) پايان ندهي ، قطعاً جزو سنگساران خواهي شد .

د: تهديد به تبعيد و اخراج : ‏قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ‏ (شعراء/ ۱۶۷) گفتند : اي لوط ! اگر (از اين سخنان) دست نكشي، از زمره‌ي تبعيد شدگان (از شهر و ديار ما) خواهي بود

هـ : تهديد به «قتل»: إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ (قصص/۲۰)مردي (كه از خانواده‌ي فرعون بود و ايمان آورده بود) از نقطه‌ي دوردست شهر شتابان آمد و گفت : اي موسي ! درباريان و بزرگان قوم براي كشتن تو به رايزني نشسته‌اند ، پس (هر چه زودتر از شهر) بيرون برو . مسلّماً من از خيرخواهان و دلسوزان تو هستم .

و :  فريب و نيرنگ بوسيله ماديات، مقام و قدرت:  زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ …(آل عمران/ ۱۴)براي انسان، محبّت شهوات (و دلبستگي به امور مادي) جلوه داده شده است ، از قبيل : عشق به زنان و فرزندان و ثروت هنگفت و آلاف و الوف طلا و نقره و اسبهاي نشاندار (و مركبهاي ممتاز) و چهارپايان (همچون : شتر و گاو و بز و گوسفند . . .) و كشت و زرع .

ز : ترور، ترس و سركوبي، شكنجه و ايجاد مشكلات اقتصادي: الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ (آل عمران/۱۷۳) آن كساني كه مردمان بديشان گفتند : مردمان بر ضدّ شما گرد يكديگر فراهم آمده‌اند ، پس از ايشان بترسيد ؛ ولي (چنين تهديد و بيمي به هراسشان نينداخت ؛ بلكه برعكس ) بر ايمان ايشان افزود و گفتند : خدا ما را بس و او بهترين حامي و سرپرست است .

یاسر، سمیه، عمار وخباب بن ارت عليهم السلام بردة آهنگري را به ياد آوريم كه تمام شكنجه ها را به خاطر  «توحيد» قبول كرد و هزاران نمونه ديگر از سابقين بالخيرات در تمام تاريخي كه قرآن بيان كرده و زندگي قرآني داشته اند. سکولار سوسیالیستهای جمال عبدالناصر در مصر رفعت بكر عليه السلام را در برابر سيد قطب عليه السلام به شهادت رساندند وي خواهر زاده سيد بود .

اما در هر انقلابي نقطه اي يا نقاطي وجود دارد كه در آن اقتدار قانوني جاهلیت  و طاغوتهای حاكم بوسيلة اعمال غيرقانوني آزاديخواهان انقلابي مورد حمله قرار مي گيرد، در چنين مواردي واكنش  «عادي» هر قدرت طاغوتی جاهلی  «شكنجه، قهر و دروغ»  بوده و هست، كه مهمترين ابزار سركوب دشمن در رابطه با مبارزين شكنجه مي باشد. قدرتهاي انگليسي در چين، آمريكا در ويتنام، عراق، صومالی و… فرانسه در الجزاير و مالی و شوروي در افغانستان نيز چنين واكنشي را نشان دادند. اما در هر مورد با ناكامي شگفت آوري روبرو گشتند. تئوري  «دو مينو»  از شومترين و در عين حال موفق ترين نيرنگها و ايجاد ترسهاي بي موردي بوده است كه استثمار گر بوجود آورده است كه طبق آن : اگر تعدادي آجر كنار هم قرار دهيم و به اولي فشار بياوريم اين فشار به همه آجرها منتقل خواهد شد . .

براي جلوگيري از تشكيل هسته هاي مقاومت مخفي و در عين حال ايجاد جو عدم اعتماد بين مردم نسبت به يكديگر ، و در نهايت حاكم ساختن روحيه ضعف و ناتواني در افراد و گروههايي كه تمايل به مبارزه با ظلم و فساد و پياده نمودن احكام الهي را داشته اند، نيروهاي امنيتي سکولار به فاصله اين مبارزات روشهاي مرسوم مخالفان را خوب شناخته و با اثر بخشي بسيار مخالفان را سركوب كرده اند. در اين سازمان به عنوان يك سازمان پليسي سياسي مخفي متناسب با هر مرحله از رشد و تكامل انقلابات شيوه هاي اهريمني تعقيب و دستگيري خود را تكامل داده است و با سركوب احزاب مخالف خود كم كم به اين فكر افتاد كه از عناصر سست بنيان و خائن جهت  مقاصد ضد انساني خود كمك گرفته و تجربه سياسي آنها را در خدمت منافع كثيف ظالمانه قرار دهد.

اين نقشه به يك شيوه ديگر به مرحلة تكامل خود نزديك خواهد شد بدين معني كه دشمن سکولارـ صهيوني به عده اي از عناصر خود فروخته و خائن كه از مقبوليت ظاهري در ميان مردم برخوردارند و مخفيانه خود را در خدمت سيستم امنيتي و اطلاعاتي گذاشته اند، اجازه مي دهد كه به فعاليت مخفيانه سياسي خود پرداخته و بدين طريق شبكه هاي خود را در ميان اقشار روشنفكر و گروههاي مبارزه بر پا كند.

در اين ميان بسياري از عناصر صادق و كم تجربه نيز جذب اين جمعيتها و گروههاي به اصطلاح مبارز مخفي خواهند شد . به اين ترتيب علی رغم افراد بالاي اين گروهها كه  عناصر خائن و خود فروخته هستند، افراد صديق و ساده اي هم وارد اين گروهها خواهند گرديد. بخصوص از طريق همين افراد ساده و صديق است كه اين گروهها اعتماد جمعيتها و گروههاي واقعاً انقلابي را طلب كرده و اطلاعات لازم را از طريق همين افراد به كادرهاي خائن بالا و از آنجا به شبكه هاي امنيتي دشمن خواهند رساند. اين افراد و گروهها كه در واقع چيزي جز يك شبكه اطلاعاتي براي دشمن نيستند، مي توانند به سرعت شكافهاي خود را در ميان روشنفكران و سازمانها و يا گروههاي كوچكتر انقلابي ایجاد كنند.

براي مهار جمعيتي كه بروز نگه داشته شده اند و به منظور تسريع در استخدام مزدوران جنگي سکولارهای خائن رژيم ترور و حشت را حاكم خواهند كرد . مقصود اين است كه با تصفيه مبارزان و افراد مشكوك ، با توقيف همه مخالفان واقعي و احتمالي هرگونه فعاليت اسلامگرايانه واقعي را فلج كنند. مردم را وحشت زده سازند و آنها را مجبور به پذيرش قوانيني نمايند كه ارباب به آنها تحميل مي كند. بيشتر مقصود آن است كه حتي انقلابيون و مبارزين را ناگزير كنند كه آرمان خود را نفي نموده و به خدمت استبداد مركزي در آيند.

براي رسيدن به اهداف و آمال خود سيستم فشار و اختناق مركب از شبكه هاي بزرگي از زندانهاي عادي و ويژه با اعمال شاقه مانند ابوغريب، گوانتانامو، بگرام، دوکان در کردستان عراق و… و بازداشتگاههاي مجهز به يك نظام شكنجه بدني و روحي را كه وجود دارد گسترش دهند . روش اين سركوب هم فشار و تضيق جسماني و رواني و هم سركوب ديني و فرهنگي را شامل مي گردد.

اما با توجه به اين مسائل بايد ذكر كرد كه اصولاً دشمن سکولار ـ صهيوني در مورد  سركوب انقلاب بزرگ ما به پيشداوريهائي متكي است كه از طرف احزاب تخيلي و نيمه جان فعلي خارج از دولت و حکومت اسلامی دارد و احتمالاً انتظار مقاومتها و شورشهاي ساده اي را مي كشد كه با توجه به فقر و محروميت و بي سلاحي مردم به سادگي سركوب خواهد شد.

دشمن خواهد كوشيد كه «مبارزة وحشت» يعني ترس و وحشت رواني را عليه مردم و مجاهدين بيداري اسلامي  به راه بياندازد، ما را الهام بخش توحش و وحشت توام با جهانبيني و ايدئولوژي طبقه انقلابي متحجر و ارتجاعي ارهابي معرفي خواهند كرد و همان جملات و طرقي  را كه سابق رفته اند را در بسياري موارد در دستور كار خود قرار خواهند داد . غافل از اينكه ديگر هيچ ديكتاتور فاشيستي قادر به جلوگيري از بيداري اسلامي نيست. جرقه اي كه در دولت اسلامی ما در همان ده سال اول حاکمیتش در استقرار، سرکوب مزدوران داخلی و جنگ با اشغالگران خارجی زده شد قطعاً به آتشفشاني جهت الهام آزاديخواهان جهان تبديل خواهد شد .

نيروهاي سکولار – صهیونی متحجري كه مي خواهند جلو پيشرفت قهري و ترقي اجتماع اسلامي ما را بگيرند در راستاي تخريب و بدنام كردن جهانبيني و نهضت انقلابي ما مي كوشند كه در راه و طريق خدشه ناپذير ، ما را، بنابر منافع سياسي شان، در ملاء عام تغيير دهند.  ولي شايد بتوان گفت كه خيلي دير جنبيده اند چون آگاهي مردم اين تاكتيكهاي متحجرانه را خنثي خواهد كرد. و زيان ناشي از عواقب چنين تاكتيكهايي از همه بيشتر متوجه خود آنها  خواهد شد. با اين تفاوت كه شايد كار مبارزاتي سختتر و خشونت آميزتر گردد. و اين واقعيتي است عيني كه هرچه سرسختي و مقاومت  دشمنان ما شديدتر باشد، اتحاد ما نيرومندتر خواهد بود، و هرگونه تصور غلطي در مورد سيرتحقق و عده ی  پروردگار ، نشانه ی  خوش بيني و رؤيا پردازيهاي ابلهانه ی انتحاريست.

تاريخ سرزمينمان مملو از تضادها و برخوردهاي خونباري ازجانب سکولاریستهاهای مرتد بوده است ، ساليان سال تناقضات و تضادها به عمر خود ادامه داده اند و حالا هم حتي با اينهمه تكرارها نيز بقوت خود باقي هستند و هنوز هم به قول خودشان شهيد مي آفرينند. اينان هم همچون دولتهاي استثمارگر متحجر حاكم بر سرزمينهای مسلمان نشین  چون مي بينند كه در حال رسوائي هستند و از عواقب و آثار برنامه هاي بنيادي بيداري اسلامي لطمه خواهند خورد، خودشان را براي عكس العمل جدي متحجرانه اي آماده مي كنند و زماني هم كه ببينند كه به تنهايي از عهدة نيروي پولادين ما بر نمي آيند به دشمنان سنتي جهانبيني اسلامي و ستمدیدگان جهان پناه مي جويند و استمداد مي طلبند ، دشمني كه تا چندي پيش به عنوان «اشغالگر، امپریالیست، فاشيست، ضدانساني، ضد اسلام و…» معرفي مي شد و طبق معمول استمداد هم جستند.

اما اينان چون در ماديت و افكار مادي گرايانه غرقند از تيغ برنده و كاري ايماني و الهي «بيداري اسلامي» و دولت اسلامی ما غافلند، غافلند از اينكه نه تنها ايشان و اربابان سفله اشان ياراي مقابله با سلاحهاي آتشين و باطل سوز اخلاقي، منطقي و قهري را نخواهند داشت؛ بلكه اين تحول عظيم و اين طوفان ظلم برافكن را هيچ قدرت مادي توان كنترل آن  را ندارد. همچنان كه نمي توان جلو هيچ حقيقت طبيعي را گرفت. اينان مي خواهند با تمام نيرويشان جلو توالي فصول سال و آمدن صبح نويدبخش را بگيرند ولي بايد به حال خود بگريند و برخود بلرزند و گورشان  را بكنند.

نكته ديگر اينكه بايد كاملاً مواظب بود كه دشمنان سکولار – صهیونی  يك جنگ مذهبي راه نيندازند و از اختلافات موجود سوء استفاده نكنند و بايد بشدت با آن به ستيز برخاست. مذهب گرايي و قبيله گرايي يك مرحله توقف بينادي هستند كه جاودان سازي سلطه استثمار گران  را تسهيل مي بخشد. توفيق پاشا براي سركوبي سيدجمال الدين بهترين راه حل كه به نظرش مي رسيد جهل مردم و بهترين وسيله براي استفاده ازآن، روحانيت وابسته رامي يابد. سيد پرده از روي نقشه هاي آنها بر مي دارد و به همراهانش يادآور مي شود كه : اين بار دشمن عده اي  از روحاني نمايان  نادان را عليه ما بر انگيخته پس اينبار ما مبارزه را از دو سو شروع مي كنيم. از يك طرف با جهل و گمراهي و از سوي ديگر با خدعه و فريبكاري نبرد مي كنيم.

[۱] تجلل به خاطر برتري دادن و توجيه ثروتمندي ثروتمندان و اتراف مترفين كه طلاها و ابريشم هاي آويخته به مكه اولين و بارزترين نمونه است تا رسد به …

[۲]آلبانی ، صحيح الجامع الصغير/  ۳۵۴

[۳]  در شمارة ۱۲ بهمن ۱۳۵۶ روزنامه كيهان ترجمه گرديده است

[۴] انعام/ ۱۴۸ ، نحل/ ۳۵ ، هود/ ۲۷-۲۵- هود/ ۵۳-۵۰ ، هود/ ۶۱ـ۶۲، هود / ۸۷-۸۴

[۵] غافر/ ۲۶- يونس/ ۷۸ – ۷۵ ، زخرف/ ۵۴

دیدگاهتان را بنویسید