حمله بر شهرها و مراکز تجاری کفار اشغالگر عامل بد نام شدن مسلمین (۳۰۳) جنگ روانی و شبهات سلفیون آمریکائی – سعودی و وعاظ السلاطین درباری

  • حمله بر شهرها و مراکز تجاری کفار اشغالگر عامل بد نام شدن مسلمین (۳۰۳) جنگ روانی و شبهات سلفیون آمریکائی – سعودی و وعاظ السلاطین درباری

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

با این که روزانه شاهد قتل عام زنان، کودکان، جوانان، پیران و حتی حیوانات سرزمینهای مسلمان نشین و تخریب منازل و زیر بناهای اقتصادی آنها و نابودی در ختان و محیط زیست سرزمینهای مسلمان شنین توسط بمب افکنه های کفار اشغالگر خارجی و نوکران دست نشانده ی آنها می باشیم؛ با این وجود عده ای به ظاهر  مسلمان ثروتمند و یا وابسته به سیستم اداری کفار اشغالگر خارجی و نوکران محلی آنها با بضاعت ناچیز علم شرعی که آشکارا از میدانهای جهاد دفع  دوری کرده اند، و به تقلید از تبلیغات کفار سکولار جهانی، مرتدین  و منافقین محلی، می پرسند که اسلام جهاد مسلحانه را در مقابل افراد مسلح دشمن واماکن نظامی  آنها اجازه داده است، اما حمله بر شهرها، مراکز تجاری، وافراد غیر نظامی را منع می کند، وفعلاً مجاهدین علاوه برافراد واماکن نظامی؛ مراکز تجارتی، شهرها و..  را نیز هدف قرار می دهند واین امر از نگاه شریعت ممنوع است.

آشکار است که هدف از جهاد، و بخصوص دفع دشمن صائل و اشغالگر خارجی و نوکران محلی آن، مغلوب ساختن نیروهای اشغالگر و از میان برداشتن همه ی فتنه ها است. پس هر آنچه که در تقویت نظام های طاغوتی وکفری نقشی داشته باشد وسبب فتنه برای مسلمانان باشد باید مورد حمله ی مجاهدین قرار گیرد. همچنان هر آنچه باعث تضعیف نیروی مادی ویا معنویات دشمن گردد مجاهدین می توانند به آن دست زنند.

نخستین غزوه میان مسلمانان وکفار مکه به دنبال عزم مسلمانان  جهت تسخیر قافله  تجارتی اهل مکه رخ داد، به دلیل ضربه زدن به این عنصر تجارتی  توسط مسلمین و محافظت کردن آن توسط سکولاریستهای قریش بود که کفار لشکر کشی نموده و غزوه ی بدر رخ داد. علاوه بر  آن، وبه شهادت قرآن، مسلمانان درختان خرمای یهودی های  مدینه را به حکم خداوندی قطع نمودند تا با آن دشمنان اسلام را به تسلیم شدن وادار سازند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم  نیزدر حمله به قلعه ی یهودیان از منجنیق (بمبهاب امروزی) استفاده کرد. و بر سرشان بارانی از سنگ و آتش باراند . می دانیم که این سنگها هم خانه ها را ویران میکند، هم پیرها و کودکان و هم حیوانات و درختان را از بین می برد و….

در عصر حاضر نیز جنگها هیچ گاه تنها با اسلحه ادامه و موفق نمی گردند . بلکه در کنار این عنصر، جنگ روانی، اقتصاد قوی وپول فراوان دو عنصر مهم جنگ معاصر است. این قضیه ی جدیدی در شریعت اسلامی نیست. اگر نگاهی به سیره  رسول الله صلی الله علیه وسلم انداخته شود به آسانی  می توان مشاهده نمود که مسلمانان وقتی در مدینه پایه های حکومت خودرا مستحکم ساختند گاهگاهی به راههایی که از اطراف مدینه منوره می گذشت سری میزدند واموال کاروان های تجارتی مشرکین سکولاریست غیر معاهد را که ازین راه عبور می کرد به غنیمت می گرفتند، افراد موجود در کاروان را یا اسیر ویا   اگر مقاومت می کردند ومی جنگیدند به قتل می رساندند.

دکتر وهبه الزحیلی رای علمای اسلام در مورد غیر نظامیان را آورده و می گوید :«کشتن کسانی که در جنگ به وسیله ی فکر، تدبیر ویا اسلحه  شرکت می کنند جواز دارد، اما قتل غیر جنگجویان مانند زنها، اطفال، دیوانه، شیخ فانی، مریض جا نشسته، شل، کور، کسی که دست راست وپای چپ آن قطع باشد ویا بر عکس آن، یا کسیکه دست راستش قطع باشد، عابدان در کلیسا ویا در صومعه، عاجزین از جنگ، دهقانان در کشتزار های شان جواز ندارد، مشروط بر اینکه آنها در جنگ هیچ سهم قولی، فعلی، فکری ویا کمک مالی نداشته باشند. چنانچه در بخاری ومسلم روایت شده است که حضرت ربیعه بن رفیع السلمی درید بن الصمه را (که پیر مردی بود که عمرش از صد سال گذشته بود) در جنگ حنین به قتل رسانید، زیرا این شخص توسط رأی خود به کفار نفع میرساند، واین خبر به رسول الله صلی الله علیه وسلم رسید ووی این قضیه را انکار نکرد. وعلماء به این متفق اند که عدم انکار رسول الله صلی الله علیه وسلم به معنای تصدیق آن است » .[۱]

تقسیم کردن مردم به عادی یا غیر عادی یا غیر جنگجو ونظامی، امری جدید در دین است .  تقسیم شرعی این چنین است:

جنگجو که شامل ۱۵سال به بالا ست و غیر جنگجو که شامل اطفال وزنان وافراد پیر ومریض است که اگر اینها هم در جنگ شرکت کردند جنگجو به شمار می آیند .در اروپا وآمریکا و در میان کُردهای مرتد که زنان سرباز می شوند، جنگجو حساب می شوند . این بحث مورد اتفاق علما است ودر المغنی ابن قدامه مقدسی مفصل آمده است .پس شهروندان آنها بیگناه نیستند وحتی در حمله آمریکا به افغانستان  و عراق و صوالی و… اکثر مردم آمریکا وانگلستان مدافع اشغالگری بوده اند.

پس بی گناهان تنها بچه ها ومسلمانان هستند که برای امری مباح آنجا رفته اند . کشتن آنها نیز در بعضی اوقات که با کفار مخلوط گشته اند به ناچار رخ می دهد.  دلیل این مطلب حدیثی است که صعب بن جثامه در بخاری روایت کرده که اصحاب از پیامبر صلي الله عليه وسلم  درباره کشتن زن وبچه های کفار وقتی که شبانه بر آنها هجوم ببرند وتشخیص مشکل باشد سوال کردند فرمود: آنها از آنها هستند.

یعنی حکم کفر ولی ها یشان شامل آنها هم می شود واگر جدا کردن مشکل بود کشتن آنها اشکال ندارد وهمچنین اگر کفارمسلمانانی راسپر خود کردند (تترس)کشتن آن مسلمانان جایزاست.وخداوند آن مسلمان را با عمل خودش مبعوث خواهد کرد. چون ابن عمر از پیامبر صلي الله عليه وسلم  روایت می کند :اگر خداوند عذاب را بر قومی بفرستد همه را می گیرد سپس بر اعمالشان مبعوث می شوند . وام سلمه رضي الله عنها درباره لشکری که راه می افتد تا کعبه را ویران کند روایت می کند که پیامبر صلي الله عليه وسلم  فرمود :همه را به زمین فرو می برد سپس برنیتشان آنها را مبعوث می کند ….وابن تیمیه در مورد این حدیث در فتوای  تتار (مغولها) بحث مفصلی دارد.

وخلاصه مساله این است که قاطی شدن بیگناه با جنگجو ها مانع از جنگ با آنها نمی شود. پس صحیح نیست که گفته شود شهروندانشان بی گناهند . هزاران بی گناه در بوسنی وعراق وفلسطین وافغانستان و چچن و……کشته شدند وبیشتر مسلمان بی گناه کشته می شود .چرا کشته شدن وناراحتی برای مسلمان مهم نیست ولی خون کافر ارزشمند است .؟!

[۱] وهبه الزحیلی ،  الفقه الإسلامی وأدلته، ص ۲۱۸

دیدگاهتان را بنویسید