طبق قاعده ی کــفر دون کفــر حکام دست نشانده سکولار معذورند (۳۰۴) جنگ روانی و شبهات سلفیون آمریکائی – سعودی و وعاظ السلاطین درباری

  • طبق قاعده ی کــفر دون کفــر حکام دست نشانده سکولار معذورند (۳۰۴) جنگ روانی و شبهات سلفیون آمریکائی – سعودی و وعاظ السلاطین درباری

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

شبهه« کفر دون کفر » به این دلیل تبلیغ می گرد تا در جنگی روانی به مردم بفهمانند که کفر  حکام دست نشانده ی کفار سکولار جهانی  کفر ارتدادی نیست .!

با وجود وضوح قضیه متاسفانه باز هم شاهد زنده شدن فکر ارجاء  تحت عنوان سلفیت آل سعود هستیم  ؛ که در مورد این روايت  شبهاتی را می آورند که منسوب به ابن عباس، طاووس وغیره است. چرا که عوام الناس هم گفتند حق است وما به حاکم غیر ما انزل الله نمی توانیم کافر بگوئیم ! ؛ پس از برسی خواهیم دید که اين گفته چه روایتا وچه درایتا هیچ قیمتی ندارد . از سلفيون آل سعود و اخوان الشیاطین مي پرسم که آيا شما شان نزول آیه را خوانده اید؟!

زمانی که رسول الله صل الله علیه وسلم  وارد مدینه نشده بود یهودیان با هم درگیر شدند وگروه غالب گفتند : که اگر شما از ما بکشید بايد دیه دو نفر را بدهید و اگر ما از شما بکشیم  دیه بايد نصف  باشد!!  روال چنین بود . اما زماني كه رسول الله صلي الله عليه وسلم وارد مدینه شد، یهود گفتند که :  انصاف نیست، برویم پیش محمد(صل الله علیه وسلم )تا اگر تائید کند ، این چيزي كه ما تعين كرده ايم ، روال باشد . ولی رسول الله صلي الله عليه وسلم  تائید نکرد وآیه ۴۴سوره مائده  نازل شد:” ‏إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ‏ “(مائده/۴۴)‏ ما تورات را (بر موسي) نازل كرديم كه در آن رهنمودي (به سوي حق) و نوري (زداينده‌ي تاريكيهاي جهل و ناداني، و پرتوانداز بر احكام الهي) بود . پيغمبراني كه تسليم فرمان خدا بودند بدان براي يهوديان حكم مي‌كردند ، و نيز خداپرستان و دانشمنداني بدان حكم مي‌كردند كه امانتداران و پاسداران كتاب خدا بودند . پس از مردم نهراسيد و بلكه از من بهراسيد و آيات مرا به بهاي ناچيز نفروشيد و (بدانيد كه) هركس برابر آن چيزي حكم نكند كه خداوند نازل كرده است او و امثال او بيگمان كافرند.

ودر بخاری آمده است كه ابن عمر رضي الله عنهما گوید که یهود نزد رسول الله صلي الله عليه وسلم آمدند وگفتند کسی زنا کرده حکمش چیست ؟ رسول الله جواب داد که حکم تورات چه بوده است؟ آنان گفتند که رویش را سیاه می کنیم وبا چوب می زنیم .عبد الله بن سلام تازه مسلم یهودی گفت که آنان دروغ می گویند تورات را ییاورند، می آورند ودستشان را روی آیه رجم می گزارند و ابن سلام می گوید که دستت را بر دار،  دستش را از روی آیه رجم بر مي دارد . تورات مشخص می شود که حکمش رجم بوده است . به نظر ابن عمر شان نزول آیه «َمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ» این بوده است .

در صحیح مسلم ازالبراء بن عازب روایت شده است رسول الله شخصی را دید که رویش را سیاه کرده اند وچوب میزنند و اورا می چرخانند .  رسول الله صل الله علیه وسلم فرمود: که این چه کار است ؟ یهود گفتند:  که این حد زنا کار در نزد ماست . رسول الله صل الله علیه وسلم  گفت:  که آیا میتوانید قسم بخورید (شریعت موسی )چنین بود ؟ آنان گفتند که مادامی که قسممان دادی می گوییم ؛ گفتند شریعت موسی چنین نبود ولاکن ثروتمندان را نتوانستیم رجم کنیم وفقط فقرا رجم میشدند، ما گفتیم حکمی پیدا کنیم که برای همه مناسب باشد، این کار را شروع کردیم. در همان لحظه  آیه ي” وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ ” (المائدة / ۴۴) هركس برابر آن چيزي حكم نكند كه خداوند نازل كرده است او و امثال او بيگمان كافرند. [۱] وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ.( المائدة / ۴۵) هركس برابر آن چيزي حكم نكند كه خداوند نازل كرده است او و امثال او بيگمان كافرند .  وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(المائدة / ۴۷)  و كسي كه بدانچه خداوند نازل كرده است حكم نكند، او و امثال او متمرّد (از شريعت خدا) هستند. نازل شد[۲]

سلفیون آل سعود و به دنبال آنها دیگر وعاظ السلاطین می گویند : که حکم به غیر ما نزل الله کفر اصغر است .اما آیا آیه ای که شان نزول آن یهود است کفر اصغر در حق یهود معنی دارد؟ در حالی که ذاتا یهود کافر هستند؛ مگر یهودیان کنونی مسلمانند که کفراصغر و اکبر برایشان معنا داشته باشد؟!

اولا این روایت از طریق هشام بن حجیر المکى نقل شده است وضیف است . [۳] پس لازم است هم اكنون از لحاظ درایت به برسی آن پردازیم :

ولو اینکه سند قول بن عباس صحیح باشد، باید برسی شود که سیدنا بن عباس این قول را در کجا و چه موقعی و برای چه بیان می دارد ؟ او این قول را برای خوارج بیان می دارد که در قضیه حکمیت، سیدنا علی را تکفیر می کردند. نه حکام امروزی سیدنا علی هستند ونه ما خوارج  امروز .
اولا : اگر حکام مثل سیدنا علی بودند وما هم مثل خوارج ، فاعل گناه کبیره را کافر می دانستیم این صدق می کرد ! دوما : مگر ابن عباس کفر دون کفر را برای تفسیر آیه گفته است؟

خب،  پس ما باید موضوعی را که مربوط به دوران خود است را، با نص قیاس کنیم .چنانچه امام ابن کثیر در تفسیر ایه: أَفَحُکْمَ الْجَاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْمًا لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ (مائده/۵۰) آيا (آن فاسقان از پذيرش حكم تو بر طبق آنچه خدا نازل كرده است سرپيچي مي‌كنند و) جوياي حكم جاهليّت (ناشي از هوي و هوس) هستند ؟ آيا چه كسي براي افراد معتقد بهتر از خدا حكم مي‌كند ؟می گوید :  (در قضیه تاتارها و..) کفر آنها را صادر می کند [۴]

ما باید توجه داشته باشیم که در چه زمانی زندگی می کنیم؟ و با چه حکامی  روبرو هستيم؟ اکثر حکام سرزمینهای مسلمان نشین حکامی هستند که قوانین الله را زیر پا نهاده اند وقوانین سکولاریستی  فرانسه، اروپا وامریکا را آورده اند .

زمانی که خلافت حکومت عثمانی لغو شد، ملاها و شیوخ وارد پارلمان سکولاریستها  شدند اما مصطفی صبری آخرین شیخ الاسلام امت اسلام، فتوای کفر آنانی را صادر کرد که وارد پارلمان سکولاریستها شدند وافرادی که پشتوانه آنان هستند . با این که به واسطه ی این فتوا  ناچار به هجرت به مصر شد ودر انجا فوت کرد .

در مورد حجت بود ن قول صحابه نیز، علما بر چند نظر هستند ؛

نظر اول :  قول اصحاب حجت نیست

نظر دوم :  قول ابوبکر وعمر حجت است(بنا بر حدیث : بعد من بر ابابکر وعمر اقتدا کنید )

اما قول راجح ، قول   ابن قیم است . ايشان حجت بودن  قول اصحاب را با بيش از چهل دلیل بیان داشته ، که حجت بودنش شرطی باید داشته باشد و آن شرط هم ،  مخالف نبودن قول اصحاب با هم دیگر است .[۵]درمصنف عبد الرزاق آمده است که خود بن عباس  می گوید : کفر است!

عبد الله بن مسعود می گوید :اگر در حکم باشد کفر است ولی اگر رشوه باعث تغیر حکم باشد فرار وی است.  حذیفه  گوید: برای تمام کفار است وبرای امت اسلام نیز است . براء بن عازب گوید: در حق یهود آمد «وفی الکفار کلها» است.

همانگونه که دیدیم و لو این که این روایت از سیدنا بن عباس صحیح باشد، دیدیم که اقوال مخالف اصحاب با آن وجود دارد وشروط حجت بودن با آن سازگار نیست .

تغیر دادن حکم  الله با هوای نفسانی خود ، مثل پارتی بازی وفامیل بازی به دلیل تغیر نکردن حکم برای رضای خود کفر اصغر است و(گناه کبیره است) وگر نه استحلال تغیر حکم ، کفر ارتدادی است . مثل پارلمانیون سکولار که  جهت تدوین یا تعویض حکمی سکولاریستی به جای حکم الله گرد هم می آیند  وبا انگشت بلند کردن وپائین اوردن حلال وحرام، آزاد و ممنوع، قانونی و غیر  قانونی تعین می کنند . [۶] أَمْ لَهُمْ شُرَکَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّینِ مَا لَمْ یَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا کَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ  . (شوری/ ۲۱)‏ شايد آنان شریکانی دارند كه براي ايشان ديني را پديد آورده‌اند كه خدا بدان اجازه نداده است ( و از آن بي‌خبر است‌ ؟ ) اگر اين سخنِ قاطعانه و داورانه ( ي خدا ، مبني بر مهلت كافران و تأخير قيامت تا وقت معيّن آن ) نبود، ميانشان ( با اهلاك كافران و ابقاء مؤمنان ) داوري مي‌گرديد (و دستور عذاب صادر مي‌گشت و مجالي به كافران نمي‌داد . در عين حال آنان نبايد اين حقيقت را فراموش كنند كه ) قطعاً ستمگران عذاب دردناكي دارند .

[۱] نکات آیه طبق قواعد قران وعربی :
وَمَنْ لَمْ  : عام است یعنی شامل همه می شود
هم الکافرون  : چون الف لام دارد شامل کفر اکبر می شود
امام طبری گوید که بین روایات تضادی وجود ندارد(همه بر تعویض حکم الله با غیرش دلالت دارد )

[۲] صحصح مسلم ۲۸ – ( ۱۷۰۰ )

[۳] وهشام بن حجیر ضعفه الأئمة الثقاة ولم یتابعه على هذه الروایة أحد.
قال أحمد بن حنبل فی (هشام): ”لیس بالقوی“، وقال: ”مکی ضعیف الحدیث“ وهذا طعن من جهة الروایة.وضعفه یحیى بن سعید القطان وضرب على حدیثه، وضعفه علی بن المدینی وذکره العقیلی فی الضعفاء، وکذا ابن عدی.وهشام صالح فی دینه، لذا قال ابن شبرمة: ”لیس بمکة مثله“.وقال ابن معین: ”صالح“…فهذا فی الدین أو العبادة، بدلیل أن ابن معین نفسه قد قال فیه: ”ضعیف جداً“.وقال الحافظ ابن حجر: ”صدوق له أوهام“.والخلاصة أنه عرف مما سبق أنه لا حجة لمن حاول تقویة هشام بالاحتجاج بروایة البخاری ومسلم له.. لأنهما لم یرویا له استقلالاً ولکن متابعة.. وهذا من الأدلة على تضعیفه إذا انفرد .

[۴] در بدایه ونهایه هم چنین امده است

[۵] ابن قیم ، اعلام الموقعین ، ص ۱۸۲

[۶] متاسفانه عده اي فتوا فروش تحت نام سلفیت  و اخوان المفلسين ( اخوان المسلمين منحرف شده ) در آمده ودجالهائی مثل مدخلی وعبد الخالق و.. از آنها حمایت میکنند وتکفیر کنندگان اين سكولاريستهاي مرتد موجود در پارلمانها  را خوارج می پندارند .

دیدگاهتان را بنویسید