قتال ابوبکر صدیق بامانعین زکات به خاطر محرابه یا به دلیل ارتدادشان(۳۱۷) جنگ روانی و شبهه پراکنی سکولار زده های التقاطی

  • قتال ابوبکر صدیق بامانعین زکات به خاطر محرابه یا به دلیل ارتدادشان(۳۱۷) جنگ روانی و شبهه پراکنی سکولار زده های التقاطی

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

وعاظ السلاطین  حکایتی را ترویج می کنند که مفادش ایناست که ابوبکر رضی الله عنه با مرتدین به خاطر ارتدادشان نجنگید، بلکه با آنها به خاطر محارب بودنشان قتال نمود و در این مورد می گویند: ” آن کسانی از اعراب که بعد از مرگ پیامبر صلی الله علیه وسلم از دادن زکات امتناع می کردند، دارای شوکت و قدرتی بودند و الزام آنها به این امر امکان پذیر نبود مگر با جنگ، و ابتدا آنان جنگ را شروع کردند سپس ابوبکر و صحابه رضی الله عنهم اجمعین با آنها جنگیدند.”(متفق علیه)[۱]

پس سؤال این است که: آیا واقعا مرتدین(مانعین زکات) جنگ را آغاز کردند؟ و آیا واقعا  ابابکر به خاطر حرابه (جنگ طلبی آنان و دشمنیشان با اسلام) با آنها جنگید و نه به خاطر ارتدادشان؟

ابوبکر اموالشان را به غنیمت وزنانشان را به کنیزی گرفت واین جنگ به خاطر ارتداد و کفر می باشد و آنگونه که آنان می گویند نیست .این شبهه ایست باطل که نه اصلی دارد ونه فرعی، و در نصوص هیچ چیزی در مورد اینکه مرتدین جنگ را آغازنموده اند وارد نشده است، بلکه دلایل بر خلاف آنست.

علت قتال ابوبکر  بااهل رده خود دال بر اینست که او کسی بود که جنگ را شروع نمود واین مورد در حدیث ابو هریرة منصوص می باشد: وقتی رسول الله صلی الله علیه و سلم وفات نمودند و ابوبکر به خلافت رسید، عده ای از اعراب مرتد شدند، عمر به او گفت: چگونه با آنان می جنگی؟ در حالی که پیغمبر صلی الله علیه و سلم می گفت: به من دستور داده شده است با مردم به جنگم تا اینکه بگویند:  لا اله الا الله و هرکس به وحدانیت الله اعتراف کند جان و مالش از جانب من محفوظ است مگر در مقابل حقی که بعهده دارد، اماحسابش(قصد ونیت و کارهای پنهانی او) با الله است؟ ابوبکر در جواب گفت: قسم به الله با کسانی که نماز را از زکات جدا می سازند، ونماز را می خوانند ولی از پرداخت زکات خودداری می کنند می جنگم، زکات حقی است بر مال که باید گرفته شود، قسم به الله چنانچه آنان بزی را که به پیغمبر صلی الله علیه و سلم می دادند به من ندهند، به خاطر آن با ایشان می جنگم.

عمر گفت:  قسم به الله، این تصمیم قاطع تنها به این دلیل است که خداوند قلب ابوبکر را وسعت و روشنی (بصیرت) بخشیده است، ومن متوجه شدم که گفتۀ او حق است .و در گفتۀ ابوبکر صدیق رضی الله عنه که: قسم به الله با کسانی که نماز را از زکات جدا می سازند، می جنگم…وگفته اش که: قسم به الله چنانچه آنانبزی را که به پیغمبر صلی الله علیه و سلم می دادند به من ندهند، به خاطر آن با ایشان می جنگم. تصریحی است واضح نسبت به اینکه علت جنگش با این دسته از اهل رده، امتناعشان از دادن زکات بود. دسته جاتی هم که ادعای نبون می کردند و یا به کلی به دین قبلی خود برگشته بودند نیز در همین جبهه قرار گرفته بودند .

و در گفته عمر رضی الله عنه که: (چگونه با آنها می جنگی…) دلیلی است بر اینکه صدیق رضی الله عنه جنگ راآغاز نمود. و اگر این قوم خواستار جنگ و دشمنی بااسلام بوده و جنگ را آغاز می کردند، عمر رضی الله عنه با جنگیدن با آنها مخالفت نمی کرد.

ابن بطال می گوید: و صدیق هنگام جنگ با اهل رده موقعی که از دادن زکات امتناع می کردند به این احتجاج نموده و گفت:

قسم به الله با کسانی که نماز را اززکات جدا می سازند، ونماز را می خوانند ولی از پرداخت زکات خودداری می کنند می جنگم، زکات حقی است بر مال که باید گرفته شود، و همه صحابه در این امر از او پیروی نمودند. و لازم وشایسته است که بر عمل ابوبکر رضی الله عنه قیاس نموده، و ما نیزبا کسانی که فریضه ای را انکار نموده و آن را ضایع شمارد،بجنگیم و بر او واجب است که قضایش را بجا آورد[۲]

و اهل علم آورده اند که این مرتدین به جنگ برخاستند…

اما در اینکه گفته شود به جنگ برخاسته اند و اینکه جنگ را شروع کرده اند فرق است، به جنگ بر خاستن یعنی کسب آمادگی و مهیا نمودن برای دفاع از خودشان و عدم تسلیم شدنشان در مقابل حکومت مرکزی صدیق رضی الله عنه. اما اینکه محارب بودند یا مرتد، برخی به صراحت مرتد شده بودند و برخی از پرداخت زکات امتناع می کردند.

حافظ ابن حجر می گوید: قاضی عیاض ودیگران می گویند اهل رده سه گروه بودند، گروهی که به عبادت اوثان(بتها) برگشتند، وگروهی از مسیلمه و اسود العنسی که هر دوقبل از مرگ پیامبر صلی الله علیه و سلم ادعای پیامبری کرده بودند، پیروی می کردند… و گروه سوم بر اسلام باقی مانده و با پرداخت زکات مخالفت نمودند و تأویل می کردند که پرداخت زکاتمخصوص زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و سلم می باشد و آنها کسانی اند که عمر رضی الله عنه با ابوبکر صدیق رضی الله عنه درمورد جنگ با آنها مناظره نمود. سپس حافظ اشاره می کند که ابن حزم گروه چهارم را نیز ذکر می کند و می گوید: و گروهی توقف نموده و هیچیک از سه گروه را اطاعت نکردند و منتظر ماندند که ببیند کدام یک غلبه می نماید، که ابوبکر گروههایی را به سوی آنان فرستاد.[۳]

[۱] رجوع کنید به آنچه که بخاری (۱۴۵۷) و مسلم (۲۰) از حدیث ابوهریره – رضی الله عنه- روایت می کنند

[۲]ابن بطال ، شرح صحیح البخاری، ج۱،ص۵۹

[۳] ابن حجر، فتح الباری ، ۱۲/۲۷۶

دیدگاهتان را بنویسید