قوانین شریعت را می توان به صورت تدریجی در زير چتر قوانين سكولاريستي اجرا کرد(۳۱۸)جنگ روانی و شبهه پراکنی سکولار زده های التقاطی

  • قوانین شریعت را می توان به صورت تدریجی در زير چتر قوانين سكولاريستي اجرا کرد(۳۱۸)جنگ روانی و شبهه پراکنی سکولار زده های التقاطی

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

واضح است كه همه علمای اسلام و مسلمانان به شکل عام اتفاق نظر دارند که تنها راه تطبیق اسلام انقلابی و کامل بوده و تنها از كانال قانون شريعت مي گذرد  و هیچ نوع تدرجی در آن  در جوامع اسلامي راه ندارد. آنچه توسط بعضی گروه‏ها تدریج در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم خوانده می‏شود، بدون شک آن تدریج در نزول بوده است نه در تطبیق  ؛ آنهم در جامعه اي مسلمان نشين مثل كشورهاي كنوني كه اكثريت مردمان آن را مسلمين تشكيل داده و در انتخاب  شريعت اسلام  به عنوان قانون اساسي جامعه مسئول و مؤظف هستند . با این تفکیک، دعوت به تدرج در زير سايه ي قوانين سكولاريستي  در حقیقت فتنه  و حقه ي كثيفي است که درنهایت اسلام را از میدان عملی زندگی برداشته و کاملاً کنار می‏زند.

همچنین، دلایلی از نصوص شرعی اعم از قرآن، سنت، اجماع و قیاس برای رد این تفكر بدعي  وجود دارد تا بطلان آن بر همه هویدا گردد. و درعین حال  واضح است که گروه‏های فعال در این عرصه، درواقع مطابق احکام سكولاريستي کفار به پیش می‏روند تا اسلام، زیرا این‏ها بخشی از احکام اسلامی را با احکام سكولاريستي کفری خلط نموده و گویا چیز جدیدی از خود ساخته باشند.
از تمام گروهها و احزاب منتسب به اسلام كه  تلاش دارند تا تدریجاً به تطبیق اسلام  در زير چتر قوانين سكولاريستي برسند خواسته مي شود تا همه توجیهات شان برای چنین مسیر اشتباه را ترک و برای تطبیق کامل، انقلابی و یک بارگی قانون شريعت تلاش به خرج دهند. تامين رفاه و امنيت و بر طرف كردن گرسنگي و ترس (أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ)  و برآورده نمودن اصول خمسه يعني :

  • حفظ عقيده
  • حفظ جان
  • حفظ نسل و ناموس
  • حفظ عقل
  • حفظ مال

اموري هستند كه بايد براي تمام افراد و شهروندان مسلمان و غير مسلمان جامعه تامين شوند و بايد به صورت انقلابي در قانون گنجانده شوند .  و با توجه به آنكه فقط قانون شريعت مي تواند تضمين كننده ي اين اصول اساسي باشد در  نتيجه قانون اساسي جامعه بايد حتما قانون شريعت و اسلامي باشد نه قانوني سكولاريستي  و كفري .

ما از تمام انقلابيون آزاديخواه مي خواهيم كه به محض خلاص شدن از حكومت يكي از سكولاريستهاي مرتد و ظالمين در سرزمينهاي مسلمان نشين  به تدوين قانون اساسي بر اساس شريعت بپردازند و اجازه ندهند كه منافقين و دشمنان ملت  بار ديگر با دادن وعده ووعيدهاي دروغين قوانين سكولاريستي را بر آنها تحميل نمايند . ما نبايد اجازه دهيم مشتي سكولاريست مرتد و منافق به ظاهر مسلمان براي چندمين بار ما را فريب داده  و ملت مظلوم و ستمديده ي ما را در دام سكولاريسم و دموكراسي بياندازند .

ما قانون شريعت را مي خواهيم و زماني كه شريعت اسلام قانون اساسي ما شد آنوقت مي توانيم اميدوار باشيم كه جامعه ي ما در آينده اسلامي خواهد شد اما زماني كه قانون اساسي بر اساس سكولاريسم باشد هيچ اميدي وجود ندارد و هركسي به جاي قانون شريعت قانون سكولاريستي را تدوين كند ، در هر لباس و عنواني كه باشد جنايتكار و حقه بازي بيش نيست .

دموکراسی آن بمب اتم نامرئیست که بسیارسریع کارمیکند وبه دلیل آنکه مسلمانان درخواب فرورفته اند برای آن ها قابل رویت نمی باشد وگرنه درمقابل افکار و ایدیولوژی اسلام عزیز تبلیغات پوچ وبی معنایي بیش نیست این مائیم که آن رابزرگ جلوه می دهیم وخود را ازسرمای طوفان آن با لباس غیراسلامی می پیچیم ویا خطرات آن را نيز پذیرفته وبه پیام آن لبیک می گویم .

اما واقعیت امرچنین نیست برادران وخواهران گرامی بیائید دست دردست هم داده واین لکه راکه در دامان اسلام گذاشته شده است برداریم وبرخود زحمت داده ونسل های آینده خویش را از شر دام های سیاسی شرق وغرب که تحت نام ها وعناوین مختلف دموكراسي خواهي و سوسياليسم و غيره  برسرراه امت اسلام فرش کرده است خلاص نمائیم تا با شد که یک جامعه ي اسلامي مملو ازصلح وصفا, صمیمیت واخوت و قانون مداری را برای نسل های آینده خویش به ارمغان بیاورید و خود و آنان رااز شربرده گی و بربریت آنان خلاص نمائید ودرس عبرت برای غربیان و نظام های فاسدشان ازخود به جا بگذارید تا باشد که سرافرازی دنیا وآخرت را نصیب شوید.

ما در مبارزاتمان بايد پيام اسلام را كه از زبان  و عمل سابقون الاولون بر تاريخ نقش بسته است را از ياد نبريم آنجا كه  ربعی بن عامر رضی الله تعالی عنه جوهر نظام اسلام را طی پاسخ به پرسش رستم که “شما با خود چی دارید؟ ، فرمانده فارس به بهترین وجه معرفی کرده گفت: الله سبحانه و تعالی ما را فرستاده تا کسی را که می خواهد از بندگی بندگان به بندگی الله سبحانه و تعالی آزاد ساخته و از تنگی دنیا به فراخی او رهنمائی نموده و از جبر ادیان به عدل اسلام هدایت شان کنیم.”

آشكارا مي دانيم كه پيروي از  قوانين سكولاريستي  بندگي بندگان است و پيروي از قوانين شريعت بندگي الله سبحانه و تعالي مي باشد و خلاص شدن از اينهمه فرق و مذاهب رنگارنگي كه براي بردگي و بيچارگي انسانها توليد شده اند و هدايت انسانها از جبر اينگونه اديان و مذاهب منحرف به عدل اسلام   يك وظيفه ي شرعي مي باشد .

پس زماني كه ما سكولاريسم و دموكراسي را رد نموده و از آن برائت مي جوئيم به اين معني نيست كه شریعتهای  فاسد و مذاهب منحرف و ديكتاتور صفت و خون آشام را تائيد مي كنيم بلكه در عين رد نمودن هر دو جريان سكولاريسم و شریعتها ومذاهب منحرف انسانها را به عدل شريعت اسلام راهنمائي و هدايت مي نمائيم .

دیدگاهتان را بنویسید