دموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد (۳)

دموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد (۳)

نویسنده : عبدالقدیم زلوم

برگردان به فارسی روان : انجمن « اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف » بیساران

 

آیات واحادیث فوق دلالت بر این دارد که اصل درتمام اعمال، وجوب اطاعت از شرعیت و پابندی بدان است.  پس هیچ مسلمانی اجازه ندارد  به کاری بپردازد ویا کاری را ترک گوید مگراین که فرمان الهی را درمورد آن بداند، مسلمانان باید پیش از پیش دریابند که حکم این کارچیست، سپس درصورتی که واجب و یامستحب بود بدان بپردازد واگرحرام یا مکروه بود ازآن دست بدارد واگرمباح بود مختاراست که آن را انجام می دهند ویا ترکش می نماید.

براین اساس اصل درافعال انسان پابندی به احکام الهی است. واما آن چه

که متعلقات اعمال انسان محسوب می گردد اصل درآن اباحت وجوازاست تاآنگاه که دلیلی ازخودشرع درتحریم آن نیامده باشد. بنابراین اصل دراشیاء

اباحت وجوازاست مگراین که درتحریم آن دلیل شرعی وجود داشته باشد،

زیرا نصوص شرعی همه چیزرامبا ح ومجازبرشمرده ونصوص به شکل عام ذکرگردیده، شامل همه چیز می گردد. الله سبحانه وتعالی می فرماید:

أُلَم تَرَواأنَّ اللهَ سَخَّرَ لکُم مَّا فِی السَّمَوتِ وَمَا فیِ الارضِ…

“آیا ندیدید که الله هرآن چه را که درآسمان ها وزمین است،در اختیار شما قرارداده است ” لقمان،۲۰

این که الله  سبحانه وتعالی  هرآن چه راکه  درآسمان ها و زمین است در اختیار انسان  قرار داده  ایت ، به معنی اباحت و  جوازهر آن چه  که درآن  دو  قرار دارد ، می باشد. ومیفرماید:

هُوَالذُی خَلَقَ لَکُم مَّافِی الارضِ جَمِیعاً …

اوکسی است که تمام آن چه راکه درزمین است برای شما آفرید.”البقره،۲۰

ومی فرماید:

یَأَ یُّهَاالنَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الأَرضِ حَلَلاً طَیِبّاً …

“ای مردم ازآن چه درزمین است ازحلال وپاکیزه بخورید” البقره،۱۶۸

ومی فرماید:

هُوَالَّذُی جَعَلَ لَکُمُ الأَرضَ ذَلُوالاُفَامشُوافِی مَنَاکِبِهَاوَکُلُوامِن رِّزقِهِ  …

“الله آن ذاتیست که زمین رابرای شما رام گردانید پس دراطراف آن سیر و حرکت نموده واز روزی آن امرارمعیشت کنید.”الملک،۱۵

بدترین ترتیب تمام آیاتی که درخصوص اباحت وجوازنازل گردیده به گونۀ عام تذکریافتند .پس عام بودنش دلالت بر اباحت وجواز درتمام اشیـاء می کند.

بنابراین دیده می شود که اباحت وجوازدرتمام اشیاء به وسیلۀ فرمان صاحب شریعت (الله سبحانه وتعالی) صورت گرفته ، پس هرگاه چیزی حرام قرارگیرد باید براساس نصی ازجانب صاحب شریعت باشد تاحکم تحریم را درحق آن چیز از نص عام جدانماید   .

وبدین وسیله این امرخاص کننده شده، استثناءی باشد براباحت وجواز عام . ماننداین آیات شریعت که می فرماید:

حُرِّمَت عَلَیکُمُ المَیتَةُ وَالدَّمُ وَلَحمُ الخِنزِیِروَمَآ أُهِلَّ لِغَیرِاللهِ بِهِ وَالمُنخَنِقَةُ وَالمَوقُوذَةُ وَالمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّامَا ذَکَّیتُم وَمَا ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ …

“برشماحرام کرده شده است،گوشت مرداروخون وگوشت خوک وآن چه به نام غیرخداکشته شده باشدو{حیوان حلال گوشت} خفه شده وبه چوب مرده وازبلندی افتاده  و به ضرب شاخ مرده وآن چه درنده از آن خورده باشد مگرآن  چه را{که زنده دریافته وخود} سرببرید و{هم چنین} آن چه برای بتان سربریده شده باشد”المائده،۳

باتوجه به آن چه تذکریافت درمی یابیم که اصل درهمه چیزاباحت وجوازاست.

  1. شریعت اسلامی تمام احکام رادرمورد رخداد های گذشته، مشکلات حال حاضرو حوادثی که احتمالاً در آینده اتفاق بیافتد دربرمی گیرد.

هیچ واقعه ای در گذشته، حال ویا آینده اتفاق نیفتاده ونخواهد افتاد مگراین که شریعت اسلامی درموردآن حکمی صادرنموده است.این شریعت تمام رفتارهای انسان را به گونۀ کامل احاطه نموده است چنان چه الله سبحانه وتعالی می فرماید:

… وَنَزَّلنَا عَلَیکَ الِکتَابَ تِبیَنًا لِّکُلِّ شَیٍء وَهُدًی وَرَحمَةً وَبُشرَی لِلمُسلِمِینَ ۸۹

“واین کتاب راکه بیانگرهمه چیزاست ورهنمود و رحمی وبشارت گر برای مسلمانان است برتونازل کردیم”النحل ،۸۹

ومی فرماید:

… مَّا فَرَّطنَا فِی الِکتَبِ مِن شَیٍء …

“ماهیچ چیز را در این کتاب فرو نگذاشته ایم”الانعام،۳۸

ومی فرماید:

…  الیَومَ أَکمَلتُ لَکُم دِینَکُم وَأَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الاسلَمَ دِینًا …

“امروزدین شما را برای تان کامل ونعمت خود رابرشما تمام گردانیم واسلام را برای شما{به عنوان}آیین برگزیدم.”المائده،۳

پس دیده می شود که شریعت اسلامی هیچ  عرصه ای  از اعمال  بندگان را  نادیده نگرفته، یا این که درقرآن ویا حدیث دلیلی برای عمل و رفتار وجود دارد ویا نشانه ای درقرآن وحدیث گذشته شده که بیانگرهدف وانگیزۀ تشریع آن می باشد، تابدین ترتیب آن عمل با آن نشانه وبا این انگیزه مطابقت داشته باشد.

امکان ندارد انسان کاری را انجام دهد که برای آن درشریعت دلیل و یا نشانه ای  دال بر حکم آن وجود نداشته باشد، به دلیل لفظ عامی که درنص آمده  است:      (تبیاناًلکل شی) وهم چنین نص صریحی که بیانگرکامل وتام بودن این دین است.

با توجه بدانچه تذکر یافت روشن شد که چه چیزهایی از امور موجود در نزد سایر امت ها وملت ها برای مسلمانان جوازدارد وچه چیز هایی جواز ندارد.

پرداختن به تمام اندیشه های مربوط به صنعت،نوآوری واموری از این قبیل، هم چنیی تمام گونه های برخاسته ازتکنولوژی وپیشرفت آن، صنعت و گسترش آن ،همه وهمه دراسلام جوازدارد، مگراین که بااسلام مخالفت داشته باشد که دراین صورت پرداختن بدان حرام می گردد. زیرا تمام این اندیشه های مربوط به تکنولوژی ،  صنعت و نو آوری وهم چنین گونه های تمدن برخاسته  از  آن  مربوط به  عقاید نمی باشد و نه مربوط به آن عده احکام شرعی  می شود که

مشکلات انسان رادر زندگی معالجه  می نماید ، بلکه تمام این امور ازجملۀ اشیای مباحی اند که انسان ازآن در امور زندگی خویش بهره می برد.

دلیل این ادعا آیاتی با الفاظ عام است که برای جواز بهره گیری انسان از تمام اشیای موجود در جهان نازل گردیده است، هم چنین پیامبرصلی علیه وسلم نیزدراین زمینه درحدیثی به روایت مسلم چنین می فرماید:

(إنما أنا بشرمثلکم،إذاأمردینکم فخذوابه وإذاأمرتکم بشی من أمور دنیا کم فإ نما أنابشر)

“من بسان شماانسانی بیش نیستم،هرگاه شمارابه چیزی از اموردین تان فرمان دادم بدان پابندی نمایید وهرگاه شمارا به چیزی ازامور دنیائی تان فرمان دادم بدانید که من انسانی بیش نمی باشم”

هم چنین در حدیثی که در مورد پیوند زدن درخت خرما آمده می فرماید:

(أنتم أدری بشؤون دنیاکم)

“شما مسایل دنیایی خویش را ازمن بهتر می دانید”

هم چنین به دلیل این که پیامبرصلی علیه وسلم تعدادی ازاصحابش رابه {جرش} منطقه ای دریمن فرستاد تا صنعت سلاح سازی رابیاموزند.

بنابراین پرداختن به هرآن چه که از جمله عقاید نبوده وبه احکام تعلق نداشته باشد جایزمی باشد ، مگراین که مخالف اسلام باشد ویا دلیل خاصی برای حرام قراردادن آن از شرع وجود داشته باشد.

براین اساس پرداختن به علوم پزشکی، مهندسی ، ریاضیات، (فلک)شیمی، فیزیک ، زراعت، صنعت، ارتباطات، علوم مربوط به اکتشافات زیردریاها ، جغرافیا،علم اقتصاد که درمورد گونه های تولید وبهترسازی تولید وهم چنین ایجاد ابزار تولید بهترسازی آن باشد ازجملۀ علوم جهانی بوده به اسلام ، سرمایه داری  و یا کمونستی اختصاص ندارد. تمام این امور دراسلام جایز می باشند تا زمانی که باآن مخالفت نداشته باشند. بناءً پذیرفتن نظریۀ داروین که ادعا می کنداصل انسان بوزینه( میمون)است ، جوازندارد، زیرا این نظریه با این فرمودۀ الله  سبحانه وتعالی درتضادقراردارد که می فرماید:

خَلَقَ الإِنَسنَ مِن صَلصَلٍ کَاافَخَّارِ۱۴

“انسان را از گل خشکیده ای سفال گونه آفرید” الرحمان،۱۴

هم چنین در همین زمینه می فرماید:

… وَبَدَأ خَلقَ الإِنَسنِ مِن طِینٍ ۷ ثُمَّ جَعَلَ نَسلَهُ ُمِن سُلَلَةٍ مِّن مَّآءٍ مَّهِینٍ۸

“وآفرینش انسان را از گل آغاز کرد۷ سپس{تداوم}نسل اورا ازچکیده آب

پست مقررفرمود” السجده،۷-۸

ومی فرماید:

وَمِنءَ ایَتِهِ أَن خَلَقَکُم مِّن تُرَابٍ …

“وازنشانه های او این است که شما را از خاک آفرید.”الروم،۲۰

هم چنان که پرداختن به این علوم(علوم متذکره فوق)جایزاست،استفاده و

به کارگیری تولیدات آن از قبیل تولیدات صنعتی ، ادوات ، لوازم وگونه های مدنی مربوط به آن نیزجواز دارد.

پس به کار گیری تمام انواع کارخانجات وتولیدات صنعتی جایزمی باشد،   به  جز کارخانه جاتی که درآن پیکر، شراب ونشانه های صلیب تولید می شود، زیرادرتحریم آن نص صریح وجود دارد، پس پرداختن به این کارخانجات دیگرجایزاست، چه این کارخانجات نظامی  باشد و یا غیرنظامی ، چه کارخانجات برای تولیدات سنگین باشدمانند: تانک ها،هواپیماها،موشک ها، فضاپیماها، بمب های هسته یی،هایدروجینی،الکترونیکی وکیمیاوی، تراکتورها، موترهای باربری وکشتی هاوچه برای تولیدات سبک مانند:تولیدات مصرفی وسلاح های خفیفه باشد.

هم چنین تولیدات لوازم آزمایشگاه ها، لوازم وابزارپزشکی، زراعتی،لوازم منزل وابزارمصرفی وتمام آن چه را یادآورشدیم دراسلام جایزاست، زیرا ازجملۀ امورمباح وجایزی می باشد که واژه های عام درادلۀ شرعی برآن دلالت می نماید وپرداختن بدان در حقیقت پرداختن به حکم شرعی محسوب می گردد، حکمی که مباح می باشد، وهم چنین پرداختن بدان پیروی ازشریعت پیامبرصلی علیه وسلم محسوب می گردد، زیراخود مباح می باشدومباح یکی ازاحکام شرعی است که درآن تکلیف وجود دارد زیرا، احکامی که درآن تکلیف وجود داردعبارت انداز:واجب،مستحب،حرام،مکروه،مباح.

اندیشه های مربوط به عقیده و احکام شرعی ، اندیشه های مربوط به تمدن اسلامی ، دیدگاه اسلام در مورد زندگی و احکامی که مشکلات انسان را معالجه می نماید ، همه و همه این امور باید مطابق فرامین شرع عملی گردد و جایز نیست تا از هیچ مرجعی به جز شریعت اسلامی بر گرفته شود ، یعنی وحی الهی که همانا کتاب الله سبحانه و تعالی و سنت رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) ، قیاس و اجماع صحابه رضوان الله تعالی علیهم اجمعین می باشد . و به هیچ وجه امکان ندارد این موارد را از  منبع دیگری به جز وحی الهی بر گرفت .

آن هم به دلایلی از قبیل :

الف : این که الله سبحانه و تعالی بر ما امر نموده است تا به هر آنچه رسولش صلی الله علیه وسلم آورده پایبند ی نماییم و از هرچه ما را باز داشته دوری جوییم . الله سبحانه و تعالی می فرماید :

… وَ مَا ءَاتَئکُمُ ألرَسُولُ فَخُذهُ وَ مَا نَهَئکُم عَنهُ فَأنتهُوأ ..

هر آنچه را فرستاده (خدا) برای تان داد ، بر گیرید و از هر آن چه شما را باز داشته ، باز ایستید . الحشر ،۷

واژه (ما) در این آیت معنی عام را افاده می کند و بر اساس پایبندی به تمام احکام و دوری نمودن از تمام منهیاتی که پیامبر صلی الله علیه وسلم ابراز داشته اند واجب می گردد . و در کل مفهوم آیه این است که نباید قوانین خویش را از غیر آن چه که پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده بگیریم .

ب: این که الله سبحانه و تعالی مسلمانان را موظف نموده تا از او و پیامبرش صلی الله علیه وسلم فرمان ببرند چنان چه می فرماید:

یَأَیُهَاَ ألَذیِینَ ءَ امَنُوأ أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُو أالرَسُولَ …

ای آنانی که ایمان آوردید از خدا و رسولش فرمان ببرید  النسأ ، ۵۹

 

فرمانبری از الله و پیامبرش میسر نیست مگر با پایبندی به احکام شرعی که الله بر رسولش فرو فرستاده است.

ج: این که الله مسلمانان را فرمان داده است  تا به فیصله و حکم  وی و رسولش  پایبند باشند چنانچه از آن ها خواسته شده است تا در هنگام اختلاف و کشمکش به حکم الله و حکم رسول الله باز گردنند چنانچه، می فرمایند:

وَ مَا کَانَ لِمُومِنٍ وَ لَا مُومِنَهٍ إِذَا قَضَی اللهُ وَ رَسُولُهُ أَمرً أَن یَکُونَ لَهُمُ الِخَیرَهُ مِن أَمرِهِم …

هیچ مرد و زن مومنی در امری که خدا و رسولش قضاوت می نمایند اختیاری ندارند. الاحزاب ۳۶

و می فرماید:

… فَإِن تَنَازَعتُم فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُم تومِنُونَ بِاللهِ وَالیَومِ الاَخِرِ …

پس هر گاه در امری اختلاف نظر یافتید آن را به الله و پیامبر او عرضه بدارید اگر به خدا و روز باز پسین ایمان دارید. النسا ۵۹

د: این که الله پیامبر مهربانش را فرمان داده تا بر مبنای شریعتی که بر او فرو فرستاده می شود در میان مردم فرمانروای کند و وی را هشدار می دهد که نباید پا از هیچ جزئی از اجزای شریعت فراتر نهد .

چنان چه می فرماید:

وَ أَنزَلنَا إِلَیکَ الکِتَبَ بِالحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَینَ یَدَیهِ مِنَ الکِتَبِ وَ مُهَیمِنًا عَلَیهِ فَاحکُم بَینَهُم بِمَا أَنزَلَ اللهُ وَ لَا تَتَّبِع أَهوَاءَهُم عَمَّا جَاءَ کَ مِنَ الحَقِّ …

و ما این کتاب را به حق به سوی تو فرو فرستادیم در حالی که تصدیق کننده کتاب های پیشین و مهیمن و مسلط بر آن است پس میان آنان بر وفق آن چه خدا نازل کرده حکم کن و از هوا هایشان از حقی که به سوی تو آمده پیروی مکن. المائده ۴۸

و می فرماید:

وَ أَنِ احکُم بَینَهُم بِمَا أَنزَلَ اللهُ وَ  لَا تَتَّبِع أَهوَاءَهُم وَ احذَرهُم أَن یَفتِنُوکَ عَن بَعضِ مَا أَنزَلَ اللهُ إِلَیکَ …

میان آنان به موجب آن چه نازل کرده داوری کن و از هوا هایشان پیروی مکن و از آنان بر حذر باش مبادا تو را در بخشی از آن چه بر تو نازل کرده به فتنه در اندازند. المائده ۴۹

ه: این که الله مسلمانان را از پرداختن به هر آن چه غیر از شریعت اسلامی است.باز داشته است ، چنان چه می فرماید:

فَلَا وَ رَبِّکَ لاَ یُومِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَینَهُم …

چنین نیست به پروردگارت قسم که ایمان نخواهند آورد مگر زمانی که تو را در آن چه میان شان مایه اختلاف است داور قرار دهند. النسا ۶۵

و می فرماید:

… فَلیَحذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَن أَمرِهِ أَن تُصُیبَهُم  فِتنَهٌ أَو یُصُیبَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ.

پس کسانی که از فرمان او تمرد می کنند بترسند که مبادا بلایی بدیشان برسد  یا به عذابی درد ناک گرفتار شوند. النور ۶۳

و می فرماید:

… یُرِیدُنَ أَن یَتَحَاکَمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَ قَد أُمِرُوا أَن یَکفُرُوا بِهِ …

می خواهند داوری میان خود را به سوی طاغوت ببرند با آن که قطعا فرمان یافته اند که بدان کفر ورزند. النسا ۶۰

همچنین پیامبر نیز در زمینه می فرمایند:

(کل عمل لیس علیه أمرنا فهو رد)

هر عملی که بر آن امر ما نیست ( مطابق فرامین ما نباشد) مردود است.

این نصوص به گونه ی آشکارا و روشن بر و جوب پابندی و التزام به هر آن چه پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده است دلالت دارد ، پس نباید هیچ چیز را حرام بشماریم مگر آن که الله آن را حرام قرار داده باشد ، به هیچ کاری که پیامبر صلی الله علیه وسلم آن را برایمان نیاورده باشد اقدام نمی نماییم و هیچ چیزی را که وی حرام قرار نداده  حرام نمی پنداریم . اگر واژه ( ما ) در ( و ما آتاکم ) و در ( وما نهاکم ) را در کنار این آیت شریفه قرار دهیم که می فرماید:

… فَلیَحذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَن أَمرِهِ أَن تُصُیبَهُم  فِتنَهٌ أَو یُصُیبَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ.

پس کسانی که از فرمان او تمرد می کنند بترسند که مبادا بلایی بدیشان برسد یا به عذابی دردناک گرفتار شوند. النور۶۳

به خوبی معلوم می گردد که انحصار در پابندی به آن  چه پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده است یک واجب بوده و پرداختن به غیر آن گناهی است که عامل آن مجازات خواهد گردید.

الله ایمان کسی را که به غیر از پیامبر صلی الله علیه وسلم دیگری را در اعمالش داور قرار می دهد نفی نموده می فرمایند:

فَلَا وَ رَبِّکَ لاَ یُومِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَینَهُم …

چنین نیست به پروردگارت قسم که ایمان نخواهند آورد مگر زمانی که تو را در آن چه میان شان مایه اختلاف است داور قرار دهند. النسا ۶۵

این آیه انحصار در پابندی بدانچه که پیامبر آورده است را قطعی نموده است ، به خصوص این که الله ، رسولش  را هشدار داده تا متوجه باشد که مردم وی را از پایبندی به برخی از فرامین الهی باز ندارند چنان چه می فرمایند:

… وَ احذَرهُم أَن یَفتِنُوکَ عَن بَعضِ مَا أَنزَلَ اللهُ إِلَیکَ …

و از آنان بر حذر باش مبادا تو را در بخشی از آن چه بر تو نازل کرده به فتنه در اندازند. المائده ۴۹

گذشته از این ، قرآن کریم به شدت کسانی را که می خواهند از اموری غیر از آن چه الله فرو فرستاده است فرمانروایی و فرمانبری نمایند مورد انتقاد قرار داده است ، چنان چه می فرماید:

أَلَم تَرَ إِلَی الَّذِینَ یَزعُمُونَ أَنَّهُم ءَامَنُوا بِمَا أُنرِلَ إِلَیکَ وَ مَا أُنرِلَ مِن قَبلِکَ یُرِیدُنَ أَن یَتَحَاکَمُوا إِلَی الطَّغُوتِ وَ قَد أُمِرُوا أَن یَکفُرُوا بِهِ  وَ یُرِیدُ الشَّیطَنُ أَن یُضُلَّهُم ضَلَلاَ بَعِیدًا.

آیا ندیده ای کسانی را می پندارند به آنچه به سوی تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان آورده اند می خواهند داوری میان خود را به سوی طاغوت ببرند با آن که قطعا فرمان یافته اند که بدان کفر ورزند. شیطان می خواهد آنان را به گمراهی دوری در اندازد. النسا ۶۰

از این آیت چنین برداشت می شود که حکمروایی و فرمان برداری بر اساسی غیر از آنچه پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده گمراهی محسوب می گردد، زیرا در این صورت اطاعت و فرمانبری از طاغوت ، به معنی کفر می باشد ، در حالی که الله به مسلمانان فرمان داده تا به طاغوت کفر بورزند.

بنابر این تمسک و تمدن غرب و نظام ها و قوانینی که از آن سر چشمه می گیرد جایز نمی باشد زیرا این تمدن، با تمدن اسلام در تناقض قرار دارد . اما بر گرفتن نظام ها و قوانین اداری از این تمدن مانعی ندارد ، زیرا این قوانین از جمله مباحاتی اند که بر گرفتن آن جایز است ، چنان چه عمر بن خطاب نظام دیوان را از فارس و روم گرفت .

تمدن غرب بر اساس عقیده جدایی دین از زندگی و دولت استور است در حالی که تمدن اسلامی بر اساس عقیده اسلامی استوار می باشد ، عقیده ای که پیشبرد زندگی و دولت را بر مبنای اوامر و نواهی الله یعنی احکام شرعی واجب می دارد.

تمدن غرب بر اساس منفعت استوار بوده ، منفعت را معیار سنجش تمام اعمال می داند، به همین دلیل است که تمدن منفعتی و مادی خالص بوده هیچ ارزشی برای امور غیر مادی و منفعتی قایل نمی باشد و هیچ جایی در آن برای ارزش های روحی ، اخلاقی و انسانی وجود ندارد. در حالی که تمدن اسلامی بر مبنای روحی و معنوی استوار می باشد که همانا ایمان به الله  است،  این تمدن حلال و حرام را معیار تمام اعمال در زندگی قرار داده ، همه اعمال و ارزش ها را مطابق اوامر و نواهی الله به پیش می برد.

سعادت و نیکبختی در تمدن غرب به معنی بهترین بهره گیری ولذت جسمی و فراهم آوری لوازم و اسباب این نیکبختی است. در حالی که سعادت و نیکبختی در تمدن اسلامی به معنی به دست آوردن رضایت و خشنودی الله بوده و غرایز و نیاز های جسمی انسان را مطابق با احکام شرعی بر آورده می سازد.

با توجه به تفاوت های یاد شده میان تمدن غربی و تمدن اسلامی، جایز نیست حکومت داری دموکراسی ، نظام اقتصادی سرمایه داری و نظام آزادی های عامه را که در نزد غربی ها وجود دارد  در اسلام به کار گرفت.

فرامین و قوانین دموکراسی ، نظام های حکومت داری شاهی و جمهوری ، بانک های سودی ، سهام و بازار های جهانی پول، همه و همه در اسلام نا جایز بوده و پرداختن بدان حرام می باشد ، زیرا تمام این امور نظام های کفر و قوانین کفری می باشند که با اسلام و نظام اسلامی  در تناقص کامل قرار دارند.

ادامه دارد …………  ان شاء الله

دیدگاهتان را بنویسید