پ . ک . ک – آپو و سازمان سکولار وکمونیستی آن

پ . ک . ک  –  آپو و سازمان سکولار وکمونیستی  آن

ارائه دهنده  : معتصم هورامی

حزب سکولاركارگر كردستان (پ.ک.ک) نام گروهي چپگرای کمونیست و مسلح در جنوب شرقي تركيه است كه خواستار ايجاد كردستان بزرگ‌  سوسیالیستی فدرال در مناطقي از تركيه، عراق، ايران و سوريه است.

“پ.ک.ک” در دهه ۷۰ به عنوان يك سازمان  سکولارکمونیستی ظهور كرد و در اواخر دهه‌ ۸۰ و دهه‌ ۹۰ بخش اعظم جنوب شرقي تركيه صحنه درگيري نظامي ميان اين گروه و ارتش  سکولارتركيه بود و اين درگيري‌ها در مقاطع زماني مختلف بنا به شرايط و دلايلي شدت و ضعف داشته است.
بنيانگذار و رهبر اين حزب يكي از مخالفان “كرد” حكومت سکولار تركيه به نام “عبدالله اوجالان” معروف به “آپو” است كه هم اكنون در زنداني در جزيره امرالي در نزديكي استانبول به سر مي‌‌برد. “اوجالان” نخستين بار در اواخر پاييز سال ۱۹۷۸ همرزمانش را در روستاي “فيس” شهرستان ليجه در استان “ديار بكر” گرد هم آورد و سنگ بناي حزب  سکولار”پ.ک.ک” را گذاشت.
بدين ترتيب این حزب که افکاری کمونیستی دارد با رهبري “اوجالان” موجوديت خود را درسال ۱۹۷۹-۱۹۸۰ اعلام نموده وسريعا عمليات نظامي خود را بر عليه زمينداران بزرگ آغاز كرد. دولت  سکولاربولنت اجويت كه دراين سالها درگير موضوع قبرس بود مجبور به اعلان حكومت نظامي در كردستان شد اما اين اقدام اجويت براي كنترل اعتراض‌ها نتيجه نداده و تركيه سکولار به طور فزاينده‌اي در بحران داخلي فرو رفت.
سرانجام ژنرال هاي سکولار تركيه با حمايت آمريكا ی سکولاردست به كودتا زدند و متعاقب اين كودتا احزاب و گروه هاي سياسي ممنوع شده و بسياري از رهبران آنها دستگير شدند كه “عبدالله اوجالان” به همراه جمع كثيري از هم فكران  سکولارخود به سوريه فرار كرد و با كمك دولت سکولار سوريه اردوگاه‌هاي آموزش نظامي خود را در لبنان به وجود آورد.
در سال ۱۹۸۴ در پي يك رشته عمليات نظامي، نيروهاي “پ.ک.ک” موفق به اشغال دو پاسگاه مرزي تركيه گرديدند و بدين وسيله آغاز جنگ مسلحانه را اعلام كردند. از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۰ مناطق كردنشين تركيه صحنه نبردي مي‌شود كه فلاكت و بدبختي فزاينده‌‌‌‌‌اي را براي اين ملت مسلمان  به ارمغان مي‌آورد.
مردمي كه بين ارتش  سکولارتركيه از يك طرف و “پ.ک.ک”  سکولاراز طرف ديگر گير كرده بودند براي رهايي از چنين وضعي مجبور به ترك خانه و كاشانه خود شده و به شهرهاي بزرگ مهاجرت كردند. كساني هم كه ترجيح به ماندن داده بودند از طرف جوخه‌هاي مرگ “پ.ک.ک”  به اتهام همكاري با ارتش تركيه به قتل رسانده شدند.
در چهارمين كنگره “پ.ک.ک” كه در سال ۱۹۹۰ بر گذار شد اوجالان از اين قتل ‌ها انتقاد كرده و سعي نمود مسئوليت اين قبيل اقدامات را به گردن رهبران محلي “پ.ک.ک” بيندازد.
درسال ۱۹۸۸ زماني كه نيروهاي عراقي دست به بمباران شهرها و روستاهاي كردستان عراق مي‌زنند هزاران نفر از “كردها” مجبور به فرار به تركيه مي‌شوند. “مسعود بارزاني” رهبر “كردهاي” عراق ترجيح مي‌ داد كه به همكاري با تركيه پرداخته و نيروهاي “پ.ک.ک” را از كردستان عراق اخراج نمايد.
“اوجالان” از روي ناچاري پيشنهاد آتش بس داد. حكومت تركيه اين امر را تاكتيك جديد “پ.ک.ک” براي تجديد قوا دانسته و خواهان به زمين گذاشتن اسلحه از طرف “پ.ک.ک” گردید. شرايط وخيم منطقه و از هم پاشيدگي اردوگاه سوسياليسم ودر راس آن شوروي سابق عاملي شد كه سازمان “پ.ک.ک” را تا سر حد نابودي به پيش ببرد.
كشور سوريه به عنوان حامي و پناه دهنده “پ.ک.ک” ديگر نمي توانست بمانند گذشته روي حمايت هاي اردوگاه سوسياليسم حساب نمايد و مجبور به اتخاذ سياستي ديگر درمورد “پ.ک.ک” گردید. زماني كه آمريكا در سال ۱۹۹۱ به عراق حمله كرده و كشورهاي تركيه و سوريه را هم در جبهه ضد عراقي خود وارد كرد، سازمانهاي سياسي كردستان عراق نيز پا به پاي آمريكا در اين جنگ مشاركت كردند
اما بعد از آن براي اولين بار “اوجالان”سکولار کمونیست  بحث از عبث بودن جنگ مسلحانه را مطرح كرده و به جاي آن صحبت از مانورهاي ديپلماتيكي كرد كه براي يافتن متحدين جديد مي‌بايد به كار گرفته شود. در اين زمان “پ.ک.ک” استقلال كردستان تركيه را استراتژي خود معرفي كرده بود ولي با شرايط جديدي كه به وجود آمده بود اين استراتژي تغيير يافته و “اوجالان” به خودمختاري كردستان در چارچوب كشور تركيه رضايت داد.
ازاين تاريخ به بعد “پ.ک.ک” كه خود را ظاهرا”از ايده ماركسيسم – لنينيسم رها ساخته و سياست نزديكي به كشورهاي اروپايي را در پيش گرفت. چنانكه مي دانيم اين سياست “اوجالان” هم نتيجه مطلوب خود را به بار نياورده و جنگي كه “پ.ک.ک” آغاز كرده بود با شدت و ضعف ادامه پيدا كرد.
با تشديد عمليات تروريستي كه “پ.ک.ک” از خاك سوريه آن را سازماندهي مي‌كرد دولت تركيه كه به موقعيت مناسبي در عرصه بين المللي دست يافته بود، سرانجام با اعلان اولتيماتومي دولت سوريه را براي تسليم رهبران “پ.ک.ک” و در راس آن “عبدالله اوجالان” تحت فشارقرار ‌داد. دولت سوريه كه از جدي بودن ترك ها و حمايت آمريكا از اين اولتيماتوم اطلاع يافته بود راهي به جز تسليم نيافته و سرانجام عذر “اوجالان” را ‌خواست.
“اوجالان” تلاش ‌كرد تا از كشورهاي مختلف تقاضاي پناهندگي نمايد ولي اين تلاشش نتيجه نداده و عاقبت در سال ۱۹۹۹ میلادی در كنيا دستگير شده و براي محاكمه به تركيه آورده شد. با وجود اين رهبران “پ.ک.ک” تلاشي دوباره را براي سازماندهي خود به ويژه در بخش بازوي نظامي آغاز و سعي مي‌كنند در قدم بعدي معرفي سازمان در افكارعمومي دنيا و خصوصا افكار عمومي اروپا به عنوان يك جريان دموكراتيك جلوه كنند.
براي اصلاح تصويرمنفي رهبران، سازمان تصميم به عوض كردن نام كرده و بدين ترتيب سازمان “پ.ک.ک” اوايل به “كادک” و از سال ۲۰۰۳ میلادی به كنگره “گه ل” تغيير نام یافت.
سازماني كه زماني براي احقاق حقوق ملت “كرد” به پاخواسته بود به اصلي ترين ضايع كننده حقوق اين خلق تبديل گرديد و “اوجالان” رهايي خود از زندان تركيه را به هدف اصلي “پ.ک.ک” تبديل كرده و شعار “بدون اوجالان زندگي هرگز” را به شعار اصلي سازمان تبديل كرد. بدين ترتيب است كه “اوجالان” براي تحميل آزادي خود به دولت تركيه فرمان ازسر گيري به اصطلاح مبارزه مسلحانه را درسال ۲۰۰۳ صادر كرد.
صدور اين فرمان به اختلافات داخلي در رهبريت “پ.ک.ک” دامن زده و متعاقب آن عده كثيري از رهبران سازمان از جمله “عثمان اوجالان” و “كاني ييلماز” كه براين عقيده‌اند “اوجالان” گروگان حكومت تركيه بوده و دستورهاي سازمان‌هاي امنيتي تركيه را به “پ.ک.ک” مي رساند، اواخر اگوست سال ۲۰۰۴ از “پ.ک.ک” جدا شده و با ايجاد سازمان ميهن پرستان كردستان و با كمك تشكيلات “جلال طالباني” موقتا اسلحه را زمين گذاشته و براي همكاري با نيروهاي آمريكايي اعلام آمادگي مي‌نمايند.
طبيعي است كه براي رهبر آپو و سازمان استالينيستي آن، بدترين جرم خيانت است و چون انشعاب از اين سازمان خيانت محسوب مي‌گردد لذا “اوجالان” در ديدار با وكلاي خود فرمان قتل انشعابيون را به “مراد قاراييلان” دست نشانده خود مي‌دهد. بزودي جوخه هاي اعدام تشكيل گرديده و براي عملي كردن خواسته هاي رهبر گسيل مي گردند.
در همين حال “پ.ک.ک” با اعلام پايان آتش‌بس سه ساله بحراني امنيتي و اقتصادي ديگري را براي تركيه رقم مي‌زند و در اين شرايط كه اين سازمان با استفاده از شرايط جنگ عراق دست به سازماندهي تازه‌اي زده است، رسانه‌ها و افكار عمومي‌ تركيه را در التهاب آغاز يك جنگ داخلي ديگر فرو مي‌برد.
ارتش سکولارتركيه توانست ضرباتی اساسی به پيكره “پ.ک.ک” سکولار وارد سازد و حملات برون مرزي تركيه، بمباران قنديل، سازمان را به آستانه فروپاشي كشانده بود. خيلي از نيروهاي “پ.ک.ک” پراكنده شده بودند و در صورتي كه حملات ادامه پيدا مي‌كرد، “پ.ک.ک” دچار بحران جدي مي‌شد.
آمريكا  ی سکولاربراي آنكه بتواند “پ.ک.ک”  ی سکولار را از اين منجلاب بيرون آورد و در جهت نيل به اهداف ديگرش – از جمله در ايران و سوريه – از آن استفاده كند، به “پ.ک.ک” اطلاع داد از طرف “پ.ک.ک” و رهبر در بندش “عبدالله اوجالان” رسماًَ و بدون هيچ قيد و شرطي آتش بس يك جانبه اعلام شود. تا اينكه در تاريخ اول اكتبر ۲۰۰۶ “مراد كارايلان” از طرف “پ.ک.ک” اين پيام را اعلام نمود.
اخيرا نيز “پ.ک.ک” با تهيه وسايل انفجاري از نوع نظامي و سلاحهاي مدرن كه از عراق بدست آمده تهاجم ناگهاني خود را عليه نيروهاي امنيتي سکولار تركيه و غيرنظاميان آن آغاز كرده و حملات خود را، كه از جمله شامل بمب گذاري هم مي‌‌شود، در داخل تركيه سکولار افزايش داده است. اين گروه تنها در سال ۲۰۰۶ اعلام كرد كه نزديك به ۹۰۰ ترك را در تقريبا ۵۰۰ حمله كشته است.
“عبدالله گل” رئيس جمهورسکولار تركيه اعلام كرده است كه صبر تركيه در حال تمام شدن است و اين كشور مصمم است به تهديدي كه از جانب حملاتس کولارهای  پ .ک .ک احساس مي‌كند، پايان دهد.
آمريكای سکولار  سعي داشته تركيه سکولار را متقاعد كند كه عليه جنگجويان سکولار “پ.ک.ک” دست به عمليات مرزي نزند و قرار است مقام هاي عراق و تركيه در آنكارا براي حل اين بحران ديدار كنند. مقام هاي سکولار تركيه مي‌گويند اين مذاكرات، آخرين شانس براي متوقف ساختن حملات کمونیستهای سکولار كرد مستقر در شمال عراق است.

 

دیدگاهتان را بنویسید