اجباری در دین نیست اما خدا گفته هرکسی که به اسلام ایمان ندارد را بکشید! (۳۴۳) جنگ روانی سکولاریستهای محلی

  • اجباری در دین نیست اما خدا گفته هرکسی که به اسلام ایمان ندارد را بکشید! (۳۴۳) جنگ روانی سکولاریستهای محلی

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

شندیده می شود که عده ای می گویند  كه در قرآن در مورد آزادي مذهبي آمده  : «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ… » يا :   « فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ» و در جاي ديگردستور به جنگ مسلحانه با تمام كساني شده كه قانون الله را قبول ندارند مثل : « ‏قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ …»

قبل ازهر چيزي  لازم است ،  برداشت غلط بعضي مسلمين جاهل از دو آيه اولي  را تصحيح نماييم ، تفسير و برداشتي كه قصد دارد از يك طرف باعث رنجش كفار نگردد و از ديگر سو راه را براي منافقين و مرتدين محلي در اظهار كفر و ارتداد خود باز نمايد .

آيه ي اول مي فرمايد : لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ(البقرة/ ۲۵۶)‏ اجبار و اكراهي در ( داخل شدن به ) دين نيست ، چرا كه هدايت و كمال از گمراهي و ضلال مشخّص شده است ، بنابراين كسي كه از طاغوت نافرماني كند و به خدا ايمان بياورد ، به محكم‌ترين دستاويز درآويخته است ( و او را از سقوط و هلاكت مي‌رهاند و ) اصلاً گسستن ندارد . و خداوند شنوا و دانا است.

رسول الله صلي الله عليه و سلم مي فرمايند :   إذا لقيت عدوك من المشركين ، فادعوهم الى ثلاث خصال ، فأيتهن ما أجابوك فأقبل منهم ، وكف عنهم ؛ ثم ذكر الاسلام ثم الجزية ثم قال : فإن هم أبوا فاستعن بالله واقاتلهم ….[۱]

يعني : اگر با آن دسته از مشركيني كه با شما در حال جنگند روبرو شديد ، آنها را براي سه چيز دعوت كنيد ، به هر يك از اين سه چيز كه پاسخ مثبت دادند از آنها قبول كنيد ،  و رهايشان كنيد ؛ سپس آن سه چيز را نام برد ، آنهم يا مسلمان شدن يا جزيه دادن و يا كشتار و جنگيدن با آنهاست .

خداوند متعال نيز در آيه اي ديگر با تمايزي كه بين مشركين سكولار و مشركين اهل كتاب قائل مي شود دستور به  جنگ مسلحانه با تمام مشركين را مي دهد و مي فرمايند : قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ. (توبه/۲۹)‏ با كساني از اهل كتاب كه نه به خدا ، و نه به روز جزا ( خدا و روز جزائی که قرآن معرفی کرده ) ايمان دارند ، و نه چيزي را كه خدا ( در قرآن ) و فرستاده‌اش ( در سنّت خود ) تحريم كرده‌اند حرام مي‌دانند ، و نه آئين حق را مي‌پذيرند ، پيكار و كارزار كنيد تا زماني كه ( اسلام را گردن مي‌نهند ، و يا اين كه ) خاضعانه به اندازه‌ي توانائي ، جزيه را مي‌پردازند.

و در آيه اي ديگر نيز مي فرمايند :  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ . (التوبة/ ۱۲۳) و به صورت مداوم و پيوسته جنگ و كشتار كفار و مشركين بر مسلمين فرض بوده و علاوه بر آن رسول الله امر فرموده كه هر مسلماني كه نواقضي از نواقض اسلام را انجام داد و مرتد شد بايد كشته شود ( من بدل دینه فاقتلوه )

در اين صورت چه فهمي از اين آيه داريم كه مي فرمايند : اجباري در داخل شدن به دين وجود ندارد ، در حالي كه آنهمه آيه و حديث ديگر امر به كشتار و جنگ با مشركين دارد ! آيا در اين ميان تضادي وجود دارد ؟ بدون شك علاوه بر آنكه تضادي وجود ندارد بلكه «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» بيانگر يكي از سياستها و استراتژيهاي مسلمين است كه بزرگان صالح اين امت قرنها پيش در مورد آن روشنگري هايي ارائه داده اند . از آن جمله مي توان به  چنين مواردي اشاره كرد :

۱-         ابن قيم جوزي در هدایة الحیاری مي فرمايند : نمي توان كسي را به زور مسلمان گرداند و قانع شدن اجباري نيست، بلكه آنچه كه به واسطه ي زور انجام مي پذيرد در اعمال ظاهري اشخاصي است كه زندگي در جامعه ي اسلامي را پذيرفته و بايد در زندگي دنيوي حكم اسلام بر آنها اجرا گردد؛ به همان شيوه اي كه اگر وارد هر كشوري گردي آن كشور داراي قانون  مخصوص به خودش است و حق نداري برخلاف قانونش عمل كني و گرنه مجازات مي شوي ، شريعت اسلام نيز قانون سرزمين مسلمين است و بايد كساني كه ساكن چنين سرزميني هستند مطيع قوانين شريعت اسلام باشند

۲-         دسته اي ديگر چون عبدالله بن عباس و مجاهد و قتاده و ضحاك سدي و ابن زيد بر اين باورند كه اين آيه با آيات ديگري كه حكم به جنگ مسلحانه با تمام مشركين و كفار دارند نسخ شده است    .

۳-         ديدگاه سوم در مورد اين آيه نظر كساني چون امام ابن جرير طبري در تفسير معروفش است كه  معتقدند  اين آيه نسخ نشده است ، بلكه اين آيه مخصوص مشركين اهل كتابي چون يهود و نصارا و مجوس است كه اگر جزيه دادند در ان صورت در داخل شدن به دين اسلام مجبور نمي گردند .

۴-         و ابن عربي نيز در در تفسير خود، احكام القرآن، مي فرمايند : كسي  را به اجبار نمي توان وارد دين ناحق و باطل نمود اما مردم بايد به زور داخل دين حق گردند مگر نه اين است كه رسول الله صلي الله عليه و سلم فرموده است : أمرت أن أقاتل الناس حتی یشهدوا ان لا اله الا الله وان محمدا رسول الله ….. به من امر شده كه با مردم جنگ مسلحانه نمايم تا اينكه شهادت دهند كه الهي ( قانون گذار و فرياد رسي )  غير از الله وجود ندارد و محمد نيز فرستاده ي الله است . و خداوند نيز فرموده است :   وقاتلوهم حتی لا تكون فتنة ویكون الدین كله لله  . بكشيدشان تا زماني كه شرك و كفري نماند و تنها دين – يعني اطاعت از قانون و برنامه – فقط مال الله باشد و قانون و برنامه ي ديگري نماند .[۲]

با آنچه كه ذكر شد برايمان آشكار مي گردد كه هيچ عالم اسلامي نفرموده است كه معني آيه به اين صورت باشد كه مردم به دلبخواه خود ايمان بياورند و كافر گردند و به اشتهاي خود از دين برگشته و مرتد گردند ،بلكه معناي آن از چارچوب موارد  ذكر شده تجاوز نمي كند كه همگي كامل و صحيح اند، بدين منظور  كه به  قوم كافر از يهود و نصارا و مجوس اجازه نمي دهيم همينجوري بمانند ؛  يا مسلمان مي گردند يا جزيه مي دهند يا بايد كشته شوند اما كافر سكولار يا همان مشركين غير اهل كتاب  همچون بت پرستان سكولار قريش ، سكولاريستهاي ليبرال و كمونيست  كنوني كه صاحب كتاب آسماني نيستند در ميان پذيرش اسلام و جنگ مسلحانه بايد يكي را انتخاب كنند .

آيه ي دوم نيز مي فرمايد: وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا َعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا. (الكهف/۲۹)‏ بگو: حق (همان چيزي است كه) از سوي پروردگارتان (آمده) است (و من آن را با خود آورده‌ام و برنامه‌ي من و همه‌ي مؤمنان است) پس هركس كه مي‌خواهد (بدان) ايمان بياورد و هركس مي‌خواهد (بدان) كافر شود . ما براي ستمگران آتشي را آماده كرده‌ايم كه (از هر طرف ايشان را احاطه مي‌كند و) سراپرده‌ي آن، آنان را در بر مي‌گيرد، و اگر (در آن آتش سوزان) فرياد برآورند (كه آب)، با آبي همچون فلز گداخته به فريادشان رسند كه چهره‌ها را بريان مي‌كند ! چه بد نوشابه‌اي ! و چه زشت منزلي !

عده اي از مردم جاهل يا بخشي از غافلاني كه قصد دارند راه را براي اظهار كفر منافقين و زمينه را براي ارتداد جوانان نا آگاه فراهم كنند و يا نيت خائنانه ي خود و برنامه هاي كفري حزبشان را بپوشانند،  مي گويند :  اسلام اجازه داده است هر كسي كه مي خواهد كافر شود بگذار كافر شود و هر كسي كه قصد دارد ايماندار باقي بماند بگذار ايماندار باشد ، بدون آنكه كل آيه را بياورند تنها بخشي از آيه را قيچي  مي نمايند تا به بهانه ي اينكه دين اجازه كفر كردن داده ، راه را براي كفار ، منافقين  و فريب خوردگان نا آگاه از شريعت  هموار نموده و جامعه را متفرق و چند دسته نمايند تا زمينه براي چند خدايي و در نهايت دموكراسي و پلوراليسم ديني مورد نظر آنها فراهم گردد . چون تا زماني كه جامعه چند دسته و متفرق نباشد دموكراسي و سكولاريسم نمي تواند نهادينه شود .

اين اشخاص خود را نسبت به ادامه ي آيه به گيجي  و حماقت زده اند  و قصد دارند اين حقيقت را پنهان كنند كه در صورت داشتن عقايد كفري خداوند چه عذابي براي دنيا و قيامتشان آماده كرده است چون همان خدا يي كه قانون و برنامه ي خودش را براي انسانها و جنيان نازل نموده است ،  براي كفار و كساني كه در دنيا بر خلاف قانونش عمل مي كنند نيز قانون تعيين كرده است  ، هم چنانكه قبلا در موردش صحبت كرديم .اين بدور از انصاف و نهايت حماقت است كه براي هر كشوري اين حق را قائل شويم كه قانون و برنامه ي خودش را داشته باشد  و براي ساكنينش لازم الاجرا ، اما چنين حقي را از الله بگيريم و از قانون الله تنها آن بخشي را بپذيريم كه با اميال كفار و قانون

سكولاريسم در تضاد نباشد ! تمام مفسرين اسلام[۳]بر اين امر متفقند كه معني اين آيه تهديد است براي كفار با مجازات نمودن آنها در دنيا و قيامت كه رسول الله صلي الله عليه و سلم چنين مجازاتي را بر كفار و مرتدين زمان خودش اجزا نموده است نه به معناي اجازه دادن به كفر كردن و آزادي بيان كفر توسط مسلمين و سكولاريستها !

[۱] رواه مسلم

[۲]أبو بكر بن العربي المالكي، أحكام القرآن ، المحقق: محمد عبد القادر عطا ،  بيروت ، دار الكتب العلمية۱۴۲۴ق ، ۳۱۰/۱_۳۱۱

[۳] ۱ _ قال الطبري في تفسيره : وروي عن ابن عباس في ذلك ما حدثني عليّ، قال: ثنا عبد الله، قال: ثني معاوية، عن عليّ، عن ابن عباس، قوله: (فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ) يقول: من شاء الله له الإيمان آمن، ومن شاء الله له الكفر كفر، وهو قوله: (وَمَا تَشَاءُونَ إِلا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ) وليس هذا بإطلاق من الله الكفر لمن شاء، والإيمان لمن أراد، وإنما هو تهديد ووعيد. وقد بين أن ذلك كذلك قوله: (إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا) والآيات بعدها. (جامع البيان لأحكام القران ۱۸/۱۰)

۲_ قال البغوي في تفسيره : فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ، هَذَا عَلَى طَرِيقِ التَّهْدِيدِ وَالْوَعِيدِ كَقَوْلِهِ: اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ [فُصِّلَتْ: ۴۰] (۳/۱۸۹)

۳_ قال ابن كثير في تفسيره : {فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ} هَذَا مِنْ بَابِ التَّهْدِيدِ وَالْوَعِيدِ الشَّدِيدِ؛ وَلِهَذَا قَالَ: {إِنَّا أَعْتَدْنَا} أَيْ: أَرْصَدْنَا {لِلظَّالِمِينَ} وَهُمُ الْكَافِرُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَكِتَابِهِ {نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا} أَيْ: سُورُهَا. تفسير القران العظيم(۵/۱۴)

۴_قال القرطبي في تفسيره : وَإِنْ شِئْتُمْ فَاكْفُرُوا. وَلَيْسَ هَذَا بِتَرْخِيصٍ وَتَخْيِيرٍ بَيْنَ الْإِيمَانِ وَالْكُفْرِ، وَإِنَّمَا هُوَ وَعِيدٌ وَتَهْدِيدٌ. أَيْ إِنْ كَفَرْتُمْ فَقَدْ أَعَدَّ لَكُمُ النار، وإن آمنتم فلكم الجنة. (جامع أحكام القران , ۱۰/۳۹۳)

۵_ قال عبدالرحمن بن ناصرالسعدي في تفسيره : {فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ} أي: لم يبق إلا سلوك أحد الطريقين، بحسب توفيق العبد، وعدم توفيقه، وقد أعطاه الله مشيئة بها يقدر على الإيمان والكفر، والخير والشر، فمن آمن فقد وفق للصواب، ومن كفر فقد قامت عليه الحجة، وليس بمكره على الإيمان، كما قال تعالى {لا إكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي} وليس في قوله: {فمن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر} الإذن في كلا الأمرين، وإنما ذلك تهديد ووعيد لمن اختار الكفر بعد البيان التام، كما ليس فيها ترك قتال الكافرين. ثم ذكر تعالى مآل الفريقين فقال: {إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ} بالكفر والفسوق والعصيان {نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا} أي: سورها المحيط بها، فليس لهم منفذ ولا طريق ولا مخلص منها، تصلاهم النار الحامية.

وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا أي: يطلبوا الشراب، ليطفئ ما نزل بهم من العطش الشديد.(تيسير الكريم المنان , /۱/۴۷۵)

۶_ تفسير أضواء البيان للشنقيطى : قَوْلُهُ تَعَالَى: فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ، ظَاهِرُ هَذِهِ الْآيَةِ الْكَرِيمَةِ بِحَسَبَ الْوَضْعِ اللُّغَوِيِّ التَّخْيِيرُ بَيْنَ الْكُفْرِ وَالْإِيمَانِ وَلَكِنَّ الْمُرَادَ مِنَ الْآيَةِ الْكَرِيمَةِ لَيْسَ هُوَ التَّخْيِيرُ، وَإِنَّمَا الْمُرَادُ بِهَا التَّهْدِيدُ وَالتَّخْوِيفُ. وَالتَّهْدِيدُ بِمِثْلِ هَذِهِ الصِّيغَةِ الَّتِي ظَاهِرُهَا التَّخْيِيرُ أُسْلُوبٌ مِنْ أَسَالِيبِ اللُّغَةِ الْعَرَبِيَّةِ، وَالدَّلِيلُ مِنَ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ عَلَى أَنَّ الْمُرَادَ فِي الْآيَةِ التَّهْدِيدُ وَالتَّخْوِيفُ أَنَّهُ أَتْبَعَ ذَلِكَ بِقَوْلِهِ: إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا، وَهَذَا أَصْرَحُ دَلِيلٍ عَلَى أَنَّ الْمُرَادَ التَّهْدِيدُ وَالتَّخْوِيفُ، إِذْ لَوْ كَانَ التَّخْيِيرُ عَلَى بَابِهِ لَمَا تَوَعَّدَ فَاعِلَ أَحَدِ الطَّرَفَيْنِ الْمُخَيَّرَ بَيْنَهُمَا بِهَذَا الْعَذَابِ الْأَلِيمِ، وَهَذَا وَاضِحٌ كَمَا تَرَى.( تفسير أضواء البيان , ۳/۲۶۶)

 

3 thoughts on “اجباری در دین نیست اما خدا گفته هرکسی که به اسلام ایمان ندارد را بکشید! (۳۴۳) جنگ روانی سکولاریستهای محلی

  1. بنده خدا کل جمعیت زرتشتی های دنیا ۱۳۷٬۴۰۰ نفر هستن ، که ۲۵٬۲۷۱ نفرشون تو ایران هستن .

    تو هند ۶۹٬۰۰۰
    – افغانستان ۱۰٬۰۰۰
    – بریتانیا ۴٬۱۰۵
    – کانادا ۵٬۰۰۰
    – پاکستان ۵٬۰۰۰ –
    -سنگاپور ۴٬۵۰۰ –
    -آذربایجان ۲٬۰۰۰ –
    -استرالیا ۲٬۷۰۰ –
    -کشورهای عربی خلیج فارس ۲٬۲۰۰ –
    نیوزیلند زلاند نو ۲٬۰۰۰ –
    تو همه ی این کشورها آزادی دین و مذهب هست اما تعداد زرتشتی ها تکون نمی خوره ، بلکه طبق آمار خودشون کمتر هم میشه .
    واسه چی دروغ می گی ؟ اگه دروغ میگی حداقل دروغ کوچک بگو هههههه
    حداقل بگو یک روزه تعداد زرتشتی ها یک برابر میشه میشه یا دوبرابر یا…. می دونی ۱۰ میلیون برابر میشه چند؟
    ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ضرب ۲۵،۲۷۱ میشه :
    ۲۵۲،۷۱۰،۰۰۰،۰۰۰
    دویست و پنجاه و دو میلیارد و هفتصد و ده میلیون نفر.
    می دونی اصلا کل جمعیت جهان چنده؟ ههههههه
    واقعا دروغ گو هستید و بیش از اندازه نفهم و جاهل

  2. بدين منظور كه به قوم كافر از يهود و نصارا و مجوس اجازه نمي دهيم همينجوري بمانند ؛ يا مسلمان مي گردند يا جزيه مي دهند يا بايد كشته شوند!

    یهود و نصارا مگر ادیان الهی نیستند؟ پس چرا از اونها کافر یاد کردید؟

دیدگاه‌تان را بنویسید: