عدم امكان تطبيق احكام قرآن بر جوامع فعلي (۳۴۸)جنگ روانی سکولاریستهای محلی

عدم امكان تطبيق احكام قرآن بر جوامع فعلي (۳۴۸)جنگ روانی سکولاریستهای محلی

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

دسته ای دیگر از سکولاریستها می گویند : احكام موجود در قرآن كريم، اگر هم براي جوامع صدر اسلام مفيد و قابل تطبيق بوده است، دليل بر امكان تطبيق آنها به جوامع فعلي نمي‌‌‌‌‌‌شود و احكام قرآن اگر چه ظاهراً مطلق است و شرطي ندارند ولي در واقع، همه آنها مشروط هستند؛ درست است كه در قرآن آمده است، ارث مردان دو برابر زنان است ولي اين حكم، منوط به شرائط اجتماعي و فرهنگي خاص است، شرايطي كه مصلحت را در حكم ضمانت مي‌‌‌‌‌‌كند.نتيجه آن كه، احكام قرآني، ارزش مطلق و ذاتي ندارند؛ بلكه در صورتي ارزش دارند كه همان شرايط تاريخي و فرهنگي، موجود باشد.[۱]  بديهي است كه فطرت، امر ثابتي است و نيازمند احكام دائمي‌‌‌‌‌‌است .

۷-  دسته ای از مسلمین تند رادیکال اسرا را در قفس می کنند آيا ديده شده كه پيامبر كسي را در قفس كند ؟

اگر دقت کنیم بنيانگذار اين روش آمريكا بود، آمريكا بود كه سنت قفس را براي مسلمين در گوانتانامو پايه ريزي كرد و مسلمين را در جلو آفتاب سوزان شكنجه مي داد و مي سوزانيد ، نیروهای مسلح موجود در جبهه آمریکا كه مزدور و همپيمان آمريكا هستند به چنين كاري در حق مسلمين افتخار مي كنند، پس نبايد از مقابله به مثل مسلمين رادیکال گله داشته باشند. الله متعال مي فرمايد: فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ .(بقره/۱۹۴) هر كه راه تعدّي و تجاوز بر شما را در پيش گرفت ، بر او همانند آن ، تعدّي و تجاوز كنيد.

در زمان رسول الله صلي الله عليه وسلم  قبيله ثقيف كه هم پيمان با قبله عقيل بود دو نفر از ياران رسول الله صلي الله عليه وسلم را به اسارت گرفتند ، رسول الله صلي الله عليه وسلم نيز نفري از قبله عقيل را به گروگان گرفته و علاوه بر آن اموالش را نيز كه يك شتر بود مصادره نمود ، شخص اسير شده گفت : چرا مرا گرفته اي مگر من چكار كرده ام ؟ رسول الله صلي الله عليه وسلم هم فرمودند : به دليل گناه هم پيمانت تو را گرفته ام .  بعد از اندكي  رسول الله صلي الله عليه وسلم را صدا زد و رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود :  بله ، او هم گفت  : حالا من مسلمانم ؛ رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود : اگر قبل از اسارتت مسلمان مي شدي اين كار بر سرت در نمي آمد و به دليل مسلمان شدنت سرفراز مي شدي و از خودت و اموالت محافظت مي شد .

در اين واقعه آشكارا مي بينيم كه به دليل هم پيماني و اتحادي كه بين اين شخص اسير تازه مسلمان شده با قبيله معاند مسلمين بسته شده ، اين شخص و تمام اشخاص قبيله ي وي كه در اين پيمان شركت داشتند در گناه هم پيمانشان شريك مي گردند و همين هم پيماني سبب اين شد كه اين شخص اسير گشته ، مالش مصادر شده و در انتظار بلايي باشد كه قبيله ي هم پيمانشان ممكن بود بر سر مسلمانان اسير شده بياورند و ايمان آوردنش هم زماني كه كار از كار گذشته و اسير شده بود برايش فايده اي در بر نداشت.

۸ – نيروهايي كه  بر عليه مسلمين مجاهد تشكيل شده اند به دليل كشتاري است كه توسط مجاهدين صورت مي گيرد و اين نيروهاي متحد مشغول كار بشر دوستانه اي جهت جلوگيري از كشته شدن بيشتر مسلمين  مي باشند.

قبل از هر چيزي بايد بگويم كه اين تحالفاتي كه امروزه توسط قدرتهاي جهاني سكولار و نوچه هاي محلي اشان صورت مي گيرد،  بر عليه مجاهدين شريعت گرا نيست بلكه بر عليه خود اسلام و قانون اسلام است . در اينجا به تحليل اخبار رسانه اي كه از طرف كفار و مرتدين و خائنين محلي بر عليه مجاهدين شريعت گرا منتشر مي شود نمي پردازيم ،اما با چند پرسش به روشن شدن این شبهه كمك مي كنيم :

  • چرا هيچ اتحاد بين المللي عليه جنايات بودائيان و حكومت سكولار برمه صورت نگرفت ؟
  • چرا هيچ اتحاد بين المللي عليه جنايات نصاراي آفريقاي مركزي صورت نگرفت؟
  • چرا هيچ اتحاد بين المللي عليه جنايات حكومت سوسياليست چين در تركستان شرقي صورت نگرفته است ؟
  • چرا هيچ اتحاد بين المللي عليه جنايات اسرائيل صورت نگرفته است ؟
  • چرا هيچ اتحاد بين المللي عليه جنايات سيسي سكولار قديم اخواني در قتل عام مردم غير مسلح صورت نگرفت ؟
  • چرا هيچ اتحاد بين المللي عليه جنايات روسيه در چچن و قفقاز صورت نگرفت ؟
  • و دهها مورد ديگر .

تمام اين موارد و موارد مشابه به دليل اين بوده است كه قاتل كافر است و مقتول مسلمان ! به آساني مي توان فهميد كه اتحاديه اي كه هم اكنون تحت رهبري آمريكا و با  مشاركت مرتدين محلي  چون حكومت آل سعود، تركيه، اردن و …. صورت گرفته است جنگي بر عليه جماعت يا دولتي خاص كه متهم به تروريسم شده است نيست، چون اگر كشتن مردم بي گناه ترور و انجام دهنده اش تروريست باشد در اين صورت اكثر كشورهاي جهان و احزاب رنگارنگي وجود دارند كه در دايره ي تروريسم جايي مي گيرند و آمريكا سردسته ي تروريستها به شمار مي رود و به دنبال آن اسرائيل و اتحاديه ي اروپا (ناتو) و روسيه و چين و آل سعود و … نيز جزو بدترين تروريستهاي جهاني و منطقه اي به شمار مي روند .

آيا انسان سالمي گمان مي كند كه چنين جنايتكاران تروريستي  مشغول كار بشر دوستانه اي جهت جلوگيري از كشته شدن بيشتر مسلمين  مي باشند !؟ يا بايد آشكارا اعلام نمود كه اين گونه اتحاديه ها اعلان جنگ بر عليه قانون شريعت اسلام و لا اله الا الله  و محافظت از قانون سكولاريسم مي باشد.  به همين دليل هر كسي كه به قانون شريعت الله و تحكيم آن در زمين اعتقاد داشته باشد و قصد داشته باشد با پشتيباني از كفار بر عليه مسلمين  مرتكب نواقض اسلام نگردد  در چنين اتحاديه هايي شركت نمي كند، حالا فرق نمي كند اين مشاركت از طريق اسلحه باشد يا مالي باشد يا گفتاري و زباني و قلبي. اجماع علماي اسلام بر اين بوده است كه هر كسي كه با يكي از موارد ياد شده از كفار بر عليه مسلمين پشتيباني كند حكمش يكسان است و از دين اسلام خارج مي گردد هرچند كه پاره اي از عبادات اسلامي را نيز انجام دهد .

۹- جمهوري اسلامي ايران و امارت اسلامي افغانستان و دولت خلافت اسلامی ابوبکر بغدادی آنقدر کار خراب کرده اند که از چشم مردم افتاده و مردم آنها را نفرین می کنند  .

در ابتداي امر بايد يك موضوع اساسي را روشن نماييم  تا قضاوت را آسان تر كنيم  ، و آن اينكه  :  همچنانكه از دين سكولاريسم مذاهب مختلفي چون ليبراليسم  ، سوسياليسم ، سوسيال دموكراسي ، سوسيال مسيحي و بيشتر از ۱۵۰ مذهب مختلف و رنگارنگ و گاه متضاد زنده و صدها  مذهب مرده ی ديگر منشعب شده اند و هر كدام به صورت جداگانه مورد بررسي و قضاوت قرار گرفته اند .  تا به حال كسي نيامده  همه را با يك چشم نگاه كند و مثلاً كسي نيامده  گناه  سكولار – سوسياليست هاي خمرهاي سرخ  يا استالين را به پاي سكولار – ليبراليست هاي آمريكايي حساب كند و يا بلعكس ، چون به نحوي اين گونه انديشيدن و قضاوت كردن را نوعي حماقت مي دانند در حالي كه همه اینها سكولاريست هستند و از یک آبشخور سرچشمه گرفته اند .

اين درحالي است كه حتي سكولار- سوسياليست ها حاضر نيستند هم كيشان سكولار- سوسياليست خود  چون صدام حسين و قذافي و خمرهاي سرخ ، استالين و كره ي شمالي و چين سوسياليستي را بخشي از خود بدانند و كسي كه آنها را يكي بداند آشفته گشته و با آوردن اختلافات بسيار ناچيز و جزئي در امور كاملاً فرعي به مجادله و انكار مي پردازند .  سكولاريستهاي  ليبرال نيز هرگز حاضر نيستند زير بار اعمال سكولار ليبرالهاي آمريكا بروند .

حالا تصور كن كسي بيايد و بگويد دين سكولاريسم و تمام مذاهبش مثل هم هستند و با يك چشم به آنها نگاه كند، چه واكنشي از جانب سكولاريستهاي سوسياليست، كمونيست، سوسيال دمكرات، كاپيتاليست ، دمكرات مسيحي و غيره خواهيد ديد ؟

از دين اسلام نيز مذاهب مختلفي منشعب شده اند مثل حنفي، مالكي ، شافعي ، حنبلي ، زيدي ، ۱۲ امامي و غيره؛ اما  حماقت دشمنان دين تا آنجاست كه اشتباهات و جنايات يهود و نصارا نيز به حساب اسلام  مي گذارند و تفاوتي بين اسلام  و نصرانیت و يهوديت تحريف شده  نمي گذارند ، حالا چه رسد به اينكه شعور تفاوت گذاشتن بين مذاهب منتسب به اسلام را داشته باشند . اين خيانت و حيله ي  آشكاري است كه در قالب دموكراسي، روشنفكري و مدرنيسم  از جانب سكولاريستها به دين اسلام و تفاسير مختلف آن تحميل مي شود .

اما برگرديم به  حكومتهاي شيعه مذهب ايران و حنفي مذهب طالبان و سلفي دولت خلافت اسلامي ابوبکر بغدادی، يك انسان عادي به ظاهر كلمات نگاه كند متوجه خواهد شد كه  با هم تفاوت دارند و از سه جريان و مكتب مختلف صحبت مي شود  . حالا اگر شخصي با عقل و عينك كفار سكولار جهاني و سكولاريستهاي مرتد محلي به هر يك از آنها نگاه كند بسيار عادي خواهد بود كه در قوانين آنها تفاوتهاي فاحشي با قوانين سكولاريستها مشاهده خواهد كرد .  اما اين تفاوت هرگز به معني خراب كاري و منفي بودن نيست  ، چون در اساس قانون شريعت الله با قوانين سكولاريستهاي كافر و مرتد  تفاوت اساسي  دارد و هيچ يك آن ديگري را قبول ندارد . قوانين الله باطل كنند قوانين دین سكولاريسم هستند و در برابر سكولاريستها نيز هيچ ارزشي براي قوانين الله قائل نيستند و برايشان فرق نمي كند مجريان اين قانون الله كداميك از مذاهب اسلامي باشد .

اما در مورد مردم، تقريباٌ اكثريت قاطع مسلمين خواهان تطبيق قانون شريعت الله هستند، با این وجود توسط حكومتهاي دست نشانده و مزدور آنهم با پشتيباني كفار سكولار جهاني سركوب و منكوب گشته اند  و آن عده از فريب خورده هاي شبكه هاي ماهواره اي و ملاهاي دين فروش منافق كه با عينك كفار و مرتدين محلي و منافقين به مسلمين و مجاهدين نگاه مي كنند  تابع جريان هوا و رسيدن آگاهي به آنها و تسلط و قدرت گيري مجاهدين هستند و چنانچه سلطه ي كفار جهاني و مرتدين و منافقين محلي برداشته شود دوباره قادر خواهند بود واقعيت قانون شريعت الله و مجاهدين را مشاهده نموده و دوباره به صف مسلمين برگردند .

اما در مورد منافقين، منافقين هميشه بوده و خواهند بود؛ تصور كنيد زماني كه در ميان مردان مسلح مدينه در عصر رسول الله صلي الله عليه وسلم يك سوم آنها منافق از آب درآمده و از سپاه رسول الله صلي الله عليه وسلم  در جنگ احد عقب نشيني مي كنند ؛ حالا به نظر شما در جمعيت چند ميليوني و يا بالاي يك ميليارد و نصف مسلمين بايد چه تعداد منافق وجود داشته باشد ؟

خوب ، همين تعداد از منافقين را با آن دسته از مسلمين اضافه كن كه فريب ملاهاي دين فروش منافق و شبكه هاي ماهواره اي كفار را خورده و با عينك آنها به مسلمين مجاهد نگاه مي كنند ؛ چه رقم بالايي به وجود مي آيد؟ اين واقعيت وضع موجود مسلمين در تمام تاريخ بشريت بوده است و مختص امروز يا عصر رسول الله صلي الله عليه وسلم نيست . با اين وضع آيا شايسته است كه در مورد مجاهدين شريعت گرا و مجري قانون شريعت الله و يا يكي از حكومتهاي مذهبي منتسب به اسلام با عينك منافقين و فريب خوردگان به قضاوت نشست؟

شكي نيست كه هر انساني  به حكم انسان بودنش داراي اشتباهاتي است حالا چه رسد به مجريان و كارمندان يك دولت اسلامي كه تمام دنياي كفر و ارتداد با آن مخالف بوده  و در پي نابوديش هستند. اما  با وجود عيبهاي طبيعي بايد به صراحت گفت كه حكومتهاي مجري قانون شريعت الله آني نيستند كه سكولاريستهاي كفار جهاني و مرتدين و منافقين و فريب خوردگان محلي در باره اش صحبت مي كنند و نياز به دقت بيشتري هست .  چون ملاعمر و بن لادن و دولت اسلامي و شباب المجاهدين و غيره  طبق مذهب و تفسير خود از قانون شريعت الله حكم كرده اند  و هرگز نگفته اند كه قصد دارند منافقين و فريب خوردگان و مرتدين و كفار جهاني را از خود راضي كنند . كسي هم اگر مي تواند طبق شرع و قانون شريعت الله از آنها ايراد بگيرد ،  بفرمايد  ؛ شايد كوتاهي و سهل انگاري خودش باعث شده باشد در دام مكر و حيله ي دين فروشان منافق و رسانه هاي كفار و مرتدين  افتاده باشد و در قضاوتش به بيراهه رفته باشد .

الان بايد روشن شده باشد كه چه كساني مجاهدين و حكومت قانون شريعت الله را  ، مثل رسول الله صلي الله عليه وسلم و حكومتش ،  مورد تهمت و نفرين قرار مي دهند و  اينكه شايسته نيست به صورت كلي گفته شود مردم ، بلكه بايد گفته شود دسته هايي از مردم با اين مشخصات . اين مكر و سحر جنگ رواني منافقين و كفار جهاني در رسانه هايشان مي باشد .

[۱] همان، ص۲۲۷

 

دیدگاهتان را بنویسید