سازشکاران مانعی در برابر مسلمین و خادمی برای طاغوتها(۳۳۳)

سازشکاران مانعی در برابر مسلمین و خادمی  برای طاغوتها(۳۳۳)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

منتسبین خائن به اسلام به همراه سکولاریست های وطن فروش محلی  و کفار سکولار عالمی پیوسته همچون کابوس و سرابی بی سرانجام زیر چرخ های واقعیت له شده اند.این گروه سازشکار با آن که در ابتدای امر از نظر خط مشی اصلاحی و حرکتی با دیگر جماعت های مردمی اختلاف و شکاف ملموسی ندارند که باعث جدایی آن ها گردد ، اما هر چه خود را به سیستم طاغوتی نزدیکتر و آلوده تر می گرداند و به هر میزانی که سعی در تطبیق خود با وضع موجودی که طاغوت ها بر آن تحمیل می کنند می نماید، به همان اندازه اختلافات ریشه دارتر و موانع تربیتی و شخصیتی بیشتر آشکار می شوند.

سازشکاران به هر اندازه و به هر سرعتی که به سوی احکام طواغیت می تازند به همان سرعت و اندازه از مردم و خواسته های حقیقی دنیوی و اخروی مردم فاصله می گیرند. و وصله ها و پینه هایی هم که بر افکار نیمه سنتی خود تحت عنوان مدرن و به روز بودن و معتدل و میانه رو بودن و از این قبیل شعارات دوخته اند نتوانسته اند تعفن نتایج اعمالشان را با این شعارهای ساختگی و عوام فریبانه مخفی گردانند.

هرگز نباید از یاد برد که در طول تاریخ و علی الخصوص از دو قرن گذشته به این طرف تر، سازش کارها رهبری نسبی هر جنبشی را که بر عهده گرفته اند ، آن را فلج و از محتوای انقلابی و خواست های حقیقی اش تهی کرده اند.

از جمله تاکتیک های این مخربین یکی این بوده است که با حمله به نیروهای مبارز مخلص قصد شناساندن خود به مستکبرین از یک طرف و با به دست آوردن امتیازاتی ناچیز از جانب آن ها هدف تحمیل خود بر توده های فریب خورده را در سر پرورانده اند. اینان با بی اعتبار کردن دیگران در صدد کسب اعتبار برای خود بوده اند. که همین هجوم ناجوانمردانه ی آن ها به مبارزین مخلص و سازش و کوتاه آمدن در برابر ظالمین مستکبر ، مومنین را در منگنه ای بس دشوار و در پاره ای موارد سردرگمی عجیب قرار داده است.

سازش کاران اگر چه در دول اروپایی و سرزمین های کفر توانسته اند با بهره گیری از دین سکولاریسم حاکم بر آن ها، بخشی از برنامه های خود را بر مردم آن جا عرضه دارند اما مطرح کردن شعاری هایشان در سرزمین های مسلمان نشین تنها منجر به تعویق انداختن انقلاب و تحول اساسی در جامعه مسلمانان و نجات طاغوت های بحران زده ی منطقه از خطر انقلاب و نابودی و غوطه ور شدن بیشتر مردم در سرگردانی و فساد و نهادینه شدن ، اختلاف، شرک ، فقر و فحشاء و نا امنی در جامعه بوده است.

 

دیدگاهتان را بنویسید