مباني سازماندهی و سازمان یابی مسلمین خارج از حاکمیت دولت و حکومت اسلامی (۳۶۳) واکنش عموم مسلمین در برابر جنگ روانی دین سکولاریسم

مباني سازماندهی و سازمان یابی مسلمین خارج از حاکمیت دولت و حکومت اسلامی (۳۶۳) واکنش عموم مسلمین در برابر  جنگ روانی دین سکولاریسم

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

«مجاهدین پیشرو شریعت گرا»  به دلیل رشد جوامع و تکامل شیوه های مدیریتی در زمینه ی تشکیلات و سازمان یابی  به ابزارهای مدیریتی جامع و منسجمی که متناسب با نیازهای امروز حرکت آزادیخواهانه ی مسلمین  باشد نیازمند است . این یکی از عرصه هایی است که ما تا امروز کمتر به آن توجه نموده ایم. به دلیل زیر زمینی بودن اغلب فعالیتها و مبارزات مجاهدین فرقه ی ناجیه  و نبود شوای اولی الامر جهانی می توان گفت که اغلب  مسائل مهم  مربوط به مبارزات و بهره گیری از تکامل مبارزاتی همدیگر در سراسر سرزمینهای مسلمان نشین  دست نخورده باقی مانده است و بسیاری از جریانات اسلامی بدون بهره گیری  از نقاط ضعف و اشتباهات و یا قوت جریانات مشابه در سرزمینهای دیگر و يا حتي در سرزمين خودشان  ، همان راه رفته ی آن جماعتها را با پیمودن اغلب اشتباهاتشان پیموده اند . بدین شکل می توان گفت که بهره گیری از تجارب گذشته ،  تا چندي پيش ، برای ما در حد  یک معما باقی مانده  بود .

سؤالي كه در اينجا مطرح مي گردد اين است كه  جریان  «مجاهدین پیشرو شریعت گرا»  اي كه در برگيرنده و حامل اين تجربيات گرانبها و صاحب سياستهاي آزاديخواهانه ي امروزي مي باشد نوع  تشكيلات و سازمان يابي آن چگونه است؟ به عبارت ديگر چه نوع سازماندهي و تشكيلاتي «در وضع موجود»  متناظر با بنيادها، ارزشها  و سبك كاري خود، مناسب جریان  «مجاهدین پیشرو شریعت گرا» در خارج از مرزهای دولت و حکومت اسلامی ما می باشد ؟

آيا جنگ پارتيزاني[۱]كوهستان و سازماندهي روستاها جهت محاصره و تسخير شهرها مناسب است؟ يا سازمانهاي جنگ پارتيزاني شهري جهت به حركت درآوردن مردم ؟ يا سازماندهي حزبي مخفي متشكل از انقلابيون حرفه اي براي سازماندهي انقلاب و قيام عمومي مسلمين ؟ و يا ….

با كمي دقت در جهت گيري و سياستهاي جریان «مجاهدین پیشرو شریعت گرا » پس ازانقلاب و تشکیل دولت و حکومت انقلابی ما روشن مي شود كه هيچ يك از تئوريهاي سازماني موجود نمي تواند به تنهائي مبنا و نقطه عزيمت ما در سازماندهي و سازمان يابي  جریان «مجاهدین پیشرو شریعت گرا» در سرزمينهاي مختلف و يا سرزمين واحدي باشد و هرگونه كپي برداري جاهلانه از گذشته  ، در بسياري موارد ،  نوعي واپس ماندگي و اشتباه فاحش و آشكاري مي باشد .

ابزاري چون سازمان و تشكيلات برخلاف اصول پايه اي و عقيدتي شريعت، همچون توحيد  و يا كلا نقد نظام جاهليت  يك اصل عمومي قابل تعميم بر همه ي دورانها و جوامع بشري نيست ؛ بلكه همچون ساير ابزارهاي توليد، حمل و نقل، رسانه اي وغيره  مشخص و وابسته به شرايط معين در هر دوره ي زماني و مكاني معين است و متناسب با پيشرفتهاي زماني و مكاني دائما در حال تغيير و تحول و تركيب مي باشد. به همين دليل سازماندهي و سازمان يابي جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرا » در خارج از مرزهای حکومت اسلامی از نظر تشكيلات نيز بايد مهر تاريخ روز  و شرايط مشخص زمان و دوره ي ما را بر خود داشته باشد .

در همین ابتدای امر باید گفت که  مراکز علمی دانشگاهی، محافل علمی – عبادی مسلمین و حلفهایی که جهت دفاع از یکی از منافع مسلمین تشکیل شده اند به عنوان محور و اساس سازماندهی جماعتی جریان«مجاهدین پیشرو شریعت گرا»  برجسته می گردند . اساس وجوهره ی این حقیقت این است که مسلمین منفرد و بی تحرک و غیر فعال نبوده و نیستند که ابتدا مثل همان الگوی مکی باید تبلیغ و ترویج و بعد سازماندهی شوند ، بلکه قدرت دعوت رسول الله صلی الله علیه وسلم و عمل صادقانه ی اصحاب و تابعین و امامان سلف صالح و مجاهدین فرقه ی ناجیه که تا روز قیامت در میان امت رسول الله صلی الله علیه وسلم به صورت «دائمی و پیوسته» وجود داشته و خواهند داشت در رساندن صادقانه ی دین ؛ و مهمتر از همه حفاظت الله از دین اسلام این واقعیت را بر تاریخ حک نموده است که مسلمین پس از انهدام خلافت و حکومت شورائی  همیشه معترض و در حال مبارزه و جهاد بوده اند .

در نتیجه نه تنها جنبشها و مبارزات متفرق مسلمین را باید در سازماندهی کنونی مورد نظر قرار داد، بلکه وجود رهبران محلی و قبیله ای  شریعت گرا و حرکتهای سنتی بومی مخالف اشغالگران کافر  خارجی و مرتدین محلی  نیزبه حساب آورد؛ و این واقعیت عینی باید نقطه ی شروع و حلقه ی اتصال جریان «مجاهدین پیشرو شریعت گرا»  برای سازماندهی جهادی مسلمین باشند . تجربه ثابت نموده است که در شرایطی اینچنینی نمی توان و نباید رهبران عملی  و حلفهای مسلمین را دور زده و یا نقش فعال مسلمین برای احقاق حقوقشان را نادیده گرفت و مثل خیال بافان کتابخانه ای به سازماندهی تشکیلاتی مسلمین پرداخت .

یکی دیگر از ویژگیهای جریان «مجاهدین پیشرو شریعت گرا»  ترکیب علنیت و حل شدن در میان  مسلمین می باشد به گونه ای که برای آنهائی که «لازم» است حالتی از مخفی بودن را به نمایش می گذارد . البته اين موضوع از همان ابتداي پيامبر شدن رسول الله صلي الله عليه وسلم يك ركن فعاليت مبارزاتي مسلمين بوده است . از همان روز اول همه مي دانستند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم پيام توحيدي جديدي آورده است و به نفي تمام قوانين و واسطه هاي بشري مي پردازد اما در عين حال «شرايط» اقتضاء مي كرد كه «عده اي» از مبارزين به صورت مخفيانه عمل نموده و سازماندهي  نيز به صورت مخفي صورت گيرد . به ديگر سخن دعوت آشكار و سازماندهي و تشكيلات مخفي بود .

اينكه امروزه در بعضي از شرايط  و متناسب با زمان و مكان مبارزه و جهاد  ؛ كتابها ، جزوات و مقالات به اسم جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه»   منتشر مي شود و اسم واقعي و چهره ي حقيقي نويسنده در همين جريان حل مي گردد تاكتيك مناسبي است كه با شرايط جنگهاي پارتيزاني شهري و …. و مبارزات همان سرزمين مشخص همخواني دارد . هدف هم مسير شدن با  جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه»   و تحكيم شريعت الله در زمين و رهانيدن انسانهاي ستمديده از قوانين ظالمانه ي بشري و فساد اديان  و مذاهب مسخ شده مي باشد و در نهايت اجر و پاداش از جانب  الله مي باشد . فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره  .

مسئله ي ديگري كه  به همان سياست قديمي اسلام  بر مي گردد و مستقيما به بحث سازماندهي جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه»  مربوط مي شود سياست عضوگيري  ماست. تسهيل عضو گيري  و باز بودن درهاي جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرا»   براي عضوگيري وسيع جنبه ي مهمي از سياست سازماندهي تمامي پيامبران و پيروانشان در طول تاريخ و عصر حاظر مي باشد . علاوه بر مسلمين هر انساني كه خواهان رفع گرسنگي و نا امني و برقراري جامعه اي سير و مرفه و داراي امنيت است و مي خواهد در جامعه « أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ » واقعيت عيني و ملموسي به خود گيرد و نسبت به هر گوشه اي از مصيبتهاي دین سكولاريسم معترض است بايد بتواند عضو و يا متحد جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرا» گردد و اتكاي اين جريان بر كادرهاي مجرب اهل توحيد كه ستون فقرات آنرا تشكيل مي دهند اين عضوگيري  وسيع را امكان پذير مي كند .

نكته ي ديگري كه از اين  «عضوگيري آسان»  منتج مي شود فرامليتي و بين المللي بودن جبهات جهاد و قتال در هريك از سرزمينهاي مسلمان نشين مي باشد . بدين معني كه در هر جائي كه جرقه هاي جهاد و قتال بر عليه كفار و مرتدين محلي زده مي شود از سراسر دنياي اسلام مجاهدين موحدي جهت ياري برادران و خواهرانشان به ميدانهاي جهاد هجرت مي نمايند و يا كساني كه توان جنگيدن ندارند از طرق كمكهاي مالي و ترانزيت افراد و غيره به ياري جهاد و مجاهدين مي شتابند . اين از بزرگترين نعمتهائي است كه در گذشته اكثر جنبشهاي اسلامي محلي از آن محروم بودند . مراقبت از روحيه و شرايط دروني و حتي مادي اين افراد مهاجر يكي از بزرگترين وظايف ميزبانان در مسئله ي سازماندهي مي باشد .

اين مواردي كه به مهمترين آنها اشاره شد نشان دهنده ي يك جهت گيري و يك تلقي و روشنگري معيني از مسئله ي سازمان و تشكيلات است كه همگام با پيشرفتهاي مديريتي  عصر كنوني و با حفظ بنيادها و ارزشهاي ثابت اسلامي  به شكل يك ابزار جامع و كاملي كه به نيازهاي روز ما پاسخ مي دهد مدون شده است .

اين واقعيتي است كه جنبش ما تحت عنوان جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» از نظر سياسي و روشني خواسته ها واهداف  و قدرت سازماندهي آن  در سطح جهاني و وسيعي شناخته شده است ، در داخل سرزمينمان و در ميان جنبش شريعت گرايان مسلمان و حتي در سراسر دنيا  فعاليت وسيع و چشمگيري دارد و دوست و دشمن اين حقيقت روشن را ديده و به رسميت مي شناسند . اما مساله اين است كه  در پاره اي از سرزمينها  از نظر تشكيلات و سازماندهي از اين واقعيت و موجوديت سياسي جريان « مجاهدین پیشرو شریعت گرا »   به مراتب عقب تر است.

چنانچه مي دانيم اولین اصل این است که ازنظر شريعت اسلام  حلف و جماعت  صرفا یک ماشین سازماندهی مبارزه  ، ابزار سازماندهی مبارزين حرفه اي، ابزار آگاهگری و بسیج آزاديخواهان  و عموم مردمان ستمديده  ي خواهان امنيت و رفاه، وسیله ي بسیج و به حرکت درآوردن عموم مسلمين،  رهبری انقلاب و فراتر از آن  جماعت  خود فی النفسه یک فاکتور و پدیده سیاسی مهم در مبارزه و جهاد با جاهليت موجود است. جماعت  باید طوری سازمان پیدا کند و فعالیت کند که خود بعنوان یک وزنه سیاسی و یک عامل ذی سهم و موثر در تحولات و بخصوص در عرصه مبارزه برای قدرت  حكومتي ، هر روز شناخته شده تر و ذینفوذ تر و محبوب تر گردد.

در واقع  اسلام  جماعت تابع شورا را پدیده ای  می داند که به خودي خود با پشتوانه ي توحيدي كه دارد يك فاكتور اساسي و تعيين كننده در حيات مبارزاتي مسلمين مي باشد . چهره و تصویر اجتماعی جماعت ، حضور جماعت در جامعه، عرض اندام  جماعت  در عرصه مبارزه بر سر قدرت حكومتي ، علنیت و شفافیت و امکان دسترسی به جماعت  بوسیله جامعه، اینها از جمله عواملی است که در شرایط سیاسی و سیر مبارزه و جهاد اسلامي ، بویژه در شرایطی که قدرت سیاسی و حكومتي  به محور مبارزه و جهاد  تبدیل شده، تاثیرات تعیین کننده ای دارد.

پاسخ روشن به سئوالات اساسی نظیر اینکه آیا جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرا»   قادر به کسب قدرت و حفط قدرت حكومتي هست یا خیر، اینکه آیا جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرا»    این قابلیت را دارد که  گروهها و جماعتهاي مختلف شريعت گرا  و کل مردمی که از وضع موجود ناراضی اند به آن اعتماد و اتکا کنند و آنرا نماینده و بیانگر خواستها و آرمانها ي  انسانی  خود بدانند، آیاجريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه » می تواند اجتماعا از جانب جماعتهاي شريعت گرا و مردم بجان آمده از مصائب جامعه سرمایه داری ، مذهبي مسخ شده ، از توهمات به وجود آمده ي سوسياليستي   و … به عنوان آلترناتیو حکومت انتخاب بشود ، همه اینها در گرو مکان و نقش جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» به عنوان یک پدیده و فاکتور فعالي كه در پي كسب قدرت حكومتي  در جامعه است مي باشد .

برای ایفای این نقش، جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه»  باید خصوصیات معینی داشته باشد، در عرصه های معینی حضور بهم برساند، در یک سطح وسیعی در جامعه حاضر و معرفه و شناخته شده باشد، کادرها و فعالینش چهره ها و شخصیتهای سرشناس و محبوبی در جامعه باشند، و از قابلیتها و خصوصیات مشابه دیگری برخوردار باشد که تحقق آنها همه به خود جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه»   و فعالیت و سازمان اين جريان  بر می گردد.

رکن دیگر تئوری سازمانی جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» این است که توحيد و در دل مبارزه بودن ، محور سازماندهی جريان است نه تفاسير ونظرات . به عبارت دیگر اساس سازمانیابی و رشد حزب علاوه بر آگاهگری  توحيدي ( تبلیغ و ترویج در میان جماعتها و یا مردمی که مشغول زندگی روزمره خود هستند)  فعالیت در دل مبارزه و در میان فعالینی است که فی الحال معترض و آماده برای مبارزه و جهاد هستند.

اساس کار جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» علاوه بر سازماندهي موحدين شريعت گرا سازماندهی مبارزه و همرزمان است و نه فقط همفکران و هم عقیده ها. ما از سازماندهی افراد موحد  فی الحال فعال و در حال مبارزه ( چه در جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه»و چه در عرصه های دیگر) آغاز می کنیم و بعد به آگاهگری (آموزش و ترویج توحيد، دين ، عدالت خواهي، رفاه و امنيت براي همه  و غیره) و هم نظر و هم  عقیده کردن افراد جامعه با جماعت می رسیم. این یک رکن مهم نظریه سازماندهی جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» است که جماعتها  نه تنها  در یک روند آموزشی و آگاهگری، بلکه در دل مبارزه ي توحيدي – اجتماعی ساخته می شود و رشد می کند.

بايد اشاره كرد كه مبارزات جماعتي اساسا دو نوع فعاليت و وظيفه را دربر مي گيرد : یکی فعالیتهائی که آنرا سنتا کارهای ستادی می نامیم نظیر سردبیری نشریات و سایتها، سازماندهی تلویزیون، سازماندهی سخنرانیها و شوراها و کنگره ها، نوشتن برای نشریات، جمع آوری کمکهای مالی ، و غیره و غیره. روشن است این نوع فعالیتها بخش مهمی از مبارزات  جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه » است اما امری اجتماعی نیست، بلکه جزئی از تقسیم کار داخلی  جماعت  است.

نوع دوم فعالیتهای جماعتي ، که محور کار اعضا و کادرها و کل بدنه جماعت  است، سازماندهی جهاد و مبارزه در عرصه های مختلف است. منظور من از مبارزات توحيدي – اجتماعی این نوع فعالیتها است. این مبارزه ي توحيدي – اجتماعی است که اساس سازمانیابی جماعت را تشکیل می دهد و در واقع  حكمت و هدف و نتیجه فعالیتهای ستادی جماعت نیز چیزی بجز گسترش و پیشروی و موفقیت در این عرصه های مبارزات توحيدي –  اجتماعی نیست.

این تاکید بر اهمیت مبارزات توحيدي –  اجتماعی، مکمل حکم اول ما مبنی بر اهمیت و جایگاه جماعت  به عنوان یک پدیده اي است كه در پي قدرت حكومتي در جامعه مي باشد . تنها حزب و جماعتي  می تواند به عنوان یک پدیده ي حكومتي  نقش و جایگاه موثری در جامعه داشته باشد که خود یک پدیده اجتماعی دخیل و تنیده شده در عرصه های  جهاد و مبارزاتی باشد. هر فرقه و گروهي  می تواند فعالیتهای نوع ستادی گسترده ای داشته باشد، حتی تشکیلات عریض و طویلی باشد با ادعای آلترناتیو بودن و بدست گرفتن قدرت حكومتي . اما چنین سازمانی بدون حضور در عرصه های مبارزاتی پدیده ای فراتر از یک فرقه بسته و درخود نخواهد بود.

نمونه چنین تشکل فرقه ای سازمان منافقین خلق ايران [۲]است که حتی رئیس جمهور و کابینه در سایه اش را تعیین کرده و فعالیتهای لابیستی وسیعی هم دارد اما تشکلی کاملا غیر اجتماعی و بسته است که بیشتر به فرقه اسماعیلیه شبیه است تا به یک حزب مدرن سیاسی.

روشن است که تئوری و سیاست سازماندهی جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه»    اساسا به اعتبار مبارزات توحيدي –  اجتماعی اين جريان  تماما در نقطه مقابل این نوع سازمانها قرار دارد. در عرصه مبارزه توحیدی – اجتماعی است که تمایز سازمانی و جماعتي جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» از همه نیروهای فرقه اي و بسته و علي الخصوص سكولارهاي مرتد مدعی قدرت سیاسی – شامل نیروهای سكولار  چپ

سوسياليست  سنتی و فرقه ای و يا سكولارهاي سرمايه دار دموكراسي خواه – به روشنی مشخص می شود.

جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه»   بعنوان یک نیروی اجتماعی و درگیر و فعال در اعتراضات و مبارزات مسلحانه ي شريعت گرايان  و بخشهای دیگر جامعه و به عنوان مبتکر و سازمان دهنده ي جهاد توحيدي – اجتماعی در عرصه هاي  متعدد ودر تمام سرزمينهاي مسلمان نشين دنيا  در میدان مبارزه بر سر قدرت حكومتي  حضور بهم می رساند و نماینده و صدای این مبارزات و اعتراضات برای به زیر کشیدن ديكتاتوري سكولاريستي مهاجم خارجي و مرتدين سكولار و نوكران محلي است. این اساس و محور فعالیت سازماندهی جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» است.

برای جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» حزب  و جماعت طالب قدرت حكومتي حاضر و فعال در عرصه ي جهاد و مبارزه بر سر قدرت و حزب سازمان دهنده و دخیل و فعال در مبارزات اجتماعی یک پدیده واحد است. این دو خصوصیت دو روی یک سکه اند و لازم و ملزوم یکدیگرند. این تاکید بر مکان محوری مبارزه در دل اجتماع  در سازمانیابی ، جماعت  ما را به یک حکم دیگر میرساند که در واقع مبنای عملی سازماندهی جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه»    است.

سازماندهی جماعتي در دل سازماندهی مبارزات اجتماعی صورت میگیرد. جماعت هم مبارزه  اجتماعی در عرصه های مختلف را سازمان میدهد و هم خود در دل این مبارزات شکل میگیرد و رشد می کند. به عبارت دیگر سازمان جماعتي،  خود محصول و نتیجه سازماندهی مبارزه در عرصه های مختلف است. این حکم هم در مورد جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه»و مبارزات  روزمره ي مجاهدين  صدق می کند و هم در مورد جنبشهای دیگر مانند جنبش علیه سكولاريسم و جنبش برای رهائی زن از دامهاي جاهليت  و جنبش براي از بين بردن فقر و جنبش بر عليع اشغالگران و  غیره صادق است.

جماعت یا در این جنبشها دخیل می شود (نظیر دخالتگری و فعالیت درمبارزات ضد اشغالگري) و یا خود مبتکر و آغازگر چنین جنبشهائی است (مانند مبارزه علیه ديكتاتوري سكولاريسم  و مبارزه عليه ديكتاتوري و جبر شریعتها  و مذاهب مسخ شده و…). در هر حال روشن است که یک امر همیشگی جماعت  اشاعه سیاستها و شعارهای جماعت در این مبارزات، و جهت دهی و سازماندهی این مبارزات معین است.

نکته ای که بخصوص از نقطه نظر سیاست سازماندهی  جماعت  اهمیت دارد و باید مورد تاکید قرار بگیرد این است که سازمان جماعت خود در دل این مبارزات ساخته میشود و رشد می کند. سازمان جماعت  یک پدیده مجزا و خارج از مبارزات اجتماعی نیست بلکه در جامعه تنیده است. به نحوی که چارت سازمانی  جماعت  را باید بر متن و بستر اجتماعی مبارزاتی که به پیش می برد قرار داد تا تصویر کاملی از سازمان  جماعت  داشت.

همان طور که در فن نقشه برداری لایه های مختلف نقشه یک شهر، مثلا خیابانها و عوارض طبیعی و اماکن و تاسیسات عمومی و غیره را بر روی یکدیگر قرار می دهند تا نقشه کامل شهر بدست بیاید، چارت سازمانی حزب هم به همین ترتیب از انطباق نقشه ارگانهای حزبی بر متن جامعه و  مبارزات حزب حاصل می شود.

معمولا این طور تصور می شود که  جماعت  یک پدیده ایست موجود و ساخته و پرداخته شده بیرون و خارج از مبارزات اعتراضی که حداکثر باید در این مبارزات دخالت کند. گوئی حزب و جماعت  ابتدا و از طرق دیگری به خود سازمان داده است و بعد وارد مبارزه میشود و امر و جنبش معینی را سازمان می دهد. این تصویر کاملا مکانیکی و غیر واقعی است. حزب و جماعت یک ابزار جدا از موضوع کارش نیست؛ آنطور که مثلا آچار از پیچ جدانیست.

حزب  و جماعت خود جرئی از موضوع کار است،  جماعت جزئی از مبارزه و جزئی از مردم درگیر در مبارزه است. جماعت  در دل سازماندهی مبارزات مختلف به خود سازمان می دهد. در اینجا آچار خود جزو پیچهاست. اینها با هم هستند و در رابطه با یکدیگر معنی پیدا می کنند. سازماندهی حزبی  و جماعت در دل سازماندهی مبارزات اجتماعی صورت میگیرد و در متن مبارزه اجتماعی است که قد و قواره و آرایش تشکیلاتی و هرم سازمانی جماعت  مشخص می شود. بدون این مبارزات تشکیلات جماعت  معنا و موجودیتی ندارد و به سطح یک فرقه ایدئولوژیک و یا یک سازمان چریکی تنزل پیدا می کند.

بنابر این؛ بدنه و سازمان ستونی  جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه » از موضوع کارش یعنی جنبشها ضد استعماري  و مبارزات اجتماعی، و کار  توحيدي  از فعالیت درعرصه های مشخص مبارزاتی جدا نیست. از یک سو حزب عامل فعال و درگیر در مبارزات متعددی در جامعه، از جنبش  ضد اشغالگري  تا جنبش رهائی انسانهاي در بند جاهليت  و جنبش ضد  سكولاريستي و غیره است و از سوی دیگر سازمان جريان « مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه »  در عصر حاظر با آنكه ادامه دهنده ي اين جريان از زمان رسول الله صلي الله عليه وسلم تا كنون مي باشد ، خود یک حاصل و نتیجه و دستاورد عملي  این مبارزات است.

ریشه و اساس این نظریه سازماندهی حول جنبشها و مبارزات اجتماعی به درک و تلقی جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» از توحيد گرائي  به عنوان یک جنبش اجتماعی بر میگردد. توحيد و شريعت اسلام  یک سیستم فکری و دستگاه نظری نیست بلکه یک جنبش حی و حاضر مسلمين و كل انسانها ست که سابقه آن حتی به قبل از رسول الله صلي الله عليه وسلم بر می گردد.  جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» مجري این جنبش است و نه موجد و خالق آن.

مولفه دیگر سیاست سازماندهی جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» ، که در واقع نتیجه عملی و مشخص بحث سازماندهی حول در دل مبارزات اجتماعي است، اینست که رکن و محور سازمان جماعت  شبکه های اجتماعی متشکل از فعالین است. اساس کار ما، چه در خارج و چه در داخل سرزمينهاي مسلمان نشين، شبکه های  جهاد ي  و مبارزاتی هستند و نه هسته ها و حوزه ها و نه کلا هیچ واحد ساکن و ایستائی از یک عده افرادی که به اعتبار هم فکری و هم عقیده و همنظر بودنشان دور هم جمع شده اند.

شبکه متشکل از افرادی است که در ارتباط با یکدیگر امر و مبارزه معین و مبارزه معینی را به پیش می برند. این شبکه ها نقطه شروع ما هستند. در داخل سرزمين هاي مسلمان نشين  هم اکنون عملا این طور است. شبکه هائی در وطنمان  می توان گفت بطور طبیعی و خود بخودی و بر بستر ارتباطات اجتماعی شکل گرفته اند که حتی فراتر از یک شهر و در یک مقیاس سراسری با هم پیوند دارند و قعالیت می کنند. در خارج از وطنمان هم باید آگاهانه همین نوع شبکه ها را محور کارمان قرار بدهیم.

روشن است که همه فعالین یک شبکه عضو جماعت مبارز حرفه اي  نیستند. ولی اعضا و کادرهای جماعت در شبکه های مبارزاتی که در عرصه های مختلف  شکل گرفته است فعالیت میکنند و از اعضای موثر این شبکه هستند. اساسا هویت توحيدي و فعالیت جماعتي – اینجا باز منظور فعالیتهای بدنه جماعت است و نه ارگانهای ستادی- و حتی موقعیت آنان در جماعت به عنوان کادر و یا عضو، تماما به موقعیت و مبارزه آنها در این شبکه ها وابسته است.

همان طور که یک سخنران بدون میکروفن و تریبون و یک نویسنده بدون قلم و کاغذ (و امروز باید گفت بدون کیبورد و کامپیوتر) کاری از دستش ساخته نیست به همین معنی یک کادر جماعت که در جامعه و در صف مقدم مبارزه فعالیت می کند بدون شبکه مبارزاتی فعالین آن عرصه معین نمی تواند کار موثری انجام دهد. جنگ آنجا، در زمین نبردهای معین مسلحانه  – اجتماعی – اقتصادي – فرهنگي و..  است و عرصه فعالیت آنجا است و هویت و موجودیت یک مجاهد موحد  نیز آنجا معنی پیدا می کند.

یک جزء این شبکه ها بر مبارزات مسلحانه، اقتصادي، اجتماعی (سایتها و فیس بوک و غیره)  و… مبتنی است و از این نقطه نظر نیز شبکه ها یک خصلت فرامحلی و حتی فراشهری و فراکشوری دارند، اما اساس فعالیت شبکه ها ـ و از جمله حاصل و نتیجه نهائی فعالیتهای آنان در سازماندهی اعتراض و مبارزه در عرصه ها و حول مسائل مختلف است.

شبکه همان طور که اشاره شد متشکل از اعضای جماعت و افراد غیرعضو است و ازینرو در واقع محل تلاقی جماعت با جامعه و محلی است که جماعت با جامعه تنیده می شود. وجود شبکه های مبارزاتی و فعالیت جماعت بر متن آنها نشان دهنده ي آن است که یک مرز سیاه و سفید و یک دیوار چین بین جماعت و جامعه وجود ندارد. جماعت  بوسیله این شبکه ها احاطه شده است و از طریق این شبکه ها با جامعه مرتبط است.

نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت این است که شبکه ها اساسا پدیده های مبارزاتی هستند و نه تشکیلاتی. شبکه حول عرصه ها، شعارها، اهداف مبارزاتی معینی که جماعت مطرح می کند و یا جامعه خودش بدست می دهد به وجود می آید و شکل می گیرد و نه حول اساسنامه و آئین نامه های تشکیلاتی و ضبط و ربط سازمانی.

ازاین رو شبکه ها از لحاظ سازمانی شکل باز و متغییری دارند و چسب و

حلقه اتصال آنها تنها امر مشترک و مبارزه معینی است که به پیش می برند. نقش فعالین جماعت در این شبکه ها نه برقراری دیسیپلین تشکیلاتی و مقررات آئین نامه ای و اساسنامه ای بلکه از یک سو تقویت و تعمیق و گسترش امر مبارزاتی آنها و پیشبردن و به پیروزی رساندن مبارزه معینی است که موضوع کار شبکه است و از سوی دیگر اشاعه نظرات جماعت و نزدیک کردن فعالین این شبکه ها به خط و افق و سیاستها و برنامه جماعت  و نهایتا عضو گیری و امکان سازی برای  جماعت .

اینجا لازمست در مورد استنتاجات عملی این بحث در خارج از مرزهاي تحميلي كنوني توضیحاتی ارائه داده شود . جنبه های عملی سازماندهی مسلحانه جماعت  در داخل کشور، در سطح مشخص تری از آنچه در بالا بحث شد، به دلایل روشنی «در وضع موجود» نمی تواند به شکل علنی طرح و منتشر شود.

تا کنون برادران ما  در خارج و در سرزمينهاي مسلمان نشيني چون افغانستان، وزيرستان پاكستان، كشمير، چچن، عراق و اخيرا در  سوريه  فعالیتهای نظامي  متعدد و وسیعی داشته اند و این یک نقطه قدرت جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» در سرزمين ما است.

این مبارزات مسلحانه عملا در عرصه های عملي مختلف فعالیت کادرها و اعضای جماعت هم مسیر با  جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» در خارج بوده است ولی مساله اینست که معمولا به این مبارزات و عرصه ها به عنوان مجاهدين  و عرصه هایی برخورد میکرده ایم که گوئی مجاهدين و سربازاني  ياري رسان به برادران وخواهران آن سرزمينها بوده و تابع اميران و رهبران آن سرزمينها بوده اند و  نه تابع امر جماعت خاص خود كه اين در جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» در سراسر سرزمينهاي مسلمان نشين امري عادي و معقولي است و چنانچه روزي ما به مجاهدين ساير سرزمينهاي مسلمان نشين نياز داشتيم آنوقت آنها به عنوان سربازان ما وارد ميدانهاي قتال و كارزار مي گردند هم چنانكه در امارت اسلامي هورامان غربي تمام اعراب و تركها و… تحت فرمان جماعت انصار الاسلام بودند .

اعضا و کادرهای جماعت ما نه به عنوان صاحب امر بلکه بعنوان حامی و کمک کننده ي سرزمينهايي كه درهاي جنگ مسلحانه باز شده است وارد عمل میشوند. گوئی جماعت  به نحو و شیوه دیگری سازمان پیدا کرده است، مشغول پیشبرد جهاد دیگری است و بعد این جماعت حاضر و آماده به عنوان یک عنصر توحيدي و برای پیشبرد یک فعالیت اساسي و در هر حال خارج از چارچوب «مرزهاي مصنوعي وحشيانه » در این مبارزه ي مسلحانه  و عرصه ها دخالت می کند.

یک نتیجه منفی اين سياست جماعت ما که از طرف مخالفين و عده اي از برادران هم مسير مطرح می گردد  اين است كه  فعالیتهای  مسلحانه ي  وسیع جماعت در خارج از سرزمين نژادي ما  تا کنون کمتر به رشد جماعت و گسترش عضوگیری و جمع آوری کمکهای مالی و امکان سازی برای جماعت و برقراری ارتباطات وسیعتر و عمیق تر با فعالین و حاميان بومي و محلي منجر شده است و مشخصا همیشه یک امر رهبری جماعت  این بوده است که بيشترين توجه تشکیلات داخل را به تدارک تجارب نظامي و بویژه بهره گیری از دستاوردها و پیامدها و نتایج این مبارزات جلب کند.

باید این تلقی از جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه »و عرصه های مبارزاتی فرامنطقه اي آن اساسا تغییر کند، اما این مشکل با توصیه و رهنمود دهی حل نمی شود. باید این نوع مبارزات را عملا اساس و محور فعالیت و کار جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» و سازماندهی جماعت قرار داد و این واقعیت را به روشنی دید که بدون این مبارزات کارتوحيدي و جهاد  مفهوم چندانی نمی تواند داشته باشد.

این ها مبارزات جانبی و یا عرصه های «کار فوق العاده و خارج از برنامه» مجاهدين ما  نیست، بلکه عین فعالیت  توحيدي  جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» است. در سرزمينهايي كه درهاي جهاد به دلايل مشخص و شرعي بسته شده است فرمول پرداختن به مبارزات مسلحانه از همين قاعده پيروي مي كند . به همين دليل بدون رها كردن بخشي از مبارزات سيستماتيك جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» مبارزه و جهاد را تا رسيدن به تشكيل حكومتي مجري احكام شريعت بايد به همين گونه  سازماندهي و تشكيلات را به پيش  راند  .

نكته ي ديگري كه بايد به آن اشاره كرد اين است كه تا زمان تشكيل شوراي اولي الامر منطقه اي يا جهاني  به هیچ وجه منظور این نیست که نهادهای غیر جماعتي  متحد با خود را به یک سازمان حزبی تبدیل کنیم. این نوع نهادها باید همچنان هویت و تشکیلات مستقل خود را داشته باشند و در عرصه های دیگری نیز باید چنین نهادها و کمیته هائی را سازمان داد.

بحث بر سر این است که جماعت باید امر این نهادها را امر خود بداند، در این نوع فعالیتها و شبکه هائی که حول این فعالیتها شکل می گیرند، فعالانه درگیر شود و خودش را سازمان دهد، عضو بگیرد، حمایت مالی جمع کند، امکان سازی کرده و رشد و گسترش پیدا کند. این جماعت  نیست که به این عرصه ها  و نهادهائی نظیر انجمن زنان شريعت گرا، كمپين هاي مبارزه با سكولاريسم ، اتحاد دانشجويان شريعت گرا، انجمن مبارزه با خرافات مذهبي و غيره  کمک میکند، بلکه برعکس این نهادها و کمپینها در این عرصه ها هستند که به پیشبرد امر جماعت [۱]کمک می کنند. شبکه هائی که در بالا اشاره شد در این نوع مبارزات شکل می گیرند و جایگاه خود را در سازماندهی جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» پیدا میکنند.

چنانچه گفته شد  تا كنون جهاد مسلحانه و عرصه های فعالیت جماعت در اين زمينه  عمدتا خصلت سراسری و فراکشوری داشته است. این یک نقطه قوت این نوع فعالیت است که باید حتما حفظ شود و همانطور که گفته شد بايد  گسترش هم پیدا کند. اما بخشهاي  دیگری از فعالیتهای عقيدتي ، اجتماعی ، فرهنگي ، اقتصادي و… امری محلی و مختص به یک شهر و یا کشور معین است. معمولا مسائل عقيدتي ، اجتماعی ، سازماندهي و سازمانيابي و غيره  که بطور مستقیم یا غیر مستقیم  به سرزمين محل سكونت ما مربوط مي شود  باید موضوع فعالیت اجتماعی تشکیلات محلی جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» قرار گیرد. جماعت بايد  در مواردی از این مبارزات درگیر شده و حتی نقش محوری و تعیین کننده ای در بنيادي  شدن و به موفقیت رسیدن مبارزه و خواستهاي برحق مردم  داشته باشد .

جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» و علي الخصوص جماعت ما در سرزمين زادگاهمان   چنین فعاليتهائي را در دستور و نقشه عمل فعال واحد محلی جماعت قرار نداده بود . نه تنها جماعت با ابتکار عمل و نقشه مند به دنبال در دستور گذاشتن و مطرح کردن این نوع موضوعات نبود بلکه زمانی هم که مساله ای مطرح می شد حداکثر مانند یک واكنش موقت و گذرا و غير رسمي با آن برخورد می کرد. این به هیچ وجه کافی  و صحيح نیست. این نوع فعالیتهای اجتماعی باید به محور کار هر کمیته و واحد شهری  جماعت  تبدیل شود. این یک امر و وظیفه ي توحيدي و اساسي  ما در امر سازماندهي و زنده ماندن و در مسير صحيح  جهاد حركت كردن  است.

در دل و از طریق چنین فعالیتهائی است که در هر شهر و روستائي  برقراری ارتباطات وسیع و ادامه دار با فعالین شريعت گرا، رابطه با رسانه ها و سازمانهای شريعت گرا، آموزش و معرفی جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه » و اهداف و سیاستهای آن، عضو گیری و جمع آوری کمک مالی و امکان سازی و غیره غیره، در یک سطح وسیع اجتماعی عملی می شود و به پیش می رود. به این دلیل است که این نوع فعالیتهاي مبارزاتی باید در محور کار تشکیلاتهای روستائي، شهری و کشوری جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه»  قرار گیرد.

علاوه بر آن در هر شهر و کشور معینی مسائل و موضوعات سیاسی مشخصی مربوط به ديكتاتورو ظالم حاكم بر مسلمين و یا فعالیت نیروهای كهنه پرست و ديكتاتور منش سكولاريست  و یا هر مساله سیاسی و اجتماعی دیگری که به نحوی به شرایط سیاسی در سرزمينهاي مسلمان نشين و يا زادگاه ما و یا آرمان و اهداف جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» مربوط می شود – وجود دارد که می تواند اولا با ابتکار عمل و تدارک و زمینه سازی فعالین و تشکیلات محلی جماعت  مطرح شده و به موضوع یک حرکت اعتراضی تبدیل شود و ثانیا به دليل  خصوصیت محلی اش توجه افکار عمومی و رسانه ها را در سطح وسیعتری به خود جلب کند.

البته یک وظیفه جماعت  مطرح کردن و تبلیغ سراسری حرکتهای کشوری و جلب حمایت عمومی از مبارزاتی است که در هر كشوري حول مسائل مربوط به تحكيم شريعت و زادگاه ما  در می گیرد اما در هر حال آغازگر و عنصر فعال و مبتکر و موثر در این مبارزات، تشکیلات محلی جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» است و به ویژه پیگیری نتایج و دستاوردهای حزبي کمپینها و بهره گیری از آنها در تقویت و رشد تشکیلات حزبی در هر شهر و کشوری امری است که تماما به عهده تشکلهای محلی جماعت  قرار دارد.

یک ویژگی فعاليتهاي بومي این است که  بهانه و ابزار مناسبی برای برقراری ارتباط و بحث و تبلیغ در میان هم محله اي ، هم روستائي ، هم شهري،  و حتی غیر هم زبانان هم عقيده ، در هر محلي به دست می دهد. مثلا بحثی که حول گرداندن يك مجرم با لباس زنانه در شهرستان مريوان  زمینه مساعدی برای طرح نقد انجمن زنان شريعت گراي كوردستان  برعوامل مجري حكمیادشده  و همچنين بر مواضع و نظرات نیروهای سكولاريست مرتد محلي را  فراهم آورد.

به همین ترتیب بحثی که حول سكولاريست  بودن یا نبودن امثال صدام حسين، بشار اسد، قذافي، آتاتورك پيش آمد و يا بحث بر سر تفاوت آشكار ميان قوانين سكولاريستهاي سرمايه دار با سكولاريستهاي كمونيست و مقايسه ي اين گونه تفاوتهاي پذيرفته شده با تفاوتها ي ميان بعضي از قوانين مذهبي ( از اسلام چون شيعه وسني ) و ياشریعتی ( چون يهوديت و اسلام و نصرانیت و…) تجاهل و خود را به حماقت زدن سكولاريستها در اين زمينه، زمينه اي را فراهم نمود كه جلساتي تحت عنوان شناساندن هر يك از قوانين مذهبي و شریعتی و تفاوتهاي فاحش ميان آنها و اينكه با تحليل يكي و فساد يكي نمي توان به جنگ ديگري رفت پرداخت .

امري كه سكولاريستهاي مرتد در كمال بي شرمي به تحريف واقعيتها مي پردازند به گونه اي كه با چوب نصرانیت و بوديسم و… به جنگ اسلام مي روند و با چوب شيعه به جنگ سني و…. . تمام اين موارد مواد خام و  ابزاري در دست بيدارگران ما جهت رو نمودن واقعيتهاي بديهي  بودند كه مردم چشم بندي شده را از آنها غافل نموده بودند و موارد متعدد دیگری از این قبیل. این موضوعات همه می تواند و باید مضمون کار تبلیغی و آموزشی ما در میان فعالین هر محل، در جریان یک حرکت و تا مدتها پس از به پایان رسیدن یک حرکت معین، قرار گیرد.

مبلغین و مروجین و اعضای جماعت  در هر محل  در دل این نوع فعالیتهای اجتماعی جایگاه واقعی خود را در جامعه و در جماعت  پیدا می کنند. هر فعال جماعت می تواند با ده ها نفر در محل خود مرتبط باشد و رابطه فعال با اطرافیان خود داشته باشد. شبکه های مبارزاتی به همین ترتیب شکل می گیرند و به یک رکن و محور مهم سازماندهی جماعت در هر محل تبدیل می شوند. این شبکه ها به نوبه خود حلقه اتصال و واسط فعالین جماعت با جامعه محسوب می شوند. برقراری ارتباط فعال جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» با  مردم زادگاه يا هم محل و همچنین رابطه با نیروهای شريعتگراي  مترقی در هر محل و ارتباط با رسانه ها اساسا از طریق این شبکه ها صورت می پذیرد.

با توجه به آنچه گفته شد اولین تغییری که مشخصا در فعالیتها  جماعت  داده می شود این است که هر کمیته روستائي –  شهری و يا كشوري و منطقه اي  باید نقشه عمل فعالیتها خود را حول این نوع فعاليتهاي  محلی تعریف و مشخص کند و در دستور کار خود قرار دهد ،  به خصوص در روستاها و شهرهای بزرگی که جماعت  فعالتر است .

بالاخره باید به بخش دیگری از فعالیتهای حزب در داخل و خارج از زادگاهمان  اشاره شود که مشخصا از اصل اول مبانی تئوری سازمانی جماعت، یعنی تلقی از حزب و جماعت  به عنوان یک پدیده سیاسی و ضرورت عرض اندام حزب  و جماعت در عرصه مبارزه بر سر قدرت حكومتي  ناشی می شود. این نوع فعالیتها اساسا شامل فعالیتهای ناظر بر معرفی جماعت  و تامین حضور و دسترسی به جماعت ، و اشکال سازمانی متناسب با این نوع فعالیتها است.

سازماندهی سخنرانیها و سمینارها، شرکت در جلسات نيروهاي شريعت گراي  مترقی بومی در هر کشور، بر قراری ارتباط و حضور فعال در رسانه ها (رادیوها و تلویزیونها و نشریات، سوراني، هورامي، كرمانجي، فارسی، پشتو، عربي، و غیره ) از جمله مهمترین این نوع فعالیتها است. سازماندهی این فعالیتها باید جزء  ناگسستني سازمان جماعت در شهر و روستا محسوب شود. فعالیتهای اجتماعی  خود بر این فعالیتها مستقیما تاثیر می گذارد. هر چه فعالیتهای اجتماعی جماعت وسیعتر و موفق تر باشد جماعت  میزکتابها و میتینگها و سخنرانیهای پر رونق تری خواهد داشت و روابطش با رسانه ها و نیروهای مبارز محلی نزدیکتر ومحکم تر خواهد بود.

این نوع فعالیت ها نیز بنوبه خود امکان معرفی جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» و عضو گیری و امکانسازی برای جماعت  در دل فعالیتها اجتماعی را فراهم می کند.اینها جنبه های مختلف عملی است که از سیاست  جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه»  در مورد حزب و جماعت و سازماندهی حزبی در ناشی می شود.

در نهایت آشکارا می توان گفت که سازمان جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» از نطریات و درک و تلقی تا کنونی جنبش  مجاهدين  کاملا متمایز است. از نظر جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» جماعت  نه فقط ابزار و وسیله پیشبرد مبارزه بلکه فی النفسه یک پدیده مهم حكومتي است. جنبه مکمل این تلقی از  جماعت ماهیت اجتماعی سازمان جماعت و نقش محوری توحيد در سازماندهی و سازمانیابی جماعتي است. از نظر عملی غير از كار مسلحانه ،  محور کار ما در داخل  کشور سازماندهی و سازمان یابی در دل و بر متن جنبشها ي مبارزاتی است.

جنبشها و مبارزاتی که یا در جامعه وجود دارد و یا با ابتکارعمل و فعالیت خود جماعت  شکل می گیرد. این نوع فعالیتها و کمپینهای اجتماعی به شکل گیری شبکه هائی منجر می شود که اساس فعالیت کادرها و اعضای جماعت  را تشکیل می دهد. فعالیت جماعت در این شبکه ها در دوسطح، دو سطح تحلیلا متمایز اما عملا تنیده در هم، به پیش می رود: از یکسو فعالیت در جهت تقویت و پیبشردن و به موفقیت رساندن هر مبارزه معین، و از سوی دیگر فعالیت برای پیش برد امر حكومت اسلامي  و جنبش شريعت گرائي  و در نهایت سازماندهی حزبی وتقویت جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» در دل این مبارزات. شبکه ها پدیده های اجتماعی هستند که مرز مکانیکی بین جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» و جامعه را از میان برمیدارند و حلقه تماس و کانال ارتباط ما با کل جامعه محسوب می شوند.

این بطور فشرده مبنای سازماندهی و سازمانیابی جماعت در خارج ازدولت و حکومت اسلامی ماست که می بایست راهنمای سازماندهی جريان «مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه» در سطوح مختلف قرار گیرد .

 

 

 

 

 

[۱]اشاعه جريان « مجاهدین پیشرو شریعت گرای فرقه ی ناجیه »  و سازماندهی  توحيدي

[۱]جنگي كه پارتها ابداع كنده ي آن بودند

[۲] – البته اینها خود را مجاهد می نامند اما منافقینی هستند سکولار همچون اخوان الشیاطین در میان اهل سنت با شیوه ای مسلحانه.

دیدگاهتان را بنویسید