مسئله ی بنیادین سازماندهی در برابر اشغاگران سکولار – صهیونی و مزدوران محلی آنها (۳۶۲) واکنش عموم مسلمین در برابر جنگ روانی دین سکولاریسم

مسئله ی بنیادین  سازماندهی  در برابر اشغاگران سکولار   صهیونی و مزدوران محلی آنها (۳۶۲) واکنش عموم مسلمین در برابر  جنگ روانی دین سکولاریسم

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

بديهی است که زندگی بشر بدون استفاده از اسباب، به هیچ وجه انجام نمی گیرد، زیرا برای انسان ممکن نیست که برای انجام هر امری چون خداوند «کن فيکن» بگوید . و اساساً برای انسان تا رنجی نباشد هیچ چیز در زندگی تحقق نمی یابد [۱]. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به خاطر عدم امنیت از جانب «یهود» با بکار گیری وسیله ای، در پی ایجاد امنیت خواسته شده بر آمد. بدين معني که زید بن ثابت رضی الله عنه را به یاد گیری زبان عبری امر فرمود. همچنین به دستور پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم زبان سریانی و آموزش استفاده از منجنیق را نیز آموخت . چون این خود مؤمنین اند که باید از خود محافظت نمایند و امر به محافظت ایمانی و جسمانی خود شده اند.[۲]

و ایمان به قضا و قدر دراین جهان پهناور و در زندگی انسان بدین معنی است که فقط چیزی روی می دهد که خداوند مقرر کرده باشد   [۳] و میان «توکل به خدا» و «واگذاری امور به خدا» آنچه اکنون توسط بسیاری صورت گرفته ، تفاوت فاحشی وجود دارد .

انسان در مقابل کارش و میان ایمان به قضا و قدر مسئولیت دارد [۴] خداوند پیروزی و اقتدار را برای دینش و تباهی و نابودی را برای کید و مکر مخالفین دینش مقرر فرموده است . [۵] و نمی توانند از دست خداوند که پیروزی را برای دینش برگزیده ،بگریزند . اما نگفته تا زمانی که پیروزی و اقتدار را برای دینم مقدر نموده ام بنشینید و منتظر بمانید و بر خدا توکل کنید معجزه ای از جانب محمد صلی الله علیه و اله وسلم رخ دهد و همه مردم شب بخوابند و صبح مسلمان گردند، یا صاحب حکومت و عزت و اقتدار شوند  ….. ! هرگز، بلکه در عین توکل بر خدا از مسلمین چیزهای دیگری نیز خواسته شده است؛ همچون : ‏وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ‏ (انفال/۶۰)

البته باید بدانیم که ایمان به تقدیر الهی و ایمان به اینکه اتخاذ اسبابی که منجر به نتیجه گردد ، هر دو باید در کنار هم باشند و نباید فریفته اسباب زیاد گردیم  [۶]چنانکه واقعه احد هم مؤمنان مسلمان باعث آن بودند و هم تقدیر الهی بر آن بود . وخداوند خواسته که در برابر تقدیر الهی تسلیم باشند  [۷]انسان مؤمن به قضا و قدر ایمان دارد و نیز به اینکه مقدرات به اسباب و نوع عملی که به آن می پردازد ، بستگی دارد[۸]

اما متأسفانه ما هم اکنون شاهد دو نوع جاهلیتيم که پس از قرنها حیات ،هنوز به زندگی پر از نکبت خود ادامه می دهد :

  • جاهلیتی که مثل خوره به جان انسانها می افتد ، که از عمل خوداری می ورزد و ارزش وجودی انسان را احساس نمی کند.
  • جاهلیتی که انسان را به عمل وا می دارد در حالی که به اسباب فریفته و مغرور شده است گویی آنها در نظرش خدایانی اند .

تصور کنید که در هنگام درگیری با یک حیوان وحشی درنده مثل پلنگ یا گرگ از هیچ وسیله ای استفاده نکنی ، یا در هنگام سوختن منزل و لوازمت، وسایل و ابزاری را جهت خاموش نمودن آن بکار نگیری و یا ظالمی به قصد تعرض به منزلت یورش برده و خواهان غارت وسایل زندگی و تعرض به همسر و فرزندانت می باشد و شما تنها با نظاره کردن و دعا بدون فراهم نمودن و بکارگیری وسیله ای جهت دفع وی امید به دفع و خواهان جلوگیری از وی باشید و این چنین بر خدا توکل کنی .

باید با بکارگیری و استفاده از اسباب و وسایل مبارزه کرد ، مبارزه ای معقول و مشروع که انعکاس طبیعی قلب در برابر قدرت خیر و شر طرف مقابل است. صورت مشروع توکل قضیه این است که : جو بکارم و تمام وظایفم را ( که شاید کمتر از یک هزارم باشد نسبت به خاک ، آب ، هوا ، خورشید و …. که عوامل اصلی و تعیین کننده اند ) به خوبی انجام دهم ؛ بعد امیدوار باشم كه به امر خدا به ثمر برسد. وصورت نامشروع و نامعقول در اين است كه :

  • جو بكارم و انتظار برداشت گندم داشته باشم یا سنگ بخورم که توکل بر خدا آب می شود .
  • وسیله به کار نگیرم ، شرایط مبارزه را بلد نباشم ، وضع موجود را درک نکنم و … امید به موفقیت و توکل بر خدا جهت پیروزی را داشته باشم .
  • خود را و روش و تفسیر و فرقه خود را مطلق و برتر و ناب و اصل بدانم و امید وحدت داشته باشم .
  • علم را در راستای غارت خلق بکار اندازم و امید خدمت به خلق را داشته باشم و ….

بدین سان همه چیز به شخص و عمل و اسبابی که فراهم نموده بر می گردد و سبب برای آخرت چه بهشت چه جهنم همانست که در وحی بیان شده اند و به آرزوها و امانی ما ربطی ندارد [۹].

همه چیز به فراهم شدن اسباب بستگی دارد . زمانی که سیدنا یونس صلی الله علیه و اله وسلم در هنگامی که داشت بر قومش عذاب نازل می شد وسنت خداوند جاری می گشت صحنه را ترک کرده و رسالت را رها می کند وسیله و مانع تأخیر سنت الهی گشته و مردم هم بعد از آن ایمان می آورند و ایمانشان وسیله ای بعنوان سنت ديگر الهی و مانع اجرای سنت اولی می گردد . در اینجا ایمان شفاعت کننده ایست جهت عدم اجرای سنت اولی الهی – سنت الهی پشتیبانش است جهت عدم اجرای سنت اولی . چون شفع : یعنی اینکه چیزی را كنار چيز دیگری که ضعف دارد قرار می دهند تا تقویت گردد .

و معلوم است که شفاعة صرف قیامت نیست مال این دنیا هم هست . گناه = توبه . گرسنگی = سیری ( جلو گیری می نماید ) و … یعنی همچنان که خداوند سنتهایی را داراست که اگر انسان اسباب وقوعشان را فراهم کند ، به وقوع می پیوندند . همچون گناه که نتیجه اش مشخص است و گرسنگی و یا سرما و … . اما سنن دیگری را نیز بعنوان شافع در اختیار دارد که در صورت بدست آوردن آنها می توان نجات یافت همچون توبه در گناه . خوردن غذا در هنگام گرسنگی و پوشیدن لباس مناسب در هنگام سرما و جلوگیری از بیماری و مرگ  یا عذاب الهی و … سنت الهی خود شفیع شده و نمی گذارد شخص از بین برود . در اینجا خدا خودش است که اراده می کند . وسبب یا تجربی است ( گرسنگی وسیری ) یا از طریق وحی مشخص می شود ( گناه و عذاب و توبه ) و نباید انسان الکی برای خودش اسباب و سبب بتراشد .

انسان که دعا و التماس و خواهش می کند آیا مانع وقوع سنت می گردد یا اینکه دعا می کنیم باید قبلاٌ زمینه ی  فراهم شدنش را عملاً انجام داده باشیم و اینکه ابتدا سبب را فراهم سازند و … بعد دعا … سبب را باید فراهم نمود و خداوند هم اراده می کند .” رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ  « فَآمَنَّا » رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ” (آل عمران/۱۹۳)

اگر کسی گرسنه شد و از تمام پیامبران صلی الله علیه و اله وسلم اجمعین هم دعا کند وی را سیر گردانند هیچگاه  چنین امری صورت نمی گیرد و خداوند سنت کائنات خودش را به خاطر چنین شخص نا آگاهی که اسباب شفاعه وی را در امر گرسنگی و رفع آن به سیری بوده فراهم ننموده ، بر هم نخواهد زد و شخص قطعاً خواهد مرد . جالب است که هیچ شخصی در چنین موردی معتقد به شفاعت نیست و حاضر هم نیست به خاطر هیچ کسی حتی نزدیکترین عزیزانش این روش را آزمایش نماید چون عاقبت آن را می داند اما در موارد دیگری که عواقب دنيوی این چنین جدی در بر ندارد و در حیطه خوف باقی می ماند به غزلسرائی می پردازد .

حالا سه مریض را در نظر بگیریم :

اولی : به محض دریافت دارو  معتقد است که دارو وی را سالم می گرداند .(در صورت آگاهی دچار شرک گشته)

دومی : به دارو اعتقاد ندارد و می گوید خدا خودش مرا سالم می گرداند و بر وی توکل می کنم (به اندازه ای مغرور و جاهل و از خود راضی است که انتظار دارد خدا به خاطر قد و بالای وی تمام نظامش را عوض نماید)

سومی : مؤمن موحد دارو را می گیرد و می گوید «خداوندا اسباب و وسیله را گرفتم اگر اراده ات بر سلامتم است سالمم گردان و اگر اراده ات نیست باز سالم کننده و میراننده توای» . و از آن استفاده می کند . مصرف دارو به عنوان سنت الهی اسباب و شفیع شخص است در برابر بیماری .

با این وصف یک پلیس جهت استخدام را در نظر بگیرید که باید مراحل مختلفی از آموزش و تمرین را طی نماید تا در صورت مهارت و تسلط کامل بر آنچه از وی خواسته شده ، وسیله و ابزار مناسبی باشد جهت انهدام یک باند یا شبکه ای که به وی مأموریت می دهند . آن هم مأموریتی متناسب با آنچه که آموزش دیده است . اسلام هم چنانکه روشن گردید دوره های تربیتی خاصی جهت استخدام مجاهد جهت پرداختن اعداد درونی و ظاهری و آماده نمودن شخص جهت مأموریت های منتهی به امة واحد و تشکیل و پاسداری از دولت و حکومت اسلامی دارد و تا فرد این دوره های کار آموزی را طی ننماید و ابزار و توانائیهای انجام موفقیت آمیز آنرا کسب ننماید (چون قطعاً توانایی مبارزه با هیچ انحرافی را نداشته و یا بازدهی آن بسیار ناچیز و جزئی خواهد بود) مسئولیت نامتناسب با توانایی را بر وی تحمیل نمی نماید. « لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا » .

شما اگر طرح و نقشۀ ساختمانی با تمام امکانات رفاهی را برای افراد بدون سرپناه و اسیر در سرمای زمستان و یا گرمای تابستان که هیچ موجودیت عینی در روی زمین نداشته باشد را ارائه دهید و تنها بر صفحه کاغذ به نمایش درآید ، چه فایده ای برای این افراد دارد ، همچنانکه این امر را بی فایده می دانید و دین بدون حکومت را نیز چنین می پنداریم مبارزه و هر اقدامی بدون سازمان و تنظیمات و فراهم ننمودن ابزار و وسایل متناسب با آن نیز بدون معنی و نتیجه خواهد بود .

همان پلیس متناسب با آمادگیهای جسمی و مخصوصاً ذهنی و روحی و متناسب با آموزشهایی که دیده ـ به  وی مأموریت داده می شود ـ جهت مبارزه و جنگیدن با موردی که برایش آموزش دیده و سازماندهی شده است و توان غلبه بر آن مورد را دارد :

  • پلیسی که برای نظارت بر تخلفات راهنمایی و رانندگی آموزش می بیند .
  • پلیسی که برای تأمین امنیت خیابانها و پارکها آموزش می بیند که اگر دو نفر با هم دعوا می کنند یا ایجاد مزاحمت نمایند اقدام کند
  • پلیسی که برای روبه روشدن با یک دزد مسلح آموزش می بیند .
  • پلیسی که جهت مبارزه با یک باند مواد مخدر و قاچاقچیان مرگبار آموزش می بیند .
  • پلیسی که به نسبت مبارزه با گروهای سیاسی و عقیدتی آموزش دیده .
  • پلیسی که جهت سرکوب شورشهای خیابانی و گروههای شورشی تعلیم دیده .
  • و ….

در تمامی موارد با تنظیم و سازماندهی توان و نیروی کار آمد آنان و هدایت این نیرو و استعداد در کانال مخصوصش متناسب با توانائی و آموزشهائی که دیده اند به آنان مأموریت داده می شود . حالا زمانی که ما سالها پیش توانستیم دولت و حکومت اسلامی خویش را تشکیل دهیم ممکن است نیاز به این راهکارهای ابتدائی جهت سازماندهی نباشد، اما متاسفانه بسیاری از سرزمینهای مسلمان نشین هستند که هنوز در دوران ذلت بار ما قبل از  خیزش و یا قبل ازتشکیل دولت اسلامی هستند . به همین دلیل تنظیمات و سازماندهی های متناسب با وضع موجود نیاز مبرم آنها گشته است . تنظیمات بدلیل ایجاد نظم و جلوگیری از تفرق و

  • تشکیل شاهد و نمونه عینی مکتب اسلام [۱۰]
  • گروهی که هم آگاهی پیدا کرده اند و هم تعهد مکتبی را در خود جمع کرده اند .

شما یک گردو را در نظر بگیرید ، مغز گردو نمایانگر شاهدین و نمونه های عینی مکتب و اولی الالباب هستند، تا زمانی كه اینها نیستند حفاظ پوچ و بی ارزش است چون پوست ، حفاظتی را باید بدور چه چیزی بکشد . چیزی که بدرد هیچی نمی خورد و سیاه و بی ارزش است. اگر اولی الالباب درست نشده باشند، تشکیلات مطلوب نبوده بلکه بسیار نامطلوب خواهد بود ، چون تشکیلات قدرتی برتر از هر چیزی به انسان می دهد و اگر :

الف : قدرتی که بخاطر تشکیلات به دستشان رسیده به انحراف کشیده شوند و سوء استفاده نمایند

ب : دیگران از آنها سوء استفاده نمایند

قدرت تبدیل به تشکیلات زدگی و تشکیلات پرستی و شرک فرقه سازی و حزب سازی و مذهب سازی و بسیار پوچ و منفی بوده و عملی شرک آلود قلمداد می گردد.

ما می دانیم زمانی که امر می شود « وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ » تشکیلات هم نوعی قوه است و باید « سابقون الأولون و اولي الالباب»  آنی باشند که اسلام خواسته آنهم بطور کامل. اینان رهبران انقلابند . ورهبری در سه مرحله خلاصه می گردد .

  • رهبری در مرحله اول « ‏يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ‏ ؛ ‏قُمْ فَأَنْذِرْ‏ »ــــ مشورت وجود ندارد.
  • رهبری در مسیر انقلاب « وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ » ــــ مشاوره و تشاور يك شخص يك طرف و همه در طرف ديگر
  • رهبری در حکومت و تشکیلات « وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ » ــــ رهبرنمي ماند و شورا جانشين مي گردد.

تنظیمات بر مبنای زمان و احتیاجات زمان و مکان متفاوت است اما با آنچه كه آمد تنها شوراست که صلاحیت اجتهاد و ارائه روش مبارزاتی با استنباط از منابع اسلام را دارد .

از ویژگیهای حیاتی شورای اولی الامر :

  • تصمیم گیری
  • کنترل حوادث
  • هدایت کردن
  • درک سازمان ( سازمانها از لحاظ قوانین و جهانبینی با همدیگر تفاوت دارند ).
  • کنترل اطلاعات .( در حالی که همگی به حصول اطلاعات متکی اند ، از همه چیز مهمتر است ).
  • درک و اعمال قدرت ( الف : قدرت انجام امور به نحو احسن ب : قدرت فرمانبرداری باشد نه فرمانده ) .
  • توبیغ کردن و پاداش دادن .

بدین سان شوراست که در تمام مواردی که خداوند به وی اختیار داده اعمال قدرت و برنامه می کند. شوراست که شیوۀ علنی یا مخفی یا مخلوطی از هر دو را اعلام می دارد . چون در بعضی از جوامع صد درصد مخفی کاری باید صورت پذیرد ، و در بعضی دیگر چنین نیست . کلاً در اجرائیات مخفی کاری جایز است و اتحاد و شیوه بستگی به اجتهاد شورا دارد و اجتهاد پذیر است ، همچنانکه در بسیاری از احادیث تاکتیکی و مربوط به مسائل روز آن زمان جنبه سیاسی متناسب با آن و اجرائی داشته اند . اما مخفی کاری دراصول جایز نیست .

و اما زیر مجموعه های شورا مؤظفند که فعالیتهای خود را به شورا گزارش دهند . و هر کدام از اینها نیز باید در شورا یشان « سازماندهی اصلاح و انتقاد »  [۱۱]داشته باشند .

شورا :

  • عقیدتی – حقوقی
  • تبلیغات
  • مالی
  • نظامی

چهار کمیته خصوصاً نظامی متعهدند که تمامی فعالیتهای آنهاسری ومخفیانه و کاملاً پوشیده بماند . شاخه های نظامی با در نظر گرفتن ترقیات روز و آگاهی بر معایب و مزایای شیوه های مختلف چیزی شبیه روش اسپار تاکوس و یسهاو پت و شاخه انگوری سازماندهی می شود که هر گروه مستقلاً و به موازات دیگر گروهها بدون شناخت دیگران عمل می کند و نیروهای داوطلب را طی دویا چند مرحله ( به تشخیص شورا ) که در اختیار داردبه فعالیتهای منظم روزمره کشانده و مأموریت متناسب می دهد . مراحلی چون .

  • سنگر معارفه/ ایجاد مهارتهای اولیه و مقدماتی .
  • سنگر یاری دادن / تفکیک و جدا سازی نیروها بر مبنای معیارهای تعیین شده .
  • سنگر شهادت / ایجاد مهارتهای متوسطه و آمادگیهای نسبتا پیشرفته .
  • سنگر ارقم/ آموزشهای ترکیبی تعیین شده .
  • سنگر مصعب / ارائه آموزشهای تشکیلاتی و تنظیمات کاملاً مناسب و متناسب .
  • سنگر مدینه / سازماندهی کامل و نهائی .

بدین ترتیب تعریفی از سازماندهی ارائه می گردد : « هماهنگی بین نیروها با بکارگیری صحیح دستورها » . به کارگیری صحیح دستورها خیلی مهم است . مجزأه بن ثور سدومی علیه السلام می گویند : « وقتی به مأموریتی فرستاده می شویم باید همانی که دستور داده شده صورت پذیرد حتی در صورت توانایی نباید کاری بیشر صورت پذیرد» .

طاقت و توانایی انسان در حفظ و یاد آوری و … محدود است باید در آنچه مقدم و ضروری تراست به خدمت گرفته شود . تنظیمات و سازماندهی از اولین شخص سابق بالخیرات که قصد بیداری دیگران را دارد ، باید رعایت گردد تا تنظیم و تشخیص برنامه جهت دیگران .

تشکیلات بالاتر و بزرگتر از مقدورات سابق بالخیرات ، بزرگترین ضرر و خطر را در بر دارد . به میزانی که تقوا و سازندگی به پیش می رود تشکیلات هم به همان میزان به پیش برود نه بيشتر که همان مضرات را در بر دارد . در ضمن نظم و سازمان بیداری اسلامی باید به تناسب و سعت حرکت مردم در نظر گرفته شود .

فقط خدا لشکریان خود را می شناسد [۱۲] .در نتیجه تمام تصمیمات سازماندهی بر مبنای عمل و ظاهریات تراوش شده صادرمی گردند و کاملاً تجربی و زیر بنای عمل اند و ظن و گمان و نیت افراد در درجه ای پست تر و مقدماتی محسوب  مي گردد نه تصمیم اصلی .

کار سازمانی باعث

  • نظم وانسجام بهتر .
  • و تقسیم کار و وظایف بهتر می گردد .

باید کاملاً مراقب حدود پیشرفت آن بود . تشکیلات زدگی را همچون علم زدگی و بت نمودن هر امری را بشدت تقبیح و ناروا می شماریم .

ما داریم با عقیده و ایمان روح بخشمان راه تازه ای را که مردم و مستضعفان با تکیه بر آگاهی و بینش عقیدتی و ایمانی شان باز می کنند برای سرزمینمان و دیگر سرزمینهای زیر ستم مسلمان نشین، هموار می کنیم و از «تمام» امکانات و وسایلی که در قانون الهی وجود دارد برای باز کردن راهی به سوی تکامل و کامیابی ملت ستمدیده امان و دیگر ملل ستمدیده جهان اسلام و مؤمنین سراسر جهان، استفاده خواهیم کرد ، ما به شدت دشمنان خدا و ملت را عقب خواهیم راند، رهایشان نخواهیم کرد، و چنان ضربه ای را بدانان وارد خواهیم کرد که تنها راه بهبود آن «مرگ» باشد .

مردم اهمیت کارهایی را که بدست مصلحین انجام پذیرفته و یا خواهد پذیرفت به خوبی درک خواهند کرد . برنامه های مترقیانۀ اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بیداری اسلامی و تلاش جهت بهبود بخشیدن سطح زندگی و امنیت مردم ، خود منسجم ترین و مطلوبترین و در عین آگاهی مردمان مؤمن مسلمان ، توفنده ترین و برنده ترین سلاحی است که می توان بدان ، ریشه تمام بی عدالتی ها را کند .

در میان انقلابیون آگاه  و صادق بیداری اسلامی، در بالاترین سطوح ، ایثار و شور انقلابی عظیمی به چشم می خورد و در میان مردمان روستایی محروم شده ستمدیده آگاه و تاحدود زیادی شهریهای مظلوم و مستضعف (در معنی و مفهوم اصلی آن) آگاه، جدیت و سختکوشی بی پایان و فراوانی موج می زند . اما این شور انقلابی و سخت کوشی را باید در یک سازمان منسجم و منظم با قوانینی آهنین «سازماندهی» کینم تا از هر گونه هرج و مرج و بی نظمی و هدر رفتن انرژی در میان انقلابیون حرفه ای و هرز رفتن قدرت انقلابی آزادیخواهان و مسلمانان ستمدیده جلوگیری به عمل آورد بدین ترتیب قبل از کسب پیروزی بر دشمنان دین و ملت و برای رسیدن به آن، تنها سلاحی که در دسترس انقلاب و مردم وجود دارد «سازمان» است .

نشانۀ اصالت جنبش اسلامی که بوسیله مؤمنین رهبری و هدايت می شود بالا بودن معیار سازمانی آن است . می توان تمام فعالیتها به منظور هدایت مسلمین به مرحله برخاستن و برانداختن ظلم و فساد و محرومیت و استثمار و در نهایت قانون سکولار- صهيوني و حکامی که مجری آنند را این طور خلاصه کرد :

« خلوص ایمان ، درک وضع موجود و سازمان ، خلوص ایمان، درک وضع موجود و سازمان ، خلوص ایمان ، درک وضع موجود و سازمان »

در واقع هدف ترویج و تبلیغ دینی ، سازماندهی مسلمین است. فقط با سازمان دادن آنهاست که شرایط تعلیم و بیدارسازي آنها و استحکام قدرت عظیم انقلاب اسلامی فراهم می شود . زیرا همین که مسلمین ایمانی مخلصانه و قوی  پیدا کردند و سازمان یافتند نیروی آنها صد برابر خواهد شد .

شیخ حسن النباء رحمه الله شاید در چند قرن  اخیر نخستین مصلحی می باشد که اندیشه تشکیلات و سازماندهی را در چارچوب تفکر اسلامی و سیله ای برای تحقق اهداف اسلامی قرار داد . البته این امری غریب نبود و برای مسلمین ابداعی جدید بشمار نمی رفت چون همین نماز جماعتی که در پارلمان و مسجدمان برپای می داریم خود تمرین نوعی سازمان و تشکل است . ایشان مجدد و مهدی زمان ما و سابق بالخیراتی بود که بزرگترین نقش را به همراه  معاصرینش در بیداری اسلامی ایفا نمود .

بدون یک سازمان رهبری با ثبات که ارائه کار را تضمین کند هیچ جنبش انقلابی استواری نمی تواند پدید آید . و هر اندازه انبوه کسانی که فی البداهه به جریان مبارزه کشانیده می شوند بیشتر باشد به همان اندازه لزوم داشتن چنین سازمانی بیشتر است و به همان اندازه این سازمان باید استوارتر باشد . چنین سازمانی باید اصولاً مرکب از مردان و زنانی باشد که « حرفه شان فعالیت انقلابی »است .

با توجه به تجربیات انقلابات اسلامی جهان علیه طاغوتهای ستم شاهی ومتحدين سکولار ـ صهيوني اش، در یک سرزمین دارای حکومت خود کامه ، هر اندازه که تعداد این سازمان محدود باشد بطوریکه فقط شامل « انقلابیون حرفه ای » باشد که مبارزه با پلیس سیاسی را آموخته اند ، به همان اندازه سلطه یافتن بر این سازمان دشوارتر خواهد بود و به همان اندازه تعداد مسلمینی که بتوانند فعالانه در جنبش اسلامی  شرکت کنند بیشتر خواهد بود .

عضو گیری باید از میان افراد آزمایش شدۀ صالح و شایسته صورت گیرد و سازماندهی آنها  نیز باید در سیستمی واحد و همبسته همراه با آموزش دادن آنها با شیوه های واقعی اسلامی و پیشرفته صورت گیرد . دربارۀ انسانهای مبارز ومؤمن مسلمان که از مجموعه شان نیروی مجاهد مبارز پدید می آید لازم است مطالعه و بررسی کافی به عمل آید تا تنها در صورت «دارا بودن زندگی» به صفوف پیکارگران در آیند، رهبری نهضت که به چنین نیرویی سازمان می دهد و تربیت لازم را نسبت به آنان به عمل می آورد، مؤظف است انسان مبارز را از«مبارز کاذب» باز شناسد، میان مبارزان حقیقی همبستگی به و جود آورد، سپس آنانرا در مدرسه خود به مجاهدین تعالی بخشد .

هنگامی که این افراد تعالیم عقیدتی و بینش ایمانی دیدند سرمایۀ مبارزه و قدرت انقلاب را افزایش می دهند ، در این ایام ضمناً بکار بستن و سائل و شیوه ها و تاکتیک های مبارزه را بخوبی فرا گرفته و آنها را با مهارت انجام می دهند . هر مبارزی که طی سلسله مبارزات و عملیات مستمر و تعلیم و تکامل یافته  «بر حسب» وضع صنفی، مقام اجتماعی موجود و امکاناتش در یکی از جبهه های متنوع مبارزه سر گرم پیکار می شود . پیکار وی و مبارزات همگامانش توسط نقشه کلی مبارزه تنظیم می شود و در خطوط اصلی استراتژی قرار گرفته ، در مسیر واحد با هماهنگی به سمت موقعیت قیام یا تعرض نهائی ، هدایت می گردد . تلاش و سعی بیداری اسلامی بر این باشد که در سازماندهی به همه طبقات و اصناف موجود مردم توجه شود . و بسته به شرایط و امکانات بیداری باید کارها را بر حسب توانایی و کارایی شان تقیسم کند . گروهی از آنان به امور کشاورزی، گروهی دیگر به کارگران، بازرگانان … دانشکده ها، صنعتگران، مدارس و … رسیدگی کنند .

اولین وظایف اساسی بیداری اسلامی در اولین مرحله از سازماندهی نیروهای مؤمن مسلمان :

  • آگاهی دقیق و مشروح از جامعه .
  • درک وضع موجود و نیازهای روز .
  • تربیت بیدارانی در میان تمام لهجه ها و زبانها .
  • سازماندهی شبکه های توأم با شکیبائی .
  • دقت در کشف « لحظات مناسب و مطلوب »
  • درك نقاط ضعف دشمن سکولار ـ صهيوني ومتحدين مرتد بومي اش .

سازماندهی اولیه مبارزاتی بیداری اسلامی از این اصول و چهار چوب خارج نخواهد بود ما توانسته و می توانیم دامنه و محتوی  و زمان این خیزش اسلامی را آن چنان تنظیم و پرورش دهیم که فعالیت و حیات ظلم و فساد و استثمار را پایان بخشد و نیز بقاء، توسعه و حضور استوار اسلام را مهیا بسازد .

در میان احزاب و تفاسیر نام و اسم حزب و تفسیر برای ما فرقی نمی کند بلکه آنچه اساس و بنیادیست «عمل و ستون فقرات»  است . واینکه نیروی محرکه را بی چون و چرا اسلام تأمین کند . ما برای اعتلای نام «الله» جل جلاله و اسلام و احقاق حقوق بندگان مستضعف خدا به پا خواسته ایم و بر دشمنان فائق  خواهیم آمد و با کلام الله قصد اداره امور را داریم .

این امر در سرزمینهای اسلامی ما صادق و منطقی است که دارای وضعیت خاص خودش است و باید با توجه و در نظر گرفتن این و ضعیت خاص گام برداشت و دست به اقدام زد .

ما مداراهای تاکتیکی را در صورتی که در راستای تحقق بخشیدن به استراتژی انقلابی اسلام سودمند و مفید باشد و سير بلند وحدت مبارزۀ اسلامی را منحرف و یا به خطا نیاندازد ، با توجه به وضع عینی مبارزه می توانیم بپذیریم . همچنین با هر گونه ائتلافی که بواسطه آن رهبری جنبش از مؤمنین مسلمان ربوده شود به شدت و با سرسختی هر چه تمامتر مخالفیم .

رهبری سیاسی و نظامی تبلیغی و …. ما یکی خواهد بود همچنانکه بر اساس اسلام باید این چنین باشد. در دفتر شورا یک «یک شورای جنگ» متشکل از اعضای دفتر شورا وجود داشت که مبارزۀ مسلحانه را هدایت می کرد. در تمام شئون مبارزه و با توجه به سیرۀ پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم «شورا» بر جنبش حاکم بود .

با وجود این تجربیات ، بیداری اسلامی جهان باید از وجود کشورهای مستقل و حداقل از یکی از کشورهای مستقل مجاور بهره گیرد . در حالی که عوامل داخلي تعیین کننده اند اما نباید عوامل خارجی را فراموش کرد . هم چنانکه پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم ، جمعی از یارانش را به حبشه نزد نجاشی فرستاد و از آن بعنوان پایگاهی خارجی استفاده کرد . [۱۳]

دومین وظایف اساسی بیداری اسلامی در دومین مرحله سازماندهی نیروهای آزادیبخش اسلامی .

  • سازمان ، انضباط و شورا را در درون جنبش تقویت کنیم . مرتباً آنرا با تحول مبارزه تطبیق دهیم و به روزش کنیم . اشتباهات را تصحیح کنیم .
  • بررسی و تحلیل جنبشهای موجود در سرزمین و منطقۀ خود و جهان اسلام و مردمان دیگر جهان در ابعاد مختلف و نقاط گوناگون و شناختن کم و کیف آن .
  • کار عقیدتی و ایمانی را مرتباً در میان مردم بهبود بخشیم و گسترش دهیم و به هر قیمتی که شده وحدت اسلامی خویش را حفظ کنیم .
  • آموزش تعداد هر چه بیشتری از افراد در داخل و خارج برای رهبری سیاسی ، سازماندهی و گسترش مبارزه .
  • تقویت روز افزون و گسترش یابندۀ سازماندهی ، تربیت کادر به تعداد روز افزون و کوشش برای کسب وسايل ضروری برای تعقیب موفقیت آمیز مبارزه «استفاده حداکثر از حداقل امکانات » .
  • ایجاد و تشکیل گروهها، گروهکها و جمعهای کوچک با برنامه ریزی دقیق و متناسب با امکانات.
  • تقویت سازمان در مناطق شهری، منتهی بطور کاملاً آگاهانه و احتراز از هر گونه تظاهرات عمومی .
  • مبارزه علیه ضعف هایمان « اصل مقوم و پا پرجا که بدون آن نهضت روبه شکست خواهد بود » .
  • ایجاد آمادگی رزمی « در زمینه های مختلف » منطبق با وضعیت اجتماعی جامعۀ خود ، بسط و توسعۀ این آمادگی و احتراز از عملیات عجولانه و زود گذر .

سومین وظایف اساسی بیداری اسلامی در سومین مرحله از سازماندهی نیروهای آزادیبخش اسلامی :

  • بسیج و سازماندهی فوری مردمان مؤمن و مستضعف شهری و روستایی که تجربه نشان داده نیروي اصلی در مبارزه برای انقلابند .
  • تشویق مسلمین از هر گروه و قومی با هر خاستگاهی برای اتحاد بر محور جنبش اسلامی .
  • سازماندهی مهاجرینی که واقعاً به آزادی اسلامی ملتشان علاقه مندند .
  • ایجاد جنگ نرم و وارد کردن ضربات متعدد روانی بر دشمن و استفاده درست و منطقی از این عامل فوق العاده مهم در حد توانائی .

[۱]انشقاق/ ۶

[۲]مائده/ ۱۰۵

[۳]قمر/ ۴۹؛ حدید ۲۲ تغابن ۱۱ – توبه ۵۱

[۴]آل عمران/ ۱۶۷- ۱۶۵

[۵]صف/ ۹ – انفال/۵۹

[۶]توبه/ ۲۶-۲۵

[۷]آل عمران/ ۱۵۴-۱۵۳

[۸]روم /۴۱ – اعراف/ ۹۶ – اسراء/ ۱۶

[۹]در توضیح صورت مسئله و تشریح موضوع به مسئلۀ شفاعت بعنوان مثالی تعیین کننده می پردازیم .

شفاعت دعای خیر برای کسی است که اسبابش را فراهم ساخته . بدین معنی که اینها مستحق بهشتند شما(آل عمران/ ۱۸) بیائید برایشان دعا کنید یا اینها مستحق جهنمند و « همه » بیائید لعن و نفرینشان کنید . چنانچه می دانیم در روز محشر شیپور که زده شده یعنی اسباب فراهم شده.مانده ارادۀ خدا تعلق گیرد و حسابرسی شروع شود و پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم شفاعت کبری میکند.

یا اینکه جملاتی چون  رضی الله عنه ، علیه السلام و صلی الله علیه و اله وسلم و …. برای چیست ؟ ما می دانیم خداوند راضی است و ملائکه هم صلواه و سلام می فرستند و … این بدین معنی است که اینها زمینه را فراهم ساخته و عواطف برادری و یا خواهرای خود را اظهار می دارم و شفاعت هم همچنین چیزیست ) شفاعت حسابرسی زود را می کند . و زمانی که « کبائر امتی » به میان می آید یعنی اینکه شخصی بعد از ارتکاب جرم بزرگ زودتر توبه کرده و بدین سان اسباب و زمینه را فراهم ساخته است . یا آنهایي که «لا حساب عليهم يا ليس عليهم حساب  » حساب ساده ، و خداوند خودش قرار داده که آنها را به بهشت بفرستد یعنی اسباب خودش فراهم است و تنها برای ترفیع درجه پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم وی را دعا می کند . و دعا برای ترفیع درجه برای مؤمنین در بهشت و «ولدنيا مزيد للذين الأحسن و لزياده   » آن زیاده ایست که می دانستند که خداوند خودش قرار است که بدهد اینها هم دعا می کنند که همان را بدهد که و عده فرموده . زیاده از استحقاقش نیست بلکه همان اندازه ایست که لایقش است  .   کسی که گناه نابخشودنی همچون شرک انجام داد و تا زمان مرگ توبه نکرد این شخص چون اسباب لازم را فراهم ننموده و هوایش را اله خود کرده وی مشرک قلمداد می گردد  .

یا نماز که حکمش : «تنهي عن الفحشاء و المنكر   » است کسی نمی تواند به جای هیچ کس دیگری آنرا انجام دهد .

اما روزه که :  جنبه اقتصادی دارد و شخص می تواند به جای آن فدیه دهد و یا وصیت کند از آنچه بدست آورده جهت ایتاء آن به میزانی که بدهکار است پرداخت شود . دیگری می تواند فدیه اش را داده یا روزه اش را بگیرد .

و در حج که : جنبه اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و .. دارد . کسی که با همان شرایط روزه بدین معنی که شخصی چیزی از ماحصل زندگیش بر جا گذاشته و وصیت به انجام آن نماید کس دیگری می تواند آنرا به جایش انجام دهد . یا در صدقه و انفاق :جنبه اقتصادی دارد و در صورتی که مال ثمره عمل خودش باشد و وصیت نموده باشد ، و در اراده اش این مطلب جا گرفته باشد .ـ دیگری می تواند آنرا انجام بدهد . توبه و مغفرت در قیامت و هنگام مرگ اصلاً مقبول نیست بلکه باید درهنگام ارتکاب به گناه کبیره تاوانش را کشیده و به سرعت توبه نماید .

 

[۱۰]وضعیت یک امیر پس از استعفا از امارت (عمیر بن سعد )

 

[۱۱]سازماندهی اصلاح و انتقاد : الگو قرآن است . بعنوان مثال ابتدا توحید بیان می گردد و انهدام شرک و حمله مستقیم به خدایان و اله های استکبار و اتراف سپس مسئله اطعمهم من جوع وآمنهم من خوف(رفاه وامنیت با تمام شاخه هایش برای همه )و منکرات جزئی همچون بی حجابی و رقصهای آنچنانی و … مطرح می گردد . ( ۱۲  الرعد ۱۱ )

[۱۲]مدثر/ ۳۱

[۱۳]دولت و حکومت اسلامی ما فعلا”بزرگترین پایگاه مستضعفین سایر سرزمینهای مسلمان نشین در جهان به شمار می رود .

دیدگاهتان را بنویسید