اعمال دیکتاتوری همه جانبه بر مرتدین و دین سکولاریسم (۳۸۰)

اعمال دیکتاتوری همه جانبه بر مرتدین و دین سکولاریسم (۳۸۰)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

چرا زمانی که اسلام برای همگان آزادی ، رفاه و امنیت می آورد ما باید از اعمال دیکتاتوری بر دین سکولاریسم  یا همان مشرکین غیر اهل کتاب  صحبت کنیم؟ روشن شدن این مسئله برای مسلمین یک ضرورت بنیادین مبارزاتی در عصر کنونی است. عدم درک صحیح و روشن بر سر این مسئله به « آلودگی های شدید عقیدتی و مبارزاتی » منتهی می شود . این واقعیت برای همه ی مسلمین باید روشن شود.

سرزمینهای مسلمان نشین اکنون درگیر یک جهاد و مبارزه ی همه جانبه با دیکتاتوری خشن دین سکولاریسم و اجیر شده های محلی اش می باشد؛  کسانی که انواع آلودگیهای عقیدتی و مبارزاتی را بر مسلمین تحمیل نموده و جهت حفظ منافع خود و جلوگیری از تشکیل حکومتی شریعت مدار مسلمین را در یک آشفتگی آشکاری قرار داده اند. این بیماریها فقط تحت دیکتاتوری بردین  سکولاریسم و متحدینش می تواند محدود و نابود گردد. بنابراین، با زمینه ای که فراهم شده است چنانچه  افرادی  نظیر راشد الغنوشی و رجب طیب اردوغان و غیره به قدرت برسند ، برای آنها تحت فریب و شعارهای مزورانه ی مذهبی استقرار دین سکولاریسم کاملا آسان خواهد بود. دقیقا به همین دلیل است که ما باید آثار شریعت را از منابع اصلیش آنهم بر فهم اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم وگذشتگان صالح این امت، بیشتر مطالعه کنیم.

دوری از این منابع بنیادین سردرگمی ها، منافقین  و مرتدینی چون سکولاریستها را مداوماً، هر روزه، هر لحظه و بطور خود بخودي و در يك مقياس انبوه  بوجود  آورده و ظاهر می سازد. این بیماریها در ميان بخشي از مسلمین  و اعضاي  جماعتها  نيز بوجود مي آيند. در ميان صفوف مبارزین و در ميان عموم مردم افرادي به وجود می آیند  كه دانسته یا ندانسته شيوه ی  زندگي جاهلیت و سکولاریستی  را انتخاب مي كنند.

با مطالعه ی تاریخ در قرآن و سنت نبوی صلی الله علیه وسلم  و عمل مسلمین صدر اسلام، مسئله ی دیکتاتوری بر مشرکین غیر اهل کتاب  و مرتدین که امروزه در قالب و لباس سکولاریسم خود را به نمایش درآورده اند از مدتهای مدیدی کانون اصلی مبارزه و جهاد بین اسلام و دشمنانش بوده است. تنها کسی مجاهد اهل توحید واقعی است که قبول دعوت و جهاد را تا قبول دیکتاتوری بر مرتدین و مشرکین غیر اهل کتاب یا همان سکولاریسم تعمیم دهد. علاوه بر جماعتهای شریعت گرا عموم مسلمین نیز باید شناخت روشنی در مورد دیکتاتوری بر سکولاریسم  (که امروزه پرچم مبارزه ی مرتدین و کفار جهانی بر علیه شریعت اسلام گشته است) را به دست آورند تا بتوانند توحید، و نه بدعت و گمراهی را در عقیده و عمل به کار برند.  

سرزمین ما همچون سایر سرزمینهای مسلمان نشین در یک مرحله ی مهم بیداری و حق طلبی خود قرار دارد. پس از بیش از یک قرن جنایت سکولاریستهای خارجی و مرتدین سکولار محلی بر مسلمین و زیر پا نهادن خواسته های برحق مردم، دیدیم که گندیدگی و فساد آنها  در پشت نقاب عوام فریبانه ای که بر صورت خود زده بودند بر همگان آشکار گردید و ملتها را بر علیه آنان به شورش و قیام کشاند و در عوض سکولاریستهای خارجی را به در خدمت گرفتن بدیلهایی در لباس و شعار مذهبی از مذاهب اسلامی  جهت پیاده نمودن سیستم گندیده ی دین سکولاریسم تحریک نمود.

شناخت این حیله و ترفند کثیف باعث شد که ساختمان جهاد و مبارزه ی مجاهدین شریعت گرا بیش از هر زمان دیگری (بخصوص در چند دهه ی گذشته) تحکیم یافته و به پیشروی اصولی  و بالنده ی خود ادامه دهد .

اکنون مردم مسلمان و ستمدیده ی ما با برخورداری از یک روحیه ی قوی جهادی و انقلابی مصمم است که در عصر حاضر وطنش را به یک قدرت اسلامی نیرومند تبدیل نماید. این مسئله که آیا ما در این پروسه و در تمام دوران تحکیم شریعت اسلام به دیکتاتوری بر دین سکولاریسم ومرتدین محلی  تا به اخر وفادار می مانیم یا نه، دارای اهمیت بنیادین برای تکامل اسلامی آینده ی سرزمین مان و تامین رفاه و امنیت برای مردم ستمدیده  می باشد.

علاوه بر آن مبارزه ی تنگاتنگ میان اسلام و جاهلیت نیز از ما می خواهد که شناخت روشنی در مورد دیکتاتوری بر مرتدین ودین سکولاریسم داشته باشیم. عدم وضوح و ناروشنی در این مورد به ظهور جدی منافقین در صف مجاهدین و آلوده شدن و ناروشنی مسیر مبارزه و جهاد می گردد. این کافی نیست که فقط تعداد معدودی نسبت به این قضیه روشن و آگاه باشند بلکه تمام مسلمین شریعت گرا و ستمدیدگان خداپرست باید در این باره آگاهی یابند.اهمیت کوتاه مدت و بلند مدت انجام چنین آموزش و تعلیمی باید از جانب رهبران و شبکه های رابط میان جماعت و مردم  درک و هضم گردد.

دیکتاتوری بر مرتدین ودین سکولاریسم مصممانه ترین و بی امان ترین جنگ مسلمین ستمدیده بر علیه دشمنان متحد و خشونت طلبی است که ثابت نموده اند با اسلحه ای که در دست دارند جهت رسیدن به اهداف پلیدشان از هیچ معیار انسانی پیروی نکرده و هروقت که کم آوردند و لازم بدانند در خدمت یکی از دشمنان خونخوار ملتشان درمی آیند. بلای بدتر اینکه  متاسفانه به نسبت متفاوتی در میان مناطق مختلف  با توسل به رسانه های جمعی و دروغپراکنی رایج خودشان و با تغذیه از دین فروشان موجود،  افکار و درون بسیاری از مردمان ستمدیده ی ما را مسموم و فاسد نموده اند.  با تمام این دلایل و با استناد به تاریخ صدر اسلام و قوانین شریعت اسلام با قاطعیت می توان گفت که دیکتاتوری بر مرتدین و سکولاریستها در وضع موجود هم ضروریست.

این دیکتاتوری بر مرتدین ودین سکولاریسم مبارزه ای ریشه ای، پی گیر، خونین و صلح آمیز، مسلحانه و مسالمت آمیز، نظامی و عقیدتی، تهاجمی  و تربیتی علیه مرتدین و سنن فاسد جاهلیت در میان مردم و تصفیه و تربیت جامعه ؛ و به عبارتی ساده تر،  اعمال دیکتاتوری همه جانبه بر مرتدین و دین سکولاریسم می باشد و بدون اعمال دیکتاتوری مداوم و همه جانبه بر مرتدین و دین سکولاریسم نمی توان به صورت ریشه ای برآن پیروز شده و غلبه نمود.

مرتدین و دین سکولاریسم علفای هرزو سمی هستند که در طول تاریخ بشریت همیشه وجود داشته اند و چیز تازه و نوظهوری نیستند که ما را به تحقیق در مورد روش برخورد با آنها بکشاند. خداوند در کتابش همچنانکه از مومنین صحبت می کند از منافقین، مرتدین و کفار نیز سخن به میان می آورد و این کتاب برای بشریت تا روز قیامت است و می رساند که تا روز قیامت این دسته های مختلف وجود دارند به همین دلیل برای روش برخورد با آنها نیز قوانین خاص هر گروه صادر گردیده است.

در این میان مهم وجود و نوظهور بودن آنها برای مسلمین نیست،  بلکه هوشیاری مسلمین در تشخیص روش صحیح برخورد با این علفهای هرزسمی  و بخصوص آنهائی است که به پرچمداران و امامان به سوی جهنم علیه مسلمین و شریعت گرایان تبدیل گشته و دست به کارهایی زده اند که کفار مهاجم خارجی چون یهود و نصارا علیرغم تمام تلاشهایشان هرگز موفق به انجام آن نشدند. ما هرگز نباید اینگونه تجربیات تاریخی ملموسی را نادیده انگاریم خصوصا اکنون که قصد داریم دوباره با بهره گیری از احکام شریعت  امتی  نیرومند و باعزتی را بسازیم.

ما باید هوشیارانه این سیاست دقیق شرعی بر علیه مرتدین ودین سکولاریسم را به پیش بریم و با هر گونه سهل انگاری جبران ناپذیری در این مورد، این امکان را در نظر بگیریم که خطر انحراف  مسیر جهاد و خواسته های برحق مسلمین به خاطر سهل انگاری ما وجود دارد. این امر نه فقط به این خاطر است که کفار متحد جهانی به همراه مرتدین محلی وابسطه به دین سکولاریسم همواره در صدد هستند علیه ما دست به اقدامات تجاوزکارانه و خرابکارانه بزنند و نه فقط به این خاطر است که احزاب به بن بست رسیده و فاسد سکولاریست و مرتد بومی به همراه دین فروشان فاسد وجود دارند و در نهایت بی شرمی حاظر به قبول شکست و انقضای تاریخ خود نیستند ، بلکه عمدتا به این دلیل نیز می باشد که منافقین نوینی هرروز و هرساعت در شکلهای جدید و باشعارها و لباسهای جدیدی تغییر رنگ داده و تولید می شوند.

این فرمول و قاعده ی منافقین است که هروقت احساس کنند که مسلمین شریعت گرا قانونمند و با قدرت با آنها برخورد می کنند در لاک نفاق خود فرو رفته و به اندازه ای خود را با مسلمین همرنگ می کنند که تشخیص آنها برای کسی غیر از الله قابل انجام نیست؛ اما زمانی که مسلمین نسبت به احکام شریعت در مورد آنها دچار کوتاهی و سهل انگاری شدند و قدرت مسلمین روبه افول نهاد آنها از لاک خود بیرون آمده و آشکارا شروع به قدرتنمائی و فساد در زمین می پردازند چیزی که هزارن سال است بشریت تجربه اش کرده است.

برتری سیاست دیکتاتوری همه جانبه بر مرتدین و دین سکولاریسم  از جانب مجاهدین شریعت گرا در عصر حاضر با وقوع انقلابات مختلف به انحراف کشیده شده توسط مرتدین و دین سکولاریسم در سرزمینهای مسلمان نشینی چون پاکستان، بنگلادش، افغانستان، عراق، سوریه، مصر، تونس، الجزائر، سومالی، مالی، چچن  وغیره  بیشتر از هر زمانی مطلوبیت و کارآمدی خودش را برای عموم مردم  به نمایش گذاشته  و عیان تر شده است.

اما باید توجه داشته باشیم که با وجود اینهمه تجربیات عینی هنوز مسئله ی مربوط به تحکیم دیکتاتوری همه جانبه بر مرتدین و دین سکولاریسم به طور کامل حل نشده است. زمانی که گفته می شود واقعیت  مرتدین و دین سکولاریسم چنین است و در عوض باید چنان کرد؛ در واقع بدین معنا است که این علفهای هرزمسموم با وجود آنهمه آگاهیهای مستند و ملموس به طور کامل در میان مردم ما از میان نرفته اند.

با نگرشی به واقعیتهای موجود می توان دید که هنوز مرتدین و پس مانده های سیستم گندیده ی سکولاریسم بطور واضح در لباس جدیدی در بخشهای مختلفی از سرزمینهای مسلمان نشین دوباره سربرآورده و همچون ویروس خطرناکی در جسد سرزمینهای مسلمان نشین به حیات ننگین خود ادامه می دهند؛ و اینکه تحکیم دیکتاتوری بر مرتدین و دین سکولاریسم هنوز بطور کامل به عنوان یک حکم قطعی شریعت در دستور کار انقلابیون شریعت گرا و مسلمین حق طلب نبوده، بلکه روش  برخورد آنها با مرتدین و دین سکولاریسم «آلوده و ناروشن» می باشد و این نمایانگر این واقعیت است که درک و هضم دیکتاتوری همه جانبه بر مرتدین و سیستم سکولاریسم  که  علاوه بر عقیده ی توحیدی پایه ی جهاد و مبارزات عصر کنونی ما را تشکیل می دهد، هنوز از جانب عموم آزادی خواهان و مردم به پا خواسته ضعیف است، و باز نشان می دهد که انقلاب این مردمان هنوز به پایان نرسیده است و تا زمانی که این انسانهای ستمدیده انقلاب خود را از کانال درستش به پایان نرسانند هرگز نخواهند توانست به اهداف شرعی و آرزوهایشان برسند.

اعمال دیکتاتوری همه جانبه بر مرتدین و دین سکولاریسم از جانب شریعت گرایان کلید پیروزی واقعی و در مسیر صحیح مبارزه قرار گرفتن و کسب قدرت حکومتی در جامعه است. و چنانچه پیداست در طول تاریخ  جهت هرگونه دگرگونی عمده در جامعه، ابتدا قدرت حکومتی تسخیر شد و سپس با بکار گیری این قدرت سیاسی حکومتی بود که سیستم جامعه در پهنه وسیعی تغییر یافت و سیستم جدید،  تحکیم و تکامل پیدا کرد.

این روند طبعا برای جامعه ای شریعت گرای اسلامی که نمی تواند در زیر چتر منافقین، مرتدین  و سکولاریسم  متولد گردد به مراتب صادقتر است. درست به همین ترتیب جهت احیای کفر و دین سکولاریسم و جاهلیت نیز ضرورتا باید پیش از هر چیز رهبری و سیستم حکومت غصب گشته و خط مشی سیاسی و حکومتی تغییر یابد. مگر اروپا در امپراطوری عثمانی و تولد ترکیه، آمریکا در افغانستان،آمریکا و ناتو در لیبی،  فرانسه در شمال مالی، و وو  به همین گونه تغییرات عمده را در جامعه بوجود نیاوردند؟

بیان این واقعیتها نه تنها ضرورت انجام یک انقلاب کبیر عقیدتی و فرهنگی  در میان عموم مسلمین را نشان می دهد بلکه به ما کمک می کند تا به درک روشنتری از این مسئله دست یابیم که در رابطه با انجام دقیق تحکیم دیکتاتوری بر مرتدین و دین سکولاریسم نیز همانند سایر مسائل،  نه فقط به شکل، بلکه باید به محتوای واقعی شان توجه داشته باشیم.

بدین ترتیب، در وضعیت همزیستی دو جهانبینی مرتدین سکولار و شریعت گرایان مسلمان در کنار یکدیگر، هرگز تغییر اساسی به نفع مردم ستمدیده و حرکت به سوی جامعه ای اسلامی شریعت مدار به وجود نخواهد آمد،  بلکه هرگونه همکاری و مشارکت مسلمین در بازیهای سیاسی مرتدین و سیستم سکولاریسم به دین گریزی و فساد بیشتر کمک خواهد کرد.

تا زمانی که مرتدین و دین سکولاریسم در جامعه باقی هستند  فساد، فقر و نا امنی و تکرار مصیبتها اجتناب ناپذیر خواهد بود . و از آنجا که در وضع موجود  با پشتوانه ی توحید همه ی این مفاسد و مشکلات را صرفا تحت اعمال دیکتاتوری بر مرتدین و دین سکولاریسم می توان محدود و یا نابود ساخت، به همین دلیل در پیش گرفتن  روش دقیق پیاده نمودن چنین سیاستی از جانب مجاهدین شریعت گرا ناگزیر خواهد بود.

مبارزه همیشگی میان شریعت گرایان و جاهلیت، مبارزه بر سر کسب قدرت حکومتی میان شریعت گرایان و مرتدین متحد شده با کفار خارجی، مبارزه عقیدتی مسلمین با کفار، مرتدین و منافقین  تا روز قیامت با شدت ادامه داشته و با کثرت رسانه های جمعی حادتر و وسیع تر هم خواهد گشت. حتی زمانی که مرتدین بومی  و نسل قدیم آنها نیز از بین بروند و قدرت حکومتی جامعه نیز در اختیار شریعت گرایان قرار گیرد این مبارزه ی میان حق و باطل هرگز به پایان نخواهد رسید. و در صورت غفلت مسلمین شریعت گرا احیای سیستم کفری مرتدین و کفار جهانی همیشه می تواند تا روز قیامت  ممکن گردد، چنانچه امثال آتاتورک، حافظ اسد، صدام حسین، جمال عبالناصر و مزدوران خلیج و… به قدرت برسند.

تمام این موارد از یک قاعده ی کلی در مورد مرتدین و سیستم مشرکین غیر اهل کتاب که امروزه تحت عنوان دین سکولاریسم شناخته شده اند  صحبت می کنند و آن اینکه: قاعده ی کلی در مورد این دو قشر یکی است و آن این است که تا آنها را سرکوب نکنی، خود به خود از بین نمی روند. هر جا كه جاروب نخورد، خار و خاشاك بخودي خود از بين نمي روند.

اگر به تاریخ اسلام و تاریخ تمام بشریت نگاه کنید همیشه خواهید دید که با در هم كوبيدن يكي از پایگاههای خائنین به مردم و جامعه ، يكي ديگر بجاي آن ظاهر مي شده است. حتي اگر همه آنها بجز يكي در هم كوبيده شوند، آن يكي آخري تا زماني كه جاروب آهنين  به آن نرسد، خود بخود از بين نرفته است. این واقعیت غیر قابل انکار تاریخ بشریت است  و بر هر فکر ، جامعه  و عقیده ای قابل تطبیق است.

یعنی همچنانکه فتح مکه جاروی آهنین مسلمین بر کفار غیر اهل کتاب مکه و بتهایشان در سراسر شبه جزیره  بود و همچنانکه جاروی آهنین خالد بن ولید بر مرتدین زمان ابوبکر صدیق بود  ، به همان شیوه قدرت آهنین کفار بر مسلمین اندلس و غیره نیز تحقق همان قاعده ی کلی به عنوان یکی از سنتهای تغییر ناپذیر الله  می باشد . بنا به تمام اين دلايل اعمال ديكتاتوري بر مرتدین و سکولاریسم از جانب شریعت گرایان جهت گذار و ساختن جامعه ای آزاد، مرفه و دارای امنیت  ضروريست.

چنانچه آزادی، رفاه و امنیت برای تمام شهروندان مسلمان و غیر مسلمانی است که در زیر سلطه ی حکومت اسلامی زندگی می کنند ، اما به دلیل آنکه مرتدین و دین سکولاریسم به صورت مسلحانه بزرگترین مانع و سد آزادی، رفاه و امنیت برای مسلمین و سایر شهروندان سرزمینهای مسلمان نشین هستند؛  در نتیجه تنها راه  گذار به جامعه ای اسلامی اعمال دیکتاتوری بر این دو لکه ی چرکین می باشد به گونه ای که امکان زیست برای مرتدین و دین سکولاریسم و نیز امکان ظهور مجددشان موجود نباشد . بدون شک در طی راه این مرحله ی گذار، ما حق نداریم  تا رسیدن به مقصد  استراحت کنیم.

برادران و خواهران ارجمندم ! فکر کنید چنانچه ما چنين درك اصولی و شرعی از مسئله نداشته باشيم؛ اگر شریعت اسلام  درعقیده  و در عمل محدود گشته، پيرايش شده و انحراف يابد؛ اگر اعمال دیکتاتوری بر مرتدین و دین سکولاریسم (مشرکین غیر اهل کتاب)  به عبارتي توخالي بدل گردد؛ اگر ديكتاتوري همه جانبه بطور ناقص، فقط در برخي و نه در كليه زمينه ها، فقط در مراحلي خاص (مثلا در مورد هم جنس بازان، قاتلان، زناکاران، دزدان) و نه در كليه موارد ی که شریعت امر به اعمال آن نموده است، اعمال شود؛ و يا بعبارت ديگر، چنانچه تحکیم شریعت  نه بطور كامل و بدون استثناء، بلكه با باقي گذاشتن برخي از این آفتها و بیماریها  در هم كوبيده شوند، طوري كه به جاهلیت و کفر و فساد  امكان گسترش دهد، در اينصورت آيا اين به معناي آماده كردن شرايط براي احياي جاهلیت و کفر نيست؟

تمامي مسلمین، تمامي انسانهای فقير و غیر مسلمینی  كه نمي خواهند مجدداً به زجر و فلاكت گذشته دچار شوند، تمامي مجاهدینی  كه زندگي خود را در خدمت  جهاد و مبارزه  به خاطر آرمانهاي شریعت اسلام  قرار داده اند و تمامي برادران و خواهرانی كه نميخواهند سرزمین و ملتشان به يك كشور زیر دست  تبديل شود، بايد اين اصل اساسي شریعت اسلام  را همواره بخاطر داشته باشند: اعمال ديكتاتوري همه جانبه بر مرتدین و سکولاریسم الزامي است، و توقف در نيمه راه مطلقاً مجاز نيست.

نمي توان انكار نمود كه در بين ما برادرانی  وجود دارند كه به جریان مجاهدین شریعت گرای فرقه ی ناجیه و حکومت اسلامی ساخته شده توسط آنها  از نظر تشكيلاتي، و نه ايدئولوژيك، پيوسته اند. جهان بيني آنها هنوز از مرزهای بسته ی تفسیرات سکولارزده و آلوده ی کوچه و خیابانی و یا علمای سوء وابسطه به اخوان المفلسین ، سلفی های درباری و صوفی های تقلبی فراتر نرفته است.

آنها اعمال ديكتاتوري همه جانبه عليه مرتدین و دین سکولاریسم را در مراحلي معين و در زمينه هايي خاص  قبول دارند و از برخي پيروزيهاي شریعت گرایان  خشنود هستند. زيرا كه اين پيروزيها براي آنها منافعي را به دنبال دارد. آنها با بدست آوردن اين پيروزيها، موقع را مغتنم ميشمارند براي اينكه بنشينند و لانه هاي گرم خود را نرم كنند. اما تا آنجا كه به مسئله اعمال ديكتاتوري همه جانبه عليه مرتدین و دین سکولاریسم مربوط مي شود، و تا آنجا كه مسئله به تداوم راه پس از برداشتن نخستين گام در مسير ده هزار فرسنگي مربوط ميشود، مي گويند من معذورم! بگذار ديگران اين كار را انجام دهند، اينجا توقفگاه من است و بايد پياده شوم! ما به اين برادران  توصيه اي مختصر مي كنيم: توقف در نيمه راه خطرناك است! مرتدین و دین سکولاریسم شما را بخود ميخوانند! خود را به صفوف پيشروان  و حکومت اسلامی برسانيد و به پيشروي ادامه دهيد!

تجارب تاريخي نيز بما مي آموزند زمانيكه اعمال ديكتاتوري همه جانبه عليه مرتدین و دین سکولاریسم  مردمی گشته و سیل آسا پيروزيهاي پي در پي كسب ميكند، امپریالیستها مي توانند ظاهراً با رها نمودن حکام مزدورشان چنين نشان دهند كه اين انقلاب توده ای مسلمین طالب شریعت  را قبول دارند، در حاليكه در حقيقت همواره براي احياي مجدد ديكتاتوري  سکولاریستی خود تلاش مي كنند. اين دقيقاً همان كاريست كه حماس در غزه، راشد الغنوشی در تونس و مورسی در مصر انجام دادند.

آنها نه نام اخوان المسلمین  را تغيير دادند و نه نام حزب اسلامی !، و نه خواست این حزب مبنی بر اینکه قرآن قانون ماست و… را، بلكه بالعكس. آنها از طريق حفظ اين نامها و تحت پوشش آنها، شریعت به عنوان قانون اساسی  و اعمال ديكتاتوري همه جانبه عليه مرتدین و دین سکولاریسم را از محتوا تهي كرده و آنرا به ديكتاتوري سکولاریستی  انحصاري بدل كرده اند كه ضد شوراها، ضد جماعتهای شریعت گرا، و ضد شریعت اسلام  به عنوان قانون اساسی است.

آنها برنامه تدریجی «دولت دموکراتیک» و «جامعه ای مدنی» را در خيانت آشكار به شریعت اسلام و خواستهای برحق مردمانشان ، ارائه دادند. هنگاميكه مردم تونس و مصر و غزه  به اشتباه فاحش خود و به نیمه کاره گذاشتن انقلاب خود پی برده و در برابر ديكتاتوري فاشيستي این حکام  برمي خيزند، تحت نام دفاع از انقلاب به سركوب مردمان انقلابی  اقدام مي كنند. این است عاقبت ملت یا ملتهای مسلمانی که  طالب آزادی، رفاه، امنیت و قانون شریعت هستند اما اعمال ديكتاتوري همه جانبه عليه مرتدین و دین سکولاریسم را درک و هضم ننموده باشند و انقلاب را نیمه تمام  و در نیمه ی راه  رها نمایند.

چنین اتفاق ناگواری در کردستان و هورامان غربی نیز رخ داده است . زمانی که مردم مسلمان منطقه به رهبری حرکت اسلامی کردستان عراق  پس از دادن آنهمه قربانی در جنگ با سکولاریستهای سوسیالیست حزب بعث عراق  به پیروزیهائی دست یافته و شهرها و روستاهائی چند را به تصرف  خود درآوردند دیکتاتوری را متوجه نیروهای مجاهد خودی نموده و خود به صورت خادمین مرتدین و دین سکولاریسم و پارلمان کفری آنها درکردستان عراق درآمدند.

اینها در زیر پرچم اسلام  نیروهای مخلص شریعت گرا را می کوبیدند و برای اغتشاش فکری و خرابکاری و لاپوشانی اعمالشان، شعارهای اسلامی و نقدهایی گله مندانه نسبت به سیستم سکولاریستی کردستانی می نمودند؛ ولی درحقیقت با خدمت به سیستم سکولارسیستی حاکمه، مستقیما علیه اسلام و مسلمین مبارزه می کردند.

اگر می خواستید تحول اسلامی و قانون شریعت را به پیش ببرید آنها می گفتند که در وضع موجود نظام دموکراسی نوین پاسخگو است، هنگامی که می خواستید در مناطقی که آزاد شده اند قانون شریعت را برپا دارید، آنها مدعی می شدند که زمان آن هنوز فرا نرسیده است … در دفاع از سیستم مرتدین و سکولاریستی طالبانی و بارزانی کسی به گرد پایشان نمی رسید . آنها ديوانه وار بدنبال منافع و مقام هستند و از اينكار خود نيز مباهات دارند، بجاي آنكه شرم كنند. اينها كه اسماً حزبی اسلامی اند در واقع عناصر نوخاسته سیستم سکولاریستی اند، اکثرخصائص سکولاریستی منحط و محتضر را در خود جمع دارند.

جماعت جندالاسلام در هورامان غربی در شرايطي تشكيل شد كه  سكولاريستهاي مرتد يورشهاي عظيمي به شريعت گرايان آورده بودند و بسياري از مسلمین منشعب از احزابي چون حركت اسلامي و غيره را با تحميل جنگ بر آنان به قتل رسانده، مجبور به سازش نموده و يا روانه ي زندانها نمودند  و سعي نمودند كه با توسل بر دیکتاتوری سکولاریستی خود فضائي كاملا پليسي و اختناق آميزي را حاكم گردانند؛ در اين دوره جماعت جندالاسلام  تشكيل شد.

در همین زمان  بعضي از سازمانها و جماعتهاي اسلامي هم که درک درستی از انقلاب و قواعد و سنتهای ثابت آن نداشتند، يا از درون دچار تجزيه شده و يا درجواب دادن به انقلاب شريعت گرايان به بن بست رسيده بودند از درون دچار معضلات جدي شده بودند؛  ولي جماعت شريعت گرايان جندالاسلام به صورت بالنده  در اين فضاي پليسي حاكم شده توسط سكولاريستهاي مرتد و اسلامگرايان به بن بست رسيده آمد، شروع كرد و عضوگيري نمود.

چندی نگذشت که جماعت انصار الاسلام از اجتماع گروههای مختلف شریعت گرا  و جندالاسلام متولد گردید، که اعمال ديكتاتوري همه جانبه عليه مرتدین و دین سکولاریسم را تنها راه کسب قدرت حکومتی در جامعه و تشکیل جامعه ای اسلامی می دانست ؛ که در چنین جامعه ای شریعت اسلام به عنوان قانون اساسی آن باشد  و تا کنون به همراه دیگر شریعت گرایان وابسطه به جریان فرقه ی ناجیه به جهاد و مبارزه ی هدفمند و اساسی خود به پیش می رود، هرچند در برهه ای که در هورامان غربی بودند با گفتگوهای بی سرانجام انقلاب خود را متوقف نموده و همین توقف موجب بسیاری از بیماریها ی واپسگرایانه گردید.

انقلاب را نباید شروع کنی اما اگر شروع کردی نباید متوقف شده و آنرا نیمه کاره رها کنی و هر روز باید  به پیش راند، این چیزی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش رضی الله عنهم به ما آموختند.

تاریخ ربانی و سیاف در افغانستان ، حماس در غزه، غنوشی در تونس، شریف شیخ احمد در سومالی و… ثابت نموده است که دزدان انقلاب با سوء استفاده از بي تجربگي جوانان با زيركي خاص تبليغ مي كنند كه انگيزه مادي اگرچه چيز بدبويي است، ولي در عوض خوشمزه است. آنها تحت عنوان اسلام، اين اعمال ننگين را انجام مي دهند.

آيا برخي عناصر دغل كه كارشان سوداگري، تقلب و دزدي بوده، نمي گويند كه خود را وقف مبارزات اسلامی نموده اند؟ آيا برخي مسئولين جنايات كه اذهان جوانان را مسموم مي كنند، پرچم حزبی ظاهرا اسلامی  اما از درون خالی از شریعت اسلام را  بلند نكرده اند؟ ما بايد تاكتيكهاي آنها را بررسي كنيم و تجارب خود را جمعبندي نماييم تا اعمال ديكتاتوري همه جانبه عليه مرتدین و دین سکولاریسم را هر چه موثرتر اعمال داريم.

اعمال ديكتاتوري همه جانبه عليه مرتدین و دین سکولاریسم، ديكتاتوري شریعت بر فاسدان است. ما مطمئن هستيم كه انبوه وسيع مسلمین  تحت رهبري جریان مجاهدین شریعت گرای فرقه ی ناجیه، اين توانايي و قدرت را دارند كه در مقابل مرتدین و سکولاریسم و عواملشان  مبارزه كنند و بالاخره بر آن پيروز شوند و مطمئناً ما خواهيم توانست آنها را به پيشروي هاي باز هم بيشتري رهنمون شويم.

در صورتی که ما طبق دستورات خداوند به پیش رویم خداوند وعده ی خلافت و رهبری در زمین و کسب قدرت حکومتی را به ما داده است نه به کفار و مرتدین. خداوند جهت قدم نهادن در این میدان اسبابی را معین نموده است هرکس از این اسباب استفاده نماید خداوند بدون در نظر گرفتن دین و عقیده اش وی را به مقصد می رساند و هرکس از این اسباب و سنتها دوری نماید خداوند وی را هرگز به مقصد نخواهد رساند. و سنتهای خداوند تغییرپذیر نیستند.

اين دورنماي بي نهايت درخشان، بي شك همچنان منبع الهام تعداد فزاينده اي ازمجاهدین آگاه و ساير مسلمین و پيشاهنگان آنها، يعني شریعت گرایان اهل توحید  خواهد بود، تا با وفاداري به خط پايه اي دین، با اعمال ديكتاتوري همه جانبه بر مرتدین و سیستم سکولاریستی مهاجم، انقلاب مداوم تحت شریعت الله  را تا به انتها، به پيش برند.  نابودي مرتدین و كليه طبقات استثمارگر ديگر و پيروزي شریعت الله ناگزير و مسلم، و خارج از اراده افراد است.

دیدگاهتان را بنویسید