بازگرداندن اهميت نقش توحیدی زنان بعنوان نيمي از پيكرة انساني(۳۸۹)

بازگرداندن  اهميت نقش توحیدی زنان بعنوان نيمي از پيكرة انساني(۳۸۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

تمامي انسانها از دو نفر به نام آدم و حوا بوجود آمدند. يعني سرچشمه زن و مرد يكي است نه اينكه يكي باشد و ديگري نه[۱] و آدم و حوا هردو لغزيدند نه اينكه حوا يا زن باعث لغزيدن مرد گرديده باشد.[۲] و به دليل اينكه مردان قيوم زنانند (الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ)(نساء/۳۴) مردان بر زنان سرپرستند؛ مسئوليت بيشتر گردن مرد را مي گيرد تا زن و حوا را.

اما راهبان و خاخامها و به تقليد آنها ملايان ومولويان كهنه پرست، اين مطلب را به صورت تحريفي بي شرمانه در آورده و وسيله اي گردانيدند جهت پست نشان دادن زنان، چنانكه هيتلر سکولاریست به تبعيت از جامعه اي كه پرورشش داده بود وظايف زنان را چنين پيشنهاد مي كرد: بچه داري، آشپزي ورفتن به كليسا. و ملايان و مولويان و آخوندهاي كهنه پرست اهل سنت ما وظايف زنان را چنين پيشنهاد مي كرده اند: بچه داري، آشپزي و شستشو، كار در مزرعه مرد و… و نرفتن به مسجد.

اين شد گوشه اي از دسيسه ها و نيرنگها و افكار پوسيده و بدعتهايي كه همچون سمي مهلك به خورد جامعه دادند. اسلام از زمان اولين پيامبرش تا آخرين رسول عليهم الصلوة و السلام، زن و مرد را به يكسان مكلف به داشتن ايمان توحيدي و اخلاق اسلامي نموده است[۳] و عمل صالح از«زن» و «مرد» كه «مؤمن » باشد به يكسان خواسته شده . و اين نقش سنگين زنان را نيز در جامعه مي رساند. بر اساس قوانين الهي زن در درك كمالات معنوي همچون مرد تواناست تا به هر افقي كه مي خواهد به پيش رود و زن و مرد به يكسان نتيجه اعمال خود را مي بينند .[۴].

بدينسان با توجه به تجربياتي كه تاريخ بشريت در مورد زنان و كل انسانيت به نمايش گذاشته تنها فرمان خداوند در مورد زنان قابل قبول است نه هيچ نظر شخصي يا متحجرانة جاهلي كه تمامي حقوق انساني زنان را به اشكال مختلف پايمال نموده و باعث فاسد شدن زنان و استثمار و استضعاف آنان گرديده است. [۵].

با  اين توضيح به اين اساس بنيادين بر مي خوريم كه :   وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا. (احزاب/۳۶)‏ هيچ مرد و زن مؤمني، در كاري كه خدا و پيغمبرش داوري كرده باشند (و آن را مقرّر نموده باشند) اختياري از خود در آن ندارند (و اراده‌ي ايشان بايد تابع اراده‌ي خدا و رسول باشد) . هر كس هم از دستور خدا و پيغمبرش سرپيچي كند، گرفتار گمراهي كاملاً آشكاري مي‌گردد .  ‏

همچنين بايد بدانيم كه زن صالح ، فساد و طغيان شوهرش لطمه اي به او نمي رساند و زن فاسد و خائن هم ايمان شوهرش سودي به وي نمي رساند[۶]  با وجود اين كه نزديكترين افراد به پيامبران زنان شنان بوده اند مي بينيم كه بعضي دعوت شوهرانشان را نمي پذيرند. اما زن فرعوني كه با قوانينش ادعاي فرمان روايي و پرورش دهندگي مطلق را داشت،  با تمام وجود، به خدا ايمان آورد و فرعون نتوانست جلو وي را بگيرد و يا وي را موافق با عقيدة فاسد خود نمايد و اين نشانگر اصل مهم آزادي شخصيتي زن از نظر عقيدتي، جهانبيني و ايدئولوژيكي و عمل متناسب با آن مي باشد.

بدين معني كه او نيز همچنان كه «انسان»است مي تواند از حقوق انساني كه خداوند به هر انساني داده، كه همان اختيار و آزادي در پذيرش يا عدم پذيرش هر چيزيست ، برخوردار باشد[۷]  زن برخلاف پسر و دختر با وجود هم ايمان نبودن باز «اهل»  به حساب مي آيد و فرزند چنين نيست[۸]

سابقين بالخيرات چنانكه پيداست بايد در تمامي امور زندگي نمونة عيني و ظاهري آن چيزي باشند كه برايش به پا خواسته اند. و امور خانوادگي نيز دومين مرحله بعد از خود سازيست كه پس از كسب موفقيت و نمرة قبولي در اين مرحله است كه شخص اجازة ورود به دايره اي بزرگتر و مسئوليتي سنگين تر را در جامعه مي يابد.

زن و شوهر در تمام وظايف و مسئوليتهاي انساني خود با « تشاور» و «ائتمار» تصميم گرفته و عمل نمايند. خواهران بدانند كه : اگر در كارهاي خير مشوق شوهرانشان باشند، هم اجر تشويق را دارند و هم به دليل صبر بر مشكلاتي كه پيش مي آيد شريك ثواب شوهرانشان مي شوند. بدون اينكه از ثواب آنان هم، چيزي كم شود، و هرچه مشكل و ضرر بيشتري ببينند، اجرشان بيشتر مي گردد.

هيچ ملا، يا دين فروش و يا سکولار ضد انسان خائني نمي تواند حقايق اسلام را براي هميشه بپوشاند. و نمي توانند بپوشاننند كه اولين قشري كه وجود اسلام را وسيله اي جهت خوشبختي  و سعادت خود و رهائيش از وضع اسفبار موجود، مي داند زنان اند، انسانهايي كه بيشترين ظلم را حتي نسبت به همنوعان مرد خود متحمل شده اند. و به محض شنيدن صادقانه پيام، اولين پذيرندگان و فدائيان خواهند بود.

اولين كسي كه به اسلام ايمان آورد زن بود، مادرمان خديجه عليها السلام ، اولين شهيد اسلام زن بود اماممان سميه عليها السلام.

استقامت و پايداري اسماء عليها السلام معروف به (ذات النطاقين) آن دختر در هنگام هجرت زماني كه ابوبكر به مدينه هجرت كرد و پول نقد را با خود برد، ابوقحافه كه مشرك بود در آن موقع به اسماء عليها السلام  گفت : به شما هم ظلم كرد، با مالش هم به شما ظلم كرد، اسماء دست ابوقحافه كور را بركوزه اي پر از سنگ ريزه گذاشت كه اين پول است  و بدين شيوه

۱- هم خيال وي را راحت كرد. ۲- هم از يك نفر مشرك و لو اينكه پدر بزرگش هم باشد منت نكشيد و در برابرش ايستاد.

ايشان عليها السلام از پسرش عبدالله عليه السلام كه از مثله شدن پس از مرگ مي ترسيد، پيشنهادش را نپذيرفته و فرمود : بعد از قتل چيزي نيست كه انسان از آن بترسد، پوست كندن و زبح دردي برايش ندارد.  ودر جواب غصه نخور مادر پسرش فرمود: من وقتي از كشتنت غمگين مي شوم كه بر باطل كشته شوي ، پسرم : زره لباس كسي كه‌ آمادگي شهادت دارد، نيست؛ آنرا در بياور و به جايش شلوار اضافي بپوش، كه هر وقت كشته شدي عورتت پيدا نشود.

رشادت ام عماره و نسيبه عليهما السلام در نبرد احد، پايداري ام سليم در روز حنين و….. و زن مومني كه فرزنداني شهادت طلب پرورش داده و همسرش را به جان فدايي و فداكاري وا مي داشت. ” وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.(توبه/۷۱)‏ مردان و زنان مؤمن، برخي دوستان و ياوران برخي ديگرند . همديگر را به كار نيك مي‌خوانند و از كار بد باز مي‌دارند ، و نماز را چنان كه بايد مي‌گزارند، و زكات را مي‌پردازند ، و از خدا و پيغمبرش فرمانبرداري مي‌كنند . ايشان كسانيند كه خداوند به زودي ايشان را مشمول رحمت خود مي‌گرداند . (اين وعده‌ي خدا است و خداوند به گزاف وعده نمي‌دهد و از وفاي بدان هم ناتوان نيست . چرا كه) خداوند توانا و حكيم است .”

ما نقش زنان را در جهاد و بذل و بخشش جان و مال و جواهراتشان ،و اينكه شخص مسلمان با اشتياق به قانون و برنامه الهي و حب آن ،خود سلاح و تجهيزات را تهيه مي ديد ،كه حتي فرش خانه را جهت تهيه سلاح مي فروختند، در تمام سيرة سابقين الاولين مشاهده مي كنيم كه عمربن سعيد عليه السلام و همسرش عليها السلام نمونة آن و عكس العمل مادر در برابر شهادت فرزند را باز در عتبه بن جاهد الجهني مي بينيم و……..

با اين توضيح به اين مطلب اساسي مي توان دست يافت كه در زمان كنوني نيز با وجود «مسلمان بودن» ما، بايد شخصيت و مقامي را كه زنان نزد خدا دارند و موقعيت اجتماعي كه بدانان بخشيده شده به آنان اعطا گردد. و زنان را در صورت رعايت چنين مواردي مي توان به صف مبارزين ضد دین  سکولاریسم پذيرفت[۹] . خداوند ورود زنان مومن و مسلماني را كه وارد برنامه انقلابي مي گردند را تجويز نموده و حتي مي فرمايد اگر از ديار خود مهاجرت نمودند و به گروه انقلابيون پيوستند در صورت «امتحان» آنان و اطمينان از هدف مبارزاتشان بايد آنان را پذيرفت و حق ارجاع آنان به هيچ دولت يا شخصي وجود ندارد و لزوم مهاجرت زنان مومن را از جامعه جاهلي، همچون مردان، مي رساند.

خداوند با ذكر موارد حقوقي اينان فرامينش را  قانون و حكم  الهي برشمرده و مي فرمايند: در صورت ازدواج با چنين زناني واجب است كه مهر آنان كه تعيين شده داده شود(نگويند بي كسند و به آنان ظلم كنند و… و اگر شخصي احياناً زن كافري داشته باشد . وضعيت آنرا نيز مي نماياند كه شخص مي تواند وي را طلاق داده و مهر را از آنان گرفته و با اين زن مومن مهاجر امتحان شده ازدواج كند.[۱۰] همچنين حكم زناني كه از مومنين به سوي دشمنان و جامعه جاهليت مي روند را نيز بيان مي فرمايند..

در بالا مسئله زنان در مبارزات مسلحانه خود را به نمايش گذاشت و در اينجا به گوشه اي ديگر اشاره مي كنيم كه عتبه بن غزوان در تصرف  «ابله» به كاربرد: مي دانيم كه روش معروف عمر بن خطاب در جنگهاي مسلحانه بر« اتكاء  به قدرت و كارايي و توانايي فرمانده و تقليل افراد جنگنده » استوار بود. در جنگ ابله هم زنان شركت داشتند . عتبه براي زنان چند پرچم تهيه كرد ، و آنها را برچوبهاي بلند و رمها و نيزه ها برافراشت و به آنها دستور داد در عقب سپاه حركت كنند و گفت : وقتي دو سپاه نزديك هم شدند ، آنها گرد و خاك راه بياندازند و محيط را از گردوخاك پركنند. كه دشمنان خيال كنند كه پشت سرسپاهي انبوهند و اينها پيش قراولند و بدين شكل سپاهيان دشمن ترسيدند و در رفتند و عتبه با همراهي زنان مبارز بدون يك كشته وارد ابله  گرديد .

زنان در تمامي فعاليت هاي اجتماعي متناسب با شرایط فطری شان نيز با مردان برابر و يك سانند[۱۱] و در امر بيعت و انتخاب و  تائيد نمودن رهبران و يا انتخاب و تائید هر كسي زن با مرد مساويست چه در شوراي اولي الامر باشد كه بخواهد  به كسي راي داده يا بخواهد در هر كدام از مراحل شورا تخصصی عضو شود[۱۲]

مسجد پارلمان مسلمين و جايگاه شورا و مكاني است كه تمام امور مسلمين در آنجا به سرانجام مي رسند. كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم در مورد زنان فرمود :  لاتمنعوا اماء الله مساجد الله   [۱۳]

مسجد جاي عبادت است و تمام امور زندگي يك مسلمان مومن در صورتي كه مطابق با قوانين الهي صورت پذيرد عبادت محسوب مي گردد .از هم صحبت شدن با همديگر تا نوشيدن و خوابيدن وتمتع مسائل جنسي گرفته تا ديگر مسائل اجرائي و ادراي اجتماع. زني كه اجازه ورود به پارلمان اسلامي را دارد قطعاً اجازه انجام اموري كه در آن صورت مي پذيرد را نيز دارد .

زن به همراه مرد با ازدواج تشكيل يك شركت را مي دهند (دقيقاً دقت شود) تمام آنچه كه در نتيجه فعاليت مشترک اقتصادی آنان به دست مي آيدبصورت مشترك به هر روي آنان تعلق دارد. چه قدر ناجوانمردانه و پستي است كه شخص شريكش را بعد از چند سال اشتراك با توسل به قوانين افيوني حاكم بيرون انداخته و حقوق و مزايايش را غصب كند. خداوند مي فرمانيد : خانه (و هر آنچه متعلق به آن است )مال زن هم هست و زن و مرد درآن اشتراك دارند نبايد آنها را از«خانه هايشان» بيرون كرد و خودشان هم نبايد بيرون روند. مگر در مواردي كه در آنصورت هم حقوق خاص خود را دارند.[۱۴] .

زنان استقلال اقتصادي دارند، و شيوة تقسيم ثروتي كه بعد از مرگشان به جا مي ماند و يا تقسيم ارث زماني كه يكي از زوجهاي  مسلمان كه بر مبناي اسلام هر دو به نسبت مساوي از آزادي فعاليت اقتصادي برخوردارند و هر كدام براي خود صاحب ثروت و دارائي مي باشند[۱۵] لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ (نساء/۳۲)مردان نصيبي دارند از آنچه فراچنگ مي‌آورند و زنان (هم) نصيبي دارند از آنچه به دست مي‌آورند.

با درك صحيح مسئله حجاب براي زن و مرد حدود حجاب براي زن در آيه [۱۶] ودیگر احادیث صحیح نبوی مشخص مي گردد و جایی برای تاویلات غلط هوسرانان ویا سکولار زده های محلی باقی نمی ماند.

دختران را به اجبار نبايد شوهر داد[۱۷] و ازدواج عهد و پيماني است بسيار محكم كه زن آنرا از مردمي گيرد و روابط زناشوئي اسلامي بايد در اعلا درجه استحكام باشد . وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا(نساء/۲۱) زنان پيمان محكمي ( هنگام ازدواج ) از شما گرفته‌اند ( و خداوند برابر آن ، امر زناشوئي را حلال نموده است )

اسلام ازدواج را پيشنهاد كرده و زنا را بشدت منكوب نموده و هدف از وضع چنين قوانين بدون انعطافي اين است كه :

۱- جرم نشود

۲- گناه هم ثابت نشود.. [۱۸]. تمامي حدودي كه در زمان صدور  اسلام و حيات خاتم صلي الله عليه و اله و سلم در مورد زنا صورت گرفته از طريق اعتراف خود آنان بوده نه از طريق شاهدين؛ چون شاهد معمولاً با رعايت دستورات اسلامي خيلي نادر و محدود است و براي كساني هم كه الكي تهمت زنا را به ديگري مي زنند مجازاتي ثابت وجود دارد.

انجام هر گونه فاحشه گري و زنايي در زير پوشش هر لباسي عنواني از ديدگاه بيداري اسلامي رد و غيرقابل تحمل است و آنچه ارزش دارد همچون تمامي موارد ، قانون خداست .[۱۹].

مسئله ديگري كه همچون موارد ديگر گذرا از آن بحث مي كنيم اجراي حكم قصاص است. اجراي حكم قصاص احترام گذاشتن به آزادي انسانها و جلوگيري از از بين رفتن  غير عالانه زندگي انسان است كه اين خود نوعي مطمئن كردن و بر دوام كردن « زندگي » است. كه در آن خشونت از طريق غيرمستقيم مي تواند از جامعه رخت بربندد. چون زماني چنين قانوني بر اساس فرمان الهي اجرا شود كسي جرئت اقدام به گرفتن زندگي ديگران نمي كند. حكم قصاص برابري حقوقي ميان زنان و مردان را به زيباترين وجه در قالب ”  الْحُرُّ بِالْحُرِّ ” (بقره/۱۷۸) آزاد در برابر آزاد؛ با «ال» معرفه بيان فرموده است كه انسان آزاد چه زن باشد چه مرد اگر انسان آزاد ديگري را به قتل رساند بايد بدون در نظر گرفتن جنسيت آن به قتل برسد.

اين قانون در مورد بردگان نيز در قديم اجرا مي شد. اينكه در اول ”  الحربالحر ” را آورده است دليل بر اين است كه كل انسانهاي آزاد را شامل شود. و براي اينكه مثلاً زن آزادي رامردآزادي كشت و يا اينكه مرد آزادي را زن آزادي كشت همان مرد يا همان زن كشته شود  و اينكه زني را زني كشت ولي اقدام به كشتن مرد آزاد ديگري نكند قانون ” الانثي بالانثي” با «ال» معرفه جهت اجراي عدالت و تمايز ميان اجرا، آورده شده است. زن آزاد، مرد هم آزاد. قانون هم يكي است.

مسئله ديگر اثبات دوستي و همكاري است كه ميان زنان و مردان مؤمن مسلمان وجود دارد [۲۰]. بخاري از فاطمه بنت قيس روايت مي كند كه : هنگامي كه شوهرش او را طلاق داد، پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم به وي فرمود: مدت عده را در خانة ابن ام مكتوم، سپري كن زيرا او مرد نابينايي است و تو مي تواني « لباست» را در آوري و او تو را نمي بيند. در ميان مؤمن مسلمان متعهد مخلص تمايزي وجود ندارد. و ديگر حقوق اسلامي زنان كه دين به تفصيل آنرا بيان نموده و مؤمن مسلمان سابق بالخيرات الگوي عيني و شاهد ظاهري آن است و مفسري جسماني براي قوانين مكتوب الهي.

با آنچه كه  آمد روشن شد كه :

كردار نيك بطور يكسان از زن و مرد خواسته شده است زيرا آن نتيجه طبيعي ايمان است بدين جهت خداوند مي فرمايد :  مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ.(نحل/۹۷)‏ هركس چه زن و چه مرد كار شايسته انجام دهد و مؤمن باشد ، بدو ( در اين دنيا ) زندگي پاكيزه و خوشايندي مي‌بخشيم و ( در آن دنيا ) پاداش ( كارهاي خوب و متوسّط و عالي ) آنان را بر طبق بهترين كارهايشان خواهيم داد . ‏ در ميان زنان و مردان هركس كردار شايسته انجام دهد در حا لي كه مومن باشد بواسطه زندگي پاكيزه او را زنده مي داريم و بهتر از آنچه عمل مي كردند بدانان پاداش خواهيم داد.

امروزه فعاليت و مبارزه اسلامي جزئي از عمل صالح محسوب مي شود، زيرا محور آن دعوت به سوي خدا ، امر به معروف ، نهي از منكر، تلاش براي اقامة حكم الهي در زمين و تمامي واجبات ديني ديگر بطور يكسان از مردان و زنان خواسته شده است.

خداوند مي فرمايد :  وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (توبه/۷۱) ‏ مردان و زنان مؤمن، برخي دوستان و ياوران برخي ديگرند . همديگر را به كار نيك مي‌خوانند و از كار بد باز مي‌دارند، و نماز را چنان كه بايد مي‌گزارند ، و زكات را مي‌پردازند ، و از خدا و پيغمبرش فرمانبرداري مي‌كنند . ايشان كسانيند كه خداوند به زودي ايشان را مشمول رحمت خود مي‌گرداند .  (اين وعده‌ي خدا است و خداوند به گزاف وعده نمي‌دهد و از وفاي بدان هم ناتوان نيست . چرا كه) خداوند توانا و حكيم است .

خداوند در اين آيه بيان نمود كه امر به معروف و نهي از منكر و اطاعت از خدا و رسولش در آنچه كه دستور مي دهند.از مردان و زنان خواسته شده است و زن در تكليف به واجبات ديني با مرد برابر است مگر مواردي را كه خداوند متعال ويژه مردان و يا زنان گردانيده است.  خروج جهت جهاد در راه خدا چنانكه علما گفته اند بر زن واجب نيست زيرا كه او در حق تربيت نسل آينده و آماده نمودن همسر مشغول است. اما وقتي شوهرش بدو اجازه داده و يا او را با خود به جهاد ببرد براي همسر و زنش مشكلي ايجاد نمي كند، براي هر دو ثواب جهادگران مقرر است «زنان جهادگر»؛ ولي اگر دشمن به سرزمين مسلمانان يورش آورد و جهاد بر همگان فرض عين شود  در اين صورت بدون اجازة شوهر جايز است كه براي جهاد  رهسپار شود. چنانكه فرزند نيز در چنين مواردي مي تواند بدون اجازه پدر راهي جهاد گردد.

ما مي پرسيم : وقتي تجاوز به سرزمينهاي مسلمانان بر زن مسلمان واجب مي گرداند تا براي جهاد خارج شود آيا تجاوز «به خود اسلام»ازجانب سکولارهای مرتد موجب نمي شود به جهت شركت در دفاع از اسلام از خانه خارج شود؟

وقتي قانون الهي تعطيل مي شود و فكر محدود عده ای  محدود از انسانهای صاحب سرمایه وزور ، قدرت مي يابد و عمل به قوانين ساختگي و عرف نفساني فرض مي گردد زياني كه زنان و مردان و كلاً انسانهاي بي گناه در زير فقر، ظلم، ستم و استبداد به انواع مفاسد اخلاقي و ويرانگر دچار گشته اند، آيا بر زنان واجب نيست جهت دعوت به سوي بازگشت به قوانين الهي و اصلاح اجتماع به هم ريخته از خانه خارج شده و دست به پيكار زند؟

وقتي كه شوهر نمي تواند چنانكه بايست به تربيت همسرش اقدام كند، آيا جامعه زنان مسلمان حق ندارد به تربيت آنان بپردازد؟ چه كسي جز زن در جهت ايفاي اين مسئوليت تواناتر است؟ و از لحاظ ديني، آيا بهتر نيست زن مسلمان به آماده سازي زنان مسلمان مبادرت ورزد و اموري را كه فراگيري و عمل كردن بدان بر آنان واجب است، به ايشان ياد دهد؟

ساختن خانواده اي اسلامي اقتضا دارد زني مسلمان براي مواظبت از شئوون شوهر، فرزندان و اجتماعش وجود داشته باشد. ولي مكان تربيت و آموزش چنين زني را در كجا مي يابيم؟ مدرسه ها، دبيرستانها و دانشگاههاي ما تلاش دارند زني را تحويل جامعهبدهند كه خود را بزك كند و با انواع زينت و مظاهر خود را بيارايد و بر جلسات ياوه گويي حريص باشد و از شوهر و جامعه اش آنچه را كه

خود مي پندارد حق است به جاي اداي امور واجب توقع داشته باشد.

وقتي در جامعة ما حركت زنان مسلمان ايجاد نشود تا دخترانمان را بر اساس مبادي و اخلاق اسلامي تربيت كند و در قلوب آنها عواطف نيكي جايگزين نمايد و آنان را چنان قرار دهد كه خدا و رسولش را دوست داشته باشند و بر ارزشهاي بلند بيشتر از حرصشان بر مظاهر تو خالي حريص باشند. وقتي حركت اسلامي زنان ايجاد نشود تا با باطل و مفاسد آشكار بين زنان درگير شود و روح اسلام را دوباره در آنها برانگيزد، پس از آن مشكل خواهد بود كه زني مسلمان يافت شود تا در ساختن خانواده مسلمان سهيم باشد.

وقتي مؤسسات جامعة مادي گراي متحجرسکولار، زناني مسلمان براي ساختن اجتماع سالم ما تربيت نمي كنند. واجب است جريانات دعوت اسلامي مختص زنان به وجود آمده و در اداي اين امر مهم جاي آنها را بگيرند. در غير اينصورت نه تنها جامعه اي اسلامي بلكه خانواده هاي مسلمان و در نهايت زنان مسلمان را نيز از دست خواهيم داد. زنان مسلمان نمي توانند نقش خود را در ساختن خانوادة مسلمان ايفا كنند مگر وقتي كه خود بر اساس اسلام تربيت شده باشند، و تا زماني كه با خواهرانش در رهايي جريان زنان اسلامي گسترده اي كه حافظ طبيعي دختران جوان بر اساس اسلام و تحويل آنان به جامعه اسلامي باشد، شركت نجويد، رهايي امكان پذير نخواهد بود.

هريك از زنان مسلمان در ايجاد اين جريان فرخنده و تقويت و گسترش آن نقش مهمي را برعهده دارند. در تحويل و دگرگوني پايه اي و در هر مبارزه مردمي، بسيج تمام توان مردم و وحدت آن به خاطر شكست دشمن و كسب پيروزي و يا انجام وظايف عظيم انقلاب اسلامي ضروريست .

تجربه مبارزان كنوني ايران و تجارب دهها خيزش و انقلاب در تاريخ قديم و معاصر اسلام و ديگر ملل ثابت كرده اند كه جماعت زنان نيروي بس عظيمي در مبارزه و جهاد در خود نهفته دارند. و مي توانند به طور عملي از مبارزان مرد پشتيباني نموده و نيروي بس عظيمي در اختيار آنان بگذارند. در واقع اين تجارب مختص به يك زمينه معين نبوده اگرچه در تمام زمينه ها بلكه در اغلب آنها پديد آمده است.

وقتي كه براي جماعت زنان اهميت مسئله اي كه مسلمانان بخاطرش مبارزه كنند، و ضرورت فداكاري در اين راه روشن گردد، آنگاه آنان مي توانند سهم بزرگي در پرتوانتر كردن اين مبارزه ايفا كنند.

نظريه اي كه برخوردي ترحم آميز به زن كرده به اين معني كه گويا آنان تحمل سختيها و فداكاري در مبارزه را ندارند گويا زنان مي توانند در مصونيت باشند زماني كه اسلام درگير مبارزه و نبردهاي بس بزرگي است، اشتباهی فاحش وانکار ناپذیریست.

بايد توجه داشته باشيم كه براي جامعة زنان عدم درگيري با سختيها و جانبازي در مبارزه امريست غيرممكن، زمانيكه همسر، پدر، فرزند و برادران آنان درگير اين مبارزه هستند. مردان به هر فداكاري كه دست مي زنند مستقيماً بر روي زنان اثر مي گذارد.  شهادت همسر، پدر، فرزند و برادر يعني تحمل فداكاري بزرگي از طرف زنان و زمانيكه مردان تحت پيگرد قرار مي گيرند و يا به زندان افتاده و يا زير فشار قرار مي گيرند زن در قلب و در عمق اين فداكاري جاي دارد.

وقتي كه مردان به اشكال گوناگون زيرستم و تجاوز متجاوزين و مستبدان كشيده مي شوند، و سركوب، بيكاري، بيچارگي را متحمل مي گردند و عهده دار مسئوليتهاي سنگين معشيتي ، (ديني) فرهنگي و …… هستند ، مادر ، همسر، خواهر و دختر با اين مشكلات در ارتباط بوده و در قلب اين شرايط قرار دارند. بدينسان  آنان نيز در همين سنگر قرار گرفته اند. اين دين و ملت، دين و ملت آنان نيز هست ، همانطوريكه از آن مردان است. پس چرا نبايد متناسب با شأن و موقعيت خود سختيهاي مبارزه و فداكاريهاي آنرا تحمل نمايند. زمانيكه دشمنان دين عملا، تحمل اين سختيها و فداكاري را بر تمام مردم تحميل كرده اند .

زماني كه، مردان، درگير اين مبارزات عدالتخواهانه ايم حتي اگر به جامعة زنان بگوييم كه مسائل جاري مسئله شما نبوده ، آنان اجتناب ناپذير متحمل اين سختيها و فداكاريها هستند. در اين صورت شركت فعال آنان در مبارزه با وجود سختيها و فداكاريهاي بيشمار تنها راهي است كه به خاطر اجراي صحيح دين و آزادي واقعي مردم از چنگال دشمنان قسم خورده بايد طي شود.

از اين جا درك مي كنيم كه جلب وسيعترين جماعتهاي زنان براي شركت در خيزش و مبارزه ، و جلب آنان به خاطر مشاركت تمام مردم در راه تحقق بخشيدن به مسئله دين، خيزش و مردم امريست ضروري كه بايستي به مثابه وظيفه مركزي مبارزان زنان در سطح طلايه داران خيزش در نظر گرفته شود.

قرار دادن هر وظيفه و يا مسئله و يا مسئله ديگري مافوق و يا همطراز اين وظيفه مركزي، با استراتژي و تاكتيك بسيج كل نيروهاي مسلمان و متحد نمودن آنان به خاطر شكست دشمنان و تحقق پيروزي در تضاد قرار مي گيرد و اين به خاطر وظايف بزرگ ديني و مردمي مي باشد. در راستاي اين استراتژي عظيم بايد به نكات زير به دقت نظري عميق متوسل شد:

۱- در تمام مسائل عمده اي كه كل خلق با آن روبروست زنان سرزمين ما همانند مردان آنها شريكند. و اين بدان معني است كه هر مسئله اي كه براي دين و مرد مطرح است مانند، موجوديت استبداد سکولاریستی، رواج شرک وکفر بواح، استضعاف ، فقر و محروميت و غيره زنان نيز شريك اين شرايط مردان مي باشند. بنابراين شركت زنان و سهيم شدن جامعة زنان در كسب آزادي حقيقي خود و جامعه اش امري ضروريست.

۲- زن در سرزمين ما مسئوليت كارهاي خانه، تربيت فرزندان و وظايف سنگين ديگري را به عهده دارد. بايستي در خلال ايجاد اشكال مناسب براي برانگيختن جامعة زنان به مبارزة عمومي، اوضاع ذكر شده و همچنين اوضاع مختص به آنان را دقيقاً در نظر گرفت. زيرا غير ممكن است كه در شرايط كنوني سرزمين ما از زنان خواست كه اين مسئوليتها را كنار گذارند. هر نظريه اي كه سعي در ناديده انگاشتن اين واقعيت عيني بكند و خواستار اين شود كه جامعة زنان از اين مسئوليتها دست بردارند، چنين نظريه اي، به بسيج جامعة زنان به مبارزه، منجر نخواهد شد.

۳- درصد بيسوادي به معني اخص آن در بين جامعة زنان خيلي بالاست، و همچنين عقب ماندگي نسبي در رابطه با شركت آنان در زمينه هاي فعاليتهاي عمومي اجتماعي و ديني موجود است در اينجا ضروريست كه بين بيسوادي و درك معرفت فرق گذاريم پس نبايد چنان تصوري بوجود آيد كه گويا آنان فاقد هر گونه معرفت تجربه و افكار حائز اهميت مي باشند . چه بسابسياري از آنان خالص تر، مومن تر و متقي تر از خيلي از زنان تحصيل كرده و روشنفكراند و اين تصور به وجود آيد كه كار ديني را با آنان بايد از صفر شروع كرد.

۴- هر گامي كه در راه جنبش جماعت زنان مسلمان براي مبارزه در خيزش برداشته مي شود، احتياج به گامي مشابه در زمينه آگاه كردن جماعتهاي مردان دارد تا اين گام با تائيد عمومي تضمين گردد و وحدت گسترده بين وسيعترين گروههاي زنان و مردان علیه کفار ومرتدین سکولار را مستحكم گرداند.

۵- خواست مبارزاتي واقعي زنان مومن در اين نيست كه توان فردي خود را ثابت نمايند، بلكه قدرتشان در برانگيختن جامعة زنان براي مبارزه نهفته است.

۶- بعضي از زنان كار در خانه و تربيت فرزندان را باعث تلف شدن وقت خود شمرده و آنرا تحقير مي نمايد. غافل از اينكه ابتدائي ترين و در عين حال بنيادي ترين نقش آنان در تشويق همسر، پسر، برادر و پدر خود براي شركت در مبارزه و بي هراس بودن در جانبازيست. و در واقع مبارزين واقعي بدون زمينه اي آنچناني كمترين شانس پيروزي را دارند.

مسئله وقت، به اين معني كه كار در خانه و تربيت اطفال و زايمان و مهيا نمودن انقلابيون براي مبارزه مانع فعاليت مبارزين زن بوده، و اين كارها وقت كافي براي انجام وظايفشان باقي نمي گذارند، در اينجا بايد تفهيم شود كه مگر همين مسئله براي مردان كارگر، دهقان، معلم، پزشك ….. كه در سرزمين ما بيش از ۸ ساعت زحمت مي كشند ، مطرح نيست؟ و آيا از اين افراد كه مجبور به ادامه كار روزمره براي تأمين امور معشيتي زندگي مي باشند، نمي توان خواست كه مبارز شوند ؟ طبيعي است كه اين مسئله بايد با در نظر گرفتن شرايط موجود حل گردد و نه از طريق فرار از اين شرايط .

مبارزات مخفی سرزمینهای اشغال شده توسط دیکتاتوری مهاجم سکولاریسم و نوکران محلی آن

در این گونه مواقع مخفی کاری و انضباط حرف اول مبارزه و جنبش را می زند. نظر خواهی و مشورت عمومی از افراد امکان پذیر نیست. به همین دلیل سازمان از حالت آزاد و طبیعی اش کاملاً خارج شده و در حالتی از اضطرار قرار می گیرد. شرایط خشن و پلیسی حاکم بر جامعه ایجاب می کند جهت حفظ و زنده نگهداشتن سازمان اولین هدف جنبش حفظ اعضاء و به خصوص رهبری می باشد.

اعضاء تیمی که به صورت ۳ الی ۵ نفره شکل می گیرند از هسته های تیمی دیگر بی اطلاعند و در محلات و روستاهای منطقه طبق روش همان محل زندگی کرده ، لباس پوشیده و هماهنگ می شوند. معمولاً برای رد گم کردن در هر تیم باید یک زن و شوهر وجود داشته باشد تا به صورت یک خانواده جلوه نموده و همسایگان را متوجه خود نکنند. در تمام مدت شبانه روز یک نفر از طریق دوربین مخفی (که با برق یدک حمایت می شود) یا هر وسیله ی دیگری که ایجاد شبهه نکند باید کشیک بکشد تا بقیه را از حملات احتمالی نیروی نظامی دشمن  ومرتدین با خبر سازد. یکی از افراد مستعد و آموزش دیده تیم مأمور ارتباط با تیم دیگر می شود.  هیچ رابطی از مکان و حتی قیافه ی تیم دیگر با خبر نمی شود و هیچ گونه کنجکاوی در این زمینه ننموده و هیچ گونه اطلاعاتی از طرف مقابل را نیز نمی پذیرد و در صورت هر گونه دهن لقی رابط تیم مقابل آن را بدون کوچک ترین ملاحظه ای به فرمانده اش گزارش می کند.

قبل از انجام قرار رابطه ها باید جداگانه محل قرار داد را بازدید کنند و پس از اطمینان از امن بودن قرارگاه مأموریت را انجام دهند. پس از آن برای قرار و دیدار بعدی مکان و زمان دیگری را با رمز مشخص و کاملاً سری که تنها فرمانده از آن با خبر است مشخص می کنند. هیچ قراری نباید از لحاظ مکان و نفر با قرار قبلی یکی باشد. کلیه دیدارها باید در سر وقت صورت پذیرد و چنان چه کسی دیر سر قرار برود باید و باید به نحو احسن از جانب فرمانده تنبیه بدنی متناسب با عزت شخص مسلمان شود. چنان چه رابطی به هر دلیلی سر قرار حاضر نشد و یا این که رابط در سر وقت مقرر به خانه ی تیمی برنگشت تمام اعضاء تیم باید در اسرع وقت تمام مدارک داخل خانه را پاک کرده و خانه را نیز تخلیه نمایند و تا اطلاع مطمئن ثانوی مخفی شوند و تا زمانی که از جانب رهبری تیم با آن ها ارتباط برقرار نشده هم چنان مخفی بمانند.

دیر جنبیدن و اطمینان بیش از حد به استقامت مبارزین –اسیر شده- به هسته های وسیعی در کل دنیا لطمه وارد کرده است. (دیر رسیدن رابط یعنی اسارت و هیچ ظن دیگری پذیرفته نمی شود. به همین دلیل باید هم رابط و هم اعضاء کوچک ترین ریسکی را قبول نکنند و کاملاً به عواقب عمل خود چه مثبت چه منفی آن واقف باشند).و…….

[۱]نساء/ ۱

[۲]بقره/ ۳۶

[۳]احزاب /۳۵

[۴]نساء /۱۲۴

[۵]النساء /۱۲۷

[۶]تحريم /۱۱-۱۰

[۷]تحريم /۱۲-۱۱-۱۰

[۸]هود/ ۴۶ و اعراف/ ۸۳

[۹]ممتحنه/ ۱۲

[۱۰]ممتحنه/ ۱۰

[۱۱]توبه/ ۷۱

[۱۲]ممتحنه /۱۲

[۱۳]بخاري ، مسلم ، مسند امام احمد ، سنن ابو داود ، موطا مالك، سنن امام دارمي و غيره

[۱۴]طلاق /۱

[۱۵]نساء /۱۳-۱۲

[۱۶]نور/ ۳۰ و ۳۱

[۱۷]بقره/ ۱۴۸

[۱۸]نور/۴

[۱۹]مومنون/ ۱-۶

[۲۰]توبه /۷۱

دیدگاهتان را بنویسید