تنها راه سالم سازی جامعه در برابر دین سکولاریسم و حکم جاهلیت افق فعاليت جریان مجاهدین شريعت گرا و جماعت از گروه فشار تا جماعتي در پي كسب قدرت حكومتي (۳۸۲)

تنها راه سالم سازی جامعه در برابر دین سکولاریسم و حکم جاهلیت

افق فعاليت جریان مجاهدین شريعت گرا و جماعت از گروه فشار تا جماعتي در پي كسب قدرت حكومتي  (۳۸۲)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

ما به عنوان مجاهدين شريعت گراي هم  مسير با جريان فرقه ي ناجيه، درگيريها ي عقيدتي و حتي نظامي  و وظايف جديدي را در پيش رو داريم، كه ضمن آمادگيهاي لازم ، بايد تعهدات مشتركي را در قبال اين وقايع بپذيريم.لازم است توافق کنيم که چگونه مي خواهيم با اين مسائل و موقعيتهاي اجتناب ناپذير روبرو شويم. ما بايد انتظارات جديدى از خودمان و کارمان و جماعت شريعت گرايمان  به وجود بياوريم، بعضى از اين انتظارات جنبه کيفى دارد و بعضى کمــّى. در ضمن  بايد پا به عرصه هاى جديدى بگذاريم و شتاب فعاليت و تحرک خود را بيشتر کنيم؛ چون مسائل و اتفاقات بيرون ما شتاب گرفته اند در نتيجه بايد دامنه و ابعاد فعاليت خود را به مراتب وسعت دهيم.

در اين چند سال گذشته جماعت شريعت گرايان  مسيرى را  طى نموده است که مشخصات و نقطه عطف هاى آن از نظر عقيدتي، تاريخي و  روش عمل  قابل توضيح است. اين مسيرى است که بايد آگاهانه بررسي و دنبال کرد؛ به آن واقف بود؛ و بخصوص بايد تا آنجا كه به علم و تجربه انسان بر مي گردد هميشه مراحل بعدى آن را پيدا کرد. چون ايستادن در يک نقطه، وقتى اوضاع عينى و نيازهاى رشد جنبش ما دگرگون مي شود، باعث مي شود که آدم عقب بيافتد و نامربوط  شود. هر حرکت سياسى و مبارزاتي بايد با تاريخ خود و با تاريخ زمان خود جلو برود و بايد مسير و وسيله اى را كه «متناسب با نيازهاي روز» و «پاسخگوي  نيازهاي روز» است را براى خود ترسيم، انتخاب و«آبديت» کند.

واضح و وروشن است كه هم اکنون نيز در آستانه يک مرحله جديد درطي اين مسيرخدشه ناپذير جهاد و قتال شريعت گرايان فرقه ي ناجيه هستيم. در اين مرحله جديد بر خلاف صده ها و حتي دهه هاي گذشته وضع موجود و شرايط مبارزه انتظارات جديد و نقشهاى جديدى را براى ما مطرح نموده است. آماده کردن خودمان به عنوان افراد معين با پيشينه و خصوصيات معين، براى مواجهه با وظايفى که اين دوره نوين روى دوش ما مي گذارد، نيازمند اين است که روح نيازهاي اين مرحله جديد را درک کنيم و خود را با آن« به روز» کنيم.

اگر بخواهيم اسمى بر اين مرحله بگذاريم، شايد بتوانيم بگوئيم اين مرحله اى است که  از لحاظ عقيدتي، تبليغي، سازماندهي و سازمانيابي ما  رابطه جماعت و جامعه و چگونگي بسيج عمومي  را کشف مي کنيم  و از لحاظ نظامي نيز در پي كشف راهكارهايي براي كشاندن جنگ به خانه ي دشمن، چگونگي مبارزه با حملات هوائي  هواپيماهاي بدون سرنشين ، هليكوپترها ، هواپيماها و…. هستيم . مرحله اى که به دليل تازگي بسياري از وقايع ( چون  گسترش و عمومي شدن انديشه هاي ارتدادي انواع شاخه هاي سكولاريسم و ظهور تكنولوژيهاي جنگي چون انواع بمبهاي شيميائي، بيولوژيك، اتمي و ظهور هواپيماهاي جنگي با سرنشين و بدون سرنشين، اتحاد تمام كفار جهان بر عليه شريعت و قانون الله در سازماني واحد (به نام سازمان ملل متحده) در رابطه جماعت شريعت گرايان فرقه ي ناجيه  و جامعه  و دشمنان مسلمين و شريعت اسلام دقيق مي شويم و مي خواهيم مکانيسم هاى فعل و انفعال  جماعت و جامعه  و دشمنان اسلام و مسلمين را بيشتر بشناسيم وابتدا  با توكل بر الله  سپس به عنوان ابزار و وسيله بر آنها  متکى شويم.

در اين گيرودار از كجا بايد شروع كرد؟

ممكن است  در فضائي  كه اين همه فرقه ي مختلف سكولاريستي و مذهبي در دنيا  به وجود آمده اند و هر كدام خود را بر حق مي داند،  و در ميان فرق مختلف منتسب به اسلام،  طبق احاديث رسول الله صلي الله عليه وسلم، مجاهدين مسلح، فرقه ي ناجيه به شمار مي روند؛ حالا  براي بسياري از تحصيلكردگان و انسانهاي حق طلب اين سؤال مطرح گردد  که مجاهدين مسلح شريعت گرا و شريعت و قانوني كه آنان به جامعه معرفي مي كنند واقعا چه مي گويد ؟ و گروههاي به اصطلاح مذهبي منتسب به اسلام موجود، تا چه حد به اسلام و قانون شريعت ربط دارند ؟

اين اولين پروسه اي است كه هر انسان محققي بايد طي كند و با تحقيق در منابع نقلي و تطبيق آن بر واقعيت موجود،  در يابد كه فلان گروه و يا فلان حكومتي كه ادعاي اسلامي بودن دارند به نسبتهاي مختلفي ارتباط چنداني با قانون شريعت اسلام دارند يا نه ؟. تأمل و تأکيد ما جهت مبارزه با اشغالگران سكولاريست خارجي و مرتدين سكولاريست و دين فروشان محلي، بر اسلام واقعى وقوانين شريعت بر فهم اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم و مجاهدين مسلح فرقه ي ناجيه است.

در پيش گرفتن اين پروسه ي بنيادين،  مسائل و سوالات مختلفي را به وجود مي آورد  كه بايد به آنها پاسخ داده شود:

در برابر اشغالگران سكولاريست خارجي به رهبري دو جناح غربي آمريكا و اتحاديه ي اروپا ( ناتو ) و شرقي اتحاديه ي شانگهايي ( روسيه – چين ) مسلمانان شريعت گرا چه كار مي كنند؟ واكنش مجاهدين شريعت گرا نسبت به سكولاريستهاي مرتد محلي چيست؟ در برابر علماء سوء و دين فروشان چه بايد كرد؟ طبقات مختلف مسلمين در برابر سكولاريستها و مجاهدين شريعت گرا چه واكنشي نشان مي دهند؟  قدرت بسيج عمومي و پيروزي بر اشغالگران و مرتدين محلي كجاست ؟ اصول روش برخورد با سكولاريسم به صورت عموم و مرتدين سكولار و دين فروشان چيست؟ و در يك كلام  در وضع موجود جهت كسب آزادي و بيرون راندن و سركوب اشغالگران سكولاريست خارجي و مزدوران محلي اشان و  برقرار نمودن عيني و زميني «اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف» چه بايد كرد ؟  در ادامه ي اين مباحثات و از دل مبحث جهاد و قتال با كفار اشغالگر ومرتدين محلي و تشكيل جامعه اي شريعت مدار، و بر مبناي شرايط و امكاناتي كه جهاد به وجود آورده است، مقوله ي جماعت و به دنبال آن سازماندهي مطرح مي شود.

نتيجه ي اين پروسه اي كه منجر به اين نتيجه شد بايد تشكيل جماعتي باشد كه به معني واقعي كلمه، به عنوان حزب الله و جماعت مسلمين شريعت گرا ودر نهايت به نمايندگي از تمام ستمديدگان به امر جهاد و انقلاب بپردازد. در اينجاست كه بايد دوره ي  پيشا جماعتي را بايد پشت سر گذاشت.اين دوره اي است كه در آن بحث روي سوالاتي از قبيل زير متمركز مي شود: جماعت چيست؟ پيش شرطهايش چيست؟ جايگاه برنامه درآن چيست ؟ ساز ماندهي ابتدائي درون جماعتي  چيست؟ نظم از چه جايگاهي برخوردار است؟ اهميت  سمع وطاعه و چگونگي فرهنگي نمودن اين امر مهم چگونه است؟ و سوالات بسيار ديگري كه در اين مرحله مطرح مي گردند.با تشكيل جماعت هاي مختلف جهادي شريعت گراي وابسطه به فرقه ي ناجيه در اكثر سرزمينهاي مسلمان نشين اين مباحث نيز پشت سر گذاشته شده اند.

بعد از تشكيل جماعت،  مسئله اي كه در همان ابتداي امر مطرح مي شود رابطه ي شريعت اسلام و مردم، و يا به عبارتي ديگر، رابطه ي جماعت و مردم است. طبيعي است كه با تشكيل جماعت، رابطه ي جماعت با موضوع سازماندهي اش در جامعه به ميان بيايد و بحث مجاهدين شريعت گرا بر رابطه ي جماعت و مردم، رابطه سازمانى - عملى با مردم متمركز شود.

رابطه قانون شريعت با مسلمين، رابطه  تشكيل جماعت با مردم، رابطه مسأله حكومتهاي شريعت گرائي چون صدر اسلام، خلفاي راشدين، دولت اسلامی، افغانستان، صومالي، مالي، چچن، هورامان غربي زمان انصارالاسلامو.. با مردم، رابطه شکستهاى قبلى با جدايى قانون شريعت از مردم، رابطه جماعت و شريعت گرايان  اينبار به معنى اتحادى که جماعت بايد با  تمام شريعت گرايان ايجاد کند، وحدت مسلمين شريعت گرا با جماعت، جايگاه  مجاهد  در جماعت، خصلت مردمي بودن خود قانون شريعت و حتى خصلت مردمي بودن اسلام، نگاه به تاريخ اسلام  و شريعت گرايان معاصر از دريچه ي جدال قانون شريعت و قانون كفر و ميزان پايبندي يا عدم پايبندي مسلمين به قانون شريعت در ميزان پيش رفت يا پس رفت و ذليلي آنان و… اين دوره اي است كه مسلمين شريعت گرا  توانسته اند كه به روشني، به شيوه ي رسول الله صلي الله عليه وسلم و اصحاب بزرگوارش و سلف صالح،  قانون شريعت و ارتباط آن با عموم مردم  (مسلمان و غيرمسلمان) را تعريف نمايند.

به يک معنا، سير جدايى  جماعت مسلمين شريعت گرا از ميراث و تاريخ  فرق و مذاهب آلوده شده ي منتسب به اسلام، در پايبند بودن به قانون شريعت به عنوان قانون اساسي جامعه ، در افق اجتماعى – اقتصادي، در برنامه، در نگرش به تاريخ اسلام و در تبين ما از وظايف عملي و عيني يک جماعت شريعت گراي اسلامي، با مباحث و روشنگريهاي مجاهدين هم مسير با فرقه ي ناجيه  تکميل  گرديده،  و ما تازه در نقطه آغاز ساختن يک  جماعت اسلامي شريعت گرا ي دخالتگر بر مبناى نگرش اهل سنت  قرار مي گيريم. کارى که با تشکيل  جماعتهاي شريعت گرا در سراسر سرزمينهاي مسلمان نشين  دست بکار آن شده ايم.

در هر دوره اى تمرکز بر اين مباحث خاص باعث قوى تر شدن جريان مجاهدين شريعت گرا و جماعتهاي آنها شده است . در هر دوره اى اين سوالات محورى و پاسخهايى که طلب مي کرد ما را به مرحله بالاتر و تمرينات سياسي عملي قوى ترى مي برد - به اين علت که اين سوالات درست و عينى بود و توجه ما به آنها اگر نه کافى، لااقل از نظر جهت گيرى درست بوده است. امروز، در ادامه آن مباحثات و در ادامه سير تکوين جريان شريعت گرايان و جماعت شريعت گراي محلي ما ، که محصول تک تک آن مباحثات و روشنگرى هايي است که به آن اشاره شد ، سوالات جديدى به مرکز توجه ما رانده ميشوند که بايد به همان ترتيب، مانند قبل و با همان انرژى و جديت از ما پاسخ بگيرند و اين پاسخ ها بر تمرينات عملي سياسي  ما ناظر گردند . مباحث «جماعت و جامعه» و « جماعت و قدرت حكومتي» مباحثى هستند که مي کوشند موانع تبديل شدن جماعت شريعت گرا را به يک جماعت تمام عيار شريعت گراي حافظ منافع مردم  بشناسانند و از سر راه بردارند.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید