حرکت تدریجی و حل جماعتها در دولت وحکومت اسلامی و سازماندهی اصلاح وانتقاد (۳۷۳) واکنش عموم مسلمین در برابر جنگ روانی دین سکولاریسم

حرکت تدریجی و حل جماعتها در دولت وحکومت اسلامی و  سازماندهی اصلاح وانتقاد (۳۷۳) واکنش عموم مسلمین در برابر  جنگ روانی دین سکولاریسم

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

چنانچه یک شخص مسلمان به اصول توحید ، ولاء وبراء وکفر به طاغوت ودیگر احکام وقوانین منشعب از توحید مجهز ومسلح گردید، صاحب قدرتی می گردد ؛که قادر است به اندازه ی توان و وسعتش ، با شیاطین درون خود و جامعه ی بیرون مبارزه نموده ،ولکه های چرکینی که بر دل خود ودیگران اثرات نا مطلوبی بوجود آورده اند را نابود وحل نماید .

خداوند جهت روش استفاده از این قدرتی که شخص مسلمان به دست آورده است ،مراحل وکانالهای تدریجی را به صورت دایره وار ترسیم نموده است .وچنانچه شخص در این مسیر قدرت ونیرویش را صرف نماید، صرف نظر از فواید ونتایج دنیوی آن ،قطعاً پیروز وبرنده می باشد.

اسلام این قدرتهای متفرق افراد را به اتحاد وتجمع تحت عنوان «جماعت» هدایت و متشکل می سازد و خیلی طبیعی است که از اجتماع واتحاد این قدرتها وجویبارهای کوچک قدرت، رودخانه ای خروشان پدید می آید که از قدرت عظیم تری برخوردار است و توان انجام دادن کارهایی را دارد که ازعهده ی قدرت های کوچک افراد بر نمی آید.

هدف از تشکیل جماعت تشکیل کانال وپلی است که قدرتها ی کوچک ورودخانه هارا به دریای آزاد و وسیع دولت و حکومت اسلامی مجری احکام اسلامی برساند. که قطعاً قدرت این دولت وحکومت ودریای عظیم ،از قدرت جماعتها نیز بیشتر و وسیع تر است وکارهایی را می تواند انجام دهد که نه از عهده ی افراد بر می آید و نه از عهده ی  جماعت ها. بدین ترتیب جهت طی نمودن مسیر طبیعی قدرتی که خداوند در اختیار مسلمین قرار داده است ،چاره ای نیست جز آنکه این قدرت را از افراد به جماعت و از جماعت به دولت حکومت مجری احکام وقوانین الهی هدایت و کانالیزه نمود.

افراد جهت تشکیل جماعت ممکن است با موانع وسختیهای بیشماری مواجه شوند ودر این راه متحمل خساراتی نیز گردند؛اما در هر صورت ،وظیفه ی اساسی اش در این مرحله تشکیل جماعت وپیوستن به آن است وتمام امور اصلاحی جامعه در حاشیه قرار می گیرند .

جماعت نیز جهت رسیدن به دولت و حکومت اسلامی ،ممکن است مجبور شود با موانع مختلفی برخورد نموده وحتی مجبور به برداشتن قهر آمیز این موانع گردد. اما باید در تعیین واولویت بندی موانع بازدارنده، تنها باید بر آن موانعی تاکید کرد که از رسیدن جماعت به مرحله ی تکاملی اش یعنی تشکیل حکومت اسلامی مجری احکام الهی ممانعت به عمل می آورند. چون موانع رشد وتعالی جامعه ،قبل از کسب قدرت حکومتی و بعد از کسب این قدرت بزرگ ،با همدیگر تفاوتهای فاحشی دارند وباید به تناسب قدرت فرد،جماعت وحکومت دسته بندی شرعی انجام داد وهیچگونه خلط وآشفتگی را بوجود نیاورد.

چون بعضی از موانع وبازدارنده ها وجود دارند که از عهده ی شخص بر نمی آید، بلکه جماعت باید به آن رسیدگی کند .و بعضی از موانع ومفاسدی هم هستند که برداشتن آن ها فقط از عهده حکومت بر می آید واگر جماعت عجولانه دخالت کند شرش بیشتر از سودش خواهد بود. و در بسیاری موارد موانع ومفاسدی هستند که جماعت اصلاً قادر به ازمیان برداشتن آن ها نیست بلکه هرگونه اقدامی در این زمینه انحراف در هدف مبارزه و اتلاف انرژی مبارزاتی مجاهدین خواهد بود.

با تمام این توضیحات مسئله ی حیاتی « درک قدرت و اعمال قدرت » مطرح می گردد.  این قدرتی که باتوحید ،ایمان، جهاد ،و… به شخص ، جماعت وحکومت اعطاء گردیده است باید جهت « اصلاح فرد و مجتمع» بصورت هدفمند وسازماندهی شده به کار گرفته شود نه به صورت آشفته و پخش وکم ثمر وشاید بی ثمر.

چنانچه ذکر شد هدف از تشکیل سازمانی به نام جماعت تشکیل حکومتی اسلامی است ؛و با تشکیل این حکومت ،جماعت وظایفش رابه انجام رسانده وحل می گردد. مثل رودخانه ای که در دریا حل می گردد. و مجاهدین مبارز با سپری کردن اولین مرحله ی حساس وارد مرحله ی دومی می گردند که در آن با پشتوانه ی قدرت حکومت اسلامی به اجرای وظایفشان در تامین امنیت جامعه در موارد پنجگانه ی:

  • دین وعقیده
  • جان ونفس
  • نسل وناموس
  • عقل وروان
  • مال ودارائی

و همچنین ازمیان برداشتن فقر وتامین رفاه اقتصادی مردم می پردازند. پس از تشکیل حکومت اسلامی و «پیاده کردن وتامین رفاه وامنیت» (أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ) به عنوان دومین مرحله از مرحله ی حساس اصلاح جامعه وافراد ، به وظایف خود می پردازند. و زمانی که حکومت مجاهدین توانست این مرحله را با موفقیت پشت سر بگذارند، مجاهدین وارد مرحله ای می گردند که  در آن، از مردم و ساکنان جامعه اسلامی توقع دارند که آنها نیز وظایفشان را نسبت به حکومت وقوانین حکومت اسلامی انجام دهند.

در اینجا ؛ افراد توانسته اند که جماعت طائفه منصوره را تشکیل دهند، واین جماعت نیز موفق به تشکیل حکومت اسلامی گشته است ،وحکومت اسلامی نیز در تامین امنیت ورفاه وظایفش را به نحو احسن و در حد توانش انجام داده است ؛و حالا در آخرین مرحله از مردم خواسته می شود همچنانکه تمامی این وظایف به بهترین شکل ممکن صورت گرفته است حالا آنها نیز وظایفشان را نسبت به حکومت و قوانین آن انجام دهند و دراین مرحله است که مسئله ی حدود مطرح می گرددمر حله ی اجرای حدود واحکام آن زمانی بر مردم اجرا می گردد که حکومت اسلامی وظایفش را نسبت به وی انجام داده باشد.

به یاد بیاوریم که عمربن خطاب  به این دلیل حد را بر آن دزد اجرا نکرد چون حکومت اسلامی وظایفش را قبلاً نسبت به وی انجام نداده بود وشخص دزد مجبور بود جهت حفظ جانش اقدام به دزدی نماید.

پس از اعلام ولاء و براء و کفر به طاغوت واستحکام  توحید که پنهان کاری در این اصول جایز نیست، شخص مومن موحد وارد مراحل و میدان های مبارزه ای می گردد ، که باید درک کند وتشخیص دهد که در چه جایگاهی قرار گرفته است وپس از کسب رضای الله هدف دنیایی نزدیک و دورش چیست؟

شخص مسلمان زمانی که در مرحله قبل از تشکیل جماعت است هر گز نباید توقع داشته باشد که از قدرتی جهت پیشرفت ، اصلاح و تغییر برخوردار شود که جماعت دارد ؛ وهمچنین زمانی که صاحب جماعتی با ویژگی های طائفه منصوره شدند نباید توقع کارهایی را داشته باشند که تنها از عهده ی حکومت اسلامی بر می آید.

تنها حکومت اسلامی است که می تواند با اجرای قوانین الهی وارائه ی خدمات پیشگیرانه ،ریشه فقر وفحشا، مشروب خوری،؛ دزدی ، انحرافات عقیدتی وبدعتهای دست وپا گیر، ارتداد، آدمکشی، تحمیل عقیده،سد نمودن آزادی های انسانی و فطری را بخشکاند. و چنانچه افراد یا جماعتها قبل از تشکیل حکومت اسلامی در صدد رفع این معضلات بصورت ریشه ای بر آیند، هرگز موفق به انجام  چنین ماموریت غیر ممکنی نخواهند شد. در نتیجه به صورت سیستماتیک چاره ای جز پیروی از پروسه ی   انقلابی واصلاحیگری تدریجی اسلامی نیست وبر همین مبنا مجاهدین باید سیر اصلاحیگری خود را سازماندهی نماید.

در مورد سازماندهی انتقاد نیز باید ابتدای امر درک شود که ما الان در چه مرحله ای از مراحل مبارزه قرار گرفته ایم ، ومتناسب با این مرحله ای که در آن به سر می بریم ، با در نظر گرفتن شرایط زمانی ومکانی و ویژگی های خاص واضطراری که در پیش رو داریم ، انتقاداتمان از خود وجامعه  را طبقه بندی و حتی سازماندهی نماییم.

در جامعه ایرادات ومشکلات فراوانی وجود دارد که نیاز به اصلاح دارند، اما برای یک مجاهد فرقه ی ناجیه ای که مشغول مبارزه و جهاد می باشد ،هدف ؛ پیشبرد فرد از مرحله ی فردیت به جماعت وسپس ترقی دادن جماعت به دولت اسلامی است وتمام انتقاداتش را متوجه پیشرفت در این سیر مبارزاتی می نماید، واز هر گونه انتقادات انحرافی ،که در بسیاری موارد غیر شرعی هم نیستند اما برای این مرحله از مبارزه غیر ضروری اند ،صرف نظر می نمایند. مجاهد فرقه ی ناجیه به نیازهای مبارزاتی وجهادی روزش نگاه می کند .ومتناسب با نیازهای روزش انتقاد کرده و پاسخ مطلوب ارائه می دهد.

برادران وخواهران ارجمندم باید توجه داشته باشند که بسیاری از عیبها ونقصهای فردی اشخاص ،با ورود وی به جماعت از بین می روندوبسیاری از عیبها وایرادات جماعتهای جهادی نیز با ورودشان به دولت اسلامی رفع وبرطرف می گردد. پس ،از بهترین راه های جلوگیری از عیب جویی و انتقادات غیر هدفمند واصلاح جماعتها این است ،که فرصت و زمینه ی مناسب ترقی آنها از فرد به جماعت وجماعت به دولت و حکومت را برایشان فراهم سازیم.

در پیش گرفتن این روش هدفمند هرگز به معنی تعطیل کردن باب امر به معروف و نهی از منکر نیست .بلکه به معنی هدفمند کردن واسلامی کردن امر به معروف ونهی از منکریست که کل سیستم دنیایی اسلام بر آن مبنا شکل گرفته است. به عنوان مثال الان عینی ترین فرض اسلام بر مسلمین دفع اشغالگران سکولاری است که به رهبری ناتو وآمریکا وبا همکاری مرتدین محلی بر بخش هایی از سرزمین های مسلمان نشین یورش آورده اند.

در نتیجه هر گونه نقد وانتقادی که انرژی مسلمین را به مسیری غیر از انجام این فریضه ی مهم بکشاند؛ علاوه بر غیر ضروری بودنش ،نوعی اقدام انحرافی ومضر ودر بسیاری موارد غیر شرعی می باشد . هيچ مشكلي وجود ندارد كه بسياري از مسلمين در آداب طهارت ،غسل،حيض و نفاس و مواردي اينچنيني ممكن است با همديگر اختلافاتي داشته باشند؛ اما هر گونه سر گرم ساختن خود وايجاد اصطكاك وتفرق بيشتر در ميان مسلمين بر سر چنين مسائلي علاوه بر مضر بودن وانحرافي بودن آن ها در وضع موجود داراي دو عيب بسيار اساسي و ريشه ایست:

  • جهاد،شكل ستون دين،یعنی  نماز و حتي اوقات تعيين شده ی آنرا نيز متناسب با وضع خود مي نمايد وبا شرايط خود آنرا هماهنگ مي گرداند (نماز خوف، جمع نماز وحتي اتلاف نماز عصر رسول الله صلي الله عليه وسلم…) وروزه را نيز تحت تاثير قرار مي دهد چنانچه رسول الله صلي الله عليه وسلم ومجاهدين در فتح مكه، روزه هايشان را شكستند و …  پس سرگرم ساختن خود به اینگونه مسائل نوعی ضربه زدن به جهاد و مشغول شدن به خودو میدان دادن به دشمنان اشغالگر  می گردد.
  • شوراي اولي الامري از علماي تمامي فرق و مذاهب وجود ندارد كه راي ثابتي را با پشتوانه ي حكومت اسلامی ارائه دهد تا همه ی مسلمين آنرا مصداق « أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » قرار داده و همگي يك راي و يكصدا گردند . در نتيجه در وضع موجود چنين قاضي شرعي وجود ندارد وشخص نمي تواند در چنين جو آشفته اي هم مدعي وشاكي باشد وهم قاضي و مجري احكام بر ديگران .

سازماندهي انتقاد در وضع موجود، يعني عمل كردن همچون يك پزشك دلسوز ومتخصص جهت بر طرف نمودن عيبها وبيماري هاي جماعت طايفه ي منصوره ایست ،كه عزيزتر از فرزندانمان ، خواهان رشد ، ترقي وقدرتمند شدن آن جهت مبارزه با اشغالگران سکولار خارجي ومرتدين محلي وبر پا نمودن حكومتي اسلامي مجري احكام خدا مي باشيم.

يك پزشك متخصص متعهد دلسوز تنها در اموري دخالت مي كند كه در آن تخصص گرفته است ، ويك مجاهد منتقد نيز بايد در اموري كه نياز روز جماعت مجاهدين است دخالت ونقد كند كه در آن مورد خاص ،داراي تخصص وعلم ويژه  باشد؛ و گرنه، سكوت هم براي خودش و ايمانش بهتر است وهم براي ديگران.

سازماندهي انتقاد يعني متناسب با پيشرفت شخص ، جماعت وحتي  دولت و حكومت و متناسب با سازماندهي اصلاحات تدريجي ، انتقادات را هماهنگ كردن.

 

دیدگاهتان را بنویسید