مختصری از باورهای اهل غلو و افراط در تاریخ اسلام

مختصری از باورهای اهل غلو و افراط در تاریخ اسلام

به قلم: ابومصعب

غلو به خروج از منهج و تجاوز از حد، و عمل به چیزی که الله سبحانه و تعالی و رسولش  به آن اجازه نداده است.

قال تعالی:همانگونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانهای قرار دادیم (درحد اعتدال، میان افراط و تفریط) تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبلهای را که قبلا بر آن بودی، تنها برای این قرار دادیم که افرادی که از پیامبر پیروی میکنند، از آنها که به جاهلیت بازمیگردند، مشخص شوند. و مسلماً این حکم، جز بر کسانی که خداوند آنها را هدایت کرده، دشوار بود.و خدا هرگز ایمان شما را ضایع نمیگرداند؛ زیرا خداوند، نسبت به مردم، رحیم و مهربان است (البقره_ ۱۴۳)

خوارج اولین فرقه از این امت است که دچار غلو شده اند و از دین بسبب غلو خارج شدند همانطوریکه تیر از کمان خارج می شود. واین تندی و غلوشان اولین بار در امت سبب شد صحابه کرام را به ناحق تکفیر کنند و سپس جنگ هایی با صحابه و سلف نمایند که در زیر به ذکر باورهای این گروه به صورت مختصر می پردازیم :

  • خوارج بر تکفیر علی بن ابی طالب رضی الله عنه اجماع دارند.
  • تمامی خوارج به جز فرقه نجدات اجماع بر کفر مرتکب گناه کبیره دارند.خوارج نجدات کسی که بر روی گناه کبیره اصرار می کند را تکفیر می کنند، ولی فرق دیگر خوارج قبل از اصرار هم تکفیر می کنند!!
  • اجماع بر اینکه خداوند مرتکب گناه کبیره را عذاب دائمی می دهد به جز نجدات.
  • فرقه الأزارقه می گوید: که هر کس به سوی آنان هجرت نکند کافر است.
  • الأزارقه رجم را حرام وآن را انکار می کنند. چون می گویند: “در قرآن چنین حکمی وجود ندارد.”
  • الأزارقه می گویند: کسی که در دار الکفر مانده کفری مرتکب شده و چاره ای جز خروج ندارد!!
  • سخن انان در توحید بمانند معتزله است.
  • و همچنین بماننده معتزله قائل به خلق قرآن هستند
  • و در وعید نیز همان سخن معتزله را می زنند.
  • آنها انکار امامت عثمان و علی  را می کنند.
  • عذاب قبر ا ر انکار می کنند.
  • ایمان را چیزی ثابت می بینند که نه زیاد می شود نه کم.این گفته خوارج مانند گفته مرجئه است که ایمان نه زیاد می شود ونه کم می شود بلکه فقط یک تیکه و یک اصل است که با شرک و کفر حتی کبیره از بین می رود. لازمه این حرف این است که ایمان یک شخص عادی مسلمان همانند ایمان انبیاء و ملائکه است.
  • همه اعمال را شرطی برای صحت ایمان می دانند.
  • بمانند جهمیه اسماء و صفات را تحریف می کنند.
  • استواء بر عرش را اثبات نمی کنند بلکه آن را تحریف می کنند و به صفت استیلاء به جای استواء قائل هستند.
  • به تقیه معتقد هستند.
  • برای گناهکاران شفاعت را انکار میکنند و فقط برای متقین و موحدین آن را اثبات می کنند.شفاعت را جز برای متقین انکار می کنند چون مذهبشان تکفیر کبائر است و شفاعت رسول الله  در مورد کبائر است در نتیجه منکر کبائر می شوند الا برای گروهی از امت چون ناچار مانده اند به نحوی اثبات کنند در نتیجه برای متقین موحد اثبات کرده اند که رد بهشت باعث افزایش درجات می شود، نسأل الله عفو و العافیه.
  • صورتهایشان در هم پیچیده است.مو هایشان می تراشند این یکی از صفات آنها می باشد که در زمان صحابه برای متمایز شدن از صحابه این کار رو می کردند
  • قرآن را تلاوت می کنند ولی از حنجره هایشان پایین تر نمی رود.یعنی قرآن را فهم نمی فهمند بلکه فقط می خ وانند که این باعث غلوشان شده است.
  • اهل اسلام را می کشند و اهل بت برستی و شرک را ا و می گذارند.
  • اهل اسلام را تکفیر به ناحق و بدون هیچ دلیل کرده و خونهایشان را حلال میکنند ومرتد دانسته و در نتیجه جهاد با مرتد افضل تر و اولاتر از جهاد با کفار اصلی است در نتیجه اهل اوثان را رها کرده اند و قتال با مسلمانان مرتد به زعم خودشان می کنند.
  • به هنگام تفرقه بین مردم ظهور پیدا میکنند.
  • برعلیه بهترین فرقه خروج می کنند.که در بعضی از اقوال؛ علیه همان طائفه منصوره است خارج می شوند.
  • سخنان آنها زیبا و اعمالشان زشت و منکر است.
  • قریشی بودن برای خلیفه بودن را از شروط خلیفه نمی دانند و آن را انکار می کنند.
  • اجازه به خلافت و امامت زنان می دهند.
  • عبادت و زهد آنها زیاد است. خشوعی سرد و بدون فهم، خشیتی از روی گمراهی.
  • اجازه خروج علیه أئمه مسلمین را می دهند.
  • با ظن و گمان و شک و شبهه ها ی بدون اثبات تکفیر می کنند.یکی دیگر از اصول خوارج این است بر اساس ظن و گمان و شک وشبهه تکفیرمی کنند و نیازی به تبین و تثبیت نیست.
  • قائل به تسلسل در تکفیر هستند.خوارج تسلسل در تکفیر را جایز می دانند که یکی از بزرگترین اصول و بدعت هایخوارج است مثلا کسی که علی را تکفیر نکرده است هم تکفیر کردند و همینطورادامه دادند و در حالیکه اهل سنت و جماعت این اصول را بدعتی خطرناک تلقی می کنند.
  • اصل امت اسلامی را بر کفر و اتداد قرار می دهند.
  • قائل به تکفیر مردم به هنگام کفر حاکم هستند.
  • چیزی را که کفر نیست کفر می انگارند و چیزی را که گناه نیست را گناه می پندارند.
  • بر پیامبر جور و ستم و دروغ را ممکن می دانند.
  • سخنی از پیامبر  که با ظاهر قرآن در تضاد باشد را نمی پذیرند
  • شفاعت رسول الله که برای اهل کبیره است همانند رجم زانی و حد قذف را نیز انکار می کنند و می گویند اینها در قرآن نیامده است.
  • نماز جمعه و همچنین جماعات را ترک می کنند و بر کسی که احوالش پوشیده باشد نماز نمی گزارند. مستور الحال یعنی کسی که می دانیم که شخص مسلمان است ولی عقیده آن شخص برای ما مشخص نباشد خوارج پشت سر اینها نماز نمی خوانند تا اینکه از عقیده آنان اگاه شوند.
  • از متشابهات پیروی می کنند و تأویل می جویند و خواستار فتنه هستند.

 

ایا این صفات در مجاهدین ما دیده می شوند؟  خاشا وکلا هرگز

دیدگاه‌تان را بنویسید: