آیا حکومتها و امارتهای اسلامی ما را فریب داده اند؟

آیا حکومتها و امارتهای اسلامی ما را فریب داده اند؟

ارائه دهنده: صلاح الدین الکردی

سوالی که بر زبان بسیاری از مسلمانان متداول است، چه طالبان علم و چه عوام مسلمین، اینست که آنچه به گفته ایشان حکومتها و امارتهای اسلامی بر اساس یکی از مذاهب اسلامی خوانده می شود که قانون اسلام بر اساس یکی از مذاهب اسلامی را آشکار کرده و گمان تطبیق آن را دارد، و هیچ بیانی از بیانات فرماندهانش نیست که از ذکر قانون شریعت الله و برپا نمودن آن و دیگر احکام اسلام در آن نباشد، اما چرا اکثر شیوخ و علمای معروف در تمام سرزمین های اسلامی آنها را سرزنش کرده و به آنها رخنه وارد می کنند. و به طور دقیق تر:
آیا معقول است که این همه علما و مجامیع علمی و هیئت های شرعی بر سرزنش آنها اتفاق داشته باشند در حالی که چنین نیستند؟
و این سوالی وجهه دار و منطقی است، و هر مسلمانی حق دارد که این سوال را بپرسد، زیرا هر کسی که بر تطبیق قانون شریعت الله بر اساس یکی از مذاهب اسلامی معترض است یا با آن مخالفت دارد، مسلماً نیت بدی ندارد یا آدم خبیثی نیست، و خاصتاً در زمان تلبیس و وارونه جلوه دادن حقایق همچون زمان ما . بلکه بسیاری از عوام مسلمانان و بعضی شیوخ و طالبان علم به خاطر دینداری و غیرتش نسبت به اسلام از دولت اسلامی کراهت دارند، و از تسلط یهود و نصارا و رافضی ها بر آن می ترسند.
وقبل از جواب این سوال مهم که درباره حکومت اسلامی مردم را دچار اشکال نموده است، لازم است بدانیم که امت اسلام بر علما و ائمه ای ربانی اجتماع دارند که از مراجع معتبر بشمار می آیند، که از آنان احکام دینشان را گرفته اند، چه در باب عقیده یا فقه یا غیر آن.
و اگر از تمام کسانی که امروز با حکومت اسلامی دشمنی می کنند درباره امامان بزرگوار مسلمین  سوال کنیم آنان و فضل و بزرگواری و ارزش آنان را می شناسند، و به اقوال و گفته های ایشان و اتباع شان از علمایی که شریعت را پس از آنان برای ما حفظ نمودند و از توحید دفاع کردند، استناد می کنند. اما سوالی که اغلب این افراد آن را نمی دانند، نا آگاهی آنان از این موضوع است که اکثر این امامان به عنوان مثال نه منحصرا، زمانی که دین الله را آنگونه که الله خواسته تبلیغ نمودند در میان مجتمعات طاغوتی خود منفور بودند، و اوصاف و القاب زشت و ناپسند نصیب شان می گشت، و اتهام های بزرگ به آنان زده می شد، بلکه تحت تعقیب بوده و زندانی می شدند و می خواستند آنان را کشته و مسلمانان را از شر وفتنه آنان نجات دهند. و حتی آنان را به خوارج بودن متهم می کردند و آنان را به مخالفه نمودن با اهل سنت و جماعت متهم می نمودند!

و از چیزهایی که دشمنان امروز امارتها و حکومت اسلامی آن را نمی دانند، اینست که کسانی که این علمای ربانی و امامان هدایتگر را سرزنش و نقد می کردند از نخبه های جامعه خود و اهل شریعت و فتوا و قضاوت بودند!
پس نیرنگ و فریب اینها در این جنگ و افترا شما را به وحشت و هراس نیندازد و وصف نمودن آنان به اینکه حکومتهای شریعت گرا جنایتکار و خوارج و مزدور است و واجب است سربازانش کشته شده و با آنان مبارزه نمود، این موضوع امر تازه ای نیست، بلکه سنتی همیشگی درمورد هر کسی است که این دین را تجدید می کند و می خواهد آن را بر منهاج نبوت اقامه نماید.

  • فقها و قاضیان نزد خلیفه عباسی فتوای کشتن امام احمد بن حنبل رحمه الله را می دادند و بر آن تشویق می کردند.
  • و از فقهای مصر و شام فتوایی مبنی بر کشتن امام اهل سنت عبدالغنی مقدسی رحمه الله صادر گردید.
  • و فقها و قاضیان فتوای قتل شیخ الاسلام بن تیمیه رحمه الله را صادر نمودند و حتی در دمشق اعلام می شد که هرکس عقیده ابن تیمیه را داشته باشد خونش حلال است.

پس ای مسلمان تعجب مکن و متحیر نباش.  کسی که حق و باطل را بشناسد از این موضوع تعجب نمی کند، و مجاهدین شریعت گرای ما بر مسیر اصلاح گران قرار دارند و بر منهاج نبوت و صحابه گرامی حرکت می کنند و کسانی که به نیکی از آنان تبعیت نمودند همچون امام حسین بن علی و عبدالله بن زبیر و … رحمت الله بر همگی آنان باد.

پس رحمت الله شاملت گردد این حقایق را از تاریخ ثابت شده مان بدان، که قاطران علم و عالم نماهایی که از جانب سکولاریستهای جهانی و طاغوتهای محلی پرچم دشمنی با مجاهدین شریعت گرای وحدت طلب را حمل کرده اند نمی توانند انکارش نمایند، اینها ما را به نتیجه ای طبیعی و حقیقت علمی غیر قابل تردیدی می رساند و آن اینست که اجتماع بسیاری از علما یا دعوتگران یا طالبان علم بر طائفه ای که اسلام و شعایر آن را آشکار کرده است، و احکام دین را در برابر همه بدون ترس و هر گونه سازشی اجرا می کند و بدون اینکه از اجرای بعضی احکام ثابت بر اساس قرآن و سنت شرم داشته باشد

بدین معنا نیست که حق با آن دسته مخالف قانون شریعت الله بر اساس یکی از مذاهب اسلامی است یا ما را وادارد که به سمت آنان برویم به حجت اینکه تعدادشان بیشتر است و غیر ممکنه بر گمراهی جمع شوند. بلکه به سمت موضوع دیگری بیایید که چقدر آرزوی آن را داشتیم، و از الله می خواستیم آن را به زودی کامل و محقق گرداند، و آن برپایی حکومت یکپارچه ای اسلامی متشکل از تمام مذاهب و تفاسیر اسلامی و بازگشت عزت و بزرگی مسلمانان است برای مواجهه با تسلط کفار سکولار جهانی و نوکران محلی آنها بر سرزمین های اسلامی، و مواجهه با کاشتن بذرهای تفرقه و اختلاف در بین مسلمانان، و حتی گماشتن مزدوران شان که بر دیار مسلمین حکم کرده اند و نعمات و برکات آنان را خورده اند و گرسنه شان کرده اند و آنان را در دینشان دچار فتنه نموده اند، و آنان را از حق باز داشته اند، و هر کس حق را گفته شکنجه اش داده اند.
سپس زمانی که الله  مجاهدین وحدت گرای شریعت گرا را ظاهر ساخت و حکومتها و امارتهای اسلامی اعلام گردید و مسلمانان از نقاط دور ونزدیک به آنها هجرت نمودند و احکام الله در آنها اجرا گردید و دشمنان بر ضد آنها هم پیمان شدند و نزدیک به هفتاد دولت برای جنگ با آنها در زمین و هوا گرد آمدند بسیاری از مسلمانان و این هیئت های علمی و موسسات دینی و اهل فتوا از شیوخ در صف این هم پیمانی ایستادند، ائتلافی که آشکارا و به طور واضح آمریکا که نیرومند ترین دولت  سکولار در جهان بشمار می آید، آن را رهبری می کند.

یکی از عقاید بسیار مهم مسلمانان و مورد اجماع تمام علمای اسلام و از اصول توحید اینست که؛ پشتیبانی و همکاری با کافران (تحالف و هم پیمانی) بر ضد مسلمانان کفر اکبر و خارج کننده از اسلام است ،اگر چه این مسلمان فاجر و فاسق باشد، چه برسد به اینکه بر ضد دسته ای مسلمان که حکم الله و رسولش بر اساس یکی از مذاهب اسلامی را بر زمین تطبیق می کنند با کافران و مرتدان هم پیمان شوی و به بهانه خوارج یا رافضی بودن با آنان بجنگی؛ چه بخواهی و چه نخواهی و دانسته یا ندانسته این کفر است و منجر به خروج از اسلام و مرتد شدن می گردد.
شیخ الاسلام ابن تیمیه می فرماید: زمانی که مرا در صف تتار ( مغول) دیدید، اگرچه قرآن را بر سرم گذاشته بودم مرا بُکشید…

 

دیدگاه‌تان را بنویسید: