البدعة در ادبیات شرعی و اهمیت آسیب شناسی بدعت در وضع موجود مسلمین

البدعة در ادبیات شرعی و اهمیت آسیب شناسی بدعت در وضع موجود مسلمین

(سری جدید سلسله درسهاي : پرسش از ما و شما ،  پاسخ  ساده از استاد مجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامي )

 

س: السلام علیکم و رحمه الله . عده ای از سلفی ها پیدا شده اند که مسلمین از زبان آنها در امان نیستند اما کفار سکولاریست و طاغوتها از آنها در امان هستند. اینها هر گاه نیت کنند می توانند یک برچسب به مسلمانی بزنند. یکی از این برچسبها کلمه ی بدعت است و به اندازه ای دایره ی آن را وسیع کرده اند که غیر از خودشان کسی در امان نمانده است. می خواستم از استاد بپرسم بدعت چیست و در برابر اهل بدعت چه باید کرد.؟ با تشکر.

 

ج: علیکم السلام و رحمه الله و برکاته

 

بسم الله و الحمد لله

اما بعد:

زمانی که تبلیغات خارجی  و وجود علمای سوء و الرویبضه قصد دارد ایجاد بحران و تشنج در میان ما را یک امر حتمی و ناگزیر قلمداد کند تنها راه جلوگیری از تحکیم قانون شریعت الله و و وحدت فراگیر ما ایجاد تفرق و مشغول نمودن بعضی از ما به بعضی دیگر است، شایسته است مسلمین به صورت تدریجی از تشنج مصنوعی حاصل شده بکاهند و جو را آرام و بحران را فروکش نمایند. روش تنش زدائی و فروکشی بحران (گرایش به«أَذِلَّةٍ عَلَى المُؤمِنينَ»،«رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»، وحدت و…تا رسیدن به شورای اولی الامر منطقه ای یا جهانی) در حین تصفیه و تربیت به جای ایجاد تشنج و بحران (تفرق) یکی از واکنشهای مناسب مسلمین به دشمنان سکولار خارجی و مزدوران محلی و دین فروشان خائن و دوستان جاهل است.

جنگ روانی بر علیه وسلمین و مشرک و اهل بدعت خواندن مسلمین نوعی فحش به سبک دین فروشان و دوستان جاهل است که دشمنان سکولار خارجی  و مزدوران محلی به عنوان یک ابزار و نقطه ی حساس آن را وسیله ی بحران سازی قرار داده اند و  قصد دارند همچون سایر مفاهیم (خوارج،رافضی، مرتد و…) از آن سوء استفاده کنند. طرح این توطئه ها صرفا در راستای خرد کردن غرور و ابهت مسلمین جهت در تنگنا قرار دادن توان آنها و مانع اتحاد آنها با سایر برادران و خواهرانش است که با همدیگر نقاط مشترک و منافع مشترک و حتی دشمن مشترکی دارند، که این دشمن مشترک از آنها بر علیه همدیگر و در راستای اهداف خود در حال سوء استفاده است. کشف این سحر زیاد مهم نیست بلکه روش باطل نمودن شرعی این سحرها، در حالی که ساحران و تمام رسانه ها در اختیار دشمنان قانون شریعت الله است و مسلمین در تب و تاب و کشت و کشتار بی سابقه ای به سر می برند، مهمتر است .

به خاطر داشته باشید زمانی که شما می گوئید فلانی ضال، مضل، منافق، فاسق، کافر، مرتد یا اهل بدعه است در واقع شبیه این است که بگوئید فلانی مالاریا، سل، وبا، طاعون، ایدز یا جزامی است؛ و به این شکل عده ای از انسانها را جهت محافظت از ایمان و جسم افراد جامعه متمایز می کنید و آنها را مشمول قوانین و محدودیتهائی می گردانید که با قوانین رایج برای انسانهای سالم متمایز است. پس کار ساده ای نیست . به همین دلیل ابتدا باید بیماران عقیدتی و درونی در آزمایشگاه شریعت  و بیماران جسمی در آزمایشگاه پزشکی بیمار بودن آنها ثابت شود تا مشمول قوانین و محدودیتهای جدید گردند؛ و گرنه غیر از افتراء، دروغ پراکنی، تفرق، کینه، درگیری و « فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ»[۱] نتیجه ی دیگری به دست نخواهد آمد.

بعضی از بیماریها وجود دارند که بر اثر نبود حکومت اسلامی و شورای اولی الامر دانشمندان مسلمان بالاجبار به وجود می آیند که خطرناکترین آنها تولید مذاهب و تفرق حاصل از آن است و کم و زیاد شدندهای موجود هم ناشی از همان بیماری اصلی و عوارض آن است و تا جامعه به حالت شورائی بر نگردد وجود این بیماریها حتمی و اجتناب ناپذیر است. در مورد این کم و زیاد شدنها نیز هر فرقه و گروهی رأی خاص خود را دارد اما باید دانست که ما «محک» نیستیم برای تشخیص خوب یا بد بودن سایر فرق بلکه تنها «شورای منطقه ای یا بین المللی اولی الامر» است که چنین شایستگی را دارد .این نکته ی کلیدی در برخورد با بیماریهای «جزئی و سرپائی» در «وضع موجود» است.

با این مقدمه ی کوتاه به بررسی مساله ی بدعت می پردازیم . عده ای از علماء بدعت را در برابر سنت قرار داده اند[۲] و دسته ای دیگر به صورت عام به هر راه ساختگی در دین که شباهتی با شریعت الله دارد و هدفی را دنبال می کند که از راه شریعت هم می توان به آن دست یافت از آن به بدعت یاد کرده اند. در هر صورت منظور از بدعت تولید عقاید،اعمال و رفتارهایی به نام دین است که هیچ دلیل شرعی یا تأویلی از شریعت یا اضطراری برای آن وجود ندارد و در واقع تصرف در دین و آوردن چیزی «نو و بی سابقه» [۳]در شریعت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم که در واقع جزء آن نیست.[۴]

مثل کالای تقلبی یا پول تقلبی که به دلیل جهل مردم به آنها تحویل داده می شود. الله متعال با لحنی تهدید آمیز می فرماید: أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ (شوری/۲۱) و  بدعت را پیروی از قوانین و بر نامه هایی جهت عبادت پروردگار متعال می داند که پيامبر صلي الله عليه و سلم و سابقون الاولون به وسيله آن برنامه ها عبادت نکرده اند.

بر همین مبنا و جهت جلوگیری از تولید اجناس تقلبی در برابر جنس اصل[۵]رسول الله صلی الله علیه وسلم نیزفرمودند :« إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَأَحْسَنَ الْهَدْيِ هَدْيُ مُحَمَّدٍ وَشَرُّ الْأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلُّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَكُلُّ ضَلَالَةٍ فِي النَّارِ » .[۶] زنهار از امور تازه ايجاد شده در دين بپرهيزيد که «تمام» بدعتها گمراهی است و نتیجه «تمام» گمراهی ها آتش جهنم است.[۷] یعنی انجام دادن «تمام» بدعتها گناه است، آنهم گناهی خطرناک که منجر به آتش جهنم می گردد که حتی در مراحلی از مجالست با صاحب بدعه نیز نهی شده است.[۸]

هنگامي که رسول الله صلي الله عليه و سلم مي فرمايد در آتش است يعني اين گمراهي علت عذاب در آتش مي باشد. برحذر بودن نشانه آن است که مفسده محض است و آن را نيز به طور عام بيان داشته و به چيزي تخصيص ننموده است، بنابراين بايد از آن پرهيز کرد. بدعت در حقيقت انتقاد غير مستقيم از شريعت اسلام است و معني آن اين است که شريعت الله متعال ناقص است و بدعت گذار به واسطه بدعتي که ايجاد مي نمايد قصد تکميل آن را دارد در حالی که الله متعال می فرماید: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً (مائده/۳) در نتیجه نیاز به اضافه کردن ندارد و هرکس «آگاهانه و بدون عذر شرعی»در راه بدعت قدم نهد بدعت گذار را به جاي  الله و رسولش صلي الله عليه و سلم پيشواي خود قرار داده است .

بر این مبنا می توان بدعتها را در سه دسته  تقسیم بندی نمود:

  • بدعت در عقیده و پندار: باور به اینکه قوانین سکولاریستی بهتر از قوانین شریعت الله برای وضع کنونی مسلمین هستند یا باور به اینکه مسلمانی با انجام گناه کبیره ای کافر می گردد.
  • بدعت در قول وگفتار : گفته شود: حکومت دموکراسی سکولاریستی بهتر از حکومت اسلامی است . یا گفته شود جایز است مردم روز جمعه روزه سنت گیرند. در حالی که رسول الله صلی الله علیه و سلم از روزه گرفتن در روز جمعه به تنهایی نهی کرده اند مگر اینکه یک روز قبل یا بعد از آن روزه گیرد.
  • بدعت در افعال و کردار : کسی که وارد یکی از احزاب سکولاریست گردد یا کسی که نماز ۴ رکعتی را ۵ یا ۳ رکعت بخواند.

این سه دسته نیز خود به دو گروه فراگیر تقسیم می گردند :

  • مکفره : یعنی شخص با انجام دادن آن از دایره ی اسلام خارج می گردد و مرتد می گردد . مثل کسی که قوانین سکولاریستی و بشری را بهتر از قوانین شریعت الله متعال می داند و آن را جایگزین قانون شریعت الله می گرداند یا کسی که از احزاب سکولار طرفداری می کند حتی با قلبش، حالا چه رسد به قول و عمل.
  • مفسقة : شخص انجام دهنده در دایره اسلام باقی می ماند اما مسلمان فاسقی است که عملش باعث گناه و معصيت می گردد. در اینگونه موارد شخص مرتکب بدعه ای می گردد که أصلی در دین دارد اما در السبب[۹] یا در العدد[۱۰] یا در المكان[۱۱] یا در الزمان[۱۲] یا در القدْر[۱۳] یا در الجنس[۱۴] یا در الوصف[۱۵] «آگاهانه» و بدون عذر با اصلش مخالفت می کند.

در این صورت تمام بدعتها نامناسب و غیر شرعی هستند و اهل بدعت در آخرت اهل آتش محسوب می گردند[۱۶]  زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

  • « ما أحدث قوم بدعة إلا رفع من السنة مثلها ; فتمسك بسنة خير من إحداث بدعة »[۱۷] ایجاد یک بدعت باعث انهدام یک سنت می گردد.
  • «فإن كل بدعة ضلالة» حکم صادره از جانب ایشان این است که «تمام»بدعتها ضلالت و گمراهی هستند

«الأصل فيه التوقيف» اصل در بدعت توقیف و جلوگیری کردن است. الحافظُ ابنُ رجب رحمه الله در شرح الأربعين می گوید:

” فقوله – صلى الله عليه وسلم -: «كل بدعة ضلالة» من جوامع الكلم لا يخرج عنه شيء، وهو أصل عظيم من أصول الدين، وهو شبيه بقوله – صلى الله عليه وسلم -: «من أحدث في أمرنا ما ليس منه فهو رد» ، فكل من أحدث شيئًا ونسبَهُ إلى الدين، ولم يكن له أصل من الدين يرجع إليه فهو ضلالة، والدين بريء منه، وسواء في ذلك مسائل الاعتقادات، أو الأعمال أو الأقوال الظاهرة والباطنة ”

همچنین الإمام مالك رحمه الله در مُوطأ می گوید : ” من ادعى أن في الإسلام بدعة حسنة فقد زعم أن محمدا–صلى الله عليه وسلم- خان الرسالة، ثم تلا قوله تعالى : ” الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإسْلامَ دِينًا“.

با این وجود بدعت همچون کلمه ی ایمان در جایگاههای مختلفی به کار رفته است -هم از لحاظ «لغوی» و هم از لحاظ «شرعی»- و می توان مفهومی غیر از اصطلاح شرعی مورد نظر در «کل بدعه ضلاله» را از آن استنباط کرد مثل :

  • زنده کردن مجدد یک سنت یا حکم فراموش شده. با آنکه شخص آن را تشریع نکرده است اما از او همچون یک موسس یاد می شود .

رسول الله صلی الله علیه وسلم بعضی از شبها با اصحابش نمازهای شب را به جماعت می خواند و بعضی از شبها نیز از ترس آنکه نکند بر مسلمین فرض گردد آن را رها می کرد. به همین دلیل اصحاب به صورتهای گوناگونی (فردی و جمعی) در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را به جا می آوردند. بعد از وفات ایشان عمر بن خطاب رضی الله عنه آنها را پشت سر یک امام جمع نمود . این تولید یک امر جدیدی نبود بلکه زنده کردن یک سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم به شمار می رود . اما باز می بینیم که کلمه ی بدعت بر آن اطلاق گشته است و عمر بن خطاب رضی الله عنه می گوید: «نِعْمَ البِدْعَةُ هَذِهِ» این بدعت خوبی است.[۱۸]

  • مسائلی که تابع عرف و عادت و زندگی عادی مردم می باشد و علاوه بر آنکه مخالفتی با دین ندارند و همیشه در حال تغییر و نو شدن هستند اما جزئی از دین هم محسوب نمی گردند و «الأصل في العادات الإباحة» .

مثل انواع روشهای شادی و لهو و امور باطلی که با شریعت در تضاد نیستند و در زمانها و مکانهای مختلف در حال تغییر و تحول بوده اند. علی ابن ابی‌طالب رضی الله عنه می‌گوید: « روح‌ها هم مانند بدن‌ها خسته می‌شوند. برای شادی و نشاط ….. دل خودتان را ساعت به ساعت شاد نمایید، زیرا دل هر گاه ناراحت شود کور می‌گردد» ابودردا رضی الله عنه، یکی از صحابی  رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌گوید: «من نفس خود را به بعضی از بازی‌ها و لهو و لعب و امور بیهوده شاد می‌نمایم تا در کارهای جدی و حقیقی توان و نیرو بگیرد.» . لهو و لعب همچون تجارت و سایر امور، زمانی مذموم است که با شریعت الله اصطکاک و تضادی پیدا کند «وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا »(جمعه/۱۱)

  • امری که به حکم ضرورت و جهت تحقق هدفی شرعی …. ابداع می شود .

جمع آوری قرآن یا احادیث در کتاب مشخصی ، ساختن یک بیمارستان یا مدرسه یا نشر یک کتاب، تولید علم نحو ، بلاغه، جرح و تعدیل برای فهم قرآن و احادیث، تولید یک ابزار کشاورزی  یا رفاهی در راستای تحقق« أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ»یا تولید یک ابزار جنگی در راستای تحقق « آمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ»، یا روزی برای درختکاری جهت تشویق مردم به کاشتن درخت، یا هفته ای به نام مساجد جهت آشنا نمودن نسل جوان به جایگاه مسجد، یا هفته ای به نام والدین جهت آشنا نمودن فرزندان به جایگاه شرعی والدین، یا تخصیص روز خاصی در هفته به نام «جهاد فرض عین» جهت آشنائی به جایگاه جهاد در وضع موجود، یا مثل هفته محمد بن عبدالوهاب چون به هدفش رسید آن را تعطیل کردند[۱۹] . یا  ایامی برای معرفی سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم یا یکی از فتوحات بزرگ اسلامی یا یکی از قهرمانان اسلامی و…  تا رسیدن به هدفی که این مراسم به آن منظور در نظر گرفته شده است؛  که همگی وسیله ی انجام هدفی شرعی و تحقق عبادت خاصی هستند.

در تمام این موارد هدف اضافه کردن به دین یا جایگزین کردن چیزی به دین نیست بلکه ابداع سنتی حسنه قبل از همه است در رسیدن به هدفی شرعی.  در این زمینه  حدیثی از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل شده است که :

جماعتي از قبيله مضر پيش پيامبر صلي الله عليه و سلم مي آيند که شديداً در فقر و نداری به سر مي بردند. رسول الله صلي الله عليه و سلم مسلمانان را تشويق به کمک به آنها مي نمايد در اقدام به دعوتش مردي از انصار کيسه اي پر از نقره که در دستش سنگيني مي کرد را آورد و آن را در منزل پيامبر صلي الله عليه و سلم قرار داد. رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمود:« مَنْ سَنَّ فِي الإِسْلامِ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَأَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا بَعْدَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْءٌ وَمَنْ سَنَّ فِي الإِسْلامِ سُنَّةً سَيِّئَةً كَانَ عَلَيْهِ وِزْرُهَا وَوِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا مِنْ بَعْدِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أَوْزَارِهِمْ شَيْءٌ » [۲۰]هرکس يک سنت نيکو در اسلام بنا نهد پاداش اين کار نيکو براي او محفوظ است و اجر کسي را که به آن عمل مي کند را دارد. در این صورت هر کسی که یکی از سنتهای فراموش شده ی اسلام را زنده کند یا کاری را انجام دهد که به واسطه ی آن کار عبادتی محقق شود و مردم نیز در انجام این روش موافق با شرع که او بنا گذاشته است به او اقتداء کنند که مقدمه ی یک نتیجه مطلوب هم هست شامل مفهوم این حدیث و اجر آن تا زمانی که مردم به ان اقتداء می کنند می گردد.

با درک عمیق بدعت از لحاض لغوی و شرعی ابن حجر عسقلانی رحمه الله از امام شافعی رحمه الله نقل می کند:«قَالَ الشَّافِعِيُّ الْبِدْعَةُ بِدْعَتَانِ مَحْمُودَةٌ وَ مَذْمُومَةٌ فَمَا وَافَقَ السُّنَّةَ فَهُوَ مَحْمُودٌ وَ مَا خَالَفَهَا فَهُوَ مَذْمُومٌ» شافعی گفته است که بدعت دو گونه است: بدعت پسندیده و بدعت ناپسند. هر بدعتی که موافق سنت باشد، بدعت پسندیده است و هر بدعتی که مخالف سنت باشد، بدعت ناپسند است.[۲۱]

ابن حجر عسقلانی رحمه الله  در ادامه می گوید:«الْمُحْدَثَاتُ ضَرْبَانِ مَا أُحْدِثُ يُخَالِفُ كِتَابًا أَوْ سُنَّةً أَوْ أَثَرًا أَوْ إِجْمَاعًا فَهَذِهِ بِدْعَةُ الضَّلَالِ وَمَا أُحْدِثُ مِنَ الْخَيْرِ لَا يُخَالِفُ شَيْئًا مِنْ ذَلِكَ فَهَذِهِ مُحْدَثَةٌ غَيْرُ مَذْمُومَةٍ» چیزهای جدیدی که ایجاد می شود بر دو قسم است: قسمی مخالف کتاب و سنت پیامبر و کلام صحابه و اجماع است و این بدعت گمراهی است. و قسمی که از امور خیر ایجاد می شود که مخالف کتاب و سنت و اجماع نیست و این موارد جدید ایجاد شده مورد مذمت نیست.[۲۲]

امثال امام شافعی رحمه الله با حجت قرار دادن و استناد به قول عمر بن خطاب در مورد نماز تراویح، آن دسته از سنتهای حسنه که در مورد آنها از لحاظ لغوی از کلمه ی بدعت استفاده می شود را نیکو شمرده است؛ که زنده کردن سنتی فراموش شده از رسول الله صلی الله علیه وسلم و تمام ابداعات بشری که مخالفتی با شریعت نداشته باشد را شامل می گردد .

ابن رجب حنبلي رحمه الله در این باره می گوید: «منظور امام شافعي اينست كه در اصل بدعت مذموم، بدعتي است كه در شريعت هيچ اصلي نداشته باشد»، اصطلاح شريعت به همين بدعت گفته مي‌شود و ليكن بدعت پسنديده آن است كه با سنت موافق باشد يعني در سنت اصلي وجود داشته باشد كه به آن برگردد، اين به دليل موافق بودن آن با سنت است، بدعت لغوي است نه بدعت شرعي.[۲۳] و منظور امام شافعی رحمه الله همان منظور عمربن خطاب رضی الله عنه بوده، يعني بدعت لغوي نه شرعي، زيرا «تمام» بدعتهاي شرعي گمراهي اند؛ چون جایگزین کردن چیز جدیدی با یکی از قوانین قرآن، سنت و اجماع و آثار بوده و مخالف شریعت الله می باشد.

همچنانکه در ابتداء ذکر شد نکته ی مهمی که نباید نادیده گرفته شود انجام اجتهادات فردی و پیدایش مذاهب، تفاسیر و تأویلات مختلف و گاه متضاد با قرآن و سنت صحیح در صورت عدم وجود شوری و حکومت اسلامیست . در این صورت زمانی که ابوحنیفه به عنوان مثال در مورد باطل شدن وضو یا لمس زنان حکمی را صادر می کند در حالی که شافعی بر خلاف آن فتوا می دهد و حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم چیز دیگری بیان می کند آیا می توان به یکی از این امامان لقب اهل بدعه را زد چون کلامش برخلاف حدیث یاد شده است؟ پس بر پیروان گرگ زده ی آنها چه؟ تصور کنید ۲۵۴ حدیث در مورد رفع یدین وجود دارد اما احناف از این کار شانه خالی می کنند . آیا می توان آنها را اهل بدعت و اهل آتش نامید؟  اگر می توان برای امامان بزرگواری چون حنفی و مالک و شافعی و… که در خیرالقرون و نزدیک عصر صحابه و تابعین به سر برده اند عذر آورد آیا برای این مسلمین مصیبت زده ی مظلوم گرفتار نمی توان عذری پیدا کرد؟

این مسلمین نه اهل بدعتند نه فاسق . اینها قربانیان نبود حکومت اسلامی و نبود شورای اولی الامر واحد دانشمندان متخصص اسلامی هستند که در اثر نبود این شوری به انواع تأویلات اشتباه از قرآن، احادیث، سیره و رأی امامان بزرگوار گرفتار شده اند. اینها فاسق[۲۴] هم نیستند، چون شخص فاسق «آگاهانه» می داند که مثلا تهمت زدن به زنان و مردان پاک دامن حرام است اما بدون اکراه و با میل خود کرارا دچار این جرم می گردد[۲۵]. پس بشریت به طور عام و مسلمین به صورت خاص، به دلیل محروم شدن از قوانین شریعت الله و حکومت اسلامی، قرنهاست لایق دلسوزی و فداکاری و ترحم هستند و مشغول نمودن خود به اندازه و درجه ی ایمان مسلمین و تلاش جهت پیدا کردن خطاها و اشتباهات آنها جهت ثابت نمودن جهنمی بودن این برادران و خواهران ستمدیده بیشتر شبیه کار انسانهای بیمار و یا دشمنان تفرقه انداز و علمای سوء و الرویبضه است تا کسی که بوئی از «انما المومنون اخوه» برده باشد.

شما برادر  و خواهر گرامی باید تعریف خود از بدعت را اسلامی نمائید؛ و علاوه بر آن، مواردی چون فراموشی، خطاء، انتخاب اخف الضررین به دلیل جبر حاکم بر وضع موجود توسط علمای هر منطقه، معذور بودن افراد به واسطه ی تأویل نادرست از روایات و آیات به دلیل نبود شورای موحد اولی الامر در صنعت فتوا و… را نیز در نظر داشته باشی. زمانی که یک ملا دعایی شرعی را در جای نامناسبی می خواند، یا اذکار و دعاهایی را به روش آموزشی با صدای بلند و به صورت جمعی می خواند و موارد اینچنینی  باعث عدم صحت نماز پشت سر وی نمی شود، اما چنانچه این شخص عملی کفر آمیز انجام می دهد که وی را از دایره یاسلام خارج می گرداند – همچون حمایت از سکولاریستها و حمایت از آنها بر علیه مسلمین – در این صورت نماز خواندن پشت سر چنین مرتدی جایز نیست تشخیص این تمایز آشکار حداقل کاریست که باید در مورد این طبقه صورت گیرد.

با این وجود ما در برابر اهل بدعتی که به نسبت مسلمین طیف بسیار ناچیز اما فعالی را تشکیل می دهند :

  • دعوت به زیباترین شیوه را در پیش میگیریم، از هجوم و حمله ناشیانه و بددهنی پرهیز نموده و هدف را اصلاح و خیر رساندن به شخص می دانیم نه صرف محکوم کردن او و غلبه برآن جهت رضایت نفس خود؛ و همیشه به خود یادآوری کرده و می آموزیم که «ما معیار و محک نیستیم» و این صلاحیت را به «شوری» در هر سطحی که باشد واگذار می کنیم.
  • زمانی که بدعت آنها مکفره بود و دعوت فایده ای نداشت از آنها دوری جسته و در صورت فراهم بودن شرایط با آنها وارد جنگ می گردیم. اما در مورد سایر اهل بدعتی که همچون خوارج در دایره ی اسلام مانده اند باید اصل را برادری اسلامی و تحريم جنگ مسلحانه با آنها تا زمانی که آنها آغازگر نیستند و تحریم ترک کردن و دوري نمودن قرار داد. چنانکه رسول الله صلي الله عليه و سلم مي فرمايد:
  • ” لا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يَهْجُرَ أَخَاهُ فَوْقَ ثَلَاثِ لَيَالٍ، يَلْتَقِيَانِ فَيُعْرِضُ هَذَا وَيُعْرِضُ هَذَا ، وَخَيْرُهُمَا الَّذِي يَبْدَأُ بِالسَّلامِ”.[۲۶] براي مرد مؤمن حلال نيست که از برادرش بيش از سه روز دوري جويد.
  • لَا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يَهْجُرَ أَخَاهُ فَوْقَ ثَلَاثٍ ، فَمَنْ هَجَرَ فَوْقَ ثَلَاثٍ فَمَاتَ دَخَلَ النَّارَ [۲۷] اگر بیشتر از سه روز دوری کرد وارد آتش می گردد . یعنی گناهی در حد اهل بدعت و خوارج . پناه بر الله.

هر مؤمني گر چه فاسق باشد اگر دوري کردنش فاقد هرگونه مصلحتي باشد، حرام است از او دوري نماييم. اما اگر شخصی «آگاهانه» و بدون عذر در امر جهاد، زمانی که یقین دارد جهاد در وضع موجود «فرض عین» است، اما از آن رویگردان می گردد و دچار سرپیچی در پذیرش یک «فرض عین» شود می توان از او تا زمانی که مورد عفو قرار گرفته و به «فرض و دینش[۲۸]» بر می گردد دوری کرد . همان کاری که رسول الله صلي الله عليه و سلم با کعب بن مالک و دو رفيقش رضی الله عنهم که از رفتن به غزوه تبوک سرپيچي کردند، انجام داد .

 

 

ولله الحمد و المنه

ابوحمزه المهاجر هورامی

۲۳/۲/۱۳۹۶ه.ش

……………………………………………

[۱] وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ‏(انفال/۴۶) و از خدا و پيغمبرش اطاعت نمائيد و (در ميان خود اختلاف و) كشمكش مكنيد، (كه اگر كشمكش كنيد) درمانده و ناتوان مي‌شويد و شكوه و هيبت شما از ميان مي‌رود ( و ترس و هراسي از شما نمي‌شود). شكيبائي كنيد كه خدا با شكيبايان است.‏« ريح‌ »: باد. در اينجا مراد قوّت و قدرت، شكّوه و هيبت، و غلبه و پيروزي است .‏

[۲] «ابن حجر»گفت:« الْبِدْعَةُ أَصْلُهَا مَا أُحْدِثَ عَلَى غَيْرِ مِثَالٍ سَابِقٍ وَ تُطْلَقُ فِي الشَّرْعِ فِي مُقَابِلِ السُّنَّةِ»اصل بدعت، آن چیزی است که بدون داشتن نمونه سابق ایجاد شده باشد. و در شرع اسلام «بدعت» در مقابل «سنت» اطلاق می شود.(فتح الباری ج۴ ص ۲۵۳)

[۳] همان طور که در قرآن آمده است:” بَدِیعُ السَّمَوتِ وَالاَرضِ”.هستى بخش آسمانها و زمین اوست(بقرة/۱۱۷٫) و قوله تعالى: ” قل ما كنت بدعاً من الرسل”، بگو: من از میان فرستادگان ( خدا در دعوی نبوت و ارائه کتاب و معجزه ) نوظهور و بی سابقه نیستم ( الاحقاف/ ۹)

[۴] وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها . و رهبانيتي كه خود آن را پديد آورده اند (حدید/۲۷) ابن تيمية  می گوید: ” البدعة في الدين هي ما لم يشرعه الله ورسوله صلى الله عليه وسلم، وهو ما لم يأمر به أمر إيجاب ولا استحباب” ( مجموعة الفتاوى :۴/۱۰۷، ۱۰۸)

[۵] ابن العباس رضي الله عنهما می گوید:ما أتى على الناس عام، إلا أحدثوا فيه بدعة ، وأماتوا فيه سنَّة، حتى تحيا البدع وتموت السنن.) مجمع الزوائد (۱/۱۸۸) ، باب في البدع والأهواء . ورواه ابن وضَّاح في كتاب البدع، ص۳۹ )

[۶] مسلم، أبو داود، النسائي، ابن ماجه، أحمد، الدارمي / صحیح مسلم ج ۲ ص ۵۹۲  ح ۸۶۷؛ سنن کبری نسائی ج۱ ص ۵۵۰ ح ۱۷۸۶٫ سنن ابن ماجه ج ۱ ص ۴۹ ـ مسند احمد بن حنبل ج ۳۵ ص ۹ ـ السنن الکبری للبیهقی ج ۱۰ ص ۱۱۴ ـ سنن الدارمی ج ۱۰ ص ۴۶۸ ـ المعجم الکبیر للطبرانی ج ۸ ص ۶۴ ـ المستدرک علی الصحیحین ج ۱ ص ۱۷۴

[۷] قوله صلى الله عليه وسلم : ( وإياكم ومحدثات الأمور؛ فإن كل محدثة بدعة ، وكل بدعة ضلالة ) أخرجه أبو داود (۴۰۶۷)، و أن النبي صلى الله عليه وسلم كان يقول في خطبته: ( إن أصدق الحديث كتاب الله ، وأحسن الهدي هدي محمد ، وشر الأمور محدثاتها ، وكل محدثة بدعة ، وكل بدعة ضلالة ، وكل ضلالة في النار) أخرجه بهذا اللفظ النسائي في سننه (۳/۱۸۸)حديث عائشة رضي الله عنها ، وهو قوله صلى الله عليه وسلم : ( من أحدث في أمرنا هذا ما ليس منه فهو رد ) أخرجه البخاري (۲۶۹۷) ومسلم (۱۷۱۸)وفي رواية: (من عمل عملاً ليس عليه أمرنا فهو رد) أخرجه مسلم (۱۷۱۸) .

[۸] قال الفضيل بن عياض:من جالس صاحب بدعه لم يعط الحكمة. وقال أيضا: لا تجلس مع صاحب بدعه فإني أخاف أن تتنزل عليك اللعنة  .

[۹] سبب دعاء « اللهم رب هذه الدعوة التامة، » بعد از اذان است نه جای دیگر، این دعاءاصلی در دین دارد اما سببش بعد از اذان است نه در هنگام شنیدن قرآن.

[۱۰] اضافه نمودن تعداد «تکبیر» در هنگام افتتاح نماز. تکبیر اصلی در دین دارد اما در تعداد شخص مخالفت می کند

[۱۱] ادای نماز «تحية المسجد» خارج از مسجد . «تحية المسجد» اصلی در دین دارد اما مکان شرعی آن مسجد است.

[۱۲] بدون عذر روزه  رمضان را در ماه دیگری بگیرد. روزه رمضان هم اصلی در دین دارد اما زمانش رمضان است نه ماههای دیگر.

[۱۳] اندازه ی زکات تعیین شده توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم را بر هم بزند.

[۱۴] در عید یک خروس یا مرغ  را قربانی کند و این درجنس مخالفت کرده است چون باید قربانی از  الأنعام باشد.

[۱۵] قرائت قرآن به شیوه ی ترانه های زننده و جلف

[۱۶] انجام دهنده ی بدعت مکفره همیشه در آتش است و مسلمان اهل بدعت همچون خوارج به اندازه ای که برایش مقدر شده است.

[۱۷] فتح الباري شرح صحيح البخاري/  الاعتصام بالكتاب والسنة/ مسند الإمام أحمد/ مسند الشاميين

[۱۸] صحیح بخاری ج ۳  ص ۴۵  ح ۲۰۱۰

[۱۹] سلفی های آل سعود که با برگذاری هر گونه مراسمی برای شناسائی بزرگانی چون رسول الله صلی الله علیه وسلم و… مخالفت شدید نموده و آن را تا حد بدعت ارتقاء داده اند در مورد هفته شيخ محمد بن عبدالوهاب می گویند:” این هفته به عنوان وسيله تقرب و نزديکي به خداوند متعال مطرح نيست بلکه تنها هدف از آن از بين بردن شبهاتي در مورد او در دل بعضي از مردم مي باشد و آن چيزي را که خداوند به وسيله اين مرد بر مردم منت نهاد را بيان مي دارند. دوم اينکه هفته شيخ محمد بن عبدالوهاب رحمه الله چون اعياد تکرار پذير نيست بلکه جرياني در بين مردم بود که در موردش کتابها نوشته شد و در حق اين مرد آنچه که شايسته و حق بود و مردم از آن اطلاع نداشتند بيان گرديد؛ سپس خاتمه يافت.” حالا اگر هفته یا ماهی برای رسول الله صلی الله علیه وسلم یا هر امر شرعی دیگری اختصاص داده شود و هنوز به هدف تعیین شده نرسیده باشد و سالها ادامه داشته باشد چی؟

[۲۰] مسلم، الترمذي، النسائي، ابن ماجة، أحمد، الدارمي / و مانند این حدیث را  أبو هريرة رضي الله عنه از النبي صلى الله عليه وسلم روایت کرده است که فرمود:” من دعا إلى هدى كان له من الأجر مثل أجور من تبعه لا ينقص ذلك من أجورهم شيئا ومن دعا إلى ضلالة كان عليه من الإثم مثل آثام من تبعه لا ينقص ذلك من آثامهم شيئا” همچنینأبي مسعود الأنصاري رضي الله عنه، می گوید که  النبي صلى الله عليه وسلم فرموده است:” من دل على خير فله مثل أجر فاعل “( خرجهما مسلم في صحيحه)

[۲۱] فتح الباری ج ۱۳ ص ۲۵۳/ أخرجه أبو نعيم بمعناه من طريق إبراهيم بن الجنيد عن الشافعي

[۲۲] همان/ ما أخرجه البيهقي في مناقبه عن الشافعي

[۲۳] «جمع العلوم والحكم» ص ۲۵۳

[۲۴] مومن ناقص الایمانی که آگاهانه و بدون عذر مرتکب گناه کبیره ای غیر از شرک شده است.

[۲۵] وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ * إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ()

[۲۶] البخاري (۵۷۲۷) ، ومسلم (۲۵۶۰) از أبي أيوب الأنصاري رضي الله عنه روایت کرده اند.

[۲۷] أخرجه أَبُو دَاوُد من حَدِيث أبي هُرَيْرَة بِإِسْنَاد صَحِيح ” . وقال النووي رحمه الله في “رياض الصالحين” (ص ۴۳۳)/ رواه أَبُو داود بإسناد عَلَى شرط البخاري ومسلم ” .وكذا صححه الألباني رحمه الله في “صحيح أبي داود” .

[۲۸] عَنْ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُما قَالَ : سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ :  “إِذَا تَبَايَعْتُمْ بِالْعِينَةِ ، وَأَخَذْتُمْ أَذْنَابَ الْبَقَرِ ، وَرَضِيتُمْ بِالزَّرْعِ ، وَتَرَكْتُمْ الْجِهَادَ ، سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ ذُلًّا لَا يَنْزِعُهُ حَتَّى تَرْجِعُوا إِلَى دِينِكُمْ “.( رواه أحمد (۴۹۸۷) وأبو داود (۳۴۶۲) وصححه الألباني في صحيح أبي داود .)

8 دیدگاه دربارهٔ «البدعة در ادبیات شرعی و اهمیت آسیب شناسی بدعت در وضع موجود مسلمین»

  1. امام ابوحنیفه ورحمةالله میفرمايند

    «عَلَيْكَ بِالْأَثَرِ وَطَرِيقَةِ السَّلَفِ وَإِيَّاكَ وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ فَإِنَّهَا بِدْعَةٌ:
    (✍🏻بر تو لازم است که از آثار سلف صالح پیروی کنی و به تو هشدار می¬دهم که از تمام نوآوری¬ها [ی در دین] بپرهیزی که بدعت است)
    (ذم الكلام وأهله ش:📚۱۰۰۶ و صون المنطق سيوطي ص ۳۲۲٫)

    پاسخ
  2. بدعتی ها از مشرکین وکفار بهترند…ای کاش انها هم در جنگ با کفر شرک همکاری میکردند نه اینکه با کفر شرک همراه شوند!!!!

    پاسخ
  3. اهل بدعت مکفره همیشه با کفار و مشرکین همراهی کرده اند و این چیز عجیبی نیست.
    اما عجیب ان است که شما کسی را اهل بدعت مکفره بدانید که اهل بدعت نباشد . باید اول روشن نمائید که اهل بدعت چه کسانی هستند.

    پاسخ
  4. علیکم السلام و رحمه الله و برکاته
    برادر ابوعبدالله منظور شما کدام شیعه است ؟
    جناب نوبختی در کتاب فرق الشیعه بیشتر از ۳۶۰ فرقه ی شیعه را نام می برد منظور شما کدام فرقه است برادر؟
    شیعیانی وجود دارند چون زیدی ها و… که تفاوتی با شافعی ها و حنفی ها و … ندارند . شیعیان غلاتی هم وجود دارند که تفاوتی با غلات اهل سنت ندارند.
    همچنانکه به صورت کلی نمی توان در مورد تمام فرق اهل سنت صحبت کرد در مورد تمام فرق شیعه هم نمی توان صحبت کرد برادر.

    پاسخ
  5. سلام
    به نظر من اگه شیعه قدرت نمی گرفت همین الان هم حنفی و شافعی و حنبلی و… همدیگه رو می کشتن . شیعه که قوی شد جنگ بین اونام تموم شد

    پاسخ
  6. به نظر بنده ما نمی توانیم به جرم اهانت به ابوبکر و عمر شیعه را تکفیر کنیم . چون خوارج عثمان و علی و خیلی از صحابه را تکفیر کردند اما کسی تا به حال نیامده است آنها را کافر بداند .
    فرق بین ابوبکر و عمر و عثمان و علی چیه ؟
    اگه شیعه حتی ابوبکر و عمر رو تکفیر کنه باز نباید توسط اهل سنت تکفیر شود .

    پاسخ
  7. سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
    منظور بنده، شیعیانی اثنی عشری هستند که در ایران زندگی می‌کنند و تعالیم مذهبیشان را به وفور در کتب تعلیمات دینی مدارس مشاهده نموده‌ایم. آیا این شیعیان جزو غلات محسوب می‌شوند؟
    ممنون از شما برادران

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید