انتخابات در سیستم طاغوتی و سکولاریسم کفر است (۵)

انتخابات در سیستم طاغوتی و سکولاریسم  کفر است (۵)

نویسنده ابن حجر الکوردی

ارائه دهنده: ابن محمد الکوردی

دلیل کفر و شرک بودن حکم بغیر ما انزل الله (سکولاریستی) و شرکت در تدوین قوانین آن از اقوال علما

۱-اسحاق بن راهویه میگوید:”اجمع العلماء علی من دفع شیئا انزله الله و هو مع ذلک مقر بما انزل الله انه کافر” .[۱].ترجمه:” اجماع تمام علماء بر این است هرکس چیزی را که الله متعال نازل کرده است دفع کند و با این وجود حتی نسبت به آن حکم ایمان داشته باشد باز آن شخص کافر است” پس ترک حکم به ما انزل الله چه معتقد به حکم باشد و چه نباشد باز تو را کافر میکند که این حکم شامل انتخابات در نظامهای سکولاریستی و دموکراسی طاغوتی میشود.

۲-ابوالبختری می گوید:”( اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ) أَمَا إنَّهُمْ لَمْ يُصَلُّوا لَهُمْ، وَلَوْ أَمَرُوهُمْ أَنْ يَعْبُدُوهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا أَطَاعُوهُمْ، وَلَكِنْ أَمَرُوهُمْ فَجَعَلُوا حَلَالَ اللَّهِ حَرَامَهُ وَحَرَامَهُ حَلَالَهُ؛ فَأَطَاعُوهُمْ فَكَانَتْ تِلْكَ الرُّبُوبِيَّةَ ” [۲](در مورد آیه ۳۱ سوره توبه) آنها(یعنی یهود و نصاری) برای احبار و رهبان نماز نمیخواندند و اگر حتی این احبار به آن مردم میگفتند عبادت برای غیر الله متعال بکنید اطاعت نمیکردند اما احبار حلال را حرام و حرام را حلال میکردند و در این مورد از آنها اطاعت میکردند و این عمل عین ربوبیت است ).

۳-السدی می گوید: (وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (۴۴/المائده)): «وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلْتُ فَتَرَكَهُ عَمْدًا وَجَارَ وَهُوَ يَعْلَمُ فَهُوَ مِنَ الْكَافِرِينَ» : . [۳]در مورد اون آیه میگوید: یعنی هرکس به آنچه نازل کرده ام(الله متعال)حکم نکند و عمدا آن را ترک کند حتی اگر به آن علم هم داشته باشد او از جمله کافران است”

۴- امام شافعی می گوید: الذی یجتهد و یشرع علی قواعد خارجه عن قواعد الاسلام لا یکون مسلما اذا قصد الی وضع ما یراه من الاحکام وافقت الاسلام او خالفته ” [۴].  یعنی:” کسی که اجتهاد کند و شرعی را مخالف یا خارج از قواعد شرعی بیان کند مسلمان نیست هر چند منظورش از این وضع قوانین موافقت با اسلام باشد یا مخالف اسلام باشد” .

بدان الله رحمتت کند در این جمله ی امام تامل کن وقتی که درنظامهای سکولاریستی و دموکراسی طاغوتی رای میدهی با رای دادنت دچار کفر می شوی هر چند که نیتت چیز دیگری باشد مانند  پس گرفتن حق و… .

۵-امام ابن خویز منداد می گوید:” وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ بَلَدٍ اصْطَلَحُوا عَلَى الرِّبَا اسْتِحْلَالًا كَانُوا مُرْتَدِّينَ، وَالْحُكْمُ فِيهِمْ كَالْحُكْمِ فِي أَهْلِ الرِّدَّةِ ” . (تفسیرالقرطبی ۳/۳۶۴)یعنی: اگر اهل کشوری ربا را حلال کردند مرتد میشوند و حکم آنجا حکم اهل رده است که باید با آنها جنگید ” . الان در تمام حکومتهای سکولار  ربا حلال شده است پس تمام حکومتهای سکولار دموکراسی خواه و کسانیکه اعوان این کشورها هستند حکم مرتد دارند.

۶-امام ابن حزم اندلسی می گوید :” من حكم بحكم الإنجيل مما لم يأت بالنص عليه وحي في شريعة الإسلام فإنه كافر مشرك خارج عن الإسلام “(احکام الاحکام ۵/۱۷۳)

یعنی:”هرکس حکم به انجیل کند که وحی الهی بر آن نباشد و یا نصی در اسلام به آن نباشد او کافر و مشرک و خارج از دین اسلام شده است ” . جالب اینجاست که هرکس حکم به انجیلی که کتاب آسمانی است و جزء صفات الهی بوده است کند کافر شده است حالا اگر کسی حکم به دموکراسی یا سکولاریسم  یا قوانین سکولاریستی بین الملل که وضعی و ساخته دست بشر است کند چه وضعی پیدا میکند؟ خوب مسلما این نفر کافرتر از آن انسانی است که حکم به تورات و انجیل میکند.

تنها راه ثبات این طاغوتان سکولار دموکراسی خواه انتخابات است، به این خاطر است که اهمیت زیادی به انتخابات می دهند زیرا اصل و اساس این طاغوتان بر رای اکثریت است که اگر چیزی رخ دهد همین اکثریت اجازه ندهند اقلیت کاری بکنند و حکومت این طاغوت با این رای که اکثریت رای را جذب کرده است پابرجاست تامل کن!

۷-امام قاضی عیاض میگوید :” لَوْ طَرَأَ عَلَيْهِ(الخلیفه) كُفْرٌ وَتَغْيِيرٌ لِلشَّرْعِ أَوْ بِدْعَةٌ خَرَجَ عَنْ حُكْمِ الْوِلَايَةِ وَسَقَطَتْ طَاعَتُهُ وَوَجَبَ عَلَى الْمُسْلِمِينَ الْقِيَامُ عَلَيْهِ وَخَلْعُهُ وَنَصْبُ إِمَامٍ عَادِلٍ إِنْ أَمْكَنَهُمْ ذَلِكَ فَإِنْ لَمْ يَقَعْ ذَلِكَ إِلَّا لِطَائِفَةٍ وَجَبَ عَلَيْهِمُ الْقِيَامُ بِخَلْعِ الْكَافِر ” . [۵]

یعنی: اگر بر خلیفه مسلمانان کفری رخ دهد یا تغییر شرعی از او انجام شود یا بدعت(مکفره) ای او سر بزند حکم ولایت از او ساقط میشود و اطاعت از او از بین میرود و بر تمام مسلمانان واجب است که بر علیه او قیام کنند و او را خلع و از بین ببرند و امامی عادل(مسلمان)جایگزین او کنند اگر توانستند اگرهم نتوانستند امامی را جایگزین کنند باید اون امام کافر را از بین ببرند “(یعنی مردم بدون امام باشند بهتر از آنست که امام کافر داشته باشند)

بر طبق این قول قاضی عیاض باید تمام حاکمان سکولار این سرزمینها را از بین برد چون همه آنها تغییر شرع داده اند که سبب اصلی بر کرسی نشستن ان طاغوت انتخابات است.

۸-امام داودی در مورد دولت فاطمیون می گوید:” خطیبهم الذی یخطب لهم و یدعو لهم یوم الجمعه کافر یقتل و لا یستتاب و تحرم علیه زوجته و احکامه کلها احکام الکفر و من صلی خلفه خوفا اعاد ثم لا یقیم اذا امکنه الخروج من بلدهم و لا عذر له بکثره عیال و غیره ” و نقل عنه ابن التین بوجوب الخروج علی الحاکم اذا بدل الشریعه و کفر” . (فتح الباری)

ترجمه:”خطیب هایی را که برای دولت فاطمیون خطبه میخوانند و برای آنها در روز جمعه دعاء میکنند کافر است و کشته میشود و از او تقاضای توبه نمیشود و زنش بر او حرام است و تمام احکام کفر بر او اجراء میشود و اگر کسی از روی ترس پشت سر آنها نماز خواند باید هر وقت امکان یافت نمازش را اعاده کند و اگر توانست از شهر آنها خارج شود و اینکه بگوید من فرزندان و زنان دارم برایش عذر محسوب نمی شود ” و ابن التین از داودی نقل کرده است که واجب است بر حاکمی که شریعت را تبدیل کرده است و کفر انجام میدهد خروج کرد”

پس وای به حال خطیبانی که الان برای طواغیت سکولار زمان دعاء می کنند و در خدمتگذاری آنها هستند وای به حال علماء سوء.

۹-امام الجصاص میگوید:” فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (۶۵/النساء):” دَلَالَةٌ عَلَى أَنَّ مَنْ رَدَّ شَيْئًا مِنْ أَوَامِرِ اللَّهِ تَعَالَى أَوْ أَوَامِرِ رَسُولِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَهُوَ خَارِجٌ مِنْ الْإِسْلَامِ سَوَاءٌ رَدَّهُ مِنْ جِهَةِ الشَّكِّ فِيهِ أَوْ مِنْ جِهَةِ تَرْكِ الْقَبُولِ وَالِامْتِنَاعِ مِنْ التَّسْلِيمِ وَذَلِكَ يُوجِبُ صِحَّةَ مَا ذَهَبَ إلَيْهِ الصَّحَابَةُ فِي حُكْمِهِمْ بِارْتِدَادِ مَنْ امْتَنَعَ مِنْ أَدَاءِ الزَّكَاةِ وَقَتْلِهِمْ وَسَبْيِ ذَرَارِيِّهِمْ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى حَكَمَ بِأَنَّ مَنْ لَمْ يُسَلِّمْ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَضَاءَهُ وَحُكْمَهُ فَلَيْسَ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ ” . [۶]

ترجمه:”این آیه دلالت بر این دارد که هرکس امری از اوامر الله متعال یا رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را رد کند از اسلام خارج شده است و فرقی نمیکند این رد دادن از جهت شک باشد یا از جهت ترک قبول کردن یا از جهت امتناع از تسلیم شدن باشد و صحت این فعل اصحاب را شامل میشود که حکم ارتداد کسانی را دادند مبنی بر اینکه زکات نمیدادند به این خاطر آنها را کشتند و فرزندانشان را به بردگی بردند چون الله متعال کسی را که تسلیم رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و قضاوت او و حکم او نباشد را از اهل ایمان به حساب نمی آورند “.

۱۰-امام بغوی میگوید:”( اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ) ” فَإِنْ قِيلَ: إِنَّهُمْ لَمْ يَعْبُدُوا الْأَحْبَارَ وَالرُّهْبَانَ؟ قُلْنَا: مَعْنَاهُ أَنَّهُمْ أَطَاعُوهُمْ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ وَاسْتَحَلُّوا مَا أَحَلُّوا وَحَرَّمُوا مَا حَرَّمُوا، فَاتَّخَذُوهُمْ كَالْأَرْبَابِ .[۷]

ترجمه:”اگر گفته شود خوب یهود و نصاری که عبادت برای احبار و رهبان نمیکردند؟ما می گوییم: آنها در معصیت از این کاهنان تبعیت میکردند و اگر کاهنان چیزی را حلال یا حرام میکردند این مردم هم گوش به فرمان میشدند و با این وضعیت آنها را اربابانی به جز الله متعال قرار می دادند” .

 

۱۱-امام ابو یعلی می گوید:” و من اعتقد تحلیل ما حرم الله بالنص الصریح من الله او من رسوله او اجمع المسلمون علی تحریمه فهو کافر ” .[۸]ترجمه:” هر کس حرامی را که الله متعال حرام کرده است که یا قول رسول اکرم صلی الله علیه وسلم بر آنست و یا اجماع مسلمین بر تحریم آن هستند حلال کند کافر است ”

۱۲- ابن تیمیه می گوید :” فان هذا الشرع لیس لاحد من الخلق الخروج عنه و لا یخرج عنه الا کافر ”[۹].ترجمه: این شرع الله متعال است و برای هیچ کس جایز نیست از آن خارج شود چون فقط کافر از آن خارج می شود” .

۱۳- امام ابن تیمیه در جایی دیگر میگوید :”و الانسان متی حلل الحرام المجمع علیه او حرم الحلال او بدل الشرع المجمع علیه کان کافرا مرتدا بالاتفاق ” . .[۱۰] یعنی:” و انسان هرگاه حرامی را حلال و یا حلالی را حرام و یا شرع را که اجماع بر آنها باشد تبدیل کرد به اتفاق اهل اسلام کافر و مرتد است ” .

۱۴- و در جایی دیگر امام ابن تیمیه می گوید: ” و متی ترک العالم ما علمه من کتاب الله و سنه رسوله و اتبع حکم الحاکم المخالف لحکم الله و رسوله کان مرتدا کافرا ” : . [۱۱]یعنی: و هرگاه عالمی که علم قرآن و سنت دارد و از حکم حاکم مخالف حکم الله و رسول تبعیت کرد کافر و مرتد می شود”.

ای علماء سوء قسما برب العالمین حال شما همین حالی است که شیخ الاسلام بحث میکند حکم الله و رسولش را برای مشتی طاغوت سکولار و دموکراسی خواه ترک کرده و دنبال سگان بر کرسی نشین افتاده اید…

۱۵-امام ابن قیم می گوید :”أَنَّ مَنِ الْتَزَمَ مَا جَاءَتْ بِهِ التَّوْرَاةُ وَالْإِنْجِيلُ، وَلَمْ يَتَّبِعِ الْقُرْآنَ، فَإِنَّهُ كَافِرٌ وَقَدْ أَبْطَلَ اللَّهُ كُلَّ شَرِيعَةٍ كَانَتْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَسَائِرِ الْمِلَلِ، وَافْتَرَضَ عَلَى الْجِنِّ وَالْإِنْسِ شَرَائِعَ الْإِسْلَامِ، فَلَا حَرَامَ إِلَّا مَا حَرَّمَهُ الْإِسْلَامُ، وَلَا فَرْضَ إِلَّا مَا أَوْجَبَهُ الْإِسْلَامُ” . [۱۲]یعنی:” هرکس خودش را ملزم به تورات و انجیل کرد و تبعیت از قرآن نکرد او کافر است چون الله متعال تمام شرائع در تورات و انجیل و سائر ادیان را باطل کرد و بر جن و انس شریعت اسلام را فرض کرد پس هیچ چیز حرام نیست مگر اینکه اسلام آن را حرام کرده باشد و هیچ چیز حلال نیست مگر اینکه اسلام حلال کرده باشد و هیچ چیز واجب نیست مگر اینکه اسلام واجب کرده باشد ” .

در اینجا بحث از تورات و انجیل شده است که ادیان آسمانی است حالا چه رسد به قوانین سکولاریستی وضعی و بی دینی ای که ساخته دست بشر و سکولاریستها باشد پس چگونه میخواهید خلاص شوید ای رای دهندگان..؟!

۱۶- امام ابن کثیر می گوید:”( أَفَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ) (المائده/۵۰) يُنْكِرُ تَعَالَى عَلَى مَنْ خَرَجَ عَنْ حُكْمِ اللَّهِ الْمُحْكَمِ الْمُشْتَمِلِ عَلَى كُلِّ خَيْرٍ، النَّاهِي عَنْ كُلِّ شَرٍّ وَعَدْلٍ إِلَى مَا سِوَاهُ مِنَ الْآرَاءِ وَالْأَهْوَاءِ وَالِاصْطِلَاحَاتِ الَّتِي وَضَعَهَا الرِّجَالُ بِلَا مُسْتَنَدٍ مِنْ شَرِيعَةِ اللَّهِ، كَمَا كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ يَحْكُمُونَ بِهِ مِنَ الضَّلَالَاتِ وَالْجَهَالَاتِ مِمَّا يَضَعُونَهَا بِآرَائِهِمْ وَأَهْوَائِهِمْ، وَكَمَا يَحْكُمُ بِهِ التَّتَارُ مِنَ السِّيَاسَاتِ الْمَلَكِيَّةِ الْمَأْخُوذَةِ عَنْ مَلِكِهِمْ جِنْكِزْخَانَ الَّذِي وَضَعَ لَهُمُ الياسق ، وَهُوَ عِبَارَةٌ عَنْ كِتَابٍ مَجْمُوعٍ مِنْ أَحْكَامٍ قد اقتبسها من شَرَائِعَ شَتَّى: مِنَ الْيَهُودِيَّةِ وَالنَّصْرَانِيَّةِ وَالْمِلَّةِ الْإِسْلَامِيَّةِ وغيرها، وَفِيهَا كَثِيرٌ مِنَ الْأَحْكَامِ أَخَذَهَا مِنْ مُجَرَّدِ نظره وهواه، فصارت في بينه شرعا متبعا يقدمونه على الحكم بِكِتَابِ اللَّهِ وَسُنَّةِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَمَنْ فَعَلَ ذَلِكَ مِنْهُمْ فَهُوَ كَافِرٌ يَجِبُ قِتَالُهُ حتى يرجع إلى حكم الله ورسوله، فَلَا يَحْكُمُ سِوَاهُ فِي قَلِيلٍ وَلَا كَثِيرٍ ” . [۱۳]

یعنی:”در مورد(سوره مائده/۵۰)الله متعال نهی کرده است که از حکم الله متعال که حکمی محکم و شامل تمام خیر است به حکم غیر از این احکام الهی از رای ها و نظریات و هوای نفس و اصطلاحاتی که افراد بدون مستند به شریعت آن را بوجود می آیند در آیند همانطور که اهل جاهلیت با استفاده از ضلالات و جهالات که با رای فاسد و هوای نفسانی خود بوجود آوده اند حکم میکنند یا همانطور که تاتار سیاسات اداری خود را از پادشاهاشان چنگیزخان گرفته اند که قانونی به اسم یاسق است که عبارت است از مجموعه ای از احکام برگرفته از تمام شریعتها مثل یهود و نصاری و اسلام و غیر آن است و احکام زیادی در این قانون وجود دارد که فقط از نظریات نفسانی خودش است که این قانون را تبدیل به شرعی کرد و بر کتاب الله و سنت رسول اکرم مقدم کرد پس هر کس از این قانون(یاسق) پیروی کند کافر است و واجب است با او قتال کرد تا اینکه به حکم الله متعال و رسول در بیایند و فرقی ندارد کسی در کمترین یا بیشترین حکم از اسلام فاصله گرفته اند.” .

حالا تامل کنید که چطور حکم یاسق چنگیزخان و کسی که از آن تبعیت میکند کفر است و واجب است با آنها جنگ کرد آیا واقعا بین یاسق چنگیزخان و قوانین امروزی دموکراسی و سکولاریستی فرق وجود دارد؟

بدان رایی را که میدهی سبب می شود که جنگیزخان های جدیدی بر تو حاکمیت کند در حالیکه حاکمیت از ان الله تعالی است.

۱۷-امام ابن کثیر در جایی دیگر می گوید:”فمن ترک الشرع المحکم المنزل و تحاکم الی غیره من الشرائع المنسوخه کفر فکیف بمن تحاکم الی الیاسا و قدمها من فعل ذلک کفر باجماع المسلمین ” . [۱۴] یعنی: هر کس شرع محکم نازل شده اسلام را ترک کند و حکم به ادیان و شرائع منسوخه ببرد کافر شده است حالا چه رسد به حکم قانونی که مردم آن را درست کرده اند و بر شرع اسلامی مقدم کرده اند و هرکس این کار را انجام بدهد به اجماع تمام مسلمانان کافر شده است “.

۱۸- ” امام شوکانی در این زمینه کتابی به اسم(الدواء العاجل فی دفع العدو الصائل)نوشته است که در آن مسئله حکم بردن به شریعت اسلامی و کفر قبائل و مناطق یمن را اعلام میکند که راضی به دولت غیر از اسلام شده اند”.

۱۹- احمد شاکر میگوید:”ان الامر فی هذه القوانین الوضعیه واضح وضوح الشمس هی کفر بواح لا خفاء فیه و لا عذر لاحد ممن ینسب الی الاسلام کائنا من کان فی العمل بها او الخضوع لها او اقرارها ” .[۱۵]ترجمه:” مسئله این قوانین ساخته شده به دست بشر واضح و آشکار است به همانندی نور خورشید است که کفر بواح و آشکار است و بر هیچ کس پنهان نیست و برای هیچ کس که منتسب به اسلام است عذری وجود ندارد هرکسی که باشد اگر به این قوانین عمل کند یا به این قوانین خضوع کند یا بدان اقرار کند (در هر صورت کافر می شود)”.

۲۰- شیخ عبداللطیف بن عبدالرحمن میگوید:”من تحاکم الی غیر کتاب الله و سنه رسوله فهو کافر قال الله تعالی(وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (۴۴/المائده) ” .[۱۶]یعنی:” هر کس حکم را به غیر از کتاب الله متعال و سنت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم ببرد کافر میشود الله تعالی میفرماید(کسانیکه انچیزی که الله نازل کرده است حکم نکنند انها کافر هستند) “.

۲۱- شیخ سلمان بن سحمان می گوید:”التحاکم الی الطاغوت کفر و ذکرالله فی کتابه ان الفتنه اکبر من القتل و الفتنه هی الکفر و الشرک فلو اقتتلت البادیه و الحاضره حتی یذهبوا اهون من ان ینصبوا فی الارض طاغوتا یحکم بخلاف شریعه الاسلام التی بعث الله بها رسوله صلی الله علیه وسلم ” . [۱۷] :” حکم بردن پیش طاغوت کفر است و الله متعال در کتابش بیان میدارد که فتنه از قتل بدتر است که فتنه همان کفر و شرک است پس اگر اهالی روستا و شهرها از بین بروند بهتر از آنست که طاغوتی را در زمین منصوب کنند که بر خلاف شریعت اسلام که الله متعال بوسیله پیامبرش برای ما فرستاده است حکم کند “.

۲۲- شیخ عبدالرحمن بن سعدی در تفسیرش می گوید:”( فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ)(النساء/۵۹)فدل ذلک علی من لم یرد الیهما مسائل النزاع فلیس بمومن حقیقه بل مومن بالطاغوت ” یعنی :” در مورد اون آیه دلالت بر آن دارد که هر کس مسائل نزاع و اختلافات خود را به قرآن و سنت نبرد در حقیقت مومن نیست بلکه به طاغوت ایمان آورده است”

۲۳-امام آلوسی می گوید:”و لا شک فی کفر من یستحسن القانون و یقول هو ارفق و اصلح للامه فلا ینبغی التوقف فی تکفیره ” .[۱۸]یعنی:”کسی که قانونی را خوب بداند و بگوید این برای امت خوبتر و مورد مصلحت است هیچ شکی در کفر او نیست و نباید در تکفیر کردنش توقف کرد”

۲۴- شیخ قاضی ابن غنیم می گوید:” الذین یرضون القوانین بدلا عن الحکم بما انزل الله و یریدون سواه فهولاء حکمهم الکفر مثل حکامهم ” . [۱۹]یعنی:” کسانی که راضی به قوانینی به جای حکم بما انزل الله شوند حکم آنها به مثل حکامشان کفر است “.

۲۵- شیخ محمد بن ابراهیم می گوید :” البلد الذی یحکم بالقانون لیس دارالاسلام و تجب الهجره منه عند القدره”[۲۰] یعنی: کشوری که حکم به قانون(غیر از اسلام)کند دارالاسلام نیست (کشور اسلامی نیست)و در صورت قدرت و توانایی باید از آنجا هجرت کرد”. البته شیخ محمد بن ابراهیم کتاب نفیس و ارزشمندی به اسم (تحکیم القوانین)دارد که دلائلی واضح و آشکار در آن وجود دارد.

۲۶- شیخ عبدالله بن حمید می گوید:”من اصدر تشریعا عاما ملزما للناس یتعارض مع حکم الله فهذا یخرج من المله کافر ” .[۲۱] یعنی:”هر کس تشریع یا قانونی را وضع کند و مردم را بدان ملزم کند و معارض به حکم الله متعال باشد از دین خارج میشود و کافر می گردد”.

اینها گوشه ای از اقوال علمای ثغور و علمای عامل امت بودند رحمهم الله رحمة واسعه.بنگرید چگونه از حکم غیر الله بر حذر میکنند… اینان هستند علماء نه آنانی که امروز برای راضی کردن طواغیت از هر در کفری وارد میشوند و مردم را همراه خود به آتش میرانند هیهات…هیهات

الحمدلله و بعد؛

اما در ختام؛

الله سبحانه و تعالی میفرماید؛ قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏(۱۰۸) یوسف

«بگو: اين‌ است‌ راه‌ من‌» اين‌ دعوتي‌ كه‌ به‌سوي‌ آن‌ فرامي‌خوانم‌ و اين‌ راه‌ و روشي‌ كه‌ برآن‌ هستم، راه‌ من‌ است؛ يعني‌ سنت‌ من‌ است‌. سپس‌ اين ‌«راه‌» را چنين‌ تفسير مي‌كند: «با بصيرت‌ به‌سوي‌ خدا دعوت‌ مي‌كنم‌» يعني: با حجت‌ آشكار و با يقين‌ و برهان‌ و شناختي‌ كه‌ از صحت‌ و درستي‌ پيام‌ خود دارم، به‌سوي‌خدا جلّ جلاله دعوت‌ مي‌كنم‌ «من‌ و پيروانم‌» يعني: كساني‌ كه‌ پيرو من‌اند و به‌ راه‌ و روش‌ من‌ رهنمون‌ شده‌ اند نيز به‌سوي‌ اين‌ راه‌ دعوت‌ مي‌كنند. يا معني‌ اين‌ است: من‌ و پيروانم‌ هر دو بر حجتي‌ آشكار از سوي‌ خداوند جلّ جلاله قرارداريم‌ «و خدا منزه ‌است‌» يعني: او را از هرگونه‌ شريك‌ و همتايي‌ تنزيه‌ و تقديس‌ مي‌كنم‌ «و من‌ از مشركان‌» به‌ خداي‌ سبحان، يعني‌ از كساني‌كه‌ به‌ او شركا و همتاياني‌ مقرر مي‌كنند «نيستم‌».

این راه ما است و ما در اولین قدم این راه خون و مالمان را گذاشتیم و فدای دین الله سبحانه و تعالی کردیم.از لومه ی هیچ احدی ترسی نداریم و حق را بیان خواهیم کرد…

این رساله و این پیام را برای تمام اهل سنت جهان خاصتا فارس زبانان نوشتیم تا از فریب علماء سوء و از این کفر بزرگ بر حذر کنیم…

ای اهل سنت چگونه این جرات را به خودتان می دهید و پای صندوق های شرکی میروید و انبازهایی را با الله تعالی در حکم ، قرار می دهید.

ای اهل سنت…

رسول الله صلی الله علیه و سلم میفرماید؛(لا یلدغ المومن من حجر واحد مرتین)” مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشکد ”

میخواهید چندمین بار گزیده شوید ایا مگر نمیدانید همین طواغیتی را که انتخاب میکنید نهایت ظلم را بر شما انجام میدهند…

مگر میخواهی جه کسی را بر کرسی بنشانی تا این دفعه ان مرتد بر تو ظلم کند و حتی از کمترین حقوق تورا منع کند…

از منع تطبیق شریعت الله  الی منع دعوت…

بر حذر باشید ای اهل سنت :

…و چگونه است عده ای به خود جرأت میدهند که پای صندوق های کفری بروند در حالی که الله و رسولش او را از این کار نهی کرده است! و این در حالی است که در این نظامی طاغوتی سکولاریستی و دموکراسی خواه با دستان خود کسی را بر کرسی قدرت مینشاند که همین شخص، به او ظلم میکند، حقش را میخورد، به دین و عقیده اش اهانت میکند و او را از کم ترین امکانات رفاهی محروم میدارد!؟و اگر هم اعتراضی از او سر بزند؛ حبس ،شکنجه و مرگ در انتظار اوست!!! و همه ی این خونها گردن تویی است که رای داده ای و شخصی را با دستانت انتخاب کرده ای تا این مفاسد را در زمین ببار بیاورد…

پس بدان که نماز و روزه ات نخواهد توانست تو را از عواقب این گناه سنگینت نجات دهد

و بدان که انگشتی که در جوهر خیس میشود ، قبل از این که بر شناسنامه ات بنشیند، مهر کفریست که بر پیشانی تو میخورد و ذلتی ست در دین و عقیده ات…

شما را به این قول الله سبحانه و تعالی یاداور میکنیم؛قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ‏(۴۶) سباء

«بگو» اي‌ محمد‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم به‌ اين‌ كافراني‌ كه‌ تو را ديوانه‌ مي‌پندارند «جز اين‌ نيست ‌كه‌ من‌ به‌ شما فقط يك‌ اندرز مي‌دهم» يعني‌: شما را از فرجام‌ بد آنچه‌ كه‌ در آن ‌قرار داريد، هشدار داده‌ و برحذر داشته‌ و شما را فقط به‌ يك‌ خصلت‌ سفارش‌ و توصيه‌ مي‌كنم‌؛ «و آن‌ اين‌ است‌ كه‌: دوگان‌دوگان‌ و يكان‌يكان‌ براي‌ خدا به‌پا خيزيد» يعني‌: تنها سفارش‌ و موعظه‌ من‌ به‌ شما، قيامتان‌ در طلب‌ حق‌ با تفكر و انديشه‌ راستين‌ خالصا براي‌ رضاي‌ خداي‌ عزوجل‌ و بدون‌ هوي‌ و عصبيتي‌ است ‌«و سپس‌ انديشه‌ كنيد» و تأمل‌ ورزيد و برخي‌ از شما برخي ‌ديگر را به‌ اخلاص ‌نصيحت‌ كنيد وبگوييد: بياييم‌ در حقيقت‌ كار رسول‌‌خدا صلی الله علیه و آله وسلم و كتابي‌ كه‌ آورده ‌است‌، بنگريم‌ و بينديشيم‌ زيرا در اين‌ صورت‌، قطعا مي‌دانيد كه‌ بايد در اين‌ راه ‌دودو يا تك‌تك‌ به‌پا خيزيد، چه‌ اجتماع‌، فكر و انديشه‌ را مشوش‌ و پراكنده ‌مي‌گرداند اما دو نفر مي‌توانند تفكر كرده‌ و هر يك‌ محصول‌ فكر خويش‌ را به‌ رفيقش‌ عرضه‌ دارد و سپس‌ هر دوي‌ آنها به‌ راستي‌ و انصاف‌ در آن‌ بنگرند تا از اين ‌طريق‌ به‌ حق‌ برسند، همين‌گونه‌ يك‌ فرد مي‌تواند با خودش‌ دادگرانه‌ و منصفانه ‌بينديشد.

اين‌ آيه‌ اصل‌ و اساس‌ موضوع‌ دعوت‌ الي‌الله است‌ زيرا اهميت‌ دعوت‌ فردي‌ با آن‌ آشكار مي‌شود.

آري‌! در اين‌ صورت‌ قطعا به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسيد كه‌: «اين‌ رفيق‌ شما هيچ‌ جنوني ‌ندارد» نه‌ پيامبر جادوگر است‌ و نه‌ ديوانه‌ زيرا در حالات‌ و تصرفاتش‌ هيچ‌ دليلي‌ بر اين‌ امر كه‌ او اين‌ گونه‌ باشد، نمي‌يابيد و هر چه‌ درباره‌ او بينديشيد، از او جز عقل‌ و تدبير و برتري‌ خرد، چيز ديگري‌ نمي‌بينيد، در عين‌ حال‌، شما نيك‌ مي‌دانيد كه ‌او برترين‌ مردم‌ از روي‌ عقل‌ و خرد است‌ و شما در مدت‌ عمر وي‌ و عمر خويش‌، از او دروغي‌ را تجربه‌ نكرده‌ايد و وحي‌اي‌ هم‌ كه‌ او آورده ‌است‌ دليل‌ آشكاري‌ بر صدق‌ و راستگويي‌ اوست‌ «او جز هشداردهنده‌اي‌ براي‌ شما در پيشاپيش‌ عذابي‌ شديد» يعني‌: در پيشاپيش‌ قيامت‌ «نيست».

 

الحمدلله و بعد؛

اما سخنی داریم با علماء سوء؛

ای خرهای علم…

دیگر وقتتان تمام شده است و الله سبحانه و تعالی صورت خبیثتان را آشکار کرده است…کمتر کسی دیگر فریبتان را بخورد…

بدانید مردانی هستند که مانند شیراتی گرسنه ، گرسنه ی قتلتان هستند قاتلکم الله…بدانید که تا زنده ایم برای شما و برادران کافرتان خوشی ای نیست…امروز ما موحدان الحمدلله دیگر کلمه ای برای گفتم داریم…

ایا میدانید الله سبحانه و تعالی دز موردتان میفرماید؛يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّ كَثِيراً مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ‏ (۳۴) توبه

«اي‌ مسلمانان‌! در حقيقت‌، بسياري‌ از دانشمندان‌ و راهبان‌ اهل‌ كتاب‌، اموال‌ مردم‌ را به‌ ناروا مي‌خورند» يعني‌: بسياري‌ از سردمداراني‌ كه‌ يهود و نصاري‌ آنان‌ را به ‌خدايي‌ گرفته‌اند، مال‌ حرام‌ ـ همچون‌ رشوه‌ ـ را مي‌خورند. احبار: علماي ‌يهود و رهبان‌: زاهدان‌ نصاري‌ اند. سفيان‌بن‌ عيينه‌ مي‌گويد: «هر كس‌ از علماي‌ ما كه‌ فاسد شود، در او مشابهتي‌ به‌ يهود است‌ و هر كس‌ از عباد و زهاد ما كه‌ فاسد شود، در او مشابهتي‌ به‌ نصاري‌ است». «و» همچنان‌ آن‌ احبار و رهبان‌ «آنها را از راه‌ خدا باز مي‌دارند» يعني‌: مردم‌ را از رفتن‌ به‌ راهي‌ كه‌ به‌ رضا و قرب‌ حق‌ تعالي ‌مي‌انجامد ـ كه‌ همانا دين‌ اسلام‌ است‌ ـ باز مي‌دارند «و كساني‌ كه‌ طلا و نقره‌ را كنز مي‌كنند» يعني‌: كساني‌ كه‌ زكات‌ اموال‌ خود را نمي‌پردازند زيرا مالي‌ كه‌ زكات‌ آن ‌ادا شود، كنز نيست‌، هرچند هم‌ بسيار باشد ـ كه‌ قول‌ راجح‌ در تفسير (كنز ) همين ‌است‌. كنز: هر چيزي‌ است‌ كه‌ بر روي‌ هم‌ جمع‌آوري‌ و ذخيره‌ و گنج‌ شود. «و آن ‌را» يعني‌: آن‌ گنجها و اموال‌ را «در راه‌ الله خرج‌ نمي‌كنند پس‌ اين‌ گروه‌ را به‌ عذابي ‌دردناك‌ بشارت‌ بده» مراد از آنان‌: يا همان‌ احبار و راهبان‌ اهل‌ كتابند ـ كه ‌مسلمانان‌ داراي‌ اين‌ صفت‌، نيز شامل‌ اين‌ حكم‌ مي‌شوند ـ يا اين‌كه‌ مراد مسلمانان‌ گردآورنده‌ اموال‌ و انفاق‌ نكننده‌ آنند كه‌ از باب‌ تغليظ و توبيخ‌، با احبار حرام‌خوار اهل‌ كتاب‌ يكجا ذكر شده‌اند. بشارت‌ دادن‌ آنان‌ به‌ عذاب‌، از باب ‌استهزا و تحقير آنهاست‌.

 

و میفرماید:إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ(سوره بقره آیه ۱۵۹)بی‌گمان کسانی که پنهان می‌دارند آنچه را که از دلائل روشن و هدایت فرو فرستاده‌ایم، بعد از آن که آن را برای مردم در کتاب (تورات و انجیل) بیان و روشن نموده‌ایم، خدا و نفرین‌کنندگان (چه از میان فرشتگان و چه از میان مؤمنان انس و جان)، ایشان را نفرین می‌کنند (و خواستار طرد آنان از رحمت خدا خواهند شد).

ابن‌كثير از ابوالعاليه‌ و قتاده‌ نقل‌ مي‌كند: «كافر در روز قيامت‌ برپاساخته‌مي‌شود، آن‌گاه‌ خداوند او را لعنت‌ مي‌كند، سپس‌ فرشتگان‌… و سرانجام‌ همه‌مردم‌ او را لعنت‌ مي‌كنند». تهديد و هشدار اين‌ آيه، آن‌قدر سخت‌ است‌ كه‌نمي‌توان‌ براي‌ آن‌ اندازه‌اي‌ تصور كرد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «من‌ سئل‌ عن‌ علم‌ فكتمه‌ ألجم‌ يوم‌ القيامة‌ بلجام‌ من‌ نار: هر كس‌ از علمي‌ مورد سؤال‌ قرار گيرد وآن‌ را كتمان‌ كند، خداوند او را در روز قيامت‌ با دهنه‌اي‌ از آتش‌ لگام‌ مي‌زند»

و میفرماید؛ إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏(۱۷۴) بقره

«كساني‌ كه‌ آنچه‌ را خداوند از كتاب‌ نازل‌ كرده، پنهان‌ مي‌دارند و بدان‌ بهاي‌ ناچيزي‌به‌دست‌ مي‌آورند» زيرا متاع‌ و بهره‌ فاني‌ دنيا كه‌ دربرابر پنهان‌ساختن‌ و تغيير دادن ‌شرع‌ خدا جلّ جلاله گرفته‌ مي‌شود، هرچند بسيار پنداشته‌ شود، بدون‌ شك‌ ناچيز و اندك ‌است‌ زيرا عوض‌ حقيقي‌ آن، سعادت‌ دنيا و آخرت‌ است‌ كه‌ قرباني‌ شده‌ است ‌«آنان‌ جز آتش‌ در درون‌ خويش‌ فرو نمي‌برند» يعني: آن‌ بهاي‌ ناچيزي‌ كه‌ در قبال‌ پنهان‌ كردن‌ آيات‌ الهي‌ دريافت‌ مي‌دارند، عذاب‌ آخرت‌ را بر آنان‌ مسلم‌ گردانيده‌ و سبب‌ ورودشان‌ به‌ دوزخ‌ مي‌شود «و خداوند روز قيامت‌ با آنان‌ سخن‌ نمي‌گويد» به‌دليل‌ فرود آمدن‌ خشم‌ وي‌ بر آنان‌ و ناخشنودي‌ از آنان‌. طبري‌ مي‌گويد: «خداوند متعال‌ با آنان‌ در آنچه‌ كه‌ دوست‌ دارند، سخن‌ نمي‌گويد، هرچند درآنچه‌ كه‌ دوست‌ ندارند، با آنان‌ سخن‌ مي‌گويد». «و پاكشان‌ نمي‌دارد» يعني: اعمال‌ پليدشان‌ را اصلاح‌ نمي‌كند كه‌ از گناه‌ پاك‌ شوند «و براي‌ آنان‌ عذابي‌ است‌دردناك‌» كه‌ همانا آتش‌ دوزخ‌ است‌.

ابن‌عباس‌ رضی الله عنه در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: اين‌ آيه‌ و آيه (إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ …)‌ سوره‌ «آل‌ عمران‌»، هر دو درباره‌ يهود نازل‌ شد زيرا رؤسا وعلماي‌ آنان‌ از سفلگان‌ خويش‌ هدايايي‌ گرفته‌ و به‌ آنها وعده‌ مي‌دادند كه‌ پيامبرآخرالزمان‌ از ميانشان‌ بر انگيخته‌ مي‌شود. پس‌ چون‌ رسول‌ خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از غير آنان ‌برانگيخته‌ شدند، آنها از زوال‌ رياست‌ و أخاذي‌هاي‌ خويش‌ بيمناك‌ شده‌ و لذا صفات‌ حقيقي‌ پيامبر آخرالزمان‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم در تورات‌ را كتمان‌ كردند و اوصاف‌ ديگري ‌را برساخته‌ و به‌ عوام‌ خويش‌ گفتند: اينك‌ اوصاف‌ پيامبر آخرالزمان‌ همين‌هاست‌، كه‌ با اوصاف‌ محمد هيچ‌ شباهتي‌ ندارد! اما آيه‌ كريمه‌ هر كس‌ ديگري‌ را نيز دربرمي‌گيرد كه‌ شرع‌ خدا جلّ جلاله را پنهان‌ ساخته‌ و دربرابر آن‌ رشوه‌ بگيرد، همچنين‌ هركسي‌ را كه‌ در ازاي‌ منفعت‌ عاجل‌ و يا مصلحت‌ زايل‌ و زودگذري‌، به‌ تغييردادن ‌چيزي‌ از دين‌ خدا جلّ جلاله و كتمان‌ حق‌ راضي‌ گردد.

ای مرتدین …

بدانید این ایات بحث شمارا میکنند…

پس توبه کنید قبل اینکه مرگ شما را بگیرد…

توبه کنید قبل اینکه بر شما قدرت پیدا کنیم…

از این علماء بر حذر باشید الله تعالی در مورد این مرتدین منافق میفرماید؛وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ ۖ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ۖ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ ۖ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ ۚ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ(المنافقون آیه۴)

هنگامی که ایشان را می‌بینی، پیکر، و سیمایشان تو را می‌گیرد و به شگفت می‌آورد (و به خود می‌گوئی: چه انسانهای باوقار و برازنده‌ای!) و هنگامی که به سخن درمی‌آیند (به علّت حلاوت کلامشان) به سخنانشان گوش فرا می‌دهی. (با وجود این جذبه‌ی سیما و گیرائی گفتار) آنان انگار تخته‌هائی هستند که (بر دیوار) تکیه داده شده باشند (بی‌جان و بی‌ایمان، هیکلهای توخالی، درونهای بی‌نور و صفا، نقشهائی بر در و دیوارها). هر فریادی را بر ضدّ خود می‌پندارند و هر آوازی را به زیان خویش! آنان دشمنان بشمارند و از ایشان برحذر باش. خدایشان بکُشاد! چگونه (از حق) برگردانده می‌شوند (و منحرف می‌گردند؟!).

 

بنگرید که ربمان در مورد این علمای سوء چه میفرماید.

پس سیمایشان ، ریشهایشان ، سخنوریشان و… تو را فریب ندهد…

از اینها برحذر باشید…

اینها دشمنان الله و رسولش هستند و لکن اکثر الناس لا یعلمون

 

 

والحمدلله رب العالمین
و صلی الله علی نبینا محمد و علی آله و صحبه اجمعین.

ابن حجر الکوردی

…………………………………………………………………..

  • چون مولف محترم  ادعا داشته که این رساله را برای تمام مسلمین و بخصوص فارسی زبانان نوشته است ، شورای مدیریت سایت سعی نموده است از مصادیق محدود و مثالهای محدود کننده ی این نوشته صرف نظر نموده و آن را به همان شکل جامعیتش منتشر نماید/ شورای مدیرت سایت.

[۱] التمهید ابن عبدالبر۴/۲۲۶

[۲] (مجموع الفتاوی ۷/۶۷):

[۳] تفسیر الطبری ۸/۴۶۷)

[۴] (کتاب کلمه حق احمد شاکر)

[۵] (شرح صحیح مسلم نووی ۱۲/۲۲۹)

[۶] احکام القرآن ۳/۱۸۱

[۷] (تفسیر البغوی ۴/۳۹)

[۸] (المعتمد ص/۲۷۱) :

[۹] (مجموع الفتاوی ۱۱/۲۶۲)

[۱۰] (مجموع الفتاوی ۳/۲۶۷)

[۱۱] (مجموع الفتاوی ۳/۲۶۷)”

[۱۲] (احکام اهل الذمه ۱/۵۳۳)

[۱۳] (تفسیر ابن کثیر۳/۱۱۹).

[۱۴] (البدایه و النهایه ۱۳/۱۱۹)

[۱۵] عمده التفسیر

[۱۶] (الدررالسنیه )

[۱۷] (الدررالسنیه ۵/۵۱۰)

[۱۸] (روح المعانی ۲۸/۲۰)

[۱۹] (البرهان و الدلیل فی کفر من حکم بغیر التنزیل)

[۲۰]  (مجموع الفتاوی ۶/۱۸۸)

[۲۱] (اهمیه الجهاد)

دیدگاه‌تان را بنویسید: