چرا مجاهدین از تکفیر نا بجا دور بوده و بیشتر از سایرین اهل هدایتند ؟(۱۶)

چرا مجاهدین از تکفیر نا بجا دور بوده و بیشتر از سایرین اهل هدایتند ؟(۱۶)

 

(برگرفته از کتاب: عذر به جهل و اقامه ی حجت نبوی، بهانه ای جهت ادای یک وظیفه)

 

به قلم : استاد مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی

 

 

الله متعال به کسانی که دوست دارد از دو کانال یاری می رساند ، یکی نصری که از طرف خود می آید و دیگری به وسیله مومنین و می فرماید: وَإِن يُرِيدُوا أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ ۚ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ * وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ ۚ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مَّا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ * يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (انفال/۶۲-۶۴)

در این صورت مومنین از اسباب اساسی قدرت و پیروزی هستند. مجاهد مثل ماهی است و مردم نیز مثل آب کاسه، تشت، حوض، رودخانه،  دریاچه ، دریا و اقیانوس هستند . هر چه آب بیشتر باشد شنا کردن  و آزادی عمل در آن راحتتر خواهد بود و این ضرورت را تنها کسانی درک می کنند که با آب(مردم) سروکار داشته و اهمیت آن را می دانند؛ بر این اساس،  مجاهد این را می داند آنهائی که سعی دارند آب(مردم)  را کم نموده و یا خشک گردانند کسانی هستند که قصد خفه نمودن و نابودن کردن مجاهدین را دارند؛ و علاوه بر آنکه از هر عملی که باعث خشک شدن آب (مردم)  شود دوری می کنند، بلکه سعی دارند در برابر کسانی که قصد دارند این آب (مردم) را کم یا خشک گردانند مقابله نمایند . این سبب واسبابی چون حرکت در مسیر تشکیل حکومت اسلامی ، به کارگیری شوری، وحدت فرماندهی ، وحدت دستور و حکم ، وارد معامله شدن با الله بر سر جان و مال جهت نشان دادن اخلاص و… که مجاهد به آن پی برده باعث شده که الله متعال این دسته از انسانها را مشمول هدایت نموده و بفرماید : وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنينَ ﴿عنکبوت/۶۹﴾ و آنها که در راه ما جهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است..

طبري در این زمینه آورده است:به درستی که الله با بهترین مخلوقاتش است آنهائی که در راستای تصدیق آنچه پیامبرش آورده است با اهل شرک جهاد می کنند، سپس الله با پشتیبانی و نصرت خود این مجاهدین را بر دشمنانش یاری می رساند.[۱]

قرطبي رحمه الله نیز در تفسيرش آورده است که : و سفيان بن عيينة  به إبن المبارك گفت: زمانی که دیدی مردم دچار اختلاف شده اند بر توست که به مجاهدین و مرزداران مراجعه کنی به درستی که الله متعال می گوید: لنهدينهم سبلنا.[۲]

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در توضیح این آیه می گوید :” سوگند به الله بدون شک آنهائی که در راه ما جهاد کرده اند را به راههایمان هدایت خواهیم نمود . و زیباترین گفته در مورد آنها کسانی هستند که در سنگرهای جهاد هستند و ادامه می دهد : به این دلیل جهاد موجب و علت هدایت و راهنمایی گرفتن است که احاطه شده است به وسیله درهای علم و دانش، چنانکه الله متعال می فرماید: وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا؛ بدین وسیله الله متعال تمام راههای هدایت و راهنمایی را برای کسی که در راهش جهاد کرده قرار داده است . همچنانکه دو امام عبد الله بن المبارك  وأحمد بن حنبل و غیر اینها نیز می گویند: اگر مردم در چیزی دچار اختلاف شدند به مجاهدانی که در سنگرهای جهاد هستند نگاه کنید چه می گویند، چون حق با اینهاست به دلیل اینکه الله متعال می فرماید: وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا .”[۳]

ابن قیم رحمه الله نیز روشن نموده است که هدایت دادن به جهاد منوط گشته است و می فرماید:  فالمجاهدون و أهل الـثُـغُـورِ هُـم الـمَـهـدِيُـون ، فَـإِذَا مـا اخـتَـلَـفَـت الآراء و افترقـت السُـبُـل ، فـالهِـدايـةُ في تَـرَسُـمِ خُـطَـاهُـم ، و اقـتِـفَـاءِ آثـارَهُـم ، و الـنُـزول عِـنـدَ رأيهم ، ذلك أن لأهـلِ الجهاد من الهـدايَـةِ والـكَـشـفِ مـا لَـيـسَ لأهـلِ الـمُـجَـاهَـدَةِ ممـن هُـم في جهاد الهوى و الشيطان ، لأنَّـهُ لا يُـوَفَـق في جهـادِ العـدوِ الـظـاهـر إلا مَـن هو لعـدوه الـباطـن قـاهِـر ، مِـن هُـنـا يَـكـونُ الـمَـولَـى عَـزَّ وجَـل : قَـد عـلَّـقَ الـهِـدَايَـةَ بِـالجهـادِ ، فأكمل الناس هدايـةً أعظَمَهُـم جِـهَـادًا ، ومَـن تَـركَ الجهـاد ، فَـاتَـهُ مِـنَ الهُـدى بحسب ما عَـطَـلَ مِـنـه .[۴]

مجاهدین و سنگر نشینان هدایت شدگان هستند، زمانی که آراء و راهها دچار اختلاف گردیدند، در این صورت هدایت در رد پا و قدمهای آنها و تسلیم شدن به دیدگاههای آنهاست؛ چون آنچه در هدایت و آشکار شدن مسائل برای مجاهدین وجود دارد، نه برای کسانی که همیشه در تلاش جهاد آرزوها و شیطان هستند. چون تنها به کسی توفیق داده می شود که قبل از غلبه بر دشمن خارجی بر دشمن درونی پیروز شده باشد در اینجاست که الله متعال هدایت را به جهاد بسته است ، کسی کاملتر از همه هدایت می یابد که در امر جهاد از همه بزرگتر باشد؛ هر که دست از جهاد بکشد به اندازه ی دست کشیدنش هدایت را از دست می دهد .

إمام  ابن عقيل رحمه الله  در همین راستا می گوید : ” هرگاه خواستی که بدانی محل اسلام در اهل زمان کجاست به شلوغی و تجمع نمازهای جمعه و هیاهو و طنین لبیک گفتن آنها نگاه نکن بلکه نگاه کن به آنهائی که در برابر دشمنان شریعت وارد سرزمين دشمن شدند. و از امام شافعی رحمه الله سوال شد : در زمان فتنه چگونه اهل حق را بشناسیم؟ در جواب گفت: تیرهای دشمن را دنبال کن به کجا می روند، این تیرها تو را به سوی آنها راهنمائی می کنند”.[۵]

این گروه در زمانی که حکومت اسلامی و شورای اولی الامر و امت و اجماعی وجود ندارد به صورت امتی کوچک دارای شوری  و وحدت فرماندهی است که احکامی واحد  را از منابع اصلی شریعت استخراج نموده و مخلصانه با خون خون به آنها عمل می کند .

حالا ای کسانی که همه ی ساکنان سرزمینهای مسلمان نشین را مشرک می دانید، ببینید مجاهدان اهل ثغور و سنگر نشینان در باره ی این جنگ روانی شما چه می گویند:

دانشمند بزرگوارالدكتور الشيخ يوسف الـعـييـري – تقبله الله – می گوید :” فَـإن كـانَ يَـزعُـمُ زَاعـم بِـأَنَّـنَـا نُـكَـفِـرُ عُـمُـومَ المسلمين ونستبيحُ  قـتلهُـم ، فَــنَــعُــوذَ بِــالله مِـن هَـذا الــضَــلال ، ولـو كُـنَّا نُـكَـفِـرُ عُـمُـومَ المسلمين لـمـاذا ذهـبـنـا لـلـدفـاعِ عَـن إِخـوانِـنَـا في الـبُـوسـنـة أو في الـشـيشـان الـذين لا يَـعـرِفُـونَ مِـنَ الإسـلام إلا الـشـهَـادةَ .”

اگر آن بدگمانی که گمان می برد که گویا ما عموم مسلمین کافر می دانیم  و کشتن آنها را حلال می دانیم – پناه به الله از چنین گمراهیی- اگر ما عموم مسلمین را کافر کنیم در این صورت چرا جهت دفاع از برادرانمان در بوسنی و هرزگوئین و چچن رفتیم در حالی که آنها غیر از شهادتین چیزی از اسلام نمی دانستند.

و الشيخ اُسـامة بـن لادن – تقبله الله – می گوید :” بـعـضُ اتـهـامـاتِ الـنـظـام التي أزعَـجَ بِـهَـا الناس بِـتِـكـرارهـا في الـصبـاح والـمساء خـلال الـسَـنَـتَـيـن الـماضيتين فـقـد أُتُـهِـمَ الـمُـجـاهِـدِيـنَ بـمـذهَـبِ  «الـخـوارج » وهُـم يَـعـلمُـونَ أَنَّـنَـا بَـرِيـئُـونَ مِـن هــذا الـمــذهـب، وهذه خِـطَـابَـاتُـنَـا وهــذا واقِـعُـنَـا يَـشـهَـدُ بـذلـك ونَـحـنُ لا نُـكَـفِـرُ الناس بـالـعُـمُـوم .”

از طرف رژیم به صورت پیوسته اتهاماتی برای مجاهدین تولید می کنند که در طول این دو سال گذشته به واسطه این اتهامات تکراری  مردم را بیزار کرده اند، مثل اینکه مجاهدین را متهم می کنند به مذهب «خوارج»، خود آنها نیز می دانند که ما از این منهج خوارج بری هستیم،  این سخنرانی هایمان و این واقعیت ما که به نفع ما شهادت می دهد که ما مردم را به صورت عموم کافر نمی کنیم.

 

 

 

 

 

 

[۱] تفسير الطبري ج: ۲۱ ص: ۱۵

[۲] تفسير القرطبي ج: ۱۳ ص: ۳۶۵

[۳] مجموع الفتاوى ۲۸/۴۴۲

[۴] ابن القيم – الفوائد ۵۹

[۵] ” الآداب الشرعية ” لابن مفلح  ۱ / ۲۳۸

دیدگاه‌تان را بنویسید: