ارمغاني به بندگان از فضائل جهاد با دشمنان/ فضل شهادت (۳)

ارمغاني به بندگان از فضائل جهاد با دشمنان/  فضل شهادت (۳)

مؤلف : شیخ عبدالله بن يوسف عزام رحمه الله تعالي

 

ارواح شهداء از ثمرات بهشت مي خورد

 

« إِنَّ أَرْوَاحَ الشُّهَدَاءِ فِي طَیْرٍ خُضْرٍ تَعْلُقُ مِنْ ثَمَارِ الجَنَّه » .[۱] « ارواح شهداء در چینه دان پرنده ی سبز رنگي که از میوه های بهشت مي

خورد، قرار دارد.»

کشته ها (شهدای مسلمین)را در جاهايي که شهید مي شوند دفن کنید

«ادْفِنُوا الْقَتْلَى فِي مَصَارِعِهِمْ .»[۲]« کشته ها (شهدای مسلمین) را در محل کشته شدنشان، دفن کنید.»مخالفت اين سنت باعث چه مشکلاتي که نشده است مثلا برادر افغاني شهید مي شد و مجاهدان برای نجات جسدش از میدان جنگ اصرار مي کردند و عده ای از مجاهدان در اين عملیات کشته مي شدند.

« فَبَیْنَمَا أَنَا فِي النَّظَّارِينَ إِذْ جَاءَتْ عَمَّتِي بِأَبِي، وَخَالِي عَادِلَتَهُمَا عَلَى نَاضِحٍ، فَدَخَلَتْ بِهِمَا الْمَدِينَه لِتَدْفِنَهُمَا فِي مَقَابِرِنَا، إِذْ لَحِقَ رَجُلٌ يُنَادِی: أَلَا «إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ يَأْمُرُکُمْ أَنْ تَرْجِعُوا بِالْقَتْلَى، فَتَدْفِنُوهَا فِي مَصَارِعِهَا حَیْثُ قُتِلَتْ» ، فَرَجَعْنَا بِهِمَا فَدَفَنَّاهُمَا حَیْثُ قُتِلَا فَبَیْنَمَا أَنَا فِي خِلَافَه مُعَاوِيَه بْنِ أَبِي سُفْیَانَ إِذْ جَاءَنِي رَجُلٌ فَقَال:َ يَا جَابِرُ بْنَ عَبْدِ اللَّه،ِ وَاللَّهِ لَقَدْ أَثَارَ أَبَاکَ عُمَّالَ مُعَاوِيَه، فَبَدَا فَخَرَجَ طَائِفَه مِنْه،ُ فَأَتَیْتُهُ فَوَجَدْتُهُ عَلَى النَّحْوِالَّذِی دَفَنْتُهُ، لَمْ يَتَغَیَّرْ إِلَّا مَا لَمْ يَدَعِ الْقَتْلُ – أَوِ الْقَتِیلُ – فَوَارَيْتُهُ ، فصارت سنه الشهداء أن يدفنوا في مصارعهم».

« جابر رضي الله عنه مي گويد من در حال انتظار بودم که ديدم عمويم جنازهی پدرم و دايیم را آورد و من نیز آنها را بر شتر قرار دادم به گونه ای که يکي را به اين طرف شتر و ديگری را به طرف ديگر قرار دادم تا تعادل حفظ شود و وارد مدينه شدم تا در مقابرمان(مقابر مسلمین) دفن کنم تا اينکه مردی آمد در حالي که ندا مي داد که متوجه باشید که رسول الله صلى الله علیه وسلم به شما امر مي کند که کشته ها را برگردانید و در جايي که کشته شده اند، دفن کنید، ما اجساد را برگردانديم و آنها را آنجايي که کشته شده بودند دفن کرديم. و در زمان خلافت معاويه بن ابي سفیان رضي الله عنهما روزی مردی نزدم آمده و گفت: ای جابر کارگران معاويه باعث شده اند که جسد پدرت پیدا شود و قسمتي از آن بیرون بیايد جابر رضي الله عنه مي گويد: رفتم و آنها را همانگونه که دفن کرده بودم، يافتم و ديدم که چیزی از اجسادشان تغییر نکرده بود مگر آنچه که به سبب کشته شدن تغییر کرده بود(يعني همانگونه مانده بودند که دفن کرده بودم) سپس اجسادشان را با خاک پوشاندم، اينگونه شد که دفن کردن شهدا در جايي که کشته شده بودند سنت شد.»

پنج چیز که هرکس با يکي از آنها بمیرد، شهید است

«خَمْسٌ مَنْ قُبِضَ فِي شَيْءٍ مِنْهُنَّ فَهُوَ شَهِید:ٌ الْمَقْتُولُ فِي سَبِیلِ اللهِ شَهِیدٌ وَالْغَرِيقُ فِي سَبِیلِ اللهِ شَهِید،ٌ وَالْمَبْطُونُ فِي سَبِیلِ اللهِ شَهِید،ٌ وَالْمَطْعُونُ فِي سَبِیلِ اللهِ شَهِید،ٌ وَالنُّفَسَاءُ فِي سَبِیلِ اللهِ شَهِیدٌ » .

« پنج چیز که هرکس با چیزی از آنها بمیرد شهید است کشته شده در راه الله شهید است، غرق شده در راه الله شهید است، کسي که در راه الله از شکم درد بمیرد شهید است، کسي که در راه الله از طاعون بمیرد، شهید است، زني که در راه الله به دلیل زايمان بمیرد شهید است.»

کلمه ی في سبیل الله زماني که اطلاق شد منظور از آن همانطور که امام ابن حجر رحمه الله تعالي در فتح الباری آورده است جهاد مي باشد.

طلب صادقانه ی شهادت

« مَنْ سَأَلَ اللهَ الشَّهَادَه بِصِدْق،ٍ بَلَّغَهُ اللهُ مَنَازِلَ الشُّهَدَاء،ِ وَإِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ »۳۶

ترجمه:« کسي که از روی صدق و راستي از خداوند شهادت را طلب کند خداونداو را از درجات شهداء بهره مند مي سازد هرچند بر بالینش بمیرد.»

اما ده سال از جهاد افغانستان مي گذرد و راه ها امن و مرزها باز هستند، و شخصي که سعي نمي کند خود را به پیشاور برساند، چنین شخصي امید دارد که الله او را مورد مغفرت خود قرار دهد حتي اگر فکر کند که در طلب شهادت صادق بوده است آيا آن شخص اعرابي را نديدی که به رسول الله صلي الله علیه وسلم گفت: تو را تبعیت و پیروی ميکنم که به اينجا ضربه بزنند-اشاره به حلق خود کرد- و وارد بهشت شوم مرد اعرابي از همانجايي که اشاره کرده بود ضربه خورد و کشته شد ورسول الله صلي الله علیه وسلم فرمودند:« با الله صادق بود و الله نیز با او صداقت کرد(يعني نیت صادقانه اش را برآورده کرد).»

هر کس از سواريش پرتاب شود و بمیرد شهید است

« مَنْ صُرِعَ عَنْ دَابَّتِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ » .«هر کس از سواريش پرتاب شود و بمیرد شهید است.» در حديث ام حرام دختر ملحان آمده است که: (همراه همسرش عبادت بن صامت برای جهاد رفت و از اولین مسلماناني بودند که همراه معاويه رضي لله عنه سوار کشتي شدند، زماني که از غزوه باز مي گشتند چهارپايي را نزديک کردند تا سوار  شود، چهارپا رم کرد و او را زمین زد و ايشان وفات کردند) بخاری: اين حديث همچنین نشان مي دهد که حکم کسي که از جهاد باز مي گردد مانند حکم کسي است که به جهاد مي رود.[۳]

شهادت ها

« مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ وَمَنْ قُتِلَ دُونَ دَمِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ وَمَنْ قُتِلَ دُونَ دِينِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ وَمَنْ قُتِلَ دُونَ أَهْلِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ »  .

« هر کس در دفاع از مالش کشته شود شهید است، هر کس در دفاع ازخونش کشته شود شهید است، و هر کس در دفاع از دينش کشته شود شهید است، وهر کس در دفاع از خانواده اش کشته شود شهید است.»و اين موضوع در فقه “دفع دشمن متجاوز” نامیده مي شود متجاوز کسي است که با قدرت بر آبرو ، جان و اموال مسلط مي شود.

فقهای مذاهب چها رگانه بر دفع کسي که بر آبرو تجاوز مي کند، اتفاق نظر دارند و در مورد وجوب دفع کسي که بر مال و جان تجاوز مي کند رای جمهور علماء وجود دارد که با قول راجح در مذهب امام مالک و شافعي که حتي اگر بر کشته شدن متجاوزِ مسلمان نیز بیانجامد بايد دفع شود، متفق است.(يعني حتي اگر متجاوز مسلمان باشد و کشته شود)

امام جصاص رحمه الله تعالي مي گويد: در اين مساله هیچ اختلافي وجود ندارد که اگر مردی شمشیرش را به قصد قتل شخصي بکشد بر مسلمانان واجب است که او رابکشند.و شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله تعالي مي گويد:بعد از ايمان به الله تعالي هیچ چیزی واجبتر از دفع دشمن متجاوزی که بر دين و دنیا مسلط شده است، وجود ندارد.

جهل به اين حکم شرعي چه قربانيهايي را که به بار نیاورده است، مي بیني که مخبر در نصف شب وارد خانهی شخص مي شود و همسرش را مي برد و مرد او(مخبر) را نمي کشد به اين دلیل که مبادا خون مسلماني را نريخته باشد.

شهادت در راه بر طرف کردن ظلم از خود

« مَنْ قُتِلَ دُونَ مَظْلَمَه فَهُوَ شَهِیدٌ » .«هر کس در دفاع از ظلمي که بر او شده کشته شود شهید است.»  اين حديث را امام مسلم هم به اين شیوه از ابو هريره رضي الله عنه روايت کرده است، به اين ترتیب که «:وعنْ أبي هُريره، رضي اللَّه عنْه، قال: جاء رجُلٌ إلى رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم فَقَال: يا رسول اللَّه أَرأَيت أن جاءَ رَجُلٌ يُرِيدُ أَخْذَ مالي ؟ قال:« فَلا تُعْطِهِ مالکَ » قال: أَرأَيْتَ أن قَاتلني ؟ قال: « قَاتِلْهُ » قال: أَرأَيت أن قَتلَني ؟ قال: «فَأنْت شَهیدٌ » قال: أَرأَيْتَ أن قَتَلْتُه؟ قال: « هُوَ في النَّارِ » .

«از ابو هريره رضي الله عنه روايت شده که گفت:مردی خدمت رسول الله صلي الله علیه وسلم آمده و گفت: يا رسول الله صلي الله علیه وسلم اگر مردی آمده و خواست مالم را بگیرد؟ فرمود: به او نده! گفت: اگر با من جنگید چه؟ فرمود: با او بجنگ.گفت: اگر مرا کشت؟  فرمود: تو شهیدی گفت: اگر من او را کشتم؟ فرمود: او در دوزخ است.»

رسول الله صلي الله علیه وسلم آرزوی شهادت مي کند

«وَالَّذِی نَفْسِي بِیَدِهِ لَوْلاَ أَنَّ رِجَالًا مِنَ المُؤْمِنِینَ لاَ تَطِیبُ أَنْفُسُهُمْ أَنْ يَتَخَلَّفُواعَنِّي، وَلاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُهُمْ عَلَیْهِ مَا تَخَلَّفْتُ عَنْ سَرِيَّه تَغْزُو فِي سَبِیلِ اللَّه،ِ وَالَّذِی نَفْسِي بِیَدِهِ لَوَدِدْتُ أَنِّي أقْتَلُ فِي سَبِیلِ اللَّه،ِ ثُمَّ أُحْیَا، ثُمَّ أُقْتَل،ُ ثُمَّ أُحْیَا، ثُمَّ أُقْتَل،ُ ثُمَّ أُحْیَا، ثُمَّ أُقْتَلُ .»

«قسم به آن ذاتي که جانم در دست اوست مرداني از مؤمنان هستند که دوست ندارند که در مورد جهاد تخلف کنند ولي من چیزی پیدا نکردم که آنها را با آن حمل کنم از هیچ سريه ای که در راه الله جهاد مي کند تخلف نکردم قسم به آن ذاتي که جانم در دست اوست آرزو دارم که در راه الله کشته شوم و سپس دوباره زنده شوم، سپس کشته شوم سپس زنده شوم، سپس دوباره کشته شوم سپس زنده شوم، سپس دوباره کشته شوم.»

و در روايتي فرمودند:« وَلَکِنْ لَا أَجِدُ سَعَه فَأَحْمِلَهُمْ، وَلَا يَجِدُونَ سَعَه فَیَتَّبِعُونِي، وَلَا تَطِیبُ أَنْفُسُهُمْ أَنْ يَقْعُدُوا بَعْدِی » .«ولي چیزی پیدا نکردم که آنها را با آن به میدان جهاد حمل کنم و آنهاخود نیز چیزی برای پیروی و هم مسیر شدن با من در اين امر نیافتند، در حالي که برای نفسهايشان خوشايند نیست که بعد از اينکه من برای جهاد خارج شدم آنها بنشینند»

و در حديث صحیحي در مورد شهید وارد شده است که فرمودند : « إِنَّهُ يَتَمَنَّى أَنْ يَرْجِع،َ فَیُقْتَلَ عَشْرَ مَرَّات،ٍ لِمَا يَرَى مِنَ الْکَرَامَه ».«شهید آرزو مي کند که به دنیا باز گردد زيرا بواسطه ی اکرامي (عطا وبخششي که به او مي شود ) که مي بیند، آرزو مي کند که بدنیا بازگشته و ده بار کشته شود.»

و در حديثي که امام حاکم از جابر روايت مي کند که « سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ يَقُول:ُ «إِذَا ذُکِرَ أَصْحَابُ أُحُدٍ وَاللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنِّي غُودِرْتُ مَعَ أَصْحَابِي بِحِصْنِ الْجَبَلِ .»

«از رسول الله صلي الله علیه وسلم شنیدم که زماني که از اصحاب جنگ احد ياد شد فرمودند: قسم به الله آرزو داشتم که همراه اصحابم در میان دامنه کوه (احد) کشته مي شدم.»

 

ادامه دارد …..ان شاء الله

[۱] حديث حسن رواه الحاکم والضیاء

[۲] صحیح روايت ترمذی

[۳] نکته ای که اينجاست و دوست دارم يادآور شوم اين است که يک زن و مرد با هم برای غزوه خارج مي شوند الگويي باشد برای زنان و مرداني که از مشقت هجرت برای جهاد مي هراسند.مترجم

دیدگاهتان را بنویسید