جایگاه حکومت اسلامی و «وحدت فرماندهی و وحدت رهبریت»

جایگاه  حکومت اسلامی  و «وحدت فرماندهی و وحدت رهبریت»

به قلم :  ف. هنرجو مریوانی

الحمد الله القوى المتین والصلاة والسلام على من بعث بالسیف رحمة للعالمین، اما بعد :

با قدرت یافتن حکومت اسلامی  بحث های بی پایه و اساسی در مورد  رهبری، خلافت وچگونگی شکل گیری رهبریت واحد مسلمین مطرح شد که نویسندگان آن از این حاالت خارج نیستند: یا کسانی بودند که به شدت از فرهنگ سکولاریستی  غربی شگفت زده و حیران بودند و یا حسودانی که تحمل دیدن فضل الله را بر بندگانش نداشتند یا آنکه افرادی بودند که کبر و غرور در سینه آنها موج می زد در نتیجه با دست گرفتن به نصوص متشابه و اقوال شاذ علما، حکومت اسلامی اعلام شده توسط مذهب مخالفشان  را رد کردند تا شاید گناه خود را در تخلف از بیعت رهبر  مسلمانان به گونه ای توجیه کنند .

اما اگر انسان مقداری انصاف داشته باشد و بدون تعصب به  حکومت اسلامی در مسیر تاریخ در زمان  رسول الله صلی الله علیه وسلم وخلافت راشده نگاه کند خواهد فهمید که مفهوم  وحدت فرماندهی و وحدت رهبریت مسلمین  فراتر از آن چیزی است که عقل های آنان درک می کند .

ابتدا به خلافت راشده پس از وفات پیامبر  صلی الله علیه وسلم نگاه می کنیم:

پیامبر صلی الله علیه وسلم فوت کرده و حال آنکه صحابه کرام حتی قبل از دفن ایشان به مشورت درباره تعیین  رهبریت پرداخته اند چرا که آنان اینگونه از رسول الله صلی الله علیه وسلم فرا گرفته بودند که امت اسلامی نباید حتی یک روز بدون وحدت فرماندهی و وحدت رهبریت باشد، در نتیجه فقط در مدینه رهبر واحد تعیین می شد بدون آنکه منتظر جواب از بقیه شهرها مانند مکه و غیره باشند و کسی هم ادعا نکرده که چون با او مشورت نشده پس خلافت و رهبریت صحیح نیست و باطل است همانگونه که مخالفان  حکومت اسلامی ما چندین سال است ادعا می کنند و خود را دلسوزتر از صحابه نسبت به مسلمین پنداشته اند.

اولا تمام این مخالفین حکومت اسلامی ما در یکی از سرزمینهای دارالکفر ساکن هستند و حق ندارند در مورد دارالاسلام تصمیم بگیرند و نکته ی دیگر این که حتی اگر در دارالاسلام نیز حضور داشتند باز مخالفت تعدادی از اقلیت اعضای شورا در برابر اکثریت اولی الامر جایگاهی ندارد و  این که اجماع امت یا اهل حل و عقد شرط صحت «وحدت فرماندهی و وحدت رهبریت»  است پس لازمه این سخن ابطال خلافت علی بن ابی طالب  رضی الله عنه است چرا که بعضی از اعضای شورای صحابه مانند طلحه و زبیرو عمرو بن عاص به او بیعت ندادند و خلافتش هم صحیح بود.

اما پس ازکناره گیری حسن بن علی رضی الله عنه از خلافت و اجتماع دوباره امت بر«وحدت فرماندهی و وحدت رهبریت»   دیگر خبری از اهل حل و عقد نیست و تمامی  شاهان به صورت موروثی به  حکومت رسیده اند و بسیاری از اهل علم از باب ضرورت آن را قبول کرده و به  این رهبران هم بیعت داده اند.اما در هر موقعیتی که پیش امده به کسی که ادعای «وحدت فرماندهی و وحدت رهبریت»  تمام مسلمین و برگرداندن شوری اسلامی  و وحدت تمام مسلمین داشته و بر حاکم کنونی هم خروج کرده بیعت داده اند، مانند عبدالملک بن مروان که بر خلیفه عبدالله بن زبیر خروج کرد و پس از شهادت او خود را خلیفه خواند.

در زمان بنی عباس  هم می بینیم که کشمکش برای  رهبریت به اوج خود رسیده و تعداد رهبرانی که به دست خروج کنندگان کشته شده اند کم نیستند.البته شرط قریشی بودن در رهبران امویان و عباسیان وجود داشته اما در عثمانی ها این شرط هم وجود نداشته اما باز هم عده ای از علما به صحت رهبریت آنان فتوا داده اند.حال آن کسانی که دم از رضایت امت برای تعیین «وحدت فرماندهی و وحدت رهبریت»  می زنند آیا می دانند که بیش از هزار سال از تاریخ  مسلمین رهبران   بدون رضایت و حتی مشورت  مسلمین انتخاب شده اند؟؟؟؟ پس به بطالان خلافت اموی و عباسی و عثمانی فتوادهند!!!!

نکته دیگر این است که  مسلمین در آن زمان ها خواهان «وحدت فرماندهی و وحدت رهبریت»   بوده و در امر «وحدت فرماندهی و وحدت رهبریت»  کوتاهی نکرده اند اما در این زمان که مسلمین  به واسطه تبلیغات سوء کفار و مرتدان  حکومت اسلامی را نوعی کهنه پرستی می دانند و به آن خرافات می گویند آیا  می توانند از کانال دیگری  به «وحدت فرماندهی و وحدت رهبریت»  برسند؟!

آیا تعیین «وحدت فرماندهی و وحدت رهبریت»  فرض کفایی نیست؟؟؟

و به قول شما امت باید تا زمان نامعلومی در گناه بماند به امید اینکه الله   رهبری را از آسمان نازل کند.

حقیقت  مسلمین این است که باید با زور و قدرت آنان را بیدار کرد نه با سخنرانی و خطبه و تظاهرات چرا که اگر مسلمین را به سوی راه صحیح و به وسیله قدرت راهنمایی ننمود پس باید منتظر حضور آنان در پای صندوق های رأی گیری سکولاریستها شد همانگونه که در مصر و تونس و لیبی می بینیم…

به مخالفان حکومت اسلامی و  «وحدت فرماندهی و وحدت رهبریت» می گوییم اگر شما از قیامت نمی ترسید و برایتان مهم نیست که حال مسلمین به چه عاقبتی می انجامد پس ما مانند شما نیستیم و همه اسباب شرعی را برای جمع مسلمین به کار می گیریم و در عجز مان هم معذور هستیم ان شاء الله.

شما در خواب غفلت بمانید تا کفار و مرتدان هویت مسلمین را مسخ و نابود کنند اما ما دست روی دست نمی گذاریم بلکه فرمان الله را به جای آورده و احکامش را بدون در نظر گرفتن مصلحت های دروغین اجرا می نماییم هر چند شما خوش نداشته باشید و بدانید که برپایی این دین با کتابی هدایتگر و شمشیری یاری دهنده ممکن است و جز این راهی نیست.

شما در خواب بمانید تا حکومت اسلامی سرزمین شما را تصرف کند و آن وقت است که انگشت پشیمانی خواهید گزید…

شمایی که به زندگی در دارالکفر عادت کرده اید و فقط در پوست مرد هستید و حقیقت شما چیز دیگری است.

اگر شما مرد میدان جهاد نیستید پس بگذارید مردان آن پیش بیایند و بینی کفار را به خاک بمالند .

و بدانید که دین الله یاری شده است شما هستید که زیان خواهید کرد…

 

دیدگاهتان را بنویسید