کوردهای شریعت گرای کوردستان سوریه و بررسی ابعاد گوناگون جنگ سکولاریستهای جهانی و کوردهای مرتد پ.ک.ک علیه آنان ( ۲ )

کوردهای شریعت گرای کوردستان سوریه و بررسی ابعاد گوناگون جنگ سکولاریستهای جهانی و کوردهای مرتد پ.ک.ک علیه آنان ( ۲ )

 

به قلم : احسان هورامی ( دانشجوی علوم سیاسی ) / کارزان شکاک و…

 

چرا با وجود آنکه مسلمانان شریعت گرا از هر گونه جنگی با پ.ک.ک و نوچه هایش پرهیز می نمود این جریان مرتد جنگ را بر آنها تحمیل نمود ؟
چنانچه قبلا گفته شد پس از توافقنامه میان هیأت عالی کُرد و جبهه النصره، تاکنون درگیری میان طرفین به وجود نیامد اما افزایش قدرت میدانی و نظامی جماعتهای شریعت گرائی چون جبهه النصره در سوریه و بخصوص خدمات و عدالت آن در حق مردم کورد موجب شد تا پ.ک.ک و نوچه ی سوریه ایش این جماعتهای شریعت گرا را خطری بزرگ برای موجودیت خود تلقی کند، به ویژه آنکه جبهه النصره از طریق کوردهای شریعت گرا ئی که اکثرا فرمانده هان آن را در مناطق کورد نشین تشکیل می دادند، تلاش بسیاری کرد تا با عدالت گستری خود مردم فریب خورده را به جدایی از ارتش مرتد سوریه و مرتدین محلی و پیوستن به مجاهدین شریعت گرا راضی کند. اما مهمترین عامل جنگ افروزی کوردهای مرتد پ.ک.ک و نوچه هایش علیه مجاهدین شریعت گرا دستوراتی بود که از طرف مافوقهایش در تصرف راس العین و حومه ی آن به آنها داده شده بود . آنها در ماه رمضان و بدون هیچ دلیلی به مقرهای مجاهدین ما در محله های حومه ی راس العین حمله نموده و با شکستن پیمان نامه و توافقات قبلی به صورت یک طرفه به مجاهدین ما اعلان جنگ نمودند . آنها با اعلان جنگ با مجاهدین شریعت گرا خیانت آشکار خود را علنی نموده و همچون یهودیان بنی نظیر خود را مستوجب خشم و انتقام مجاهدین نمودند .
اما این منطقه که خارج از مناطق کوردنشین قرار داشت چرا مورد هجوم ناگهانی مرتدین پ.ک.ک و نوچه هایش قرار گرفت ؟
حومه ی سری کانی یا راس العین که مجاهدین آنرا ماهها در تصرف خود داشتند یکی از مهمترین معابر انتقال سلاح ، مهمات و نفرات حکومت اسلامی عراق و شام و جماعتهای هم مسیر با آن است . مجاهدین از منطقه کرد و عرب نشین راس العین به سوی شهر تل التمر پیشروی می کنند و چون این شهر میان حلب و مرزها ترکیه قرار دارد، حفظ وآزادسازی دوباره ی آن برای مجاهدین بسیار اهمیت دارد، چرا که راه را برای نفوذ مجاهدین و ورود سلاح به حلب می گشاید. همچنین روزنه ای است برای حمایت از مجاهدین شریعت گرا در دیرالزور که به دلیل دوری جغرافیایی از سایر مناطق شمالی در انزوا قرار گرفته است .
به همین دلیل پ.ک.ک و نوچه هایش در روز سه شنبه هفته ی اول ماه مبارک رمضان به مجاهدین ما در راس العین بدون اخطار قبلی شبیخون زده و چند نفر از برادران ما را کشته وزخمی نمودند و براردان ما مجبور شدند به منطقه ی تل حلف ومنطقة أصفر ونجار در همان نزدیکی راس العین عقب نشینی نمایند . اما بهانه ی کودکانه و احمقانه ی آنها برای این جنگ افروزی وحشیانه که ممکن است درآینده جان صدها و بلکه هزاران انسان را بگیرد چه بود؟ : اینکه نمی خواهند زیر پرچم به قول خودشان اسلام سیاسی بروند و دیگری تردد مجاهدین در مناطق مسکونی . بله فقط همین . فقط به این دلیل جنگ یکطرفه ای را بر مردم مظلوم ما تحمیل نمودند .
مگر آنها معتقد به آزادی و انتخاب مردم نیستند ؟ یا آزادی آنها فقط برای انتخاب کفر و بی حیائی و سیستم سکولاریسم و دین فروشانی است که نوکر آنها شده اند ؟ چطور است که صرف تردد ووجود مجاهدین باعث چنین جنگ ویرانگری می گردد ؟ این مجاهدین از کوردها و فرزندان همین آب و خاک هستند .جماعتهایی چون “شهدای طاهریه”، “احفاد الرسول”، “احرار خبران” ، ” احفاد صلاح الدین ” ، ” کتائب صلاح الدین ایوبی “، ” کتائب شیرکو ایوبی ” ، غرباء الشام – لواء درع المسلمين- لواء الله أكبر – عمر بن الخطاب – المؤتى- زيد بن حرب- لواء الظاهر بيبرس- لواء ۳۱۳-المجلس العسكري ، كتيبة انصار الشريعة و … اعضای همگی این جماعتهای موجود کورد و فرزندان همین ملت و یا مهاجرینی هستند که به یاری ما شتافته اند و جهت تحکیم شریعت در جامعه با دیگر برادرانشان در سراسر دنیا متحد شده اند . حالا چگونه نمی توانند در شهر و روستای خود آزادانه حرکت کرده و یا به دیدن زن و فرزند و یا پدر و مادر و خویشاوندان خود بروند ؟
آنها هماهنگ با هجوم نیروهایشان به استراحتگاه مجاهدین روزه دار ما درچند نقطه ی راس العین تک تیراندازهای قناص خود را علیه مردم مدنی مخالف خود مستقر کردند . چهار تک تیرانداز بر بام ساختمان حبیب مریمو و دسته ای هم مسلط بر پارک منطقه ی الباسل سابق و بر تمام مناره های مسجد جامع بخاری و ساختمان فتحی سعود و ساختمان عبود الحلو و ساختمان الری ئ الاعلاف العلاف و مدرسه ی عین حصان نیز تکر تیراندازهای خود را مستقر کردند . أبو عمر رحمه الله اولین مجاهدی بود که در این فتنه ی مرتدین به شهادت رسید و پس از آن ۷ مجاهد دیگر به شهادت رسیدند . به راحتی می توان دریافت که یک توطئه ی از قبل آماده شده علیه مجاهدین ما در این منطقه به شمار می رود . این چیزی بود که خود مشاهده نمودیم . پس از این واقعه بود که برادران سوران ، هورامی و شکاک غیر سوری ما که در حکم مهاجرین بودیم به مکانی دیگر جهت سازماندهی مجدد منتقل گردیدیم .
پ.ک.ک و نوچه هایش در روستای عرب نشین معبدة نیز اقدام به دستگیری سرخود اهالی نموده و پیرمردهایی چون “مرشد العطو” و “عايد الحمادي” را دستگیر نموده و هرکسی که دارای ریش بود را بازداشت نموده و نیروهایش را در ابتدای این روستا پخش نمود که بزرگترین اردوگاه آموزشی پ.ک.ک و نوچه هایش می باشد .
اما در همان ابتدای امربیشتر از ۲۳ نفر از نیروهای مسلح پ.ک.ک و نوچه اش به قتل رسیده و ۱۶ نفر از مسلحین مرتد وابسته به خیانتکاران کمونیست پ.ک.ک به اسارت درآمدند که عبارتند از :
خالد معمو
اراس عبد الكريم
ميلاد صالح
بهزاد خليفة
لوند داوي
گورگين محمود
مزگين قرشي
عبد الحمن اسماعيل
عبد الحمن علي
خالد شرو
جوان خليل
محمدمحمد دبس
سيبان حسن
محمد نافع حسين
روژهات عمر
علي حمو‬
اما پس از گسترش درگیریها دهها نفر از مرتدین به هلاکت رسیده و بیش از ۲۵۰ نفر از سکولاریستهای مرتد وابسته به پ.ک.ک به اسارت مجاهدین درآمدند . اما چون اکثر این افراد جوانان دختر و پسر فریب خورده ای بودند که با شعارهای توخالی مسلح و بسیج شده بودند به همین دلیل رای شورای عالی مجاهدین بر این بوده که این افراد نباید کشته شوند . حالا مصلحت این امر در چیست ؟ به تاکتیکهای جماعت بستگی دارد که ما آنها را قبول نموده ایم . اما باید گفت این ابتدای عمل مجاهدین ما بر علیه مرتدین است تا ببینیم انتهای آن را مرتدین چگونه خواهند گزراند .

در مورد این خیانت آشکار مرتدین ذکر چند مورد لازم است :
ما آغاز کننده ی درگیری ها نبودیم و پیش تر نیزمجاهدین ما کنترل بخش مهمی از سرکانی یا راس العین را در دست داشتند و از آن جایی که قصد درگیری با نیروهای پ.ک.ک و دیگر سکولاریستهای مرتد کورد را نداشتیم، اجازه داده بودیم که آنان در شهر حضور داشته باشند . چون معتقدیم آزادی بیان بزرگترین عامل نابودی آنان می باشد .
اینها در زمان ضعف خود با برادران ما پیمان نامه و معاهده ی عدم تعارض به همدیگر را امضاء نموده بودند ، اما خیانتکارانه عهدنامه را زیر پا نهاده و به مجاهدین روزه دار ما حمله نموده و مظلومانه تعدادی از آنها را کشته و زخمی نمودند .
سیاست مجاهدین ما این است که دشمنان ما خودشان تعیین می کنند که ما با آنها چه رابطه ای داشته باشیم . آیا با بستن پیمانهایی راه آشتی و صلح را بر می گزینند ؟ یا راه جنگ و خونریزی را انتخاب می کنند ؟ . و در اینجا سکولاریستهای مرتد پ.ک.ک و متحدینش همچون دیگر سکولاریستهای مرتد و خائنین ، راه خیانت و جنگ را انتخاب نمودند .
ماهیت پ.ک.ک و نوچه هایش را روشن نمود این حزب يك سازمان سکولار – سوسیالیستی است. به این معنا كه دیدگاه سکولار سوسیالیستی بر آن حاکم است و یکی از مهمترین اصول حاکم در این مکتب «یا با من باش یا برعلیه من هستی» است. به بیان رساتر اعضای این حزب تنها دیدگاه‌ها و باورهای خود را قبول دارند و هر دیدگاه و آیین و اعتقادی که با آنها مطابقت و همسویی نداشته باشد، بنابراین برعلیه آنهاست و آنها با ترور شخصیتی و یا فیزیکی پیروان آن آیین یا دیدگاه ، کشتار و قتل پیروان آیین‌ها و مکاتب دیگر را جایز می‌دانند.
۵ – این تکرارمصیبت بار تاریخ مرتدین برای هزارمین بار نشان داد که : هر گونه سازش با مرتدین سکولار پ.ک.ک ، پ . ی د ، کومله ، دمکرات ، کومله ،پژاک و…
خیانت به تمام خونهایی است که تا به حال در راه تحقق قوانین الهی در زمین ریخته شده است .
خیانت به تمام زندانیان و مهاجرینی است که به خاطر تحقق قوانین الهی در زمین دچار مصیبت گشته اند.
خیانت به تمام زنان و دخترانی است که هستی ، وجود و حتی ناموسشان به خاطر تحقق قوانین الهی در زمین در معرض خطر و حتی تجاوز قرار گرفته است.
وبالاتر از همه خیانت به دین خدا و بندگان خداست که خداوند به عنوان امانت در اختیار مبارزین و مجاهدین شریعت گرا قرار داده است.

علت عمده ی درگیری ها در سوریه
چانچه آمد بیشتر درگیریهای میان گروههای غیر شریعت گرا در سوریه به خاطر وابستگی آنها به یکی از جناحهای روسیه – چین یا آمریکا – ناتو و اختلاف در منافع این جناحها و کشورهایی است که از مخالفان سوریه حمایت می‌کنند و از آنجا که هر یک از این کشورها تلاش می‌کنند گروه مشخصی از مخالفان را حمایت مالی و لجستیکی کنند درگیری‌ها میان نیروهای مخالف را که از سوی قطر،‌ عربستان و ترکیه یا سایر کشورها حمایت می‌شوند افزایش یافته است.
دلیل دیگر این جنگها اقدام جماعتهای شریعت گرا، برای ایجاد “امارت اسلامی” در مناطقی که بر آن سلطه دارند و تعیین امرای محلی برای هر یک از این امارت‌ها جهت زمامداری امور مردم است . چرا که عدالت گستری و صداقت این مجاهدین با مردم باعث نفوذ روز افزون آنها در میان مردم و کاسته شدن محبوبیت احزاب وابسته گشته است . همچنین ساکنان این مناطق از سختی‌های معیشتی فراوانی از جمله درگیری‌های مداوم رنج می‌برند. جنگ برای به دست آوردن قدرت میان ارتش آزاد سوریه و گروه‌های سکولار سوسیالیست وابسته به پ.ک.ک و بشار اسد امروز از درگیری سیاسی عبور کرده و حتی به اختلافات عقیدتی و حتی نژادی ریشه‌ای رسیده است و می‌توان گفت اختلاف میان این دو گروه حتی در اهداف نهایی آنها و در اهداف و مقاصد طرف‌هایی که از آنها حمایت می‌کنند نیز دیده می‌شود.
از میان دلایلی که گفته شد مشخص می‌شود که نیروهای مسلح سکولار سوریه با جناح‌بندی‌ها و گروه‌های مختلفشان امروز در شرایط مطلوبی به سر نمی‌برند و مناطقی که تحت سلطه آنها قرار دارد شاهد پیشرفت‌ روز افزون مجاهدین شریعت گرا است امری که ممکن است تمام دشمنان قانون شریعت را به همدیگر نزدیک نماید .
در این اثنا فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) به سبب آنکه دیگر توان تروریستی و نظامی سابق خود را از دست داده ، سعی نمود با فضا سازی و جنگ روانی رسانه ای قضیه را وارونه جلوه داده و در جنگ تبلیغاتی خود اعلام کند ؛ نیروهای کوردهای مسلمان شریعت گرای سوریه وارد خاک کردستان سوریه شده اند!!. به همین منظور چند تکنیک جنگ روانی رسانه ای در دستور کار قرار داده اند که روشن نمودن بعضی از این نفاقهای مرتدین کمکی به بیداری کوردهای مسلمان از جنایات سازماندهی شده ی این جاماندگان از تاریخ و تاریخ رفته های کوردستان و خاورمیانه می باشد . :
کتمان حقایق و کوچک نمایی تلفات وارده به آنها:
فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) چون از کوردهای ترکیه ، ایران و عراق و نیروهای بشار اسد استفاده می کند همواره سعی داشته آمار دروغین از تلفات وارده ارائه دهد تا بدین نحو روحیه نیروهای خود را حفظ نماید. چون زمانی که در یک درگیری ۴۰ نفر از نیروهای کرستان ترکیه ، عراق ،ایران و بشار اسد را به همراه ۱۰ نفر از کردهای سوریه را از دست می دهد فقط به ذکر همان ۱۰ نفری می پردازد که اهل کوردستان سوریه اند و به کتمان دیگر مردگانش می پردازد . اگر به دقت ملاحظه کنید متوجه می شوید در اطلاعیه های صادره فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) به آمارهای نادرست و بیشتر معطوف به حریف اشاره می شود تا نیروهایش و در عوض به سکوت یا کوچک نمایی یا نسبت دادن به مردم عادی در خصوص تلفات خود می پردازد.
بزرگنمایی تلفات حریف :
آمار سازی و بزرگنمایی تلفات حریف از دیگر اقدامات فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) بوده است. در این بین با درج تیترهایی از قبیل “ کشته شدن چندین فرمانده عالی جبهه النصره و القاعده و… ” و “کشته شدن فرماندهان ارشد القاعده ” و ” تسخیر فلان پایگاه عمده ی القاعده و النصره و… ” در رسانه های این گروه حاکی از این مطلب است. کسی که کمترین آشنایی با امور نظامی جنگی دارد به خوبی واقف است هیچ گاه فرماندهان ارشد یک واحد نظامی در خط مقدم درگیری جبهه ای ظاهر نمی شوند چه برسد به پاسخ دهی به تجاوزات یک فرقه تروریستی چند صد نفره!!!
فرافکنی و کشاندن پای حکومت اقلیم کردستان و آمریکا و ترکیه و القاعده و…به میدان :
فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) سعی داشته همواره پاسخ دهی کوردهای شریعت گرای سوریه به تجاوزات آنها را حمله ی جبهه النصره و القاعده و آمریکا و ترکیه از طریق ارتش آزاد و حمله ی حکومت اقلیم کردستان عراق از طریق حزب الپارتی به خاک حکومت آنها در کوردستان و ملت کورد معرفی نماید !!.

معرفی نمودن زخمی ها و تلفات خودی به عنوان مردم بیگناه کورد :

با این تکنیک جنگ روانی رسانه ای فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) دو هدف را دنبال می کند. نخست اینکه القاء می نماید ما تلفاتی نداشته ایم و کشته شده ها مردم بی دفاع می باشند و بدین نحو از یکسو سعی در فریب مجامع و نهادهای حقوق بشری و حتی مقامات انقلابی سوریه و جهان اسلام را دارند، از سوی دیگر توجیهی برای درمان زخمی ها در بیمارستان های سلیمانیه، اربیل، بیمارستانهای دولتی حکومت بعث سوریه و حتی بیمارستانهای ترکیه بدست می آورند.

فرافکنی اهداف دفاع مشروع کوردهای مسلمان در برابر اقدامات فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ):
این فرقه سعی داشته در رسانه ها و بیانیه های صادره خود هدف باصطلاح حملات کوردهای مسلمان را همه چیز به جز جنایات و ترورهای فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) در حق کوردهای مسلمان سوریه و خیانت فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) به انقلاب و مردم در خدمت به بشار اسد جلوه دهد . بنابراین نه تنها هیچ اشاره ای به جنایات فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) و بشار اسد نداشته بلکه در حالتی مذبوحانه آسمان و ریسمان را به هم می بافند، پای ترکیه، آمریکا، القاعده ، حکومت اسلامی عراق و شام ، لواء شام ، ارتش آزاد ، ملت کورد و… را به میان می آورند تا پوشش و کتمانی باشد بر جنایاتشان! و دفاع کردهای شریعت گرای سوریه از خود را حمله به مرزهای غربی کردستان تلقی نمایند ! اما معلوم نیست منظور آنها از این تعمیم جزء به کل چه بوده است؟ آیا یک فرقه تروریستی مورد نفرت کردهای شریعت گرا ی کردستان سوریه و حتی کردستان عراق و ترکیه برابر است با = کوردستان؟!؟! البته انتظاری بیش از این نمی رود

نقش احزاب، نهادها و شخصیت های سکولار کورد ایرانی در جنگ فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) با کوردهای شریعت گرا در کوردستان سوریه :
اما نقش احزاب و نهادهای سکولارکورد ایرانی در این دروغپردازی علیه کوردهای شریعت گرای سوریه چه بوده؟!
۱- به پیروی از سیاست جهانی سکولاریستها علیه مسلمین شریعت گرا ، حزب دمکرات کوردستان ایران، حزب دمکرات کوردستان و کومله ها سعی داشتند این برخورد جدی و دفاع مشروع کوردهای مسلمان سوریه در برابر حملات فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) را حمله القاعده و جبهه النصره وغیره ( یعنی مشتی خارجی و عمدتا عرب ) به مرزهای کردستان سوریه جلوه دهند!
۲- موضوع قابل تأمل دیگر آن است که هیچ یک از گروه های سکولاریست کورد منتصب به کردستان ایران (دمکرات، کومله، پاک و… ) رغبت ننموده اند به طور مستقیم و محکم از مواضع فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) که فرقه ای تروریستی متعرض به مردم کورد سوریه بوده و جایگاهی در بین کردهای ایران ندارد، دفاع نمایند. از این رو این معذوریت را داشته اند که نامی از فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) نبرده و با عنوان “حملات القاعده و جبهه النصره و یا ارتش آزاد به کوردستان سوریه ” بیانیه صادر نمایند! حزب دمکراتی که برای حمله عراق به اشرف سینه چاک کرده و تمام قد از منافقینی که در قضیه انفال جان و مال و ناموس کوردها را به تاراج بردند دفاع نمود، حاضر نشده در عناوین بیانیه های صادره خود نامی از فرقه ی ارتدادی پ .ی د ( حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه ) ببرد. البته نوعی حس رقابتی بین این گروه ها نیز وجود دارد! دمکرات و کومله پ.ک.ک را گروهی ایرانی ندانسته و سعی دارند وجهه آن را تخریب کنند چرا که مدعی هستند با رونق این گروه، طرفداران دمکرات و کومله در مناطق کردنشین کاهش یافته و اعتبار آنها از دست رفته و جوانان به پ.ک.ک رغبت بیشتری نشان می دهند. در عوض پ.ک.ک و نوچه هایش هم دمکرات و کومله را احزاب قدیمی با افکار و ایدئولوژی پوسیده و کهنه می داند که دیگر جایگاهی در کردستان ندارد.
۳- شخصیت های کرد ایرانی در داخل و خارج کشور دو دسته اند : نخست شخصیت های شریعت گرا داخل که با واقع بینی اشاره هایی به پ.ک.ک و سیستم سکولاریسم جهانی و منطقه ای در خلق این نا آرامی ها و جنایات در حق مردم مسلمان کورد و ترکمن و عرب سوریه داشته اند .
اما برخی شخصیت های کورد سکولار و مرتد ایرانی خارج کشور نیز به ایراد قلمبه بافی ها و شعارهایی پرداخته اند . این افراد سکولار و مرتد متواری وابسته به دمکراتها ( با تمام احزاب منشعبش ) ، کوملها ( با تمام احزاب و گرایشات متضادش ) و پژاک و…. که نام فعال مدنی و سیاسی به خود نهاده اند و هنوز نتوانسته اند تعریفی از کردستان ارائه دهند ، اما متحدا بر علیه کوردهای شریعت گرای سوریه و دیگر مناطق موضع دشمنی و جنگ افروزانه می گیرند .
جالب این جاست این باصطلاح شخصیت ها، اندیشمندان و فعالان مدنی و سیاسی مرتد نیز به راحتی فریب جنگ روانی امپریالیستهای خارجی و پ.ک.ک و نوچه هایش را خورده و در جنگ با کوردهای شریعت گرا متحد و یکصدا گردند .
در مجموع حلقه مفقوده این جنگ روانی رسانه ای غفلت از جنایتکار اصلی است. غفلت از خون های ریخته شده افراد بیگناهی است که اسیر توطئه های ناجوانمردانه ی سیستم سکولاریسم به رهبری آمریکا ، ناتو ، روسیه ، چین ، بشار اسد و دیگر متحدین دیروز و امروزش چون پ.ک.ک و نوچه هایش در هر طرف شده اند. چه آن دسته از جوانان کورد مسلمان شریعت گرائی که جهت تحکیم شریعت الله به پا خواسته اند و چه جوانان فریب خورده ی مرتد سوریه ای یا ترکیه ای یا عراقی و ایرانی در قالب فرقه پ.ک.ک ونوچه هایش که با زور اسلحه و پشتیبانی رژیم سکولار سوسیالیست بشار اسد خود را بر مردم تحمیل نموده و دنیای سکولار هم خود را به نفهمی و کوری زده است.
در نهایت باید به تمام مسلمین کورد و غیر کورد در مورد جنایات و عهد شکنی و نفاق سکولاریستهای مرتد یادآوری نمود که هم اکنون وضعیت حزب پ.ک.ک و نوچه هایش در کوردستان سوریه و سایر مناطق کورد نشین همچون وضعیت بنی قریضه در هنگام جنگ خندق است که به رسول الله صلی الله علیه وسلم خیانت و غدر نمود . ببینید که رسول الله صلی الله علیه وسلم چگونه با این عهد شکنان برخورد نمود . سعد بن معاذ رضی الله عنه در مورد آنها حکم اعدام عمومی را صادر نمود و بیشتر از ۷۰۰ نفر از آنها را اعدام نموده ، یعنی تمام مردهایی که می توانستند شمشیر دست بگیرند ، و زنانشان را رها و اموالشان را مصادره و به غنیمت گرفتند . رسول الله صلی الله علیهوسلم به سعد گفت : والله لقد حكمت فيهم بحكم ربك من فوق سبع سماوات .
کوردهای شریعت گرا به همراه دیگر جماعتهای شریعت گرا چون جبهه النصره و… بر علیه پ.ک.ک و نوچه هایش اعلان جهاد نموده و مردم مسلمان کورد را همچون یک برادر خطاب نموده و این جنگ را علیه پ.ک.ک و نوچه هایش و بازمانده های رژیم بعث در میان کوردها می داند در این پیام امده است که : جبهه النصره تؤكد ان حربها القائمه بالمنطقه الشرقيه موجهه ضد حزب العمال فقط وتطمئن الاخوه الاكراد وتؤكد ان الشعب واحد بكل مكوناته وانها تستهدف فقط عملاء النظام من حزب العمال والجيش الوثني وذالك بمساعده من باقي فصائل الجيش الحر في المنطقه ولا تزال الاشتباكات جاريه بين الطرفين وهناك تقدم ملحوظ للاحرار وجبهه النصره وهروب عناصر الحزب والشبيحه من اكثر من موقع .
پس با کمک و پشتیبانی الله ، جنگی که مرتدین پ.ک.ک و نوچه هایشان برعلیه مسلمین شریعت گرای ما آغاز نموده اند را مجاهدین ما با نابودی مرتدین تمامش خواهند کرد و بار دیگر به تمام دنیا نتیجه ی غدر و خیانت را نشان خواهند داد .
وإذا سألك عبادي عني فإني قريب أجيب دعوة الداعي إذا دعاني فليستجيبوا لي وليؤمنوا بي لعلهم يرشدون
پس از تمام خواهران و برادرانی که از میدانهای جهاد مسلحانه دور هستند در این ایام مبارک ماه رمضان می خواهیم که جهت پیروزی مجاهدین و سرنگونی مرتدین دعا نمایند :
اللهم عجل بنصرك يا قوي يا متين
اللهم كن بعون اهلنا يارب العالمين
اللهم عليك ببشار الأسد وأعوانه فإنهم لا يعجزونك
اللهم انصر عبادك المجاهدين الموحدين المخلصين الذين يبتغون رفعة الدين..‬
اللهم آمين

 

دیدگاهتان را بنویسید