کار را به کاردان بسپار (جهاد را به اهلش بسپار)

کار را به کاردان بسپار (جهاد را به اهلش بسپار)

نویسنده: شیخ ابوعاصم مقدسی
مترجم: ا . صدوقی

بسم الله الرحمن الرحیم
در «تأمل اول» ذکر کردیم که يكي از معاني فرموده ی پروردگار در مورد نتایج قتل غير عمد مسلمانان «فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ» می باشد یعنی به وجود آمدن مفسده اي كه متعاقب آن مشركان می گویند مسلمانان یکدیگر را مي كُشند و بدين وسيله بر مسلمانان عيب جویی مي کنند، و در احاديث نيز از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت شده است هنگامي كه اصحاب اجازه ي كشتن منافقان را درخواست نمودند ايشان خودداري نمودند و فرمودند: «آنها را به حال خود رها كنيد، اگر ما آنها را بكشيم مردم خواهند گفت كه محمد اصحاب خود را مي كُشد». اين امر، مفسده اي است كه شارع مقدس در مورد آن به ویژه قبل از تمكين و قدرت بر روی زمين، هشدار داده است، بنابراين بر مجاهدان واجب است كه با انتخاب بهترين و مفیدترین اهداف به نسبت جهاد و اسلام و مسلمانان و سنگین ترین و شدیدترین آنها به نسبت دشمنان، این مساله را مراعات کنند و اهدافی را برگزينند كه از بدنام شدن جهاد، و در هم ریخته شدن افكار و پراكندگي و تفرق در ميادين مبارزه خودداري و پرهيز نمايند.
و اگر كسي برخي از اين عملياتها كه صورت مي پذيرند و در اولويت نيستند و نا به جايند را مورد توجه قرار دهد، متوجه خواهد شد كه انجام دهندگان اين عملياتها در زمینه فقه و شناخت واقع (درك عميق و شایسته از وقايع و رويدادهاي روز) و يا در فقه شرع و يا در هر دوي آن ها دچار نقص و مشكل هستند، زيرا پرهيز از اين مفسده را رعايت نمي كنند و به هنگام انتخاب اهداف و زمان بندي امور، نگاهي متخصصانه و كاوشگرانه به وقایع ندارند و اخبار و احوال اطراف خود را پيگيری نمی کنند تا نسبت به شرایط و تهدیدات زمان خويش و قدرت دشمن، اطلاع یابند و توانایی لازم برای مقابله با آنها را کسب نمايند و بدين طريق بتوانند سودمندترین اعمال براي دينشان و مفيدترين آنها براي اسلام و جهادشان را انتخاب نمايند.

در حالی كه مسلمانان و غیر آنها اخبار القاعده و طالبان را پیگیری می کنند و متوجه مي گردند كه آنها در حال پيكار و مبارزه با صليبي ها و لائیکها و ملحدان هستند، و هنگامی که ایستادگی و پايداري مجاهدان چچن و از بين بردن مهمات خانه هاي روس و از بين بردن جبروت و ريختن آبروي آنان با کشیدن میدان معركه از مناطق دور دست چچن به قلب مسكو را مشاهده مي كنند، و هنگامی که مبارزه طلبی کودکان و جوانان فلسطيني در برابر تانك هاي يهودي و سلاح هاي سنگین آنها را نظاره می کنند و با چشمان خود می بینند كه چگونه يهودي سلاح به دست، از ترس سنگ ريزه هاي پرتاب شده ي کودک مسلمانی پشت نموده و فرار می كند، در همان حال افرادی را می بینیم که گویی در زمان حال زندگی نمی کنند و متعلق به این عصر و دوره نیستند، به گونه ای که نمازگزاران در برخی از مساجد سودان را به آتش گلوله می بندند و يا برخي ديگر مسجدي از مساجد شيعيان را در دهكده اي از ده هاي پاكستان را منفجر می کنند، و يا برخي ديگر از اين ها شيفته و دلباخته ی منفجر نمودن اتوبوس های مملوء از مردان و زنان و کودکان از عوام مسلمانان در خيابان هاي كراچي و لاهور هستند. 

و درست زمانیکه مسلمانان جز به «امور بزرگ و با ارزش» توجه نمی کنند و مجاهدان بلندهمت در حال جهادی هستند كه هدف آن تمکین و حکومت براي مسلمانان در این عصر است، یا اینکه  اهدافي را انتخاب می كنند كه با هدف قرار دادن ناوشکنهای هسته اي و يا مراكز اطلاعاتي دشمن و همچنين اركان حكومتي، سیاسی و اقتصادي آن ها در ميان جمع كفار  و در عمق خاک آنها، هیبت دشمنان محارب خود را در هم می شکنند و بینی آنها را به خاک می مالند، در همین حال برخي از جوانان عجول و احساسی را می بینیم که علیه معابد و کنیسه ها دست به يورش  می زنند و يا به قتل گردشگري پير و عاجز و كشتن کارمندانی از هيئت هاي امدادرسانی دست مي يازند و اين در حالي است كه اين امور براي جهاد، كم ارزش و كم ثمر مي باشند، و در چنين اموري مصالح دعوت و جهاد رعايت نشده و نمي شود.

بدين طریق چنين جواناني حملات و نيروي خود را در اين امور صرف مي نمايند كه كمترين آسيب ها را به دشمن رسانده و ثمرات اندکی براي اسلام خواهد داشت و تنها دليل روي آوردن اين جوانان به چنين عملياتي، سهل و آسان بودن اين نوع عملياتها است و يا برخي ديگر از اين جوانان يك سالن سينما را هدف انفجار خود قرار مي دهند و يا در حال طراحی نقشه جهت انفجار باشگاه ها و ورزشگاه هاي ورزشي و همانند آنها هستند  كه محل تجمع فسّاق مسلمين است و با انفجار چنين اماكني ده ها و يا صدها تن از آنان را می کشند و مجازات آنان قتل مي شود در حالي كه اين مجازات، حكمي شرعي در مورد فسّاق مسلمین نيست.

اینان با این اقدامات خود علاوه بر زير پا نهادن احكام مطهر شرع، رعایت مسائل روز و واقع را نیز نکرده اند و با این اقدامات خود موجب مي شوند تا مردم عوامي هم كه اغلبشان طرفدار جهاد مسلمانان هستند، به مخالفت و دشمني با جهاد و مجاهدان بپردازند و همچنين موجب تفرقه و پراكندگي در ميدان مبارزه مي شوند و به جاي تمرکز بر جنگ با طواغیت و دشمنان دين در همه جا و تبدیل شدن به يدي واحد عليه كفر، بر اثر این اقدامات آنها جنگ به سوي اكثريت مردم كشیده می شود، مردمي که می بایست دعوت شوند و برای رهاییشان از ظلم و سياهي طاغوت و نجاتشان از عبادت بندگان به سوی عبادت پروردگار بندگان، تلاش شود.

در حالی که مردم اخبار مقاومت را در عراق پي گيری مي کنند، متوجه مي شوند كه چگونه روزانه از تعداد سپاهيان آمريكا كاسته و كُشته مي شوند و روح جهاد و مقاومت را مشاهده مي نمايند كه در بين جماهير مسلمان رو به افزايش و قدرت دارد و چنين اموري عرصه را بر بـوش و یارانش تنگ نموده و نقشه ها و آرمانهايش را باطل مي كند، ناگهان عملياتي موجب كُشته شدن ده ها عراقي مي شود به طوري كه اتومبيلي مملوء از مهمات در خياباني از خيابان هاي بــغداد منفجر مي شود و يا خمپاره ای به سوي زندان پرتاب شده و ده ها زندانی یا عابر پیاده در آن مسير را از بين مي برد (و چنين عملياتي فضا را دگرگون و احوال را متغيير و جهت افكار را معکوس مي نمايد).

بعد از اين اقدامات، عقلاء متفق القول می شوند كه اینان با چنين عمليات خودسرانه و بي نظمی که در نتيجه ي جهل نسبت به شرع و واقع صورت مي پذيرد، اسباب نجات رئيس صليبيان، بـوش را از باتلاقی که در آن فرورفنه و هر روز در ارتباط با آن از طرف رسانه ها مورد سرزنش قرار می گیرد، را فراهم مي سازند.

در نتیجه اخبار رسانه ها از سخن گفتن در مورد کشته شدگان روزانه انگلیسی ها و آمریکایی ها به دست مقاومت به اخبار کشته شدگان عراقی به دست کسانی که آنها را تروریست می نامند، تغییر می یابد. و سربازان اشغالگر آمریکایی از سربازانی اشغالگر به مدافعان ملت عراق در برابر تروریستها و مقابله کنندگان با تروریسم!! تبدیل می گردند.
بدين سان و بر اثر این اقدامات، مردم عراقي را می بینی كه به جاي ياري مجاهدان و مقاومت کنندگان، آنان را لعن و نفرين كرده و دشنام داده و سعي دارند كه مجاهدان را تسليم آمريكايي ها نمايند.

اي مسلمانان! به راستي كه درك شريعت و درك حقایق روز و شناخت مكرهاي دشمن و بصيرت به حيله هايشان، مجاهد را در انتخاب اهداف مناسب در زمان و مكان مناسب، ياري مي دهد.
اما هرگاه مجاهد در اين موارد اهمال و کوتاهی نمايد نصيب و بهره اش از جهاد، «معرة» (ضرر و زیان و مفسده) خواهد بود و مفاسد جاي منافع را گرفته و شكست، جانشين پيروزي مي شود و چه بسا عمل مجاهد برای دشمنان مثمر ثمر و مفید واقع شود و آنها از عمل او برای اهداف خود استفاده نمایند.

چه بسيار عملياتي كه به خاطر بد بودن اهداف آن و یا بد بودن شرایط زمانی و مکانی آن، موجب شده تا طواغيت و رؤساي كفر از آن به نحو احسن استفاده کنند و باعث شده که آنها خود را از باتلاق ها و مخمصه ها نجات دهند و بدنبال آن بهانه ی لازم برای قلع و قمع و كُشتار و استبداد بيشتر بیابند، بدون اینکه این عملیات كوچكترين فايده و مصلحتي براي دين به ارمغان آورده باشد.

حتی بعضي از اين عمليات هاي کوته فکرانه موجب کمک به انتخاب طاغوتی شده است كه در ورطه ي سقوط و در مرز نابودي دست و پا می زد و يا موجب شده كه انگشت اتهام افکار عمومی از وي منصرف شود و بدین ترتیب طاغوت را از بحران و شكست رهانيده است، و چه بسا برخي از كارمندان اطلاعاتی و دستگاه هايشان به بركات اين اعمال سطحي و كوركورانه و شكست آفرین به پاداش ها و درجه ها دست یافته اند و بر پشت این جوانان پله های طغیان و سرکشی را بالا رفته اند و در مقابل سهم و نصيب مسلمانان از اين چنين عملياتهایی جز حزن و اندوه و ناامیدی ناشی از تکرار اشتباه و شکست، چیز دیگری نبوده است.

به همين دلايل بارها اين عبارت را از من شنيده اند و باز هم آن را به گوش افراد حماسی و احساسی تكرار مي کنم:
«يا راه و طريق صحيح را در پيش گيريد و به آن مشغول بشويد، يا مشغول نشده و دست برداريد و دست از جنگ بكشيد و به دعوت بپردازيد، کافی است.. از حلواي مخلوط شما سیر شدیم (يعني با چنین فقهی که دارید بدون وجود شما كارها بهتر پیش می رود و وجود شما با اين چنین طرز فکری، نه تنها كاري را از پيش نبرده و بلکه بسیار مضر و آسیب رسان نیز خواهد بود.)»
اي كسي كه مشغول ساختن كمان هستي و نمي تواني آن را خوب بسازي،
كمان را خراب نكن و آن را به کمان ساز بده، تـا آن را بـسازد
(اي كار نَدان، كار را به كاردان بسپار)
پس آيا مجاهدان نسبت به اين مسائل آگاه می شوند ….
و آيا به شرع پروردگارشان و احوال امروز اُمتشان بصيرت می یابند تا بدين وسيله اعمالي را انجام دهند كه شایسته این جهاد اسلامي  بزرگ باشد و آمال و آرزوهاي مسلمانان را محقق سازد …
همانا تو را برای امری آماده کرده اند، اگر آن را درک کرده باشی
پس مراقب باش مبادا در حفظ و نگه داری آن اهمال و سستی نمایی

 

دیدگاهتان را بنویسید