بله! دموکراسی در کلیات و جزئیات با اسلام در تناقض قرار دارد

بله! دموکراسی در کلیات و جزئیات با اسلام در تناقض قرار دارد     

          به قلم : عثمان بخاش

ارائه دهنده : معتصم هورامي

دکتر یوسف قرضاوی طی خطبۀ نماز جمعه در ۲۱ اکتوبر سال انقلاب ليبي، مردم لیبا را به گمان این که اسلام با دموکراسی و مدنیت تفاوت ندارد، برای ایجاد “دموکراسی، جمهوریت و مدنیت اسلامی” فرا خواند. وی خواست تا مصر، لیبیا و تونس یک جا شده و تشکیلی را اساس بگذارند. “برای این که امور ما ثبات پیدا کند، ضروریست تا به ایجاد تشکیلات میان خود بپردازیم زیرا دنیا هم در حال ایجاد چنین تشکیلات قرار داشته و در آسیا و اروپا دیدیم که از ایجاد این تشکیلات جز صاحبان آن ها هیچ طرفی خیر ندید، پس چرا انقلابیون میان خود همچون تشکیلاتی را ایجاد نمی کنند.”

قبل از هرچيزي ، دعوت به وحدت کشور های اسلامی را می ستائیم، زیرا آن شرعاً واجب می باشد. اما وحدت واجب است تا تحت سایه ي شريعت و  دولت خلافت باشد… و مفهوم بسیار خطرناکی که ما را تکان می دهد، تداوم رژیم و نظام های فاسد و مزدور سكولار امروزی می باشد. گذشته از آن، گناه و عذاب الله سبحانه و تعالی – که همه ما از آن پناه می طلبیم – بر ما نازل خواهد شد اگر این مفهوم میان ما غالب باشد که “فرقی میان اسلام، دموکراسی و مدنیت” وجود ندارد”! و دموکراسی انتخاباتي را گویند که به مردم حق می دهد تا از طریق آن در قوه مقننه سهم بگیرند و برخی آن را مجلس شورا دانسته طوری که مشورت عمل شرعی بوده و نصوص زیادی بر آن وارد گردیده است.

این که دموکراسی صرف انتخابات بوده و مجلس مردمی هم وظیفه شوری را انجام می دهد، نظر فاسدي بوده که با حکم شرعی در تضاد و تناقض قرار داشته و این تصور شان از حقیقت کاملاً خارج است. چون دموکراسی در حقیقت، بیش تر از انتخابات بوده و نظامی است که از عقیده سکولاريزم (بی دینی) نشأت یافته و بر مبنای فکر جدائی دین از زندگی استوار می باشد. پس ارگان قانونگذاري، ولو هر نامی به آن خطاب گردد، نهادیست که به نمایندگی از طرف مردم ( بدون دخالت دادن احكام شريعت و دين )  قانونگذاري می نماید، زیرا اربابان دموکراسی بدین باورند که حاکمیت درین نظام از مردم است. پس تناقض آن در کلئات به وضوح معلوم می شود، به دلیل این که قانونگذاري  در اسلام بر عقیده استوار بوده و آن این است که احدی جز الله سبحانه و تعالی حق تشریع و قانونگذاري  را ندارد.

بله! اسلام بر ایجاد شورائی امر می کند که امت توسط انتخابات آن را ایجاد نموده و به نام مجلس امت یا شورای امت یاد می شود، نه این مجلس و نه  خلیفه حق ندارند تا در احکامی تقنین کنند که از دایره وحی الهی خارج باشد.

اما نظام دموكراسي از جمله توليدات سکولاريزم بوده که طبقه حاکم با تشریع و حرام و حلال ساختن، انسان را در مقام ربوبیت می نشاند. درحالی که نصوص شرعی وارد شده از سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و اجماع اصحاب رضوان الله علیهم اجمعین ثابت می سازد که بیعت با خلیفه فرض می باشد تا انسان حق تحریم و تحلیل را پیدا نکند.

ربعی بن عامر رضی الله تعالی عنه جوهر نظام اسلام را طی پاسخ به پرسش رستم که “شما با خود چی دارید؟ ، فرمانده فارس به بهترین وجه معرفی کرده گفت: الله سبحانه و تعالی ما را فرستاده تا کسی را که می خواهد از بندگی بندگان به بندگی الله سبحانه و تعالی آزاد ساخته و از تنگی دنیا به فراخی او رهنمائی نموده و از جبر ادیان به عدل اسلام هدایت شان کنیم.”

اما کلمه “دولت مدنی” که درین اواخر زبان اکثریت مسلمانان به آن عادت پیدا کرده، چیزی جز تلاش ناکام سکولاریزم برای فریب مسلمانان نیست.

بناءً طبیعی است که افرادی بگویند: ما معنی اسلامی؛ شورا و دموکراسی اسلامی را جستجو می کنیم؟ ما به آن ها می گوئیم: آن چه را که شما در تلاش پیدا کردنش هستید، تعبیر کلمات نیست. درحقیقت الله سبحانه ما را از مشابهت به کفار منع نموده می فرماید: “يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ ” ( البقرة آية ۱۰۴) ای کسانی که ایمان آورده اید، نگوئید (راعنا) بلکه بگوئید (انظرنا) و بشنوید و کافران راست عذاب دردناک. و اگر فرض کنیم که کلمات وارد شده در معنی با هم شباهت داشته باشند، باز هم الله سبحانه و تعالی ما را از منابع بشر بي نياز نموده و لازم گردانیده تا به کلمه اسلامی آن پايبند باشیم، پس شما چه مشکل دارید که مخالفت و عدم مخالفت معنی را در کلمات جستجو می کنید؟

پس بر ماست تا از دعوت به وحدت هایي را به طور قطعی ترک کنیم که نه تنها بی نتیجه بوده بلکه با دین عظیم ما هم مخالف است! و واجب است تا برای وحدت تحت سایه ي شريعت و خلافت دعوت کنیم که نه تنها واجب بوده بلکه امت را یکجا ساخته از آن ها حفاظت کرده و از تطبیق اسلام سرپرستی می نماید. پس آیا مناسب نیست تا به مردم مصر، تونس و لیبیا یادآوری نمائیم که بیعت با شريعت و  خلیفۀ واجب است که امور امت را مطابق اسلام سرپرستی نماید.؟ پیروی از الله سبحانه و تعالی در دعوت به سوی ایجاد خلافت انجام می شود نه در دعوت به سوی نظام های سكولاريستي که از طرف مردم اروپا تشکیل شده باشد.

بشریت دیروز شاهد مرگ سكولاريزم نوع  کمونيزم مارکسیستی در شرق اروپا بود و امروز شاهد مرگ سكولاريزم  سرمایه داری در غرب است. چون هر دوی این نظام ها را گروه استعباد (پرستش) مردم ایجاد نموده اند. صبح جدید اسلام به روی بشریت خواهد درخشید که همه مردم را از زندگی تنگ مادی نجات بخشیده و به سوی سعادت آخرت و پیشرفت حقیقی دنیا رهنمون می شود. و امت توسط تطبیق شریعت الهی و حمل آن نام الله سبحانه و تعالی را بلند خواهد کرد. برای رسیدن به همین هدف، ما از شما دعوت می کنیم تا یکجا با ما کار کنید تا برای حصول رضای الله سبحانه و تعالی در تأسیس خلافت بر منهج نبوت کامیاب شویم که الله سبحانه و تعالی و بنده و رسولش مژده بازگشت آن را داده است.

الله سبحانه وتعالی می فرماید: “وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا “(المائدة ۴۸)

 

 

دیدگاهتان را بنویسید