واقعیت تلخ پشت پرده ی مذاکرات پ.ک.ک و نوچه هایش با دولت سکولار ترکیه

واقعیت تلخ پشت پرده ی مذاکرات پ.ک.ک و نوچه هایش با دولت سکولار ترکیه

به قلم : کارزان شکاک

در اینجا ابتدا به روایت دوگزارش از زبان رسانه های وابسته به پ.ک.ک و نوچه هایش می پردازیم ، سپس وارد بحث اصلی می گردیم :

گزارش اول :

چند ماه گذشته پ.ک.ک و نوچه هایش در «نیروهای ی.پ.گ»  در شهر عامودا جنگی را بر مخالفین سکولار خود تحمیل نمودند که  صالح مسلم» عضو شورای عالی کورد و از روسای مشترک حزب اتحاد دموکراتیک کردستان گفت برخی گروه‌ها با حمایت‌ قدرت‌های خارجی دست به توطئه علیه کردهای غرب کردستان زده‌اند و تلاش می‌کنند که اراده کردها را شکسته و دستاوردهای کردها را نابود سازند. صالح مسلم از اعضای شورای عالی کورد و از روسای مشترک حزب پ.ی.د در مصاحبه اختصاصی خود با خبرگزاری فرات, گفت که از اوایل انقلاب غرب کردستان تاکنون دهها گروه تبهکار با همکاری و حمایت دولت ترکیه و برخی نیروهای کرد به غرب کردستان حمله کرده‌اند. مسلم اذعان داشت که برخی احزاب کردی غرب کردستان در این حملات دست دارند.

ی.پ.گ طی بیانیه‌ای اعلام کرد که گروه‌های مزدور و تبهکار در چارچوب منافع کشورهایی که دشمن دستاوردهای خلق کرد می‌باشند, فعالیت می‌کنند. بویژه دولت ترکیه که در همه جا به ارزش‌ها و دستاوردهای خلق‌کرد حمله می‌کند. «جنبش جامعه دموکراتیک» هم گفت:«برخی نیروهای کرد هم در این توطئه علیه کردهای غرب کردستان, دست دارند و در صدد سیاه‌نمایی چهره انقلاب کردها هستند». حزب «پ.ی.د» هم خاطرنشان ساخت که مرکز آن گروه‌های تبهکار و مزدور شهرهای «هولیر» و «استانبول» می باشد و بایستی خلق مقاوم ما علیه آنها بایستد.

مسلم در مورد انعکاس خبر واقعه شهر عامود هم گفت که در همان اوایل جنبش جامعه دموکراتیک غرب کردستان بیانیه‌ای صادر کرد و گفت:«برخی نیروهای کردی در انجام این فتنه‌انگیزی و توطئه دست دارندع بویژه رسانه‌های وابسته به حزب دموکرات کردستان یعنی بارزانی‌ها, بویژه شبکه تلویزیونی روداو و زاگرس تی‌وی دست به سیاه‌نمایی چهره ی.پ.گ زدند.»

مسلم در این مورد گفت:«برخی عوامل و طرف‌ها دنیا را بر سر خلق‌مان خراب کرده و می‌گویند که نیروی ی.پ.گ در جریان تظاهرات به مردم حمله کرده و تعدادی را کشته است. می‌خواهند با توسل به این دروغ‌پردازی‌ها مردم را به مغلطه بیاندازند. آنها به عوامفریبی‌هایی دست می‌زنند که به هیچ وجه به امروز و فردای خلقمان خدمت نمی‌کند. می‌خواهند راه را بر آشوب داخلی هموار سازند». مسلم به گروه‌های کردی یورشگر هشدار داد و گفت:«اگر می‌خواهند به خلق‌ خود خدمت کنند, پس به نیروی ی.پ.گ بپیوندند. ی.پ.گ نیرویی خود مردم است. خود مردم آن را تأسیس و از آن هم دفاع خواهند کرد. اجازه نخواهند داد که هیچ قدرتی میان ی.پ.گ و خلق‌کرد تفرقه ایجاد کند».

صالح مسلم در ادامه افزود که حمله برخی نیروهای کردی به خلق‌کرد و ی.پ.گ تنها به دشمنان کردها خدمت می‌کند. وی افزود که برخی گروه‌های وابسته که اهل غرب کردستان بوده‌اند در شهر هولیر علیه شورای عالی کرد, ی.پ.گ و پ.ی.د و دستاوردهای کردها شعار داده و به مرکز جمع‌آوری امضا برای آزادی اوجالان در شهر هولیر حمله کرده‌اند. آنها هیچ مناسبتی با خلق‌کرد در غرب کردستان ندارند. کاملا معلوم است که برخی نیروها و احزاب کردها آنها را تحریک کرده‌اند. این یعنی سوء استفاده از وجود آنها و هیچ معنی دیگری ندارد».

گزارش دوم :

اخیرا افشا شد که در جنوب کردستان با شرکت «رئیس انجمن امنیتی میهنی» و «مسرور بارزانی رئیس سازمان استخبارات اقلیم کردستان» , «دیپلمات‌های ترکیه‌ای», «آمریکا», «اسرائیل» و «روسای برخی احزاب غرب کردستان», نشستی سری و محرمانه در خصوص اوضاع غرب کردستان برگزار شده است. بنا به گزارش‌ها, در این نشست مسئله مستقر ساختن نیروهای پیشمرگه در غرب کردستان و محدود ساختن حضور نیروهای حزب «پ.ی.د» مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

کپی سندی مربوط به نشست محرمانه ۲ سپتامبر ۲۰۱۲ شهر هولیر به دست خبرگزاری فرات رسید که بر گزاری این نشست و تصمیمات اتخاذ شده آن را اثبات می‌نماید. هنوز مقامات اقلیم کردستان در این زمینه اظهارنظر نکرده‌اند. در ۲۵ آگوست ۲۰۱۲ هم سندی محرمانه متعلق به وزارت خارجه ترکیه که برای کنسولگری آن کشور در هولیر فرستاده بود, افشا شد. طی آن معلوم شد که سازمان استخبارات ملی ترکیه (میت) با «صالح بدرالدین» اهل سوریه که اصالتا کرد است, دیداری انجام داده و خواسته‌اند که نیروهای کرد هم در کنار مخالفان مسلح عرب سوری قرار گیرند.

در نشست اخیر هم که علیه حزب «اتحاد دموکراتیک , پ.ی.د» و مجلس خلق غرب کردستان برگزار شده, تصمیمی مبنی بر اینکه همه احزاب غرب کردستان علیه حزب پ.ی.د و مجلس خلق فعالیت کنند, اتخاذ شده. در سند مذکور آمده:«باید شورای عالی به موجودیت خود جهت کمرنگ ساختن نقش و موجودیت مجلس خلق و پ.ک.ک , ادامه دهد».

در این نشست محرامانه یک کپی از سند آن به دست خبرگزاری فرات رسیده, مقامات جنوب کردستان یعنی مقامات «حزب دموکرات کردستان ـ بارزانی‌ها» و «حزب اتحادیه میهنی کردستان ـ طالبانی» , نمایندگان آمریکا, اسرائیل , ترکیه و روسا و نمایندگان برخی احزاب غرب کردستان , شرکت کرده‌اند. پس از این نشست با حضور نچیروان بارزانی رئیس حکومت اقلیم کردستان و برهم صالح معاون دبیرکل اتحادیه میهنی کردستان, نشست‌هایی برگزار شده. در این نشست تصمیمات مهمی اتخاذ شده است. بنا به گزارش ‌های رسیده, افراد زیر در این نشست حضور یافته‌اند:

عبدالباقی یوسف: نماینده حزب همبستگی کرد سوریه,

عبدالباسط حمو: نماینده حزب اتحاد کردستانی سوریه,

عبدالحکیم بشار: دبیرکل حزب دموکرات کردهای سوریه,

نورالدین حمید بریمو: دبیرکل حزب حقیقت کرد در غرب کردستان,

صالح بدرالدین: دبیرکل سابق حزب اتحاد خلق کرد سوریه و همچنین رئیس سازمان فرهنگی کردی کاوه در جنوب کردستان,

نماینده‌ای از وزارت خارجه ترکیه,

سفیر آمریکا در اردن,

نماینده‌ای از سفارتخانه اسرائیل در آلمان,

نماینده موصاد در جنوب کردستان,

مسرور بارزانی: رئیس انجمن امنیتی میهنی و همزمان رئیس سازمان استخبارات اقلیم کردستان,

کسرت رسول: عضو دفتر سیاسی حزب اتحادی میهنی کردستان,

فاضل میرانی: رئیس دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان.

بنا به سند محرمانه که بدستمان رسیده, در این نشست طرف‌های نامبرده بر سر موارد زیر به توافق رسیده‌اند:

« ـ ترکیه با ایجاد یک سیستم فدرال در سوریه مخالفت نمی‌کند و اگر لازم شد کمک‌های نظامی و اقتصادی هم ارایه می‌دهد. همچنین جهت ورود نیروهای پیشمرگه به خاک غرب کردستان همکاری‌های لازم را بکند. تازمانی که نیروی نظامی غرب کردستان تشکیل می‌شود, این همکاری‌ها ادامه می‌یابد.

ـ ترکیه آماده است برای ایجاد یک فرودگاه نظامی در شهرهای دیرک, جندرس و کوبانی, به صورت آشکار از خزانه دولت کمک‌های نقدی ارایه دهد.

ـ دیگر احزاب کرد هم باید تمامی فعالیت‌هایشان در راستای سیاه‌نمایی چهره حزب وابسته به پ.ک.ک در سوریه یعنی حزب پ.ی.د به انجام می‌رسانند. باید تبلیغاتشان بر این اساس باشد که سازمان‌ها و هیأت‌های وابسته به حزب پ.ی.د رسمی نیستند و نمایندگی کردها را برعهده ندارند.

ـ باید شورای عالی برای اینکه بتواند نقش «مجلس خلق» وابسته به پ.ک.ک را تضعیف سازد, موجودیت خود را تداوم بخشد.

منابعی که این اطلاعات را ارایه داده‌اند, می‌گویند بعد از اتمام این نشست, برای اینکه روسا و نمایندگان احزابی که در آن شرکت کرده‌اند, تصمیمات نشست را با اعضای حزبشان در میان بگذارند, ۶ ساعت مهلت داده شده است. سپس همان نشست با حضور نچیروان بارزانی رئیس حکومت اقلیم کردستان و برهم صالح معاون دبیرکل حزب ی.ن.ک بکار خود ادامه داد. تمامی این تصمیمات اتخاذ شده مورد تأیید اعضا شرکت کننده قرار گرفته.
گفتنی است که در پایان نشست مذکور, عبدالکریم بشار این اظهارات را برزبان رانده:«موجودیت و هویت ملت‌های کرد, مسیحی و یهودی در خاورمیانه به رسمیت شناخته نمی‌شوند. باید این ملت‌ها متحد شوند تا بتواند به یک قدرت مبدل شوند. ما ارمنی‌ و زرتشتی بودیم, اما صلاح‌الدین ایوبی با توسل به زور ما را مسلمان کرد. ما , مسیحیان و ترکها دوست و برادر یکدیگریم».

 

حالا با این مقدمه ی کوتاه وارد موضوع می گردیم :

 

 

چند روز گذشته صالح مسلم دست نشانده ی پ.ک.ک در کردستان سوریه  با دولت سکولار ترکیه وارد گفتگو گردید . صالح مسلم رئیس مشترک «حزب اتحاددموکراتیک, پ.ی.د» درخصوص دیدارهای خود با مقامات ترکیه, گفت:«در نتیجه دیدارها مشخص شد که ترکیه با حضور کردها در مناطق مرزی ناراضی نیست و با کردها است». مسلم اذعان داشت که دیدارهایشان با مقامات دولت ترکیه در آینده هم ادامه خواهد یافت. صالح مسلم  رئیس مشترک حزب پ.ی.د که روز ۲۵ ژوئیه در پی دعوت رسمی «احمد داووداوغلو» وزیر خارجه ترکیه به آن کشور سفر کرده بود, در خصوص گفتگوهایش با مقامات دولت ترکیه, با خبرگزاری دیها مصاحبه‌ای انجام داد. مسلم خاطرنشان ساخت که سفر وی در پی دعوت رسمی داووداوغلو انجام گرفته و در دیدارهایشان در خصوص مسایلی از قبیل تأمین امنیت و آرامش در مناطق مرزی و تحولات غرب کردستان بحث وتبادل نظر کرده‌اند. وی این دیدارها را مثبت ارزیابی کرد و افزود که در آینده هم ادامه خواهد یافت.

صالح مسلم اذعان داشت که پیشتر با مقامات دولت ترکیه بصورت غیرمستقیم دیدارهایی انجام داده‌اند و افزود که هم‌اکنون برای نخستین بار است که به شیوه‌ای مستقیم با مقامات دولت ترکیه دیدار و مذاکره می‌کنند. مسلم اذعان داشت که با مقامات عالی‌رتبه وزارت خارجه ترکیه دیدار انجام داده, اما هنوز با داوداوغلو دیدار انجام نداده. وی گفت:«دیدارهای ما مثبت و خوب بود. بخوبی می‌دانید که ترکیه دارای ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با سوریه است. بخشی از این مرزها در هر دو سو خاک کردستان است. به همین دلیل هر رویدادی مستقیما بر ترکیه هم تأثیر می‌گذارد. پس باید مذاکراتی مستقیم صورت گیرد تا مسایل اشتباه درک نگردد».

صالح مسلم اذعان داشت که در دیدار خود با مقامات ترکیه به نتایجی مشترک رسیده‌اند وافزود:«مقامات ترکیه گفتند این حق شما است.» شما هم می‌دانید بخاطر تداوم جنگ در مرزها, خلق ما با وضعیتی وخیم روبرو شده است. ترکیه قول داده در هر دو طرف مرزها به خلق کرد کمک کند. این یک نتیجه مثبت بود. چه بسا تأمین امنیت مرزهای ما به معنای حفظ امنیت مرزهای ترکیه است.. .ما بر سر این مسایل گفتگو کردیم که حقیقتا مثبت بود. این دیدارهای ما با ترکیه یک سرآغاز بود و ادامه خواهد یافت. ما بازهم به آنکارا و استانبول سفرهایی خواهیم داشت. صالح مسلم در ادامه گفت:«هم‌اکنون حضور من در ترکیه به معنای یک تغییر و تحول اساسی و بزرگ است و دیدارهایمان در راستای منافع خلق‌مان ادامه می‌یابد و مسلما به بهتر شدن وضعیت خلق‌کرد کمک خواهد کرد».

 

در ماه هاي اخير نیز شاهد علني شدن روند مذاکرات بين گروه سکولار سوسیالیستی  پ.ک.ک (حزب کارگران کردستان ترکيه) و دولت سکولارآنکارا با مباشرت سرويس اطلاعاتي اين کشور (ميت)  و اعلان جنگ پ.ک.ک و نوچه هایش در کردستان سوریه بر علیه مجاهدین شریعت گرا ی کردستان سوریه  و دیگر مجاهدین شریعت گرای عرب و ترکمن در سوریه بوديم. هدف اين مذاکرات در ظاهر خاتمه دادن به ۳۰ سال درگيري، خشونت و اقدامات مسلحانه و تروريستي اين گروه در ترکيه بود. درگيري هايي که بيش از ۵۰ هزار کشته و معلول برجاي گذاشته و آوارگي صدها شهروند اين کشور را در پي داشته است.

اين مذاکرات تاکنون به ظاهر روندي رو به رشد داشته است، به طوري که سران پ.ک.ک از سوم فروردين ماه ۱۳۹۲ در خاک ترکيه اعلام آتش بس کرده و پس از کش و قوس ها و جنگ زرگری تبلیغاتی از ۱۸ ارديبهشت ماه نيروهاي خود را از خاک اين کشور به شمال عراق  و کردستان سوریه عقب کشيدند .

فارغ از اين که هر عقل سليم و فطرت پاکي از برقراري صلح و آشتي بين آحاد بشر استقبال مي کند، با توجه به عوامل پشت پرده اين مذاکرات و طرح معکوس آن در افکار عمومي از سوي رسانه هاي خارجي، در نظر داريم با عبور از ظاهر اين روند به علل، عوامل و شرايط پشت پرده وعقبه آن پرداخته و زواياي پنهان آن را آشکار سازيم. براي اين منظور مرور اجمالي در مورد سابقه موضوع را ضروري مي دانيم.

 

    سابقه موضوع:

ترويج ناسيوناليسم در قلمرو امپراتوري عثماني يکي از عوامل جدي براي تکميل پروسه فروپاشي اين امپراتوري در جريان جنگ جهاني اول بود که به طور جدي از سوي کشورهاي متخاصم به ويژه انگليس در ميان اقوام و قبايل اين امپراتوري دامن زده مي شد، هر چند اين گفته نبايد ما را از ضعف هاي داخلي امپراتوري، که عمدتا به ساختار حکومت مربوط مي شد، غافل سازد.

کردها يکي از اقوامي بودند که عمدتا پس از جنگ چالدران در درون قلمرو امپراتوري عثماني زندگي مي کردند. اين قوميت نيز از موج ناسيوناليستي مذکور بي بهره نمانده بود، ولي به خلاف ساير اقوام در تقسيم ميراث امپراتوري براساس ناسيوناليسم هاي قومي، قبيله،اي، محلي و عشيره اي از سوي استعمارگران، سهمي از اين امپراتوري عظيم نگرفت و کردهاي عثماني براساس تقسيمات استعماري سايکس- پيکو در سه کشور ترکيه جديد، عراق و سوريه قرار گرفتند.

ترکيه جديد از ۱۹۲۳ بر ويرانه هاي عثماني بنا شد، در حالي که به جاي فرهنگ غني اسلامي که در آن همه اقوام و ملل از عرب و عجم، سياه و سپيد برابر ديده مي شوند، درونمايه اي تنگ به نام ناسيوناليسم ترک و  دین سکولاریسم  بر آن حاکم بود. اين چارچوب فکري سخت بيخردانه بوده و حتي به خود نيز رحم نمي کرد و با تعويض رسم الخط، فرزندان را از ميراث فکري و فرهنگي پدران محروم ساخت. در اين الگوي جديد که با سکولاریزاسیون مزدوج شده بود و ظاهري جمهوري به خود گرفته بود، جايي براي نشو و نما و ابراز وجود و تنوع فرهنگي وجود نداشت. لذا اقوامي مانند کردها که جمعيت قابل توجهي در ترکيه داشتند، از حقوق و آزادي هاي فرهنگي خود محروم شدند. اين وضعيت واکنش کردها را در پي داشت و قيام هايي را سبب شد که عموما با شکست روبرو شدند.

در ادامه اين سياست ها و در خلاء جريانات فکري وعقیدتی سالم، در دهه ۷۰ ميلادي از درون جريانات چپ (مارکسيستي) ترکيه حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) سربرآورد. اين حزب فلسفه ماترياليستي، سوسياليزم و ناسيوناليسم کردي را تلفيق کرده بود. پ.ک.ک هدف نهايي خود را تشکيل دولت مستقل کردستان با درونمايه و ساختار سوسياليستي اعلام داشت و خط مشي خود را براي نيل به اين هدف مبارزه مسلحانه قرار داد.

رهبري اين گروه از ابتدا تاکنون به دست فردي به نام «عبدالله اوجالان» علوی مذهب  قرار دارد که در داخل گروه به آپو (عمو) معروف است. اوجالان حتي پس از فوريه سال ۱۹۹۹ که توسط دولت ترکيه در کنيا دستگير شد و در زنداني در جزيره «ايمرالي» نگهداري مي شود نيز هدايت گروه را غيرمستقيم به عهده دارد. نقش وي در تاسيس و ادامه اين گروه به قدري محوري است که تشکل وي قبل از اين که به نام حزبي شناخته شود به نام شخص وي باعنوان «آپوچي» شناخته مي شد. از اين رو علي رغم ظاهر حزبي، پ.ک.ک را مي توان يک فرقه دینی- فکري دانست تا يک حزب سياسي که در آن گردش نخبگان براساس توانايي ها انجام مي گيرد. اين گروه مميزه هاي ديگر فرقه اي را نيز داراست؛ مانند سلب آزادي هاي فردي اعضاء، ارائه قالب هاي رفتاري به اعضاي خود، فرهي سازي، پرورش اعضاء در چارچوب قالب هاي فکري گروه، حذف اعضاي مخالف و…

اوجالان به عنوان ايدوئولوگ و رهبر اين گروه براي خود توانايي هاي ادراکي و مديريتي فوق العاده اي قائل بوده و معتقد است هيچ يک از اعضاي گروه و حتي هيچ يک از متفکرين پ.ک.ک از آن نبوغ برخوردار نيست. اعضاء گروه نيز به اين مسئله در ظاهر اذعان مي کنند. هرکس بخواهد نظر مغايري بدهد از گروه اخراج و حتي معدوم مي شود. براي نمونه در سال ۱۳۸۳ برادر اوجالان (عثمان) به همراه تعدادي از کادرهاي مرکزي خواستند نظر جديدي درمورد روابط درون گروهي و لغو محدوديت هاي قبلي ارائه دهند که با طرد و برخوردهاي خشن گروه مواجه شده و عناصر اصلي اين جناح نظير «نظام الدين تاش» در شهرهاي کردستان عراق توسط عوامل پ.ک.ک ترور شدند.

آثار قلمي اوجالان که به عنوان زيربناي فکري- فلسفي گروه دانسته مي شود، به قدري براي آنها اهميت دارد که به عنوان کتابي مقدس هنگام سوگند وفاداري اعضاء در داخل گروه از آن استفاده مي کنند. مرور اجمالي اين آثار مبين غيرعلمي و غيرواقعي بودن بخش هاي اغلب اين متون است. اوجالان در اين متون به دور از واقعيات تاريخي و باستان شناسي سخن مي گويد و گزاره هاي خود را چنان مي چيند تا نتيجه بگيرد که کردها ريشه در اولين و برترین  تمدن ها دارند و از همه برترند  . همان شعاری که هیتلر می داد که آلمان برتر از همه است !! .یعنی در برابر برتری نژادی که ترکها برای خود قائل بودند اوجالان نیز همین برتری را قائل شد و در برابر فوش ترکها ی سکولاریست به انسانیت یک فوش دیگر متولد گردید . اوجالان درمورد اديان به خصوص اديان توحيدي از جمله اسلام نيز با عينک ماترياليستي نگاه مي کند و جنبه هاي الهي و وحياني آن را رد مي کند. در جاي جاي آثار او تقليد ناشيانه و کورکورانه از مدل تحليل تاريخي مارکسيسم به چشم مي خورد.

اينکه با اين همه تناقضات فکري و فلسفي چطور اين جريان توانسته پا بگيرد و اشخاصي به آن جذب شوند، در کنار ساير عوامل خارجي به عوامل فرهنگي، سياسي، اجتماعي جامعه ترکيه برمي گردد. وقتي ساختار متصلب ناسيوناليستي و سکولار ترکيه جامعه را با يک خلاء و انقطاع فرهنگي و بحران هويت روبه رو ساخت و انديشه هاي زلال معنوي از اين جامعه رخت بربست، مسلماً ايدئولوژي هاي ناسيوناليستي براي قومي که به دنبال شناسنامه خود مي گردند جاذبه خواهد داشت، همانند سامري که در غياب حضرت موسي(ع) قوم بني اسرائيل را به فتنه گوساله پرستي انداخت.

از سوي ديگر، از زمان پيدايش پ.ک.ک و استمرار آن نقش دولت هاي خارجي در استفاده از آن براي تنظيم مناسبات سياسي با ترکيه تعيين کننده بوده است. شوروي سابق به عنوان مادر احزاب کمونيستي در سال هاي اول پيدايي اين حزب، آن را حمايت کرد. پس از آن نيز حتي در سال هاي اخير دولت هاي روسیه و حتی غربي  و ایران نیز براي مهار ترکيه از اين گروه مرتد سکولاریست استفاده کرده اند.

پ.ک.ک پس از تاسيس در سال۱۹۷۸ شعار تشکيل دولت مستقل کردستان را سر داد و با عضوگيري از سال ۱۹۸۴ عمليات هاي مسلحانه و تروريستي را عليه مراکز دولتي و نظاميان ترکيه  و کردهای شریعت گرا و احزاب کردی سکولار خود سازماندهي کرد. به طوري که موجب اعلام حالت فوق العاده در کردستان  ترکيه گرديد و تلفات و ضايعات انساني و اقتصادي قابل توجهي به دولت سکولار ترکيه  و مردم مسلمان کردستان ترکیه وارد ساخت. در اين ميان، پ.ک.ک نيز تعداد زيادي از کادرهاي خود را از دست داد و البته مردم عادي بيش از همه آسيب ديدند، بيش از ۳۰۰۰ روستا در جنوب شرقي ترکيه خالي از سکنه شده و ۵۰هزار نفر از شهروندان اين کشور قرباني عمليات نظامی  پ.ک.ک شده اند.

دولتمردان ترکيه به ويژه ارتش اين کشور که تا چندي قبل در مناسبات قدرت اين کشور نقش تعيين کننده اي داشتند، در مقابله با گروه پ.ک.ک از گزينه نظامي استفاده کرده و در خارج نيز از طريق ديپلماسي سعي مي کردند با قراردادن نام پ.ک.ک در ليست سياه گروه هاي تروريستي، محدوديت هاي بين المللي بر آنها اعمال کنند. البته اين خواسته آنها هيچ گاه از حد اعلاميه و برخوردهاي مقطعي دولت هاي اروپايي فراتر نرفت و کادرهاي مرکزي پ.ک.ک همچون «زبير آيدار»، «رضا آلتون»، «رمزي کارتال»، «حاجي احمدي»، «صبري اوک» در اين سال ها در کشورهاي اروپايي مشغول پولشويي و ساير فعاليت هاي تشکيلاتي بوده، بي آنکه تحت تعقيب پليس اين کشورها باشند.

پ.ک.ک تا زمان دستگيري اوجالان (بيش از ۲۰ سال) هدف خود را تاسيس دولت مستقل کردستان به کمک جنگ مسلحانه چريکي و عمليات خرابکارانه و تروريستي اعلام کرده بود هرچند در سال هاي بعد به راهکارهاي سياسي و مذاکره نيز روي آورد، ولي اين درخواست ها همواره از سوي دولت سکولار ترکيه بي جواب مانده بود. پس از دستگيري اوجالان، وي بااعلام تغيير ظاهري در استراتژي گروه، از هدف اوليه ايجاد دولت مستقل کردي عدول کرده و خواستار حقوق فرهنگي کردها در چارچوب مرزهاي ترکيه شد و نهايتا اين خواسته را در قالب سيستمي به نام کنفدراليسم دموکراتيک کردستان مطرح ساخت. اين عدول از شعارهاي دهن پرکن اوليه و توجه به حقوق فرهنگي، براي ناظران سياسي غيرمنتظره بود، تا جايي که برخي از شخصيت هاي سياسي از آن به تغيير استراتژي از تشکيل کردستان مستقل به داشتن مجوز هه لپرکي (رقص کردي) ياد کردند. با اين وجود دولت ترکيه هيچ گاه حاضر نبود در نازل ترين سطح هم پ.ک.ک را مخاطب خود قرار دهد. حال پس از دوران طولاني مخاصمه چه تغييري در شرايط اين بازيگران سياسي حادث شده که هر دو طرف با شدت و ضعف هايي نرمش و انعطاف غيرقابل وصفي در مذاکرات از خود نشان مي دهند؟ اين سوالي است که در سطور زير به آن خواهيم پرداخت.

 

    عوامل شکل دهنده روند مذاکرات صلح:

عامل اول، ايجاد تغييرات در اهداف و سازماندهي پ.ک.ک است. اين تغييرات پس از دستگيري اوجالان به ويژه پس از عملیاتهای ۱۱ سپتامبر رخ داده است. با حضور نظامي آمريکا و غرب در منطقه (افغانستان، عراق) پ.ک.ک بقاي خود را در همراهي با سياست هاي آمريکا ديده، لذا براي قرار گرفتن در بازي قدرت نقش هايي جديد براي خود تعريف نمود. از اين رو براساس ناسيوناليسم همگرايانه کردي تشکيلات خود را از نو براي تمامي بخش هاي کردنشين کشورهاي منطقه سازماندهي نمود. تشکيل گروهک مرتد  پژاک براي ايجاد ناامني در مناطق مرزي ايران نيز در اين راستا قابل تفسير است.

به اين ترتيب پ.ک.ک در تعامل با آمريکا و غرب مي توانست بگويد من کارت هايي براي بازي در ايران، سوريه و عراق دارم، چرا که پتانسيل پ.ک.ک در ترکيه هرچند در بالانس قدرت و مناسبات سياسي ترکيه مطمح نظر آمريکا و غرب بود، ولي ديگر دوران آن به سر آمده وغرب و آمريکا براي همراه نمودن ترکيه با سياست هاي منطقه اي خود، نياز به امنيت و ثبات در اين کشور داشتند.

اين راهبرد جديد را آمريکا برنامه ريزي و هدايت کرده و قصد دارد در مسير روند جهاني سازي موانع را برطرف کند. در اين راستا، جريان هاي سياسي مخالف کنار گذاشته مي شوند. در اين چارچوب است که غرب از ترکيه مي خواهدبه تغييرات تن در دهد. از اين پس ديگر کسي نقشي براي ترکيه در مقابله با اکراد نمي بيند و از آنکارا حمايت نمي کند. ترکيه اي که با اکراد در جنگ است چه فايده اي براي آمريکا خواهد داشت و کدام نياز آمريکا را برآورده خواهد کرد و براي اروپا چه فايده اي خواهد داشت؟

عامل دوم و مهم تر از قبلي انقلاب سوريه است؛ ترکيه در کنار آمريکا و غرب درصدد ضربه زدن به منافع روسیه – چین و انهدام حکومت سوريه به عنوان متحد شرق  از یکطرف و مبارزه با  مجاهدین شریعت گرا ی مستقل  و منحرف نمودن خواسته های برحق مردم مسلمان سوریه و در دست گرفتن نتایج انقلاب مردم است در اين اثنا پ.ک.ک از طريق تشکيلات سوري خود «پ.ي.د» در معادلات قدرت اين کشور وزني پيدا کرده و در ساختار سياسي سوريه چه در صورت بقاي دولت فعلي و چه رژيم آتي، قدرتي به هم زده است. اين قدرت  که هم اکنون همچون گذشته متحد با روسیه و بشار اسد است ، بايستي هم جهت با خواست آمريکا و غرب در سوريه مي شد. لذا با نشان دادن چراغ سبز به پ.ک.ک در مذاکرات اين همسويي اتفاق افتاد. پ.ک.ک نيز به موازات پيشرفت مذاکرات، چرخش مورد انتظار جبهه غربي- عربي را در خود ايجاد کرد. درحالي که تا قبل از اين مقطع، شاخه سوري پ.ک.ک  با آنکه تا کنون نیز متحد سرسخت بشار اسد و جناح شرقی است اما ریاکارانه در رسانه هایش خود را خط سومي در انقلاب سوريه مطرح مي نمود (نه موافق مخالفان و نه موافق دولت بشار اسد)، ولي پس از عملي شدن مذاکرات، نه تنها موضع مخالفت با مجاهدین شریعت گرای مخالف غرب  و شرق را در پیش گرفت، بلکه  رسما علیه این مجاهدین شریعت گرا اعلام جنگ کرد  تا بدین طریق هم ترکیه و اربابانش را از خود راضی کند و هم با شروع جنگ بر علیه مخالفین بشار اسد بر اتحاد و وفداری خود به جناح شرق پایبند باشد  به همین دلیل آنها در عمل نيز وارد درگيري مسلحانه با مجاهدین شریعت گرا  شده اند.

عامل سوم، نياز حزب سکولاریستی حاکم عدالت و توسعه به موفقيت در تامين امنيت ترکيه براي بقا، در قدرت است. حزب عدالت و توسعه با توجه به موفقيت هايي که در عرصه هاي اقتصادي داشته است، در صورت موفقيت در عرصه امنيت، امکان بقا، خود در قدرت را افزايش خواهد داد. ضمن اينکه آنکارا درک کرده که مذاکره با پ.ک.ک خواست سيستم قدرت سکولارجهاني در سرکوب مجاهدین شریعت گرا در سوریه است و اگر مقامات آنکارا اين را انجام ندهند، يا غرب اين سياست را به آنها تحميل خواهد کرد و يا آنها را کنار زده و با جريان ديگري آن را انجام خواهد داد. حزب حاکم فهميده که مجبور به اين تغيير است، اگر تا الان پ.ک.ک تنها بود، اکنون قدرت هاي خارجي دنبال این تغيير هستند، و آن را علني اعلام مي کنند. این بهترین راه برای تضعیف پ.ک.ک و مجاهدین شریعت گرا و یا نابودی پ.ک.ک برای همیشه می باشد . چون تمام دنیای سکولاریستی نتوانسته مجاهدین شریعت گرا را نابود کنند و قطعا یک حزب سکولار سوسیالیست چند هزار نفره نیز نخواهند توانست . این بازی خطرناکی است که تمام جناحهای سکولاریستی دنیا در جهت منافع خود به راه انداخته اند و بازنده ی حقیقی این بازی پ.ک.ک و نوچه هایش در کردستان سوریه می باشند . این واقعیتی است که زمان و تاریخ درستی آنرا به همگان نشان خواهد داد . با اين رويکرد پ.ک.ک در معادلات سياسي اين کشور در راستاي اهداف و نقشه هاي آمريکا براي ايجاد تغييرات سياسي در اين کشور مورد استفاده قرار مي گيرد.

ملاحظه مي شود که همه عوامل پشت صحنه به نوعي در چارچوب منافع جناحهای سکولاریستی  جهاني و حتی تغييرات مورد نياز آمريکا در منطقه قابل تفسير است، اما در ظاهر آنچه که ديده مي شود مذاکراتي است که در راستاي خلع سلاح و عقب نشيني گروه پ.ک.ک از ترکیه و ورود آنها به کوههای قندیل و کردستان سوریه و اعلان جنگ با مجاهدین شریعت گرای کرد و عرب و ترکمن در سوریه و بخصوص در کردستان سوریه  وجود دارد.

 

    دستاوردهاي احتمالي:

آنچه مسلم است دستاوردهاي بالقوه و بالفعل مذاکرات جاري، براي دولت ترکيه بيش از پ.ک.ک خواهد بود و اين مسئله از هم اکنون نيز مشهود هست. ديپلماسي ترکيه در موضوع  انقلاب سوريه و برخورد با مجاهدین شریعت گرا ی مستقل  ناکارآمد بوده و افکار عمومي آن کشور به آن معترض هستند، لذا اولين اثر مذاکرات با پ.ک.ک  شروع جنگ چته های پ.ک.ک با مجاهدین شریعت گرا  به نمایندگی از تمام سکولاریستهای جهانی ( آمریکا – ناتو  و روسیه و بشار اسد ) و ماندن این بدنامی برای پ.ک.ک  و بهبود وضعيت حیثیتی  ترکيه برای عوام الناس و به حاشيه رانده شدن مرتدین پ.ک.ک و نوچه هایش  در سوريه  و منطقه است.  دومين مورد، حل هر چند مقطعي معضل امنيتي در جنوب شرق اين کشور است. اين مسئله خود باعث صرفه جويي در هزينه هاي دولت سکولار خواهد انجاميد. در تمام این موارد ضرر اصلی را مرتدین سکولار پ.ک.ک و مجاهدین شریعت گرا و مردم مسلمان کردستانات به صورت عموم خواهند کرد و سود این فعالیتهای خائنانه تماما به جیب سکولاریستهای جهانی و حکومتهای ظالم منطقه ای خواهد رفت هرچند با نابودی چته های پ.ک.ک و نوچه هایش مردم مسلمان کردستان ترکیه و سوریه نفس راحتی خواهند کشید اما به چه قیمتی ؟

پ.ک.ک از قبل  جهت عمری طولانی تر خود را ناچار به تن دادن به اين بازی باخت – باخت مي ديد و اساسا از مدتها پيش براي اين وضعيت برنامه ريزي کرده بود. پ.ک.ک اگر به اين روند وارد نمي شد آمريکا ترکيه را براي تضعيف کامل پ.ک.ک مساعدت سياسي، اطلاعاتي و نظامي مي کرد. ترور سه تن از کادرهاي پ.ک.ک که دي ماه سال ۱۳۹۱ در پاريس اتفاق افتاد، خط و نشاني براي اجبار گروه به حرکت در اين پروسه ارزيابي مي شود.

از اين رو، پ.ک.ک هم تحت تاثير فشار خارجي جهت تن دادن به مبارزه ی مسلحانه با مجاهدین شریعت گرا در خاک سوریه  و هم ضعف هاي درون تشکيلاتي مجبور شد با کمترين مطالبات به اين روند وارد شود، تا چند صباحي بيشتر به عمر خود ادامه دهد. غير از اين مسئله دستاوردي براي پ.ک.ک متصور نيست. گروهي که وعده تشکيل دولت مستقل کردستان را به هواداران خود مي داد و با تحريک احساسات قومي، آنان را به عمليات انتحاري وا مي داشت، اکنون فقط به اينکه شهروند ترکيه محسوب شود و مردم بتوانند به راحتی به شیوه ی کردی برقصند و آواز بخوانند  راضي شده است.

سرنوشت پ.ک.ک مي تواند مايه عبرت همه گروه هاي مرتد ی باشد که برای دین و عقاید مردم مسلمان خود ارزشی قائل نبوده و بخشهای عمده از مردم را با خود دشمن می گردانند. تاریخ معاصر مرتدین کردستانات ثابت نموده است که اين گروه ها ی سکولاریست مرتد علي رغم داشتن ظاهري قاطع، به خاطر ساختار و ماهيت ارتدادی – فرقه اي به راحتي مورد سوءاستفاده و استحمار واقع مي شوند. اين اختصاص به ايدئولوژي سکولاریستی و  الحادي آنها دارد. آمريکا از طریق مزدورانش در کردستان عراق  همان گونه که  پ.ک.ک را وسيله گسترش سلطه نظامي سياسي خود کرده، کومله و دموکرات ایران با تمام شاخه هایشان را نيز در راستای اهدافش به خدمت گرفته است.

 

دیدگاهتان را بنویسید