آن هایی که در برابر داعیان دین بدترین غلاۀ خوارجند… و در برابر طاغیان بدترین غلاۀ مرجئه اند

آن هایی که در برابر داعیان دین بدترین غلاۀ خوارجند… و در برابر طاغیان بدترین غلاۀ مرجئه اند

کاتب : ابوابراهیم هورامی

روییدنی ناپاکی به نام سنت و سلف –که سنت و سلف از آن ها بری اند- در سرزمین وحی و توسط رژیم فاسد آل سعود سر بر آورده که نه فقط می توان به آن ها گفت از خوارجند… و نه می توان آن ها را تنها مرجئه نامید… بلکه مخلوطی از هر دویند. که بعضی از صفات منفی هر دو را گرفته و از اندک صفات مثبت آن دو نیز دست کشیده اند.
اینان در برابر داعیان و مخالفینشان که از اهل قبله و توحید به شمار می روند هم چون خوارج عمل می کنند… آن هم با چه شدتی… و با چه تندی… برای آن ها احتمال هیچ گونه لغزشی قایل نیستند… و برایشان هیچ گونه تأویل یا عذری را یاد نگرفته اند… .
برای کوچک ترین و ناچیزترین شیء مورد اختلاف که احتمال اختلاف در آن کم است و شاید نشانه سوء فهم باشد مخالفین خودشان از مومنین اهل توحید و اهل قبله را به انواع فحش ها و تهمت های ناروایی چون فاسق ، گمراه ، اهل بدعت و گاهی منافق ،خوارج ،کافر،مرتد و… متهم می نمایند. و هیچ باکی از وقوع فتنه و تکه تکه شدن صف مسلمانان به صفوف متفرق و جماعت مسلمین به جماعات گوناگون و حزب مسلمین به احزاب رنگارنگ ندارند و تمام این امور به اسم سلف و سلفیه و مبارزه با حزب گرایی صورت می گیرد.
اما با طاغوت های فاجر حاکم بر مسلمین نقش یک سرباز مرجئه را بازی می کنند… در برابرشان رحماء و در کمال مهربانی اند… احتمال لغزش را برایشان قایلند…بلکه حتی کفریاتشان را نیز در کمال سختی و تملق ماست مالیزه کرده و هزاران عذر برایشان قایل می شوند… با آن ها به شیوه ای برخورد می کنند که انگار اینان ولی امرهایی هستند که اطاعت کردن از فرامینشان واجب است… هم چنین وارد شدن در دار و دسته ی آن ها و یاری رساندن به آنان… و جاسوسی کردن از تمام آن هایی که مخالف یا دشمن طواغیت اند را امری مطلوب و ممدوح می شمارند.
برای طواغیت دایره ی تأویل را به اندازه ای گسترش می دهند و در مواردی به تأویل می پردازند که اصلاً در آن موارد تأویلی نه وجود دارد و نه صحیح است ،نه شرع آن گونه تأویل ها را صحیح می داند و نه حتی عقل انسان های بیداری که بر وضع موجود آگاهند.
گناهانشان را جوری برای مردم تصویر و تأویل می کنند انگار گناهی در کار نیست و حسناتی است که آن ها بی خبرند و هر چند گناهان این طاغوت های حاکم بر مردم بزرگتر و متنوع تر و حتی در حد کفر و خروج از اسلام باشد باز واژه گانی چون کفر ، منافق و غیره اصلاً در مورد آن ها به کار نمی رود و… . همه اش در همین موضع گیری ها خلاصه می گردد استحمار و استخفاف مردم و دروغ. هم چنان که ابن عباس گفته.
ده ها کتاب گمراه کننده تألیف می کنند که در آن موضعاتی را مورد نقد و جدل قرار می دهند که همه اش در دفاع از طواغیت خلاصه می گردد… در دفاع از ظلم هایشان ، از کفریاتشان ، از امور باطلشان. و در برابر، نسبت به علماء توحید ، سنت و جهاد ،بدترین و قبیح ترین اوصاف و عبارات را به کار می برند و این برایشان فرق نمی کند این علما زنده باشند یا از مردگان و سلف صالح این امت به شمار آیند.
عصبانی و ناراحت می گردند هرگاه که حاکم و مسئولین عصبانی و ناراحت گردند… و از موضوعات و اموری راضی و خشنود می گردند که حکام و مسئولین راضی و خشنود باشند… فتواها و تبلیغاتشان نیز حول و حوش حاکم و مصالح مسئولین حکومتی می چرخد… حق یعنی حاکم ظالم… مصلحت یعنی مصلحت حاکم ظالم… حکمت یعنی حکیمانه در مسیر حاکم و قانون وی قرار گرفتن… کسانی هم که در مسیر ادارات اوقاف ، امور شرعی و فتوا و دیگر ادارات مربوط به دولت حاکم و پارلمان و دیگر مؤسسات آن قرار نگرفته اند در نظر آن ها عده ای آدم بی حکمت ، بدون مصلحت ، جاهل به روش دعوت ، جاهل به دین و حق ، تندرو ، خشونت گرا و… به شمار می آیند و… .
با این اوصافی که آمد معجون عجیب و غریبی را به وجود آورده اند که تاریخ قبل از این چنین تحفه هایی را به یاد ندارد. بدترین اعمالی که نسبت به خوارج و غلاۀ و بدترین چیزهایی که نسبت به مرجئه های غالی آمده در این جماعت می توان یافت. اینان بدون شک آشوب طلبان و هرج و مرج خواهان مزدور و سربازان وفادار طاغوت در این عصرند که اطلاق لقب خوارج یا مرجئه به آنان اشتباهی است فاحش که عده ای در مورد این سربازان مزدور حکام و اتحاد سکولار- صلیبی-صهیونی مرتکب می شوند.
ولله الحمد والمنه
و الله اكبر
ابوابراهیم هورامی

 

 

دیدگاهتان را بنویسید