بخشي از گمراه گرترين فتواها در تاريخ معاصر

 

بخشي از گمراه گرترين  فتواها در تاريخ معاصر

نويسنده : شيخ حامد بن عبد الله العلی

مترجم : انجمن  ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ”  بيساران

فتواي اول :

فتواي از كار انداختن جهاد در اين عصر ، به بهانه ي ضعف امت ، اين فتوا به صورت مداوم هماهنگ با اشغالگري خارجيان سکولارصادر مي گردد ، براي اينكه به پروژه ي اشغالگر خدمت نمايد . اولين بار برزبان غلام احمد قادياني در هنگام اشغال هندوستان توسط انگليس  جاري شد و علماي اسلام فتوايش را خنثي نموده و خطر اين فتوا را براي امت اسلامي روشن و آشكار نمودند .

فتواي دوم :

فتواي مشروع دانستن  ساختن پايگاههاي كفار سکولار خارجي در سرزمينهاي مسلمان نشين به بهانه ي  اينكه آنها هم پيمان !! هستند ، با اينكه اسلام سلاح كفارخارجي را در خاك مسلمين ممنوع كرده است ، چه رسد به ساختن پايگاه هايي كه در خدمت پروژه هاي اشغالگري كفار هستند جهت از ميان برداشتن تمام ارزشهاي امت اسلامي . در اصل چنين امري از نواقض اسلام و ايمان است .

فتواي سوم :

فتواي شركت در ارتش اشغالگران سکولار خارجي به شرط اينكه در عملياتهاي نظامي آنها شركت نكردن !! به ديگر سخن : اشكالي ندارد كه به آنها خدمت كند يا كار ترجمه را برايشان انجام دهد  تا اينكه اشغالگران به راحتي بتوانند مسلمانان را كشته و زمينها و منابعشان را به اشغال در آورند !

فتواي چهارم :

فتوايي كه در سال ۲۰۰۱ مسيحي در هنگام اشغال افغانستان توسط امريكا و ناتو صادر گرديد كه مي گويد : جهاد با اشغالگران  سکولار خارجي در افغانستان ، جنگي فتنه آميز است و جهاد نيست !! و دقيقا همين فتوا با همين مضمون در هنگام اشغال عراق توسط انگليس و آمريكا  صادر شد !!

فتواي پنجم :

فتواي اجازه دادن به رفتن در وزارتخانه ها  و ادارات اشغالگران سکولار در عراق  و يا هر سرزمين مسلمان نشين ديگري كه به اشغال كفار سکولار خارجي در آيد كه در سال ۲۰۰۳ صادر گرديد ، از اين احمقانه تر اينكه  فتوا دادند كه : كسي كه توسط اشغالگران كافر به عنوان حاكم تعينش كرده است ولي امر شرعي مسلمين به حساب امده و اطاعت كردن از او واجب است !!

فتواي ششم

فتواي  صحيح و كامل دانستن هر صلحي كه با صهيونيستها بسته شود ،  كه  عقب نشيني مسلمين از هر گونه حقوق اسلامي در خاك فلسطين را در بر مي گيرد .

فتواي هفتم

فتوا به اجازه دادن در آنچه كه به ‹ گفتگوي اديان › اسم گذاري شده است و در قواره ي فعلي اش خود را به نمايش گذاشته است كه چيزي جز ناقص كردن شريعت الله و كنار آمدن با كفر نيست .

فتواي هشتم

فتواي ساخته شده بر اساس اصول ملي گرائي و وطن پرستي  آن هم بر فهم سکولاریسم غربي آن  و بر اساس همان مرزهاي سياسي كه اشغالگران  سکولار خارجي آن را ترسيم كرده اند !

 

فتواي نهم :

فتواي حرام دانستن انتقاد گرفتن آشكاراز حكومت ،  و فتواي مبني بر اينكه  مخالفت كردن آزادانه با حكومت خروج است و حكم خوارج را دارد ، و ولي امر مي تواند  در هر چيزي كه به صلاح دانست بدون توجه به خواست مردم اجتهاد نمايد ، و هرگاه برايمان روشن شد كه ولي امر به تمام توانائيها و شعور مردم شوخي و مسخره كرده است ، در اين صورت سكوت واجب است و سكوت حكمت است !!

فتواي دهم

فتواي جامه ي شرعي پوشاندن بر قطعنامه هاي سازمان ملل  يا سازمان امنيت  به بهانه ي اينكه وفاي به عهد در شريعت با كساني كه با آنها پيمان بسته شده است ‹ ملزم › و واجب است !. سازمانهاي سكولاريستي كفري  كه دائما در حال توطئه چيني بر عليه مسلمين و شريعت الله هستند !!

فتواي يازدهم

فتوا دادن مبني بر اينكه هركسي كه آگاهانه  كفر اكبر بواح و آشكاري از وي سرزد ، صحيح نيست حكم مرتد شدنش را صادر نمود حتي اگر آشكارا كفر اكبر را نيز انجام دهد ، اگرچه آگاهانه شرع الله را نيز عوض كند و با دشمنان دين هم دوستي كند و براي كفار سکولار خارجي تعظيم كند و قرآن را پاره پاره كند و با دعوت به سوي تطبيق شريعت جنگ و مبارزه كند و موسسات بي ديني و ضد ديني را در امور آموزشي و قضاوت و حقوقي و…. تاسيس كند و… .   تنها زماني مي توان حكم مرتد بودنش را صادر نمود كه به زبان خودش اقرار كند كه من جاحدم و مكذب هستم !!.

اين فتوا بر خلاف تمام عقايد اسلامي است  و باطل نمودن كل اسلام است . و اين تنها روش مرجئه هاي قديم نيست بلكه مرجئه هاي سرسخت و تندرو گذشته نيز از اين گونه انسانها برائت مي جويند !

فتواي دوازدهم

فتواي كافر ندانستن كسي كه به پيامبري رسول الله  صلي الله عليه وسلم  ايمان نداشته باشد و آنرا تكذيب كند ، و يا كافر ندانستن كسي كه به راستگوئي رسول الله صلي الله عليه وسلم در خاتم الانبياء بودنش گمان دارد . به اين بهانه كه اين انسانهايي كه پيامبر را دروغگو مي دانند از اهل كتاب قبلي هستند !!!

اين فتوا نيز قبل و هماهنگ با به اصطلاح گفتگوي اديان صادر گشت و اين فتوا به اجماع  علمايان اسلام ارتداد از دين است ، چونكه به درست و صحيح دانستن دين كساني را تائيد مي كند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم را راستگو نمي دانند ،  علما ي اسلام  يكصدا بر اين باورند كه يهود و نصاري  دو بار كافر شده اند ، يكي كفر تحريف و عوض نمودن دين پيامبران و ديگري كفر دروغگو پنداشتن پيغمبر بودن رسول الله صلي الله عليه وسلم . اسلام دين تمام پيامبران علیهم الصلاة والسلام است و كسي كه قبل از رسول الله صلي الله عليه وسلم تابع پيامبر زمان خودش بوده باشد مسلمان است .

فتواي سيزدهم :

فتواي اجازه دادن به زنان مسيحي براي اينكه اگر بعد از آنكه مسلمان شدند  و خواستند دوباره به دين مسيحيت در آيند مي توانند چنين كاري را انجام دهند !! اين هم به اتفاق تمام مسلمين جهان ارتداد و مرتد شدن از اسلام مي باشد ( حتي گروههاي گمراه منتسب به اسلام هم اتفاق دارند ) ، و چنانچه زن يا مرد مسيحي مسلمان شده چنان كاري را انجام داد مرتد مي شود حالا چه رسد به كسي كه جواز چنين ارتدادي را داده و فتوا صادر مي كند ! و قطعا وي نيز كه چنين جوازي را داده شامل همان حكم ارتداد مي گردد .

 

فتواي چهاردهم

فتوا جهت كمك كردن به پروژه هاي نظامي ، فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي و… اشغالگران كافر و سکولار خارجي در سرزمينهاي مسلمان نشين كه به اشغال آنها درآمده اند  . پروژه هايي كه براي از ميان بردن قانون شريعت و انهدام عقيدتي و فيزيكي مسلمين و چپاول منابع طبيعي آنان طراحي شده اند . پستي چنين فتوائي در تاريخ مسلمين سابقه نداشته است .

فتواي پانزدهم :

فتواي اجازه دادن به كمك كردن كفار سکولار خارجي جهت اشغال كردن سرزمينهاي مسلمانان و همكاري كردن با آنها  در تحقق يافتن اهدافشان كه  ضميمه كردن امت اسلام به صهيو – صليبي جهاني است ، آنهم به بهانه ي اينكه اگر گروهي از مسلمين با كفار پيمان بسته باشند برايشان صحيح است كه بر روي پيمانشان با كفار بمانند و همچنين برايشان صحيح است كه به كفار كمك شود عليه آندسته از مسلماناني كه با كفار پيماني نبسته اند !!

فتواي شانزدهم :

فتوا دادن به اينكه : مجاهداني كه از دين و امت دفاع مي كنند  از دشمن صليبي و صهيوني بدترند ، به بهانه اينكه  اين مجاهدين از زير احكام كفري حكام مرتد خارج شده اند و خوارج از كفار اصلي ترسناكترو بدترند !!

فتواي هفدهم :

فتواي حلال كردن بانكهاي ربوي و رباخور

فتواي هجدهم :

فتوايي كه به شيردادن به بزرگسال مشهور گشته است

فتواي نوزدهم :

فتوا دادن مبني بر اينكه نقاب براي زنان  بدعت است !!

فتواي بيستم :

فتوا در مورد اعتراف يا عدم اعتراف به مذهب تشيع كه تابع وضع سياسي حكام مرتد عرب گشته است و متناسب با خواست حكام مزدور عرب تغيير مي كند !!

فتواي بيست و يكم :

فتواي حرام كردن آندسته از نوشته هايي كه از يكسو  مسلمانان  را نسبت به شريعت ، عزت اسلام و وضع موجود آگاه مي كند و از ديگر سو مسلمين را نسبت به فتواهاي مشكوكي كه در خدمت به دشمنان دين صادر شده و يا صادر مي شود و مردم را نسبت به علماي راستين و مجاهدين مي ترسانند هشيار مي كند .

 

از خداوند متعال مي خواهيم كه دعوتگران و علماي راستين و مجاهدين را پربركت نموده و آنها را در اصلاح امت به كار برد . و همچنين از الله جل جلاله مي خواهيم كه امتمان را از از دست مخربين و فاسدان (چون مفتی ها و علمای آل سعود) و شكست خورده گان و تمام آنهايي كه مسلمانان را از جهاد دلسرد كرده و شبهه افكني مي نمايند (چون اخوان المفسدین و مدخلیسم) نجات دهد … آمين

 

دیدگاهتان را بنویسید