گفتاري راست و درست در باره ي سيد قطب

گفتاري راست و درست در باره ي سيد قطب

به قلم: شيخ حمود شعيبي

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

سؤال : گفته ها در مورد سيد قطب رحمه الله زياد شده اند ، كساني هستند كه وي  را از هر گونه اشتباهي مبرا مي داند ، و كسان ديگري هم هستند كه وي را در رديف فاسدان يا در رديف كافران قرار مي دهند ، حالا راستي و راي درست در اين زمينه چيست ؟

جواب: الحمدللە رب العالمین، والصلاة والسلام على من لانبي بعدە. وبعد:

به درستي كه سيد قطب انديشمند و اديب رحمه الله ، دشمنهايش زياد هستند؛ اين دشمنان سيد نيز در چگونگي ايراد گرفتن از وي و هدف و غرض آنها از اينگونه ايرادات در ميان خودشان گروه گروه و متفاوتند، اما در اهداف مشتركشان هم صدا شده و متحد مي گردند . و قبل از آنكه باطل بودن اين ايرادات، كنايه ها ، طعنه ها و سخنان ناقصي كه آراسته ي سيد قطب رحمه الله شده اند را روشن نمايم ، در ابتدا اين را روشن مي كنم كه چرا مخصوصاّ سيد قطب هدف گرفته شده است ؟ و كنار نهادن سيد قطب به نفع چه كساني  است  ؟

سيد رحمه الله در عصر خوش يكي از پرچمداران مبارزه با طواغيت  و ظالمين و كفر كردن به آنان به حساب مي آيد . و يكي از دعوتگران نادري بوده است  كه مردم را دعوت كرده است كه تنها پروردگارشان را بپرستند و حكم را نيز تنها به الله برگردانند . تنها كرسي و صندلي دشمنان الله و پيامبرش صلي الله عليه وسلم را ويران نمود . همچون جمال عبدالناصر و امثال وي .   و هيچ كسي هم به اندازه ي آنها از كشته شدن وي دلخوش نبودند ، آن طاغوتهائي كه از وجود چنين پهلواني دلشان تنگ و در مضيقه قرار گرفته بودند .

زماني كه سيد رحمه الله كشته شد با  خونش برنامه و منهجش را زنده نمود و نشاط و تحرك عجيبي هم به كلماتش بخشيد ، به همين دليل بود كه در ميان مسلمين مقبوليت بيشتري يافت و كتابهايش نيز بيشتر پخش شدند ، زيرا به خاطر راستگوئي و فداكاري هايش ؛  قدرت منهج و برنامه اش خود را نشان داد . به همين دليل زماني كه دشمنان سيد قطب از كشتن وي اطمينان يافتند ، دوباره تلاش كردند تا اينبار براي كشتن منهج و برنامه اش به وي طعنه و زخم زبان بزنند ، اما چگونه مي توانند چنين كاري را انجام دهند و هرگز قادر نخواهند بود .

منظور از هدف قرار دادن سيد قطب رحمه الله تنها شخص وي نبود ، چون اودر ميان علماء تنها كسي نيست كه اشتباه داشته باشد ، بي گمان اشتباه دارد و ما انكارش نمي كنيم ، اما حرفهاي زشت زدن به سيد براي از ميدان به در كردن وي نيست  چون وي به نزد پروردگارش برگشته است  و از الله طلب مي كنيم كه  مرتبه ي شهيد را به وي ببخشد ، بلكه آنچه كه تا كنون دشمنان سيد و مريدانشان رآشفته و منهدم كرده است ، برنامه و منهجش است ؛ و ترس دارند از اينكه در ميان مسلمين پخش و منتشر شود .

من زماني كه اينگونه گفته ها را در مورد سيد قطب رحمه الله مي شنوم تعجب نمي كنم ، چون  پروردگار مي فرمايند : ” وكذلك جعلنا لكل نبي عدوا ” (الفرقان:۳۱) يعني : بدان شيوه براي تمام پيامبران دشمني را قرار داده ايم . هر كسي كه بهره اي از نور پيامبران را برده باشد و به ميزاني كه از اين ميراث ( علمي ) كه از پيامبرمان محمد صلي الله عليه وسلم برايش به جا مانده است بهره اي برده باشد ، در آن صورت به همان اندازه ، در ميان اهل باطل دشمناني دارد ،

بد وبيراه گفتن آنان  هيچ ضرر و زياني به سيد نمي رساند ، بلكه اين كار آنان مرتبه ي سيد را بلند تر مي كند و سبب سنگين شدن ترازوي حسنات و خوبيهايش مي باشد ؛ اما آنچه كه مايه ي تعجب است عمل كساني است كه مدعي دنباله روي از حق را دارند ، با اين وجود در ترازو و ميزان حيله گري مي كنند  و با ترازوي راست و درست اشياء و گفته ها را اندازه گيري نمي كنند . خداوند بزرگ هم مي فرمايند : ” ویل للمطففین، الذین إذا اكْتالوا على الناس يستوفون،وإذا كالُوهم أَو وازنوهم یُخسرون  ” . (المطففین:۱-۳٫ )

 

جالب است كه بدانيد ، اين كج انديشان، اگر بخواهند در مورد كساني كه ايراداتي بسيار بالاتر از سيد قطب رحمه الله داشته باشند مدح و ستايش كنند ، گفته ي مشهورشان را مي گويند : ” اشتباهاتش در درياي خوبي هايش غرق مي شوند ”  ويا اينكه  مي گويند : ” اگر آب به قلتين رسيد كثيف نمي شود ” . و يا گفته هاي ديگري در همين مضمون را برزبان مي رانند ؛ و اگر بخواهند از كسي چون سيد رحمه الله، كه  مجددي در زمينه ي «ان الحكم الا لله» به حساب مي آيد، ايراد بگيرند؛ در آن صورت مسير و روش خوارج را انتخاب نموده و به خاطر خطاها و اشتباهاتش وي را تكفير مي كنند .

بايد آگاه بود كه ما براي سيد تبليغ نمي كنيم كه وي از هر گونه اشتباهي بري بوده است ، بلكه مي گوئيم: به تاكيد وي داراي اشتباهاتي است و در اينجا فرصتي براي به تفصيل صحبت كردن در اين مورد نيست ، اما اين اشتباهات ضرري به اصل دعوت و منهجش نمي رساند؛ همچنانكه افراد ديگري همچون سيد، داراي اشتباهاتي بوده اند اما ضرري به مقام و موقعيت علمي آنها وارد نكرده است ، براي نمونه  إبن حجر، النووي،  إبن الجوزي و إبن الحزم را مي توان نام برد . همينها در زمينه ي عقيده داراي اشتباهاتي بوده اند ، اما اشتباهاتشان مانعي در برابر نفع بردن افراد اين امت از علم آنها نشده است .  و يا اينكه اشتباهات آنها باعث نشده است كه افراد اين امت حق آنها را خورده و به آنها ظلم كنند و يا اينكه موارد مثبت آنها را انكار كنند ، چونكه اينها غير از مواردي كه در آن دچار اشتباه شده اند امام و پيشوا مي باشند ؛ دقيقا همين روش هم  در مورد سيد بايد درپيش گرفته شود ، اشتباهاتش ضرري به اصل برنامه و دعوتش نمي رساند ، كه به توحيد حاكميت و خداپرستي محض دعوت كرده است .

همچنين اصلي كه در اين گونه موارد بايد به آن اقرار و عمل نمود ، عبارت است از همان قاعده اي كه از فرموده ي خداوند بزرگ گرفته مي شود كه مي فرمايند : “يسألونَك عَنِ الخَمر والمیسِر قُل فیهما إثم كَبیر ومنافِع لِلناس و إثمُهما أكبَر من نفعِهما. ( البقرة:۲۱۹  )

به همين دليل هركسي كه در مسئله ي عقيده آنچه بر وي واجب است را انجام داد و در اين زمينه تكميل بود ، در اينصورت و پس از آن ، به سرتاپاي برنامه اش نگريسته مي شود ؛ چنانچه اشتباهاتش بيشتر از صحيح هايش بود  و زيانهايش بر سودهايش برتري داشت ، در اين صورت گفته هايش پشت گوش انداخته شده و كتابهايش ناديده گرفته شده و بازگو نمي شوند .

بر مبناي اين قاعده گفته ي فيصله دهنده در مورد سيد رحمه الله اين است :  اگرچه نقدهايي هم بر آن وارد است و بعضي لغات و عبارات را به كار برده كه ما موافق آن نبوده و به آن راضي نيستيم ، اما اشتباهاتش به نسبت خوبيهايش پوشيده شده اند  .  دفاع كردن وي از « لاإلە إلا اللە  » ،  بخصوص اينكه سيد رحمه الله پايه هاي عقيده ي صحيح را برآورد و عملي  نمود .

درپايان : تنها مي توانم اين را بگويم كه من سيد را اينگونه فهميده ام – و براي خداوند هم كافي است  – آن فرموده ي رسول الله صلي الله عليه وسلم را بازگو مي كند كه مي فرمايند : ”  سید الشهداء حمزة، ورجل قام عند سلطان جائر فأمر ونهاە فقتلە ” (  صحيح  )  . يعني :  سرور شهيدان حمزه ، و مردي است كه نزد حاكم ستمكاري به پاخاسته ، پس وي را امر و نهي كند ، و حاكم ظالم  نيز او را بكشد .

به همين دليل ما بر اين باوريم كه سيد رحمه الله اين شرط را عملي نموده است ، كه سخن حق را نزد حاكم ستمكار بر زبان راند و حاكم ستمكار نيز وي را شهيد كرد .

و اين گفته ي سيد رحمه الله را براي دشمنانش بازگو مي كنم كه مدتي بسيار كم قبل از اعدامش گفته است . زماني كه سيد قطب خبر اعدام ( شهادت ) خودش را شنيد ، شاد و خوشحال شد . در اين هنگام يكي از افسران نسبت به اين واكنش سيد متعجب شد ، چونكه سيد رحمه الله اندوهگين و دلتنگ نبود ،  و خورد و نا اميد نشد ، به همين دليل از وي سوال كرد و به سيد گفت : تو معتقدي كه شهيد مي شوي ، اگر اينجوريه معني شهيد در نزد تو چيه ؟ ايشان هم جوابش را داده و فرمودند : شهيد آن كسي است كه با خون و جان خودش شاهدي مي دهد كه دين الله نزدش ارزشمند تر از زندگي خودش است ، به همين دليل زندگي خود را فدا نموده و آنرا قرباني دين الله مي كند .

سيد قطب رحمه الله چندين واكنش و گفته دارد كه هر كسي كه حق شناس باشد ، گماني در اين زمينه برايش باقي نمي ماند كه اين گفته ها و واكنشها ، از قلبي سرچشمه گرفته اند كه به راستي پر بوده است از محبت الله و رسولش صلي الله عليه وسلم . از خداوند پروردگار مي خواهيم كه به ما رحم كند و از ما و سيد رحمه الله نيز خشنود گردد .

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید