تاريخ وپيام ساكنان هورامان ومسئوليت ما

تاريخ وپيام ساكنان هورامان ومسئوليت ما

به قلم : ابوسلیمان هورامی

هورامان كنوني وتاريخي كه سرزمين هورامان را توضيح مي دهد ، همچون ساير مناطق ايران زمين وجهان ، جديد ترين محصولي است كه معرف هزاران سال جذب وهضم اقوام جديد ،انديشه ها واديان نوين در اين سرزمين تاريخي مي باشد وهيچ آغازي براي تاريخ سرزمین هورامان وجود ندارد.

مردماني كه در اين گوشه از جهان زندگي مي كنند ثمره ی تركيب تمامي اين دگرگوني هاي اقوام وعقايد پراكنده وگوناگون اند. ومي توان هوراميهاي جديد را وارثان تمام اقوام ، نژاد ها وعقايد گذشته دانست وهرگز نمي توان آنها را به يكي از آنها محصور ومحدود نمود. هرچند از لحاظ زباني به گروه زباني پهلوي متعلق است اما از لحاظ نژادي محصول تركيب تمام اقوام ساكن در هورامان است . مردماني چون ،گوتي ،كاسي ،آشوري، سلوكي، سورن ،اشكاني، مسيحيان يعقوبي، مهاجرين يهودي ، لولوبي ها، افغانيها (بيد رواس)،سوري ها، شامي ها، عربها،لرهاو…

يافته هاي باستان شناسي لولوبي ها وهوريان ،آشوريها ، پارتها ، سلوكيهاوتاريخ مكتوب بعد از اسلام وواقعيت موجود مردم به مستند سازي اين واقعيت كمك مي كنند.

در حدود ۴۰۰۰ سال كه اولين مهاجرين آريائي به اين مناطق كوچيدند . هوريها ، گوتيها ، لولوبي ها و… همچنان به صورت مردماني عادي به زندگي خود ادامه دادند واين تازه آريائيها حكومتهاي پادشاهي :

۱-ميتتاني  Mittani

۲-كاسي    Kassi

۳-هيتي    Hitti

را بوجود آوردند . در حدود ۳۰۰۰ سال پيش، سيل دوم اين مهاجرين به طرف منطقه باعث هضم وتبديل شدن مردمان بومي به مردماني آريائي گرديد.

ميراث ساكنان بومي نه تنها نابود نگرديد بلكه با وجود آنكه از نظرزباني ونژادي در ملل غالب هضم شدند در مسيرتكاملش به نسلهاي بعدي انتقال گرديد واتحاديه ي مادها    Medes ، سكاها وساگارتها و… را باعث گرديد.

پس از روي كار آمدن حكومت هاي پس از اسكندر مقدوني كه به سلوكي ها شناخته شده اند، فرهنگ هلني وزبان رومي تاثيرات خود را در منطقه بر جاي گذاشت كه مي توان به مجسمه هركول وقباله هاي هورامان ونامهاي رومي كه هنوز هم بر بسياري از روستا ها و اماكن باقي مانده اشاره كرد.

به دنبال فرو ريختن حكومت سلوكي ها وروي كار آمدن پارت ها وفرهنگ پهلوي آنها بر منطقه وكوچيدن اقوام اشكاني سورن و…. در منطقه فرهنگ وزبان پهلوي عنصر غالب گرديد كه در مدت ۵۰۰ سال حكومت پارتها اين امر دركل ايران زمين تثبيت گرديد، ودر زمان حكومت ساسانيان نيز به همين  شيوه در قالب پهلوي ساساني به حيات خود تا حضور مسلمين در منطقه ادامه داد.

به دلیل وجود کتابت در ميان هوراميها واينكه زبان آنها زبان ديني منطقه (اعم از مسلمان وغیرمسلمان یارسان و…. ) از خليج فارس تا درياچه وان گشته بود (شرفنامه  بتلیسی ) زبان هورامي پهلوي تشعشع واثر بخشي خود را به حوضه هاي اطراف خود نيز حفظ كرد وباعث گرديد كه اين گويش پهلوي تا اكنون به حيات خود ادامه دهد . هر چند كه در ساختار زباني آن لغات عربي و… نيز مي توان يافت ،اما در هر حال توانست با پشتوانه ی مذهبي وقدرت ديني مستحكم به حيات خود ادامه دهد . يعني در واقع عامل دين بزرگترين حافظ هورامي پهلوي مي باشد.

همين عامل دين باعث گرديد دو گروه وجريان به طرف  منطقه سرازيرگردند .اول طرفداران دين اسلام در مناطق مختلف هورامان ،ويا مخالفين اسلام وپيروان غلات که عقايد باستاني ايران را زنده کرده بودند در هورامان جنوبي در ميان یارسانیان كه سرانجام وديگر كتب اين فرقه موءيد آن است .اغلب اين هجرتها به خاطر شرايط جغرافيائي وطبيعي منطقه وعدم دسترسي آسان حكام به اين مناطق در امر مهاجر پذيري كمك مي رساند.

با اين توضيحات ساده وتاريخ سينه به سينه ساكنان هورامان ،مي توان به راحتي منشاء بسياري از طوايف موجود در هورامان را در سرزمين هاي خارج از هورامان يافت، وبا گذر اين همه سال وتغيير وتحولا تي كه از لحاظ نژادي ، زباني و عقيدتي براي ساكنان اين مرزوبوم در آمده نتيجه گرفت كه هوراميهاي كنوني ثمره ی تكامل وهضم تمامي ساكنان موجود در آن بوده اند وهرگز نمي توان هوراميهاي كنوني را به يكي از نژادهاي گذشته يا عقايد گذشتگان قبل از اسلام منتسب كرد.

البته اين تركيب نژادي تنها مختص هورامان نيست بلكه كارشنان ونسب شناسان براين باورند كه هيچ نژاد خالصي در دنيا وجود ندارد .

چنانچه گفته شد،  در مورد هورامان ، آنچه باعث زنده ماندن آنهاباوجود کمی جمعیت تا كنون گرديده،  پايبندي به عقايد ديني واصول اخلاقي ديني بوده است و وچنانچه بخواهد همچون يك هويت مستقل وشخصيتي ثابت به حيات خود ادامه دهد ، چاره اي جز پايبندي به اصول واحكام ديني ندارد .وگرنه طولي نخواهدكشيد كه همچون بازنده ها در ملل وفرهنگ هاي ديگر هضم خواهد گرديد وسنت الهي تغيير پذير نيست.

بر هر هورامي واجب است كه واقع بين و عینیت  گرا باشد وحق ندارد زير بناي عقایدوانديشه هايش را برتوهمات وشك وگمان بنيان نهد. كسي كه اطمينان ندارد۷-۸ قرن پيش نسل گذشته اش از كجا آمده وقبلاً داراي چه نژاد يا دين وآئيني بود ه است ، حق ندارد براي چند هزار سال گذشته بنشيند وتاريخ بنويسد ، وملت كنوني را به يكي از نژاد ها يا حتي اديان گذشته ، منصوب كند.

گروهي به خاطر مخالفت ودشمني با احكام اسلامي با هر شيوه اي ، وبا بهره گيري از هزاران شك وگمان ، مي خواهندتاریخ،فرهنگ ،ادبیات ، علمای ربانی، قهرمانان  جاودان ودرکل هویت  ۱۴قرن اسلامی  مارا نادیده گرفته و دين زردشتي را برجسته نموده وبگويند: كه ما  در دوره ی اسلامی هیچی نبوده ایم وهرچه هست مربوط  به تاریخ باستانی است  که ما تولیدش کرده ایم و مردمان ما قبل از اسلام همگي داراي دين زردشتي بوده اند ، دقيقاً هما ن كاري كه سكولارهاي اروپا در عصررنسانس جهت مخالفت با مسحيت مردم را به قبل از مسحيت ويونان باستان باز  گرداندند ودموكراسي آتن را برجسته نمودند.

باطرح مسائل نژادي جهت مخالف با حكومت مذهبی  ايران موجود هم،  با هزاران شك وگمان سراسر توهم انگيز ، سعي مي كنند مردم را به عصر مادها وحتي قبل از آن سوق دهند واينها را نيز با برجسته نمودن هخامنشيان بعنوان نميندگان فارسهاي جديد و دشمني ايندو واينكه همين فارسها باعث از ميان رفتن حكومت خيالي آنها شده اند ، سعي مي كنند مردما ن غرب ايران زمين را به جداشدن از ايران وايجاد كينه ودشمني با فارسهاي پهلوي سوق دهند . در حالي كه خودشان هم مي دانند كه نقشه ومحدوده مادها شامل همين ايران فعلي است وهيچ اثري هم نه از هخامنشيان در تاريخ بشر باقي مانده ونه از زبان آنها ، واگر يك نگاه كوتاهي به كتيبه ها وآثار آن زمان بيندازيم متوجه مي شويم كه آنها نيز همچون ديگراقوام در ملل غالب حل وهضم شدند وپس ازآن زبان وفرهنگ پهلوي نمينده فرهنگ ايران زمين گرديده است وهم اكنون هوراميها ، تالشيها ، تاتها و…. نمايندگان دست نخورده تر همين زبان وفرهنگ اند.

ايرانيها وبخصوص ساكنان غرب ايران زمين وهوراميها،  ملل مختلفي چون روميها وسلوكيها وعربها، مغولها ، تركها و ديگر ساكنان بومي را درخود هضم كردند وهر كدام از اين اقوام ساكن ايران زمين نيز داراي عقايد ودين خاص خودشان بودند كه به مرور زمان  یافاتحین را مغلوب دين خودكردند (همچون مغولها) يا اينكه خود مغلوب عقيده ودين آنها شدند همچون پارتها ، ساسانيان وعربهاي مسلمان . اما با اين وجود همه مردم به يكسان تسليم شدند بلكه به شهادت تاريخ عده اي پذيرفتند وعدهاي هم نپذيرفتند.

در عصر ساسانيان عده اي دين زردشتي را پذيرفتند وعقايد قبل از آن يعني دين زمان قبل از مادها ،زمان مادها، هخامنشيان ، سلوكي ها و پارتها را رها كردند وبرايش آتشكده هم ساختند ، عده ء زيادي هم آنرا نپذيرفتند وبه همان شيوه قديم به كار خود ادامه دادند وبر خلاف زردشتيان مردگان خود را دفن نمودندو… كه همين الان دين کاکه ای وايزدي ها كه در عباس آباد ساكن بوده در سال ۸۸ قمري جمعيت انبوهي بودند نمونهء عيني وزنده اين ادعاست در مريوان داسيران بوده كه اكنون محله داسيران است ، در اطراف بيساران قلعه داسيران است و… كه همگي نمايانگر عقايد داسنی در منطقه است ، يهودي هاي اطراف زريوار هم که  مشهوربوده اند.البته اسلام هم كه آمده باز عده اي پذرفتند وعده اي هم تا بحال نپذيرفتند واين چيز طبيعي است . حتي سختگيري هاي ملاها ومغان رسمي زمان ساسانيان همچون كرتير باز نتوانست مردم عادي را مجبور به پذيرش دين رسمي نمايد. پس هرگونه ادعايي مبني بر اينكه همه مردمان آن زمان هورامان ، داراي فلان عقيده يا دين بوده اند توهم وخيالي بيش نيست.

هورامان كنوني ما ثمره ی نژادها واديان وفرهنگ هاي متعدد باستان است كه هم اكنون لهجه اي اززبان پهلوي ايران زمين زبانش را ودين اسلام نمايندگي بيشتر از۹۸درصد مردمانش را برعهده گرفته اند. هورامان فعلي يعني همين .

واگر كسي جهت سوق دادن مردم به سكولاريسم مي خواهد دقيقاً از اروپا كپي برداري نموده وآن را بر مردم ماتحميل نمايد ، مطمئناً غير از ظلم وخيانت ثمره اي نخواهد داشت .چون نه هورامان اروپاست ونه اسلام مثل مسيحيت است . وبايد بداند كه اين شيوه جنگيدن بادين ومردم خودشان نه مي تواند ثمره خوبي براي خودشان در بر داشته باشد ونه براي ملتشان . واين حقه كپي برداري از اروپا هم كهنه وفرسوده گشته ومردم ما هرگز به صدها سال گذشته توهم انگيز وخيالي بر نخواهد گشت . وحاضر نيستند كه دين ، خدا واحكامش را با خيالات مشتي غرب زده وطرفدار ديكتاتوري سكولاريسم عوض كنند . اين همان چيزيست كه هم در هورامان غربي تحت اشغال امپرياليسم آمريكا ومتحدين مرتدش ثابت شده وهم در هورامان شرقي ، كه بيداري اسلامي با قدرت شگفت انگيزي در حال رشد وترقي است.

ما بايد با بررسي ادوار و رويدادهايي كه بر گذشتگان رفته از علل پيشرفت واسباب پس رفت ونابودي آنان اطلاع كامل يافته وبا رفع واز ميان برداشتن نقايص وعيب هاي كنوني مان در مسير تعالي ، ترقي و عزت قرار گيريم . كساني كه همچون ساكنان غرب ايران زمين داراي گذشته اي پر افتخار وثمر بخش باشند ، قطعاً آينده اي درخشان در انتظارشان خواهد بود .

 با توجه به تجربه اي كه خود ما، هوراميها ، وعلي الخصوص درس خوانده هاي تحت تاثير افكار سكولارهاي مرتد در طي اين چند سال گذشته از خودنشان داده ايم ، بصورت تجربي آموختيم كه قوم وملتي كه  از گذشته خود بي اطلاع است، با خلاء وفقر فرهنگي كه احساس مي كند بصورت انسانهاي دمدمي مزاج وسرگرداني در مي آيند كه خوراك ديگران جهت رسيدن به اهدافشان گشته وهرگز نخواهند توانست به افتخارات وجايگاه مناسبي دست يابند .همچنانكه در گذشته اي نه چندان دور احزاب سكولارهاي مرتد غير هورامي كومله ، دمكرات ،راه كارگر، پژاك، پ.ك.ك ،پارتي و… از خون، مال وناموس هوراميها جهت رسيدن به اهداف دنيوي ومادي خود بهره گرفتند ودر نهايت حداكثر كاري كه براي هوراميها كردند ؛آنها را جيره خور ، كارمند ومزد بگير خود نمودند وحتي از حداقل حقوق انساني هر قوم وملتي ، يعني خواندن ونوشتن به زبان مادري وآگاهي بر زبان، فرهنگ، ادبيات ، تاريخ و… خود آنها را محروم نمودند .

چون به خوبي مي دانند در صورتي كه هوراميها از زبان ، فرهنگ وبخصوص تاريخ گدشته خود با خبر شوند هرگز تسليم خيانت ها و اهداف پليد آنها نخواهند گرديد ودر پي كسب هويت مستقل گذشته خود برخواهند آمد.

الان براي هوراميهاي سرگردان بي خبراز تاريخ خود ؛ زبان ، ادبيات ، تاريخ ، قهرمانان،اميد ها وآينده ی سكولارهاي مرتد زبان ، ادبيات ، تاريخ و قهرمان اميد وآرزوي آنها گشته است .  درد قوم شکاک شده درد وي ، زبان قوم سوران شده زبان وي ، قهرمانان سكولار هاي مرتد شده اندتاريخ گدشته اش.در واقع امر توسط آنها الینه شده است ، درد آنها را درد خود مي دانند واز درد واقعي خود غافل شده است . خودش سردرد دارد اما چون قوم محبوبش پا درد دارند او نيز ادعا مي كند كه پا درد دارد وپاي خود را مي بندد … اين يعني مسخ ونابودي تدريجي كامل . بله اين كاملاً روشن وآزمايش شده است كه ملتي كه از گذشته خود بي خبر باشند در حال سرگرداني وبلا تكليفي به سر برده وهرگز قادر نخواهد بود كه مولد افتخارات وبزرگي شايان توجهي باشند .

ما هوراميها بايد بار دگر به خود آئيم ودر اين عصر روشنگري جلو پيشرفت وترقي ملتمان را نگيريم بلكه بايد با بهره گيري از ثمرهء چند هزار ساله ساكنان اين خطه افتخار آفرين فرهنگ خيز تاريخ ساز ، از تجربيات سازنده ودست آوردهاي مفيد آنها استفاده نموده واز عواملي كه به عنوان سد وباز دارنده در طول اين چند هزار سال تجربه به ما رسيده پرهيز كنيم . تنها وتنها در صورت استفاده مفيد وبه جا ازدستاوردهاي مفيد گذشتگانمان است كه مي توانيم خود را عضوي از آنها وادامه دهنده بر حق سير تكاملي ورشد منطقه وشكرگذارتجربيات ارزنده آنها با شيم .در غير اين صورت هركس كه همچون سكولار هاي مرتد بر خلاف اميال وآرزوهاي ملت خود وبه نفع اقوام سكولار ديگر اقوام در جهت مخالف خواست ملت خود حركت كند بدون شك خائني بيش نيست .

ملت هورامان را دين واحكام ديني ( در طول تاريخ اديان مختلفي داشته است)  نگه داشته است وتنها دين واحكام ديني است كه استعداد ها وشخصيت هاي واقعي وي را شكوفا ساخته وهويت واقعي اش را به وي بر ميگرداند. در نتيجه هركسي كه عليه اجرايي شدن احكام صحيح ديني در منطقه اقدام به همكاري با احزاب سكولاري كه همگي غيرهورامي هستند نمايند ويا از روي جهل ونفهمي خود اقدام به تشكيل چنين احزابی نمايند بدون شك برضد مصالح منافع ملت خود قدم برداشته وبايد فرزندانشان در آينده ننگ داشتن چنين پدران ومادراني را تحمل كنند .

اينان صاحب فرزنداني خواهند بود كه تاريخ از پدرانشان به عنوان خائنين به ملت ، دين وتاريخ ياد خواهد كرد چون ملت ما به شهادت تاريخ در گذشته قبل از نفوذ سكولار هاي مرتد در منطقه اينگونه وصف شده است :

‹‹ در امانت برداري وراستگويي سرآمد بودند هرچند به واسطه كمبود زراعت به همه اطراف محتاجند باز بر همه غالب بوده وهستند وكسي را ياراي مقاومت ايشان وقدرت انتقام نبوده : مردم همجوار واطراف بديشان چاپلوسي وتملق نموده حتي بزرگان ( آن ديار ) به چاپلوسیشان پرداخته وبدون دروغ وگزاف از حيث شرع وورع وفرض وسنت وجمعه وجماعت از همه ممالك بهتر ، برنا وپير اعم از غني وفقير در اداي نماز وروزه بي نظيرند وهورامي اصيل از دزدي وراهزني وحرام خوري وخلاف شرع دوري مي جويد ، حرمت قرآن وعزت عالمان وشفقت با درويشان داشته در   قديم بواسطه غلبه استادان وپيشه وران ساكنين هورامان از محصول كارخانه هاي خارجي بي نياز بوده اند …. در تمام هورامان يك نفر تارك الصلاة وجود ندارد صغير وكبير ، ذكور و اناث اغلب پنج فريضه نماز را به جماعت ادا نمايند بدون اينكه نقصاني در شروط اركان آنها باشد… (( تاريخ هورامان))

جناب آقاي مطفر بهمن سلطاني هورامي مولف تاريخ هورامان بعنوان يكي از بزرگان هورامان ما را چنين مورد خطاب قرار مي دهد :

در پايان از آيندگان اين بوم وبر تقاضا مي نمايم كه رويدادها ومشكلات را با فرهنگ واقتضاي زمان از راه منطق حل نمايند تا از صدمات مكرر قدرت هاي خارجي كه بيشتر دامنگير مرزنشينان است ايمن گردند وبا دور نمودن و نفاق جاي مناسبي باز نمايند . در سينه قلل كوههاي سنگ دل هورامان كه به ظاهر مملو از سبزه وگل وساز ونواي بلبل است ، هزاران تن استخوان دليران از جان گدشته جاي دارد كه با خون خود لاله هاي قرمز وحشي را مي پرورانند . در آتيه چنان سلحشوراني ظهور خواهند نمود افتخارات در برداشته اشان را به دست فراموشي نسپاريد بلكه در شناسنامه سامان گران مرزي ثبت وبه صحايف تاريخ گذشته گذشتگان بيفزاييد. اوراق ننوشته در انتظار است . قدم بر راهاي انحرافي و نفاق شما را از كسب افتخارات باز خواهد داشت .از چاپلوسي وتملق بگريزيد، ازمرگ نهراسيد زيرا آنان كه با خدايند از مرگ نمي هراسند و فايق بر مشكلاتند. ( تاريخ هورامان ص ۹-۳۵۸ )

اين چيزيست كه گذشتگان ما و نسل كنوني از روشنگران وآزاديخواهان هورامان توقعش را دارند وهر كسي كه بر خلاف آن بجنبد در واقع به نفع دشمنان ملت خود كار كرده ورو سياه درگاه خداوند ، تاريخ ، ملت وخانواده اش گشته و در دنيا و قيامت جزو زيانكاران وخسارتمندان خواهد بود. وای به حال آنكه اين همه خفت وپستي را براي خود وديگران به ارمغان مي آورد.

 

 

 

 

ولله الحمد والمنه

و الله اكبر

ابوسلیمان هورامی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه‌تان را بنویسید: