رابطه ی میان شریعت اسلام و سکولاریسم و دموکراسی

رابطه ی میان شریعت اسلام و سکولاریسم و دموکراسی

به قلم : کیوان سنه ای

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه:
إن الحمد لله ، نحمده ونستعینه ونستهدیه ، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سیئات أعمالنا . من یهده الله فلا مضل له ، ومن یضلل فلا هادی له . ونشهد ألا إله إلا الله وحده لا شریك له ، وأن محمداً صلى الله علیه وسلم عبده ورسوله .
وبعد
در عصری واقع شده ایم كه تمام تهاجمات علیه اسلام به اوج خود رسیده است واین تهاجمات علاوه بر حمله مسلحانه و اشغال مناطق اسلامی وكشتن مردمی مظلوم به دست غربی های سکولاریست یهودی زده بر روان و درون مسلمین هجومی آورده اند که صدمات وتلفات ان بیشتراز تلفات جانی است . در واقع با ازبین بردن مفاهیم قرانی وآوردن مفاهیم جدید که هیچ ارتباطی با دین ندارند موفق شدند حرفی که ویلیام گلدستون زده بود ( تا زمانیکه قرآن در دست مسلمانان باشد اروپا نمی تواند احساس امنیت کند) را به اجرا درآورند ومفاهیم خود را که در تضاد با اسلام است به خورد ما مسلمانها داده ودر حالی که خود آنها از آن مفاهیم دوری میکنند و آن را در نظام خود به کار نمی برند و به ما وانمود میکنند که این الفاظ در اسلام وجود دارد واسلام طرفدار آن است در حالی که خود اسلام دارای مفاهیمی است که هرجامعه آن را به کار ببندد جامعه ای مترقی خواهد شد .
والفاظی که امروز بسیار به کار میبندند دموکراسی است که باعث شده است که اختلاف زیادی را بین مسلمانان به وجود آورند و سوال های را به وجود می اورد مانند ایا دموكراسی همان است كه عده ای ادعا میكنند همان شورای است كه در دین اسلام به ان توصیه شده است در این رساله سعی شده است به صورتی مختصر دموکراسی را تعریف کرده وراتباط ان را با اسلام مشخص کرده است .

دموکراسی:
از انجا كه كلمه دموكراسی در شرع (قران وسنت) وارد نشده است همچنین ریشه ای عربی ندارد، بلکه اصطلاحی غربی است و برای شناخت مفهوم وماههیت آن نه میتوان به منابع شرعی رجوع كرد
ونه میتوان به لغت عرب مراجعه نمود بلكه ناگزیر باید به تعاریف ایجاد كنندگان آن وآنهای كه دموكراسی را بنا نهاده اند رجوع كنیم تا مفهوم حقیقی ان را دریابیم.
دموكراسی Democracy لفظی سیاسی غربی است كه مشترك از دوكلمه یونانی Demos یعنی مردم وKratos یعنی سلطه وحكومت است‘ ودر واقع معنای ان قدرت وسلطه برای مردم است یعنی خود مردم سرنوشت خود را تعیین كنند از طریق پارلمان ومجالس سیاسی كه در ان قانون گذاری می شود‘ودر دئرة المعارف سیاسی امده است “تمام نظام های دموكراسی بر یك اساس فكری سکولاریستی بنا نهاده شده اند وان حق حاكمیت مردم است ودرواقع دموكراسی مبدأ حاكمیت ملت است. همچنین در تعریف دموكراسی پارلمانی آمده است “ملت که صاحب حق حاکمیت است به خودی خود امر قانون گذاری را انجام نمی دهد بلکه مردم از جانب خود نمایندگانی را برای مدت معینی انتخاب میکنند تا به نمایندگی آنها امر قانون گذاری،را انجام دهند پس پارلمان (مجلس)در دموکراسی مجری حاکمیت سکولاریستی ملت است ودر خلال قانون گذاری،در واقع اراده ی سکولاریستی مردم را به اجرا درمی آورند.از لحاظ تاریخی این نظام ابتدا
در انگلستان وفرانسه پدید آمد وسپس به سایر کشوره انتقال پیدا کرد
منبع وپیدایش دموکراسی:
سقراط حكیم صورتهاى تحول اجتماع را ناشى از تحولات روحى و اخلاقى شناسانده و آن را بدقت بررسى نموده است: از «آریستو كراسى»- حكومت افاضل كه همان حاكمیت قوانین منبعث از خیر اعظم «خداوند» مى باشد، به «تموكراسى» حكومت برترى جویى و اشرافى. و از آن به «اولیكارشى» حكومت سود جویان- و سپس تحول به «دموكراسى» آزادى و مساوات بى بند و تهتك. در این مرحله است كه تصادم احزاب، براى تحصیل مال و امتیازات، زمینه را براى «انبعاث»- برانگیخته شدن مستبد فراهم میسازد كه پست ترین نظام است. و همین تحولى كه سموئیل در نظام اسرائیل و سقراط درباره نظام مدینه فاضله پیش بینى نمود در مجتمع اسلامى نیز صورت گرفت و رسول اكرم (صلی الله علیه وسلم ) از آن نگران بود:
الخلافة من بعدى ثلاثون سنه ثم تكون ملكا عضوضا
»- یعنى تحول از حاكمیت خدا و شریعت قرآن باستبداد تغیر پیدا میكند.
در واقع انقلاب فرانسه در سال۱۷۸۹میلادی،از عوامل اصلی تثبیت سکولاریسم و دموکراسی بود،هرچند که نظام نمایندگی پارلمانی سکولاریستی یک قرن قبل ازآن در انگلستان پدید آمده بود.از لحاظ نظری،مبدا حاکمیت ملت که اساس دموکراسی است دها سال قبل از انقلاب فرانسه ودر نوشته های “جان لوک”،”شارل دو منتسکیو”،”ژان ژاک رسو”بیان گردیده بود .این افراد ،بنیانگذاران نظریه “پیمان اجتماعی ” بودند که اساس وپایه نظریه ی حاکمیت ملی به شمار می آیند. نظریه حاکمیت ملت (که اساس دموکراسی است) به عنوان مقابله به مثلی در برابر نظریه “تفویض ازجانب خداوند”(اعطای اختیار از جانب خداوند )،مطرح گردید. اساس این نظریه که حدود ۱۰قرن بر اروپا حاکم بود،به این شکل بود که پادشاه با اختیاراتی که از جانب خداوند به او داده شده!! حکمرانی می کند .در این نظریه که از جانب کلیسا حمایت میشد پادشاه حاکم مطلق بود ومردم اروپا در سایه این نظریه حکم مطلق ،رنج ومشقت بسیاری را متحمل می شدند.ودر واقع پادشاه در زیر شعار”اختیار از جانب خداوند” هرچه را خود دوست می داشت بر مردم تحمیل میکرد. بنابراین نظریه حاکمیت ملت راه حل مناسبی برای آنها بود تا بدین وسیله از حاکمیت مطلق پادشاه وکلیسا که به گمان خودشان از جانب خداوند صاحب اختیار بودند،خارج شوند.
در نتیجه منشا دموکراسی ، سکولاریسم و خروج ازحاکمیت خداوند است تا به انسان حق حاکمیت وقانون گذاری را به جای خداوند اعطا کند.دراصول وقوانین انقلاب فرانسه نیزبه این مسله (حق ملت در قانون گذاری)به وضوح اشاره شده بود. متن ماده۶بیانیه حقوق بشرسال۱۷۸۹میلادی به این شرح میباشد:”قانون ،نماد اراده ملت است” یعنی قانون نماد اراده کلیسا یا اراده خداوند نیست ومتن ماده۲۵قانون فرانسه در سال
۱۷۹۳که به همراه بیانیه حقوق بشر صادر شد این بود که:”وظیفه حاکمیت به عهده ملت است”
تحمیل سکولاریسم و دموكراسی غرب بر شرق:
تا زمان تولد تاگور(شاعر هندی) ، غرب از صد طریق به شرق راه یافته و اكنون در حال دگرگون كردن كلیه شئون حیاتی مشرق زمین است. ۴۸۲۷۰ كیلومتر راه آهن بیابانها و گاتهای هند را به یکدیگر متصل كرده و چهره های غربی را به هر روستایی برده است؛ سیمهای تلگراف و مطبوعات اخبار مهم جهان متغیر را به گوش هر پژوهنده ای رسانیده است؛ مدارس انگلیسی تاریخ بریتانیا را با این نظر تعلیم داده اند كه [هندیان را] كارمند بریتانیا كنند، و ندانسته اندیشه های انگلیسی سکولاریسم و دموكراسی را تلقین كرده اند. حالا حتی شرق هم هراکلیتوس را تایید می كند
هندیان غرب گرا معتقدات قدیم را، كه همان روح هند است، به دور انداختند، و با دلی افسرده و سرخورده به كشورشان بازگشتند؛ نقش هزاران خدا از آسمان بر زمین فرو افتاد. بعد، ناگزیر، مدینة فاضله جای بهشت را پر كرد؛ سکولاریسم و دموكراسی جانشین نیروانه(برترین آزادی) شد.

حکم اسلام در باره سکولاریسم و دموكراسی:

همانگونه که ذکر شد درنظریه دموکراسی حاکمیت،حق مردم است وهیچ قدرتی بالاتر ازحاکمیت مردم قرار نداردومردم حق قانون گذاری وحاکمیت را دارند وبه دلخواه خود می توانند حکم کنندودر مقابل هیچ قدرت دیگر پاسخگو نیستند،در حالی حاکمیت وقانون گذاری از صفات خداوند است.خداوندسبحان میفرماید ( وَاللَّهُ یَحْكُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ) رعد ۴۱″خداوند حکم میکند وهیچ کس نمی تواند اورا محاسبه کند”همچنین میفرماید(إِنَّ اللَّهَ یَحْكُمُ مَا یُرِیدُ) مائدة۱″خداوند هرچه بخواهد ( و مصلحت بداند ) حكم می كند” خداوندسبحان میفرماید:( أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّینِ مَا لَمْ یَأْذَن بِهِ اللَّهُ)” شاید آنان انبازها و معبودهائی دارند كه برای ایشان دینی را پدید آورده اند كه خدا بدان اجازه نداده است” واگر از لحاظ مقایسه برسی کنیم دموکراسی بهترین تصوری که از آن می شود آزادی مردم ومشارکت مردم در سرنوشت خود هستند که خالی از نقایص بشری نیست در حالی که حاکمیت دراسلام بر پایه قرآن وسنت پاک پیامبر اکرم (ص) واجماع امت وشورا می باشد این حکم خداوند است که خداوندسبحان میفرماید ( وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ ) المائدة ۵۰″ آیا چه كسی برای افراد معتقد بهتر از خدا حكم می كند ؟” وقضیه ای که تمام بشریت به آن نیازمندند

که خود را از جنگ های که با آن روبه رو هستند و عذاب آخرت نجات دهند همان قضیه ایمان صادق وتوحیدی پاک وبدون شائبه ودین حق است ودین حق همان اسلام است نه سکولاریسم و دموكراسی و سوسیالیسم و کمونیسم وسرمایه داری ومصطلحاتی از این قبیل که بیشتر ظالمان و مرتدین زمان امروز خود را در پشت آنها پنهان میکنند وهرکس ازاین دین حق روی گرداند وبه جای قرآن به این جور مصطلحات متمسک شود براستی مرتد شده و خود را هلاک کرده است هرچند که با نام اسلام ومسلمان هم باشد.بنابراین دموکراسی با واگذاری حق مطلق حاکمیت وقانون گذاری وتشریع به انسان،این صفت از صفات الوهیت خداوند را به انسان واگذار میکند وبه این وسیله انسان رادر امر قانون گذاری وتشریع،شریک خداوند سبحان قرار میدهد که این مسله بدون هیچ شکی کفر اکبر است.ودعوت به سوی دموکراسی بر هیچ کسی مخفی نیست که این لفظ عقلا ونقلا با اسلام اختلافی بسیار دارد واین لفظ پر است از کفریات وشروعی است برای حکم کردن به غیر حکم خداوند. نظام دموکراسی پابر جا نیست مگر اینکه مثل یک ساختمان بردین اسلام فرو ریزد،وبه همین خاطر است که کفار این نظام رابه سوی عالم اسلامی سوق میدهند،زیرا میدانند پابر جا نمی ماند مگر اینکه بر اسلام فرو ریزد. وهمچنین بعض از علمای معاصر در این باره فتوای صادر کردن مانند الشیخ المحدث محمد ناصر الدین الألبانی و شیخ مقبل الوادعی و… که این فتوا در مجله”الأصالة ” شماره دوم، صفحه۲۴٫
فرمودند که دموکراسی از جمله نظام های طاغوت است، که خداوند امر کرده است به آن کفر بورزیم { فمن یكفر بالطاغوت ویؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقى لا انفصام لها والله سمیع علیم } “بقره۲۵۶″ <بنابراین كسی كه از طاغوت ( شیطان و بتها و معبودهای پوشالی و هر موجودی كه بر عقل بشورد و آن را از حق منصرف كند ) نافرمانی كند و به خدا ایمان بیاورد ، به محكم ترین دستاویز درآویخته است ( و او را از سقوط و هلاكت می رهاند و ) اصلاً گسستن ندارد . و خداوند شنوا و دانا است ( و سخنان پنهان و آشكار مردمان را می شنود و از كردار كوچك و بزرگ همگان آگاهی دارد )> ، وقال تعالى: { ولقد بعثنا فی كل أمةٍ رسولاً أن اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت }” نحل ۳۶″< ما به میان هر ملّتی پیغمبری را فرستاده ایم ( و محتوای دعوت همه پیغمبران این بوده است ) كه خدا را بپرستید و از طاغوت ( شیطان ، بتان ، ستمگران ، و غیره ) دوری كنید . >، وقال: { ألم ترى إلى الذین أوتوا نصیباً من الكتاب یؤمنون بالجبت والطاغوت ویقولون للذین كفروا هؤلاء أهدى من الذین آمنوا سبیلاً } “نساء ۵۱” آیا در شگفت نیستی از كسانی كه بهره ای از ( دانش ) كتاب ( آسمانی ) بدیشان رسیده است ( چگونه خویشتن را از هدایت كتابهای یزدان و راهنمائی خرد و فطرت و ندای وجدان به دور داشته اند و ) به بتان و شیطان ایمان می آورند ( و به دنبال اوهام و خرافات راه می افتند و به پرستش معبودهای باطل می پردازند ) و درباره كافران ( قریش ) می گویند كه اینان از مسلمانانی برحقّ تر و راه یافته ترند ( كه اسلام را قبول و محمّد را به پیشوائی پذیرفته اند ! ) .
این قاعده منطقی است که بیان می دارد دو نقیض با هم جمع نمی شوند
اسلام ودموکراسی هم دو نقیض هستند که اجتماع آن محال میباشد.
در واقع در دموکراسی حق قانون گذاری وحاکمیت،مختص مردم است( سکولاریسم ) ،در حالیکه در دین اسلام اینها از حقوق مطلق خداوندند.

کلام آخر:
برادران عزیز وخواهران گرامی حال که ماهیت دموکراسی وحکم اسلام در مورد آن مشخص گردید ومعلوم شد حکومت ها به اصول همین دموکراسی مورد ادعا خود پایبند نیستند، بدانیم تا زمانیکه دموکراسی،اهداف آنها را محقق کند،از آن حمایت میکنند واگر روزی دموکراسی با مصالحشان تعارض پیدا کرد،این اصل رانیز از بین میبرند
حالِ آنها به کسی می ماند که بتی از خرما را برای خود ساخته تا آن را عبادت کند،اگر روزی گرسنه شوند،معبود خود را میخورند. نمونه این مساله را در شرق وغرب دیده ایم.
وبدانیم انتخابات از نمونه بارزی از دموکراسی است؛حیله ای است تا به وسیله آن،مسلمانان را از راه شرعی که خداوند برای نجات آنها مشخص کرده،باز دارند وآنها را مشغول به بازی انتخابات کنند

وآخر دعوانا ان الحمد الله رب العالمین

……………………..
منابع:
۱٫حكم الإسلام فی الدیمقراطیة والتعددیة الحزبیة
۲٫کیف ندعو الناس مولف: محمد قطب
۳٫ الجامع فی طلب العلم الشریف مولف: عبد القادر بن عبدالعزیز
۴٫ المفصل فی شرح آیة لاَ إِكْرَاهَ فِی الدِّینِ مولف: علی بن نایف الشحود
۵٫ العلمانیّون والإسلام مولف : محمد قطب
۶٫تاریخ تمدن مولف:ویل دورانت
۷٫پرتوی از قرآن

 

خانم “کنزا دریدر”، زن محجبه فرانسوی که پس از گفت‌وگو با رسانه‌های خبری و اعتراض نسبت به اجرایی شدن قانون تبعیض‌آمیز منع استفاده از روبند، توسط مامورین فرانسوی به شکلی توهین‌آمیز دستگیر شد.
بر اساس این تصمیم زنان مسلمان فرانسوی حق استفاده از روبند را ندارند و اگر از این پوشش استفاده کنند، ۱۵۰ یورو جریمه می‌شوند!
بله ، حتی در این امور کاملا شخصی هم سکولاریسم و دموکراسی تحمل حکم الله را نمی کند تا چه رسد به دیگر احکام سیاسی و جزائی و اقتصادی و خانوادگی و….

دیدگاهتان را بنویسید