درسهائی که از ترکستان شرقی تحت اشغال چین و نهضتهای اسلامیش باید آموخت

درسهائی که از ترکستان شرقی تحت اشغال چین و نهضتهای اسلامیش باید آموخت

ارائه دهنده :  معتصم  هورامی

بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس و ستایش مخصوص خداوند بی همتاست و سلام و درود خداوند بر خاتم پیامبران (صلی الله علیه و سلم)، اما بعد؛

کلمه ی  ترکستان مصطلحی است که از دو بخش « ترک » و « ستان » به معنی «سرزمین ترک» تشکیل می شود كه این سرزمین به دو قسمت ترکستان شرقی و ترکستان غربی تقسیم شده است. در حال حاضر ترکستان شرقی تحت اشغال نیروهای اشغالگر چین سکولار ـ  سوسیالیست قرار گرفته است و چینی ها نام جدیدی با عنوان «سین کیانگ» به معنای «تبعه ی جدید» به آن داده اند.

ترکستان شرقی سرزمینی است واقع در وسط آسیا که از شمال با روسیه و از جنوب با افغانستان و پاکستان و کشمیر و تبت و از شرق با جمهوری خلق چین و از غرب با جماهیر  تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بالاخره از شمال شرق با مغولستان هم مرز می باشد.

ترکستان شرقی دارای مساحتی بالغ بر ۱،۸۲۸،۴۱۷ کیلومتر مربع می باشد که  ۵۱ مساحت کشور چین را تشکیل می دهد . زبانی که غالب مردم مسلمان ترکستان شرقی با آن صحبت می کنند، «ایغوری» می باشد.

چین و ترکستان
در سال ۱۰۲۶ هـ (۱۶۱۶ م ) خانواده ”مانجو“ در چین به قدرت و حکومت رسیدند و بدنبال آن دورانی از آزار و شکنجه برای مسلمانان ترکستانی شروع شد، به گونه ای که مسلمانان، ناگزیر، به دفاع از خود برخاستند و این حدود ۱۳۲ سال بعد از سر کار آمدن این خانواده بود و بعد از آن هم صدها هزار مسلمان در کشتارگاههای دسته  جمعی جنگجویان و سوارکاران چینی قتل و عام شدند بدون اینکه احدی از آنها سخنی بشنود.

در سال ۱۱۷۳ هـ ( ۱۷۵۹ م) چینی ها بطور کامل بر ترکستان شرقی مسلط شدند و مسلمانان از مقابله با آنها عاجز ماندند و در خلال آن، حدود یک میلیون مسلمان کشته شدند.  چین سیاست اسکان را در پیش گرفت به گونه ای که توده ای از جمعیت چینی به سرزمین ترکستان انتقال یافتند، و بعد از آن بود که مسلمانان دست به قیام های سختی علیه چینی ها زدند که مشهورترین آنها قیام ”سعید جهانگیر خوجا“ در سال ۱۲۳۶ هـ (۱۸۲۰ م ) بود که مدت ۸ سال به طول انجامید. سپس در سال ۱۲۸۲ هـ (۱۸۶۵ م) قیام دیگری به رهبری ”یعقوب بک“ به وقوع پیوست که مدت ۱۵ سال به طول انجامید و پس از آن مسلمانان توانستند به ترکستان شرقی استقلال ببخشند اما این استقلال به دلایل متعددی کامل نشد، از جمله این دلایل

اولاً:  پیوستن ”یعقوب بک“ به خلافت عثمانی.
ثانیاً: مطلع شدن روسیه از نامه  ی”یعقوب بک“ که در آن اقدام به یاری دادن دولت  ” قوقان اسلامی“ علیه روسها کرده بود.
ثالثاً:  نگرانی انگلیسی ها از نفوذ قیام ”یعقوب بک“ در دولت های اسلامی باقی مانده تحت استعمار انگلیس و تحریک آنها برای حرکت به سمت استقلال.

در سال ۱۲۹۳ هـ (۱۸۷۶ م) چین بار دیگر به ترکستان شرقی حمله کرد و در سال ۱۸۷۸ آن را کاملاً به اشغال خود در آورد. این حملات منجر به کشتار و نابودی بسیاری از مسلمانان و کوچ آنها از این اقلیم به مناطق مجاور شد.

در سال ۱۳۵۰ هـ (۱۹۳۱ م) قیام بزرگی در ترکستان شرقی علیه تهاجم چین آغاز شد که از علل اصلی وقوع آن، غصب بیشتر اراضی مسلمانان توسط چینی ها و اسکان خانواده های چینی در آن مناطق و باقی گذاشتن تنها بخش کوچکی از این اراضی که مسلمانان استان ”قمول“ در آن زندگی می کنند، بود.

بعدها زنی مسلمان در ولایت ”قمول“ مورد تجاوز یک رئیس پلیس چینی قرار گرفت. بدنبال این واقعه، مردم دست به تظاهرات زدند و رئیس پلیس و ۳۲ نفر از نگهبانانش را به قتل رساندند. در پی این جریان تظاهرات و شورشهای شدیدی رخ داد و خشم سرتاسر ترکستان شرقی را در بر گرفت تا جاییکه مسلمانان در کوهها تحصن کرده و خود را برای مقابله با دشمن چینی آماده  کرده بودند، نیروهای چینی نتوانستند آتش شورشها را خاموش و مردم را سرکوب کنند از این رو ناگزیر از نیروهای روسی کمک خواستند اما در برابر فوران خشم مسلمانان این کار هم نتیجه ای در بر نداشت و در نهایت مسلمانان بر آنها پیروز شدند و بر شهر ”بجان“ مسلط شده و توانستند ”ترفـان (turpan یا turfan) را نیز به تصرف خود در بیاورند سپس به مرکز ترکستان شرقی یعنی ”اورومجی (Urumgi) نزدیک شدند. در مقابل، حکومت سکولار ـ  سوسیالیست روسیه با اعمال فشارهای خود بر مسلمانان توانست آنها را قانع کند تا پستهای سیاسی و نظامی را بین مسلمانان ترکستانی و اشغالگران چینی تقسیم و توزیع کنند بطوریکه حاکم عام از چینها و معاون او از ترکستانی-های مسلمان انتخاب شود.

علت وقوع چنین تقسیماتی این بود که مجاهدان بر دو ولایت خٌتن (hotan) و کاشگر (kaxgar) واقع در جنوب ترکستان تحت رهبری محمّد امیر بگرا و ثابت داملا که هدفشان پیاده سازی احکام شریعت بود و انقلاب ” جمهوری اسلامی ترکستان شرقی“ را اعلام کردند، مسلط گشته بودند.

در این هنگام روسهای سکولار ـ  سوسیالیست و چینی ها تصمیم گرفتند تا بدست یکی از اسلامی ها، این جمهوری را براندازند و به کار آن خاتمه دهند از این رو فردی بنام ”خوجنیاز“ را متقاعد کردند تا به مخالفت با جمهوری نوپای اسلامی برخیزد  و در نهایت به قدرت آن پایان دهد و در مقابل به او وعده دادند که معاون حاکم نظامی در ترکستان خواهد شد بدین ترتیب روسها و چینی  ها توانستند این جمهوری اسلامی را که حدود ۷ ماه از عمر آن می گذشت، بدست ”خوجنیاز“ از بین ببرند. بعد از آن خوجنیاز ”ثابت داملا“ را دستگیر و او را به چین تسلیم کرد و ”محمد امین بگرا“ از راه کشمیر به افغانستان گریخت و در کابل اقامت گزید و تاریخ ترکستان شرقی معاصر را ثبت و ضبط کرد.

سرانجام ثابت داملا بدست چینی ها بقتل رسید و خوجنیاز هم حلق آویز شد.
بدین ترتیب اتحاد روسیه سکولار ـ  سوسیالیست و چین توانستند این جمهوری مسلمان را از قدرت براندازند و سپس تمامی اعضای حکومت به همراه دهها هزار نفر از مسلمانان را بدار آویختند. و در پایان روسیه سکولار ـ  سوسیالیست دستاوردهای زیر را کسب کرد
۱) حق ابقای ارتش سکولار ـ  سوسیالیست روسیه بعنوان نیرویی ثابت در دو ولایت قمول و اورومجی .
۲) افتتاح کنسولگریهای روسیه سکولار ـ  سوسیالیست در برخی از شهرهای ترکستان.
۳) حق حفاری و بهره برداری از ثروتهای معدنی و استخدام برخی از روسها در وظایف و پستهای اداری.

حاکم چینی ترکستان شرقی که از طریق حیله ها و ترفندهای متعدد اقدام به جلب همکاری و تعاطف روسهای سکولار ـ  سوسیالیست کرده بود، کمونیستی بود که تعلیمات کمونیستی و اصول اولیه ی آن را در موسکو فراگرفته بود و بدین ترتیب توانست با پذیرش همکاریهای روسیه سکولار ـ  سوسیالیست و جلب نیروهای متخصص نظامی، صفوف ارتش خود را سازماندهی کند و مشکلات نظامی و اداری را از میان بردارد و پس از احقاق این مهم و تثبیت پایه های حکومت خود در کشور، تصمیم گرفت تا خود را از زیر فشار روسها سکولار ـ  سوسیالیست و رفت و آمدهای شدید نظامی آنها خلاص کند زیرا از این می ترسید که روسیه سکولار ـ  سوسیالیست چشم طمع به ترکستان بدوزد و در نهایت آن را اشغال کند.

در این اثنا، جنگ جهانی دوم و حمله آلمان به روسیه سکولار ـ  سوسیالیست ، وسیله ای شد تا حاکم چین به بهانه ی تحت فشار بودن و ترس از اینکه مورد هدف آلمانی ها قرار گیرد، روسها ی سکولار ـ  سوسیالیست را از اراضی خود بیرون کند. بدین ترتیب اقدام به طرد نیروهای روسی و بستن کنسولگریهایی کرد که قبلا آن را برای روسها باز کرده بود.

با پایان جنگ جهانی دوم که به شکست آلمان و هم پیمانانش انجامید، روسیه سکولار ـ  سوسیالیست به فکر انتقام از حاکم چینی ترکستان شرقی افتاد. بنابراین عده ای از متخصصین نظامی را برای کمک به مسلمانان ترکستان و آماده سازی آنها برای رویارویی با چینی ها، روانه این کشور کرد.
در این اثنا مقاوت شدیدی از جانب مسلمانان ترکستانی علیه چینی ها در جریان بود و با مساعدت روسها ، مقاومت به سراسر اراضی ترکستان گسترش یافت.

پس از آن قیام دیگری به رهبری عالمی به نام ”علی خان طوره“  در سال ۱۳۶۴ هـ (۱۹۴۴ م) آغاز شد و بدنبال آن استقلال ترکستان شرقی را اعلام کرد. اما دستان خیانت روسیه سکولار ـ  سوسیالیست با کمک نیروهای چینی این مرد شجاع را ربودند و بدین ترتیب این استقلال منحل شد.

از جمله پیروان علی خان طوره، ”احمد جان قاسم“ بود که در ظاهر مسلمان بود اما در باطن کمونیستی بود که در موسکو درس خوانده بود و به ریشه ها و مبادی کمونیستی چنگ می زد. روس های سکولار ـ  سوسیالیست توانستند او را وارد صفوف مسلمانان کنند تا به این شیوه بر نهضت اسلامی احاطه داشته باشند. این شخص جهت  دستگیری و تسلیم ”علی خان طوره“ به روس های سکولار ـ  سوسیالیست ، با آنها همکاری کرده بود.

هدف روسیه سکولار ـ  سوسیالیست ، صرفاً انتقام از چینی ها بود، نه استقلال ترکستان و این خلاف چیزی بود که علی خان طوره می-خواست و آن تشکیل حکومتی اسلامی و مستقل بود.
باقیمانده های این نهضت نیز با قبول صلح با چینی ها، در مقابل اعتراف به حقوق آنها در تشکیل حکومتی ملی و آزاد سازی رهبران در بندشان، در هم شکسته شد.

در سال (۱۹۴۹م) سکولار ـ کمونیستهای چینی، ترکستان شرقی را بطور کامل به اشغال خود در آوردند و نتیجه ی این حمله ی بی رحمانه این بود که تا سال ۱۹۷۹ میلادی حدود ۵۳ میلیون مسلمان به طرق مختلف، قتل و عام شدند.
علی رغم این شکستها و ظلم و ستیز ها، قیام های سخت مسلمانان بر ضد اشغالگری کمونیستهای ظالم همچنان ادامه یافت و از جمله ی این قیام ها
در تاریخ ۳۱ دسامبر سال (۱۹۵۵م) قیامی در شهر ”خُتَن“ به پا شد که هدف آن استقلال ترکستان شرقی تحت رهبری ”عبدالحمید دام الله و فتح الدین مخدوم“ بود و در این قیام هزاران تن از مجاهدان به شهادت رسیدند.

در تاریخ ۵ آوریل سال (۱۹۹۰ م) در نتیجه ی یک عملیات جهادی به فرماندهی ”ضیاء الدین یوسف“ رهبر حزب اسلامی ترکستان شرقی سابق،  در روستای ”بارن“ در شهر ”قزلسو“ که اجرای احکام شریعت اسلامی را طلب می-کرد، صدها مجاهد به شهادت رسیدند. بعدها نام این حزب به ”حزب اسلامی ترکستانی“ تغییر یافت.
ملت مسلمان ترکستان تا به امروز نیز همچنان به مبارزات خود علیه نظام سکولار ـ   کمونیستی ادامه می دهند و پیوسته در پی هویت اسلامی خود هستند.
 

1 thought on “درسهائی که از ترکستان شرقی تحت اشغال چین و نهضتهای اسلامیش باید آموخت

دیدگاه‌تان را بنویسید: