همه­ ی سکولارها با هم برادرند و دینشان یکی­ است

همه­ ی سکولارها با هم برادرند و دینشان یکی­ است

نویسنده: ابوعبدالله المیلودی زکریا

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف  ” بیساران

بسیاری از مردم وقتی می­بینند که سکولارهای غربی و برادرانشان در سرزمین­های اسلامی با غرب و اهالی آن از آمریکا و اروپا، دشمنی می­کنند و آن­ها را با اوصافی مانند امپریالیسم، مستبد، خودکامه و … وصف می نمایند، فریفته می­شوند و آن­ها را در این ادعا صادق می­پندارند.

اما حقیقت غیر از این است…

این گمراهان مرتد و منحرف، صدایشان را بر غرب بلند نمی­کنند، مگر به دروغ و برای فریب ملت­ها تا بتوانند آن­ها را سکولار کنند و زیر سلطه­ی خود نگه دارند، چرا که سکولاریسم، دین مشترک همه­ی سکولارهاست، چه عرب باشند، چه امازیغ، چه کرد، چه ترک یا فرانسوی و بریتانیایی و آمریکایی

آن­ها، با وجود تفاوتی که در مراتب کفر و سکولاربودنشان دارند، با هم برادرند. اختلافات آن­ها در دین سکولاریسم نیست، بلکه در غنایم و روش­های مادی با هم اختلاف دارند.

همان­طور که خداوند مومنان را برادر یکدیگر خوانده است؛ « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»، او سبحانه و تعالی، حقیقت دیگری را نیز بیان کرده و آن این است که کفار، از جمله کفار این عصر، یعنی سکولارها، آن­ها نیز با یکدیگر برادرند و بر اهل اسلام واجب است که بر این اساس، با آن­ها تعامل کنند، مگر این­که مسلمین در فتنه افتاده باشند و حق و باطل در هم آمیخته باشد و مردم در سردرگمی قرار بگیرند،

« وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ»)انفال/ ۷۳)( و کسانی که کافرند، برخی یاران برخی دیگرند (و در جانبداری از باطل و بدسگالی با مؤمنان همرأی و همسنگرند. پس ایشان را به دوستی نگیرید و در حفظ عهد و پیمان بکوشید) که اگر چنین نکنید فتنه و فساد عظیمی در زمین روی می‌دهد. )

این برادری در نمادهای مختلف آشکار می­شود، از جمله:

  • مرجع مشترک، و آن سکولاریسم، در همه­ی جوانب و پایه­های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سایر جوانب آن است.
  • تطبیق عملی آن با روش­های غربی در همه­ی زمینه­ها و همکاری با کشورهای غربی در این زمینه به شکل مستقیم یا به شکل غیر مستقیم از طرف نهادها و سازمان­های بین­المللی.
  • اتحاد با رژیم­های غربی در مبارزه با اسلام و مسلمین و دعوت­گران و مجاهدین.
  • تعامل دوطرفه؛ از یک سو با ملت­ها و از سوی دیگر با دشمنان آن­ها، تا به این طریق، به آرامی مردم را از یک جامعه­ی اسلامی به جامعه­ای سکولار بکشانند و این صفت منافقین در همه­ی زمان­ها و مکان­هاست؛ «وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آَمَنُوا قَالُوا آَمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ»( بقره/۱۴)( وقتی که (منافقان) با مؤمنان روبرو می‌گردند، می‌گویند: ما هم ایمان آورده‌ایم. و هنگامی که با رؤسای شیطان‌صفت خود به خلوت می‌نشینند، می‌گویند: ما با شمائیم و (مؤمنان را) مسخره می‌نمائیم.)
  • دعوت به همه­ی سیاست­هایی که سکولارهای غربی مردم را به آن فرامی­خوانند، از مدرنیسم گرفته تا دموکراسی و حقوق بشر و جهانی سازی و ورود در تمام برنامه­هایی که سکولارهای غربی به آن فرامی­خوانند.

شواهد بسیاری از این دست، نشان می­دهد که بین سکولارها­ی سرزمینهای اسلامی با دیگر سکولارها در غرب و شرق برادری وجود دارد.

آن­ها در برابر اسلام و مسلمین، ید واحده­ای هستند که هدف مشترکی دارند و آن ایجاد جهانی­ست که در آن ایمان به خدا و روز بازپسین وجود ندارد و بر اساس قوانین شرک و جاهلیت حکم می­شود، نه براساس دستورات الله علیم حکیم.

بر مسلمان جایز نیست که بر ادعای  حکام و احزاب سکولار در سرزمین­های اسلامی، مبنی بر دشمنی با غرب و اهالی آن، اعتماد کند زیرا این شعارها، فریبی­ست تا به وسیله­ی آن مردم را به دین شرکی خود وارد و به تمامی از اسلام خارج سازند.

والله الموفق إلى كل خير، وهو يهدي السبيل.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید