ایزوله شدن مهاجرین شام مقدمه ای جهت تکرار فاجعه ی افغانستان

ایزوله شدن مهاجرین شام مقدمه ای جهت تکرار فاجعه ی افغانستان

به قلم : ابوخالد کردستانی

در زمان حمله ی سکولار سوسیالیستهای اشغالگر شوروی  به خاک افغانستان، مهاجرین از سراسر دنیا جهت یاری مسلمین آنجا و دفع اشغالگران شتافتند. مهاجرین که کلا سلفی جهادی بودند نتوانستند با مردم مذهبی و اکثرا دیوبندی افغانستان مخلوط شوند و حتی از جواب دادن به سوالات شرعی مردم عوام هم پرهیز می کردند. در مواردی هم که مجبور می شدند با بومی های افغانستان مخلوط شوند سعی می کردند در عبادات ظاهری هم خودسانسوری داشته باشند و از هر گونه بحث و مناظره ای نیز پرهیز می کردند .

تمام این اقدامات باعث شد که مهاجرین در افغانستان گروهی مجزا از مردم باشند که هرگز نتوانستند همچون سلمان فارسی یا بلال حبشی یا صهیب رومی با مسلمین آنجا مخلوط شوند، چون در افغانستان اختلافات مذهبی و بخصوص قومیت گرائی پشتونیسم و تاجیکیسم و ازبکیسم به عنوان مانعی نفوذ ناپذیر اجازه نمی دادند که به این راحتیها غریبه ها را در میان خود بپذیرند. به همین دلیل حتی بعد از آنکه ملاعمر رحمه الله حاضر نشد شیخ اسامه بن لادن رحمه الله را تحویل آمریکائیهای سکولاریست دهد، اما پس از حمله ی نیروهای متحد سکولار به افغانستان این مهاجرین به همراه خانواده هایشان مثل بنزین روی آب نتوانستند با مردم محلی مخلوط شوند و با زدن اولین جرقه های جنگ در آتشی وحشتناک سوختند .

آنچه در قلعه ی جنگی رخ داد و آنچه ژنرال دوستم در تونهای گاز و دود بر سر مسلمین مهاجر در آورد و انچه که آمریکائیها در تانکرهای نفت و زندان بگرام بر سر اسرای مهاجر آوردند تنها صحنه هائی از جنایات اشغالگران خارجی و مزدوران و مرتدین محلی بود که همه دیدند، اما آنچه که در راه وزیرستان و بلوچستان بر سر این مهاجرین و خانواده های آنها آمد (که خود من شاهد آن بودم) و آنچه در هنگام و پس از تحویل این مهاجرین به کشورهایی که از آنجا مهاجرت کرده بودند رسیده است صحنه هائی هستند که کمتر کسی آنها را بازگو نموده است.

اخیرا بیانیه ای از طرف جمعی از گروههای مهاجر موجود در شام منتشر شده است که انگار بازگو کننده ی افغانستان قبل از حمله ی اشغالگران سکولاریست آمریکاست، با این تفاوت که در میان گروههایی که این افراد در میان آنها زندگی می کنند هرگز کسی چون ملا عمر رحمه الله یافت نمی شود که حاضر باشد به خاطر آنها خودش و کشورش را نیز در معرض خطر قرار دهد.

این گروههای مهاجراکثرا غیر عرب، هر چند که بی طرفی خود را در جنگ میان گروههای بومی سوری اعلام کرده اند اما این گروهها که بارها و بارها به همدیگر خیانت کرده اند هیچ ضمانتی وجود ندارد به آنها نیز خیانت نکنند و این بی طرفی آنها نیز برایشان فایده ای نخواهد داشت.

اگر کسانی چون مصلح العلیانی و محیسنی و ابوعبدالرحمن مصری را در میان امضاء کنندگان این بیانیه می بینیم می خواهد این پیام را برساند که اینها با وجود عرب بودن و حتی «ادعای» سلفی جهادی بودن نیز نتوانسته اند با سوری ها مخلوط شوند و همان بنزین روی آبی هستند که ایزوله شده اند و با کوچکترین جرقه های خیانت یکی از گروههای موجود در سوریه یا حکومت نجات ملی سوریه، احتمال آتش گرفتن و سوختن دارند .

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید