اصول امنیتی و ضد جاسوسی در برابر دیکتاتوری مهاجم سکولاریستی و توله های محلی اش (۱)

اصول امنیتی و ضد جاسوسی در برابر دیکتاتوری مهاجم سکولاریستی و توله های  محلی اش (۱)

ارائه: ع. پروانی

الحمدلله والصلواة والسلام على رسول الله و على آله و صحبه و من والاه و بعد:

الله جل جلاله مى فرمايد: يا ايها الذين آمنوا خذوا حذركم: اى مومنان تدابير احتياطى خود را بگيريد. (اى مومنان احتياط كنيد) براى فرزندان امت اسلام در قرن حاضر لازم است كه از هر زمان ديگرى بيشتر احيتاط كنند. زيرا امروز همه كفار زمين[به فرماندهی آمریکا و ناتو و مرتدین محلی] دست بدست هم داده و مسلمانان راستين و آنانى را كه در مسير پيامبر صلى الله عليه وسلم و اصحابش روان اند هدف قرار داده اند. دشمنان امروزى مسلمانان، جرئت جنگ رويا رويى با مجاهدين را با وجود داشتن مدرن ترين اسلحه ندارند.

دشمنان اين عصر بيشتر از جنگ هاى تبليغاتى، اقتصادى، فرهنگى و مخصوصاً از جنگ استخباراتى كار مىگيرند. با وسايل استخباراتى و استخدام جواسيس مىتوانند مجاهدين را مخفيانه و بدور از ميدان مقابله و جنگ ضربه بزنند.  عده يى را دستگير و عده يى ديگر را هدف قرار بدهند و اختلافات و بى اعتمادى را در صفوف مجاهدين ايجاد كنند.

براى مقابله با اين خطر بزرگ ايجاب مىكند مسلمانان بيدار و هوشيار بوده با گرفتن تدابير احتياطى مناسب خود، را از گزند دشمنان اسلام نجات داده و برعكس از اين سلاح نيز (چون سنگرهاى داغ خويش) برعليه دشمنان اسلام مخصوصاً جواسیس مرتد حکام دست نشانده ی محلی وروسیه  و CIA اين دو لانه بزرگ فساد جهانى استفاده نمايند. و همانطورىكه هردو ابرقرت را در ميدان جنگ شكست داده اند در ميدان استخبارات و ضدجاسوسى نيز شكست بدهند.

سلاح استخبارات، امنيت و حفظ اسرار بهترين سلاح است كه پيامبر صلىالله عليه وسلم در مقابل دشمنان اسلام در عصر خويش استفاده نموده اند. ايشان براى كشف اسرار دشمن و حفظ اسرار خويش  برنامه هاى بسيار مناسب و دقيق را دنبال مىكردند كه در كتابهاىسيرت و مغازى ذكر شده است.

اين رساله، مجاهدين را در ميدان جنگ استخباراتى تا حدى كمك خواهد كرد. بناءً از مجاهدين اميدوارم حد اقل با مطالعه يكبار اين مجموعه از نكات اساسى و مهم آن استفاده نمايند.

و صلى الله على سيدنا محمد و على آله و صحبه اجمعين

  

 

گوشه هاى از امنيت در قرآن كريم  و

سيرت نبوى صلى الله عليه وسلم :

يكى از اساسى ترين پايه هاى امنيت افراد و گروه ها، حفظ اسرار و رازدارى است . هر مسلمان بايد سخنى را بر زبان آورد كه به خير خودش و جامعه اسلامى بانجامد و از كلامى بپرهيزد كه براى خود و جامعه اسلاى مضر تمام شود.

قرآن كريم مى فرمايد: ما يلفظ من قول الالديه رقيب عيتد: سخنى را تلفظ نمىكند مگر اين كه در برار آن (براى نوشتن) مراقبى تيار است.

(سور ق: ۱۸ )

و پيامبر صلى الله عليه وسلم مىفرمايد: من كان يومن بالله واليوم الآخره فليقل خيرا او ليصمت: كسى كه به الله و روز آخرت ايمان دارد بايد سخن خير بگويد و يا خاموش باشد.

قرآن كريم مطالب خوب را كلمه طيبه ناميده و فرموده است: توتى اكلها كل حين باذن ربها :  هروقتى ثمرش را به  اذن پروردگارش ميدهد، و مطالب بد و مضر را كلمه خبيثه ناميده است ومى فرمايد: كشجرة خبيثة اجتثت من فوق الارض مالها من قرار : مانند درخت خبيثه يى كه در روى زمين مى پرد و هيچ ثباتى ندارد.

بدون شك افشاى اسرار و مطالبى كه براى اسلام و مسلمانان ضرر برساند، از كلمات خبيثه اى هستند كه مسلمانان بايد از گفتن آن بپرهيزند. يكى از اسباب نشر دعوت اسلامى در مكه بطور موفقانه (باوجود مخالفت هاى شديد قريش) همانا كارهاى مخفيانه پيامبر صلى الله عليه وسلم در دوران سالهاى دعوت سرى بوده است، كه تعداد زيادى به اسلام مشرف شدند ولى احدى برآنان آگاهى نيافت تاكه طرفداران پېامبر صلى الله عليه وسلم از قوت قابل ملاحظه يى برخوردار گرديدند آنگاه طبق دستور قرآن به دعوت علنى پرداختند، كه در اين وقت  براى قريش نيز مقابله با آنان آسان نبود. بطور مثال على رضى الله عنه پيامبر صلى الله عليه وسلم  و خديجه رضى الله عنها  را ديد كه نماز مى خوانند. پرسيد چه ميكنيد؟ گفتند اين دين الله جل جلاله است كه پېامبران  را در گذشته براى نشر آن فرستاده بود. من ترا دعوت مىدهم كه الله را عبادت  كن و بر لات و عزا كافر شو. على رضى الله عنه گفت: من در گذشته چنين چيزى را نديده ام . و تا زمانيكه با پدرم ابوطالب مشوره نكنم تصميم نخواهم گرفت. پيامبر صلى الله عليه وسلم برايش گفت: اگر قبول نمىكنى فرق نمى كند ولى راز ما را به ابو طالب فاش نساز. على پذيرفت و فرداى آن روز مسلمان شده و هرگز پدرش را در جريان نگذاشت.

در يكى از عملياتها، پېامبرصلى الله عليه وسلم به قوماندان گروپ مجاهدين عبدالله بن جحش رضىالله عنه گفت:  تفصيلات كار و نقشه جنگ همه در اين ورقه ثبت و در پاكت خط بند است، تو و همراهانت دو روز راه بپيماييد، بعد از سپرى شدن دو روز نامه را باز كنيد و هر آنچه در آن هدايت شده بود انجام بدهيد.

مى بينيم كه آنحضرت بخاطر افشا نشدن راز، حتى قوماندان گروپ را نيز در جريان كار نمى گذارد.

در آغاز دعوت مى بينيم كه پيامبر صلى الله عليه وسلم همه اعضاى خانواده خود را دعوت مىدهد و باخود همراه و هم نظر مى سازد، تاكسى نباشد كه اسرار داخل خانه را به دشمن برساند. خانه پيامبر صلى الله عليه وسلم  متشكل از خديجه همسرش، زيد بن حارثه پسر خوانده اش ، على پسر كاكا و باشنده خانه اش و ام ايمن حاضنه(دايه) اش بود، كه همه در روز هاى اول  دعوت مسلمان شدند.

پيامبر صلىالله عليه وسلم همراه خديجه وعلى رضى الله عنهما در دره هاى مكه دور از چشم ابوطالب و ديگران براى اداى نماز مى رفتند، و صحابه كرام نيز در دسته هاى كوچك همين كار را مىكردند. در سيرت ابن هشام آمده است : كان اصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم  اذا صلوا ذهبوا الى الشعاب فاستخفوا بصلاتهم من قومهم : اصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم وقتى مىخواستند نماز بخوانند در دره هاى (مكه) رفته و نماز را از قوم خود پنهانى ادا مىكردند.

در داستان اسلام آوردن عمر بن خطاب رضى الله عنه مى بينيم كه ايشان از مسلمان شدن خواهر و شوهر خواهرش خبرندارد. همچنان نعيم رضى الله عنه كه عمر رضى الله عنه را به طرف خانه هواهرش سوق ميدهد نيز اسلامش از عمر پنهان است. زيرا ظاهراً دلسوزانه به عمر ميگويد: اترى بنى عبدمناف تاركيك تمشى على الارض و قد قتلت محمداً : بيجا بخود مغرورى اى عمر فكر ميكنىكه ترا بنى عبدالمناف ميگذارند كه بعد از كشتن محمد بر روى زمين بگردى؟ عمر رضى الله عنه اين مطلب را از نعيم رضى الله عنه دلسوزانه تصور مىكند و از مسير خود برمىگردد. از احتياطات امنيتى مجموعه دعوت در خانه خواهر عمر رضى الله عنه: اين است كه وقتى خباب و سعيد بن زيد و فاطمه رضى الله عنهم آواز عمر را مى شنوند، خباب رضى الله عنه را همراه سوره قرآن كه در پارچه نوشته شده بود در عقب بستره كالا پنهان مىكنند. آنها درس قرآن را بهر احتياط آهسته مىخواندند و عمر فقط آواز را شنيد ولى آنرا تشخيص  نداد، بناءً گفت چه سرگوشى داشتيد؟ گفتند باهم قصه مىكرديم.

رعايت امورات امنيتى در سفر طائف:

پيامبر صلى الله عليه وسلم براى نشر دعوت به طائف رفتند، آنها بدتر از قريش جواب منفى دادند، ناچار به مكه برگشتند . در اين سفر مى بينيم كه پيامبرصلى الله عليه وسلم پېاده به طائف مى رود زيرا اگر سوار مى شد بدون شك جلو رسيدن به هدفش را مىگرفتند. زيرا مىدانستند كه جاى دورى براى پخش دعوت مىرود. بردن زيد رضى الله عنه را باخودبجاى ابوبكر رضى الله عنه و ديگر بزرگان  نيز مانع ايجاد شكوك مى شود زيرا پسر خوانده اش است و هركجايى  باوى  رود شكى را ايجاد نمىكند.

هنگام برگشتن با پنهان شدن در غار حرا و خواستن حمايت يكى از بزرگان قريش خود را مطمئن ساخت. زيرا رفتن به طائف و ماندن در آنجا مدت ده روز طبق رسم آن زمان ضرورت حتمى براى گرفتن حمايت و رعايت جانب امنيتى بود. براى اين مقصد شخصى از خزاعه  را فرستاد زيرا اين كار توسط او بهتر انجام مىشد. او مردى مجهول الهويه بود وكسى مزاحم او نمى شد. اگر زيد بن حارثه را مى فرستاد شايد خودش به مشكل مى افتاد، همان بود كه در جوار و  حمايت مطعم بن عدى بعد از مذاكره  واتفاق باوى به مكه داخل شد.

رعايت امورات امنيتي در بيعت عقبه:

بيعت عقبه نهايت  سرى انجام يافت. زمان و مكان بيعت پنهانى تعيين شد.  نصف شب روز دوم ايام تشريق در عقبه منى. همگى بايد نهايت سرى و با احتياط بدون سرو صدا جمع مىشدند. كعب بن مالك مىگويد: با حجاج يكجا خوابيديم و در بستر خود بيدار مانديم، وقتى همگى به خواب رفتند خيلى به آهستگى و پنهانى مثل پشك در عقبه رفتيم و منتظر رسول الله صلى الله عليه وسلم مانديم.

پېامبر صلىالله عليه وسلم به انصار گفته بود كه يكى يكى بياييد، كسىرا از خواب بيدار نكنيد و منتظر كسى نمانيد، هركس خودش را به نقطه  موعود برساند و در فكر ديگران نباشد.

 

اصحاب كهف و امنيت:

در قرآن كريم قصه اصحاب كهف را مى بينيم. گروه قليل و در اوج كمال ايمان و تقوى، به اصطلاح امروز پيروان اسلام بنيادگرا و به اصطلاح قرآن “فتية آمنوا بربهم و زدناهم هدى”  كسانيكه در مقابل نظام كفر و ظلم با توكل  به الله و با دست خالى و  تعداد كم قيام نمودند و شعار توحيد سردادند، ” اذ قاموا فقالوا ربنا رب السموات والارض لن ندعوا من دونه اله لقد قلنا اذاً شططاً” آنگاه كه برخاستند و گفتند پروردگار ما پروردگار آسمانها وزمين است، جز او هرگز معبودى را نخواهيم خواند كه در اينصورت قطعاً نا صواب گفته ايم. (كهف: ۱۴)

اين گروه فدايى و فداكار توانستند با تدابير امنيتى درست و دقيق، خود و دعوت خويش را از خطر نجات بدهند. ابتداء و بعد از مواجه شدن به خطر به مشوره همديكر به غار كوه پناه بردند. همين عملكرد يگانه وسيله تدابير امنيتىبود كه در اختيار داشتند، آنگاه انتظار رحمت الله جل جلاله  را كشيدند، چنانچه گفتند:” فاووا الى الكهف ينشرلكم ربكم من رحمته و يهيىء لكم من امركم مرفقاً ” پس به غار پناه بريد، تا پروردگار از رحمت خود برشما بگستراند و براى شما در كارتان گشايشى فراهم سازد.  (كهف : ۱۶ )

مؤمنىكه براى دعوت زندگى مىكند بر نصرت پروردگار متقين است. باور كامل  دارد كه الله غيور دعوتگران راهش را تنها نمىگذارد. رفتن به غار و بعد توكل به پروردگار، راهى كه اصحاب كهف رفتند، همان راهى كه سيدالمرسلين همراه با رفيق غارش نيز پيمودند، وقتى قريش تصميم كشتن و يا زندانى كردن ايشان را گرفت با ابوبكر صديق به غار كوه ثور پڼاه بردند و بعد به رفيق غار خود گفتند: لاتحزن ان الله معنا: پريشان نباش الله بدون شك همراه ماست، ما تقول فى اثنين الله ثالثهما: در مورد دو كسى كه الله سوم آنها باشد  چه فكر ميكنى؟

غارهاى كوهها پناه گاه مؤمنين واقعى و رهروان راستين پېامبران الهى است. تا امروز كه قرن ۲۱ ميلادى آغاز گرديده بازهم مى بينيم كه مؤمنان اند و همان مغاره ها در كوه ها، اسامه و حكمتيار و رهبران راستين جهاد را مى بينيم كه در كوه پايه هاى افغانستان، در مغاره ها زندگى مىكنند. غارهاى توره بوره و كوههاى كنر يادگار مجاهدان سربكف و قهرمان قرن هاى بيست و بيست و يك ميلادى است كه تا تاريخ باقى است نام ساكنان شان جاودان خواهدماند، زيرا رهروان راه اصحاب كهف و دو يار غار اند.

وقتى يكى از آنها به شهر براى تهيه مواد خوراكى مىرود، توصيه يارانش چنين است:

فابعثوا  احدكم  بورقكم هذه الى المدينة فلينظر ايها ازكى طعاماً و لياتكم برزق منه و اليتلطف ولايشعرن بكم احداً : اينك  يكى از خودتان را با اين پول خود به شهر بفرستيد، تا ببيند كدام يكى از غذاهاى آن پاكيزه تر است و از آن عذايى برايتان بياورد و بايد زيركى به خرچ دهد و هيچ كس را از شما آگاه نگرداند. (كهف: ۱۹)

زيرا اگرآنان محل سكونت شما را بدانند سنگسارتان خواهند نمود.  و يا شما را به كفر وادار خواهند كرد. انهم ان يظهروا عليكم يرجموكم او يعيدوكم فى ملتهم و لن تفحلوا اذاً ابداً .

بعد از اين همه جهاد مبارزه، فداكارى، ايثار و قربانى در راه الله، شايد شما را به دين خود برگردانند و آخرت تان را در نهايت خراب كنند.

تدابير امنيتى در جنگ موسى و فرعون:

داستان حضرت موسى عليه السلام سرشار از تدابير امنيتى است كه در مقابله با جابرترين ابر قدرت وقت فرعون عليه اللعنه سنجيده شده و از آن بهره برده اند.

مادر موسى عليه السلام صندوق را در دريا مى اندازد. و به خواهرش مىگويد: و قالت لاخته قصيه فبصرت به عن جنب وهم لايشعرون: و به خواهر موسى گفت از پى او برو پس او را (با احتياط) از دور ديده (دنبالش ميكرد) در حاليكه فرعونيان متوجه نبودند.

در قصه رجل مؤمن آل فرعون مى بينيم كه فرد مؤمن با پنهان نمودن ايمان خود قصر فرعون و دربارش را خرق نموده و جريانات را از نزديك دنبال مىكند و احدى بها و شك ندارد. وقتى جاى مناسبى مى يابد طورى از رهبريت دعوت پشتيبانى مىكند كه كسى بر او مشكوك نمىشود. و قال رجل مومن من آل فرعون يكتم ايمانه: گفت مرد مؤمنى از خاندان فرعون كه ايمانش را مى پوشاند.

اين مرد با پنهان نمودن ايمان خود غير مستقيم به اسلام دعوت ميكرد، و غير مستقيم از موسى علسه السلام دفاع مىكرد چنانچه گفت:

فان يك كاذباً فعليه كذبه و ان يك صادقاً يصيبكم بعض الذى يعد كم.

دیدگاهتان را بنویسید