اصول امنیتی و ضد جاسوسی در برابر دیکتاتوری مهاجم سکولاریستی و توله های محلی اش (۵)

اصول امنیتی و ضد جاسوسی در برابر دیکتاتوری مهاجم سکولاریستی و توله های محلی اش (۵)

ارائه: ع. پروانی

امنيت در زندان:

بايد هدف را حفظ جان ديگران و اسرار مجاهدين قرار داده و هيچگونه ضرر به آنان نرسانيم، هر قدر معلومات در اختيار محققين قرار داده شود بيشتر مى خواهند و كار زندانى سختر مى شود، تحمل مشكلات و شكنجه ها راه سريع برگشتن به آزادى است، و وعده هاى دروغين  ماموران تحقيق جز سراب فريبنده چيز ديگرى نيست. بايد به اين باور بود كه شكنجه و عذاب به پايان مىرسد و اجر و ثواب باقى مىماند و به اين فرموده الله باور داشته باشيم كه مىگويد: لن يضروكم الااذى: جز با زبان هيچ ضررى به شما رسانده نميتوانند. و اين آيه  قرآن را زمزمه كنيم كه مى فرمايد: ولا تهنوا ولاتحزنوا و انتم الأعلون ان كنتم مؤمنين: سستى مكنيد و غمگين نشويد كه شما برتريد اگر (واقعا) مؤمن باشيد. ( آلعمران:  ۱۳۹)

يكبار ديگر تكراراً عرض ميكنيم كه راه كوتاه براى خلاص شدن از مصيبت زندان هيمن كلمه كوتاه وپر محتوى است. “نمى دانم”لاأدرى” ” know  Idonot” “نپوهيژم” مى نهى جانتا…..

اين نكته نيز قابل ياد آورى است كه به مجرد روبروشدن به نمايندگان صليب سرخ بايد خود را به آنان معرفى كنيد، زيرا از يك زندانى اختطاف شده به زندانى رسمى تبديل مى شويد، اين پناهگاهى براى يك محتاج است و ان شاء الله در آن حرجى نيست.

مامورين تحقيق گاهى چنان صحبت مىكنند كه گويا از همه چيز خبردارند مى گويند همكاران ديگر تو همه جريان را بدون كم كاست ذكر كرده اند و عدم اعتراف تو فايده يى ندارد. و بعضى معلومات عمومى از جريان كارتان را نيز ارايه مىكند، نبايد به اين نوع اظهارات قيمتى بگذارى.

گاهى يك مستنطق خود را دوست مهربان معرفى مىكند و دايه مهربانتر از مادر مى شود و برمعامله زشت وظلم و ستم مستنطق ديگر لعنت مىفرستد، آنها فقط مىخواهند به هدف خود برسند.

اگر يكى از همدوسيه گانت برتو شهادت داد، طبيعى است كه همت را از دست داده اما به تو هيچ ضررى ندارد بر انكارت ادامه بده و بگو او دروغ مىگويد، هم براى تو وهم براى دوستت مفيد تمام مىشود.

بايد به اين حقيقت تسليم بود كه تا زمانيكه در زندان هستيم تحقيق است و تعذيب و ماهم  به همچو فضا كاملاً آماده و هر حالتى كه در زندان بر زندانى مى آيد همه تحت برنامه و نقشه استخبارات صورت مىگيرد. چند روز تحقيق و تعذيب، بعد انفرادى، سپس بعد از اينكه خوب علاقه صحبت با ديگران در تو ايجاد شود، جاسوس را در كنارت حبس مىكند تا او با درد دل و راز و نياز بتواند چيزهاى از تو ثبت كند. جاسوس مذكور گاهى عنوان مىكند كه برادران به تو پيغام دارند كه بايد ثابت قدم باشى و اگر به ما مشكل ايجاد كنى حتماً باتو محاسبه خواهيم كرد. سخنانى از اين قبيل هرگز درست نمى باشد و همين نشانه جاسوس بودن آن بندى است. نبايد در فكر ارتباط به خارج باشيد و بخواهيد كارهاى باقى مانده را به پايان برسانيد،بلكه به مجرد دستگيرى، خود را در فضاى ديگرى و دوستان را در فضاى جدا ازفضاى خويش بپندار، زيرا فكر ارتباط به خارج محققين را در كار تحقيق كمك مىكند و ذريعه جاسوس به نام زندانى و پاى واز دروغين اسرار را ا ز بندى مىگيرند.

خيلى وقتها وقتى مرغ جاسوس را در قفس با تو مى اندازند چنان آثار تعذيب و شكنجه بر بدن او ظاهر مى باشد و چنان ظاهر متقى و پرهيزگار از خود به نمايش مىگذارد كه حتى تهجد مى خواند و دعا و گريه نمايشى مىكند تا اعتماد ترا كسب كند، يا اينكه خود را زندانى جنايى معرفى نموده و نقش انسان فاسق و فاجرى را بازى ميكند كه فكر كنى جز عالم فحشا و فساد با ديگر دنيايى هيچ نوع تعلقى ندارد. بناءً در جريان تحقيق به هيچ كس هيچ چيز نگو،  همان مطلبى را كه در تحقيق مىگويى به همگى حتى به دوستانى كه ديدنت مى آيند بگو، زيرا شايد قفل زولانه هاى دست تو كامره و يا تيپ باشد و همه گفتنى هايتان را ثبت كند.

زندانى نبايد از جنگ روانى بترسد. تهديد ها و تخويفهاى مستنطقين همه فلمهاى است كه براى بدست آوردن رازهايت باز مىكنند. آواز لت و كوب و سرصدا و شكستن ميز و چوكى وزدن دروازه ها و چيغ و فرياد زندانى كه از اطاق مجاور به گوشت ميرسد همه جعلى اند. و قبل از تحقيق مى خواهند معنويات ترا سركوب كنند. با يقين بدان كه مامور تحقيق كسى نيست جز يك فرد رسمى دولت كه در وقت رسمى به وظيفه مىآيد و بعد از ختم كار چون ديگران به خانواده خود بر مىگردد.

جهاز كشف دروغ كذب محض است. چيزى بنام poly graph  و يا liedetector وجود ندارد. برادران زندانى هنگام قرار گرفتن در آن قصداً معلومات غلط مى دهند ولى هيچ اتفاقى نمىافتد. بايد گفت كه تغيرات وضعيت انسان درحالت احساس خوف  مثل تغير ضربان قلب، فشار خون و غيره آنها را كمك مىكند. بايد در هنگام نشستن بالاى چوكى مذكور حالت خود را عادى نگهداريد. اصلاً بايد نشستن بالاى چوكى عادى و بالاى چوكى به اصطلاح ماشين دروغ براى بندى هيچ تفاوتى نداشته باشد.

انواع تعذيب در زندانها و روش هاى مقاومت آن:

و سايل و روش هاى فشار در تحقيق به سه قسم است:

الف: فشار روحى، ب: فشار عصبى،  ج: فشار جسمى

الف: فشار روحى:

۱ـ  قانع ساختن زندانى با استدلال و قناعت دادن تا  اعتراف كند.

۲ـ  فريب دادن زندانى و چل بازى باوى با وعده هاى دروغين.

۳ـ  شكوك و شبهات ايجاد كردن.

۴ـ  فشار با تمسخر و ذليل كردن چون برهنه ساختن، بول در دهن و غيره .

۵ـ  توهين بر مقدسات دينى.

ب:  فشار عصبى:

۱ـ  زندانى كردن با مفسدين و فجار و معتادان وغيره.

۲ـ  زندانى كردن انفرادى.

۳ـ  بى خوابى دادن.

۴ـ  صداى بلند و خشن و آزار دهنده درگوش به طور مستمر .

۵ـ  محروم ساختن از آب و نان.

۶ـ  اسير را در حالت سخت مثل سردى وگرمى شديد گذاشتن. (در زندان بگرام در قهر زمستان زندانى را برهنه داخل بيلر آب مى اندازند)

۷ـ  بيشتر از شش ماه يك دست و يك پا را در ديوار قيد نمودن.

۸ـ  مجبور كردن به كار شاقه و طاقت فرسا.

۹ـ  آويزان كردن با دست يا پا بيشتر از ۲۴ ساعت .

۱ـ بيش از بيست ساعت استاده تحقيق دادن و در صورت نشستن سگهاى تعليمى را بر وى رها كردن كه با دندان زندانى را زخمى كند.

۱۱ـ  آب گرم و آب سرد ريختن.

۱۲ـ  چكاندن قطرات آب برسر.

۱۳ـ  سر را زير آب كردن.

۱۴ـ  تعداد زياد را در يك اطاق تنگ حبس كردن و يا يك اطاق بسيار كوچك براى يكنفر.

۱۵ـ  حبس كردن در جاى كثيف و بدبوى يا بيت الخلاء.

۱۶ـ  كش كردن خريطه سياه بر سر زندانى و يا بستن چشمانش.

۱۷ـ  تعذيب ديگران در حضورش و يا شنيدن آواز هاى تعذيب از اطاق پهلو.

۱۸ـ  تراشيدن ريش سر و ابرو و گذاشتن ناخون ها مدت طولانى.

۱۹ـ  گذاشتن مدت كم براى رفع قضاى حاجت و براى غسل و ايستاده بودن عسكر در نزد محبوس در وقت قضاى حاجت.

ج:  فشار هاى جسدى:

۱ـ  زدن در جاهاى حساس بدن، مثل زدن در دهن تاكه دندان ميده شود.

۲ـ  خفك كردن و قيد كردن نفس با فشار در گلون.

۳ـ  زدن با چوب در پاها و مقعد، و فشار در خصيه.

۴ـ  كندن موىسر و ريش و سوزاندن آن.

۵ـ  سوزاندن بدن با سگرت.

۶ـ  فشار در مفاصل و بستن در تخت مدور براى تعذيب ستون فقرات.

۷ـ ا ستعمال دنده برقى.

۸ـ  خوراندن مايعات و تربوز وغيره بعد بستن آله تناسلى.

براى مقاومت با همچو برخورد ها بايد مجاهدين افراد خود را از قبل با روش هاى تحقيق آشنا بسازند. گاه گاهى چشم هاى افراد را  به مدت طولانى ببندند، در انفرادى بندى بسازند، تحقيق نمايند و در جريان تحقيق شديدأً بزنند، تا با اين كار افراد به تحقيق حقيقى عادت كنند، مثل كسى كه پايش قطع شود، يا پدرش بميرد ابتدا خيلى مشكل است بعد عادت مىكند، بهتر است به اين مسايل قبل از زندان عادت داشته باشد، تا  صاحب معنويات عالى و جرئت باشد.

مجاهد بايد هيچ اسنادى بدست دشمن ندهد و اسناد را در جاى مناسبى مخفى كند، و همچنان هركس بكوشد معلومات بى مورد بدست نياورد، بدون شك شخصى كه از مسايل خبرندارد و آنكه باخبر است و پنهان مىكند فرق دارد، تاكيداً عرض ميكنيم كه دنبال جمع آورى معلومات زياد نباشيد.

من حسن اسلام المرء تركه مالا يعنيه: از خوبى هاى يك مسلمان اين است كه آنچه به او ارتباط ندارد به آن غرض ندارد.

آن تعداد مجاهدينى كه احتمال دارد باهم دستگير شوند بايد به صيغه يى اتفاق كنند كه همگى همانرا در تحقيق خود بگويند، و بايد مطالبى كه گفته مىشود در حافظه بماند زيرا بار بار همچو سوال ها تكرار مى شود و در صورت فرق در جواب ها مورد سئوال قرار مىگيرد.

وقتى كسى گرفتار شد بايد ديگران جانب اعتراف او را ترجيح داده و احتياط كنند. برادرى كه آزاد شد بايد بگويد كه در مورد دوستان چه اعترافاتى كرده است و نبايد از اين موضوع حيا كند. گاهى زندانى را به گرفتارى همسر و خانواده اش تهديد ميكنند و يا آنها را مى آورند و حرفهاى نامناسب مى زنند. به الله توكل كن و بدان كه تو دينش راحفاظت ميكنى و او جل جلاله از آبرويت دفاع مىكند. به دشنام هاى بسيار زشت و نامناسب مستنطقين عادت داشته باشى زيرا همين اخلاق و  فرهنگ آنان است، خود را بى تفاوت بگير، حوصله كن و بدانى كه كارسگ غپيدن است.

اين را بايد باور داشته باشيد كه در نهايت مامور تحقيق مجبور است كه دوسيه را بسته كند و بنويسد كه بى گناه است، يا مقاوم است و به اعتراف تن نمى دهد و بالآخره اين سلسله ختم مىشود.  مطئمن باش كه ثبات تو باعث نجات خودت و دوستان مجاهدت مى گردد و زحمت هايت نزد الله به هدر نمىرود زيرا تو به خاطر ايمانت به الله عزيز حميد به اين دشوارى ها مواجه شده يى. چيزى كه به شهادت پيامبر صلى الله عليه وسلم  امت هاى قبلى نيز به آن مواجه شده اند، گوشت آنان از استخوان شان با اره هاى آهنين اره مىگرديد به آتش انداخته مى شدند و از راه خود برنمى گشتند، در قرن ما لله الحمد ثبات برادران مجاهد ما در زندان هاى بگرام، پلچرخى، ابوغريب و گوانتانامو و عمليات استشهادى جوانان عزيز ما اعم از دختر و پسر تاريخ اسلام را هرچه بيشتر پر افتخار نموده است.

بايد بدانيم كه شكست در مقابل مامور تحقيق شكست در جبهه حق است. تو كه در مقابل و بم بارود ايستاده و به شهادت آماده يى نبايد شكست را متحمل شوى و هر بار كنار آمدن با مامور تحقيق باعث شكنجه بيشتر و تقاضاى بيشتر مستنطق از توگرديده به مصيبت هايت مى افزايد. هميشه به ذهن خود داشته باش كه تحقيق پايان مى يابد و در صورت ثبات آزاد مىشوى  و دركنار خانواده و دوستان سربلندبر مىگردي ويا اينكه با شكست در زندان مى مانى و در نزد دوستان نيز شرمنده خواهى بود. مامور تحقيق حق زدن، بيخوابى دادن، گرسنه و تشنه ساختن را دارد ولى نمى تواند زبانت را حركت بدهد. از برنامه ها و سرگذشت خود در زندان براى دوست و دشمن قصه نكن زيرا امكان دارد چوچه مرغى در قفس با تو باشدو سخنهايت را ثبت نموده به مستنطق بدهد و برادر مجاهدت كه با تو در زندان است ضرورت به خبر شدن از كار نامه هايت ندارد.

انكار هميشه سهولت مى آورد و اعتراف  مشكلات زيادى  در پى دارد، بطور مثال وقتى پرسيد فلانى را مى شناسى؟ جواب ميدهى، نخير، باكمى تعذيب مسأله پايان مى يابد، و اگر جواب دادى بلى، مىگوئيد: اسم كامل او چيست؟ كجا كار مىكند؟ شماره تيلفون او چند است ؟ شماره موتر او چند است ؟ خانه اش كجاست؟ اقارب او كيست ؟ چه وقت  با او معرفت پيدا كردى؟ آخرين بار چه وقت با او ديدى ؟ در كجا ملاقات صورت گرفت ؟ در مورد چه صحبت كرديد؟ در اين ملاقات ديگر چه كسانى بودند؟ آدرسها و نامهاى كامل حاضرين مجلس را بگو، و سئوالهايى از اين قبيل.

مراحل تحقيق :

اول: مرحله تعارف با زندانى و معلوم كردن توانمندى هايش .

دوم: مرحله فشار متزايد: ابتدا براى متهم بودن زندانى دلائل ارايه مىكند، بعد آهسته آهسته تعذيب را اضافه مىكند تا صبر زندانى را به آخر برساند.

سوم: اوج فشار و تشدد:  مىخواهد به زندانى بفهماند كه جز اعتراف و تسليم چهاره ديگر و جود ندارد.

چهارم: وقت دادن به زندانى: در اين مرحله زندانى را در انفرادى قيد ميكند و مدت طولانى او را در حالتى كه دست و پايش  زنجير و چشم هايش بسته مىباشد تنها ميگذارد كه فكر كند اگر اعتراف نكنم به همين حالت مدت ها خواهم ماند.

پنجم: باز گشت به تشدد و اوج تعذيب : در اين مرحله مستنطق مى خواهد به زندانى تفهيم كند كه اين سريال هنوز دنباله دار است، و چاره اى جز اعتراف نيست، مى خواهد زندانى را به خواسته هاى خود تسليم كند.

ششم: مرحله اخير جمع بندى اعترافات و تحويل دوسيه به محكمه و زندانى به بازداشت گاه است.

چند قاعده مهم امنيتى بطور خلاصه:

۱٫        توكل به الله و خود را به او سپردن: احفظ الله يحفظك.<!–[endif]–>

۲٫        وقايه قبل از علاج.<!–[endif]–>

۳٫        دانستن قدر ضرورت.<!–[endif]–>

۴٫        معلومات دادن به قدر احتياج.<!–[endif]–>

۵٫        سيطره و حاكميت برعادات.<!–[endif]–>

۶٫        از تيلفون برحذر بودن، در هنگام مجالس لين تيلفون را از ساكت جداكردن، و مبايل را خاموش نموده سيم كارت و بطرى آنرا بيرون كردن.

۷٫        پيوسته خانه را از اسناد وشواهد خالى كن و اسرار را به فاميل نگو.<!–[endif]–>

۸٫        پنهان كارى كن، در باره كارهايت و كار هاى ديگران به كسى چيزى نگو.<!–[endif]–>

۹٫        روال زندگى بايد طبعى بوده در مورد خود شكوك و شبهات ايجاد نكن.<!–[endif]–>

۱۰٫    شماره هاى تيلفون و آدرس ها را حفظ كرده و يا به به شفر بنويس.<!–[endif]–>

خلاصه چند قاعده مهم براى آماده شدن به تحقيق :

اول : تمسك به نيروى ايمان.

دوم: مجهز به نيروى صبر ثبات و مقاومت.

سوم: عاقبت بد اعتراف را به ياد داشتن.

چهارم: فريب نخودرن به فريب كارى هاى مستنطقين.

پنجم: هميشه با احتياط و بر حذر باش: به هركسى در زندان اعتماد نكن، كارى در زندان نكن كه بر تو شهادت بدهد، هرگز بر اعتراف ولو جزئى فكرنكن.

روبرو شدن با مامور تحقيق:

با چهره بسيار عادى و بدون هرنوع پريشانى با مامور بنشين، از وضعيت جسمى، علمى و اجتماعى خويش برايش چيزى اظهار نكن و نقاط ضعف و قوت خود را از وى پنهان بدار. بسيار عادى بوده و مامور را به غضب نياور، با ادب و به جواب هاى كوتاه و غير صحيح صحبت كن، براى مصروف كردن وخسته ساختنش آهسته صحبت كن و از او بخواه تاسوالش را تكرار كند و جواب هاى ناقص بده.

و در نهايت اين مطلب را با خود هميشه در ذهن داشته باش كه از دستگير شدن و رفتن به زندان به هر وسيله يى خود دارى كنى، مثلاً مسلح باشي مقاومت كني و از الله در عوض دستگيرى شهادت بخواهي، (بجنگيد تاشهيد شويد).

 

 

( خلاصه اساسات امنيت در امورات جهادى)

اساس اول : كار بخاطر الله جل جلاله:

اخلاق و سلوكيات يك مجاهد از لحاظ ظاهر و باطن بايد  طبق شريعت الله جل جلاله بوده و در هرجانب از الله و رسولش اطاعت كند، كه در نتيجه الله تبارك و تعالى  حافظ او از كيد ومكر دشمن بوده و ناصرش در تمام برنامه هاى جهادى اش مى باشد.

قرآن به پيامبر صلى الله عليه وسلم مى فرمايد: قُلِ ادْعُواْ شُرَكَاءكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلاَ تُنظِرُونِ ْ إِنَّ وَلِيِّـيَ اللّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ: بگو شريكان خود را بخوانيد سپس در باره من حيله به كار بريد و مرا مهلت ندهيد. بدون شك، چاره ساز من همان الله است كه قرآن را فرو فرستاده و صالحان را دوست دارد .                                               اعراف: ۱۹۶

اساس دوم: ترسيخ ريشه هاى اخلاقى در افراد: مثل  حفظ اسرار، ترك مالا يعنيه و كارهاى بى فايده، اجتناب از  پرگويى و غيره.

اساس سوم : بيدارى و محتاط بودن.

اساس چهارم  : شناختن درست وسايل دشمن.

اساس پنجم : مراعات نظم در تنظيم.

با اطاعت كامل از امير و انجام دادن تمامى وظايف محول شده، آموختن ادب اجازه گرفتن در همه كارها، اعتراف نمودن به اشتباهات خود و فوراً آنرا به مسئولين رساندن تا جلو مشكلات ناشى از آن  پيشتر گرفته  شود.

و من الله التوفيق

 

خاتمه

 

در خاتمه بايد گفت كه در جهاد عليه روس ها سهولت هاى زيادى  از طرف ملت و همسايگان فراهم بود، فعلاً تمام همسايه ها دشمن اند و ملت در مشكلات اقتصادى گرفتار است، به همين سبب تعدادى به مؤسسه هاى دولتى و غير دولتى رفته و در برابر پول به آنها جاسوسى مى كنند. بناءً بر مجاهدين نهايت ضرورى است كه جانب  احتياط را كاملاً مراعات نموده خود و ديگران را ازمشكلات ناشى از بى احتياطى و در نهايت دستگيرى نجات بدهند. الله جل جلاله مى فرمايد: ياايهاالذين آمنوا خذوا حذركم: اى مؤمنان احتياط خود را بكنيد.

و صلى الله على سيدنا محمد وعلى آله  و صحبه اجمعين

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید