مختصری از تاریخ حركتهاي مسلحانه ی سکولاریستهای حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله با دولت شیعه مذهب ایران

مختصری از تاریخ حركتهاي مسلحانه ی  سکولاریستهای حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله با دولت شیعه مذهب ایران 

ارائه دهنده : رسول هورامی (دانشجوی تاریخ )

 

وجود اختلافات قومي و عقیدتی براي هر دشمن و بیگانه پرستی غنيمت است. دشمنان هميشه سعي مي‌كنند چنين اختلافاتي را به‌عنوان يك اهرم فشار در آستين روابط موزیانه ی خود نگاه‌ ‌دارند. در جريان جنگ ايران و عراق شاهد بهره‌برداري کشورهای متجاوز از احزاب و گروهک های سکولاریست و مرتد كرد ، عليه مردم مسلمان  کردستان  بودیم.

مهمترين اين موارد، تحريك سرکردگان گروهک سکولاریست کومله به سرکردگی عبدالله مهتدی و ابراهیم علیزاده مي‌باشد كه در بهمن سال ۱۳۵۷ و به تبع برهم‌خوردن ثبات رهبریت دینی کردها و ثبات سياسي ايران، به‌عنوان سران کومله به تشکیل سازمان سکولاریستی و تقويت آن پرداخت. البته کومله از حزبهای سکولار باسابقه ايران نبود ، اما در فضاي سياسي سال های ۵۸ الی ۶۰  به‌وجود آمد و با فراز و فرودهايي تداوم پيدا كرد. اما تقويت و تاثير سياسي مهم آن، بيشتر به‌دوران پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و نقش آنها در حركتهاي ارتدادی سکولاریستی  و همكاري با رژيم  سکولاریست صدام در جنگ عليه کردهای اهل سنت و حکومت شیعه مذهب  ايران مربوط مي‌شود. اتحاد اين گروه  سکولار کمونیست با گروهک اتحاد مبارزان کمونیست نيز که منجر به تشکیل حزب کمونیست ایران در دوازدهم شهریور ماه سال ۱۳۶۲ گردید، يكي از نكته‌هاي مهم درباره آن است.

اما نکته ای که بسیار حائز اهمیت است این است که این حزب سکولار یست در طول سال های  تاریک جنگ میان سکولاریستهای بعث عراق با حکومت شیعه مذهب ایران ؛ با همکاری صدام با انسداد جاده ها، تهدید و آدم ربایی، مین گذاری و اعزام تیم های ترور و حمله به علمای دینی ، حمله به مراکز دینی  چونمکتب قرآن مریوان و…، حمله به شهرها و به شهادت رساندن بسیاری از هموطنان اهل سنت فعال در کردستان و هورامان نقش زیادی در کمک به رشد جریانات سکولاریستی و در انزوا قرار گرفتن جریانات مذهبی اهل سنت  داشت .

وضعيت كردستان در آستانه انقلاب مذهبی ۱۳۵۷ ایران


همزمان با اوج‌گيري مبارزات انقلابي مردم مسلمان در سال۱۳۵۷، چند جریان برجسته  كردي در مناطق كردنشين ايران فعال بودند:

الف‌ــ حزب (سکولار سوسیالیست) دمکرات كردستان ايران، كه پس از كنگره سوم و انتصاب عبدالرحمن قاسملو به‌عنوان رهبر حزب، تجديد سازمان يافته بود.

ب‌ــ گروهک (سکولار کمونیست )كومله، كه مركز آن در شهر سنندج بود. اين گروهک سکولاریست، نخست با نام تشكل دانشجويان كرد، مطرح شد  و از نظر گرايش سياسي و ايدئولوژيك، مائوئيست بود. به اعتقاد آنها، نخست كردستان و سپس تمام ايران را مي‌توان با به‌راه‌انداختن مبارزات دهقاني در روستاها از طريق يك سازمان پيشتاز، نجات داد! بايد يادآور شد كه در اوايل انقلاب ۵۷ ، اين گروهک سکولاریست، نخست با نام: سازمان انقلابي زحمتكشان کردستان (كومله) فعاليت مي‌كرد؛ اما از سال۱۳۶۲ به بعد، به حزب كمونيست ايران تغيير نام داد.

ج‌ــ جمعيت جوانان مسلمان كرد، كه رهبري آن را احمد مفتي‌زاده عهده‌دار بود. اين جماعت به دليل گرايشهاي سياسي ــ ايدئولوژيك با دو حركت سکولاریست قبلي تفاوت بنیادین داشت، ولی در مساله ی خودمختاري كردستان با آنها هم‌‌راي بود.

د : جماعت مسلح مذهبی هورامان که در زیر پرچم حزب صوفیهای طریقه ی نقشبندیه تحت عنوان « جماعت رستگاری » متحد گشته بودند . نبردهای قهرمانانه ی آنها با سکولاریستهای کمونیست کومله در هورامان مشهور است .

ه : پاسداران پیشمرگان مسلمان که  به همراه نیروهای شیعه مذهب ایران با احزاب سکولاریست و مرتد کردستان وارد جنگ و مبارزه گشته بودند .اینها بر این باور بودند که با مرتدین سکولاریست کومله و دمکرات که با پشتیبانی متحدینشان هویت دینی و اخلاقی کردها را در معرض خطر قرار داده اند باید با هر وسیله ای جنگید . اینان شر سکولاریستهای مرتد را از هر چیز دیگری بیشتر می دانستند .

اوضاع سياسي كردستان پس از پيروزي انقلاب ۱۳۵۷

 

در این زمان ، داریوش فروهر ابتدا با شيخ عزالدين حسيني ملاقات كرد و وي بلافاصله نمايندگان شوراي شهرهاي كردستان را براي مذاكره با نماينده دولت موقت فراخواند. در بيست‌ونهم بهمن‌ماه، جلسه‌اي با شركت نمايندگان دو طرف تشكيل شد كه از طرف كردهای سکولاریست  شيخ‌عزالدين حسيني و شيخ جلال حسيني ، تعدادي از روحانيون منطقه، عبدالرحمن قاسملو، غني بلوريان و تعدادي از فعالان حزب دمکرات، نمايندگان سازمان کمونیستی چريكهاي فدايي خلق و افراد متفرقه ديگر حضور داشتند. در روز سي‌ام بهمن‌ماه، اين نمايندگان طرح هشت‌ماده‌اي خود را به فروهر تحويل دادند و او پاسخ به اين طرح را در صلاحيت دولت موقت دانست.

به‌طوركلي، حركتهاي مسلحانه گروهکهاي سکولاریست كرد پس از پيروزي انقلاب را مي‌توان به چهار مقطع زماني تقسيم كرد:

«مقطع نخست، وقايع سال۱۳۵۸ را شامل مي‌شود كه عمده‌ترين آنها سقوط پادگان و هنگ ژاندارمري مهاباد و پاسگاههاي ژاندارمري، درگیری نقده، فرمان رهبر انقلاب در شكستن محاصره پاوه و سپس آزادسازي شهرهايي مانند بانه، سردشت، مريوان و… بود.

مقطع دوم وقايع سالهاي ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ را دربرمي‌گيرد كه با تجاوز ارتش سکولاریست عراق و همزمان‌باآن تشديد اقدامات نيروهاي سکولار یست گروههای حزب دمکرات و حزب كومله همراه بود. اين احزاب سکولاریست كوشيدند تا جبهه كردستان را فعال نگه‌دارند و بدين‌ترتيب، بخشي از نيروهايي را كه بايد براي مقابله با ارتش سکولاریست عراق به كار گرفته مي‌شد، در اين منطقه مشغول كنند.

مقطع سوم وقايع سالهاي ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴ را شامل مي‌شود. طي اين سالها، قرارگاهی تحت عنوان « سيدالشهدا »، متشكل از نيروهاي سپاه ، ارتش و ژاندارمري شكل گرفت و با استقرار در منطقه توانست امنيت را در شهرها، روستاها، جاده‌هاي اصلي و مرزهاي كردستان ايران با عراق تامين كند و با پاكسازي پايگاههاي نيروهاي  سکولاریست كرد آنها را از كردستان ايران به كردستان عراق براند.»

مقطع چهارم از سال۱۳۶۴ تا پايان جنگ را دربرمي‌گيرد. پس از سال۱۳۶۴ و فعال‌شدن  پایگاهی به نام « قرارگاه رمضان »در كردستان عراق، به‌ويژه با تغيير استراتژي عملياتي ايران در تغيير جبهه از جنوب به شمال، دامنه فعاليتهاي نظامي گروهک  سکولار کمونیست  کومله كاهش يافت و گرايش به همكاري با حکومت مذهبی  ايران و حل‌وفصل اختلافات از طريق سياسي رشد بيشتري يافت. البته، دراين‌ميان، همكاري نزديك ايران با دو حزب سکولاریست حزب دمکرات كردستان عراق و اتحاديه ميهني نيز در رويكرد جديد گروهک  سکولار کمونیست کومله موثر بود.

طي اين دوره‌ها، نيروهاي گروهک سکولار کمونیست کومله از روشهاي مختلفي براي مبارزه با نيروهاي حکومتی ایران استفاده مي‌كردند.

در مقطع نخست و در سالهاي آغازين بحران به وجود آمده توسط سکولاریستها در كردستان، اين نيروهای سکولاریست  كوشيدند با حمله به پايگاهها ــ به‌عنوان‌مثال: محاصره پادگان سنندج در سال۱۳۵۸ ــ اين مراكز نظامي را از فعاليت ساقط كنند.

در مقطع دوم، پس از گسترش‌يافتن نيروهاي نظامي ارتش و سپاه پاسداران، پیشمرگان سکولار کمونیست کومله بيشتر روشهايي مانند كمين، مين‌گذاري جاده‌ها، ترور، ارعاب افراد بومي و غيربومي در كردستان (كه با حکومت ایران  ارتباط داشتند) و حمله و مصادره و به‌آتش‌كشيدن امكانات دولتي را به‌كاربستند و پس‌ازآنكه به داخل كردستان عراق رانده شدند، با عبور مخفيانه از مرز و انجام اقدامات ايضایي عليه نيروهاي حکومتی ایران، دوباره به عراق باز مي‌گشتند.

تشريح برخي از تحولات و وقايع مهم كردستان مي‌تواند عملكرد و نحوه رويارويي اين گروهک سکولار کمونیست کومله با دولت شیعه مذهب ايران را آشكارتر كند.

اوضاع سنندج در فروردين‌ماه سال۱۳۵۸

پس از پيروزي انقلاب، دو كميته در شهر سنندج تشكيل شد. مسئول يكي از اين كميته‌ها را صفدري (يك آخوند شیعه مذهب) عهده‌دار بود كه بيش از يك‌سال، سرپرستي حسينيه سنندج را برعهده داشت . وي همزمان با سرپرستي كميته مزبور، سرپرستي ستاد لشكر سنندج را نيز برعهده داشت.

كميته ديگري نيز در محل استانداري ايجاد شده بود كه احمد مفتي‌زاده، رئيس‌ جمعيت جوانان مسلمان كرد، مسئول آن بود. از همان آغاز، وي با اعلام مخالفت با صفدري، خود را تنها رهبر مذهبي ــ سياسي كردستان دانست و در سفرهايي كه به تهران داشت، مرتبا از مقامات درخواست مي‌كرد صفدري از سنندج اخراج گردد و كميته او اداره شهر را برعهده داشته باشد و معاونش (خسروي) نيز به‌عنوان استاندار استان كردستان انتخاب شود.

از روز بيست‌وهشتم اسفندماه، تمامي گروههاي  سکولاریست كرد و غیر کرد نظیر: (حزب دمکرات، كومله و فداييان)، نيروهايشان را از تمام مناطق كردستان جمع‌آوري نموده و به سمت سنندج حركت كردند و بدين‌ترتيب، شهر به حالت نظامي درآمد.

در نخستين روز فروردين‌ماه سال۱۳۵۸، هياتي از تهران براي ازبين‌بردن جو تشنج و پايان‌دادن به جنگ به سنندج وارد شد. اين هيات که : متشكل از (  طالقاني، بهشتي، هاشمي‌رفسنجاني، بني‌صدر و صدر حاج‌سيدجوادي) با مفتي‌زاده، شيخ‌ عزالدين، قاسملو، غني بلوريان، و نمايندگان كومله و چريكهاي فدايي به مذاكره پرداختند.

در جريان مذاكرات شوراي موقت با  طالقاني و هيات اعزامي از تهران، جو تشنج تاحدودي از بين رفت و قرار شد مراكز تصرف‌شده تخليه شوند، براي تاسيس شوراي شهر، انتخابات انجام گيرد و شوراي موقت نيز منحل شود.

بدين‌ترتيب، ابراهيم يونسي (توده ای ) نيز از طرف وزير كشور به‌عنوان استاندار کردستان انتخاب و غائله به‌طورموقت پايان يافت، اما گروهکها ی سکولاریست به‌شدت از آن استفاده تبليغاتي كردند و در شهرهاي بانه و سقز، تظاهراتي با شعار «ارتش ضدخلقي نابود بايد شود»، به راه افتاد.

در اين هنگام، ديگر مناطق كردستان نيز وضعيت متشنجي داشتند. در مردادماه سال۱۳۵۸، نيروهاي  وفادار به  انقلاب  در ایران به بيرون‌ راندن گروهكهاي سکولاریست  به خصوص حزب دمکرات و  کومله  و متحدین سکولاریست غیر کردشان از مناطق كردستان معتقد بودند؛ چراكه علاوه بر گذارشاتی از تحرکات نیروهای سکولاریست بعث عراقی در غرب ایران ؛ هر روز اين گروهکها ی سکولاریست جنگ تازه‌اي را در گوشه‌اي از كردستان به نيروهاي اسلامی مستقل بومی و یا نیروهای مرکزی  تحميل مي‌كردند.

سرانجام، در جنگ پاوه، رهبر انقلاب‌ مذهبی ایران مستقیما وارد عرصه  شده  و فرمان پاكسازي تمام مناطق از نيروهاي سکولاریست  را صادر كردند.وی با بيان اين مطلب كه حساب مردم  مسلمان كرد از توطئه‌گران سکولاریست کرد ، ترک ،فارس و…که در کردستان جمع شده اند  جدا است، استراتژي نيروهاي نظامي ایران را در برخورد با مساله كردستان مشخص كردند.

در آن زمان، دكتر چمران فرماندهي نيروهاي نظامي را در شهر پاوه برعهده داشت. بدين‌ترتيب، نيروهاي ارتش و سپاه طي عملياتهاي پي‌درپي توانستند ضمن پاک سازي شهر پاوه، به‌تدريج، ديگر نواحي كردستان را از لوث وجود گروهکهای سکولاریست ،  به خصوص گروهک سکولار کمونیست کومله پاک كنند.

در بيست‌وهشتم مردادماه، گروهكها ی سکولاریست ــ كه هنوز آمادگي درگيري در تمام جبهه‌ها را نداشتند ــ با نشان‌دادن مقاومت اندكي در سقز و مهاباد، تمامي شهرهاي كردنشين آذربايجان غربي را تخليه و به نقاط دوردست كوهستاني و مرزي فرار كردند. بعد از آن، سرکردگان گروهک سکولار کمونیست کومله به عراق رفتند و در آنجا، زير چتر حمايت رژيم  سکولار سوسیالیست بعث قرار گرفتند.

گروهک سکولار کمونیست کومله كه نتوانست در مقابل حمله نيروهاي سپاه و ارتش/ مقاومت كنند، جنگ چريكي را در منطقه آغازكردند، ازاين‌رو ــ به لحاظ نامنظمي و عدم تمركز اين‌گونه جنگها ــ انهدام کامل  گروهكهاي سکولاریست مذكور عملا برای نیروهای مسلح ایرانی و  متحدین بومیشان دشوار گرديد.

آغاز مجدد درگیری ها در كردستان

در بهار سال۱۳۵۹، پس از به‌بن‌بست‌رسيدن كامل مذاكرات هيات نمايندگي كرد با هيات حسن‌نيت، از شمال و جنوب كردستان، جنگ مجددي از جانب گروهکهای سکولاریست بر نیروهای طرفدار انقلاب  تحميل شد. در شمال، حزب دمکرات ، به نيروهاي ارتش و سپاه حمله كرد و جنگ سختي در گرفت. در جنوب  کردستان ، نيز گروهك کومله راه را بر ستون نظامي بزرگي كه از مسير كامياران آمده بود و قصد ورود به پادگان سنندج را داشت، سد كردند.

توجيه سرکردگان گروهک کومله اين بود كه ستون مزبور براي اشغال شهر آمده است. هرچند طي مذاكراتي قرار شد اين نيروها از راهي فرعي به پادگان دسترسي يابند، اما در بين راه، عوامل گروهكهای سکولاریست  به نيروهاي ارتش حمله و عده‌اي را كشته و زخمي كردند. بااين‌حال، اين نيروها خود را به پادگان رساندند.

همزمان، در بانه و مريوان نيز جنگ آغاز شد و گروهکهای سکولار یست کومله و دمکرات، دو پايگاه را در نزديكي سردشت خلع سلاح كردند. ازآنجا‌ كه گروهكهای سکولاریست  فكر مي‌كردند توان مقاومت در شهرها را دارند، به‌ويژه در سنندج همه مناطق را سنگربندي كردند و بدين‌ترتيب، جنگ سختي آغاز گرديد كه بيست‌وچهار روز طول كشيد و طي آن، عده زيادي از غیر نظامیان كشته و مجروح شدند.

به‌هرترتيب، پس از يك‌ماه، شهرهاي سنندج، مريوان، بانه، سقز و سردشت توسط نیروهای متحد مرکز ی و بومی پاکسازی شدند.

در شهريورماه سال۱۳۵۹، ستوني از نيروهاي ارتش، با هدف/ رفتن به مناطق مرزي براي جلوگيري از اشغال منطقه توسط ارتش سکولاریست عراق، از بانه به سمت سردشت حركت كرد، اما در تمام طول مسير، همزمان با حمله نيروهاي متجاوز عراق به خاك ایران  و اشغال بخشهايي از آن، افراد حزب دمکرات و گروهک کومله به اين نيروها حمله كردند.

در پاييز سال۱۳۵۹، مهاباد نيز پس از يك‌سال، طي نبرد سنگيني از اشغال گروهکهاي سکولاریست بيرون آمد.

چند روز بعد، درحالي ‌كه ارتش سکولاریست بعث عراق از طريق مرزهاي پيرانشهر مي‌كوشيد اين منطقه را اشغال كند، چته های سکولاریست حزب دمکرات و  کومله ، در هماهنگي با آنها، به پادگانهاي پيرانشهر و پاوه حمله كردند تا اين مراكز را خلع سلاح كنند اما بر اثر مقاومت  ارتش و سپاه، سرانجام شكست‌ خورده در نتیجه از پيرانشهر و پاوه خارج شدند.

به‌هرحال، در سال۱۳۶۱، نيروهاي شیعه مذهب ایران به همراه متحدین سنی مذهبشان در كردستان به پيروزيهاي چشمگيری علیه سکو لاریستها ی متحد کرد ،ترک ،عرب ، فارس و.. که در کردستان جمع شده بودند ،دست يافتند. در اين سال، جاده استراتژيك پيرانشهر به سردشت پاکسازی  شد و بخشهاي مهمي از محور مهاباد به سردشت و دیگر شهرهای کردستان و روستاهاي اطراف پاكسازي گرديد.
گروهک سکولارکمونیست کومله و حزب سکولار سوسیالیست  دمکرات کردستان ایران  ، در پي رانده‌شدن به كردستان عراق، در آن كشور نيز در مواردي ، هدف حمله گروههاي سکولاریست كرد عراقي متحد ایران قرار گرفتند .به تدريج نفوذ و فعاليت حزب سکولاریست دمکرات و گروهک سکولاریست کومله، در كردستان ايران كاهش يافت و به تلاشهاي سياسي براي جلب‌نظر مسئولین حکومت شیعه مذهب ايران بيش‌ازپيش‌ توجه شد.

نتيجه‌گيري

 

روند شكل‌گيري و فعاليت سکولاریستهای حزب دمکرات و  کومله ، نشان‌دهنده بهره‌گيري اين گروهک های سکولاریست  از سه عامل مهم زير است:

۱ــ بهره‌گيري از ويژگيها و مطالبات قومي مردم كردستان

۲ــ نزديكي به دولتهاي سکولاریست بيگانه براي تامين سلاح و پشتيباني سياسي

۳ــ استفاده از ضعف دولت مركزي در ايران.

در هر برهه از تاريخ، كه سه عامل مزبور از نظر اهداف، سياست و روند تحولات با هم و در سمت‌وسوي واحدي قرار گرفته‌اند، فعاليتهاي احزاب سکولاریست  به خصوص حزب دمکرات و گروهک کومله افزايش يافته و هدفهاي آن در سيري صعودي قرار گرفته و بزرگ‌تر شده‌اند.

هرچند اين گروهک ها ی سکولاریست از احساسات قومي مردم  مسلمان كردستان بهره‌ مي‌گيرند، اما تلاشهاي آنها بدون وجود بحران، در مرزها و كشورهاي همسايه و حمايت دولتهاي بيگانه به جايي نرسید. ازسوي‌ديگر  علاوه بر متضاد بودن عقاید سکولاریستی شان با عقاید اسلامی مردم مسلمان کردستان ، با آشكارشدن وابستگی حزب دمکرات و گروهک کومله به دولتهاي سکولاریست و جنایتکار بيگانه، با بحران مشروعيت و پايگاه اجتماعي روبرو  شدند و از درون، جايگاه خود را از دست مي‌دادند.

در سالهاي نخست پس از پيروزي انقلاب ۵۷، دولت سکولاریست بعثي عراق و حزب سکولاریست دمکرات ، گروهک سکولاریست کومله و ديگر گروهكهای سکولاریست ، هدف سياسي مشتركي مبني بر سرنگوني نظام نوپاي شیعه مذهب داشتند؛ موضوعي كه به همكاري گسترده و فراگير رژيم سکولاریست صدام ازيك‌سو و حزب سکولاریست دمکرات، گروهک سکولاریست کومله و گ ديگر روهكهاي سکولاریست  ازسوي‌ديگر انجاميد. درنتيجه، رژيم  سکولاریست عراق امكانات فراواني را در اختيار اين گروهكهای سکولاریست  گذاشت. اینها با هرگونه حکومت مذهبی مخالفت داشتند و برایشان سنی ،شیعه ، یهودی ،مسیحی و… فرقی نداشت .

در وهله نخست،افزون‌براين، رژیم سکولار سوسیالیست  صدام حسین ، امكانات تبليغاتي در شمال اين كشور را در اختيار حزب سکولاریست دمکرات ، کومله و گروهكهاي سکولاریست ديگر قرار داد كه ازآن‌جمله مي‌توان به فراهم‌كردن فرستنده‌هاي راديويي براي انجام تبليغات عليه انقلاب مذهبی و تشويق كردهاي ايران، به شورش عليه دولت شیعه ی مركزي اشاره كرد.  همچنین در ادامه خدمات رژیم سکولاریست عراق سرکردگان  و عناصر حزب سکولاریست دمکرات ، گروهک سکولاریست کومله و ديگر گروهكهای سکولار ، از امكانات فرودگاهي عراق براي سفر به ديگر نقاط جهان نيز استفاده مي‌كردند.

نتیجه اینکه با توجه به تمام فعالیتهای نظامی و کمکهای بی شائبه رژیم سکولاریست بعث عراق ، گروهک  سکولار کمونیست  و مزدور کومله و حزب سکولار سوسیالیست دمکرات کردستان ایران هرگز نتوانستند به اهداف ، سیاستها و برنامه های از پیش تعیین شده و دیکته شده ی سکولاریستی بیگانگان دست یابند.و در ادامه سازمان و تشکیلاتشان هر روز دچار اختلاف و انشعاب گردید و هم اکنون از وزن ناچیزی  هم  در میان کردهای مسلمان برخوردار نیستند.

 

 

3 دیدگاه دربارهٔ «مختصری از تاریخ حركتهاي مسلحانه ی سکولاریستهای حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله با دولت شیعه مذهب ایران»

  1. سلام بر مسلمین
    از ملی گرا احمق تر ندیدم .
    بر خلاف ادعای خودشون ملی گرا هم نیستن.(نه این که ملی گرایی چیز خوبی باشه ،نه، از باب اطلاع عرض میکنم).
    مثلا ملی گرا های کردستان رو نگاه کنید اولش سگ شوروی بودن بعد سگ صدام شدن . بعد شدن سگ ایران بعدش شدن نوکر آمریکا ، کلا سرزمین شون رو به هر خریدار کافری میفروشن از صلیبی تا کومنیست و بعثی ،
    پناه بر الله از این ذلت ، والحمدلله بخاطر عزتی که الله به مسلمان داده .

    پاسخ
    • بنده ی الله حقا که راست فرمودید؛ جزاک الله بالشهاده..

      نکته: ولی این را هم بدانیم حفظ لباس و زبان مادری ربطی به مسئله ی ملی گرایانه ندارد و هر مسلمانی در هر زبان ولباسی اگر دین را اولویت قرار دهد بازهم میتواند لباس و زبان مادری خود را حفظ کند.. پس ملی گراها قوم پرست بدانند تنها راه نجات لباس وزبان مادریشان دین اسلام بوده و هست؛ زیرا مگر دیده ای یک امریکی دلش به حال یک بلوچ یا کورد بسوزد؟؟؟!!! مگر اینکه بخواهد اورا در وادی کفر بیندازد؟؟؟!!! تنها راه نجات مردم خاورمیانه از جهان سومی بودن چنگ زدن به توحید واقعیست.. خاک و وطن مارا به بهشت نمیبرند

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید