شناساندن و معرفی سلفيون آل سعود به مردم ( قسمت سوم )

شناساندن و معرفی  سلفيون  آل سعود  به مردم ( قسمت سوم )

نوشته : شيخ حسين  العربی

مترجم : ابوبصير بيساراني

 

نشانه هاي جاميگري :

۱-     جدا نمودن نوشته هاي جاميها از غير اينها زياد سخت نيست . جاميها نوشته هايشان را با دوري جستن از مجاهدين و جماعتهايشان و سپس بسمله شروع مي كنند ، و نوشته هايشان تماما جمع شده است حول و حوش : واجب بودن فرمانبرداري از مسئولين حكومتي و حرام بودن نافرماني و مخالفت کردن با آنها در هركاري ، انكار نمودن جهاد مجاهدين به خاطر نبودن پرچم درست يا نارضايتي مسئولين حكومتي ، طعنه زدن به سيد قطب و مبتدع دانست وي ، مبتدع دانستن حسن البناء و جماعت اخوان ( چه اخوان المسلمين قبل از انحراف و چه اخوان الشياطين كنوني ) ، زشت جلوه دادن جماعتهاي اسلامي و تمام كساني كه سازماندهي شده به صورت جماعت بر عليه جاهليت موجود و اشغالگران در حال مبارزه اند ، ناسزا گفتن به  محمد بن سرور بن زین العابدین،  ناسزا گفتن به رهبران مجاهدين  ، ناسزا گفتن به داعيان و مبلغين راستين اهل سنت ، انكار كردن ارهاب و ترساندن و خشونت نسبت به دشمنان اسلام و مجرمين  و عذر بدتر از گناه آوردن براي جرمهاي مسئولين حكومتي ( بخصوص آل سعود )آنهم از طريق تحريف و تكه كردن  دلايل شرعي و عوض نمودن  و دور نمودن از هدف واقعي اين دلايل شرعي  و سرانجام  تلاش جهت حلال دانستن تمام كارهايي كه مسئولین حکومتی انجام مي دهند

۲-     در نوشته هايي نقد آميز و يا نقل و انتقالهايي  كه جامي ها از خود برجا گذاشته اند ،  يكساني و شباهت فاحشي ديده مي شود و پيداست كه آنها در بسياري از نوشته ها ، مطالب را از هم ديگر گرفته و كپي آنرا دوباره ارائه مي دهند و نوعي  قطع كردن و چسپاندن و نقل و انتقال تكراري مطالب است . باز آنها را مي بيني كه چيزهايي كاملا مشخص از اهل علم را حفظ نموده و بدون آنكه  بفهمند كه علما براي چه هدف و مناسبتي اين جملات را گفته اند ،  درمناسبتهاي بي ربط و حتي نامناسب  ، در مجالس و سخنرانيها آن را بازگو مي كنند . اينهم باز نوعي  قطع كردن و چسپاندن و نقل و انتقال تكراري مطالب  جهت برآورده كردن اهداف مشخص است .

شيوخي كه هم اكنون جاميگري  مطالبش را گرفته و نقل مي كنند انگشت شمارند كه مي توان به افراد زير اشاره كرد : ربیع المدخلي، أحمد النجمي، مقبل الوادعي

۳-     چون دانشجويان علم  ، منابع خاص خودشان از سلف و خلف و علماي معاصر را دارند ، به همین دلیل, اين به ظاهر علمايان  انگشت شمار جاميگري  ، در مراكز علمي منبعي به حساب نمي آيند ، عموما داشجويان و علماي واقعي چيزي از آنها نقل نمي كنند . …

۴-     بعضي نظريات مشخص و ثابتي دارند كه از آن تخطي و سرپيچي نمي كنند . البته اكثر اين آراء اجتهاد شيوخشان هستند ،اما چنين تبليغ مي كنند اين نظريات اجتهادي خالصا از منهج  سلف هستند . به همین ترتیب  و با این استدلال ضعیف  ، “ولاء والبراء” ( دوستي كردن و دشمني كردن ) خودشان را بر اين مبناء استوار مي گردانند . در اين صورت هركسي در اين نظريات با آنها موافق باشد ، پس يك سلفي مسلمان است و هركسي هم با آنها مخالف باشد  ، يك خوارج گمراه مي باشد !!!

۵-     گفته هايشان بيشتر شبيه انسانهاي ضعيف و فرومايه است كه شامل طعنه زدن ، كنايه زدن ، غيبت كردن ، دوزباني كردن در ميان خودشان و غير خودشان مي باشد . ممكن است يكي از آنها امروز از دوستش تعريف و تمجيد كند و در روز دوم به وي ناسزا بگويد ، صبح وي را بزرگ مي كند و غروب  كوچك و ذليلش مي گرداند و… اين ويژگي و صفتي در ميان اين گروه است كه نمي توان انكارش كرد .

۶-     از ديگر نشانه هاي آشكار آنها اين است كه اسم خودشان را با  تزكيه كردن خود به اتمام مي رسانند و مي گويند : فلاني فرزند فلاني سلفي  يا اثري يا هر دو صفت را جمع نموده و مي گويند : ” سلفي اثري ” ، از كساني كه اين روش را رد نمودند مي توان به ” صالح الفوزان ” اشاره كرد كه جاميها همچون مورچه كه به دور عسل مي چرخد ، اطراف وي را گرفته اند و همنشینی با این فرقه باعث ضعيف و سست شدن پایگاه صالح الفوزان در مراكز علمي و در ميان دانشجويان گشته است .

 

و باز از كساني كه اين روش را انكار و رد نمودند مي توان به: شيخ “إبن عثیمین” در كتاب “حلیة طالب العلم” شيخ بكر أبو زید رحمه الله.. اشاره كرد .  بعضي از طلبه ها و دانشجويان فریب خورده  در بكار بردن اين لقبها اصرار دارند و دوست دارند كه اسم خودشان را با اين صفتها خاتمه دهند ، تا اينكه از غير خودشان متمايز شده و يا منهجشان  به اين وسيله به عموم معرفي گردد . اما بهتر است از اين كار خود داري كنند چون اين كار تزكيه ي نفس و لغزشگاهي گمان آلود براي خود بزرگ بيني و تكبر است …

 

چگونگي جواب دادن به گفته هاي فرقه ي جاميگري :

۱-     قبل از هرچيزي بايد از راست بودن گفته هايي كه از افراد نقل مي كنند مطمئن شد . يعني بايد مطمئن شويد كه اين حرفي كه به اشخاص نسبت مي دهند واقعا مال همان شخص است یا نه . علاوه برآن  مواظب باشيد كه اين گفته هايي كه نقل مي كنند نصف و نيمه يا تحريف شده  يا يا جعلي و نسبت داده شده ي به دروغ  به اشخاص نباشد ، چون انجام دادن اين كارها در ميان فرقه  جاميگري بسيارزياد است .

۲-     نبايد به فهم جاميها از گفته هاي نقل شده از اشخاص اطمينان داشت ، بلكه بايد  به دقت به سخني كه نقل شده مراجعه نمود و از مقصود اصلي گوينده ي اين سخن نقل شده اطمينان حاصل كرد .

۳-     از عادتهاي فرقه ي جاميگري يكي اين است كه گفته هاي متشابه را گرفته و محكمات را رها مي كنند ، همچنين گفته هاي كلي را گرفته  و به گفته هاي آشكار و روشن پشت مي كنند ، و بسيار اتفاق مي افتد كه گفته ي قديم كسي را گرفته و گفته هاي جديدش را رها مي كنند ، بايد  در برابر تمام اين موارد هوشيار بود .

“إبن تیمیة” رحمه الله در “الجواب الصحیح” مي فرمايند: (بايد بعضي از گفته هاي گوينده با بعضي ديگر از گفته هايش تفسير شود ، و گفته هايش را در هرجايي گرفت ، و فهميده شود كه عادتا منظورش چه بوده از آن لفظي كه به كارش مي برد و با آن صحبت مي كند ، و آن معاني فهميده شوند كه فهميده شده است كه در جاهاي ديگر منظورش بوده است ، حالا اگر عرف و عادت آن شخص در معني الفاظش فهميده شد چنين كاري در فهميدن اهدافش كمك كننده است )،  حالا به عنوان نمونه نگاهي به كار ربيع المدخلي در كتابش تحت عنوان “أضواء إسلامیة” بيانداز، و همچنين نقد شيخ ابوبكر زيد رحمه الله   بر اين كتاب را بعنوان تفصلي بر اين مسئله ملاحظه نمائيد .

۴-     اگر به گفته هاي جاميها نظر بيافكنيم تماما با همديگر در تضاد هستند : آنچه را كه در اينجا به عنوان اصل قرار مي دهند ، در جاي ديگر آنرا به عنوان بدعة قرارش مي دهند ، و آنچه را كه در اينجا به آن اعتراف مي كنند در جاي ديگر انكارش مي كنند ، هركسي كه در كتابهايشان تحقيق نمايد خيلي راحت اين را فهميده  و  به آساني احساسش مي كند . بر كسي كه قصد دارد جواب اينها را داده و روشنگري نمايد لازم است كه كتابهايشان را حتما ملاحظه نمايد ، براي نمونه مي توان شيخ ابن باز رحمه الله  را مثال زد :  جاميها خيلي از وي تعريف و تمجيد كرده و آنرا به عنوان سندي براي خودشان به كار مي برند با اين وجود ربيع المدخلي به وي ناسزا مي گويد همچنانكه به شيخ ألباني و إبن جبرین و بكر أبو زید و ديگر علماي بزرگ معاصر اين امت ناسزا گفته است  . مي بيني كه جاميها جهت تائيد گفته ها ي خود و خدمت به اهدافشان ، بخشي از گفته هاي اين بزرگان را به عنوان مدرك و سند مي آورند و در جاهاي ديگري بي انصافانه بر آنها حمله برده و ذمشان مي كنند !!

۵-     فرقه ی جامیگری جهت فرار از مخالفين  ، مكر و حيله هاي زيادي دارد . مي بيني كه عده اي از آنها مي گويند كه جهاد بر عليه دشمنان اشغالگر فرض است ، اين هم به خاطر اينكه اجماع امت بر ان است . اما در همان لحظه هم مي گويند : بايد جهاد پرچم شرعي داشته باشد و بايد علاوه بر آن موافقت ولي امر هم برآن باشد و وي از اين كار راضي باشد ، و در اين باره هم نقلهايي دلبخواهي و ناقصي از علما مي آورند . اين عمل آنها  ، بر كساني كه حكمهاي جهاد را نمي دانند به آساني تاثير مي گذارد. حالا هر انسان مسلماني بايد بداند كه شرط پرچم و ولي امر در جهاد طلب است نه جهاد دفع . اما جامي ها هر دو جهاد را با همديگر مخلوط نموده و از  ناداني مردم و جهلشان از گفته هاي اهل علم ،  سوء استفاده مي نمايند . به همين دليل بر كساني كه قصد دارند جواب اين گمراه گريهاي جامي ها را بدهند لازم است كه بر مسائلي كه قصد دارد جوابشان را بدهد آگاهي كاملي داشته باشد .

۶-     همچنين از مكر و حيله هاي آنها اين است كه حكمي عمومي يا مطلق را آورده و مردم را به آن ملزم مي كنند و در برابر، احكام مخصص و مقيد را پنهان مي كنند . یکی از آنها ” واجب بودن فرمانبرداري از حكام و مسئولين ”  است . حكمها در اين باره زيادند اما فرمانبرداري مقيد ( بسته شده است ) به : معروف و شرعي بودن و گناه نكردن .  فرقه ي جامي گري از اين قيود و شروط صحبتي به ميان نمي آورند .

۷-     كسي كه با جاميها وارد گفتگو مي شود بايد آگاه باشد كه اكثر اين افراد براي حكام جاسوسي مي كنند . به همين دليل گفتگو كننده بايد مواظب باشد و خودش را بي جهت گرفتار نكند . و بسياري از عوام جامي در باره ي گفتگوههايي كه انجام مي دهند به شيوخشان خبر رساني مي كنند و اين شيوخ هم به عنوان يك وظيفه ، به حكام خبر رساني مي كنند .

۸-     كسي كه قصد دارد با اينها وارد گفتگو شود بايد آرامش و سعه ي صدر خود را حفظ كند ، زیرا جهل جاميها انسان عاقل را به راحتي عصباني مي كند . چون بسياري اوقات اتفاق افتاده است كه كسي كه مي خواهد با اينها وارد گفتگو شود از مرزهاي شرعي گفتگو تجاوز نموده و شروع به ناسزاگفتن و لعنت كردن جاميها مي كند ، البته اين هم تنها به خاطر كم عقلي جاميها و واكنش به بي ادبي آنها مي باشد . همچنين به كساني كه با اينها گفتگو و بحث مي كنند سفارش مي كنم كه پس از اتمام گفتگويشان حتما  به قرائت قرآن مشغول شده  يا اينكه به مطالعه ي كتابهاي رقائق كه دل آنها را نرم مي كند بپردازند ، اين هم به اين دليل است كه كتب و حرفهاي فرقه ي جامي گري مسلمان را به سخت دلي  مي كشاند .

۹-     به عنوان مقدمه و پيشنياز سفارش مي شود كه  ابتدا سخنان شاذ آنها كه خارج از كتاب و سنت و مذهب اهل سنة و جماعة مي باشند گردآوري شده و همچنين سخنان آنها  را كه به صورت صوتي و تصويري بر عليه ثوابت اسلام و علماي اين امت گفته اند را در سايتي قرار داده تا در اختيار عموم قرار گيرند . چون معمولا عوام كمتر مطالعه مي كنند و چيزهاي ديدني و شنيداري تاثرات خاص خودش را دارد . اين كارها صرفا به اين نيت است كه حقيقت اين فرقه ي گمراه براي همگان روشن شود .  انجام دادن اين وظايف از باب دعوت به سوي خداوند بزرگ است، زیرا فتنه و خطر جامي گري هرگز كمتر از غلات منتسب به تشيع و صوفي هاي تندرومتسب به اهل سنت و امثال اينها نيست . به  همين دليل و  به خاطر مطالعه ي كم عوام، فقط نوشتن كافي نيست .  بايد از طريق اين سايت و روشهاي ديگر به مردم معرفي گردند كه اين فرقه ي گمراه  با وجود ادعاهاي كاذبشان ،هيچ ارتباطي با منهج سلف ندارند ، بلكه ساخته و پرداخته ي وزارت داخله ي ” سعودية ” مي باشند ، همچنانكه انگليس فرقه ي قادياني را درست كرد .

 

 

تهديدات جاميگري :

 

۱-     فرقه ي  جاميگري براي نهادهاي علمي هيچ گونه تهديدي به شمار نمي آيند ، اين هم به اين خاطر است كه علما ، طلاب و دانشجويان نسبت به جهل و بي ارزشي جاميها آگاهند ، تنها تهديد آنها در مراكز علمي ، جاسوسي كردن و گزارش دادن فعاليتهاي اهل علم و دانشجويان براي دستگاههاي حكومتي مي باشد .

۲-     تهديد فرقه ي جامي گري زماني خودش را نشان مي دهد كه با مردم عوام و بدون علم قاطي شده و ارتباط برقرار مي كنند .  در اين حالت ، جاميگري جهل مردم را ابزاري جهت منحرف كردن فكر آنها و كاشتن افكار انحرافي در دلهايشان  قرارمي دهد و بدين شكل مردماني را پرورش مي دهند كه از يكطرف خودشان را به كافر ، اهل بدعة و يا فاسق دانستن  علماء و طلاب علم و مجاهدين و دعوتگران راستين مشغول مي نمايند و از ديگر سو ، عادات زشتي چون :  خدا دانستن حكام ، تسهيل در مسئله ي غيبت و دوزباني ، سنگ دلي نسبت به مسلمانان ، سلبيت و بي منهجي  ، تندروي كردن در برابر فعالين عرصه ي تبليغ  ، تندروي در جر و بحث با مبلغين ، بي ادبي و بد دهني كردن ، خود بزرگ بيني و از خود ياغي شدن  و ديگر اخلاق و عادتهاي زشتي كه از روي شرع و عرف كريه به شمار مي آيند را در ميان مردم شايع و رايج مي گردانند .

۳-     بسياري از مردم  ، جاميگري و سلفي بودن را با همديگر قاطي مي كنند ، ترسناكي اين قاطي كردن نا آگاهانه آشكارا در انقلابات عربي  و بخصوص در مصر خودش را نشان داد . زماني كه جاميها فتوا دادند كه انقلاب كردن بر عليه حكام ظالم و سكولار حرام است و مردم هم چنين گمان كردند كه اين نظر و موقف ” جريان سلفي ” است . به همين دليل از جوانب مختلفي عليه جريان سلفيت حملات تبليغي وسيعي سازماندهي و اجرا شد و در جريان انقلاب ، جر و بحثها و اختلافات وسيعي به خاطر اين عمل آشوب طلبانه ي فرقه ي جامي گري درست شد . اينها نمونه هايي خطرناك از آسيبهاي به غلط قاطي كردن  فرقه ي جامي گري با جريان سلفيت در سرزمينهايي است كه حقيقت جامي گري براي شان روشن نشده است . در اين گونه سرزمينها جواناني كه از دروغگوئي و جنايات سكولاريسم و فرقه هاي گمراه به تنگ آمده و خواهان علم شرعي و تشکیل جامعه اي اسلامي مجري احكام شرعي هستند ، هنگامي كه به دام اين جريان منحرف و جاهل افتادند و سخنان آنها بر روي شان تاثير گذاشت آنوقت به عنوان ابزاری، به دنبال اين منهج و برنامه ي گمراه و گمراه گر مي افتند . اين همان چيزي است كه در الجزائر رخ داد و جاهليت بر آن است كه در تونس و مغرب هم اين نقشه را پياده كنند . از خداوند بزرگ مي خواهيم كه جوانان اسلام را حفظ فرمايد .

۴-     بعضي از مردم نمي دانند كه واقعيت جامي گري چيست و ملاها و شيوخ آنها چه كساني هستند ؟  به همين دليل فتواها يي كه ملاهاي جاميگري در حمايت از طاغوتها يي كه ، به احكام شريعت حكم نمي كنند  و با دشمنان خداوند دوستي كرده و اموال عمومي را ضبط و در انحصار خود در مي آورند و انرژيهاي مادي امت را هدر مي دهند و با آينده ي امت بازي مي كنند  و…  ؛  مردم را تحت تاثير قرار مي دهد . و بدين شيوه ستون پنجمي در ميان مردمان مسلمان توليد مي شود .

۵-     عده اي گمان مي كنند كه خطر جاميگري در حال كم شدن و افول مي باشد ، بله اين در مورد نجد و حجاز  كه علماء و طلبه ي علمي زيادي دارد صدق مي كند ، اما در سرزمينهاي ديگر هنوز خطرشان باقي مانده است ، و بعضي از آنها در سايتها و رسانه هاي جهاني  و به خصوص در ميان عوام آنهم با حمايتهاي موزيانه ي حكام در حال فعاليت مي باشند .

 

 

در برابرفتنه ي جاميگري چه بايد كار كرد ؟

 

 

۱-     بايد جاميگري را به مردم معرفي كرد تا آنها بدانند كه اين فرقه ي گمراه در مسير سلف صالح اهل سنة و جماعة نيستند ، بلكه فرقه ي مخصوصي هستند كه داراي عقايد خاص و اهداف خاص خودشان مي باشند ، اين اطلاع رساني هم در جوامعي كه خطر جاميگري در آنها بيشتر است بايد از طريق تبليغات وسيع و عملي صورت گيرد و اين كار هم امروزه به خاطر رسانه هاي عمومي جهاني همچون سايتهاي اينترنتي آسانتر است .

۲-     بايد جوان مسلمان را از افتادن در منجلاب تاريكي و گمراهي جاميگري بيدارو هوشيار نمود ، بخصوص جواناني كه بار علمي ضعيفي دارند .

۳-     بايد مردم عوام را از طريق پخش نمودن كتب و سيدي هاي علماي مطمئن ، از فتنه ي جاميگري حفظ نمود   . از كتابهاي مهمي كه در اين باره وجود دارد كتاب “تصنیف الناس بین الظن والیقین” اثر علامة “بكر أبو زید” رحمه الله  مي باشد . همچنين بايد در ميان جوانان  مبادي و اصول اسلامي كه برعليه عقايد جامي گري مي باشد را شناساند  . مثل : احترام گذاشتن به علماء ، خدا ندانستن حكام ، خود را بر سر مردم حاكم نگردانيدن ، و شناساندن جامي و مدخلي به مردم كه اين دو در نزد مريدان جاميگري تبديل به بتي از بتهاي زمين و مصيبتي در برابر بيداري اسلامي گشته اند .

۴-     علماء بايد مردم را از فتنه ي جاميگري هوشيار نموده و با دلايل شرعي مفاسد اينها را نشان داده ودر برابر عموم  رسوايشان نمايند .اينهم شاخه اي از جهاد و محافظت از دين است. زيرا خطر اينها كمتر از خطر اهل ارجاء يا خوارج يا معتزله یا تندروان تصوف منتسب به اهل سنت و يا غلات منتسب به تشيع نيست ، بلكه خطر جاميگري از همه ي اينها بيشتر است ، چونكه اينها با مردم درآميخته اند و خودشان را به دروغ و ناحق به ” سلفيت ” نسبت مي دهند و علاوه بر آن ، جامي گري در خدمت نمودن به صليبيون و صهيونيسم داراي نيروهاي خاص خودش است

۵-     بعضي از مريدان جامي گري در سايتهاي اسلامي حظور دارند ، اينها هيچ كاري جز طعنه زدن و ايجاد شبه براي علماء و مبلغين و مجاهدين  ، تعريف و تمجيد از ” آل سعود ” و حاكمان كشورهاي عربي ندارند . حظور اينها در اينگونه سايتها باعث نوعي گل آلود شدن اين سايتها شده است كه پاكي و شفافيت اين سايتها را در معرض خطر قرار مي دهد . سفارش من به مديران اين سايتها اين است كه جهت پاك و شفاف نگه داشتن سايتها با لگد جانانه اي آنها را دور انداخته و صدايشان را خفه نمايند . بدين شيوه ديگر جايگاهي براي حظور افرادي چون “نافخ الكیر”  نمي ماند . در ضمن نبايد فراموش كرد كه اكثر جاميهايي كه در سايتها حظور دارند در اداره ي اطلاعات كشورهايي چون ” آل سعود ” و اردن و الجزائر و… كارمند و حقوق بگير مي باشند .

 

دامنه ي گسترش و مكانهاي قدرت فرقه ي جاميگري:

مركز فعاليت جاميگري در سرزمين حرمين(عربستان ) است . حكومت آل سعود با وجود آنكه فعلا بعضي از آنها را به كار نمي گيرد اما  به صورت مداوم و با قدرت از آنها پشتيباني و حمايت كرده و جهت ايجاد فتنه در ميان علما و طلبه ها و دانشجويان علوم شرعي از يكطرف و ضعيف كردن پايگاه مردمي اين علماء در ميان مردم و كنترل نمودن مردم و مبارزه با مجاهدين از ديگر سو ، آنها را به كار مي گيرد .  البته چنانچه قبلا اشاره شد جاميگري عملي نمودن اين سياستهاي ويرانگر  حكومتها و اربابانشان را از طريق ناسزاگوئي به علماء و تشويق مردم به مخالفت كردن با علماء  و ناسزاگوئي به مجاهدين و ايجاد دلسردي و انحراف افكار عمومي در ياري رساندن به مجاهدين جهت برآورده كردن اهداف آمريكا و صهيونيسم به پيش مي برند .

جاميگري در امارات ، كويت ، اردن ، يمن و مصر حظور كم رنگي دارد اما در الجزائر حظور قابل ملاحظه اي دارند . مبلغانشان با حمايتهاي آل سعود  در كشورهاي آفريقايي پخش شده اند . همچنين  در سازمانها و ان جي او هاي عربي و غيرعربي جوانان در اروپا و آمريكا حظور ناچيزي  دارند و هم اكنون نيز تعدادشان بسيار ناچيز بوده و دور انداخته شده اند ( ولله الحمد ) .اما با اين وجود از طرف بعضي از حكومتها  در دستگاههاي تبليغاتي ، منابر ، كتابخانه ها ، دانشگاهها و جلسات علمي  قدرت و جايگاه ويژه اي به آنها داده شده است .

طبق انچه به دستمان رسيده است بعضي از دولتهاي عربي خليج متوجه شده بودند كه  مريدان جاميگري براي كشور اصلي خودشان ” ولاء ” كمتري ندارند،بلكه بيشتر براي آل سعود ولاء دارند  به همين دليل دريافته اند كه تلاشهايشان در اين زمينه نافرجام خواهد ماند و شروع به نظارت برآنها نموده اند و سعي برآن دارند كه با اخذ تعهداتي از سران جاميگري نوعي جاميگري ملي و محلی توليد نمايند . در نتيجه مي بينيم كه در اين كشورها نيز جاميگري تبديل به ابزار دست ” مسئولين حكومتي ” گشته اند .

 

 

گفته اي حكيمانه :

چندي پيش در مجلس يكي از ماموستايان ( ماموستا به معنی : شيخ ، ملا ، مولوي ) بوديم و در مورد مريدان جاميگري بحث شروع شد ، يكي از علماء گفت : از جاميگري فرار كن همچنانكه از بيماري گري فرار مي كني . ماموستا گفت : بلكه بگو از گري فرار كن همچنانكه از جاميگري فرار مي كني !! . من هم گفتم : اي ماموستا به چه دليلي اين حرف را زدي ؟ ماموستا گفت : مگر گفته ي شاعر را نشنيده اي كه مي گويد :

لكل داء دواء یستطب به       إلا الحماقة أعیت من یداویها

يعني‌: براي تمام درها دوائي وجود دارد كه درمان مي شود الا حماقت ،چون كسي كه قصد درمانش را دارد به خوبي خسته و درمانده مي كند .  درد بيماري گري در جسم است و سبك تر است از درد جاميگري كه در عقل و دل است و بيمار ي كه دچار گري شده است از خداوند پاداش مي گيرد ، اما بيماران جاميگري اهل دوزباني و خيانت و عوض كردن دين و دشمني كردن با دوستان الله  مثل علماء و مجاهدين هستند . ( گفته ي ماموستا به پايان رسيد رحمه الله )

 

 

 

والله أعلم، وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم…

حسین بن محمود

۵ شعبان ۱۴۳۲ هجري قمري

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید