چرا فرقه ي ناجيه جنگ مسلحانه را برگزيده و اخوان الشياطين همزيستي مسالمت آميز با كفارسکولار را؟ كداميك برحق اند ؟

چرا فرقه ي ناجيه جنگ مسلحانه را برگزيده و اخوان الشياطين همزيستي مسالمت آميز با كفارسکولار  را؟ كداميك برحق اند ؟

 به قلم : ابوسليمان هورامي

در اينكه در شريعت اسلام هدف جنگ برانداختن جنگ است ؛ شكي نيست و چون جاهليت و ستمگران سکولاریست لايزال و پيوسته با  مسلمين و اهل توحيد مي جنگند تا اينكه آنها را از دين خود برگردانند ، پس  اتمام جنگ و انهدام صلح آميز قوانين شركي دین سکولاریسم ساخت بشر و جايگزين  شدن احكام شريعت الله  به صورت مسالمت آميز و از طريق انتخابات و دلبخواهي توهمي بيش نيست . و براي برانداختن جنگ تحمیلی دین سکولاریسم  فقط يك راه موجود است :بوسيله جنگ با جنگ مقابله كردن ؛ بوسيله جهاد مسلحانه اسلامي با جنگ ضد انساني دین سکولاریسم مقابله كردن .

تاريخ فقط دو نوع جنگ ديده است – جنگ عادلانه اي كه شريعت آنرا عادلانه دانسته است نه انسانها  و جنگ غيرعادلانه اي كه شريعت آنرا غير عادلانه دانسته است . ما موافق جنگهاي عادلانه اسلامي و مخالف جنگهاي غيرعادلانه هستيم. كليه جنگهاي جاهلي غير عادلانه اند، كليه جنگهاي منطبق با شريعت اسلام عادلانه اند. ما عاقبت در اولين قدم  با دستان خود بدوران جنگهاي جاهلي اهل شرك و سكولاريستهاي جهاني و مرتدين محلي  در سرزمينهاي مسلمان نشين  پايان خواهيم داد و بدون شك جهاد مسلحانه اي كه ما اكنون در گير آنيم ، بخشي از اين پيكار نهائي است. ولي بدون ترديد جنگي كه به رهبریت آمریکا و سایر سکولاریستهای متحد با اون در مقابل ما قرار گرفته، بخشي از بزرگترين و بيرحمانه ترين جنگهاست.

بزرگترين و بيرحمانه ترين جنگهاي غيرعادلانه ضد اسلامي و ضد بشری به رهبری آمریکا و توطئه های رژیم صهیونیستی و رژیمهای فاسد وابسته به آنها چون رژیم فاسد آل سعود و امارات و ترکیه و اردن و غیره دركمين ما نشسته است ؛ اگر ما درفش جنگ عادلانه را برنيفروزيم، مصيبتي خانمانسوز گريبانگيراكثريت عظيم بشريت خواهد شد.

درفش جنگ عادلانه بشريت درفش نجات بشريت است ، درفش جنگ عادلانه  هريك از سرزمينهاي مسلمان نشين درفش نجات تمامي آنهاست كه زنجير وار به هم مرتبط شده اند  .جنگي كه قسمت اعظم بشريت و اكثريت قريب باتفاق سرزمينهاي مسلمان نشين  درگير آنند، بي شك جنگي عادلانه است، اقدامي است نهايت ارزنده و افتخارآميز، اقدامي است كه بشريت و سرزمينهاي مسلمان نشين را رهائي و آزادي مي بخشد، پلي است بسوي جامعه اي اسلامي كه در آن شرع الله حكم مي كند و سعادت و رفاه و امنيت دوباره به زندگي عيني مردم باز مي گردد.  علاقه ما به مطالعه قوانين جنگ مسلحانه و اصول جهاد في سبيل الله علاوه بر آنكه از حقيقت مطلق اين مسير به عنوان تنها راه انهدام دستگاه حكومتي و قوانين جاهليت و تحكيم شريعت اسلام و اعتماد كامل ما به رهنمودهاي رسول الله صلی الله علیه وسلم  سرچشمه مي گيرد  از آرزوي ما در برانداختن همه جنگها  هم  حكايت دارد و درست در همين جاست كه وجه تمايز بين ما  به عنوان مجاهدين في سبيل الله  و تمام  اشكال جاهليت نمايان ميگردد .

با مثالي ساده به ادامه ي بحث مي پردازيم :

زماني كه يك متخصص براي علاج يك بيماري خاصي ،  جهت درمان ،  تنها راه را در عمل جراحي مي بيند ، بدون شك كساني كه با دست كم گرفتن اين تشخيص و يا پشت گوش انداختن آن به يك دكتر ادبيات و يا تاريخ و يا رمالها و يا آدمهاي كوچه وبازار متوسل مي شوند ، يا ديوانگاني بيش نيستند يا دشمناني آشكارند.

 

با نگاهي به تاريخچه ي  جريال اخوان المسلمين  مصر به صراحت مي  توان  مشاهده كرد كه اين  جريان پس از انحراف آن  پس از مرگ امام شهيد حسن البناء و سيد قطب  رحمهم الله   ، همزمان  هم  از جانب جهان اسلام مورد بي توجهي قرار گرفت و هم به غلط تحت عنوان  پديده اي اسلامي شريعت گرا از سوي حاكميتهاي سكولار جهاني و مرتدين سكولار محلي  شناخته شد , تا با تبلیغات و بزرگنمائی ان به عنوان غذائی نامطبوع فاسد ی به صورت غیر مستقیم انرا به مسلمین نا آگاه بخورانند و در اکثر موارد از سیاست کل ممنوع مرغوب استفاده نمودند .

ولي واقعيت امر اين است كه جريان انحرافي اخوان المسلمين اصولا پديده اي شريعت گرا نيست و حتي امروزه نيز بر خلاف اغلب جريانهاي اسلامي  مشكل مي توان آنرا به يك جريان اسلامي وابسته دانست ، بلكه در واقع  بدتر از معتزله ، تبديل به  جرياني سكولاريستي  وابسطه به حكام و علي الخصوص آمريكا و ناتو و  در پاره اي موارد همچون چچن و تاتارستان و قوقاز و… ابزاري ستون پنجمي روسيه بر عليه مجاهدين و خادم اشغالگران درآمده است .

هم اكنون نيز درتركيه ، غزه ، تونس ،  ليبي و مصر  كه ظاهرا  از جانب امپرياليستها  و به نمايندگي از آنها صاحب قدرت ظاهري گشته اند  ؛ در ابتداي امر براي بسيج عمومي  براي گروههاي مختلف اسلامگرا و شريعت گرا ” جايگاه سياسي مطلوب ”  را تعين كرده و ” دست دوستي ”  دراز نمود  . تلاش اين جريان در جذب  رهبران جماعتهاي مختلف و افكار عمومي نمايانگر اين  بخش از نمايش عوام فريبانه و خيانت آشكار آنها به شمار مي رود .اما پس از رسيدن به هدف خود و كسب كرسي لازم ، همچون ديگر  حكام تماميت خواه و ديكتاتور به تحميل اهداف ضد شريعتي خود پرداخت . و ثابت نمود كه  ” عملا  ” درهيج نوع از حاكميتهاي منتسب به جريانات  وابسته  به دستگاه سكولاريسم جهاني  جائي براي روشنفكران و انديشمندان طراز اول و آزاده ي شريعت گرا نمي توان يافت  و مجاهدين و آزاديخواهان واقعي تنها با پيروي مخلصانه و عمل به تشخيص صحيح  خداوند است كه مي توانند به اهداف واقعي خود برسند .

زماني كه مشركين سکولار لايزال در جنگ با مسلمين هستند  فقط جنگ مسلحانه است كه هم جلو آنها را مي گيرد و هم رفاه و امنيت آنها را در دنيا تامين  نموده و سعادت اخروي را برايشان تضمين مي گرداند ، و چنانچه كسي به اين تشخيص الله اهميت لازم را ندهد و يا خداي ناكرده آنرا پشت گوش بياندازد بدون شك يا سرگردان ره گم كرده است يا دشمني  دست نشانده ي شياطين انس و جن .

 

 

والحمد لله رب العالمین  و الله اکبر

دیدگاهتان را بنویسید