أخلاق مجاهد ( قسمت دوم )

أخلاق مجاهد  (  قسمت دوم  )

نویسنده: ابوعمر السیف

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

فصل؛ اسباب پیروزی مجاهدین، صفات آن و تهدید آنها از ارتكاب  گناهان.

خداوند متعال می­فرماید: ” إن الذين تولوا منكم يوم التقى الجمعان إنما استزلهم الشيطان ببعض ما كسبوا ولقد عفى الله عنهم إن الله غفور حليم”( آل عمران: ۱۵۵)

‏آنان كه در روز روياروئي دو گروه ( مسلمانان و كافران در جنگ احد ) فرار كردند ، بيگمان اهريمن به سبب پاره‌اي از آنچه كرده بودند ( كه سركشي از فرمان خدا بود ) آنان را به لغزش انداخت و خداوند ايشان را بخشيد ، چرا كه خداوند آمرزنده و شكيبا است .‏

و می­فرماید:” أولما أصابتكم مصيبة قد أصبتم مثليها قلتم أنى هذا قل هو من عند أنفسكم إن الله على كل شيء قدير” (آل عمران : ۱۶۵)

‏(آيا ( به ناله و افغان افتاده‌ايد و بي‌حال و زبون شده‌ايد ) هنگامي كه مصيبتي ( در جنگ احد ) به شما دست داده است ( و مي‌گوئيد : ) اين ( كشتار و فرار ) از كجا است‌ ؟ ! و حال آن كه ( در جنگ بدر ) دو برابر آن ،  ( پيروزي ) كسب كرده‌ايد ( و از طرف كشته و اسير گرفته‌ايد ؟ ! ) بگو : اين ( شكست خوردن و كشته‌شدن ) از ناحيه خودتان ( و نتيجه مخالفت با رهنمودهاي رسول خدا و پيروي از حرص و آزتان ) است . بيگمان خداوند بر هر چيزي توانا است   .‏

و می­فرماید: ” وما أصابكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم ويعفو عن كثير )”شوری: ۳۰)

‏آنچه از مصائب و بلا به شما مي‌رسد ، به خاطر كارهائي است كه خود كرده‌ايد . تازه خداوند از بسياري ( از كارهاي شما ) گذشت مي‌كند ( كه شما از آنها توبه نموده‌ايد و يا با كارهاي نيك آنها را از نامه اعمال زدوده و پاك كرده‌ايد ) .‏

و می­فرماید: ” يا أيها الذين آمنوا إن تنصروا الله ينصركم ويثبت أقدامكم” ( محمد: ۷)

‏(اي مؤمنان ! اگر ( دين ) خدا را ياري كنيد ، خدا شما را ياري مي‌كند ( و بر دشمنانتان پيروز مي‌گرداند ) و گامهايتان را استوار مي‌دارد ( و كار و بارتان را استقرار مي‌بخشد )

و می فرماید: ” إنا لننصر رسلنا والذين آمنوا في الحياة الدنيا ويوم يقوم الأشهاد ، يوم لا ينفع الظالمين معذرتهم ولهم اللعنة ولهم سوء الدار” ( غافر: ۵۱)

‏ما قطعاً پيغمبران خود را و مؤمنان را در زندگي دنيا و در آن روزي كه گواهان بپا مي‌خيزند ياري مي‌دهيم و دستگيري مي‌كنيم .‏ ‏آن روزي كه عذرخواهي ستمگران بديشان سودي نمي‌رساند ، و نفرين ( و طرد از رحمت خدا ) بهره آنان خواهد بود و سراي بد ( دوزخ ) از آن ايشان خواهد شد .‏

و می فرماید: ” ولينصرن الله من ينصره إن الله لقوي عزيز، الذين إن مكناهم في الأرض أقاموا الصلاة وآتوا الزكاة وأمروا بالمعروف ونهوا عن المنكر ولله عاقبة الأمور” ( حج: ۴۰)

به طور مسلم خدا ياري مي‌دهد كساني را كه ( با دفاع از آئين و شريعت و مظلومين  ) او را ياري دهند . خداوند نيرومند و چيره است ( و با قدرت نامحدودي كه دارد ياران خود را پيروز مي‌گرداند ، و چيزي نمي‌تواند او را درمانده كند و از تحقّق وعده‌هايش جلوگيري نمايد ) .‏ ( آن مؤمناني كه خدا بديشان وعده ياري و پيروزي داده است ) كساني هستند كه هرگاه در زمين ايشان را قدرت بخشيم ، نماز را برپا مي‌دارند و زكات را مي‌پردازند ، و امر به معروف ، و نهي از منكر مي‌نمايند ، و سرانجام همه كارها به خدا برمي‌گردد ( و بدانها رسيدگي و درباره آنها داوري خواهد كرد ، همان گونه كه آغاز همه كارها از ناحيه خدا است.‏

و می­فرماید: ” إن الله اشترى من المؤمنين أنفسهم وأموالهم بأن لهم الجنة يقاتلون في سبيل الله فيَقتلون ويُقتلون وعدا عليه حقا في التوراة والإنجيل والقرآن ومن أوفى بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذي بايعتم به وذلك هو الفوز العظيم، التائبون العابدون الحامدون السائحون الراكعون الساجدون الآمرون بالمعروف والناهون عن المنكر والحافظون لحدود الله وبشر المؤمنين.” ( توبه: ۱۱۲)

‏(بيگمان خداوند ( كالاي ) جان و مال مؤمنان را به ( بهاي ) بهشت خريداري مي‌كند .  ( آنان بايد ) در راه خدا بجنگند و بكشند و كشته شوند . اين وعده‌اي است كه خداوند آن را در ( كتابهاي آسماني ) تورات و انجيل و قرآن ( به عنوان سند معتبري ثبت كرده است ) و وعده راستين آن را داده است ، و چه كسي از خدا به عهد خود وفاكننده‌تر است‌ ؟ پس به معامله‌اي كه كرده‌ايد شاد باشيد ، و اين پيروزي بزرگ و رستگاري سترگي است .‏ ( از جمله اوصاف اين مؤمنان و سائر مسلمانان اين است كه ) آنان توبه‌كننده ( از معاصي ) ، پرستنده ( دادار ) ، سپاسگزار ( پروردگار ) ، گردنده ( در زمين و انديشمند در آفاق و انفس ) ، نمازگزار ، دستوردهنده به كار نيك ، بازدارنده از كار بد ، و حافظ قوانين خدا مي‌باشند .  ( اي پيغمبر ! ) مژده بده به مؤمنان ( به چيزهائي كه خارج از توصيف و تعريف و به دور از فهم مردمان است)

و می­فرماید: ” وعد الله الذين آمنوا منكم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم في الأرض كما استخلف الذين من قبلهم وليمكنن لهم دينهم الذي ارتضى لهم وليبدلنهم من بعد خوفهم أمنا يعبدونني لا يشركون بي شيئا ومن كفر بعد ذلك فؤلئك هم الفاسقون” ( نور: ۵۵)

‏خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده‌اند و كارهاي شايسته انجام داده‌اند ، وعده مي‌دهد كه آنان را قطعاً جايگزين ( و وارث فرماندهي و حكومت  ) در زمين خواهد كرد ( تا آن را پس از ظلم ظالمان ، در پرتو عدل و داد خود آبادان گردانند ) همان گونه كه پيشينيان ( دادگر و مؤمن ملّتهاي گذشته ) را جايگزين ( طاغيان و ياغيان ستمگر ) قبل از خود ( در ادوار و اعصار دور و دراز تاريخ ) كرده است ( و حكومت و قدرت را بدانان بخشيده است ) . همچنين آئين ( اسلام نام ) ايشان را كه براي آنان مي‌پسندد ، حتماً ( در زمين ) پابرجا و برقرار خواهد ساخت ، و نيز خوف و هراس آنان را به امنيّت و آرامش مبدّل مي‌سازد ،  ( آن چنان كه بدون دغدغه و دلهره از ديگران ، تنها ) مرا مي‌پرستند و چيزي را انبازم نمي‌گردانند . بعد از اين ( وعده راستين ) كساني كه كافر شوند ، آنان كاملاً بيرون شوندگان ( از دائره ايمان و اسلام ) بشمارند ( و متمرّدان و مرتدّان حقيقي مي‌باشند ) .‏

صحابه – رضی الله عنهم- ایمان کامل و عمل صالح را بدست آوردند و در روی زمین استوار و پا برجا و حاكم ماندند و هرگاه بعد از آنها کسی از ایمانش کم شود به اندازه­ی نقصی که در ایمان و عمل صالح اش به وجود آمده است، از استواری­ و حاكميتش کم می­شود.

” يا أيها الذين آمنوا إذا لقيتم فئة فاثبتوا واذكروا الله كثيرا لعلكم تفلحون وأطيعوا الله ورسوله ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم واصبروا إن الله مع الصابرين ” ( انفال: ۴۶)

‏اي كساني كه ايمان آورده ايد هنگامي كه با گروهي وارد جنگ شديد ايستادگي نمائيد و خدا را بسيار ياد كنيد شايد رستگار شويد  (و از خدا و پيغمبرش اطاعت نمائيد و ( در ميان خود اختلاف و ) كشمكش مكنيد ،  ( كه اگر كشمكش كنيد ) درمانده و ناتوان مي‌شويد و شكوه و هيبت شما از ميان مي‌رود ( و ترس و هراسي از شما نمي‌شود ) . شكيبائي كنيد كه خدا با شكيبايان است .‏)

امام ابن قیم- رحمه الله تعالی- گفت: مجاهدین به ۵ چیز امر شده­اند، این ۵ چیز هرگز در گروهی جمع نمی­شود مگر اینکه آن گروه را به پیروزی می­ رساند هر چند تعدادشان کم و تعداد دشمنشان زیاد باشد:

۱٫ثبات

۲٫زیادی ذکر خدا

۳٫اطاعت از احكام  خداوند و رسولش

۴٫هماهنگی ، وحدت  و عدم درگیری که موجب شکست و ضعف می شود، لشکر قوی آن است که با دشمن خود در گیر شود در حالتی که هم­بستگی افراد آن با هم مانند بسته­ی تیری باشد که کسی نتواند آن­ها را بشکند و اگر بین هر یک از آن­ها خللی ایجاد شود، همه­ی آن بسته می شکند.

۵٫همه­ی این موارد را ملاک قرار دهد و بر آن­ها پایدار باشد و اساس و پایداری لشکر بر صبر استوار است.

این ۵ چیز ما را به قله­ی پیروزی رساند ، تا زمانی که آنها باشند پیروزی وجود دارد و زمانی که برخی از موارد باشد و برخی نباشد، پیروزی به تناسب وجود آنها وجود دارد و هرگاه همه­ی موارد جمع شوند و برخی موارد بر برخی نیرومندتر باشند اثر بزرگی در پیروزی به جای می­گذارند  و زمانی که این موارد در صحابه جمع شد هیچ امتی  بر آنها غلبه نکرد. آنها دنیا را فتح کردند، بندگان و سرزمین­ها مدیون آنها هستند و زمانی که تفرقه ایجاد شد  حاکمان در میان ملت ضعیف شدند… لاحول و لا قوة الا بالله!

عن فضالة بن عبيد الله قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: (المجاهد من جاهد نفسه) [رواه الترمذي وأحمد، واللفظ له].

فضالة بن عبیدالله روایت می­کند که از رسول الله- صلی الله علیه وسلم- شنیدم که می­فرماید: ( مجاهد کسی است که با نفسش جهاد کند.) ( ترمذی، احمد)

وعن عبد الله بن عمرو رضي الله عنهما عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: (المسلم من سلم المسلمون من لسانه ويده، والمهاجر من هجر ما نهى الله عنه) [متفق عليه].

عبدالله بن عمر- رضی الله عنهما- از پیامبر- صلی الله علیه وسلم- روایت می­کند: ( مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند و مهاجر کسی است که چیزی را که خداوند او را از آن نهی کرده است، ترک کند ) ( متفق علیه)

وعن معاذ بن جبل رضي الله عنه، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (الغزو غزوان فأما من ابتغى وجه الله وأطاع الإمام وأنفق الكريمة، وياسر الشريك، واجتنب الفساد فإن نومه ونبهه أجر كله، وأما من غزا فخرا ورياء وسمعة وعصى الإمام وأفسد في الأرض فإنه لن يرجع بالكفاف) [رواه أبو داود].

معاذ بن جبل – رضی الله عنه- گفت: رسول الله- صلی الله علیه وسلم- فرمود: ( جنگ دو نوع است کسی که به خاطر رضایت خدا بجنگد و از امام و رهبر اطاعت کند و بهترین چیز را انفاق کند و با شریک به نیکی معامله کند و از فساد  بپرهیزد همانا خواب و بیداری­اش همه اجر و پاداش است و اما کسی که به خاطر ریا و فخر بجنگد و از رهبر نا فرمانی کند و در زمین فساد کند. ثواب جنگ را به دست نخواهد آورد.) ( ابوداود)

أنفق الکریمة: جان گرانبها را انفاق کن.

یاسر الشریک: با دوست و شریک به نیکی و آسانی برخورد کن.

و لم یرجع بالکفاف: از جنگ برمی­گردد در حالیکه هیچ پاداش و ثوابی از آن نصیبش نشده است بلکه برمی­گردد در حالیکه گناه آن برایش ثبت شده است.

وعن سهل بن سعد الساعدي رضي الله عنه؛ أن رسول الله صلى الله عليه وسلم التقى هو والمشركون فاقتتلوا، فلما مال رسول الله صلى الله عليه وسلم إلى عسكره ومال الآخرون إلى عسكرهم، وفي أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم رجل لا يدع شاذة ولا فاذة إلا اتبعها يضربها بسيفه، فقالوا: ما أجزأ منا اليوم أحد كما أجزأ فلان، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم (أما إنه من أهل النار)، فقال رجل من القوم: أنا صاحبه، قال: فخرج معه كلما وقف وقف معه، وإذا أسرع أسرع معه قال: فجرح الرجل جرحا شديدا، فاستعجل الموت فوضع نصل سيفه بالارض وذبابه بين ثدييه ثم تحامل على سيفه فقتل نفسه فخرج الرجل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال: أشهد أنك رسول الله، قال: (وما ذاك؟)، قال: الرجل الذي ذكرت آنفا أنه من أهل النار، فأعظم الناس ذلك، فقلت: أنا لكم به، فخرجت في طلبه ثم جرح جرحا شديدا فاستعجل الموت فوضع نصل السيف في الأرض، وذبابه بين ثدييه ثم تحامل عليه فقتل نفسه، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم عند ذلك: (إن الرجل يعمل عمل أهل الجنة فيما يبدو للناس وهو من أهل النار، وإن الرجل ليعمل عمل أهل النار فيما يبدو للناس وهو من أهل الجنة) [رواه البخاري ومسلم].

قال ابن رجب: (قوله: “فيما يبدو للناس” إشارة إلى أن باطن الأمر يكون بخلاف ذلك، وأن خاتمة السوء تكون بسبب دسيسة باطنة للعبد لا يطلع عليها الناس، إما من جهة عمل سيء ونحو ذلك، فتلك الخصلة الخفية توجب سوء الخاتمة، وكذلك قد يعمل الرجل عمل أهل النار وفي باطنه خصلة خفية من خصال الخير، فتغلب عليه تلك الخصلة في آخر عمره فتوجب له حسن الخاتمة).

سهل بن ساعدی- رضی الله عنه- روایت می­کند که رسول الله با مشرکین در حال مبارزه روبرو شد. زمانی که – رسول الله- صلی الله علیه و سلم-  و ديگران به جايگاه لشكر برگشتند . در بین اصحاب مردی بود که هر دفعه بر کسی که او را دنبال می­کرد با شمشیر ضربه می­زد، گفتند: در ميان ما چه کسی پاداشش از این فرد بیشتر است؟. رسول الله – صلی الله علیه وسلم- فرمود( او از اهل جهنم است) .

مردی از میان آن­ها گفت:  من دوستش هستم. با او خارج شدم هرگاه ایستاد، ایستادم و هرگاه شتافت، شتافتم. او بسیار زخمی شد و بر مرگ عجله کرد، تیغه­ی شمشیر را بر قفسه­ی سینه­ی خود گذاشت، به خود ستم کرد و خود را کشت . دوستش نزد رسول الله رفت و گفت: گواهی می­دهم که تو رسول خدایی فرمودند: ( چه شده؟) گفت: مردی که تو او را اهل آتش معرفی کردی و مردم تصور می­کردند  مرد بزرگی­ست، من با شما موافقم. به دنبالش رفتم، او زخم شدیدی برداشت، بر مرگ عجله کرد و تیغه­ی شمشیر را بر سینه­اش گذاشت به خود ستم کرد و خود را کشت. پیامبر- صلی الله علیه وسلم- در مورد او می­فرماید: به راستي كسي  هست که در نظر مردم عمل بهشتی انجام می­هد در حالیکه از اهل جهنم است و كسي هست که در نظر مردم عمل اهل جهنم انجام می­دهد، درحالیکه از اهل بهشت است. ( بخاری، مسلم)

ابن رجب گفت: ( سخن پیامبر آن جا که می­فرمایند: ” فیما یبدو للناس” به این اشاره می­کند که باطن امر برخلاف ظاهر است و پایان بد دلیل بر فتنه­ی باطنی فرد است که مردم از آن اطلاع ندارند. در درون او خصلت پنهانی وجود دارد که عمل خوب را انجام می­دهد و به خاتمه­ی بد می­انجامد، هم­چنین مردی عمل اهل آتش را انجام می­دهد درحالیکه در درونش خصلت کمی از خصلتهای خوب وجود دارد و آخر عمر این خصلت بر او غلبه می­کند و به حسن خاتمه می­انجامد.

الشاذة: الخارج والخارجة عن الجماعة، وأنث الكلمة على معنى النسمة أو التشبيه الخارج بشاذة الغنم، والفاذة مثله، وقيل؛ الشاذ: الخارج، والفاذ: المنفرد، والمعنى لا يلقى شيئا إلا قتله.

ذباب السیف: قسمت پایین شمشیر

فصل؛ زخمی شدن در راه خدا

عن أبي هريرة رضي الله عنه، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (تضمّن الله لمن خرج في سبيله، لا يخرجه إلا جهاد في سبيلي، وإيمان بي، وتصديق برسلي، فهو علي ضامن أن أدخله الجنة، أو أرجعه إلى منزله الذي خرج منه بما نال من أجر أو غنيمة والذي نفس محمد بيده ما من كلم يكلم في سبيل الله، إلا جاء يوم القيامة كهيئته يوم كلم، لونه لون الدم، وريحه ريح مسك، والذي نفس محمد بيده لو لا أن يشق على المسلمين ما قعدت خلاف سرية تغزو في سبيل الله أبدا ، ولكن لا أجد سعة فأحملهم ولا يجدون سعة، ويشق عليهم أن يتخلفوا عني، والذي نفس محمد بيده لوددت أن أغزو في سبيل الله فأقتل، ثم أغزو فأقتل، ثم أغزو فأقتل) [رواه مسلم، وروى البخاري بعضه].

ابوهریره – رضی الله عنه- گفت: رسول الله- صلی الله علیه وسلم- فرمودند: خداوند ضامن کسی است که در راه او خارج می­شود. او به نیت جهاد در راه خدا، ایمان به او و تصدیق پیامبران خارج می­شود. او مسئول است بر اینکه او را به بهشت وارد کنم یا اینکه  او را برگردانم به خانه­ای که از آن خارج شده درحالیکه  پاداش یا به غنیمت نائل گشته است. قسم به کسی که جان محمد در دست اوست کسی در راه خدا زخمی نمی­­شود مگر اینکه در روز قیامت به همان حالت زخمی می­آید، رنگش به رنگ خون و رائحه­اش، رائحه مشک است.

قسم به کسی که جان محمد در دست اوست اگر بر مسلمانان سخت نبود هرگز به مخالفت با سریه­ای که در راه خدا می­جنگید نمی­نشستم ولی  توانی نمی­یابم پس آنها را متحمل می­ شوم و آنها هیچ قدرتی را نمی­یابند و برایشان سخت می­شود که از من سرپیچی کنند. قسم به کسی که جان محمد در دستش است، دوست داشتم که در راه خدا بجنگم و کشته شوم سپس بجنگم و کشته شوم سپس بجنگم و کشته شوم.) ( مسلم و بخاری بعضی از آن را روایت می­کند)

الکلم: زخمی

ابوهریره روایت می­کند: رسول الله- صلی الله علیه وسلم- فرمود:( کسی که در راه خدا زخمی شود روز قیامت با حالت زخمی محشور می­شود. رنگش به رنگ خون و رائحه­اش، رائحه مشک است.) ( متفق علیه)

 

فصل؛ فضیلت شهادت و عملیات شهادت طلبانه

خداوند متعال می­فرماید: ” فاستجاب لهم ربهم أني لا أضيع عمل عامل منكم من ذكر أوأنثى بعضكم من بعض، فالذين هاجروا وأخرجوا من ديارهم وأوذوا في سبيلي وقاتلوا وقتلوا لأكفرن عنهم سيئاتهم ولأدخلنهم جنات تجري من تحتها الأنهار ثوابا من عند الله والله عنده حسن الثواب” ( آل عمران: ۱۹۵)

‏پس پروردگارشان دعاي ايشان را پذيرفت و پاسخشان داد كه من عمل هيچ كسي از شما را كه به كار پرداخته باشد – خواه زن باشد يا مرد – ضائع نخواهم كرد . پاره‌اي از شما از پاره ديگر هستيد ( و همگي همنوع و همجنس مي‌باشيد ) . آنان كه هجرت كردند ، و از خانه‌هاي خود رانده شدند ، و در راه من اذيّت و آزارشان رساندند ، و جنگيدند و كشته شدند ، هر آينه گناهانشان را مي‌بخشم و به بهشتشان درمي‌آورم . بهشتي كه رودخانه‌ها در زير ( درختان ) آن روان است . اين پاداشي از سوي خدا ،  ( ايشان را ) است ، و پاداش نيكو تنها نزد خدا است .

وعن عتبة بن عبد السلمي أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: (القتلى ثلاثة: رجل مؤمن جاهد بنفسه وماله في سبيل الله حتى إذا لقي العدو قاتلهم حتى يقتل، فذلك الشهيد الممتحن، في جنة الله تحت عرشه، لا يفضله النبيون إلا بفضل درجة النبوة، ورجل فرق على نفسه من الذنوب والخطايا جاهد بنفسه وماله في سبيل الله، حتى إذا لقي العدو قاتل حتى يقتل، فتلك ممصمصة محت ذنوبه وخطاياه، إن السيف محاء للخطايا، وأدخل من أي أبواب الجنة شاء، فإن لها ثمانية أبواب، ولجهنم سبعة أبواب، وبعضها أفضل من بعض، ورجل منافق جاهد بنفسه وماله، حتى إذا لقي العدو قاتل في سبيل الله عز وجل حتى يقتل، فذلك في النار، إن السيف لا يمحو النفاق) [رواه أحمد بإسناد جيد، والطبراني وابن حبان، واللفظ له].

عتبة بن عبدالسلمی روایت می­کند که رسول الله- صلی الله علیه وسلم- فرمودند:  کشته­شدگان سه گروه­اند: مرد مؤمنی که با جان و مالش در راه خدا جهاد می­کند به محض اینکه دشمن را ملاقات کند، می­جنگد تا کشته شود پس آن شهید ممتحت است در بهشت خدا و زیر عرش او جای دارد. پیامبران با او برابری نمی­کنند مگر به فضل درجه­ی نبوتشان. و مردی که خودش را از گناهان و خطاها دور کرد و با جان و مالش در راه خدا جهاد کرد به محض برخورد با دشمن جنگید تا اینکه کشته شد پس آن کسی است که گناهان و خطاهایش با قرار گرفتن در بوته­ی آزمایش پاک شده است. همانا شمشیر گناهان را پاک می­کند و به هریک از درهای بهشت که بخواهد وارد می­شود. بهشت ۸ در دارد و جهنم ۷در و بعضی از آن­ها بر بعضی دیگر برتری دارند.  نفر سوم مرد منافقی است که با جان و مالش جهاد کند به محض اینکه دشمن را دید، بجنگد تا کشته شود پس آن در آتش جای دارد همانا شمشیر، نفاق را پاک نمی­سازد.) ( احمد، الطبرانی، ابن حبان)

الممتحن: کسی که سینه­اش گشوده شود و خداوند می­فرماید: ” أولئك الذين امتحن الله قلوبهم للتقوى” ( حجرات: ۳)

فرق: ترسید

المصمصة: کسی که آزمایش شود

وعن عبادة بن الصامت رضي الله عنه، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (إن للشهيد عند الله سبع خصال: أن يغفر له في أول دفعة من دمه، ويرى مقعده من الجنة، ويحلى حلة الإيمان، ويجار من عذاب القبر، ويأمن من الفزع الأكبر، ويوضع على رأسه تاج الوقار الياقوتة منه خير من الدنيا وما فيها، ويزوج اثنتين وسبعين زوجة من الحور العين، ويشفع في سبعين إنسانا من أقاربه) [رواه أحمد والطبراني، وإسناد أحمد حسن].

عبادة بن صامت – رضی الله عنه- گفت: رسول الله – صلی الله علیه وسلم- فرمودند: شهید نزد خداوند ۷ ویژگی دارد:

۱٫اولين قطره خونش برای او آمرزش می­طلبد

  1. جایگاهش در بهشت دیده می شود
  2. زیبایی ایمان او را می آراید
  3. از عذاب قبر حفظ می­شود.
  4. از سختی بزرگ ایمن است.
  5. برسرش تاج وقار از جنس یاقوت گذاشته می­شود که برایش از دنیا و هر آنچه در آن است، بهتر می­باشد.
  6. با ۷۲ حور بهشتی ازدواج می­کند و براي ۷۰ نفر از نزدیکانش را شفاعت کند.) ( احمد، الطبرانی، اسناد احمد حسن)

وعن أنس رضي الله عنه، قال: (جاء ناس إلى النبي صلى الله عليه وسلم أن ابعث معنا رجالا يعلمونا القرآن والسنة، فبعث إليهم سبعين رجلا من الأنصار يقال لهم: القراء، فيهم خالي حرام يقرؤون القرآن، ويتدارسون بالليل يتعلمون، وكانوا بالنهار يجيئون بالماء، فيضعونه في المسجد، ويحتطبون فيبيعونه، ويشترون به الطعام لأهل الصفة، وللفقراء، فبعثهم النبي صلى الله عليه وسلم فعرضوا لهم فقتلوهم قبل أن يبلغوا المكان، فقالوا اللهم بلغ عنا نبينا أنا قد لقيناك فرضينا عنك ورضيت عنا، وأتى رجل حراما خال أنس من خلفه فطعنه برمح حتى أنفذه، فقال حرام: «فزت ورب الكعبة)، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (إن إخوانكم قد قتلوا، وإنهم قالوا: اللهم بلغ عنا نبينا أنا قد لقيناك فرضينا عنك ورضيت عنا) [متفق عليه، وهذا لفظ مسلم].

انس –رضی الله عنه- روایت می­کند: مردماني نزد رسول الله- صلی الله علیه وسلم- آمدند که گروهی را با ما بفرست تا قرآن را به ما بیاموزند پیامبر- صلی الله علیه و سلم- ۷۰ نفر از انصار را با آنها فرستاد. در بین آنها دایي حرام بود. آنها قرآن تلاوت می­کردند. درشب با هم درس می­خواندند و یاد می­گرفتند . در روز آب می­آوردند و آن در مسجد می­گذاشتند، هیزم جمع می­کردند و می­فروختند و با آن برای فقرا و اهل صفه غذا می­خریدند. پیامبر- صلی الله علیه وسلم- آنها را فرستاد. اما قبل از اینکه به مقصد برسند کفار بر ایشان وارد شدند  و آنها را کشتند­. پس گفتند: پرودگارا به پیامبرمان خبر برسان که ما تو را ملاقات کردیم و از تو راضی شدیم و تو از ما راضی شدی. مردی از پشت، حرام دایی انس را نشانه گرفت و به او تیر زد. حرام گفت : قسم به پروردگار کعبه رستگار شدم)

رسول الله- صلی الله علیه وسلم- فرمود: ( برادرانتان کشته شدند و گفتند: خدایا به پیامبرمان خبر برسان که ما تو را ملاقات کردیم و از تو راضی شدیم و تو از ما راضی شدی) ( متفق علیه و این از لفظ مسلم است)

وعن سمرة رضي الله عنه، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (رأيت الليلة رجلين أتياني، فصعدا بي الشجرة فأدخلاني دارا هي أحسن وأفضل، لم أر قط أحسن منها، قالا أما هذه الدار فدار الشهداء) [رواه البخاري].

سمرة – رضی الله عنه- گفت: رسول الله- صلی الله علیه و سلم-  فرمود:  در خواب دو مرد را دیدم که نزدم آمدند و مرا از درخت بالا بردند و به خانه­ای وارد کردند که بسیار زیبا بود و هرگز از آن زیباتر ندیده بودم گفتند این خانه، خانه­ی شهداء است.)( بخاری)

وعن أنس رضي الله عنه أن أم الربيع بنت البراء وهي أم حارثة بن سراقة أتت النبي صلى الله عليه وسلم، فقالت يا رسول الله ألا تحدثني عن حارثة – وكان قتل يوم بدر – فإن كان في الجنة صبرت، وإن كان غير ذلك اجتهدت عليه بالبكاء، فقال: (يا أم حارثة إنها جنان في الجنة وإن ابنك أصاب الفردوس الأعلى) [رواه البخاري].

أنس- رضی الله عنه- روایت می­کند که أم ربیع دختر براء مادر حارثة بن سراقة به نزد پیامبر- صلی الله علیه وسلم- آمد و گفت یا رسول الله از حارثه برایم بگو- در جنگ بدر شهید شد- اگر در بهشت است صبر می­کنم و اگر غیر آن است پیوسته بر آن گریه خواهم کرد پیامبر فرمود: ( ای ام حارثه او در باغی از بهشت است، فرزندت به فردوس اعلی نائل گشته است.)( بخاری)

 

وعن جابر بن عبد الله رضي الله عنهما قال: جيء بأبي إلى النبي صلى الله عليه وسلم قد مثل به، فوضع بين يديه، فذهبت أكشف وجهه فنهاني قومي، فقال النبي صلى الله عليه وسلم: (ما زالت الملائكة تظله بأجنحتها) [متفق عليه].

جابربن عبدالله- رضی الله عنهما- روایت می­کند پدرم را به نزد رسول الله- صلی الله علیه وسلم- آوردند، او را مثل زده است، مقابل پیامبر گذاشتند، رفتم تا چهره­اش را بگشایم قومم مرا نهی کردند. پیامبر- صلی الله علیه وسلم- فرمود: ( فرشته­ها با بالهایشان او را می­پوشانند.)( متفق علیه)

وعن نعيم بن همار؛ أن رجلا سأل رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال: أي الشهداء أفضل؟ قال: (الذين إن يلقوا في الصف لا يلفتون وجوههم حتى يقتلوا، أولئك ينطلقون في الغرف العلى من الجنة ويضحك إليهم ربك، وإذا ضحك ربك إلى عبد في الدنيا فلا حساب عليه) [رواه أحمد وأبو يعلى].

نعیم بن همار روایت می­کند؛ مردی از رسول الله- صلی الله علیه وسلم- پرسید : کدام شهید برتر است؟ فرمود: ( کسانی که در صف (جهاد) می­ایستند و روی خود را برنمی­گردانند تا اینکه کشته شوند، آنان به سوی حجره­هایی در بهشت حرکت می­کنند و پروردگارت به آنها لبخند می­زنند، هرگاه پروردگارت به بنده­ای در دنیا لبخند بزند هیچ حسابی در آخرت ندارد.) احمد، ابویعلی

وعن البراء رضي الله عنه، قال: أتى النبي صلى الله عليه وسلم رجل مقنع بالحديد، فقال يا رسول الله أقاتل أوأسلم؟ قال: (أسلم ثم قاتل)، فأسلم ثم قاتل فقتل، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (عمل قليلا وأجر كثيرا) [متفق عليه، وهذا لفظ البخاري].

البراء- رضی الله عنه- روایت می­کند مردی زره­پوش نزد پیامبر- صلی الله علیه وسلم- آمد، گفت : یا رسول الله بجنگم یا مسلمان شوم  ؟ فرمود: مسلمان شو سپس بجنگ. مرد مسلمان  شد سپس جنگید، رسول الله- صلی الله علیه و سلم – فرمود:  ( عمل کمی انجام داد و اجر و پاداش زیاد گرفت.) ( متفق علیه ، از لفظ بخاری)

وعن عبد الله بن عمرو رضي الله عنهما أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: (يغفر الله للشهيد كل شيء إلا الدين) [رواه مسلم].

عبدالله بن عمرو- رضی الله عنهما- روایت می­کند که رسول الله- صلی الله علیه وسلم- فرمود: ( خداوند همه چيز شهید را می­آمرزد  قرض.) ( مسلم) [ مسئله ي قرض در جهاد فرض كفايه و طلب است نه در جهاد فرض عين و دفع ، چون در جهاد فرض عين شخص بدون اجازه ي صاحب قرض و زن بدون اجازه ي شوهر و… مي تواند وارد كارزار و جنگ مسلحانه گردد . والله اعلم / مترجم ‍]

وعن أبي قتادة رضي الله عنه؛ أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قام فيهم، فذكر أن الجهاد في سبيل الله والإيمان بالله أفضل الأعمال، فقام رجل فقال: يا رسول الله أرأيت إن قتلت في سبيل الله أتكفر عني خطاياي؟ فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (نعم، إن قتلت في سبيل الله وأنت صابر محتسب، مقبل غير مدبر)، ثم قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (كيف قلت؟)، قال: أرأيت إن قتلت في سبيل الله أتكفر عني خطاياي؟ فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (نعم وأنت صابر محتسب مقبل غير مدبر إلا الدين فإن جبريل عليه السلام قال لي ذلك) [رواه مسلم].

ابوقتاده- رضی الله عنه- گفت که رسول الله- صلی الله علیه وسلم- در بین آنها ایستاد و یاد آوری کرد که جهاد در راه خدا و ایمان به او بهترین اعمال است . مردی بلند شد و گفت: یارسول الله آیا به نظر شما اگر من در راه خدا بجنگم گناهانم پاک می­شود؟ رسول الله- صلی الله علیه وسلم- فرمود: ( بله، اگر تو در راه خدا بجنگی در حالی که صبور و راضی هستی و کسی می­باشی که به جنگ روی آوری بدون اینکه به آن پشت کنی) سپس رسول الله- صلی الله علیه وسلم- فرمود: چطور این را گفتی؟ گفت: آیا به نظرت اگر من در راه خدا بجنگم گناهانم پاک می­شود؟ رسول الله- صلی الله علیه و سلم- فرمود: ( بله درحالیکه تو صبور و راضی باشی و به دشمن رو کنی و از جنگ روی برنگردانی. ( همه­ی گناهانت بخشیده می­شود) مگر قرض، جبرئل این را به من گفت .)(مسلم)

فصل؛ شهید در قبرش شکنجه نمی­شود و علت خود آن است.

عن راشد بن سعد عن رجل من أصحاب النبي صلى الله عليه وسلم أن رجلا قال: يا رسول ما بال المؤمنين يفتنون في قبورهم إلا الشهيد؟ قال: (كفى ببارقة السيوف على رأسه فتنة) [رواه النسائي].

راشد بن سعد گفت: مردی از اصحاب پیامبر- صلی الله علیه و سلم – روایت می­کند که مردی گفت: یا رسول الله چرا همه­ی مؤمنان در قبرهایشان شکنجه می­شوند به جز شهید؟ فرمود: شکنجه­ی برق شمشیر بر سرش کفایت می­کند.( نسائی)

فصل؛ آرزوی شهید این است که به دنیا برگردد و ۱۰ بار کشته شود

عن أنس رضي الله عنه أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: (ما أحد يدخل الجنة يحب أن يرجع إلى الدنيا وله ما على الأرض من شيء، إلا الشهيد، يتمنى أن يرجع إلى الدنيا فيقتل عشر مرات، لما يرى من الكرامة)، وفي رواية: (لما يرى من فضل الشهادة) [متفق عليه].

انس – رضی الله عنه- روایت می­کند، پیامبر-صلی الله علیه وسلم- فرمود: ( کسی نیست که به بهشت وارد شود و دوست داشته باشد به دنیا برگردد، زیرا برزمین چیزی ندارد مگر شهید که وقتی کرامت و بزرگواری را می­بیند آرزو می­کند به دنیا برگردد و ده بار کشته شود و در ورایتی ( زمانی که فضیلت شهادت را می­بیند) ( متفق علیه)

فصل؛ روح شهداء در بهشت است.

خداوند متعال می­فرماید: ” ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربهم يرزقون، فرحين بما آتاهم الله من فضله ويستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم ألا خوف عليهم ولا هم يحزنون، يستبشرون بنعمة من الله وفضل وأن الله لا يضيع أجر المؤمنين، الذين استجابوا لله والرسول من بعد ما أصابهم القرح للذين أحسنوا منهم واتقوا أجر عظيم” (آل عمران: ۱۶۹)

‏و كساني را كه در راه خدا كشته مي‌شوند ، مرده مشمار ، بلكه آنان زنده‌اند و بديشان نزد پروردگارشان روزي داده مي‌شود ( و چگونگي زندگي و نوع خوراك ايشان را خدا مي‌داند و بس ) .‏ ‏آنان شادمانند از آنچه خداوند به فضل و كرم خود بديشان داده است ، و خوشحالند به خاطر كساني كه بعد از آنان مانده‌اند ( و هنوز در راه خدا مي‌رزمند و به فوز شهادت نائل نشده‌اند و ) بديشان نپيوسته‌اند .  ( شادي و سرور آنان از اين بابت است كه پيروزي يا شهادت در انتظار هم‌كيشان ايشان است و مقامات برجسته آنان را در آن جهان مي‌بينند ، و مي‌دانند ) اين كه ترس و هراسي بر ايشان نيست و آنان اندوهگين نخواهند شد .  ( چه نه مكروهي بر سر راه آنان در سراي باقي است ، و نه بر كاري كه در سراي فاني كرده‌اند و دارائي و عزيزاني را كه ترك گفته‌اند ، پشيمانند ) .‏ ‏شاد و خوشحالند به خاطر نعمتي كه خدا بدانان داده است و فضل و كرمي كه او بديشان روا ديده است ، و خوشوقت و مسرورند از اين كه ( مي‌بينند ) خداوند اجر و پاداش مؤمنان را ضائع نكرده و هدر نمي‌دهد .‏ ‏كساني كه پس از ( آن همه ) زخمهائي كه خوردند و جراحتهائي كه برداشتند ، فرمان خدا و پيغمبر را اجابت كردند ( و هنوز زخمهاي جنگ احد التيام نيافته به تعقيب مشركان پرداختند و به سوي حمْراءُ اْلاُسُد شتافتند و بدين وسيله كار بسيار نيكوئي كردند ، ) براي كساني از آنان كه ( چنين كار ) نيكي كردند و ( از نافرماني خدا و رسول ترسيدند و ) پرهيز نمودند ، اجر و پاداش بس بزرگي است .

عن مسروق قال: سألت عبد الله هو ابن مسعود عن هذه الآية: {ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربهم يرزقون}، قال: أما إنا قد سألنا عن ذلك فقال: (أرواحهم في جوف طير خضر لها قناديل معلقة بالعرش، تسرح من الجنة حيث شاءت ثم تأوي إلى تلك القناديل، فاطلع إليهم ربهم اطلاعة فقال: هل تشتهون شيئا؟ قالوا: أيَّ شيء نشتهي ونحن نسرح من الجنة حيث شئنا، ففعل ذلك بهم ثلاث مرات فلما رأوا أنهم لن يتركوا من أن يسألوا، قالوا: يا رب نريد أن ترد أرواحنا في أجسادنا حتى نقتل في سبيلك مرة أخرى، فلما رأى أن ليس لهم حاجة تركوا) [رواه مسلم].

مسروق گفت: در مورد آیه”  ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربهم يرزقون” از عبدالله بن مسعود پرسیدم، پس فرمود: ” روحشان در دل پرنده­ای سبزرنگ است که در عرش چلچراغی آویزان دارد. از بهشت دور می­شود تا جائی که بخواهد. سپس به چلچراغ برمی­گردد. پروردگارشان از آنها می­پرسد آیا چیزی میل دارید؟ می­گویند: هیچ چیز میل نداریم ما تا هر جا بخواهیم می­رویم. سه بار این عمل تکرار می­شود، زمانی که می­بینند رها نخواهند شد تا اینکه درخواست خود را بگویند، می­گویند: ای خدا ما می­خواهیم روحمان را به تنمان برگردانی تا بار دیگر در راه تو کشته شویم زمانیکه می­بینند نیازی ندارند رها می­شوند ( مسلم)

فصل؛ آرزوی شهادت و طلب آن

عن أبي هريرة رضي الله عنه، قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: (والذي نفسي بيده لولا أن رجالا من المؤمنين لا تطيب أنفسهم أن يتخلفوا عني ولا أجد ما أحملهم عليه؛ ما تخلفت عن سرية تغزو في سبيل الله، والذي نفسي بيده لوددت أني أقتل في سبيل الله ثم أحيا ثم أقتل، ثم أحيا ثم أقتل، ثم أحيا ثم أقتل) [رواه البخاري ومسلم واللفظ للبخاري].

ابوهریرة – رضی الله عنه- روایت می­کند، از رسول الله – صلی الله علیه وسلم- شنیدم، می­فرماید: ( قسم به کسی که جانم در دست اوست اگر مومنان خود را از عصیان نسبت به من پاک نمی­کردند و من چیزی را نمی­یافتم که آنها را برآن حمل کنم از سریه­ای که در راه خدا می­جنگید تخلف نمی­کردم [ يعني هميشه در جنگ و سريه بودم  / مترجم ] و قسم به کسی که جانم در دست اوست، دوست داشتم در راه الله بجنگم سپس زنده شوم، سپس بجنگم و زنده شوم سپس بجنگم.) ( بخاری، مسلم، و لفظ بخاری است.)

وعنه عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال: (من خير معاش الناس لهم رجل ممسك بعنان فرسه في سبيل الله يطير على متنه كلما سمع هيعة أو فزعة طار عليه، يبتغي القتل والموت مظانه، أو رجل في غُنيمه في رأس شعفة من هذه الشعف، أو بطن واد من هذه الأودية، يقيم الصلاة ويؤتي الزكاة ويعبد ربه حتى يأتيه اليقين، ليس من الناس إلا في خير) [رواه مسلم].

ابوهریره- از رسول الله – صلی الله علیه وسلم- راوایت می­کند که فرمود: ( از بهترین نوع زندگی مردم زندگی مردی است که افسار اسب را در راه خدا به دست بگیرد و به سوی میدان حرکت کند و زمانیکه صدای دشمن را شنید به طرف آن برود و مرگ را بطلبد، یا مردی که در بین گله­اش در قله­ی کوهها یا در دل صحرا است، نماز را به پا دارد و زکات بپردازد و پروردگارش را عبادت کند تا اینکه به مرگ برسد از مردم نیست مگر اینکه در خیر است.)( مسلم)

العنان: افسار، لگام

هیعة: صدا هنگام حضور دشمن

الفزعة: برخاستن به سوی دشمن

الشعغة: بالای کوه

مظانة: یعنی جنگ را در شهرش می­طلبد به خاطر میل به شهادت.

الیقین: مرگ

فصل؛ گوشه­نشینی مردم و عدم بی نظمی در زمان فتنه

وعن جابر رضي الله عنه، قال: قال رجل: أين أنا يا رسول الله إن قتلت؟ قال: (في الجنة)، فألقى تمرات كن في يده، ثم قاتل حتى قتل [رواه مسلم].

…………………

وعن أنس رضي الله عنه، قال: (انطلق رسول الله صلى الله عليه وسلم وأصحابه حتى سبقوا المشركين إلى بدر، وجاء المشركون، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: “لا يقدمن أحد منكم إلى شيء حتى أكون أنا دونه”، فدنا المشركون، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: “قوموا إلى جنة عرضها السماوات الأرض”، قال: يقول عمير بن الحمام الأنصاري رضي الله عنه: يا رسول الله، جنة عرضها السماوات الأرض؟ قال: “نعم”، قال: بخ بخ، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: “ما يحملك على قولك بخ بخ؟”، قال:لا والله يا رسول الله إلا رجاء أن أكون من أهلها، قال: “فإنك من أهلها”، فأخرج تمرات من قرَنه، فجعل يأكل منهن، ثم قال: لئن أنا حييت حتى آكل تمراتي هذه إنها لحياة طويلة، فرمى بما كان معه من التمر، ثم قاتلهم حتى قتل) [رواه مسلم].

جابر- رضی الله عنه- گفت: ( رسول الله- صلی الله علیه وسلم- و أصحابش رفتند تا اینکه از مشرکین در رسيدن به بدر سبقت گرفتند و مشرکان آمدند . رسول الله – صلی الله علیه و سلم- فرمودند: کسی از شما قدم بر ندارد تا زمانیکه من نزدیکشان باشم. مشرکان نزدیک شدند. رسول الله – صلی الله علیه وسلم- فرمود : بشتابید به سوی بهشتي که وسعت آن به اندازه­ی آسمان و زمین است، . گفت: عمیربن الحمام الأنصاری- رضی الله عنه- می­گوید: یارسول الله بهشتی که وسعت آن به اندازه­ی آسمان و زمین است؟ فرمود: بله گفت: به به  . رسول  الله- صلی الله علیه وسلم- فرمود: چه چیزی تو را واداشت که این کلمه را بگویی؟ گفت: بخدا یارسول الله چیزی نیست مگر اینکه امید به این دارم که از اهلش باشم. فرمود: تو از اهلش هستی . خرما را از جعبه تیرش در آورد، می­خواست از آن بخورد .سپس گفت: اگر من زنده باشم تا خرما ها را بخورم این زندگی طولانی است. خرماها را انداخت سپس جنگید تا اینکه کشته شد.)( مسلم)

بخ: کلمه­ای که بر ابهت کار اطلاق می­کند و کار خوب را بزرگ می­شمارد.

و القرن: جعبه­ی تیرانداز

وعن سهل بن حنيف رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: (من سأل الله تعالى الشهادة بصدق بلّغه الله منازل الشهداء وإن مات على فراشه) [رواه مسلم].

سهل بن حنیف- رضی الله عنه- روایت می­کند که رسول الله – صلی الله علیه وسلم- فرمود: هرکس با خدا صادق باشد و شهادت را بخواهد، خدا او را به جایگاه شهداء می­رساند هرچند برتختش بمیرد.( مسلم )

وعن أنس رضي الله عنه، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (من طلب الشهادة صادقا أعطيها ولو لم تصبه) [رواه مسلم].

أنس- رضی الله عنه- گفت: رسول الله – صلی الله علیه وسلم- فرمود: ( هرکس صادقانه، شهادت را بطلبد، آن را به او اعطا می­کنم هرچند به آن نرسد.)( مسلم)

فصل؛ کسی که در راه خدا  بمیرد، شهید است.

خداوند متعال می­فرماید: ” ولئن قتلتم في سبيل الله أو متم لمغفرة من الله ورحمة خير مما يجمعون، ولئن متم أو قتلتم لإلى الله تحشرون” (آل عمران: ۱۵۷)

‏و اگر در راه خدا كشته شويد يا بميريد ، مغفرت و مرحمتي ( كه شما را در برمي‌گيرد ) بهتر از چيزهائي است كه ( آنان در طول عمر ) جمع‌آوري مي‌كنند .‏ و اگر بميريد يا كشته شويد ( مگر نه اين است كه فاني نمي‌شويد و در هر دو صورت ) به سوي خدا بازگردانده مي‌شويد ( و پاداش اعمال خوب يا بدتان داده مي‌شود  .‏

و می­فرماید: ” والذين هاجروا في سبيل الله ثم قتلوا أو ماتوا ليرزقنهم الله رزقا حسنا وإن الله لهو خير الرازقين، ليدخلنهم مدخلا يرضونه وإن الله لعليم حليم” ( حج: ۵۸)

‏و كساني كه در راه خدا هجرت كرده‌اند و سپس ( در ميدان رزم ) كشته شده‌اند و يا اين كه ( به مرگ طبيعي ) مرده‌اند ، خدا جزا و نعمت زيبائي ( و جايگاه و مقام توصيف‌ناپذير و والائي ) بديشان عطاء خواهد كرد ، چرا كه خداوند بهترين نعمت‌رسان و دهنده خير و عطاء ( به ديگران ) است .‏ ‏خداوند چنين كساني را به جايگاهي وارد مي‌كند كه از آن راضي و خوشنود خواهند بود . بي‌گمان خدا كاملاً آگاه ( از اعمال اين بندگان جان فدا ، و ) شكيبا است ( و در پاداش دادن به مؤمنان ، و كيفر رساندن به كافران عجله و شتاب نمي‌كند ) .‏

عن أبي مالك الأشعري رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: (من فصل في سبيل الله فمات أو قتل فهو شهيد أو وقصه فرسه أو بعيره أو لدغته هامة أو مات على فراشه، بأي حتف شاء الله مات، فإنه شهيد، وإن له الجنة) [رواه أبو داود].

ابومالک اشعری- رضی الله عنه- روایت می­کند که رسول الله- صلی الله علیه وسلم- فرمود: ” هرکس در راه خدا [ براي قتال و جنگ ] خارج شد. پس مرد یا کشته شد او شهید است یا اسبش یا شترش گردنش را شکست و چه چیزی او را نیش زد چه روی تختش مرد، به هر مرگی که خداوند بخواهد بمیرد، شهید است و جایگاهش در بهشت.)( ابوداود)

فصل: خارج شد

و قصه: به سوی او تیراندازی کرد و گردنش را شکست.

الحتف : مرگ

الهامة: یکی از حیواناتی که سم دارند مثل مار، عقرب و مانند آن.

 

………………………..

 

فهرست مطالب قسمت اول

مقدمه

فصل؛ اخلاص

فصل؛ هدف از جهاد، اعتلای کلمه­ی الله و حاکمیت بخشیدن به احکام الهی­ست.

فصل؛ وجوب جهاد

فصل؛برتری مجاهد بر سایر مردم

فصل؛ برترین جهاد سخن حق در نزد سلطان ظالم است.

فصل؛درجات مجاهدین در بهشت

فصل؛ جهاد قله­ی اسلام است

فصل؛ ترک جهاد از صفات منافقین است

فصل؛ بازداشتن از جهاد موجب ذلت، هلاکت و تسلط دشمنان است.

فصل؛ در وجوب وحدت مجاهدین و صفاتشان و ترسشان از گناه

فصل؛ در فضیلت زخمی شدن در راه خدا

فصل؛ فضیلت شهادت و عملیات شهادت طلبانه

فصل؛ شهید در قبرش شکنجه نمی­شود و علت خود آن است.

فصل؛ آرزوی شهید این است که به دنیا برگردد و ۱۰ بار کشته شود

فصل؛ روح شهداء در بهشت است.

فصل؛ آرزوی شهادت و طلب آن

فصل؛ گوشه­نشینی مردم و عدم بی نظمی در زمان فتنه

فصل؛ کسی که در راه خدا  بمیرد، شهید است.

 

 

 

 

ادامه دارد ……….انشاء الله

 

دیدگاهتان را بنویسید