نتایج و ثمرات جنگ در پناه آمریکا و ناتو در سوریه و هشداری به اهل سنت

نتایج و ثمرات جنگ در پناه آمریکا و ناتو در سوریه و هشداری به اهل سنت

به قلم: ابو عبدالله جاف جوانرو

نسل گذشته و جهادی های معروف به «افغان-عرب»ی که برای جهاد با شوروی هاي سكولار- سوسياليست  به افغانستان رفته بودند به خاطر جنگ سرد ميان شرق و غرب از حمایت لجستيكي و تشویق برخی دولت های عربی  وابسته به غرب و دولت آمریکا برخوردار بودند؛ اما با انهدام شوروي و اعلان جهاد بر عليه آمريكا و دولتهاي مزدور منطقه، رابطه «از عراق برگشته ها» و دولت ها ي وابسته به آمريكا و … پیچیدگی خاصی یافته است.

برخی از دولت ها آنها را بر عليه جناح مخالفشان  اول تشویق، و بعضی سرکوب می کنند، ولی روی هم رفته اکثراً به آنها به دیده ترس  نگاه می کنند، و هرگاه لازم ديدند به اين جهاديها خيانت مي كنند . نمونه ي زنده ي آن را در تونس، مصر،  ليبي  و هم اكنون در سوريه مشاهده مي كنيم .

در سوريه، آمريكا و اتحاديه ي اروپا (ناتو) و تمام مزدوران عرب و غير عربشان همچون عربستان، قطر، امارات، اردن، مصر، تركيه و… از جنگ بر علیه  حكومت سكولار – سوسياليست سوريه و متحدین آن حمايت مي كنند. در حالي كه همين جنايتكاران غربی در افغانستان، عراق، سومالي، ازواد اسلامي (مالي) نيجر، يمن و… در حال كشتن مسلمين و مجاهدين و مردمان بي گناه هستند . اما چون سوريه متحد روسيه و چين (جناح شرق) است  بايد از بين برود .

اين در واقع همچون سناریوی افغانستان زمان شوروي محلي براي تصفيه حساب آمریکا با رقیبهای شرقی است  كه مجاهدين مسلمان «بايد» از يكطرف مواظب نتايج آن باشند و از ديگر سو در اين ميان، كفارعالمي و مرتدين محلي آنها را «خرج» نيازهايشان نكنند.  چون ديده ايم كه در تاجيكستان، افغانستان، ليبي، مصر، تونس و….  این گروه ها توسط طرف های مختلف سیاسی به بازی گرفته  شده اند.

رقم مجاهدين فرقه ي ناجيه در هر سرزميني از سرزمينهاي مسلمان نشين  به هزاران می رسد و زنجيروار به همديگر مرتبط شده اند و چنانچه در سرزميني درهاي جهاد باز شود از تمام دنيا مجاهدين براي ياري آنها هجرت مي كنند.  مجاهديني كه به «افغان-عرب» ها مشهور هستند در دهه ۱۹۸۰ در کشورهای حوزه خلیج فارس وابسته به جناح غرب، نمایندگی های نیمه رسمی داشتند و در پروازهای خود به مقصد پاکستان و پایگاه های مجاهدین در آن کشور، از تخفیف های مخصوص برخوردار می شدند.   نسل جدید جهادی هاي فرقه ي ناجيه كه عليه جناح غربي اعلام جهاد نموده اند  از چنین امتیازاتی بهره مند نیست و برعکس دولت های مزدور عرب  و غير عرب وابسته به غرب هزاران نفر از جوانان آنها را دستگیر و به کشور های متبوع بازگردانده که به زندانی شدن شان انجامیده است.عربستان سعودي وترکیه و اردن بيشترين آمار زندانيان را  به خود اختصاص داده است .

در این گیرودار آمریکا و ناتو از کانال ترکیه راهرو گزینش شده ای را جهت ورود مهاجرین به سوریه باز کرده اند که از طریق گروههای دست نشانده ی خود در سوریه سعی دارند جهاد را به سمت و سوی جهاد فی سبیل آمریکا و ناتو هدایت کنند.

در افغانستان آمریکا و جناح ضد شوروی تنها امکانات جنگی و سفر و آزادی در تهیه ی کمکهای مالی برای مجاهدین را تسهیل می کردند و به صورت فیزیکی هیچ حضوری در افغانستان نداشتند اما امروزه علاوه بر آنکه چنین امکاناتی را برای جنگجویان فراهم نمی کنند بلکه خود گروههایی را مستقیما آموزش داده و یا سازماندهی کرده اند و حتی خود به صورت فیزیکی از طریق سرباز و ادوات جنگی اقدام به تأسیس پایگاههای نظامی در خاک سوریه و اشغال بخشهائی از آن نموده است که همه دیدیم .

در کنار این اشغالگری آمریکا ما باز شاهد اشغالگر ناتو از طریق حکومت سکولار و طاغوتی ترکیه هستیم . اتحادیه ی اروپا هم از طریق عضو فعال خودش، حکومت سکولار ترکیه، با هماهنگی گروههای به اصطلاح جهادی بخشهائی از خاک سوریه را به اشغال خود درآورده است.

این هشدار آشکاری برای مسلمین است که نشان می دهد دستهائی درکار هستند که قصد دارند آنها را در راه اهدافشان خرج کنند و نتایج خون آنها را در راه اهداف کفری و سکولاریستی خود مصادره کنند .

 

 

 

 

 

در مقایسه با «افغان-عرب» ها شمار این نسل از مجاهدين خیلی بیشتر است. براساس یک تخمین، دست كم شمار داوطلبان عربی که در سال های دهه ۸۰ در افغانستان علیه شوروی می جنگیدند بین ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر بود و اين غير از داوطلبان اويغور، ازبك، چچني، كرد، ترك، فارس، بلوچ، اردو، بنگالي، تازه مسلمانان اروپا و آمریکا و… است . اینان در جبهه هایی کسب تجربه می کردند که سرنوشت آن از مدت ها پیش مشخص شده بود.

جنبش جهادی  كه در سال های ۱۹۸۰ در افغانستان آبدیده شده بود، در طول سال های ۱۹۹۰ در بوسنی و تاجیکستان به جهاد خود ادامه داد و در سال ۱۹۹۵، ۱۲ نفر از آنها به رهبری سيف الاسلام  خطاب رحمه الله (نام واقعی او سامر الصوالم و دارای ملیت عربستان سعودي )   وارد چچن شدند.

برای درک بيشتر ذهنیت مجاهدين فرقه ي ناجيه علاوه بر توحيدي بودن و پايبندي به قرآن و سنت صحيح بر فهم سلف صالح، لازم است به دو نکته دیگر توجه کنیم. اول اینکه سفر به یک سرزمین خارجی برای یک  مجاهد، به معنای همان «هجرت»ی است که از نظر تاریخی و سیر اسلام و آغاز تقویم آن از اهمیت فراوان برخوردار است. به همین دلیل چنین سفری، از نظر یک مجاهد، تجربه ای عملي مبتني برسنت رسول الله صلي الله عليه وسلم تلقی می شود مشابه آنچه پیغمبرصلي الله عليه وسلم  و اصحاب او از سر گذرانده بودند. بسیاری از مجاهدين واژه «مهاجر» را به آخر كنيه جهادي خود اضافه می کنند مانند ابوحمزه مهاجر رحمه الله  وزير جنگ در دولت عراق اسلامي .

دومین نکته، اعتقاد به واقعيت انهدام امپراتوری ها توسط یک تعداد انگشت شمار جوان مسلح به سلاح های سبک است مانند ارتش اسلام در قرن هفتم ميلادي  که امپراتوری هاي روم و ایران را شکست داد. كارشناسان امور نظامي و سياستمداران آگاه بر اين نكته تاكيد دارند كه به عنوان يك سبب افغان-عرب ها و ساير مهاجرين در كنار مردم مجاهد افغان  از عوامل اساسي  شکست ارتش شوروی بلكه باعث فروپاشی کمونیسم نیز شده اند. امروز نیز اين حقيقت قوی مشابه  مكتوب و بر سرزبانهاست كه ابومصعب الزرقاوی  رحمه الله و۳۰ نفر از یاران اولیه او و جماعتهاي جهادي ديگري چون انصارالاسلام و…بوده اند که با به راه انداختن یک مقاومت همه جانبه و پرهزینه باعث شکست پروژه آمریکا در عراق و منطقه شده اند.

جماعت كوچك ابومصعب  الزرقاوی رحمه الله در حاشیه جنبش افغان-عرب قرار داشت و به جریان غالب جنبش جهادی حاضر مبدل شد. برخلاف جماعتهايي مانند القاعده که با وجود چند مليتي بودن آن  اغلب از سعودی ها، یمنی ها و مصری ها متشکل می شدند، جماعت ابومصعب الزرقاوی رحمه الله بیشتر اردنی و سوری و فلسطینی بودند .

ابومصعب الزرقاوی رحمه الله در سفر دوم خود به افغانستان، اردوگاه خود را در هرات و قسمت غربی افغانستان و به دور از پایگاه های مانوس جهادی های عرب (در جلال آباد و قندهار) بنا نهاد. ابومصعب الزرقاوی رحمه الله هرچند که مثل ساير جماعتهاي كوچك با اسامه بن لادن رحمه الله ودكتر ايمن ظواهری حفظه الله همکاری هایی می کرد اما گردان خود را «التوحید والجهاد» نام داده بود و همچون ساير جماعتهاي كوچك به حفظ استقلال خود و همكاري با القاعده ادامه می داد. هدف او از برنامه افغانستان، آماده سازی شبکه خود برای بازگشت به اردن بود. او به همین دلیل بود که در كردستان ایران و هورامان غربي  روابط و خانه های امن مهیا ساخته بود و قبل از حمله نظامی آمریکا به عراق، در هورامان غربي تحت حكومت امارت اسلامي  انصار الاسلام  مستقر شده بود و همین امر او را  به همراه انصار الاسلام مناسب ترین کانال برای بسیج مجاهدين اسلامی در جنگ با نیروهای آمریکایی ساخته بود و او در پر کردن خلأ رهبری رژیم بعثی نقشی اساسی بازی کرد.  انصار الاسلام و جماعت كوچك ابومصعب الزرقاوی رحمه الله در حقیقت جهاد مقدس را از مرزها و حاشیه های جهان اسلامی به بین النهرین یعنی پرمنزلت ترین سرزمین اسلامی، پایتخت سلسله عباسی(۷۵۰- ۱۲۵۸ میلادی) و باشکوه ترین یادگار تمدن اسلامی منتقل ساخته بودند.

مقامات نظامی آمریکا دائماً اصرار ورزیدند که همین حضور ابومصعب الزرقاوی رحمه الله در عراق را به عنوان سند همکاری رژیم صدام و القاعده به همه بقبولانند اما نهایتاً اقرار کردند که میان ابومصعب الزرقاوی رحمه الله و رژیم سکولاریستی صدام حسین هیچ رابطه ای وجود نداشته است. رابطه میان ابومصعب الزرقاوی رحمه الله و القاعده پیچیدگی خاصی نداشت اما دشمنان دين يا از آن غافل بودند و يا جهت ايجاد جنگ رواني ميان مسلمين خود را به تجاهل مي زدند .  ابومصعب الزرقاوی رحمه الله جماعت خود را مستقل از جماعت بين المللي القاعده نمي دانست  اما در پاره اي موارد خاص اجتهادي مربوط به زمان و مكان ، مثل تمام جماعتهاي كوچك تشكيل دهنده ي القاعده داراي نظريات عملي خاص خودش بود و اين استقلال درون گروهي در شوراي اولي الامر مجاهدين امري عادي و طبيعي به شمار مي رود كه هرگز باعث  به هم خوردن وحدت عمل استراتژيك و حتي تاكتيكي جبهه اي نمي شود .جماعتهاي وابسطه به فرقه ي ناجيه و مجاهدين القاعده  متناسب با شرايط زماني و مكاني مبارزات مسلحانه ، تابع وضع موجود حاكم بر حوزه ي فعاليتشان هستند و ممكن است  با همديگر اختلافات جزئي داشته باشند . مثل اختلاف جنگ در جنگل ، صحرا ، باتلاق ، كوهستان با همديگر و یا با  جنگ شهري  .  یا مثل ترکیب جمعیتی و مذهبی و میزان  پایبندی  یا عدم پایبندی به قواعد اساسی شریعت و… .

البته ابومصعب الزقاوي رحمه الله  از موضع نسبتا نرم القاعده در قبال برخی کشور های  سكولاريست ومرتد عربي انتقاد می کرد، و به دلیل  کافی بودن تعداد مجاهدین  طالبان و اعداد برای جهاد دراردن ، از دخالت در جنگ داخلی افغانستان و جنگیدن در صفوف طالبان خودداری کرد. ابومصعب الزقاوي رحمه الله  در عراق در ابتدا یک جنگ تمام عیار علیه طرفداران و نوكران اشغالگران آمريكائي اعم از  شیعیان– به استثنای هواداران مقتدی صدر كه در ابتدا با آمريكائيان مي جنگيد —  و سنيهاي طرفدار آمريكا اعلام کرده بود و هلاکت محمدباقر حکیم در یک عملیات  استشهادي، توسط یاسین جراد رحمه الله  پدر زن (دوم) ابومصعب الزقاوي رحمه الله  صورت گرفته بود اعلان آشکار جهاد به تمام نوکران امپریالیسم بود. به هر حال ابومصعب الزقاوي رحمه الله  شهرت رهبری مقاومت جهادی ها علیه اشغالگران آمریکایی را برای خود تثبیت کرد و جهت جلوگيري از جنگ رواني كفار مبني بر اختلاف وي با شبكه ي مادر وشيخ اسامه رحمه الله و تنوير افكار عمومي به صورت رسمي و علني در اواخر اکتبر ۲۰۰۴ با  شيخ اسامه بن لادن رحمه الله  اعلام بیعت کرد .

به این ترتیب صفوف  نسل جدید جهادی در مکتبی شکل گرفت که  در عقيده بر همان منهج اهل سنت و جماعت و در تطبيق حكم « اشداء علي الكفار» ، به مراتب  شديدتر از طرز عمل افغان-عرب ها و القاعده ای های برآمده از آن  در افغانستان بود. به علاوه شرایط جنگ عراق و سرکوب جهادی ها در سرزمينهاي مسلمان نشين قابل مقایسه با شرایط سال های ۱۹۸۰ نبود. بدین معنی که آموزش ها و تجربه مبارزاتی نسل جدید بسیار سخت تر از گذشته بود و جهان بینی خشن آنان انعکاس همین شرایط بود. در سال ۲۰۰۲ زمانی که ابومصعب الزقاوي رحمه الله  به عراق رسید در اطراف او بیش از تعداد انگشت شماری هوادار یافت نمی شد. دقیقاً به دنبال حمله آمریکا به عراق بود که صدها یا به عبارتی هزاران نفر داوطلب از سرزمينهاي مسلمان نشين به آن کشور سرازیر شدند تا علیه اشغال یک سرزمین اسلامی به دست آمریکا بجنگند. همین ها نسل ابومصعب الزقاوي رحمه الله  به شمار می آیند.   «نسل ابومصعب الزقاوي رحمه الله  » باعث ایجاد جهش نوینی در جنبش جهادی شده است. این نسل که مدرنتر و جنگجو تر از گذشته است، شتاب فراوانی در انجام عملیات نظامی نشان می دهد و مبارزه اش بیش از هر چیز بر تاکتیک های ایجاد وحدت ميان مسلمين و وحشت و ارهاب در ميان دشمنان استوار است. فعالیت های آنان همانطور که وضعیت یمن نشان می دهد منشاء  نوع تازه ای از قدرت عيني مجاهدين شده است.

یمن در پناه دادن به جهادی ها تاریخی طولانی دارد. مجاهدين یمنی در میان افغان-عرب ها مقام برجسته ای داشتند و تعداد آنها را حتی تا۸۰۰۰ نفر تخمین می زدند. به دنبال شكست شوروی  در  افغانستان از آنجا که بازگشت افغان-عرب ها به کشورهای متبوع خود مسائل زیادی به همراه می آورد، قبايل یمنی نه تنها پذیرای یمنی-افغانی ها بلکه جهادی های سایر کشور ها نیز شدند. هرچند که یمن شمالی و جنوبی در سال ۱۹۹۰ به یکدیگر ملحق شده بودند اما تناقض های میان علی عبدالله صالح و به اصطلاح «شرکای» سوسیالیست او در جنوب، کاملاًآشکار بود. افغان-عرب ها ابتدا برای حذف و ترور رهبران سوسیالیست و مرتد برنامه اي منظم و سازماندهي شده اي را پياده كردند  و بعد در سال ۱۹۹۴ در جریان جنگ داخلی نقش مهمی در سرکوب جدایی طلبان جنوب بازی کردند. یمن سرزمین اجدادی شيخ اسامه بن لادن رحمه الله نیز محسوب می شود. پدر شيخ اسامه رحمه الله  در منطقه حضرموت در جنوب شرقی یمن متولد شده و بعدها به عربستان سعودی مهاجرت کرده و از راه بازرگانی به ثروت رسیده بود.

به دنبال عمليات مبارك ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به آمریکا، کشورسكولاريستي یمن شدیداً بر عليه مجاهدين وارد عمل گرديده و نقش يكي از گردانهاي ارتش آمريكا را بر عهده گرفت . قبايل یمن از نظر مقامات آمریکایی نقش یکی از پایگاه های لجستیکی جهادی ها را بازی می کردند. به گفته یکی از کارشناسان شبکه های جهادی در صنعا، هیچ عملیاتی از سوی القاعده صورت نگرفته بود که به نحوی به یمن مربوط نشده باشد یا پول و اسلحه در آنجا رد و بدل شده، یا یکی از مجريان یمنی بوده، یا یکی از عوامل آن از این کشور گذر کرده است. تا مدت ها  نقشه اين بود که آمریکا به خاک یمن حمله کند. در همین شرایط بود که صالح به واشنگتن پرواز کرد و در راه «جنگ با ترور» قول همکاری داد. و بدين سان به نقش ننگين خود در سناريوي طراحي شده از جانب كفار رسميت بخشيده و علاوه بر قتل هزاران مسلمان مجاهد  صدها تن از جهادی ها و از جمله سید امام الشریف مصری معروف به دکتر فضل را دستگیر کردند اما باوجود هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكائي و ترور رهبران برجسته ي آنها  نتوانستند در برابر اراده ي مردم مسلمان و مجاهدين پيروز ي را به دست آورند و روز به روز جريان  وابسطه به فرقه ي ناجيه گسترش بيشتري يافته و مناطق بيشتري را به تصرف خود در مي آورد .

مقامات سكولاريست و مرتد یمنی در يك جنگ رواني عليه مجاهدين به وسيله ي علماي دين فروش درباري با عقايد فاسد منتسب به اسلام  وارد عمل شدند و طرحهايي تحت عنوان  پروژه گفت وگو با زندانیان فعال جهادی ترتیب دادند . دقيقا همان كاري كه سكولاريستهاي مرتد در الجزائر ، موريتاني ، مصر و… انجام داده بودند .. مبتکر این پروژه حمود الهتار قاضی سابق دادگستری و وزیر کنونی وزارت اوقاف یمن بود. او به صراحت گفت:«پروژه گفت وگو از اصول سیاست رسمی یمن در جنگ با تروریسم به شمار می آید» و ادامه داد، «ما دریافته بودیم که پراتیک سازمان های تروریستی بر ایدئولوژی استوار است و تنها با یک ایده می توان به جنگ یک ایده دیگر رفت. توسل به زور در افغانستان و عراق، نتوانست برای آنها صلح و ثبات به همراه بیاورد. بینش القاعده بر دو چیز استوار است: تکفیر رژیم های عرب و جنگ با خارجی ها. ما در گفت وگو های خود با آنها روشن می کنیم که اولاً دولت یمن یک دولت قانونی است و دوم اینکه تفاوت های عقیدتی یا میزان دینداری فرد به خودی خود برای مبارزه کافی نیست. هدف پروژه گفت وگو تصحیح این ذهنیت ها با استناد به مذهب بود.» الهتار می گفت که پروژه گفت و گو اواخر سال ۲۰۰۵ متوقف شد و دلیل آن فشارهای دولتی بود که به کار گرفتن روش های دیگری علیه تروریسم را دنبال می کرد. او اضافه می کرد که این پروسه شامل حال افغان-عرب ها می شد نه از عراق برگشته ها. بزرگ ترین دستاورد پروژه گفت وگو « ايمان و يقين مجاهدين به درستي راه و منهج جهادي شان» در یمن و ساير سرزمينهاي مسلمان نشين بود.

با این همه  دم تكان دادنها و مزدوري سكولاريستهاي مرتد و دين فروشان يمني اخیراً صداهای اعتراضی فراوانی از جانب سكولاريستهاي جهاني موجود در سازمان ملل علیه یمن و سیاست  « جنگ با ترور» آن بلند شده است که واشنگتن در صدر همه قرار می گیرد.  كه يكي از دلايل اين خشم اربابان از نوكرانشان در يمن فرار موفقیت آمیز ۲۳ عضو القاعده از یکی از زندان های مستحکم یمن در فوریه سال ۲۰۰۶ بود که گویا با همکاری نگهبانان زندان صورت گرفته بود. ناصر الوحیشی که  «امیر»  القاعده در یمن است  از همین فراریان بود.  با اينهمه جنايتي كه سكولاريستهاي مرتد در حق مردم مسلمان و گرسنه ي خود انجام مي دهند اما دولت سكولاريستي آمریکا، یمن را متهم به سهل انگاری در مبارزه با جهادی ها می کند و ناخشنودی خود را از عدم دستگیری اعضای بالای القاعده و مصادره اموال آنها نشان داده است.

حمله به برخي از اهداف غربی در صنعا، کار یک جماعت جوان تر جهادی است که خود را « كتائب جند اليمن » می خواند. این  جماعت بر دولت فشار وارد می آورد که    مجاهدين و متهمين به جرم اسلامگرائي را آزاد کرده، به همکاری امنیتی با غرب خاتمه داده و جهادی هایی را که مایل به رفتن به خارج و به عراق و افغانستان و سومالی هستند آزاد بگذارد در غیر این صورت منافع خارجی ها را در یمن مورد هدف قرار خواهد داد. این نسل  در به روز  كردن جهاد از شخص ابومصعب الزرقاوی رحمه الله الهام می گیرد نه از نسل گذشته القاعده كه در يمن به سر مي برند . ظهور این دسته و فعالیت های آنان چنانچه در مسير تكاملي مبارزات مسلحانه ي مجاهدين طبق شرايط زماني و مكاني  صورت نمي گرفت  تهدیدی علیه  شكوفائي و به روز بودن فعاليتهاي  القاعده به شمار مي رفت . اما القاعده خودش مشوق اينگونه شكوفائيها و به روز شدنها ي قتال و جهاد في سبيل الله است . ماهيت سازماندهي القاعده پيشرو و زنده است و با هرگونه ايستائي و جمود مخالف است به همين دليل  جوانان  مجاهد می توانند رهبران سیاسی و مذهبی جدیدی پیدا کنند و شکل های سازمان دهی نوینی بیابند . بدون آنكه عامل بازدارنده اي در راهشان قرار گرفته و يا به اتحاد شورائي سازمان القاعده لطمه اي وارد نمايند .

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید