حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک در مسیر خود کشی سیاسی و ایفای نقشی جدید در خدمت به دشمنان ملت کورد

حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک در مسیر خود کشی سیاسی و ایفای نقشی جدید در خدمت به دشمنان ملت کورد [۱]

 

 ( به بهانه ی جنگ داخلی میان کوردهای سوریه در عامود و چریکهای وابسطه به پ.ک.ک  )

به قلم : ابوسلیمان هورامی

بالاخره پس از ماه‌ها گمانه زنی و درز کردن اخبار مربوط به مذاكرات میان اوجالان آتئیست و ضد خدا  و رهبر پ ك ك (حزب مارکسیست لننیست  کارگران کردستان ترکیه) و دولت سکولار تركیه در نوروز ۱۳۹۲ اوجالان فرمان آتش بس را صادر كرد. اعلام آتش بس توسط اوجالان بیان آشكار روند سازشی بود كه پ ك ك از چندین سال قبل به پیش گرفته بود. در واكنش به این اعلام آتش بس و سازش واكنش‌های متفاوتی در مورد آن بوجود آمد. برخی ناباورانه گفتند كه چنین امری صحت ندارد و رهبری خارج از زندان حاضر نخواهد شد كه چنین سازشی را عملا به پیش ببرد چون این به قول کوردها نوعی ” آش به تال ” است . برخی دیگر نیز این روند را زمینۀ شكست  سکولاریسم و سیاستهای پلید این دین تازه در میان کوردها ی مسلمان  خواندند.

پ ك ك استراتژی خود را طی سال‌ها تغییر داد و اكنون استراتژی خودش را دمكراتیزه كردن حكومت سکولار تركیه اعلام كرده است. امری كه غیر از خودفریبی توهمی بیش نیست و كسانی كه ادعای این کار را دارند می روند که به شركای قدرت در نظام سکولاریستی سرکوبگر تبدیل شوند، اما حکومت سکولار ترکیه هرگز این شرکا رو نخواهد پذیرفت بلکه تنها مرگ انها را می خواهد و اگر قادر به انهدام انها نشذ تنها مزدور و زیر دست می خواهد . ترکیه نظامی سکولار است  كه ستم و تبعیض ملی ، دینی  و طبقاتی  در آن عجین است و از ملزومات كاركرد دین سکولاریسم  در كشورهای تحت سلطه است.

آنچه پ ك ك دارد دنبال می‌كند در واقع  اعلام شکست و بیان شریك شدن سکولاریسم كرد در قدرت است. روند صلح و مذاكره و سازش ممكن است در عمل به سادگی پیش نرود و درگیری‌های مسلحانه و چانه زنی ادامه پیدا كند اما اوجالان و پ ك ك روند سازش را پذیرفته‌اند. پ ك ك از ابتدای فعالیتش تمركز خود را بر ایجاد كردستان مستقل و بعدها خودمختاری گذاشت و هیچگاه به دنبال مبارزه برای سرنگونی حاكمیت سکولاریستی تركیه و دست زدن به انقلاب سراسری نبود. همین امر باعث محدود شدن مبارزه‌اش به كردستان شد.

۳۵ سال مبارزه مسلحانه پ ك ك مسلما ضرباتی به ساختار ستم ملی زده است، اما به زمین گذاشتن سلاح و شراكت در قدرت سیاسی تحت حاکمیت سکولاریسم ترکی ، سرمایه‌داری و امپریالیسم بسیاری از  دستاوردهای ناچیز ملی این مبارزه را نیز نابود خواهد کرد. چارچوبی که رهبری پ ك ك برای پایان مبارزه مسلحانه تعیین کرده بسیار محدود است: اول، تعریفِ شهروندی در قانونِ اساسی جدید آ.ک.پ:

  • در قانونِ اساسی جدید، به ملیتِ ترک یا کرد اشاره‌ای نخواهد شد و شهروندی تنها تحتِ نامِ «ترکیه» تعریف خواهد شد.
  • دوم، از بین‌بردنِ موانعِ قانونی‌ برای امکانِ آموزش به زبانِ مادری.
  • سوم، تقویتِ اداراتِ محلّی در ‌چارچوبِ «منشورِ اروپایی‌ اداراتِ محلی خودمختار».

در بررسی وقایع جاری کردستان ترکیه به این پرسش نیز باید پرداخت که چرا طرف مقابل، یعنی دولت سکولار و شووینیست ترکیه که مدتی است در شعار لباس اسلامی به تن کرده  اما در مرامنامه و در عمل سکولاریستی بیش نیست و ستم و استثمار سرمایه‌داری را با عوامفریبی خرافی و سرکوب مذهبی و فرهنگی به مردم عرضه می‌کند باب مذاکره با پ ك ك را گشوده است؟ واقعیت اینست که از میان برداشتن جنبش کردستان از پیش شرط‌های تحقق نقش ترکیه به عنوان ژاندارم امپریالیست‌های سکولاریست غربی در خاورمیانه است. مذاکرات صلح با پ ك ك این هدف را دنبال می‌کند. به ویژه آن که دولت سکولاریست ترکیه در پیشبرد طرح دخالت نظامی در سوریه به همکاری  پ ك ك در داخل سوریه  جهت ایجاد جنگی تمام عیار در میان کردهای سوریه و تضعیف آنان و در نهایت انهدام و سرکوب آنان نیازمند است .

حزب سکولاریست عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان، پس از به قدرت رسیدن و به ویژه از سال ۲۰۰۷ سیاست به رسمیت شناختن ملت کرد را تبلیغ کرده تا به شکلی سکولاریسم کورد را در قدرت سیاسی شریک کند. در چارچوب همین سیاست باید به ادامه جنگ حکومت سکولاریست ترکیه با پ ك ك، سرکوب طرفدارانش و زندانی کردن نمایندگان مجلس ترکیه که به پ ك ك تمایل دارند نگاه کرد. دولت سکولاریست ترکیه مانند هر دولت سکولاریست ارتجاعی دیگر برای نابود کردنِ جنبش‌های انقلابی و مترقی هم از «چماقِ» سرکوب نظامی و امنیتی استفاده می‌کند و هم دادن «شیرینی». این‌ها امتیازاتی است که جنبش‌ها را از مضمون اجتماعی ‌شان خالی کرده و آن‌ها را تبدیل به حلقۀ دار دور گردن توده هایی می‌کند که سال هاست به امید تغییر اوضاع به پا خاسته‌اند. نتیجه مطلوب و دلخواهی که دولت سکولاریست ترکیه از «صلح» با پ ك ك دنبال می‌کند مسخ شدن و افت جنبش سکولاریستهای کردستان ترکیه است. مذاکرات مستقیم با اوجالان قرار است بر این آتش شعله ور آب بپاشد و اوجالان به عنوان معمار سازش بزرگ با دولت سکولاریست ترکیه قلمداد شود. هدف از مذاکرات به زبان دیپلماتیک رسیدن به «صلح نهائی» با پ ك ك اعلام شده است اما محور آن، «خلع سلاح نهائی» پ ك ك است. شرایط اولیه‌ای که مورد مذاکره است عبارتست از بازگشت عده‌ای از فرماندهان نظامی پ ك ك از کردستان عراق به ترکیه و انتقال ۵۰ تن دیگر از آنان به کشورهای اروپائی. همین یک فقره نشان می‌دهد که دست سرویس‌های امنیتی همه دولت‌های ذینفع در این «مذاکرات صلح» دخیل است.

حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک در مسیر خود کشی سیاسی

حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک اگر بخواهند و بتوانند حزبی زنده باقی بمانند، به جنگ ادامه خواهند داد تا در میدان جنگ و در یک پروسه جنگی چندین ساله یا از بین بروند و یا پیروز شوند؛ در غیر آن به ” پروسه آشتی و سازش ” مطرح شده از سوی سکولاریستهای جهانی  و رژیم سکولاریست ترکیه خواهند پیوست و تسلیم خواهند شد و سپس فرو خواهند پاشید. راه دیگری بصورت سازش و تبانی نیمه نیمه برای آنها وجود ندارد. قراین قویا نشان می دهد که حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک راه دوم را برگزیده اند و در مسیر تجزیه و نابودی قدم نهاده اند . مسیر آشتی و سازش با دشمنان برای یک حزب انقلابی  مسیر انتحار سیاسی است.

از  چند ماه قبل، پروسه مذاکرات مستقیم و غیر مستقیم میان نمایندگان حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک و دولت سکولاریست اردوغان با واسطه گری اتحاد اسلامی کوردستان عراق ( یه کگرتو )  ، که اینهم حزبی است به ظاهر اسلامی اما در عمل همان مسیر سکولاریستهایی  چون راشد الغنوشی ، حماس و اردوغان را می پیماید ،  به شدت بیشتری  آغاز گردید. هدف دولت سکولاریست  اردوغان از آغاز مذاکرات مذکور این بود که نشان دهد می تواند رهبری حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک را به پای میز مذاکرات بکشاند و با آن به سازش برسد. به عبارت دیگر دولت سکولاریست  اردوغان می خواست نشان دهد که حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک می خواهند از طریق مذاکره و تفاهم با آنها در کوردستان سوریه سهمی در چپاول ثروتها و کنترل مردم کورد  داشته باشند .

دولت دولت سکولاریست  اردوغان با این نمایش می خواست به چند دستاورد برسد:

۱ – تسلیم طلبی در میان رهبری و صفوف حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک را دامن بزند و میان آنها انشقاق به وجود بیاورد.

۲ – آن مخالفین داخلی دولت سکولاریست  اردوغان و رژیم وی در درون جناح های مختلف رژیم و حامیان اصلی و فرعی خارجی آنها را که از برگشت حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک به داخل مردم بیشتر از هر چیز دیگری می ترسند، از طریق به نمایش گذاشتن امکان برگشت حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک به قدرت توسط خود دولت سکولاریست  اردوغان ، بترساند تا مخالفت را کنار گذاشته و به امضای توافقنامه های مورد نظر دولت سکولاریست  اردوغان راضی گردند.

۳ – به جهانیان و مشخصا کوردها ها نشان دهند که رهبری حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک آنگونه که خود را می نمایاند، به نحو استواری ضد اشغالگران ترک در ترکیه و عربها در سوریه نیستند، پاس دوستی قبلی را دارند و حاضر اند با دوستان دولت سکولاریست ترک و عربشان به معامله و سازش برسند.

با گذشت کمتر از یک ماه از آغاز این  پروسه مذاکرات آش به تال و تسلیم طلبی حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک  اولین جرقه های جنگ داخلی میان حزب طرفدار پ.ک.ک و حزب پارت دموکرات کوردستان سوریه زده شد که به کشته و زخمی شدن ۲۵ نفر کورد غیر مسلح و مدنی انجامید .

در چنین جو بی باوری و شک و تردید در میان مردم مسلمان کوردستان در مورد ماهیت و نیات واقعی حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک  که قبلا از ماهیت سکولاریستی و عوام فریبی آن و رهبر علوی مذهبش نا آگاه بودند ، حتی در سطح اینکه یک نیروی ضد دولت سکولارترکیه  یا ضد دولت سکولار سوریه ای  هستند یا اینکه پیوند های نهان و عیان زیادی با آنها دارند، بیشتر از پیش دامن خورده است، بی باوری و شک تردیدی که خود صفوف حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک  و رده های پایین و متوسط فرماندهان آنها را نیز فرا گرفته و در نتیجه رهبری عالی حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک  را نیز تا حدی متزلزل و لرزان ساخته است.

چرا حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک  دست به چنین کاری زده اند؟ اساسا به این دلیل  که در مورد چگونگی برخورد شان به موضوع تسلیم طلبی و سازش با دشمنان سکولاریست ملت کورد ، نمی توانند و جرئت ندارند که اصل واقعیت و کل واقعیت را بطور صادقانه و مخلصانه با ملتی که مدعی رهبریت ان را دارند در میان بگذارند. ملت کوردستان مثل تمام ملتها فهمیده اند که مشکل و دشمن اصلی آنها سیستم سکولاریسم است که جانوران درنده ای چون آتاتورک ، بشار اسد و غیره را تولید نموده و به جان انها انداخته است و همین سکولاریستهای مرتد محلی هم یکی از کثیفترین و اصلی ترین دشمنان آنان بوده اند . کشف این واقعیت از طرف مردم مسلمان کوردستان سکولاریستهای مرتد محلی و حکومتهای سکولاریست محلی و امپریالیستهای خونخوار خارجی را هراسان نموده و انها را جهت مبارزه با این بیداری مردم مسلمان به همدیگر نزدیک نموده است .

رهبری حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک  باید به ملتی که ادعای رهبر بودن آنها را دارد صادقانه بگوید که ” پروسه صلح نهائی ” پروسه ای است برای آشتی و سازش با دشمنان خون آشام  و در عین حال اعتراف نماید که با داخل شدن در آن پروسه، به نوبه خود برای سرکوب هرگونه قیام مردم مسلمان کوردستان  زمینه سازی کرده است.

رهبری حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک  باید صادقانه اعتراف نماید که حتی یک زندانی خود را نیز با داخل شدن در پروسه متذکره نتوانست آزاد نماید .

رهبری حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک  باید صادقانه اعتراف نماید که علیرغم آنهمه تبلیغات دروغین در ماهواره هایشان ، آنها در ردیف تاریخ رفته های شوروی سابق قرار گرفته اند و به زباله دانی تاریخ پیوسته اند  بدون اینکه حتی بخشی از خواست کوچک شان که حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک  به خاطرش به وجود آمده بود توسط سکولاریستهای ترکیه بر آورده گردد.

رهبری حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک  باید صادقانه اعتراف نماید که در طول چند ماه گذشته رزمندگان و گریلاهای  زیادی را بخاطر ایجاد فشار بر احزاب موجود درکوردستان سوریه که مخالف سیاستهای دولت ترکیه هستند را  برای بدست آوردن امتیازات حقیر متذکره به کشتن داد، ولی ذره ای امتیاز هم  نتوانست به دست آورد .

رهبری حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک  باید اعتراف نماید که ده ها فرمانده و گریلای  خود را در درگیری های داخلی بخاطر جلوگیری از تماسگیری آنها با رژیم ترکیه به قتل رسانده است یا حد اقل با زمینه سازی برای درگیری های داخلی به کشتن داده است؛ در حالیکه خود رسما و علنا با رژیمی همانند رژیم سکولاریست بشار اسد و رژیم سکولاریست ترکیه وارد سازش و معامله گردید.

اما رهبری حزب سکولار کمونیست پ.ک.ک  نمی تواند به این همه غلط های جبران ناپذیراعتراف نماید و صادقانه از خود انتقاد نماید ( توبه نماید ) چون خود وی یک علوی شیطان پرست است که مرام کمونیستی را برگزیده و انحراف دادن مسیر مبارزه ی مسلمین یکی از وظایف شیطان و مریدانش می باشد و  نتیجه آن است ملتی که اینگونه آدمها ی شیطان صفت را به عنوان رهبر خود برگزیده اند همچنان در مسیر خود کشی و ذلیلی گام بر می دارد.

البته این اعتقاد هم وجود دارد که اوجالان- در میان پیروان‌اش مشهور به نام سَروک آپو (Serok Apo)– از روز اول طبق خواسته سازمان اطلاعاتی ژاندارمری ترکیه کار را شروع کرده و بعدها از اعضای آرگنکون شده. Ergenekon هم مجموعه ای از کمالیست گراهای افراطی در ترکیه هستند که اکثرا هم جزو نیروهای امنیتی – نظامی.. حالا در ریشه لغوی هم اسم یک جای افسانه ای است در کوه های آلتا با نماد گرگ خاکستری و البته منشا تروریسم در ترکیه… اکثر اعضای ان را ژنرال های بازنشسته و نظامی های ارتش ترکیه هستند و دولت سایه نامیده شده اند… این سازمان مسئول جنگ ۳۰ ساله پ ک ک در داخل ترکیه است. بعدها ژنرال اردل جیملر در نیروی دریایی اولین کسی بود که درباره ان علنا حرف زد و حتی گفت CIA در دوران تشکیل کمونیسم از ان حمایت کرده. روزنامه صباح ترکیه هم بر اساس اسناد ۴۰۰۰ صفحه ای افشا کرد که اوجالان عضو ان بوده.
سال ۱۹۷۸ که پ ک ک را تاسیس کرد مانیفست ان راه انقلاب کردستان بود و به زبان ترکی هم نوشته بود که خواستار استقلال کردهای ترکیه است… بماند که ۴۰۰۰ روستا را ویران کرد و هزاران نفر را ترور . وقتی رفت زندان ورق برگشت و از تمامیت ارضی ترکیه دفاع کرد و آتاتورک را ستود و موضوع بی ربط کنفدرالیسم دمکراتیک را مطرح کرد و …بعدها عثمان اوجالان، برادر عبدالله هم گفت : پ ک ک و همه شاخه هایش هیچ اعتقادی به آشتی و دمکراسی نداشته و ندارند او هم معتقد است که اوجالان ارگنکونی است و ارگنکون هم اجازه برقراری صلح را نخواهد داد…
یک سال پیش از ۱۹۸۴ که پ ک ک به عنوان سازمانی چریکی شناخته شود، به طور مسلحانه علیه دولت ترکیه اقدام کرد. در آن زمان نگاه مقامهای نظامی و شخصی آنکارا این بود که پدیده ای خارجی است که در بقاع لبنان، سوریه، عراق و ارمنستان پایگاه دارد و تورگوت اوزال –رییس جمهور وقت ترکیه- آن را لانه فساد و ترور نامید. رهبران سوریه از سالها پیش، تسیهلاتی برای پ ک ک فراهم کرده و با تروریست های سکولاریست  سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) در ایام یاسر عرفات، این گروه ها رابطه یافتند و اعضایش در اردوگاه های فلسطینی، دوره نظامی و آموزشی طی می کردند و بعدها در ارمنستان هم پایگاه داشتند و دارند..

اختلافهای دولتها سکولاریست سوریه و ترکیه هر چند از سال ۱۹۳۹ و به خاطر آب فرات بود، اما دمشق به منظور فشار علیه آنکارا، با کارت پ ک ک بازی می کرد و در رسانه ها برای عوامفریبی اعلام می شد که «مبارزه پ ک ک برای خودمختاری کردستان و حقوق فرهنگی و سیاسی کردها در ترکیه است و…» پ ک ک برگ برنده ای شد که هرگز سوریه از آن چشم برنداشت؛ هم بر همسایه اش فشار می آورد و هم از مشکل کردهای خود و مسایل امنیتی مرتبط با آنان رها می شد . سوریه از ارمنی ها و پ ک ک، علیه ترکیه حمایت کرد. دولت دمشق به منظور فشار بر آنکارا با کارت پ ک ک بازی می کرد و در رسانه هایش اعلام می شد که “مبارزه پ ک ک برای خودمختاری کردستان و حقوق فرهنگی و سیاسی کردها در ترکیه است “. پ ک ک برگ برنده ای شد که هرگز سوریه از آن چشم بر نداشت، برگه ای که با آن هم بر همسایه اش فشار می آورد و هم از مشکل کردهای خود و مسائل امنیتی مرتبط با آنان رها می شد. هزاران کرد سوریه با اعمال فشار استخبارات و اطلاعات  سوریه و نیروی پ ک ک به جبهه های این حزب اعزام شدند تا بجنگند و در یک سال بیش از یازده هزار جوان کرد سوری در صفوف حزب موهومِ اوجالان کشته شدند. گرچه اوجالان حمایت سوریه از پ ک ک را استراتژی می‌نامید اما این پیمان تاکتیکی جز ویرانی و خون‌ریزی برای کردها در آن ایام ثمره‌ای نداشت و شمار تلفات مردم از اوت ۱۹۸۴ تا پاییز ۱۹۹۰ را .۲۰۰۰۰ نفر می‌دانند. سازمان امنیت ترکیه و ارتش این کشور نمی‌خواست که به هیچ وجه راه مسالمت‌آمیزی را برگزیند و اوجالان هم قایل به هیچ نرمشی نبود و مردم هم در این میان بازیچه‌ی سیاست خشونت .
حمید درویش رهبر دمکرات کردهای سوریه، اوجالان را به این قضیه متهم می‌کند که «یک نسل جوان کرد را گوشت دم توپ کرد»، شاید همان نظریه‌ی کارشناسان را تکرار می‌کند که با همکاری سازمان امنیت سوریه، هم کردستان سوریه را آرام کرد و هم جوانان جذب‌شده به یک آرمان موهوم و تخیل غیرواقعی را برای جنگ مسلحانه به داخل ترکیه کشانید. به این صورت مشکل کردهای سوریه – به زعم حکومت – هم حل شود. از ۱۹۸۷ تا ۱۹۸۹، ده‌ها مدرسه به وسیله‌ی پ‌ک‌ک در کردستان منهدم شد. حکومت سکولاریست  هم در مقابله، سیاست تحلیل را در پی گرفت و هر خانواده متهم به همکاری به پ‌ک‌ک را اعدام کرد. مدتی اوجالان سیاست تخریب خود را متوقف کرد اما حکومت سکولاریست  هم‌چنان وی را تروریسیت نامید که «صدها روستا و منطقه را به آتش کشیده و جز ویرانی و بربریت، ارمغانی برای ترکیه نداشته است»؛ اما سیاست آبادانی حکومت هم هیچ استراتژی معینی نداشت و کردها باوری به نرمش حکومت و تعدیل سیاست سرکوب آن نداشتند. و در ۱۱ استان کردنشین حکومت نظامی برقرار بود و انگار که آنکارا اطمینان داشت که ترور را باید با ترور پاسخ دهد و این درست مصادف با ایامی است که در ایران، حکومت سیاست پذیرش امان‌نامه‌های معارضین کرد مسلح را در پیش گرفته است و کردهای مسلحی که از ۱۹۷۹ به احزاب کردی منطقه پیوسته بودند و پس از مدتی به ایران باز می‌گشتند با دریافت امان‌نامه و به-زمین-گذاشتن اسلحه، به سیر زندگی عادی خود باز می‌گشتند و آگاهان سیاسی آن را سیاست تواب‌سازی نامیدند و آن را سیاستی در جهت حفظ آرامش منطقه توصیف کردند.
در دهه ۹۰، حکومت سکولار ترکیه از حکومت سکولار سوریه خواست که دست از حمایت از تروریست های پ ک ک بردارد و نیز زمینۀ صلح فلسطین و اسراییل را فراهم کند. هر چند رویارویی، ۳۰۰۰۰ تن کشته و قربانی را به همراه داشت، اما سوریه همچنان از حمایت پ ک ک دست برنداشت.
البته زمانی هم که – با پادرمیانی  جلال طالبانی – اوزال می خواست با اوجالان گفتگو کند اطلاعات ارتش ترکیه با سم زمینه مرگ او را فراهم کردند.سرانجام در سال ۱۹۹۶ طاقت و صبوری ترکیه تمام شد و از سوریه خواست اوجالان را را اخراج کند. در هفدهم مارس ۱۹۹۸ (۲۶ اسفند ۱۳۷۷) اوجالان به چنگ سازمان استخبارات ملی (میت) ترکیه افتاد و کردها واکنشهایی داشتند. حتی در تهران هم در برابر سفارت ترکیه و سازمان ملل تظاهرات کردند (حکومت سکولاریست  ترکیه، انگشت اتهام را بسوی ایران هم دراز کرده بود که در ارومیه، دفتر کار در اختیار پ ک ک قرار داده است و گفتند ایران در آن ایام برای رساندن سلاح به دره بقاع لبنان و حزب الله لبنان  از پ ک ک کمک می گرفت ).
اوجالان بار دیگر با کردهای عراق در ۲۷ اکتبر ۱۹۹۲ به صلح می‌نشیند اما ارتش سکولاریست  ترکیه در ۱۲ کیلومتری خاک کردستان نفوذ کرد و کردهای عراق او را با ناآگاهی از واقعیت‌های کردستان متهم کردند. حتی محمود عثمان وی را شخصی دیوانه و مجنون نامید. در ۱۷ فوریه‌ی ۱۹۹۳ طالبانی با وی به گفتگو نشست تا با ترک‌ها در حکومت اوزال، آتش‌بس کند و راه دیپلماتیک را در پی بگیرد که به نفع کردهای ترکیه است. اما اوجالان دوباره حکومت را تحریک می‌کند و این بار عصمت سزگین، وزیر کشور، تسلیم بدون قید و شرط را می‌خواهد اما اوجالان «قطع عملیات نظامی، عفو عمومی، آزادی زبان و فرهنگ و…» اما سلیمان دمیرل هم‌چنان بر زیاده‌روی و افراط اوجالان تاکید دارد و وی را تروریسیت می‌خواند. و کردها بار دیگر دوران بلاتکلیفی را آغازیدند و حیات زندگی آرام‌شان در گرو فرونشاندن خواسته‌های سیاسی تحریک‌آمیز این رهبرعلوی مذهب شیطان پرست شد. سرانجام اوجالان در ۲۶ اسفند ۱۳۷۷ پس از عملیات ده ‌روزه سازمان اطلاعات ارتش ترکیه و سازمان اطلاعات ترکیه (میت) دستگیر شد. خبری دستگیری وی را بُلند اجویت نخست وزیر وقت ترکیه اعلام کرد. بله کار و وظیفه ی وی در خارج از ترکیه دیگر تمام شده بود و می بایست یک وظیفه ی دیگری را عهده دار شود به همین دلیل در یک بازی ناشیانه وی به ظاهر دستگیر می شود و روانه ی ویلایی در ایمرالی می گردد .
طبعا در مناطق کردنشین اغراق در قهرمان‌سازی، روی‌کردی آشناست. اما در واقع امر بسیاری از رهبران کشور‌های اروپایی از دولت ترکیه خواستند که وی را عادلانه محاکمه کرده و از اعدام او خودداری کند. وی نیز به محض بازگشت خود را ترک دانست و عاشق ترکیه .
پس از عملیاتهای مبارک  یازده سپتامبر، پ ک ک برای این که شامل لیست تروریستی آمریکا نشود، اسم خود را به کنگره دموکراسی کردستان ( کادک ) تغییر داد. پ ک ک گروه های کوچکی از خود ایجاد کرد تا از حملات ترکیه و حملات احتمالی آمریکا مصون بماند. این تقسیم اعضا به صورت گروههای کوچک در عراق، سوریه و ایران انجام شد. در کردستان عراق به نام حزب راه حل دموکراتیک کردستان و در ایران، پژاک (حزب حیات آزاد کردستان) تشکیل شد. پ ک ک و پژاک، دو روی یک سکه بودند اما بامجوز دولت اقلیم، فعالیت داشتند.
سال ۱۳۸۸ هم بر اساس پیش‌نهاد اوجالان روز دوشنبه (۱۹ اکتبر) هشت تن از افراد مسلح وابسته به پ‌ک‌ک و ۲۶ پناه‌جوی جوان کرد ترکیه از اردوگاه مخمور، واقع در کردستان عراق، تحت عنوان سفرای صلح و نشانه‌ی اعلام آمادگی این حزب در جهت حل سیاسی مسئله‌‌ی کردها و مصالحه مسالمت‌آمیز با حکومت مرکزی، خود را تحویل مقامات قضایی ترکیه دادند. اما خبرهای رسانه‌ها حاکی از آن بود که کاروان سفیران صلح هنگام عبور از شهرها و استان‌های کردستان ترکیه با استقبال هزار نفری مردمان روبرو شد. اما آیا در چشمان امان‌گرفته‌های بازگشته به دامن وطن، پیروزی دیده نمی‌شد. که در آن ایام هم بنا به گفته ، اعضای ارشد حکومت عراق، طالبانی نقش عمده ای ایفا کرد.
پ ک ک همچنان در فهرست یک سازمان تروریستی باقی ماند و CIA اعلام کرد که قاچاق مواد مخدر، منبع عمده مالی پ ک ک و پژاک است. زیرا سازمان های تروریستی بر دو پایه استوارند : ایدئولوژیکی – سیاسی و دومی اقتصادی. به هر حال در جاهایی که خلا قدرت دولت ها وجود دارد این سازمان‌ها خیلی زود رشد می‌کنند. آنها برای خرید اسلحه،مواد منفجره و نیازهای روزانه خود به پول نیاز دارند. در بین روش های درآمدزایی، قاچاق مواد مخدر بهترین آنهاست. یکی از مهم ترین مناطق حوزه پخش مواد برای پ ک ک اروپا می باشد که ۸۰ در صد پخش را در آن بر عهده دارد. پ ک ک به یکی از اربابان واقعی مواد مخدر تبدیل شد که در میان هلال طلایی ( از پاکستان، افغانستان، ایران و ترکیه ) تا اروپا رقیبی ندارد. هزاران هواخواه پ ک ک در اروپا شبکه بزرگ پخش مواد مخدر را بر عهده دارند. به گزارش اینترپل ( پلیس بین الملل ) در سال ۱۹۹۲ پ ک ک ۸۰ کنترل مواد مخدر اروپا را در دست دارد. پژاک نیز به عنوان شاخه ایرانی پ ک ک نقش اساسی را به ویژه در مرز های ایران ایفا می کند. در گزارشات سالانه پلیس بین الملل ( اینترپل ) چنین آمده است: ” بین ۶۰ الی ۷۰ درصد مواد مخدر وارده به اروپا از طریق استانبول انجام می‌شود. ۱۷۸ تشکیلات کردی تحت کنترل پ ک ک و پژاک مستقیما در ترانزیت مواد مخدر دخالت دارند. دادستان کل آلمان نیز در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت : ” ۸۰ درصد مواد مخدر مصرفی در آلمان توسط اعضای پ ک ک و پژاک تامین می گردد “. بسیاری از اعضای دستگیر شده فرقه‌های پژاک و پ ک ک توسط ترکیه و ایران نیز در بازجویی ها و یا مصاحبه های مطبوعاتی به این نکته اعتراف کرده اند که در آمد حاصله از مواد مخدر را برای تامین هزینه های فرقه های خود صرف می کنند. و در این چند سال اخیر هم اگر یک قاچاقچی بزرگ و عمده در مرز ایران و عراق از دادن حق گمرگ به پژاک امتناع کند، ترور خواهد شد.
حملات پژاک علیه ایران در سال ۱۳۹۰ شکل و رنگ دیگری یافت. در ان ایام که حملات پژاک به نقاط مرزی و تخلف ارضی، روز ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ تلویزیون TRT ترکیه و برخی از روزنامه های ترکیه ( مانند زمان) نوشتند که مراد کارایلان توسط سپاه پاسداران ایران دستگیر شده و چند لحظه بعد هم علاالدین بروجردی ( رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی) خبر دستگیری وی را در رسانه های داخلی ایران تائید کرد اما در غروب ان روز، علی اکبر صالحی ( وزیر خارجه) تکذیب کرد… و از ۸ شب به بعد نیز به طور ۲۴ ساعته رسانه های وابسته به پ ک ک موضوع را تکذیب کردند و حتی کارایلان برای انحراف افکار عمومی مردم عامی هم خود را اسطوره ای افسانه ای و غیر قابل دسترس نامید که بر کوهساران پرواز می کند و باکی از جهان نیست !. اما یکی از کارشناسان CIA معتقد است که ” ترکیه قدرت و نفوذ سپاه ایران در میان افراد بومی در منطقه قندیل را ندارد و بدون شک سپاه پاسداران ایران، وی را دستگیر کرده و با وی به توافق رسیده و اکنون وی تغییر جهت خواهد داد! “.
اما به هر حال تفکر فرقه مسلح پژاک، شبه نظامی چپ گرا، آپوگرایی مطلق و منحط است که به ترویج پیروی از افکار اوجالان می پردازد. گروه مسلح پژاک، شاخه ایرانی پ ک ک مائوئیست، در بخش شرقی کوهستان های قندیل، فعالیت دارد که شاید ۵ ساعت پیاده از مرز ایران فاصله دارد. فعلا که مسئول گروه مسلح پژاک را عبدالرحمن حاج احمدی معرفی کرده اند، مشهور است که با وجودی که بارها انشعاب هایی رخ داد و افرادی که صلاحیت و مشروعیت این شخص را به چالش می کشند، از پ ک ک جدا می شوند و بعد در شرایطی نامعلوم و مکشوک، کشته می شوند و انشعاب های درونی مانند شبکه ای مافیایی، مطرح نمی شود و یا در نطفه خفه می شوند..

در سال ۲۰۰۳ پژاک به صورت شاخه ای از پ ک ک با هدف ایجاد خشونت و ترویج ترور در کردستان ایران تاسیس شد و تمامی اسناد و مدارک و بیانیه های این فرقه نشان می دهد که اعضای اولیه تشکیل دهنده آن همان اعضای پ ک ک و بیشتر از کردهای ایرانی می باشند. از ایام تاسیس تا به امروز، علی رغم ادعای فرقه پژاک و چتر حامی اش پ ک ک به رهبری عبدالله اوجالان که همیشه با بوق و کرنا اعلام آتش بس می کنند، خود را طرفدار دموکراسی و آزادی مردم کرد می‌دانند، هر روز شاهد خشونت و ترور توسط این فرقه هستیم که بعد خود رسما مسئولیت آن را برعهده می گیرند و پژاک و پ ک ک مخل امنیت مردم کرد شده اند
به هر حال پژاک پس از سفر مسعود بارزانی به تهران ( اوایل آبان ۱۳۹۰ ) و وعده های مکررش به مقامات امنیتی و نظامی و عقد قراداد بین ایران و پ ک ک ، عملا تعطیل شده و افسانه سرائی های رسانه ای و تبلیغاتی اش هم ظاهرا پایان یافته. و جز نفوذ در رسانه ها، فعالیتی دیگر ندارند. به قول یکی از مقامات سیاسی آمریکا ” امروزه آنکارا و تهران و بغداد با دیدگاهی توام با شک و تردید به مسعود بارزانی، می‌نگرند که بیشتر او یک فیگور محلی است تا قدرت صاحب نفوذ سیاسی. زیرا از روز نخست نفوذ و قدرت چندانی در برایر پ ک ک نداشته و ندارد و نتوانست که در این مدت – با وجود وعده‌هایش به ترکیه و ایران – کمترین محدودیتی برای عملیات تروریستی پ ک ک و پژاک ایجاد کند و بهانه او این است که پ ک ک را نمی‌تواند اخراج کند اما بیشتر دلالت بر عدم توان او در انجام این مساله دارد و از دیگر سو تعامل پنهانش با اورشلیم. شاید اگر دلسوز و مدافع منافع و مصالح اقلیم می‌بود، به چنین امری مبادرت می‌کرد، وی برای عقب راندن نیروهای حزب رقیبش از اربیل از بمباران هواپیماهای ترکیه و توپ باران تانک‌های عراقی سود جست و تاریخ شاهد اضمحلال هزاران کرد را در راه رسیدن وی به این شهر و نامیدن پایتخت کردستانش، بر ان بود، اما یک قدم برای عقب راندن پ ک ک و پژاک از خاک کردستان، برنداشت”.
و امروزه پ ک ک، صراحتا حامی سوریه سکولاریست  و تائید کننده حکومت بشار اسد سکولاریست  است و حتی اعلام کرده در صورت حمله ترکیه ما از خاک و وطن خود دفاع می کنیم! و البته حکومت سکولاریست  سوریه هم پس از نیم قرن به صدها هزار کرد که فاقد حق شهروندی بودند و حتی هویت شان را به رسمیت نشناخته، شناسنامه داده و با حزب اتحادیه دموکراتیک کردستان (شاخه سوری پ ک ک) که خود را مهمترین تشکل سیاسی کرد در کشور می داند توافق کرده که کنترل کردستان سوریه در اختیار آنها باشد. البته به طور مشهود، در تابستان امسال، ادبیات سیاسی روزنامه های ایرانی خطاب به پ ک ک تغییر مشهود یافت و به جای عادت مرسوم “تروریستها” از واژه “مبارزان و جنگجویان” استفاده شده است. اما یکی کارشناسان سیا بر این باوراست که در جنگ داخلی سوریه، دعوا بر سر منافع دو کشور ایران و ترکیه است و از دور هم عراق در موضوع منتفع است. آیا تقویت پ ک ک نیز اقدام مناسب استراتژیکی محسوب می شود که دوباره ایران از آن سود می جوید؟ و البته کارشناسان میت ترکیه هم بر این عقیده هستند که ایران در تحریک کردهای ترکیه را در حمایت فعلی از اوجالان بر عهده دارند. که تاکنون ایران ان را تکذیب نکرده است.
حزب سکولاریست کارگران کردستان ترکیه- پ ک ک- روز شنبه ،‌ به طور رسمی با ارتش این کشور اعلام آتش بس کرد. در شب نخست نوروز امسال با گردهمائی هزاران نفر از کردهای ترکیه ، اوجالان از زندان پیامی فرستاد، ضمن اعلام آتش بس، از نیروهای فرقه اش در داخل ترکیه خواست که ترکیه را ترک کنند و به قندیل – پایگاه اصلی این گروه در کردستان عراق – بروند. گروهی ازمردمان خوشحال بودند که کابوس پ ک ک بر زندگی انان پایان یافته و گروهی از شیفتگان ترقه بازی هم – تحت عنوان منتقدان – پیام اوجالان را به معنای خلع سلاح پ.ک.ک معنی کردند که برنده بازی هم دولت ترکیه خواهد بود و دیگر پ.ک.ک توانی برای دفاع از خود نخواهد داشت .
نوشیروان مصطفی امین – رهبر جنبش تغییر – و نماینده اتحادیه میهنی کردستان عراق هم در این نوروز در کنار کردهای ترکیه بود اما از طرف بارزانی، نماینده ای حضور نداشت. زیرا معمولا در نزدیک شدن به حکومت های مرکزی دارای جمعیت کردنشین، بارزانی دوست دارد که در صف اول ماجرا باشد و به قول خودش خالص و مخلص بودن خود را به آن حکومت همسایه اثبات کند. البته اوجالان بارها و بارها، بارزانی را به عوامفریبی، تبارگماری، تفکر قبیله ای، سواستفاده از مردمان عوام، و خیانت و جنایت متهم کرد که خود را برای شاهنشاهی و خلیفه گری در کردستان آماده می کند. مسعود بارزانی هم با کمک اداره امنیت حزبش – پاراستن – که مافیایی رسانه ای دارد در این مدت علاوه بر سانسور کامل اخبار جلال طالبانی، یک خبر هم درباره اوجالان و کردهای ترکیه منتشر نمی کند زیرا با نزدیک شدن دوباره اوجالان به ترکیه، دیگر بودن او از نظر سیاسی، محلی از اعراب نداشته و ندارد.
مسعود بارزانی و حزبش برای ادامه کار بازرگانی و داد و ستد تجاری ، خواهان حل موضوع کردهای ترکیه بود که البته او بیشتر به دنبال اضمحلال کامل پ ک ک است. بارزانی از سال ۱۹۹۲ به بعد با استفاده از امکانات مادی و حزبی و قدرت نظامی – امنیتی سعی در ساخته و پرداخته کردن تاریخی و هویتی برای خود و قبیله اش دارد اما وقتی با تجمع هزاران نفری کردهای ترکیه و عکس اوجالان روبرو می شود، نمی تواند بپذیرد. عین همان حالتی که مصطفی بارزانی در مهاباد داشت و وقتی بعضی از مردمان فریب خورده  از قاضی محمد  مرتد استقبال می کردند و عکس او را بلند می کردند او هم عصبی می شد و یا در نزد پیرهای عشایر بدگوئی می کرد و یا هنگام رژه سربازها، عکس استالین را می گذاشت. و خود را رهبر خودخوانده کل کردهای جهان می دانست. و امروز هم همان میراث مانده است که کردستان ایران و عراق و سوریه و ترکیه تحت نفوذ خود و حزبش باشد.
البته دولت سکولاریست  ترکیه هم اندک اندک در مسیری گام برمی دارد که هویت کردها را به رسمیت بشناسد و قوم کردها را به عنوان یک حقیقت غیر قابل کتمان در کشورش داشته باشد و صلح با کردها، می تواند در تعامل ترکیه و اروپا کمک وافری باشد. اما درباره احتمال آزاد کردن اوجالان ، این تصور می رود که اردوغان نمی تواند نظرش را بر اداره امنیت ترکیه و ارتش بقبولاند و فعلا اندیشیدن به این موضوع دور از ذهن است.
چنانچه دیدیم تازمانی که  سازمان اطلاعاتی –  نظامی  آرگنکون. Ergenekon  وی را مناسب کاری می دید از وی در همان کار استفاده می کرد و الان در ویلایش در ایمرالی از وی پذیرائی نموده و درکارهای دیگری از وی استفاده می کند . اوجالان ابزاری است جهت استفاده ی    سازمان اطلاعاتی –  نظامی  آرگنکون Ergenekon  . زمانی جهت سرکوب  و ترور مجاهدین شریعت گرای حزب الله ترکیه از آن استفاده کرد و الان هم جهت ایجاد جنگ داخلی در کوردستان سوریه در خدمت مصالح دشمنان ملت کورد هستند  و زمانی هم آمریکا جهت ترور مجاهدین در بغداد و موصل و کرکوک از آنها استفاده می کرد و زمانی هم که در ایران حظور داشتند مخالفین دولت ایران را در خاک کوردستان عراق ترور می کردند  و…..

اما در نهایت می توان گفت هم اکنون روشنفکران ما  که می توانند در جامعه تغییری به وجود اورند از ماهیت و وظیفه ی این حزب پلید سکولار کمونیست و رهبر بادکنکی آن آگاهیهای لازم را کسب کرده اند و خاموش شدن آتش این فتنه را به نفع مردم مسلمان کوردستان و منطقه می دانند .

 

[۱] این مقاله و تحلیل چند سال پیش نوشته شده ، درستی این تحلیل را همه در این چند سال گذشته و هم اکنون مشاهده کرده ایم(شورای مدیریت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم)

دیدگاه‌تان را بنویسید: