درخواست مردم مسلمان کردستان مبنی بر اعدام قاضی محمد مرتد در جلو چشم هایشان تا…

درخواست مردم مسلمان کردستان مبنی بر اعدام قاضی محمد مرتد در جلو چشم هایشان تا…

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

بر اثر پیگیری های صدر قاضی دولت فرمان عفو عمومی محمد رشید بانه و دیگر همکارانش شامل علی جوانمردی و حاج بابا شیخ و… را صادر نمود (حاج بابا شیخ بعدها به نخست وزیری قاضی در جمهوری مهاباد رسید) و تمامی اهالی منطقه اعتراض نمودند که تلگراف مورخ ۲۶/۱۱/۱۳۲۳ مردم خطاب به نخست وزیر ، رئیس مجلس و دکتر مصدق نهایت کینه و تنفر عمومی مردم مسلمان منطقه و برائت و جدایی آنان از جانیانی که «مردمان این سامان را قید اسارت خود در آورده، از قتل، غارت ، تعدیات به ناموس اهالی دریغ ننموده و…» را به صراحت هر چه تمام تر ابراز می دارند.

اما در نهایت امر می بینیم که ورق بر خلاف میل و درخواست مردم به نفع اشرار و دزدان گردنه گیر بر می گردد و پس از تحمل ۱۶ ماه ذلت، ظلم و دیکتاتوری و وحشت همان درخواست قبلی را به دولت مرکزی اعلام می دارند چون در میان خودشان رهبر یا جماعتی نیست که به آن پناهنده شوند به همین دلیل ابتدا می نویسند و با تلگراف اعلام می دارند که با مرتدین قاضی همراه نیستند و سپس دولت را دعوت به سرکوب آنان می نمایند. بعد مرتدین را علیه دولت مرکزی یاری نمی رسانند و تنهایشان می گذارند. و در نهایت خواهان اعدام و انهدام مرتدین می گردند و به غیر از آن هم راضی نمی شوند.

بسیاری از اهالی مهاباد و به خصوص افراد برجسته و صاحب نام شهر و حتی بسیاری از همراهان قدیمی قاضی ها با ارسال تلگراف و نامه های بی شمار خواهان اعدام قاضی های مرتد بودند. شمار زیاد نامه ها و امضا کنندگان و نیز موقعیت اجتماعی و اقتصادی خاص آنان به عنوان افراد صاحب نفوذ اعم از روحانیون ، کاسب ها ، رؤسای عشایر و… انتهای تنفر عمومی و اعلام انزجار تمام طبقات جامعه نسبت به اعمال قاضی مرتد و اطرافیانش ، جنایات و بی ناموسی های آنان ، کمونیسم و پیامدهای اخلاقی و دیکتاتوری آن و… را نشان می دهد. در این نامه ها اصطلاحاتی چون:

« باعث ریختن خون جوانان ما ، ملت را دچار بدبختی نموده ، جباران میهن فروش و خائن …دار و ندار ملت را از دستمان گرفته استدعا می نماییم این… درنده جانی را در پیش چشم ما مظلومان ستمدیده تنبیه مجازات نمایید که جراحات ما ملت مظلوم التیام پذیرد… جوانان ما که خون آن ها به نا حق ریخته… انتظار تسکین است. تعدی به جان و مال و… مردم برای این که این عمل بار دیگر در تاریخ ایران تکرار نشود و استدعا و تقاضای مجازات و اعدام خائنین را خواستار… از آذر ماه ۱۳۲۴ به منتهای زجر و شکنجه گرفتار و روز و شب در دست یک مشت خائنین بی وطن… ریشه فساد به کلی از این سامان قطع شده… » به کرات به کار برده شده و خواهان اعدام قاضی ها به عنوان مسببین تمامی بدبختی هایشان می شوند. البته خانواده قاضی ها هم بیکار ننشسته و به ارسال تلگراف و عریضه برای نخست وزیر یعنی قوام السلطنه تلاشی را برای خنثی کردن سیل درخواست های مخالفین قاضی مبنی بر اعدام آن ها آغاز کردند. هر چند این درخواست ها به جایی نرسید.[۱]

چرا به جایی نرسید – در حالی که حکومت ظالم تهران و هر حکومت سرکوبگری به چنین گرگ هایی نیاز دارد. دولت مرکزی ماه ها قاضی مرتد را در زندان نگه داشت تا شاید مردم جنایت هایش را فراموش کرده و به اصطلاح آب ها از آسیاب بیافتد و بتواند از این مهره ی آزمایش شده بهره گیری نماید اما زمانی که تهدید مردم مبنی بر شورش در صورت عدم اعدام قاضی را دید نتوانست در برابر مردم ایستادگی کند و توان دفع شورش مردم در چنان موقعیتی را در خود نمی دید به همین دلیل تسلیم خواست مردم بر اعدام قاضی و همراهانش در جلو چشم ستمدیدگان مهاباد گردید.

 

ولله الحمد والمنه

و الله اكبر

ابوسلیمان هورامی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[۱] . خاطرات هاشم شیرازی داماد قاضی مرتد : ۸ – ۱۲۶

دیدگاه‌تان را بنویسید: